حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

حمیدرضا فلاح

آرشیو مطالب » فرهنگ و ادب

تعداد بازدیدها: 4,436 مشاهده
پنج‌شنبه 3 آگوست 2017

در زندگی به عقب نگاه کن اما به عقب برنگرد… گام های بلند رو به جلو بردار بزودی موفقیّت و آرامش را لمس خواهی کرد…

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 3,927 مشاهده
یکشنبه 25 ژوئن 2017

کتاب های روانشناسی را خط به خط  می خوانی در انتطار معجزه؟! ببین پیامبر قلبت چه می گوید نویسنده ها امام زاده نیستند!

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 1,102 مشاهده
جمعه 19 می 2017

راهی به من نشان بده ای قبله ی امید زین روزگار دلم از زمانه گرفته است

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,795 مشاهده
یکشنبه 27 نوامبر 2016

لبخندهای گذشته امید به آینده را در من زنده می کند امروز مثل دیروز لبخند میزنم تا فردا به عکس امروز نگاه کنم

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 1,988 مشاهده
یکشنبه 7 آگوست 2016

درسته که جزء شعراء محسوب نمیشم اما گاهی دلنوشته هایی موزون بر ذهن و قلب و زبانم جاری میشه که شاید شنیدنش برای شما خالی از لطف نباشه! این دو تک بیتی رو تقدیم می کنم به ساحت مقدّس کریمه اهل بیت بی بی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها مادرم نیست در این شهر ولی مادری کردی و حق پدری داری تو —————————————- بیِ بیِ بی حرم حرمش در حریم توست این گفته ی هاتف صادق به مرعشی است

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 4,896 مشاهده
چهارشنبه 4 نوامبر 2015

بین چهارراه مانده ام… چراغ سبز تو صراط مستقیم من است!

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 5,315 مشاهده
چهارشنبه 26 نوامبر 2014

یک صبح پاییزی قدم زنان در کوچه باغ ها تو می مانی و برگ ها فقط مهم این است قدر لحظه ها را بدانی

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,136 مشاهده
پنج‌شنبه 28 آگوست 2014

مـیـدانِ آسـتـانـه و چـشـمی بـه گـنـبدت درمـانـده و شـکـسـتـه و تـائـب کـنـارِ تـو در دسـت های مسـئـلـتم یک سـلامِ داغ در انـــتــظـارِ پــــاســخِ واجـــب کـنـارِ تـو در انــعــکاسِ آیــنــه هــایــت ســروده ام شـعـری بـرای حـضـرتِ صـاحـب کـنـارِ تـو پـــروانــه وار دورِ حـــرم بــال مــی زنــنــد روزی هــــزار عـــالــم و کاسـب کـنـارِ تـو رویـای هـر کـبـوتـرِ شـیـدای صـحـن هـات یـک آشــیـانِ گــرم و مـنـاســب کـنـارِ تـو الـفـاظ هـم بـه اذنِ تـو اعـراب مـی دهـند هـسـتـنـد جـار و جازم و نـاصـب کـنـارِ تـو شیرین تر از حـلاوتِ سـوهانِ حاج حسیـن هــر روز صــبـح درسِ مــکاسـب کـنـارِ تـو “حجه الاسلام محمد عابدینی“

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,485 مشاهده
چهارشنبه 9 جولای 2014

گفتم آلوده دلم گفت تو را می بخشم گفتم از تو خجلم گفت تو را می بخشم گفتم از حُرم هوا و هوسم می سوزم در گنه مشتعلم گفت تو را می بخشم گفتم از بس که بَدام مونس و یارم بودن به بدی متصلم گفت تو را می بخشم

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 5,180 مشاهده
شنبه 10 می 2014

یک بار تنهاییم را با دیگران تقسیم کردم… چند برابر شد… تو تنهاییت را قسمت نکن! اینجا زمین است! ساعت به وقت انسانیت خواب است!

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 3,533 مشاهده
پنج‌شنبه 27 مارس 2014

سرمایه محبت زهراست دین من من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا یک ذره از محبت زهرا نمی دهم

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,731 مشاهده
چهارشنبه 22 ژانویه 2014

خداوند دل های شکسته را دوست دارد چرا که مولا علی علیه السّلام فرمود از نشانه ی خوبان این است که قلب های محزونی دارند[۱] [۱]. صفات الشیعه، ص۲۰، نهج‏البلاغه، خطبه ۱۹۳ (تعبیر حضرت در توصیف متقین اینگونه است: قلوبهم محزونه)

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 4,430 مشاهده
جمعه 18 اکتبر 2013

دلم گرفته از این طعنه های مردم شهر چقدر خسته ام آقا… مرا حرم ببرید

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 5,954 مشاهده
جمعه 18 اکتبر 2013

با این همه، غربت سیدالشهدا عجب جانسوز است دیگر جایی برای این ای کاش ها و اگرها نیست… کاروان کربلا در راه است و اگر تو را هوس کرببلاست، بسم الله سید مرتضی آوینی

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 3,276 مشاهده
دوشنبه 16 سپتامبر 2013

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می ‌خوانم قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌ دانم نمی‌ دانم چرا این قدر با من مهربانی تو نمی‌ دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم نگاهم روبه‌ روی تو بلاتکلیف می‌ ماند که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم به دریا می‌زنم، دریا ضریح توست غرقم کن در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم: که من یک شاعر درباری ‌ام مداح سلطانم سید حمیدرضا برقعه ای

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,279 مشاهده
پنج‌شنبه 5 سپتامبر 2013

به مناسبت فرارسیدن میلاد دختر گرامی حضرت موسی بن جعفر (علیهم السلام) این غزل را تقدیم به محضر بی بی حضرت معصومه (سلام الله علیها) می کنم: نه جسارت نمی کنم اما، گاه من را خطاب کن بانو چیزی از دیگران نمی خواهم، تو مرا انتخاب کن بانو در کنار تو قطره ام اما، تو مرا رهسپار دریا کن در کنار تو ذره ام اما، تو مرا آفتاب کن بانو دل به هرسو که می رود بسته است، دیگر از دست خویش هم خسته است دارد این گونه می رود از دست، آه قدری شتاب کن بانو به گمانم که خسته ای از من، خسته ای دل شکسته ای از من وای اگر که تو را می آزارد، خب دلم را جواب کن بانو مانده ام بین رفتن و ماندن، رفتن و مبتلای غیر شدن ماندن و عاقبت به خیر

… ادامه مطلب …

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,666 مشاهده
دوشنبه 17 ژوئن 2013

خدایا حواست هست؟؟؟ صدای هق هق گریه ام از همان گلویی می آید… که تو از رگ گردن به آن نزدیکتری![۱] [۱]. نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید؛ و ما به او از رگ گردن نزدیکتریم (سوره ق، آیه۱۶).

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,841 مشاهده
یکشنبه 9 ژوئن 2013

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم هرکسی هم که می آید میشکند هم نمازش را هم دلم را همین…!

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,520 مشاهده
چهارشنبه 5 ژوئن 2013

می خواهم دردهایم را بنویسم اما واژه ها بی طاقت شده اند و حوصله ی حرف های مرا ندارند! واژه ی “سکوت” آرام است و به دردهای من گوش می دهد!

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,757 مشاهده
پنج‌شنبه 28 فوریه 2013

بی قرار توأم و در دل تـــنـــگم گله هاـست آه! بی تاب شدن عادت کم حوصــله هاست مثل عکس رخ مــــهــتاب که افــتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاســت آســمـــان با قــفس تــنـــگ چه فرقـی دارد؟ «بال»وقتی قفس پر زدن چـلــچله هاســــت بی تو هر لـــحظــه مرا بــیـم فرو ریختن است مثل شــهری که به روی گـسـل زلزله هاست باز می پرســمـــت از مســئله دوری و عـشق و ســکوت تو جواب همه مســـئـــلـــه هاست گریه های امپراتور

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,468 مشاهده
پنج‌شنبه 22 نوامبر 2012

این اشک ها به پای شما آتشم زدند ……. شکر خدا برای شما آتشم زدند من جبرئیل سوخته بالم، نگاه کن ……… معراج چشم های شما آتشم زدند سر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم .. هرجا که در عزای شما آتشم زدند از آن طرف مدینه و هیزم، از این طرف ……….. با داغ کربلای شما آتشم زدند بردند روی نیزه دلم را و بعد از آن …………. یک عمر در هوای شما آتشم زدند گفتم کجاست خانه ی خورشید شعله ور … گفتند بوریای شما، آتشم زدند… دیروز عصر تعزیه خوانان شهرمان ………….. همراه خیمه های شما آتشم زدند امروز نیز نیّر و عمّان و محتشم ………………… با شعر در رثای شما آتشم زدند «دیشب اگر به داغ شهیدان گداختم ………… امشب ولی برای شما آتشم زدند تا باخبر ز شور نیستانی ام کنند …………. مانند نینوای

… ادامه مطلب …

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,999 مشاهده
پنج‌شنبه 11 اکتبر 2012

آدم خلیفه تنهای خدا روی زمین است امپراتوری که گاهی باید برگردد به آخرین سلاح اش «… و آخرین سلاح او گریه است»

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 3,868 مشاهده
جمعه 31 آگوست 2012

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد /  ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم / مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد شاید این باغچه ده قرن به استقبالت / فرش گسترده و در دست گلایل دارد تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز / ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز / می خرم از پسرک هر چه تفال دارد یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت / یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد هیچ سنگی نشود سنگ صبورت، تنها / تکیه بر کعبه بزن، کعبه تحمل دارد…                                                            

… ادامه مطلب …

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,245 مشاهده
دوشنبه 23 آوریل 2012

حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: آن دو (حسنین علیهما السّلام) را از روی سینه مادرشان بلند کرده و شروع به بستن کفن نمودم و در آن لحظه این ابیات را می خواندم:           فِرَاقُکِ أَعْظَمُ الْأَشْیَاءِ عِنْدِی                وَ فَقْدُکِ فَاطِمُ أَدْهَى الثُّکُولِ‏           سَأَبْکِی حَسْرَهً وَ أَنُوحُ شَجْواً           عَلَى خَلٍّ مَضَى أَسْنَى سَبِیلٍ‏           أَلَا یَا عَیْنُ جُودِی وَ أَسْعِدِینِی                 فَحُزْنِی دَائِمٌ أَبْکِی خَلِیلِی‏ ترجمه: مفارفت و جدایی تو بزرگترین چیز در نزد من است و از دست دادن تو دشوارترین مصائب است ای فاطمه! از روی حسرت خواهم گریست و با اندوه و غم، ناله خواهم زد به خاطر دوستی که به روشن ترین راه حرکت کرد. ای دیده فرو ریز و بخشش کن و مرا یاری ده! اندوه من همیشگی است و بر دوستم می

… ادامه مطلب …

حمیدرضا
تعداد بازدیدها: 4,252 مشاهده
شنبه 14 آوریل 2012

تمام شمع وجود تو، آب شد مادر!       دعای نیمشبت، مستجاب شد مادر! گل وجود تو پرپر شد و به خاک افتاد        بهشت آرزوی ما، خراب شد مادر! بجای شمع که سوزد به قبر پنهانت          علی، کنار مزار تو، آب شد مادر! میان آنهمه دشمن که می‏زدند تو را         دلم به غربت باب کباب شد مادر! حمایت از پدرم را گناه دانستند           که کشتن تو در امت، ثواب شد مادر! به یاد ناله‏ی مظلومیت دلم سوزد      که چون سلام پدر، بی‏جواب شد مادر! غلامرضا سازگار (میثم)

حمیدرضا
تعداد بازدیدها: 4,210 مشاهده
پنج‌شنبه 26 ژانویه 2012

خانه ات را حلقه بر در می زنم ………… گرد بام خانه ات پر می زنم آن قدر در میزنم این خانه را …………… تا ببینم روی صاحب خانه را تا به عشق خود اسیرم کرده ای …… از علائق جمله سیرم کرده ای من به غیر تو ندارم هیچ کس ………… مهدی زهرا به فریادم برس

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 3,272 مشاهده
دوشنبه 24 اکتبر 2011

دلم مثلِ غروبِ جمعه ها دارد هوایَت را ……… کجا وا کرده ای این بار، گیسوی رهایَت را کجا سَر در گریبان بُردی و یادِ من افتادی ……… که پنهان کرده باشی گریه هایِ های هایَت را خیابانِ ولیِ عصر، بی شک جایِ خوبی نیست .. که در بینِ صداها گُم کُنی بُغضِ صدایَت را تو هَم در این غریبستان وطن داریّ و می دانی ………… بریده روزگارِ بی تو صبرِ آشنایَت را نسیمی از نَفَس افتاده ام، از نیل ردّم کن …… رها کن در میانِ خُدعه ی ماران، عصایَت را فقط یک بار از چشمانِ اشک آلودِ من بگذر …… که موجاموج هر پلکم ببوسد جایِ پایَت را گُلِ امّید را در روزِ بی خورشید، خیری نیست …… شب است و می کِشی رویِ سرِ دنیا عبایِت را محمد جواد شاهمرادی

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 3,263 مشاهده
جمعه 22 آوریل 2011

از آنجایی که در ایّام فاطمیه هستیم، روز جمعه ای تصمیم گرفتم مطلب ای رو درج کنم که هم با این روز و هم با این ایام تناسب داشته باشه. انشاالله مورد پسند شما قرار بگیره. علامه میرجهانی رحمه الله علیه فرمودند:در عالم رؤیا، مادر مظلومه ام حضرت فاطمه صدیقه (علیها سلام) را دیدم و ایشان سه بیت شعر فارسی خواندند، وقتی بیدار شدم فقط یک بیت را به یاد داشتم و آن بیت اینگونه است: دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود    در این زمان دل فرزند من شکسته تر است[۱] ________________________________________ [۱]. شیفتگان حضرت مهدی، ج۱، ص۱۶۰ به نقل از عنایات حضرت مهدی به علما و طلاب، ص۱۷۶٫

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,063 مشاهده
سه‌شنبه 12 آوریل 2011

امروز به دلم افتاد با توجه به اینکه داریم به فاطمیه اوّل نزدیک میشیم شعر زیبایی از «سیّد حمیدرضا برقعی» در وصف بی بی دو عالم حضرت زهرا (سلام الله علیها) خدمت شما عزیزان ارائه بدم . این شعر رو بخونید حتماً لذّت خواهید برد. دنیا به کام تلخ من امشب عسل شده است … شیرین شده ست و ماحصلش این غزل شده است تأثیر مهر مادری ات بوده بر زبان … این واژه ها اگر به تغزل بدل شده است مادر! حضور نام تو در شعرهای من … لطف خداست شامل حال غزل شده است غیر از تو جای هیچ کسی نیست در دلم … این مسئله میان من وعشق حل شده است سیاره ای که زهره نشد آه می کشد … آه است و آه آنچه نصیب زحل شده است زهرایی و تلؤلؤ نور محبّتت … در سینه

… ادامه مطلب …

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 2,262 مشاهده
پنج‌شنبه 17 مارس 2011

به مناسبت آخرین جمعه سال۸۹ تصمیم گرفتم شعر زیبایی رو خطاب به امام حی و حاضرمون حضرت صاحب الزمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در وبگاهم قرار بدم. وقتی به اعمال امسالم نگاه میکنم میبینم نتونستم سرباز خوبی برای آقا باشم. شما دعا کنید نکنه در سال جدید خود اهل بیت علیهم السلام نظری بهمون کنن. شاید عوض شدیم. در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم ………. اصلاً به تو افتاده مسیرم که بمیرم یک قطره آبم که در اندیشه دریا ………. افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم ………. یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی ست ………. من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته ام را ……… بگذار بمیرم که بمیریم که بمیرم ابوالفضل (فاضل) نظری

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
تعداد بازدیدها: 5,103 مشاهده
پنج‌شنبه 6 ژانویه 2011

بمبی که سوز عشق تو در جان ما گذاشت چشمان عاشقت که مرا تا خدا کشاند پل زد کمان ابروی تو بر پل صراط دریا که دستِ تو، ملوانان که مست تو آتش کجا اثر به جمال خلیل داشت؟ ای کاش در غلاف، دو پایش شکسته بود دستانِ بی­حیای شب از آسمان به زور …گریه امان نداد وَ ابهام شعر من چندین هزار کشته و زخمی به جا گذاشت قانون سختِ جاذبه را زیر پا گذاشت دریای عفو در عطشِ کربلا گذاشت بر کشتی­اش چه خوب خدا، ناخدا گذاشت داغِ توشعله روی دل خیمه­ها گذاشت تیغی که دست بر رگِ خون خدا گذاشت خورشید را گرفت و سَرِ نیزه­ها گذاشت سرپوش روی عاقبتِ ماجرا گذاشت[۱]عبّاس احمدی [۱] . پایین پای دریا، ص۳۱٫

حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
Designer : Mohammad Rafiei