حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

حکایتی عجیب و خواندنی به نقل از علامه میرجهانی (ره)

تعداد بازدیدها: 9,195 مشاهده

علامه بزرگ سیّد محمّد حسن طباطبایی میرجهانی اصفهانی (اعلی الله مقامه) در کتاب البکاء للحسین (علیه السّلام) حکایت عجیبی را به شرح زیر نقل کرده است:

در احادیث وارد شده که در مدینه طیّبه یکی از شیعهیان مجالس ازدواجی فراهم کرده بود و از حضرت زین­ العابدین (علیه السّلام) تقاضا کرده بود که آن مجلس را به قدوم شریف خود زینت دهد و آن حضرت انکار می­فرمود. در اثر اصرار زیاد، حضرت فرموده بود که اگر عهد می کنی مرثیه خوانی در مجلس خود دعوت می کنی که در مصیبت پدر بزرگوارم حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) مرثیه ای بخواند دعوتت را اجابت می کنم. او قبول می کند و مرثیه خوانی را دعوت می کند. پس از آنکه آن بزرگوار در آن مجلس تشریف فرما می شود، مرثیه ای خوانده می شود و آن حضرت و حاضرین گریه زیادی می کنند. چون مجلس برگذار می شود و اهل مجلس می خواهند متفرّق شوند صاحب مجلس متوجّه می شود که آن حضرت بر دم در ایستاده کفش های حاضرین را در پیش پاهاشان جفت می فرماید.[۱]


[۱]. البکاء للحسین (علیه السّلام)، تحقیق حامد فدوی اردستانی، ص۴۳۰٫ (این خبر را علامه نقل به معنی کرده است.)

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۸ نظر برای این مطلب
  • 110
    دی 2ام, 1389 در 5:45 ب.ظ

    سلام حاجی/موفق باشی/میر

      [پاسخ]

      امیر قدوسی
      دی 4ام, 1389 در 3:31 ب.ظ

      بیا مارو حذف میکنی آمارت میاد پایین!

        [پاسخ]

        امیر
        دی 16ام, 1389 در 2:55 ب.ظ

        میشه بگید چطور بالای وبلاگتونو اونطور کردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟عکستون و با گنبدو گذاشتید.میشه راهنماییم کنید؟

          [پاسخ]

          admin پاسخ در تاريخ دی 17ام, 1389 6:46 ق.ظ:

          سلام.
          درباره سؤالتون باید بگم که این مربوط به طراحی و گرافیک میشه که به صورت فایل فلش درآورده شده.

            [پاسخ]

            علیرضا
            اسفند 21ام, 1390 در 2:17 ق.ظ

            سلام علیکم.
            استفاده کردیم..
            در ضمن یک اشتباه تایپی در متن این مطلب وجود دارد.
            محمد نوشته شده محم
            یا علی
            ـــــــــــــــــ
            پاسخ: ممنون از شما دوست بزرگوار. تصحیح شد.

              [پاسخ]

              حسین ناظردوست
              شهریور 17ام, 1391 در 11:54 ق.ظ

              باسلام!دررابطه باسیادت علامه میرجهانی مطلبی را برای بنده نقل کرده اند ازمقدمه کتاب دیوان حیران که ایشان جوان عربی را در بقعه امامزاده سلطان ابراهیم ع واقع در شهر کهنه قوچان دیده اند و. آن جوان عرب در کنار ضریح مطهر امام زاده به ایشان فرموده اند که شما سید هستید چرا عمامه مشکی بر سر نمیگذارید!؟ وایشان پیگیر شده اند و توسط آیت الله بروجردی عمامه مشکی بر سر گذاشته اند.چنانچه می توانید این مطلب را برای بنده پیدا کنید بسیار ممنون می شوم.ناظردوست مدیر اجرایی امامزاده سلطان ابراهیم ع
              ـــــــــــــــــــــــــ
              پاسخ: با عرض سلام و ادب.
              بسم الله الرحمن الرحیم
              مرحوم آیت الله میرجهانی (ره) شرحی از کوشش های خود و چگونگی اثبات سیادت خود و نیز کلیه تأییدیه هایی که از مراجع و علمای نجف و ایران دریافت نموده بود را در کتابی به نام «السبکیه البیضاء» گردآوری نمود.
              مرحوم میرجهانی در ابتدا در سیادت خود تردید نداشت، اما پس از مدتی تحقیق این امر برای خود او به اثبات رسید، اما مدرکی کتبی نیافت تا بتواند سیادتش را اظهار کند. به هر حال از چهار طریق توانست آن را اثبات کند و در نتیجه مورد تأیید مراجع تقلید، علما و فضلای وقت قرار گرفت.
              آقای سید حسن فاطمی در مقدمه ای که به این اثر نوشته در بیان خلاصه این چهار طریق مرحوم میرجهانی می نویسد:
              الف: گواهی سالمندان متعدد که خبر سیادت میرجهانی را سینه به سینه نقل می کردند.
              ب: مدرکی مربوط به سال ۱۲۵۱ ق ( ۱۲۱۴ ش ) که سالمندان محمّدآباد در آن زمان، در مورد سیادت میرجهانی و نواده های او شهادت داده بودند.
              ج: شجره نامه ای از میرجهانی و میرعماد که چند نفر آن را تأیید کرده اند، که برابر اصل است و یکی از امضاکنندگان، آخوند ملا محمد بن محمد رسول کاشانی ـ شاگرد خاص حجه الاسلام شفتی ـ است و تاریخ امضای او ۱۲۵۸ ق ( ۱۲۲۱ ش ) می باشد.
              د: شجرنامه ای که اصل آن را پدربزرگ میرجهانی، یعنی میرکاظم زواره ای از روی آن استنساخ کرده است. این نسب نامه در سال ۱۳۳۷۷ ق ( ۱۳۳۸ ش ) به دست آیت الله میرجهانی می رسد و ایشان هم در اندازه ای بزرگ از روی آن استنساخ، و علما و فضلای وقت، در اطراف؛ آن را تأیید کرده اند، سپس آن را در سال ۱۳۳۸ ش چاپ و منتشر کرد. (سبکیه البیضاء، ص۱۰)
              مرحوم میرجهانی در لابه لای کتاب خود (السبکیه البیضاء) به غیر از راه های چهارگانه ذکر شده در اثبات سیادت شان، را دیگری را ذکر می کند که در اثبات سیادت ایشان برای شخص خودشان مؤثر بوده ولی نمی توانستند آن را برای عموم بیان دارند که آن کمک گرفتن از امور غیر عادی است و آن به خاطر احاطه ایشان به علوم غریبه بوده است؛ اما وی آن را به روشنی در این کتاب بیان نکرده است.
              در یک جا می نویسد:
              «چند روزی را به قصد کشف این مطلب و حل این مشکلات (اثبات سیادت) در حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) متوسل شدم.
              علاوه بر واردات غیبیه و کشفیات سریه ای که گفتنی و نوشتنی نیست و باید در تحت لفافه بماند، چند روزی نگذشت که به مجرای عادی راه فتحی به کشف این موضوع برایم باز شد، هر چند از مجرای غیر عادی یقین قطعی به صحت انتساب خود و اولاد میرجهانی، برایم حاصل شده بود، ولی نمی توانستم در مقابل عموم، آن را سند برای غیر قرار دهم و اقامه ی برهان و دلیل کنم؛ لکن به توجهات حضرت ثامن الحجج محذور هم برایم مرتفع شد.» ( سبکیه البیضاء، ص۱۲)
              ایشان در جای دیگر می نویسد:
              «نگارنده بدون اشاره از مبادی عالیه، مبادرت در نوشتن این رساله نکردم، کما این که قبل از اشاره، وقتی اراده کردم که اقدام و کوشش در اظهار این امر کنم، استخاره با قرآن مجید کردم ـ این آیه از سوره مبارکه نحل آمد:
              (وَ اللَّهُ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتهَِا إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاََیَهً لِّقَوْمٍ یَسْمَعُون)
              ترجمه آیه: خداوند از آسمان، آبى فرستاد و زمین را، پس از آنکه مرده بود، حیات بخشید! در این، نشانه روشنى است براى جمعیّتى که گوش شنوا دارند «نحل، ۶۵»
              با این که مقصود این آیه شریفه به نظر خود بسیار مناسب با اراده خود و اصل مقصود یافتم، باز هم خودداری کردم و مردد در عمل بودم. پس از آن، دولت توفیق گریبان گیر، به اشارتی غیبی، و عنایتی لاریبی به نوشتن این رساله تصمیم گرفتم، تا این که آنچه مقدور شده بود، به قلم حقیر در این باب جاری شود. (سبکیه البیضاء، ص۱۲)
              آیت الله میرجهانی با وجودی که از سادات عالی درجات طباطبایی بوده و نسب شان با آیت الله بروجردی و آیت الله حکیم یکی بوده و از یک سلسله به شمار می آمد، ولی تا زمان آیت الله بروجردی که برای ایشان ثابت نشده بود به زی غیر سادات بودند، ولی پس از آن که پس از چهل سال تحقیق برای ایشان ثابت شد و مراجع بزرگ آن را تأیید نمودند، به استناد این مدارک در نزد آیت الله بروجردی به لباس سیادت درآمدند و آیت الله بروجردی به دست مبارک خود عمامه سفید ایشان را تبدیل به عمامه سیاه نمودند.
              این مطلب از کتاب «جنه العاصمه»، صفحه ۱۷ الی۲۰ که توسط نشر «شمس الضحی» به چاپ رسیده است نقل گردید.

                [پاسخ]

                الهام
                آبان 13ام, 1395 در 5:37 ب.ظ

                سلام.من به علوم غریبه علاقه بسیار دارم ولی چون ایمانم کافی نبود انرژی های منفی ماوراءی به سمتم اومد و من این استعداد درونی رو ۴سال ترک کردم.الان سعی بر نزدیکی به پروردگارم دارم. و میخواهم هدفم از آفرینش رو پیدا کنم.ولی هیچ راهنمایی اطرافم نیست! سردرگمم چون همیشه حسی منو برای عادی زندگی کردنم سرزنش میکند! لطفا من رو از سردرگمی نجاتم بدین و راه اتصال به خدا رو نشونم بدین …

                  [پاسخ]

                  حمیدرضا پاسخ در تاريخ آبان 20ام, 1395 11:14 ب.ظ:

                  سلام بر الهام.
                  باید با یک کارشناس دینی در ارتباط باشید و طی چند جلسه مسائلی که مطرح فرمودید را با آنها در میان بگذارید!
                  می توانید با سامانه پاسخگویی ۰۹۶۴۰ یا سایت این سامانه در ارتباط باشید!
                  موفق باشید.

                    [پاسخ]

                  • نظر بدهيد
                  • نام:
                    ایمیل:
                    وبسایت:





                    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
                    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
                    Designer : Mohammad Rafiei