حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

اربعین و بازگشت اهل بیت به کربلا

تعداد بازدیدها: 2,425 مشاهده

اربعین

این که می گویند روز اربعین روز تجدید عزای اهل بیت (علیهم السلام) و گذر مجدد اهل بیت (علیهم السلام) از شام به کربلا نیست چه قدر مستند است، در حالی که در ذهن عامه مردم و آن چه که در مداحی ها فهمیده می شود چیزی خلاف این است؟ 

جواب: امام حسین (علیه السلام) و یارانش در کربلا به شهادت رسیدند و سعادت دنیا و آخرت را به دست آوردند. خانواده امام حسین(علیه السلام) و یارانش به دست نیروهاى عمر بن سعد به اسارت گرفته شدند و فرداى عاشورا به سوى کوفه حرکت داده شدند. خاندان نبوت و خانواده هاى یاران حسین بن على(علیه السلام) مدت زیادى در کوفه نماندند و روز پانزدهم محرّم یا بیستم محرّم از کوفه به سوى شام برده شده اند. اگر پانزدهم محرم راه افتاده باشند در این صورت مسافت بین شام و کوفه را در پانزده روز رفته اند چون روز اول صفر سال ۶۱ به شام وارد شده اند و اگر بیستم محرم به سوى شام حرکت داده شده باشند اول صفر همان سال به شام رسیده اند. در شام هم زیاد نمانده اند چون یزید نمى توانست آنان را زیاد نگه دارد. زیاد ماندن آنان براى حکومت یزید بسیار خطر داشت و براى همین یزید با آنان رفتار خشنى نداشت و آنان را به دربار خود راه مى داد و حتى اجازه داد در خود دربار براى شهداى کربلا و امام حسین(علیه السلام) عزادارى کردند. در شام هشت روز یا ده روز ماندند و به عراق بازگشته اند و در مدت ده روز مسافت بین شام و عراق را آمدند و روز بیستم ماه صفر سال ۶۱ به کربلا رسیدند و پیش از رسیدن خاندان پیامبر(علیهم السلام)، جابر بن عبد الله انصارى براى زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) و شهدا آمده بود. در میان علماى شیعه امامیه، این مطلب مورد تردید نبود و مورخان اسلامى که متعرض اربعین امام حسین(علیه السلام) شده اند، منظورشان اربعین اوّل است و اربعین دوّم که اربعین واقعى نیست و سنت اربعین از همان اربعین اول امام حسین(علیه السلام) مانده است. اگر خاندان امامت و نبوت اربعین اوّل را به کربلا نمى آمدند، دیگر اربعینى در کار نبود. از دیدگاه علماى امامیه خاندان نبوت و امامت در اربعین اوّل به کربلا آمدند و امام سجاد(علیه السلام) سر مبارک امام حسین(علیه السلام) را در اربعین اوّل از شام آورد و در کربلا به بدن امام حسین(علیه السلام) ملحق کرد و در همان قبر دفن کرد. در این اواخر «میرزاى نورى» آمدن اسیران به کربلا را در اربعین اوّل بعید به حساب آورده است و شاگردانش هم از استاد خود پیروى کرده و آمدن اسیران به کربلا را در اربعین اول بعید شمرده اند ولکن نظر این ها درست نیست این ها فکر کرده اند که اسیران در کوفه و شام مدت زیادى مانده اند در حالى که اسیران را در کوفه و شام نمى توانستند به مدت زیاد نگه بدارند و نیز این ها فکر کرده اند که مسافت طولانى شام و عراق را نمى توان به این زودى طى کرد ولى این ها توجه نکرده اند که اولا اسیران در کوفه و شام کم مانده اند نه یک ماه و نه یک ماه و نیم و نه یکسال، ثانیا مسافت شام و عراق را در کمتر از ده روز هم مى توان سیرکرد. براى نمونه به چند مورد اشاره مى کنیم:

۱٫ عربهاى عقیل مسافت بین شام و عراق را در مدت یک هفته طى مى کردند. این مطلب را صاحب «اعیان الشیعه» آورده است و نویسنده کتاب اعیان الشیعه، خودش اهل دمشق است و ایرانى نیست. او بهتر از میرزاى نورى راه هاى شام به عراق را مى شناسد. ایرانى ها راه هاى صحراى کبیر میان شام و عراق را خوب نمى شناختند.

۲٫ عرب هاى صلیب از وطن خودشان در شام تا نجف عراق را در مدت هشت روز طى مى کردند. این موضع را نیز ساحب «اعیان الشیعه» تصدیق کرده است. وقتى این عرب ها در مدت هشت روز از شام به عراق بروند، در این صورت نیروهاى عبید الله بن زیاد باید این مسافت را زودتر بپیمایند چون آنان مأمورند و عجله دارند و در هر لحظه ممکن است خطرى پیش بیاید. مأموران عبید الله بن زیاد که اسیران را مى بردند، گردش کنان نمى رفتند بلکه مى خواستند هر چه زودتر به شما برسند چون مأموریت خطرناکى بود. توجه داشته باشیم که درباره اسیران کربلا و رفتن آنها به کوفه و از کوفه به شما مطالب نادرست فراوانى در کتاب هاى غیر معتبر آمده است. ما آنها را نمى گوییم. ما بر اساس مآخذى که قابل اعتماد است، داورى مى کنیم نه کتاب هایى که اعتبار ندارند.

۳٫ معاویه در سال ۶۰ هجرى و روز پانزدهم رجب مرد. یزید به والى مدینه نوشت که پدرم مرده و تو از حسین بن على(علیه السلام) بیعت بگیر. امام در ۲۸ رجب سال ۶۰ از مدینه خارج شد. میان مرگ معاویه و خروج امام حسین(علیه السلام) ۱۳ روز فاصله است. حجاز نسبت به شام دورتر از عراق است. در مدت ۱۳ روز خبر مرگ معاویه به مدینه رسیده است و بر این اساس مسافت بین عراق و شام را مى توان طى کمتر از ۱۳ روز رفت. پس این که برخى مثل میرزاى نورى طى مسافت بین شام و عراق را در مدت ده روز یا هفت روز بعید شمرده اند، صحیح نیست و موارد متعددى در تاریخ آمده است که این مسافت را در کمتر از ده روز طى کرده اند. ما براى نمونه به چند مورد اشاره کردیم. بنابراین در مورد اربعین، حق با علمائى است که مى گویند که خاندان نبوت در بیستم صفر همان سال که سال ۶۱ بوده به کربلا آمدند.[۱]


[۱]. اگر مى خواهید در مورد اربعین امام حسین(علیه السلام) اطلاعات دقیق و کافى داشته باشید به کتاب «تحقیق درباره اوّل اربعین سیّدالشهداء(علیه السلام)»، نوشته شهید محراب آیت الله سید محمد على قاضى طباطبائى، چاپ سوم، سال ۱۳۶۸ در قطع وزیرى و ۹۸۴ صفحه مراجعه نمائید. آنچه در اینجا درجواب سؤال شما آوردیم برگرفته شده از همین کتاب است. از اول تا ص ۷۶ مطالعه و این چند جمله نوشته شد. امیدواریم توفیق مطالعه این کتاب نصیب شما بشود.  ( برای بدست آوردن این پاسخ از نرم افزار «پرسمان» استفاده کردیم)

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • ۴ نظر برای این مطلب
  • ناشناس
    بهمن ۳ام, ۱۳۸۹ در ۷:۱۱ ب.ظ

    بابا حمیدرضا چطور این همه مطلب مینویسی؟
    خدا وکیلی کپی پیست نکردی؟

      حمیدرضافلاح
      بهمن ۶ام, ۱۳۸۹ در ۷:۰۱ ب.ظ

      متاسفم از اینکه من هم نام یک آخوند هستم تا حالا اینقدر از اسم وفامیلم متنفر نشده بودم برا خودم واقعامتاسفم.
      راستی یه سوال دارم :واقعا اگه آقاتون فتوا بده به مردم تجاوز می کنین آدم می کشین کورکورانه از کسی یا چیزی حمایت می کنین؟؟؟؟
      ………………………………
      پاسخ : جناب آقای حمیدرضا فلاح از اینکه با بنده هم اسم و فامیل هستید خب این به بنده مربوط نمیشه.
      اما اینکه فرمودید « اگه آقاتون فتوا بده به مردم تجاوز می کنین آدم می کشین کورکورانه از کسی یا چیزی حمایت می کنین » باید به شما عرض کنم که بنده تا به حال از هیچ شخصی یا گروهی کورکورانه حمایت نکرده ام. اگر هم حمایتی از شخصیتی کردم استدلال های قوی درباره این حمایت داشته ام.
      درباره قسمت اول هم باید بگم یک فقیه جامع الشرایط هیچگاه چنین فتوایی نمی دهد اما اگر فرد یا افرادی بخواهند به ناحق در خیابان رعب و وحشت ایجاد کنند و بر خلاف قانون یک کشور عمل کنند و حکومت را به خطر بیاندازند آنگاه دستور اسلام این است که حاکم شرع در ابتدا آنها را راهنمایی به راه حق و صراط مستقیم کند در غیر این صورت اگر هنوز به دنبال اعمال خلاف شرع خود هستند دستور اسلام برخورد قاطعانه با این افراد است.
      موفق باشید

        کوثر
        بهمن ۹ام, ۱۳۸۹ در ۲:۴۳ ب.ظ

        به کربلای تو یک کاروان دل آوردم
        امانتی که تو دادی به منزل آوردم
        به جز رقیه که از پا فتاد پیش سرت
        تمام اهل حرم را به منزل آوردم…
        اجرتون با بی بی زینب کبری (س)

        ممنون عالی بود

          ناشناس
          مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

          احسن

          • نظر بدهيد
          • نام:
            ایمیل:
            وبسایت:





            استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
            Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
            Designer : Mohammad Rafiei