حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

ابعاد مختلف زندگی حضرت خدیجه علیها سلام

تعداد بازدیدها: 2,464 مشاهده

حضرت خدیجه سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت فرا رسیدن رحلت همسر باوفای پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله)؛ حضرت خدیجه کبری(علیها سلام) این نوشتار را که شامل پنج بخش در مورد زندگی حضرت خدیجه است را تقدیم می کنم:

زندگانی حضرت خدیجه (علیها سلام)

ازدواج حضرت خدیجه(علیها سلام)

ایمان حضرت خدیجه (علیها سلام)

احترام حضرت خدیجه (علیها سلام)

وفات حضرت خدیجه (علیها سلام)

زندگانی حضرت خدیجه (علیها سلام)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگانی حضرت خدیجه (علیها سلام)

خدیجه دختر خویلد از قبیله بنی ­اسد است که یکی از قبایل قریش بود. نام مادرش فاطمه بود.[۱] از دوران کودکی و نوجوانی ایشان اطلاعی در دست نیست.

از مسائل مهم در دوران نوجوانی حضرت خدیجه، مسئله ازدواج­ های اوست.

مشهور آن است که او پیش از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) دو شوهر دیگر به نام­های ابوهاله تمیمی و عتیق بن عائذ مخزونی داشت[۲] و عمده مال و ثروت خود را از آن دو به ارث برده بود.

برخی از محققان معاصر ـ با تکیه بر شواهد و قرائن مختلف ـ سعی بر آن دارند که اثبات کنند خدیجه(علیها سلام) در هنگام ازدواج با پیامبر(صلّی الله علیه و آله) باکره و سن او حدود ۲۸ سال بوده است. فرزندانی هم به آن بزرگوار نسبت داده شده (مانند رقیه، هند و امّ کلثوم) از او نبوده؛ بلکه فرزندان خواهرش بوده­ اند و آنان که به نام شوهر او معروف شده­ اند، در حقیقت شوهران خواهرش بوده­ اند و حضرت خدیجه(علیها سلام) پس از وفات خواهرش، سرپرستی آن فرزندان را به عهده گرفته بود.[۳]

آن حضرت (علیها سلام) در جاهلیّت، با لقب «طاهره» معروف بود[۴] و این نشانگر پاکدامنی او در هنگام بی ­همسری­ اش در آن محیط فاسد و آلوده است. گفته می ­شود که پدر آن بزرگوار در دوران جاهلیت، در جنگ­های «فجّار» کشته شد.[۵]

ازدواج حضرت خدیجه (علیها سلام)

از مسائل مهم و بحث­ انگیز در زندگانی خدیجه (علیها سلام)، ازدواج او با پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) است. این ازدواج نه تنها در آن زمان به دلایلی ـ همچون خواستگاری غیرمستقیم او از پیامبر(صلّی الله علیه و آله) و نیز قبول مهریه از مال خود و نیز رد کردن خواستگاری اشراف و بزرگان مکه ـ نقل محافل زنان و مردان قریشی زمان خود شده بود؛ بلکه در دوران معاصر نیز از سوی بدخواهان و احتمالا با اهداف خاص، شبهاتی درباره این ازدواج مطرح شده است که نیاز به پاسخ دارد. سن آن بزرگوار در هنگام ازدواج نیز از دیگر مسائل بحث انگیز است.

مشهور است که حضرت خدیجه (علیها سلام) در هنگام ازدواج، چهل ساله بوده است که بدین ترتیب، پانزده سال از پیامبر خدا بزرگ تر بوده است. اما با مراجعه به منابع، در میابیم که نظرات دیگری درباره سن او هنگام ازدواج وجود دارد؛ از آن جمله می توانیم ۲۵، ۲۸، ۳۰، ۳۵، ۴۴، ۴۵ و ۴۶ اشاره کنیم. در میان مورخان و محدثان پیشین، ۲۸ ساله بودن آن حضرت  (علیها سلام) بیشتر مورد پذیرش بود.[۶] بدین ترتیب تفاوت سنی او با پیامبر(صلّی الله علیه و آله) بیشتر از سه سال نبوده است.

از جریان خواستگاری و اظهار علاقه خدیجه به پیامبر(صلّی الله علیه و آله) و گفته های او در می یابیم که این علاقه، بر محور ارزش های پاک انسانی بوده است.

حضرت خدیجه در یکی از اولین مکالمات خود با پیامبر(صلّی الله علیه و آله) علت علاقه خود را چنین بیان می کند: « إنی قد رغبت فیک لقرابتک منی و شرفک فی قومک و أمانتک عندهم و حسن خلقک و صدق حدیثک‏»[۷]؛ «من به تو علاقه مند شدم، زیرا با من خویشاوندی، در میان قومت شریفی، در نزد قبیله ات به امانت داری مشهوری، دارای اخلاق نیک می باشی و راستگو هستی».

اما برخی از خاورشناسان ـ با استناد به امور واهی ـ در صدد اثبات این نکته هستند که پیامبر خدا، به جهت اموال خدیجه با او ازدواج کرد! حتی کار را به جایی رسانده اند که با جعل داستان هایی دروغین، در صدد اثبات مدعای خود برآمده و از جمله گفته اند: آن حضرت (صلّی الله علیه و آله) در آغاز به خواستگاری دختر عمویش ام هانی دختر ابوطالب رفت و عمویش به جهت فقر و ناداری او، این خواستگاری را به فال نیک نگرفت و پیامبر(صلّی الله علیه و آله) به جهت آنکه از ذلت فقر رهایی یابد، به سراغ خدیجه رفت!![۸]

دیگری چنین شایعه پراکنی کرده که پیامبر(صلّی الله علیه و آله) به جهت تفاوت موقعیت اجتماعی خود با خدیجه (علیها سلام)، همیشه از این نکته بیم داشت که از سوی خدیجه، درخواست طلاق از او شود!![۹] در پاسخ این شبهات گفتنی است:

یکم . با مراجعه به منابع اسلامی در می یابیم که این خدیجه بود که در آغاز به پیامبر(صلّی الله علیه و آله)، علاقه مند شد و به واسطه های مختلف، سعی در برپایی مراسم ازدواج داشت و حتی حاضر به قبول مهریه در مال خود گشت.

دوّم . داستان خواستگاری آن حضرت(صلّی الله علیه و آله) از ام هانی، در هیچ یک از منابع تاریخی نیامده و معلوم نیست که «مرگلیوث» آن را از کجا گرفته است.

سوّم . نوع برخورد ابوطالب با پیامبر(صلّی الله علیه و آله) در طول زندگی خود ـ چه قبل از بعثت و چه بعد از آن ـ نشان دهنده بالاترین درجات فداکاری او، درباره پیامبر(صلّی الله علیه و آله) است و طبیعی است چنین فرد فداکاری، هیچ گاه درخواست ازدواج حضرت با دخترش را رد نخواهد کرد.

چهارم . خطبه ای که ابوطالب در مراسم عقد پیامبر(صلّی الله علیه و آله) با خدیجه ایراد کرد، به خوبی نشانگر دیدگاه او درباره آن حضرت است. او در این خطبه برادرزاده خود را چنین معرفی می کند: «…ثُمَّ إِنَّ ابْنَ أَخِی هذا (رسول الله) مِمَّن لَا یُوزَنُ بِرَجُلٍ مِنْ قُرَیْشٍ إِلَّا رَجَحَ بِهِ وَ لَا یُقَاسُ بِأَحَدٍ مِنْهُمْ إِلَّا عَظُمَ عَنْهُ وَ لَا عِدْلَ لَهُ فِی الْخَلق…»[۱۰] ؛ «برادرزاده ام (رسول خدا) از همه مردان قریش برتر است و هر کس با او سنجیده شود، در مقایسه کم می آورد و او همانندی در میان مردمان ندارد».

هنگامی که عده ای، سخن خدیجه (علیها سلام) را ـ که مهریه را در مال خود قرار داده بود ـ به سخره گرفته، با شگفتی گفتند: چگونه زنان مهریه را متعهّد می شوند؟ ابوطالب غضبناک شد و گفت: اگر مردی همانند برادرزاده ام باشد، او را با بیشترین مهر خواستار می شوند؛ اما اگر مردی همانند یکی از شماها باشد، طبیعی است که باید برای ازدواج، مهر سنگینی بپردازد.[۱۱]

بنابراین از چنین شخصیتی بسیار بعید است که خواستگاری پیامبر(صلّی الله علیه و آله) را درباره دختر خود، رد کند؛ بلکه او این خواستگاری را بزرگ ترین افتخار برای خود خواهد دانست.

پنجم . نوع برخورد خدیجه (علیها سلام) با پیامبر(صلّی الله علیه و آله)، نشانگر آن است که همیشه صفا و صمیمیت و وفا و یگانگی در این خانواده، حکم فرما بوده است. خدیجه (علیها سلام) در دوران عبادت پیامبر(صلّی الله علیه و آله) در غار حرا، همیشه مراقب آن حضرت(صلّی الله علیه و آله) بود و بارها برای او غذا می فرستاد.[۱۲]

او همیشه آماده بود که حتی کوچک ترین تمایلات آن حضرت(صلّی الله علیه و آله) را ـ که به زبان هم نمی آورد ـ به انجام رساند؛ چنان که وقتی دید آن حضرت(صلّی الله علیه و آله) به زیدبن حارثه ـ که در آن هنگام به عنوان برده نزد خدیجه به سر می برد ـ علاقه دارد، او را به حضرت رسول(صلّی الله علیه و آله) بخشید[۱۳]. بالاخره چنان آرامشی در فضای خانه برقرار کرده بود که برخی از مورخان، حتی از آن، با عنوان «کان یسکن الیها»[۱۴] (در نزد خدیجه آرامش می یافت) یاد کرده اند.

ایمان حضرت خدیجه (علیها سلام)

در منابع تاریخی و روایی، این نکته مورد اجماع است که اولین ایمان آورنده به رسول خدا، همسرش خدیجه بود. حضرت علی (علیه السّلام) به این مطلب چنین اشاره می کند: « وَ لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ وَاحِدٌ یَوْمَئِذٍ فِی الْإِسْلَامِ غَیْرَ رَسُولِ اللَّهِ وَ خَدِیجَهَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا»؛ « در آن هنگام تنها یک خانواده مسلمان بودند که آن مشتمل بر پیامبر(صلّی الله علیه و آله) و خدیجه می شد و من سوّمین آنان بودم».

آن بزرگوار از همان آغاز رسالت، بهترین مشوق و مونس پیامبر(صلّی الله علیه و آله) بود[۱۵] از جان و مال خود، برای پیشبرد دعوت آن حضرت مایه گذاشت؛ چنان که در جواب عایشه به این نکته اشاره می کند. حضرت خدیجه (علیها سلام) چنان در این راه فداکاری می کرد که حاضر شد، به مدت سه سال، در کنار پیامبر(صلّی الله علیه و آله) در شعب ابی طالب بماند و سخت ترین دوران را سپری بکند؛ در حالی که قبل از آن از ثروتمندترین و مرفّه ترین زنان قریش به حساب می آمد.[۱۶] بالاخره چنان در راه اسلام پایداری کرد تا لایق آن شد که خداوند به وسیله جبرئیل، به او سلام رساند.[۱۷]

احترام حضرت خدیجه (علیها سلام)

پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) ـ چه در دوران حیات خدیجه و چه پس از وفات او ـ همیشه احترام وی را نگه می داشت و با آنکه تعدد زوجات در آن زمان مرسوم بود؛ اما تا هنگامی که خدیجه (علیها سلام) زنده بود، هیچ زن دیگری اختیار نکرد. آن حضرت، خدیجه را به همراه حضرت مریم، آسیه (همسر فرعون) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، یکی از چهار زن برتر عالم می دانست[۱۸] و به او در دورا حیاتش، خانه ای را در بهشت بشارت می داد.[۱۹]

آن حضرت پس از وفات خدیجه و دوران سکونت در مدینه، چنان از یاد خدیجه خشنود می شد که هنگام ذبح گوسفند، حتماً خود را مقیّد می دانست سهمی از گوشت را برای دوستان خدیجه بفرستد و در توجیه آن چنین می گفت: «إنّی لأحبّ حبیبها»[۲۰]؛ «من دوستان (خدیجه) را نیز دوست دارم».

بالاخره محبّت پیامبر(صلّی الله علیه و آله) به خدیجه چنان بود که برخی از زنان آن حضرت همچون عایشه اعتراض کرد و گفت: «چرا اینقدر خدیجه را یاد می کنی؟ مگر او پیرزنی نبود که خدا بهتر از او را نصیب تو کرده است؟»

 پیامبر(صلّی الله علیه و آله) از شنیدن این سخن ناراحت شد و فرمود: «نه چنین نیست! به خداوند سوگند! بهتر از او را به من نداده است؛ زیرا او هنگامی به من ایمان آورد که مردم کافر بودند و زمانی مرا تصدیق کرد که مردم مرا دروغگو می دانستند و مال خود را در اختیار من گذاشت؛ در حالی که مردم مرا محروم کرده بودند و خداوند از او ـ و نه از زنان دیگر ـ به من فرزند داد».[۲۱]

وفات خدیجه (علیها سلام)

شاید بتوان ماه رمضان سال دهم بعثت را از سخت ترین روزهای دوران رسالت و بلکه عمر پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) دانست؛ زیرا در این ماه ابتدا ابوطالب حامی خود را ـ که در مقابل دشمنی های قریش، شجاعانه از آن حضرت دفاع می کرد ـ از دست داد. سه روز بعد، همسر باوفایش خدیجه (علیها سلام) ـ که در زندگی همیشه موجبات آرامش و آسایش آن حضرت را فراهم می آورد ـ از دنیا رفت.[۲۲]

به همین، این سال از دوران رسالت آن حضرت، به «عام الحزن» یعنی، سال غم و اندوه پیامبر(صلّی الله علیه و آله) معروف شده است.[۲۳]


[۱]. الاصابه، ج۸، ص۹۹٫

[۲]. اسدالغابه، ج۵، ص ۴۳۴؛ الاصابه، ج۸، ص۹۹٫

[۳]. ر.ک: الصحیح من سیره النّبی (صلّی الله علیه و آله)، ج۲، صص۱۲۱ – ۱۳۴؛ بنات النبی (صلّی الله علیه و آله) ام ربائبه.

[۴]. الاصابه، ج۸، ص۹۹٫

[۵]. الاصابه، ج۵، ص۴۳۴٫

[۶]. الصحیح من سیره النّبی (صلّی الله علیه و آله)، ج۲، ص۱۱۵ و ۱۱۶٫

[۷]. اسدالغابه، ج۵، ص ۴۳۴

[۸]. نساءالنّبی(صلّی الله علیه و آله)، ص۵۴ به نقل از : مرگلیوث.

[۹]. همان، به نقل از : مویر.

[۱۰]. بحارالانوار، ج۱۶، ص۱۴٫

[۱۱]. همان.

[۱۲]. الاصابه، ج۸، ص۹۹، «خرجت تلتمس رسول الله(صلّی الله علیه و آله) باعلی مکه و معها غذاوه».

[۱۳]. همان، ج۸، ص۱۰۲٫

[۱۴]. همان.

[۱۵]. الاصابه، ج۸، ص ۱۰۰٫

[۱۶]. اسدالغابه، ج۵، ص ۴۳۵ : «و کانت (خدیجه) أوسط نساء قریش نسباً و أعظمهم شرفاً و أکثرهم مالاً»: و الاصابه، ج۸، ص۱۰۱٫

[۱۷]. الاصابه، ج۸، ص۱۰۱ و ۱۰۲٫

[۱۸].همان، ج۸، ص۱۰۱؛ اسدالغابه، ج۵، ص۴۳۷٫

[۱۹]. همان.

[۲۰]. الاصابه، ح۸، ص۱۰۳٫

[۲۱]. همان.

[۲۲]. الاصابه، ج۸، ص ۱۰۳، اسدالغابه، ج۵، ص۴۳۸٫ در اقوال دیگر وفات ابوطالب اول ذی قعده و وفات خدیجه ۳۵؛ ۲۵، ۵ و ۳ روز پس از وفات ابوطالب ذکر شده است. (تاریخ سیاسی اسلام، ص۳۰۴).

[۲۳]. این مطلب از کتاب پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، ج۹ (ویژه ماه مبارک رمضان)، ص ۲۱۱ تا ۲۱۹ گرفته شد.

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • معامله خدا با یک قطره اشک

    معامله خدا با یک قطره اشک

    مرحوم حاج شیخ علی اکبر النهاوندی در کتاب «جنّه العالیه» می­ نویسد: بدان! بعضی از ارباب مقاتل برای توضیح و تشریح اخباری که در فضیلت گریه بر سید الشّهدا علیه السّلام وارد شده ـ که خداوند گناه گریه کننده را به یک قطره اشک می ­آمرزد ـ به قضیه ملاقات مرحوم [سید مهدی] بحر العلوم (أعلی الله مقامه الشریف) با حضرت حجّت علیه السّلام در راه سامرّه متوسل شده ­اند و مجمل کیفیّت آن علی ما هو المعروف این است: آن مرحوم وقتی به سامرّه می­ رفت، در بین راه به این مسأله فکر می­ کرد که گریه بر حسین علیه السّلام گناهان را می ­آمرزد، ناگاه دید عربی سوار بر مرکب مقابلش رسید، سلام کرد بر سیّد و فرمود: جناب سیّد شما را متفکّر می­ بینم، چه خیال می ­کنید؟ اگر مسأله علمی است، صحبت بدارید! شاید من هم

    … ادامه مطلب …

  • دل به دل راه دارد

    دل به دل راه دارد

    فردی از امام صادق علیه السّلام پرسید: شخصی به من گوید: تو را دوست دارم! از کجا بدانم (راست می­گوید و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: به قلبت رجوع کن؛ اگر او را دوست داری، بدان او نیز دوستت دارد. ………………………………………… متن حدیث: عَنْ صَالِحِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلًا یَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ: إِنِّی أَوَدُّکَ فَکَیْفَ أَعْلَمُ أَنَّهُ یَوَدُّنِی قَالَ: امْتَحِنْ قَلْبَکَ؛ فَإِنْ کُنْتَ تَوَدُّهُ فَإِنَّهُ یَوَدُّک‏![۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۱، ص ۱۸۲، باب استحباب إخبار الأخ فی الله بحبه له و أن القلب یهدی إلى القلب‏ نوشته های مرتبط: خدا را در قلب های شکسته پیدا کن خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود به مادرش تهمت (زنا) زدی؟! رسیدن به مقام قرب الهی فقط با محبّت حضرت زهرا خداوند دل های

    … ادامه مطلب …

  • خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    پیامبر أکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: همانا خداوند قلب های شکسته را دوست دارد! راوی سؤال کرد: خدا کجاست؟ حضرت فرمودند: در قلب های شکسته… متن حدیث: إنّ اللّه یُحبُّ کلَّ قَلبٍ حَزِین وَ سُئِلَ أَیْنَ اللّه؟ فقال: عِندَ المُنکَسِرَهِ قُلُوبُهُم.[۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۰، ص ۱۵۷ نوشته های مرتبط: دل به دل راه دارد در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن نظر رهبر انقلاب راجع به عزاداری در دو دهه فاطمیه خدا دل های شکسته را دوست دارد نتیجه محبّت امیرالمؤمنین در روز قیامت در دنیا مثل آقای خامنه ای نمی توانیم پیدا کنیم بدن مطهر سیدالشهداء شفادهنده بال فطرس ملک دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود صدای سکوت

  • ۵ نظر برای این مطلب
  • عمارنامه
    مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۷ ق.ظ

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/14697

    یا علی

      [پاسخ]

      سید علی
      مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۹ ق.ظ

      slm-taato ebadat ghabol vebloge por mohtavayi darin

        [پاسخ]

        rahro
        مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ در ۳:۲۳ ب.ظ

        سلام
        من کلا خیلی از وبلاگتون لذت می برم کاش همه ی طلبه ها ضرورت حضور در عرصه سایبر و برد جهانی اون رو برای رسوندن پیام اسلام درک کنند.ولی به نطر می رسد حوزه در این عرصه برخلاف این که باید جلودار باشد از آن جامانده است.
        تصاویری هم که در سایتتون میگذارید بسیار زیبا و تاثیرگذار هستند. خودتون طراحی می کنید؟
        اما در مورد اول بانوی مسلمان حضرت خدیجه سلام الله: پیامبر ص تا ایشون زنده بودند همسر دیگری اختیار نکردند و امیرالمومنین ع هم تا زمانی که حضرت زهرا س زنده بودند همین طور. اما کجاست آن که بخواهد حقیقت این ها را بیان کند. الگوهای زندگی این بزرگان عالم بشریت را این قدر برخی مخفی نگه داشته اند که برخی هم که به دنبال آن هستند به زحمت به آن دست می یابند.
        مدتی بود به دنبال زندگی نامه جامع و کاملی از حضرت زهرا س در مورد تمام ابعاد زندگی ایشون می گشتم اما هرچه می گشتم کمتر میافتم و همه تکرار بود تکرار مراسم ازدواجشان، فدک، و گویا کمتر گفتن از ایشان و تکرار دانسته های کلی عادت نویسنده های ما شده. همه کمتر می گویند از علم ایشان از دفاع از ولایتشان از ظرائف رفتارشان با فرزندانشان همسرشان خدمتکارانشان و حتی دوستان پدرشان. ایشان حتی رفتارشان با سلمان و ابوذر هم متفاوت بوده اما کیست که این ها را و مصادیقشان را و الگوهای رفتاریشان را برای درماندگی امروزمان نسخه کند تا شاید عاقبتمان به خیر شود.
        (در نهایت به لطف خود حضرت کتاب رو پیدا کردم کتاب فرهنگ فاطمیه، الفبای شخصیتی حضرت زهرا س نوشته مهدی نیلی پور. این کتاب ظرائف زندگی ایشان را در تمام ابعاد و در اصل سیره ایشان را در تمام عرصه ها بیان کرده است.)
        التماس دعای بسیار
        والسلام علی من اتبع الهدی
        ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
        پاسخ: با عرض سلام و ادب.
        از لطف شما دوست عزیز سپاسگزارم.
        تصاویر معمولاً از سایت های گرافیکی اخذ می شود اما تصویر این پست را بنده از تلفیق دو والپیپر ایجاد کردم.

          [پاسخ]

          بشارت
          مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۱ در ۹:۲۹ ب.ظ

          سلام و ادب
          حضرت خدیجه (س) حق پذیر و حق جو بودند و این ویژگیها به ایشان قدرت انتخاب و لحظه شناسی می داد.اگر بخواهیم برای زندگی الان از ایشان درسی بگیریم همان لحظه شناسی است حضرت خدیجه سلام الله علیها راه را شناختند و در مسیر از هیچ سختی و سخنی نهراسیدند:چه در مسأله ازدواج،چه در همسر داری و همراهی پیامبر و چه در اسلام وایمان آوردن.
          “خدایا شناختی وبصیرتی و لحظه شناسی همچون شناخت و بصیرت خدیجه کبری(س)روزیمان گردان.”

            [پاسخ]

            maryam sadeghi
            تیر ۲۸ام, ۱۳۹۲ در ۶:۳۸ ب.ظ

            خوب بود

              [پاسخ]

            • نظر بدهيد
            • نام:
              ایمیل:
              وبسایت:





              استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
              Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
              Designer : Mohammad Rafiei