حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

بی بی من برای شما خیلی گریه کرده ام

تعداد بازدیدها: 3,325 مشاهده

مرحوم ملا عبّاس تربتی (ره) از جمله پاکان روزگار خودش بود که در لحظه جان دادن، بی بی حضرت زینب (سلام الله علیها) و معصومین (علیهم السّلام) بر بالین بسترش حاضر می شوند و یکایک به این ذوات مقدسه سلام می دهد.

شرح قضیه از زبان فرزند گرام ایشان حجه الاسلام حسینعلی راشد اینگونه می باشد:

از جمله چیزهایی که ما (افراد خانواده) از او دیدیم و همچنان برای ما مبهم ماند یکی این است که پدرم در روز یکشنبه ۲۴ مهر ماه سال ۱۳۲۲ شمسی هجری مطابق با ۱۷ شوال ال ۱۳۶۲ قمری هجری در حدود دو ساعت از آفتاب گذشته در گذشت درحالی که نماز صبحش را همچنان که خوابیده بود خواند و حالت احتضار بر او دست داد و پایش را به سوی قبله کردند و تا آخرین لحظه هوشیار بود و کلماتی می گفت، مثل اینکه متوجه جان دادن خویش بود و آخرین پرتو روح با کلمه لااله الا الله از لبانش برخاست. درست در روز یکشنبه هفته ی پیش از آن، بعد از نماز صبح رو به قبله خوابید و عبایش را بر روی چهره اش کشید، ناگهان مانند آفتابی که از روزنی بر جایی بتابد یا نورافکنی را متوجه جایی گردانند روی پیکرش از سر تا پا روشن شد و رنگ چهره اش که به سبب بیماری زرد گشته بود متلالئ و شفاف گردید چنانکه زیر عبای نازک که بر رخ کشیده بود دیده می شد و تکانی خورد و گفت: سلام علیکم یا رسول الله. شما به دیدن این بنده بی مقدار آمدید. پس از آن درست مانند این که کسانی یک یک به دیدنش می آیند بر حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و یکایک ائمه تا دوازده امام سلام می کرد و از آمدن آنها اظهار تشکر می کرد. پس بر حضرت فاطمه زهرا (علیها سلام) سلام کرد. سپس بر حضرت زینب سلام کرد و در اینجا خیلی گریست و گفت: بی بی من  برای شما خیلی گریه کرده ام. پس بر مادر خودش سلام کرد و گفت: مادر از تو ممنونم، به من شیر پاکی دادی و این حالت تا دو ساعت از آفتاب برآمده دوام داشت. پس از آن روشنی که بر پیکرش می تابید از بین رفت و به حال عادی برگشت و باز رنگ چهره به همان حالت زردی بیماری عود کرد و درست در یکشنبه دیگر همان دو ساعت، حالت احتضار را گذرانید و به آرامی تسلیم گشت.

در یکی از روزهای هفته ما بین این دو روز من به ایشان گفتم که ما از پیغمبران و بزرگان چیزهایی را به روایت می شنویم و آرزو می کنیم که ای کاش خود ما می بودیم و می فهمیدیم. اکنون بر شما که نزدیک ترین کس به من هستید چنین حالتی دیده شد. من دلم می خواهد بفهمم که این چه بود؟ سکوت کرد و چیزی نگفت. دوباره و سه باره با عبارتهای دیگر تکرار کردم باز سکوت کرد. بار چهارم یا پنجم بود که گفت: «اذیتم نکن حسنعلی» گفتم: قصد من این بود که چیزی فهمیده باشم. گفت: «من نمی توانم به تو بفهمانم، خودت برو بفهم». این حالت برای من و مادر و برادر و خواهرم و عمه ام همچنان مبهم باقی ماند و تا کنون هم که این مطلب را می نویسم و هم اکنون که به اینجا رسیده ام ساعت ۹:۳۰ صبح سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۵۴ شمسی هجری و پنجم ماه رجب سال ۱۳۹۵ هجری قمری است چیزی از این موضوع نمی دانم فقط می گویم که چنین حالتی دیده شد.[۱]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ فضیلت های فراموش شده، ص۱۴۹٫

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۵ نظر برای این مطلب
  • عمارنامه
    آبان 30ام, 1391 در 3:27 ب.ظ

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/19446
    ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
    یا علی

      [پاسخ]

      محمد مهدی
      آبان 30ام, 1391 در 9:16 ب.ظ

      سلام عالی بود خدا خیرتون بده
      دوست عزیز با تبادل لینک اگه موافق هستین اطلاع بدین

        [پاسخ]

        میبلاد
        آذر 1ام, 1391 در 5:52 ب.ظ

        سلام به وب ماسربزنید مایل به لینک هستید

          [پاسخ]

          سیدماجد
          آذر 29ام, 1391 در 2:03 ب.ظ

          سلام حاج حمید آقا از وبلاگتون خیلی خوشم اومد .
          من مدتی است وبلاگمو از بلاگغا بردم به blog.ir
          خیلی قوی تر و مجهز تر هست اگه دوست داشتید یه دونه دعوتنامه رایگان از پنج تایی که بهم داده بود برام مونده بهتون بدم

            [پاسخ]

            hossein_ramezanian
            خرداد 23ام, 1392 در 8:07 ب.ظ

            متشکرم: فقط میشه گفت فقط بوی عشق میده:

            عشق او بگزین چون انبیا تا که پیدا کنی عشق و کیا

              [پاسخ]

            • نظر بدهيد
            • نام:
              ایمیل:
              وبسایت:





              استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
              Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
              Designer : Mohammad Rafiei