حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

پیام سردار غفاری به مناسبت دومین سالگرد شهادت فرزندش

تعداد بازدیدها: 4,095 مشاهده

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوندا دل سپردن به تو و کنده شدن از ما سوی الله ، و دلبستن به قرآن و عترت اهل بیت نبوتت علیهم صلوات الله که آینه جمال و جلالند ، چه شهد شیرینی است که تنها نصیب خاصان درگهت گشته و آنرا با همه دنیا و ما فیها معاوضه نکرده و نمی کنند.

چه سرها بخاطر این سرسپردگی بر نیزه شد، و چه قلبها آماج تیرها گشت و پاره پاره شد و بخون تپید، لیک از ذکر تو باز نماند. چه دستها قلم شد، اما از دامان وحدانیت کبریاییت جدا نگشت و چه پاها پر آبله گردید و از راه تو باز نیاستاد. چه میثم ها به دار کشیده شدند و دست از سرداری برنداشتند و چه حبیبها و مسلم ها سپر بلا گشته و پنجره آبشار خون شدند و دست از حمایتت برنداشتند.

حمد و سپاس خدای را که ملت بزرگ ما در پناه ولایت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه والثناء، یکی پس از دیگری امتحانات و ابتلائات خفی و جلی را پشت سر گذاشت و چون سرداران و آیینه داران حریم حرمت جبروتیت، دلدادگان علوی و تر دامنان حسینی و ره پویان مهدوی، هرگز دچار حیرت و سردرگمی نشدند، چرا که طریقت و حقیقت و شریعت ما هرگز گم شدنی نیست و پرتو انوار نورانی ولایت مولایمان حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه سرتاسر آن را چون روز روشن، آفتاب عالمتاب است و ولایت مطلقه فقیه نیز، آیینه گردان آن ذوات مقدسه و نگهبان حریم بندگی و عبودیت بوده و هست.

شهید حسین غفاری که ۲۷ مرداد سالگرد شهادت اوست، در ماه مبارک رمضان دو سال پیش (۱۳۸۹ – ۱۴۳۱) پس از چهار سال نبرد با اشرار و گروهکهای ضد انقلابی و افراطی و خون آشام شرق کشور در کسوت سرباز گمنام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، عاشقانه به آغوش معشوق پر کشید و پدری پیر، خسته و دلشکسته را با انبوهی از نامردیها و ناجوانمردیها تنها گذاشت، تنها یکی از کوچکترین آن سرداران ولایتمدار بود که در پرتو نورانی ولایت محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین و ولایت مطلقه فقیه یک شبه ره صد ساله پیمود و چون نورافکنی روشنگر راه عاشقان سر از پانشناخته حریم دوست گشت.

آنچه حسین عزیز را به این سرعت و در عنفوان جوانی رزمنده ای شجاع، عاشقی دلسوخته و مجاهدی کم نظیر ساخت از چند چیز خارج نبوده که اگر هرکس، خصوصاً جوانان و نوجوانان  به آن تمسک جویند قطعاً به حریم خلوتش راه خواهد یافت.

اولین عامل موفقیت این سرباز بسیجی راه ولایت، رعایت حلال و حرام الهی بود که من بارها به آن غبطه خورده و  می خورم.

دومین سبب پرکشیدن یک انسان زمینی به آسمان آشنایی، معرفت، محبت و مودت به آستان مقدس اهل بیت و توسل دائمی به آن ذوات مقدسه خصوصاً حضرت اباعبدالله الحسین و مادر پهلو شکسته همه ما حضرت فاطمه زهرا علیهم السلام بود. زیارت عاشورای حسین عزیز که در سالهای آخر زندگی حتی به روزی دو بار هم می رسید، موجب حیرت دوستان و بستگان بود .

سومین و شاید مهمترین علت سبقت نوجوانی کم سن و سال از پیران راه رفته و دلخسته گردید، شناخت، محبت و اطاعت محض از مولایمان مقام معظم رهبری روحی فداه بود که یک لحظه ذکر نامش از لبان آن شهید سعید بر نیافتاد.

و چهارمین راهنمای طریقت آن سعید فی بطن الله خدمت به مردم خصوصاً کسانیکه با سیلی صورت خویش را سرخ نگه می دارند، از فرط فقر و نداری می سوزند و می سازند بود که حسین و دوستانش مخفیانه آنها را می یافتند و از اندک بهره دنیایی خود آنها را هم بهره مند می ساختند . طوری که بعد از شهادتش توانستند او را بشناسند.

و نهایت اینکه آنچه مرا تا روز قیامت شرمنده او کرده و بی تاب تکرار یکبارش، احترام، محبت و عشق عجیب به پدر و مادر و خواهرانش بود .

خداوندا ترا بخاطر همه محبتها و عنایاتی که در حق من و خانواده ام فرمودید می ستایم، خود شاهدی که ذکر شب و روز ما این بوده و هست که :

خدایا! دل ما را مالا مال از عشق خودت و اهل بیت پیامبر علیهم السلام گردان و محبت غیر خودت و اهل بیت را از دل همه ما بیرون کن.

آمین یا رب العالمین

محمّد غفاری نژاد

حمیدرضا
موضوعات: سیاست, متفرقه, مذهب
مطالب مرتبط
  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • ۴ نظر برای این مطلب
  • الف.ای
    مهر ۷ام, ۱۳۹۱ در ۵:۲۰ ب.ظ

    با سلام.خواهش میشه اگر شناخت از این شهید دارید؛بیش تر در موردشان بنویسید چرا به فرموده امامِ عزیزمان شهدا شمع چراغ بشریتند.

      الف.ای
      مهر ۸ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۵ ق.ظ

      با عرض سلامِ مجدد. بنده به تازگی شروع به نوشتن در دفترم کردم،منت میذارید اگر دفتر حقیر را ورق بزنید.
      باید عرض کنم که آدرسِ شما را لینک کردم تا ان شاالله این ارتباط مستمر باشد.
      یادداشتی در رابطه با ماهواره در دفترم دارم که اگر مطالعه بفرمائید و نظرتون رو ابراز کنید باعث شعفِ حقیر خواهد شد.
      التماس دعا.

        ايرج اكبري
        آذر ۲۵ام, ۱۳۹۲ در ۸:۲۸ ق.ظ

        شرمنده حاجی امروز دانستم تسلیت میگویم.

          مجتبی کارگر
          خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۴ در ۴:۴۲ ب.ظ

          با سلام استاد عزیز
          داشتن پدری بزرگوار چون شما استاد عزیز لیاقت شهادت را هم نیز به دنبال دارد.
          آرزوی سعادت روز افزون را برای شما از خداوند تعالی خواهانم.

          • نظر بدهيد
          • نام:
            ایمیل:
            وبسایت:





            استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
            Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
            Designer : Mohammad Rafiei