حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

رابطه حضرت زهرا و امام زمان با شب قدر

تعداد بازدیدها: 8,198 مشاهده

شب قدر

یکی از مسائل پر رمز و راز در مجموعه ­ی علوم و معارف الهی، مسئله «شب قدر» است. نخست گفتنی است، شب قدر، ظرف نزول قرآن است: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْر»[۱]. اما این چه نوع ظرفی است؟ بین عموم مردم مشهور است که «شب قدر» ظرف زمان است. طبق این بیان، شب قدر، به معنای پاره ای از زمان (شب) است که در آن، قرآن از عالم بالا به دنیا نازل گشته است و به دلیل اهمیت این نزول و مسائل جنبی و یا عوامل زمینه ساز آن ـ که از درک ما انسان ها فراتر است ـ خداوند می فرماید: «وَ مَا أَدْرَئکَ مَا لَیْلَهُ الْقَدْر»[۲]؛ «چه چیزی تو را آگاه کرد که شب قدر چیست؟» «و لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیرْ مِّنْ أَلْفِ شهَر»[۳]؛ «شب قدر، از هزار ماه برتر است». عبادتی که در این شب انجام می شود، بهتر از هر عبادتی است که انسان آنها را در طول هزار ماه انجام می دهد و نیز: «تَنزَّلُ الْمَلَئکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبهِّم مِّن کلُ‏ِّ أَمْر»[۴]؛ «در این شب فرشتگان و روح به اذن پروردگار فرود می آیند و با خود مقدمات همه ی امور را فرود می آورند» و «سَلَامٌ هِىَ حَتىَ‏ مَطْلَعِ الْفَجْر»[۵]؛ «این شب [یکسره] تا طلوع فجر سلام و سلامتی است».

اما اگر «ظرفیت» مطرح در آیه را منحصر در ظرف زمان نکنیم و بگوییم ظرف زمان، پایین ترین مرحله ظرفیت است؛ آن گاه به این می رسیم که شب قدر، حقیقتی است که قرآن در آن نازل شده و با توجه به لیاقت و قابلیتش، حقیقت قرآن را از عالم بالا دریافت کرده و آن را در وجود خود، جای داده است و بدین ترتیب وجودش، ظرف قرآن شده است. البته مراد از ظرف و محل و امثال این تعابیر، مکان مادی نیست و نمی تواند باشد؛ زیرا حقیقت قرآن از سنخ امور مادی نیست تا ظرف و مکانی شبیه به ظروف و مکان های مادی داشته باشد؛ بلکه محل نزول قرآن و ظرف آن، باید از سنخ «معنی» و امور معنوی باشد تا بتوان، ظرفیت آن را نسبت به یک حقیقت معنوی پذیرفت و از آن توجیه معقولی ارائه کرد. در اینجا سه نکته باید روشن شود:

یکم. بدانیم که ظرف و مظروف مادی، هیچگاه با هم متحد نمی شوند. برای مثال آب که مظروف و کوزه ظرف است، تا ابد اگر این نسبت را حفظ کنند، نه کوزه آب می شود و نه آب کوزه و همین طور است در دیگر موارد از انواع ظرف ها و مظروف های مادی. اما در امور معنوی این گونه نیست؛ ظرف معنوی حقیقتی است که پذیرای امور معنوی و دریافت کننده ی حقایق ملکوتی است. این حقیقت، با آنچه می پذیرد و قبول می کند، وحدت یافته و یکی می شود. بنابراین حقیقتی که محل نزول قرآن است و حقایق آن را قبول کرده و ظرف قرآن شده است، با آن یکی می شود و قرآن ناطق می گردد.

دوم. بدانیم حقیقتی که بر اثر قبول قرآن، عین آن می شود، کسی جز انسان کامل ـ که مظهر جمیع اسمای حسنای حق و آینه ی تمام نمای خداوند است ـ نیست. در رأس همه ی افرادی که مصداق عنوان یاد شده هستند وجود نازنین حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) و پس از ایشان شایسته ترین و نزدیک ترین افراد به مقام ایشان، امام علی (علیه السّلام) و همینطور پس از ایشان فرزندانشان حسن بن علی (علیه السّلام) تا برسیم به زمان ما. لیله القدری که در این زمان، ظرف قرآن است و حقایق آن در او جاری می شود، حضرت حجه بن الحسن المهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) است. ما از این بزرگان و امامان بر حق، به قرآن ناطق تعبیر می کنیم؛ همانطور که مالک اشتر وقتی که دید مردم نادان، فریب عمرو عاص و معاویه را خورده و به کاغذ پاره­ های سر نیزه چشم دوخته ­اند؛ فرمود: شما قرآن ناطق (علی) را رها کرده و به این کاغذها چشم دوخته و دل خوش کرده ­اید! مراعات این کاغذها را می­ کنید؛ ولی اصل قرآن و حقیقت آن را ـ که در علی علیه ­السّلام تجسّم یافته ـ رها کرده و حرمت نمی ­نهید!

امام باقر (علیه­ السّلام) می­ فرمایند: «امام علی (علیه ­السّلام) در حضور امام حسن و امام حسین (علیهماالسّلام) سوره­ ی قدر را تلاوت کرد. حضرت حسین (علیه­ السّلام) خطاب به پدر گفت: ای پدر! این سوره را با حلاوت مخصوصی تلاوت می­ فرمایید. حضرت فرمود: فرزندم! زمانی که سوره­ ی قدر نازل شد، جدت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) کسی را پی من فرستاد؛ سپس این سوره را برای من تلاوت کرد و با دست بر کتف راست من زد و فرمود: ای برادر و وصی من! ای کسی که پس از من ولی این امتی! این سوره پس از من، از آن تو و پس از تو، از آن دو فرزندانت حسن و حسین است. از برای آن نوری است که در قلب تو و اوصیای تو تا مطلع فجر قائم آل محمد (صلّی الله علیه و آله) ساطع است»[۶].

بر اساس روایتی خداوند به رسولش (صلّی الله علیه و اله) فرمود: «سوره قدر را تلاوت کن که این سوره نسبت (شناسنامه) تو و نسبت به اهل بیت تو تا روز قیامت است».[۷]

اگر کسی بگوید: چرا امام صادق (علیه­السّلام) شب قدر را بر جده ­اش فاطمه (علیهاسلام) اطلاق کرده؛ در حالی که طبق بیان مزبور شب قدر بودن، به ایشان اختصاص ندارد؛ بلکه هر انسان کاملی می­تواند مصداق آن باشد؟

در جواب می­ گوییم: اولاً از دیدگاه منطقی، اثبات چیزی نفی غیر آن را نمی­کند؛ یعنی، اگر بگوییم «شب قدر، فاطمه است»، منافاتی با لیله ­القدر بودن دیگر مصادق ندارد. ثانیاً در میان افرادی که مصداق شب قدرند، برای فاطمه (علیها سلام) امتیازی است که برای هیچ کس آن ویژگی وجود ندارد و آن عبارت از این است که آن حضرت، علاوه بر آنکه خود مصداق لیله­ القدر است، پدر، همسر و یازده فرزندش همه مصادیق شب قدرند. از این رو حضرت فاطمه (علیها سلام) همانند شمع جمعی است که دیگران، دور او را گرفته ­اند و جا دارد که از ایشان به صورت برجسته و عنوان «شب قدر» یاد شود.

سوم. بدانیم چرا از انسان کامل به شب قدر تعبیر شده است؟ لفظ «لیله» به معنای شب است و خصوصیت شب خفا و ناپیدایی آن است. شب فانی و منفعل محض است و از خود چیزی ندارد. قدر هم به معنای عظمت، قدرت و فضیلت است و انسان کامل از آن رو که فانی در خداوند است، فانی در حقیقت است که عین عظمت و قدرت و فضیلت است. از آن جهت که خود است، هیچ است و از آن جهت که نمود آن حقیقت است، همه چیز است؛ پس از او به شب قدر تعبیر شده است. انسان کامل آینه ­ی تمام نمای جمال خداوند، خلیفه و وجه الله است. مظهر «بِکلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِیم»[۸] و «عَلىَ‏ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِیر»[۹] است. مصداق «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لَاکِنَّ اللَّهَ رَمَى»[۱۰] است. انسان کامل حقیقتی است که بیعت با او بیعت با خداست: «إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ الله»[۱۱].

همچنین دوستی یا دشمنی با او، دوستی یا دشمنی با خدا است: «وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَض‏ الله»[۱۲]. از این حقیقت بزرگ، به شب قدر یاد می ­شود: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه­السّلام أَنَّهُ قَالَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ «اللَّیْلَهُ» فَاطِمَهُ وَ «الْقَدْرُ» اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَهَ الْقَدْر»[۱۳]؛ «امام صادق (علیه ­السّلام) می فرمایند: «لیله، فاطمه و قدر، الله است. هرکس به درستی فاطمه را شناخت، شب قدر را درک کرده است».

البته شب قدر را خدای او و خود «لیله القدر» می ­شناسد و بس؛ اما دیگران به مقدار استعداد و لیاقتشان می ­توانند با برخی از اوصاف و خصوصیات شب قدر ـ آن هم با هدایت و ارشاد خود او ـ آشنا شوند. در برخی از روایات آمده است: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) خطاب به امام علی (علیه­ السّلام) می­ فرمایند: «کسی خدا را نشناخت، جز من و تو و کسی مرا نشناخت، جز خدا و تو و تو را نیز کسی نشناخت، جز خدا و من».

بنابراین شناخت شب قدر ـ که همان انسان کامل است ـ با شناخت خداوند رابطه تنگاتنگی دارد و همان طور که نمی­ توان به حقیقت خداوند و کنه ذات او پی برد، نمی ­توان به حقیقت شب قدر و کنه او دست یافت.

می­ توان شب قدر را به دو نوع حقیقی و زمانی تقسیم کرد و گفت: لیله القدر حقیقی، وجود طیبه ی انسان کامل است که دعا و ظرف قرآن؛ بلکه قرآن ناطق است. از این رو در هر زمان برای آن، بیش از یک مصداق قابل تصور نیست. به عبارت دیگر امام زمان هر عصری، مصداق شب قدر آن دوران است و نظیر ندارد و دومی برایش متصور نیست. امام رضا (علیه­السّلام) می­فرمایند: «الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لَا یُدَانِیهِ أَحَدٌ وَ لَا یُعَادِلُهُ عَالِمٌ وَ لَا یُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ وَ لَا لَهُ مِثْلٌ وَ لَا نَظِیرٌ»[۱۴]؛ «امام یگانه ی دهر خویش است و کسی نمی ­تواند تا با او انباز گردد. امام کسی است که هیچ دانشمندی به پایه­ ی او نمی­رسد و احدی نمی ­تواند جایگزین وی شود. امام کسی است که مثل و نظیری برایش متصور نیست». این همان شب قدر حقیقی است.

نتیجه گیری

از آنچه گفته شد، روشن می­ شود که لیله القدر سه گونه است:

۱٫ شب قدر حقیقی که تعدّد بردار نیست و در هر عصر و زمانی فقط یک مصداق دارد.

۲٫ شب قدر زمانی واقعی که آن هم در هر سال یک زمان خاص است و قابل تعدد و توسعه نیست.

۳٫ شب قدر زمانی و اعتباری که با توجه به اختلاف آفاق، قابل توسعه و حتی تعدد است.

باید دانست که درک شب قدر در هر مرتبه ­ای، تلاش متناسب با خود را می­ طلبد. اگر لیله القدر را همان امام زمان و حجت خدا معنا کنیم، درک آن در کنار پیروی از خدا و پیامبرش میسور است. انسان مؤمن با جهاد و تلاش، می­تواند در افق شب قدر حقیقی قرار گیرد؛ چنان که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در حق سلمان فارسی فرمود: « السلمان منّا أهل البیت‏»[۱۵]. قرآن کریم هم می­ فرماید: «وَ الَّذِینَ جَاهَدُواْ فِینَا لَنهَدِیَنهَّمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِین»[۱۶]؛ «وکسانی که در راه ما کوشیده­ اند، به یقین راه ­های خود را بر آنان می ­نمایانیم و در حقیقت خدا با نیکوکاران است».

اگر شب قدر را زمانی واقعی معنا کنیم ـ که تعدد بردار و قابل توسعه نباشد ـ در این صورت درک آن، در کنار پاسداری از شب­ های رمضان میسور است؛ به طوری که با احیای شب­ های متعدد، اطمینان به درک شب قدر حاصل می­ آید و اگر در کنار آن معانی، شب قدر زمانی اعتباری را هم قابل قبول دانستیم. در آن صورت، ما به وظیفه خود در پاسداری از شب قدر احتمالی عمل می کنیم، و با امید به رحمت گسترده خداوند متعال؛ انتظار می ­رود پروردگار مهربان از سر لطف و محبت تمامی آن برکات شب قدر حقیقی و واقعی را ـ که برای احیاگرانش که بانیت درک آن سر بندگی فرود آورده ­اند ـ نازل می­فرماید؛ نصیب ما نیز بگرداند.[۱۷]


[۱]. قدر، آیه۱٫

[۲]. قدر، آیه۲٫

[۳].قدر، آیه۳٫

[۴]. قدر، آیه۴٫

[۵]. قدر، آیه۵٫

[۶]. تفسیر برهان، ج۴، ص۴۸۷٫

[۷]. علل­ الشرایع، ج۲، ص۳۱۶٫

[۸]. بقره، آیه۲۹٫

[۹]. همان، آیه۲۰٫

[۱۰]. انفال، آیه۱۷٫

[۱۱]. فتح، آیه۱۰٫

[۱۲]. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه­ ی کبیره.

[۱۳]. بحارالأنوار، ج۴۳، ص۶۵٫

[۱۴]. اصول کافی، کتاب حجت، ج۱، ص۲۰۱٫

[۱۵]. بحار، ج۱۰۸، ص۲۸۵٫

[۱۶]. عنکبوت، آیه۶۹٫

[۱۷]. پرسش ­ها و پاسخ­ های دانشجویی، ج۹، ص۷۳٫ (برای نوشتن این مطلب از نوشته جناب حجه الاسلام و المسلمین حسین رمضانی استفاده شده است.)

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • یک نظر برای این مطلب
  • لینکدین
    مرداد 4ام, 1392 در 4:41 ب.ظ

    مطلب شما در لینکدین کار شد.
    با تشکر

      [پاسخ]

    • نظر بدهيد
    • نام:
      ایمیل:
      وبسایت:





      استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
      Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
      Designer : Mohammad Rafiei