حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

عقیده ابن عربی مورد لعنت خداوند است

تعداد بازدیدها: 9,107 مشاهده

علامه سید جعفر مرتضی عاملی

محیی الدین ابن عربی که از اقطاب بزرگ فرقه صوفیه می باشد در کتاب «فتوحات» و «فصوص الحکم» تصریح می کند و می گوید «خداوند هر شب به آسمان دنیا فرود می آید!».

این عقیده ی فاسد ابن عربی را از زبان علامه محقق سید جعفر مرتضی عاملی (دام ظله) نقل می کنیم تا گوشه ای از عقاید فاسد این فرد صوفی و سنی مذهب برای تشنگان حقیقت و پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السّلام) روشن شود.

علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب «ابن عربی سنی ـ متعصب» اینگونه از ابن عربی نقل می کند و سخن او را به ورطه ی نقد می کشاند:

ابن عربی حدیث جعلی دیگری را نیز تصدیق می کند با این مضمون که:

«خداوند هر شب در ثلث آخر شب، به آسمان دنیا فرود می آید.»[۱]

این در حالی است که اهل بیت (علیهم السّلام) آشکارا سخن کسانی را که چنین حرفی زده اند، رد می کنند و بیان کرده اند آنها کلام خدا را تحریف کرده اند. روایت شده است که از امام رضا (علیه السّلام) درباره ی این حدیث پرسیدند و حضرت فرمود:

«خداوند کسانی را که کلام را از جایگاه اصلی خود تحریف می کنند لعنت کند. به خدا سوگند، رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) چنین حرفی نزد بلکه فرمود: خداوند «فرشته ای» را در ثلث آخر هر شب، و در شب جمعه در اول شب به آسمان دنیا می فرستد و به او فرمان می دهد و او ندا می دهد که: آیا خواهنده ای هست تا بدو ببخشم؟ و آیا توبه کننده ای هست که توبه اش را بپذیریم…».

تا آنجا که می فرماید:

این فرشته همچنان ندا می دهد تا صبح بدمد، و چون صبح طلوع کند به جایگاه خود در ملکوت آسمان باز می گردد.[۲]

در «احتجاج» از امام کاظم (علیه السلام) آمده است که درباره ی این حدیث فرمود:

«خداوند فرود نمی آید و نیاز به فرود آمدن ندارد…».[۳]

همین یک قضیه برای کسانی که به قول خودشان در عرفان به ابن عربی اقتدا کرده اند کفایت می کند که متنبه شوند و تا دیر نشده از اقتدا به این فرد صوفی و سنی مذهب دست بردارند و در اخلاق و تهذیب نفس به اهل بیت (علیهم السلام) اقتدا کنند چرا که عرفان ناب محمّدی تنها و تنها در ثقلین خاتم الأنبیاء (صلّی الله علیه و آله) قرار داده شده است.[۴]


[۱]. الفتوحات، ج۴، ص۱۹۵ و ج۶، ص۱۱۷ ؛ فصوص الحکم، ص۱۱۱ ؛ مجموعه رسائل ابن عربی (المجموعه الثالثه)، ص۳۳۴

[۲]. ر.ک: توحید صدوق، ص۱۷۶؛ بحارالأنوار، ج۳، ص۳۱۴ به نقل از توحید و الأمالی و عیون أخبارالرضا علیه السلام

[۳]. ر.ک: الاحتجاج، ج۲، ص۳۲۷ ؛ بحارالأنوار، ج۳، ص ۳۱۱ ؛ توحید، ص۱۸۳، حدیث۱۸ و کافی، ج۱، ص۱۲۵

[۴]. رجوع شود به کتاب ابن عربی سنی ـ متعصّب به نقل از ترجمه ی این کتاب «مذهب ابن عربی»، ص۲۰۶

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • ۹۷ نظر برای این مطلب
  • الینا نوری
    مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۳:۵۲ ب.ظ

    عالی بود موفق باشید

      [پاسخ]

      کمیل درخشی
      مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۳:۵۳ ب.ظ

      احسنت به شما آقای فلاح.بابت ایجاد این وبلاگ زیبا به شما تبریک میگم.یا حق

        [پاسخ]

        سیدمحمد
        مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۴:۰۰ ب.ظ

        ۱- ابن عربی کسی را معادل با امیر المومنین علی علیه السلام نمیداند.در رساله روح القدس مینویسد:«و من مثل علی و هذا مقامه و من یعادله و هذا کلامه» و کیست مثل علی در این مقام والا و کیست معادل او، که در مقام و کلام، با او برابری کند؟
        ۲- او در فتوحات ،امام علی را نزدیکترین فرد به رسول الله و اسرار تمام انبیاء و امام عالم میداند.
        «اقرب الناس الیه علی بن ابی طالب رضی الله عنه امام العالم و سرالانبیاء اجمعین»
        ۳- در کتاب «الدرالمکنون و الجوهر المصون فی علم الحروف» درباره آگاهی حضرت علی (ع) از علم جفر می گوید: به جز علی (ع) هیچکس از زمان حضرت آدم تا ظهور اسلام به این علم راه نیافته بود.
        ۴-ابن عربی در کتاب «شجرهالکون» می گوید: اسلام برپنج اصل بنا شده است… اصل پنجم اهل بیت علیهم السلام است که پنج نفرند، محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین و ارکان دین برپاداشتن ارکان شریعت و محبت یاران و مودت نزدیکان پیامبر است… اهل بیت پیامبر پنج شخصیتند که خداوند ناپاکی را از آنان زدوده، می فرماید: انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»، «قال رسول الله (ص): انزلت هذه اغ آیه فینا اهل البیت انا و علی و فاطمه و الحسن و الحسین» پیامبر فرمود: این آیه درباه اهل بیت نازل شده است، یعنی من و علی و فاطمه و حسن و حسین.
        و چند صد دلیل دیگر برای این که بدون دلیل به کسی تهمت و افتراء نبندیم.
        این را هم بخوانید
        http://www.ahestan.ir/?p=10595
        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
        پاسخ: با عرض سلام و احترام.
        اما نقد دلیل شما:
        اولین سؤال من از شما دوست عزیز اینه که آیا اگر کسی در کتابش فضیلتی از اهل بیت (علیهم السلام) نقل کند آیا دلیل بر اعتقاد یا احترام تمام عیال او به اهل بیت (علیهم السلام) میشه؟
        اگه اینطور باشه که باید بگیم حتی «محمد بن اسماعیل بخاری» که صاحب اصلی ترین صحاح اهل سنت هستش شیعه و معتقد به اهل بیت (علیهم السلام) هستش. چون در باب فضائل حضرت زهرا علیها سلام و امیرالمؤمنین احادیثی رو نقل کرده! وکثیری از علما و بزرگان اهل سنت که در کتابهاشون از اهل بیت کرامت و فضائل نقل کردند. اصلاً باید بگیم عمر و ابوبکر و عثمان هم شیعه و پیرو امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودن چون از زبان آنها فضائلی برای حضرتش رو نقل کردن!
        به قول علامه جعفر مرتضی عاملی :«جایگاه نقل این روایات در کتب ابن عربی، مانند همان روایاتی است که او از حلاج و بسطامی و دیگران نقل کرده است
        بنابراین صرف اینکه کسی از اهل بیت (علیهم السلام) در کتابش به صورت جزئی فضائل نقل کند دلیل بر شیعه بودن و برحق بودن او نیست!
        این جواب برای شما کافی است اما بگذارید فقط یک نمونه خلاف آنچه شما نقل کرده اید از توهین های و جسارت های این فرد صوفی و سنی مذهب نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کنم و برای مطالعه بیشتر به کتاب علامه سید جعفر مرتضی عاملی که درباره ی عقاید فاسد ابن عربی و توهین های بی دریغ او نسب به اهل بیت و پیغمبر مطالب فراوانی را از کتب او استخراج کرده مراجعه فرمایید و در واقع جواب دندان شکنی به کتاب «روح مجرد» داده است.
        او در «منهاج البراعه»، ج۱۳، ص۳۷۱ و ۳۷۸ می گوید:
        «دیدم که در معراج مرتبه ی علی پایین تر از ابوبکر و عمر و عثمان است. و ابوبکر را در عرش دیدم، وقتی که برگشتم به علی گفتم که چگونه تو در دنیا ادعا می کردی که از ایشان برتری، حال آنکه من دیدم تو از آنها پایین تری؟!»
        این دروغ های او که مانند پیامبر (صلی الله علیه و آله) به معراج رفته و اینگونه مشاهده کرده ابوبکر و عمر و عثمان از امیرالمؤمنین (علیه السلام) جایگاه و مرتبه ی بالاتری دارند برای بیدار شدن پیروان او کافی نیست؟!
        وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‏

          [پاسخ]

          ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۷ ق.ظ:

          احسنت

            [پاسخ]

            آزادمرد پاسخ در تاريخ آبان ۱۴ام, ۱۳۹۸ ۱۱:۴۰ ق.ظ:

            سلام
            شما مطمئنی که آدرس اون کتاب «منهاج البراعه» از ابن‌عربی است؟
            منظور شما از کتاب منهاج البراعه کدوم مولف است؟
            منهاج البراعه فی شرح البلاغه راوندی یا خوئی یا ابن‌عربی؟

            آیا «منهاج البراعه» تالیف ابن‌عربی داریم؟

            ممنون میشم نام دقیق اون کتاب و مولف آن را معرفی کنی.

              [پاسخ]

              سید محمد میرمهدی
              مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۴:۰۰ ب.ظ

              همین قدر بدانید کلیه کسانی که خارج مکتب امام بحق ناطق جعفربن محمدالصادق کلامی بگویند تابع شیطانند(فرقه های صوفی وهابی بهایی و……..)همه عوامل صهیونیست واستکبار جهانی ام الفساد یعنی انگلیس هستند

                [پاسخ]

                سیدمحمد
                مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۶:۳۸ ب.ظ

                وعده مون باشه اون دنیا.
                ببینم امیر المومنین به این منش و روش برخورد با مخالف (به فرض مخالف) نمره ی چند میده.

                  [پاسخ]

                  حمیدرضا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۶ ب.ظ:

                  جناب سید محمد بحث علمی برادر!
                  جواب داری بسم الله.
                  ما آماده ایم.

                    [پاسخ]

                    روح پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۷ ب.ظ:

                    جواب شما رو آقای محمدحسن وکیلی داده اند.

                      [پاسخ]

                      رضا پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۲۳ ب.ظ:

                      برای شروع بحث علمی ادله روایی مبنی بر این که سنی بودن دلیل مطرود بودن همه عقائد و افکار شخص است را بیاورید

                        [پاسخ]

                        رضا
                        مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۸:۱۳ ب.ظ

                        لعنهالله وملائکته علی اعداء المعصومین علیهم السلام اجمعین…
                        لعنهالله علی من یوجد فی قلبه حب للذین کفروا…

                          [پاسخ]

                          محمدی
                          مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۹:۰۲ ب.ظ

                          سلام علیکم
                          احسنت برادر
                          خسته نباشید

                          بنده هم به گوشه ای از عقاید وی (که اصلا ربطی به تشیع و تسنن ندارد و از دیدگاه هر دو مذهب قطعا باطل است) اشاره میکنم :

                          ۱ – ابن عربی : کفار همان اولیاء خدا هستند!! – تاویل عجیب آیات قرآن
                          ۲ – تعاریف فوق العاده و جنون آمیز ابن عربی از خود و ادعای مقامات پیامبری!
                          ۳ – تمجید ابن عربی از خون خوار بزرگ تاریخ حجّاج ابن یوسف و طلب رحمت برای او
                          ۴ – ابن عربی و تحریف حدیث متواتر ثقلین و انکار مقام اهل بیت علیهم السلام
                          ۵ – ابن عربی و تخریب مقام و منزلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و اهل بیت علیهم السلام
                          ۶ – ابن عربی : از معرفت امام زمانم رویگردان هستم و از خدا آن را نخواسته ام!
                          ۷ – ابن عربی : حضرت نوح در دعوت امت خود دچار خطا شد!
                          ۸ – دفاع ابن عربی از فرعون – ابن عربی : فرعون طاهر و مطهر از دنیا رفت!!
                          ۹ – ابن عربی : جهنمیان خالد در عذاب نخواهند بود!!
                          ۱۰ – کثرت گرایی و صلح کل ابن عربی
                          و … مطالب بسیارِ دیگر

                          برای مطالعه ی تفصیلی مطالبی که عرض شد به این لینک مراجعه فرمائید :
                          http://www.ebnearabi.com/category/%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c

                            [پاسخ]

                            لینکدین
                            مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۲ ب.ظ

                            با سلام
                            مطلب شما در لینکدین کار شد.

                              [پاسخ]

                              امین
                              مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۰ ق.ظ

                              سلام حمید جون.
                              از نجف برات پیام میذارم.
                              جات واقعا خالیه.
                              یادتم.
                              علی

                                [پاسخ]

                                حمیدرضا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۴ ق.ظ:

                                سلام امین جان.
                                برادر من بیادتم.
                                سلام این روسیاه رو به اهل بیت علیهم السلام برسون.
                                خیلی دعامون کن داداش.
                                یه شماره تلفن از خودت برام پیام کن باهات تماس بگیرم.
                                من از امروز میرم برای دوره زبان

                                  [پاسخ]

                                  سیدمحمد
                                  مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۲ در ۵:۲۲ ق.ظ

                                  بزگوار هر چه در اینجا نوشتید. روش استدلال شما در این جا . هم در متن و هم در کامنت ها می تواند دلیل باشد بر بی گناهی محی الدین.
                                  شما برخی از آراء محی الدین را شاهد گرفتید برای یک ادعا.
                                  من برخی دیگر از آراء او را شاهد گرفتم برای یک ادعای مخالف.
                                  شما آرائی دیگر از محی الدین را که به ضررتان بود حمل بر چیز دیگر کردید.
                                  خب من هم می توانم همین کار را با استدلال شما انجام دهم!

                                  چرا گمان می کنید فقط شما معیار بحث علمی هستید؟
                                  اگر محی الدین حرف غلط می زند! بسم الله. با بحث علمی نقدش کنید. خوبی هایش را هم بگویید.
                                  چرا فکر می کنیم ما اول و آخر اسلام را مشخص می کنیم! و هر کس غیر از ما نظر بدهد بحث علمی نمی کند!

                                  اگر محی الدین و حرف های اش بویی از اسلام ندارد. چرا امام خمینی گورباچوف را دعوت می کند آثار او را مطالعه کند تا از حقایق عالم باخبر شود؟!

                                  شیخنا بنده هم شما را دعوت می کنم به صبر و بحث علمی برادر.

                                    [پاسخ]

                                    حمیدرضا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۴ ب.ظ:

                                    جناب سید محمد.
                                    من یه مطلب از کتاب ابن عربی نقل کردم. و اعتقاد او را که اهل بیت علیهم السلام همچه اعتقادی ر و لعن کردن از کتاب علامه جعفر مرتضی عاملی بیان کردم. شما اگر از ابن عربی می خواهید دفاع بکنید جواب همین عقیده او را بدهید. اگر جواب دارید بسم الله.
                                    همین یه سوال منو جواب بدید در کتابش همچه چیزی رو به عنوان یه اعتقاد نقل کرده یا خیر؟!
                                    در ضمن من صبر زیادی دارم شما مثل اینکه صبرتون کمه که نوشته بودید وعده ی ما قیامت!
                                    در ضمن من شخصیت زده نیستم اگه شما اسم امام خمینی رو میارید من اگه بخوام اسم مخالفان ابن عربی که عموم مراجع و فقهای شیعه هستن رو ببرم شاید فقط اسامی آنها به اندازه یه کتاب بشه!
                                    لطفا بحث علمی کنید من تعصب شخصیتی ندارم! امام خمینی بسیار بزرگ بود ولی معصوم نبود وخالی از اشتباه نیستن. شیخ مفید با آن همه عظمت علمی و معنوی بر اقوال و نظراتش نقد می نویسند!

                                      [پاسخ]

                                      داش هادی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۳ ق.ظ:

                                      آقا ایول
                                      بنده هم یه مطلب را از امام صادق ع ثبت کنم:
                                      حضرت فرمودند : هر کس که طلب کند معارف را غیر از مسیری که ما اهل بیت می گوییم مساوی با انکار ماست

                                        [پاسخ]

                                        حسین
                                        مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۲ در ۹:۳۶ ق.ظ

                                        سلام
                                        پایدار باشید
                                        یاعلی

                                          [پاسخ]

                                          سیدمحمد
                                          مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۲ در ۵:۳۵ ق.ظ

                                          اخلاق علمی ایجاب می کند برای بحث علمی بر روی نظرات یک شخص و یا به تعبیر دقیق تر ملعون و کافر بودن او یا نبودنش ابتدا خود انسان به اصل منبع مراجعه کند. ابتدا و انتها و قبل و بعدش را بخواند.
                                          حتی اگر بخواهیم نظر خود را پیرامون یک شخصیت یا یک علم توسعه بدهیم باید تمامی آثار آن شخصیت یا آن علم را بررسی کنیم. سپس فرضیه ی خود را طرح کنیم!

                                          تنها نتیجه ای که از این پست شما گرفته می شود این است که: یکی از گزاره های ابن عربی در یکی از کتاب های اش مطابق واقع نیست. همانطور که من و شما و امام و آیت الله سید جعفر مرتضی هم دارای اشتباهاتی هستیم.

                                          اما این که همین عقیده ی ابن عربی مورد لعنت خداست! (یا آنچه شما از آن فهمیده اید مورد لعنت خداست!؟)
                                          و یا این که ابن عربی کافر بوده است!
                                          و یا این که عرفان و فلسفه علوم ضاله اند!
                                          همه گی ادعاهایی است که روش اثباتش این نیست که مثل برخی از معاصرین صرفا فهرستی از شطحیات عرفا و فلاسفه را جمع آوری کنند. شطحیاتی که ناشی از عدم فهم کتاب و خیانت به متن و مولف است.

                                          شما که علاقه به بحث علمی دارید، چرا مطالبی را عمومی و رسانه ای می کنید که حداقل مردم با آن درگیر هستند؟! مسائلی را در سطح جامعه به صورت زرد پراکنده می کنید که اصلا کسی از آن ها خبر ندارد نفیا و اثباتا و صرفا نتیجه ای جز جنجال و جنگ رسانه ای ندارد! منظور از شما قطعا آقای فلاحی نیست. جریانی است که در این چندسال اخیر به سرکردگی برخی از آقایان راه افتاده است. اگر تشنه ی بحث علمی هستید بسم الله! بفرمایید در جایگاهش بحث کنید.

                                            [پاسخ]

                                            سیدمحمد
                                            مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۲ در ۶:۰۱ ق.ظ

                                            اگر اشتباه نکرده باشم شما متن ابن عربی را ندیده اید.
                                            بحث علمی ایجاب میکند متن اصلی ابن عربی را ذکر کنید.

                                              [پاسخ]

                                              سیدمحمد
                                              مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۲ در ۶:۲۵ ق.ظ

                                              بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۳، ص: ۳۳۱
                                              َ…قَالَ السَّائِلُ وَ إِذَا نَزَلَ أَ لَیْسَ قَدْ حَالَ عَنِ الْعَرْشِ وَ حَوْلُهُ عَنِ الْعَرْشِ انْتِقَالٌ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَیْسَ ذَلِکَ عَلَى مَا یُوجَدُ مِنَ الْمَخْلُوقِ الَّذِی یَنْتَقِلُ بِاخْتِلَافِ الْحَالِ عَلَیْهِ وَ الْمَلَالَهِ وَ السَّأْمَهِ وَ نَاقِلٍ یَنْقُلُهُ وَ یُحَوِّلُهُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ بَلْ هُوَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَا یَحْدُثُ عَلَیْهِ الْحَالُ وَ لَا یَجْرِی عَلَیْهِ الْحُدُوثُ فَلَا یَکُونُ نُزُولُهُ کَنُزُولِ الْمَخْلُوقِ الَّذِی مَتَى تَنَحَّى عَنْ مَکَانٍ خَلَا مِنْهُ الْمَکَانُ الْأَوَّلُ وَ لَکِنَّهُ یَنْزِلُ إِلَى سَمَاءِ الدُّنْیَا بِغَیْرِ مُعَانَاهٍ وَ لَا حَرَکَهٍ فَیَکُونُ هُوَ کَمَا فِی السَّمَاءِ السَّابِعَهِ عَلَى الْعَرْشِ کَذَلِکَ هُوَ فِی سَمَاءِ الدُّنْیَا إِنَّمَا یَکْشِفُ عَنْ عَظَمَتِهِ وَ یُرِی أَوْلِیَاءَهُ نَفْسَهُ حَیْثُ شَاءَ وَ یَکْشِفُ مَا شَاءَ مِنْ قُدْرَتِهِ وَ مَنْظَرُهُ فِی الْقُرْبِ وَ الْبُعْدِ سَوَاءٌ.
                                              علامه مجلسی در ادامه می فرماید: و قوله فی النزول لیس بمعنى الانتقال و قطع المسافه و لکنه على معنى‏إنزال الأمر منه إلى سماء الدنیا لأن العرش هو المکان الذی ینتهى إلیه بأعمال العباد من السدره المنتهى إلیه و قد یجعل الله عز و جل السماء الدنیا فی الثلث الأخیر من اللیل و فی لیالی الجمعه مسافه الأعمال فی ارتفاعها أقرب منها فی سائر الأوقات إلى العرش.

                                              توجیه معنای انزال معلوم شد.

                                                [پاسخ]

                                                puriarb
                                                مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۱ ب.ظ

                                                احسنت

                                                  [پاسخ]

                                                  محمدی
                                                  مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۲ در ۱:۴۶ ب.ظ

                                                  سلام برادر عزیز آقای سید محمد
                                                  اولا باید عرض کنم که شما چرا به نویسنده این مطلب تهمت میزنید که مطالب ابن عربی رو نخونده و باالطبع به علامه مرتضی عاملی هم همین تهمت رو میزنید!
                                                  آیا شما واقعا اطلاع دقیق از میزان مطالعه این بندگان خوب خدا دارید ؟
                                                  علامه ای که کل کتب ابن عربی رو تفحص کردن تا واقعا به عقایدش پی ببرن و کتابی هم در همین زمینه تالیف کردن!

                                                  اما باید عرض کنم ظاهر قضیه اینطور نشون میده که شما خودتون کتب ابن عربی رو نخوندین وگرنه همچین مطالبی رو اینجا نمی نوشتید

                                                  ابن عربی بر تشبیه در عین تنزیه معتقده و حتی حضرت نوح رو نعوذبالله خطاکار معرفی میکنه و میگه حضرت نوح نباید به تنزیه محض دعوت میکرد!!
                                                  ابن عربی میگوید :
                                                  حضرت نوح علیه السّلام در مورد دعوت امت خود مُنَزِّه محض بود و حق تعالی را مُنزَه از هر گونه شَوائِب جسمانی معرّفی می نمود و به هیچ وجهی از وجوه، مشابهت و مناسبتی میان خداوند و خلق قائل نبود.
                                                  از سوی دیگر، قوم او مُشَبِّه محض بودند زیرا بُت می پرستیدند و بُتهای خود را مُتَّصف به صفات کمال می دانستند به همین جهت قوم نوح علیه السّلام میان دعوت آن حضرت که تنزیه محض بود و عقیده خویش که تشبیه محض بود مناسبت و وجه مشترکی نیافتند و لذا دعوت آن حضرت را نپذیرفتند.
                                                  اما اگر نوح علیه السّلام همان گونه که قوم خود را به تنزیه دعوت می کرد به تشبیه نیز مبادرت می نمود، قوم هم دعوت او را می پذیرفتند.

                                                  و در ادامه میگه :
                                                  قوم نوح علیه السّلام در دریاهای علم بالله تعالی غرق گردیدند . پس جز الله یاری دهنده نیافتند . پس الله یاری دهنده آنها شد آنگاه قوم نوح علیه السلام تا ابد هلاک و فانی در حقّ گردیدند . چنانچه حضرت نوح علیه السلام امّت خود را از آن دریاهای علم به ساحل طبیعت بیرون می آورد آنها را از آن درجه والا و رفیع به درجه پایین تری تنزّل می داد !! (فتامل جدا یا سید محمد)

                                                  همچنین به این نمونه از مطالب ابن عربی توجه بفرمایید تا متوجه بشید منظور ابن عربی از نزول چی بوده :
                                                  ابن عربی همچنین حدیثی دیگر که مجسمه اهل سنت آن را نقل می کنن، تایید می کنه. این حدیث می گوید خداوند هروله می کند. ابن عربی می گوید: مراد اثبات این صفت برای خداوند به نحوی است که در خور جلال او باشد! … هروله معقول است، اما صورت و شکل آن نسبت به خداوند مجهول است و همچنین تمام چیزهایی که خداوند خودش را به آنها توصیف می‌کند.

                                                  همونطور که مشاهده میکنید ابن عربی همچون فرقه مجسمه اهل سنت به روایات مجسم شدن خداوند تصریح می کنه و تفسیرش از این روایات هم تفسیر همون مجسمه هست. و این گفتار از همان لاطائلاتیه که علمای عقاید و متکلمین سنی و وهابی به آن معتقد هستند.
                                                  همچنین روایت می‌کنه که: خداوند پایش را در آتش قرار می‌دهد… وتلاش می‌کنه این حدیث را تأویل کنه و آن را از حالت فشار و تنگنا خارج نماید.
                                                  ابن عربی این روایت را معتبر می‌داند که: پروردگارم را در بهترین صورت دیدم. او این روایت را صحیح می‌داند.
                                                  و نیز این روایت را یادآور می‌شود که: دندان کافر در جهنم مثل اُحد است و کثافات پوستش چهل ذراع، آن هم به ذراعِ دستِ پروردگار و از این قبیل حرف‌ها…

                                                  در ضمن مطالبی که بالا اشاره شد دوباره اینجا عرض میکنم
                                                  ببینیم چه جوابی برای این مشت از خروار دارید :
                                                  ۱ – ابن عربی : کفار همان اولیاء خدا هستند!! – تاویل عجیب آیات قرآن
                                                  ۲ – تعاریف فوق العاده و جنون آمیز ابن عربی از خود و ادعای مقامات پیامبری!
                                                  ۳ – تمجید ابن عربی از خون خوار بزرگ تاریخ حجّاج ابن یوسف و طلب رحمت برای او
                                                  ۴ – ابن عربی و تحریف حدیث متواتر ثقلین و انکار مقام اهل بیت علیهم السلام
                                                  ۵ – ابن عربی و تخریب مقام و منزلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و اهل بیت علیهم السلام
                                                  ۶ – ابن عربی : از معرفت امام زمانم رویگردان هستم و از خدا آن را نخواسته ام!
                                                  ۷ – ابن عربی : حضرت نوح در دعوت امت خود دچار خطا شد!
                                                  ۸ – دفاع ابن عربی از فرعون – ابن عربی : فرعون طاهر و مطهر از دنیا رفت!!
                                                  ۹ – ابن عربی : جهنمیان خالد در عذاب نخواهند بود!!
                                                  ۱۰ – کثرت گرایی و صلح کل ابن عربی
                                                  و … مطالب بسیارِ دیگر
                                                  http://www.ebnearabi.com/category/%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c

                                                    [پاسخ]

                                                    سیدمحمد
                                                    مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ در ۶:۴۰ ق.ظ

                                                    آقای محمدی عزیز. جواب شما همان جلسه ی سوم مناظره استاد اوسطی با آقای نصیری است.
                                                    درضمن وقتی شما هم از عین عبارات ابن عربی استفاده نکنید متهم می شوید به عدم مراجعه به اصل متن! شما هم به جای ارائه ی اصل عبارت ابن عربی و بیان ما قبل و ما بعد بحث. یک قسمت از کتاب را تقطیع می کنید.
                                                    همان مغالطه ای که آقای نصیری مرتکب می شود.
                                                    در ضمن کسی جواب بنده را نداد: عرض کردم بر فرض صحت تمام این فرمایشات و کفر ابن عربی و اشتباه خمینی و حسن زاده و جوادی آملی و … . رسانه ای کردن این بحث ها چه ثمره ای دارد؟

                                                      [پاسخ]

                                                      محمدی
                                                      مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۷ ب.ظ

                                                      اولا متونی که بنده تایپ کردم عین گفته های ابن عربی بود و اگر میدونستم که شما علاقه دارید به زبان عربی باشه براتون عربیشو تایپ میکردم

                                                      برای نمونه درباره قوم حضرت نوح متن عربیش از این قراره :
                                                      فَاِنَّهُم لَو تَرَکُوهُم جَهَلوا مِنَ الحَقّ عَلی قَدرِ ما تَرَکُوا مِن هؤُلاءِ فَاِنَّ لِلحَقِّ فی کُلِّ مَعبُودٍ وجهاً خاصّاً یَعرِفُهُ وَ یَجهَلُهُ مَن یَجهَلُهُ

                                                      فَغَرَقُوا فی بِحارِ العلم بالله فلم یَجِدوا لَهُم مِن دُونِ اللهِ اَنصاراً فَکانَ اللهُ عَین انصارِهم فَهَلَکُوا فیه الیَ الاَبَدِ فَلَو اَخرَجَهُم اِلیَ السَّیفِ سَیفِ الطَّبیعهَ لَنَزَلَ بهم عَن هذِهِ الدَّرَجَهِ الرَّفیعه
                                                      فصوص ، فصّ نوحیّه ، ص ۶۶ – ۶۹ – ۷۰

                                                      دوما همیشه تقطیع مضر به مقصود نویسنده نیست! ما که نمیتونیم کل فصوص رو اینجا برای شما بیاریم تا ثابت کنیم ابن عربی این منطور رو داشته!!
                                                      شما که ادعا میکنید ما برداشت اشتباه میکنیم و منظور رو اشتباه میرسونیم!! باید ثابت کنید.

                                                      هر جا مطلبی از فصوص پیدا کردید که خلاف این نوشته ی ما رو ثابت میکرد بیارید ما در خدمت شما هستیم و مطمئن باشید که پیدا نمیکنید چون قبل شما ما این راه رو رفتیم!

                                                        [پاسخ]

                                                        سیدمحمد
                                                        مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ در ۱:۰۱ ب.ظ

                                                        ۱- سخن از مفهوم نزول خدای متعال به آسمان دنیا بود. بنده با گفتاری از علامه مجلسی در بحار الانوار و یک حدیث نورانی از امام صادق معنای دیگری از نزول را عرضه داشتم. معلوم شد آیت الله سید جعفر مرتضی عاملی معنایی غیر از آنچه علامه مجلسی ارائه کرده است، فرموده اند.
                                                        ۲- با مراجعاتی که در این دو سه روز به فصوص و شروح مختلف آن داشتم معلوم شد ترجمه ها و برداشت های آقای محمدی از کلام ابن عربی چه در مسئله ی حضرت نوح و چه در مسائل دیگر و هم چنین تقطیع کلام ابن عربی شبیه به گفتار زیر است. همان چیزی که آقای واسطی به آقای نصیری تذکر دادند و ایشان بر این گونه مغالطه اصرار داشت. تا زمانی که شما این گونه بخواهید عناد داشته باشید و از بحث علمی و استدلالی فرار کنید راه به جایی نخواهید برد مگر با تکفیر ابن عربی و ملا صدرا و خمینی و جوادی و حسن زاده. به همین دلیل است که می گویم وعده ی ما به قیامت. کسی که نخواهد بیدار شود بیدار نمیشود!
                                                        اما نوع ترجمه ی آقای محمدی این گونه است:
                                                        در سوره ی گاو، الله کسی است که:
                                                        مرض را در دل مردم افزایش می دهد.
                                                        بر دل و گوش مردم مهر می گذارد.
                                                        مردم را مسخره و استهزاء می کند.
                                                        روشنایی را از مردم می گیرد و در تاریکی ها رهاشان می کند.
                                                        بر کافران احاطه دارد
                                                        برای کافران آتش را آماده کرده است
                                                        بین مردم تفرقه می اندازد
                                                        به کافران جهنم و آتش جاویدان را وعده می دهد.
                                                        باید به او وفا کرد تا به شما وفا کند
                                                        ترسناک است
                                                        به مردم دستور می دهد که همیدیگر را بکشند.
                                                        برای او کشتاری که انسان ها از یکدیگر می کنند ستوده است
                                                        بر فرق کسانی که میخواهند او را ببینند صاعقه فرو می فرستد.
                                                        مردگان را پس از مرگ زنده می کند.
                                                        برای کسانی که به حرفش گوش نمی کنند عذاب آسمانی می فرستد…

                                                          [پاسخ]

                                                          محمدی
                                                          مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ در ۳:۲۶ ب.ظ

                                                          برادر من چرا بیهوده جنجال میکنید؟
                                                          چرا رویه تخریب را در پیش می گیرید؟
                                                          بحث بر سر مفهوم انزال بود! درست؟

                                                          شما روایتی گرانقدر را شاهد آوردید
                                                          که این روایت مقبول طرفین است و با روایتی که علامه سید جعفر مرتضی عاملی نقل کردند هیچ منافاتی ندارد و قابل جمع هست.

                                                          اما بنده برای اینکه ثابت بشود ابن عربی این مفهوم از نزول را مد نظر نداشته عرض کردم که وی قائل به تشبیه در عین تنزیه است و شواهدی هم ارائه دادم…

                                                          اصلا اگر شما با مبانی ابن عربی آشنا بودید خودتان به این مطلب اعتراف میکردید.

                                                          ولی متاسفانه به جای پاسخ به مطلبی که مستدل عرض کردیم شروع به تخریب کردید و طبق معمول در پشت شخصیتهای بزرگواری سنگر گرفتید که نه معصوم هستند و نه تقلید محض در مباحث علمی و اعتقادی از ایشان واجب و جایز است!

                                                          شما که به فصوص و شروح آن مراجعه کرده اید! باز هم عرض میکنم هر جا مطلبی از فصوص پیدا کردید که خلاف این نوشته ی ما را ثابت میکرد بیاورید ما در خدمت شما هستیم و مطمئن باشید که پیدا نمیکنید چون قبل شما ما این راه را رفته ایم!

                                                            [پاسخ]

                                                            عبدالله
                                                            مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ در ۳:۵۵ ب.ظ

                                                            جناب سید محمد، بنده کسی هستم که بدون دلیل و طبق گفته این و اون قائل به کفر و انحراف کسی نمیشوم، تمام مطالبی که در رد ابن عربی نوشته شده را با دقت از منابع اصلی که کتب ایشان است، مطالعه کردم، مگر اینکه تأویل کنید و بگویید هرجا گفته روز منظورش شب بوده و خود این تأویلات عجیب و غریب را نمیتوان بدون دلیل پذیرفت. غیر از انحراف عقیده و دشمنی خاص و معنی دار با اهل بیت، از آثار ایشان نفهمیدم. ممکن است بگویید که نفهمیدن شما دلیل نیست بر انحراف ایشان، بنده با طرفداران این شخصی که حداقلش مجهول است و مردد بین شیعه و سنی منحرف، سخنی دارم و آن این است که با وجود خورشید چرا باید دنبال شمع یا فانوس گشت؟ آیا معارف اهل بیت را از ما گرفته اند که به معارف مشکوک امثال ابن عربی تکیه میکنید و برای اثبات شیعه بودنش خود را به آب و آتش میزنید؟

                                                              [پاسخ]

                                                              سیدمحمد موسوی
                                                              مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ در ۴:۵۱ ب.ظ

                                                              آقای محمدی عزیز من پشت کسی سنگر نگرفتم.
                                                              ۱- شما کوهی از تقطیعات ارائه فرمودید که هیچ چیز را اثبات نمی کند.
                                                              به عنوان نمونه پاسخ یکی را از بحار ارائه کردم.
                                                              ۲- اگر بخواهم این جا را پر کنم از سخنان ابن عربی و … که به اشتباه شما دچار می شوم. عرض بنده این است جای طرح این مباحث این جا نیست!
                                                              ۳- بنده هیچ گاه ادعا نمی کنم ابن عربی می فهمم با مبانی آن آشنا هستم و مطالبی را که اکثریت جامعه با آن آشنا نیستند را هیچ گاه در ملا عام مطرح نمی کنم.
                                                              ۴- حرف ها زده شده. بنده کوچک تر از آن هستم بخواهم مطالب گفته شده ی اساتید را تکرار کنم. هر کسی جوینده است خودش با جستجوی کوچکی می تواند به مطلوب دست پیدا کند و اگر از پیش قضاوت کرده و قصد دارد خودش را به خواب بزند که در این دنیا نمی توان برای او کاری کرد.
                                                              ۵- اگر سخن تندی از بنده شنیدید عرض معذرت دارم. امید وارم اگر ما هم در مورد اشخاصی سخنان تند و تکفیری داریم پاسخ محکمه پسندی برای این اتهامات داشته باشیم.
                                                              ۶- رهبری می فرمایند:‌ مسئله ى تکفیر و رمى و این حرفها را بایستى از حوزه ورانداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ یک گوشه اى از حرفشان با نظر بنده ى حقیر مخالف است، بنده دهن باز کنم رمى کنم؛ نمیشود اینجورى، این را باید از خودِ داخل طلبه ها شروع کنید. این یک چیزى است که جز از طریق خودِ طلبه ها و تشکیل کرسیهاى مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفکرى و آزاداندیشى که عرض کردیم، ممکن نیست. این را عرف کنید در حوزه ى علمیه؛ در مجلات، در نوشته ها گفته شود. یک حرف فقهى یک نفر میزند، یک نفر رساله اى بنویسد در ردّ او؛ کسى او را قبول ندارد، رساله اى در ردّ او بنویسید. بنویسند، اشکال ندارد؛ با هم بحث علمى بکنند. بحث علمى به نظر من خوب است.
                                                              منبع: http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=3127

                                                                [پاسخ]

                                                                محمدرضا
                                                                شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ در ۶:۰۷ ب.ظ

                                                                از یک مسئله, حکم کلی گرفتید تمام عقاید ابن عربی مورد لعنت خداست؟

                                                                  [پاسخ]

                                                                  مجید
                                                                  شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۰ ق.ظ

                                                                  سلام آقای فلاح میدونی مشکل ما چیه اینه که ۴ تا اصطلاح فلسفی خوندیم فکر کردیم کل فلسفه را فهمیدیم اولا برای نظر دادن در فلسفه باید حداقل ۱۵ سال فلسفه خوند و مجتهد شد و سپس نظر داد در غیر این صورت میشه افتای بدون علم که حرام است و ثانیا زبان عرفا را فقط عرفا می فهمند پس بیشتر دقت کنید در هر مساله ای وارد نشوید فقط در مسایلی که تخصص لازم را دارید مطلب بگذارید.ببخشید التماس دعا

                                                                    [پاسخ]

                                                                    حسین
                                                                    شهریور ۵ام, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۹ ق.ظ

                                                                    سلام آقا محمد رضا
                                                                    نه خیر
                                                                    حود ابن عربی مورد لعنت خداوند عزوجل هست. طبق همون روایتی که از امام رضا علیه السلام در متن ذکر شده :
                                                                    «خداوند کسانی را که کلام را از جایگاه اصلی خود تحریف می کنند لعنت کند…»

                                                                    یعنی ابن عربی و امثالش

                                                                      [پاسخ]

                                                                      سیدحسام الدین واجدی
                                                                      شهریور ۱۱ام, ۱۳۹۲ در ۸:۵۶ ب.ظ

                                                                      سلام علیکم،

                                                                      از موضع گیری صحیح شما و جناب علامه مرتضی عاملی-که حقیر به معظم له بسیارعلاقه دارم- درمورد محی الدین عربی،تشکر میکنم.
                                                                      ان شاء الله موفق باشید.

                                                                        [پاسخ]

                                                                        حمیدرضا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۲ ب.ظ:

                                                                        سلام سیدجان.
                                                                        شما لطف دارید. انشاالله بتونیم مدافع اهل بیت علیهم السلام باشیم!

                                                                          [پاسخ]

                                                                          حمیدرضا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۳ ب.ظ:

                                                                          سلام سیدجان.
                                                                          انشاالله بتونیم مدافع اهل بیت علیهم السلام باشیم!

                                                                            [پاسخ]

                                                                            ناشناس
                                                                            شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۵ ق.ظ

                                                                            کتابی هست با عنوان “عطش ” که توسط انتشارات شمس الشموس منتشر شده و حاوی خاطرات و سخنان سید علی قاضی طباطبایی است .خوبه نظر ایشون رو درباره ی ابن عربی در این کتاب جویا شوید . هم چنین نظر امام خمینی درباره ی ابن عربی.

                                                                              [پاسخ]

                                                                              حمیدرضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۲ ب.ظ:

                                                                              پاسخ: سلام دوست عزیز. عطش رو خوندم. نظرات امام خمینی (ره) رو هم تا حدودی می دونم اما در بحث های علمی باید دلیل آورده بشه نه پشت شخصیت های بزرگ سنگر گرفت!
                                                                              مخالفان ابن عربی تقریباً جمیع مراجع بزرگوار و استوانه های فقاهت هستند اما ما هیچ وقت پشت اسامی آنها سنگر نمی گیریم!

                                                                                [پاسخ]

                                                                                ترابی
                                                                                آذر ۱۷ام, ۱۳۹۲ در ۱:۳۱ ب.ظ

                                                                                کاش به جای نقل قول از کسانی که نه اصطلاحات عرفا را می فهمند و نه درست کتابهای آنها را خوانده اند،کتاب ابن عربی را پیش استادی می خواندید و نقد می کردید،بله شکی نیست که ابن عربی معصوم نیست و خطاهایی دارد

                                                                                  [پاسخ]

                                                                                  ترابی
                                                                                  آذر ۱۷ام, ۱۳۹۲ در ۲:۵۹ ب.ظ

                                                                                  این روایت در صحیح مسلم و بخاری موجود است و ابن عربی از آن کتابها نقل می کند عن أبی هریره قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : ینزل ربنا کل لیله إلى سماء الدنیا حین یبقى ثلث اللیل ، فیقول : من یدعونی فأستجیب له ؟ من یسألنی فأعطیه ؟ من یستغفرنی فأغفر له ؟ و شبیه این روایت را شیخ صدوق در امالی نقل می کند قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَنْزِلُ کُلَّ لَیْلَهٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا فَقَالَ ع لَعَنَ اللَّهُ الْمُحَرِّفِینَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِ( أمالی الصدوق، ص: ۴۱۲) و اگر کسی از علمای شیعه از کتابهای اهل سنت نقل کند و با نقل شیعه تفاوت داشته باشد مورد لعن قرار گیرد پس اکثر علمای شیعه ملعون به حساب می آیند پس صغرای شما باطل و حرفتان باطل واین حدیث مانند آیه (وجاء ربک و الملک صفا صفا)(سوره فجر آیه ۲۲) می باشد و همچنین این روایت را که از طریق شیعه و اهل سنت به دو صورت نقل شده است قابل جمعند به اینکه فعل الهی طبق مبانی دینی به واسطه امام معصوم و ملائکه نازل می شود و به اصطلاح عرفا، الله به اسم رب نازل می شود (و جاء ربک)(ینزل ربنا کل لیله) بله فعل بالذات مربوط به خداست و بالعرض به ملائکه تعلق می گیرد مانند آیات توفی

                                                                                    [پاسخ]

                                                                                    حمیدرضا پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۹ ب.ظ:

                                                                                    خدا خیرت بده این روایت که شما آوردید روایتی است که ما در متن این مطلب برعلیه ابن عربی آوردیم هستش!
                                                                                    در حقیقت شما بر علیه خودتون استدلال کردید فقط کاری که شما کردید اینه که روایت رو مقطوع کردید تا به نفع خودتون استدلال کنید!
                                                                                    متن کامل روایتی که شما آوردید اینه:
                                                                                    حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ الصُّوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى أَبُو تُرَابٍ الرُّؤْیَانِیُّ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی مَحْمُودٍ قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا ع یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِی الْحَدِیثِ الَّذِی یَرْوِیهِ النَّاسُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ‏ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَنْزِلُ کُلَّ لَیْلَهٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا فَقَالَ ع لَعَنَ اللَّهُ الْمُحَرِّفِینَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ اللَّهِ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ کَذَلِکَ إِنَّمَا قَالَ ص إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُنْزِلُ مَلَکاً إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا کُلَّ لَیْلَهٍ فِی الثُّلُثِ الْأَخِیرِ وَ لَیْلَهَ الْجُمُعَهِ فِی أَوَّلِ اللَّیْلِ فَیَأْمُرُهُ فَیُنَادِی هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ یَا طَالِبَ الْخَیْرِ أَقْبِلْ یَا طَالِبَ الشَّرِّ أَقْصِرْ فَلَا یَزَالُ یُنَادِی بِهَذَا حَتَّى یَطْلُعَ الْفَجْرُ فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ عَادَ إِلَى مَحَلِّهِ مِنْ مَلَکُوتِ السَّمَاءِ حَدَّثَنِی بِذَلِکَ أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ آبَائِهِ ع عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ (أمالی الصدوق، ص: ۴۱۰)
                                                                                    حالا نظرتون چیه؟
                                                                                    بازم اگه دلیل دارید بیارید.

                                                                                      [پاسخ]

                                                                                      ترابی
                                                                                      آذر ۱۷ام, ۱۳۹۲ در ۹:۲۳ ب.ظ

                                                                                      چرا به جای پاسخ دادن ، حرف بنده را حذف کردی- شما که ادعای استدلال و دلیل می کنی خب برای رد حرف بنده دلیل می آوردی بله شما تفسیر رای خودتون از بزرگان و روایات معصومین را گذاشته اید دفاع از اهل بیت
                                                                                      کل حزب بما لدیهم فرحون

                                                                                        [پاسخ]

                                                                                        حمیدرضا پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۱ ب.ظ:

                                                                                        حتماً جنابعالی خبر دارید نظرات باید اول تأیید بشه بعدش در سایت نمایش داده بشه!
                                                                                        این چند روز به خاطر مشغله فراوان نتونستم به سایت سر بزنم تا نظر حضرت عالی رو تأیید کنم!
                                                                                        چرا اینقدر زود قضاوت می کنید؟!!

                                                                                          [پاسخ]

                                                                                          ترابی
                                                                                          آذر ۱۹ام, ۱۳۹۲ در ۹:۵۷ ب.ظ

                                                                                          سلام علیکم
                                                                                          بنده نظرم این است که نقل ابن عربی از طرق اهل سنت است و اشکالی ندارد و هر دو قابل جمعند طبق آنچه که قبلم گفتم

                                                                                            [پاسخ]

                                                                                            حمیدرضا پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۹ ب.ظ:

                                                                                            سلام.
                                                                                            ما که منظور شما رو متوجه نشدیم!
                                                                                            شما اگه می خواین بحث کنید از قسمت «طرح سؤال» سایت شماره تلفن بنده را بردارید، تماس بگیرید تا صحبت کنیم و بحث کنیم!

                                                                                              [پاسخ]

                                                                                              ترابی
                                                                                              آذر ۲۱ام, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۹ ق.ظ

                                                                                              با سلام:
                                                                                              روایتی که نزول مَلَک را بیان می کند که در کتب شیعه نظیر امالی و احتجاج و المحجه البیضاء و… این است که: وَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِی الْحَدِیثِ الَّذِی یَرْوِیهِ النَّاسُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَنْزِلُ کُلَّ لَیْلَهٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا فَقَالَ (ع) لَعَنَ اللَّهُ الْمُحَرِّفِینَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ* وَ اللَّهِ مَا قَالَ (ع) کَذَلِکَ- إِنَّمَا قَالَ ع إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُنْزِلُ مَلَکاً إِلَى السَّمَاءِ کُلَّ لَیْلَهٍ فِی الثُّلُثِ الْأَخِیرِ وَ لَیْلَهَ الْجُمُعَهِ فِی أَوَّلِ اللَّیْلِ فَیَأْمُرُهُ فَیُنَادِی هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ یَا طَالِبَ الْخَیْرِ فَأَقْبِلْ یَا طَالِبَ الشَّرِّ أَقْصِرْ فَلَا یَزَالُ یُنَادِی بِهَذَا حَتَّى یَطْلُعَ الْفَجْرُ فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ عَادَ إِلَى مَحَلِّهِ مِنْ مَلَکُوتِ السَّمَاءِ حَدَّثَنِی بِذَلِکَ أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ آبَائِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم)( الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۲، ص: ۳۸۷) و آنچه از طرق اهل سنت وارد شده است و فیض کاشانی همان را از متن احیاء العلوم غزالی در المحجه البیضاء آورده این است که: لقوله صلّى الله علیه و آله و سلّم: «ینزل الله کلّ لیله إلى السماء الدّنیا حین یبقى ثلث اللّیل الأخیر فیقول: من یدعونی فأستجیب له، من یسألنی فأعطیه، من یستغفرنی فأغفر له(البخاری ج ۲ ص ۶۳، و مسلم ج ۲ ص ۱۷۵، و أبو عوانه ج ۲ ص ۲۸۹)-عن أبی هریره قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : ینزل ربنا کل لیله إلى سماء الدنیا حین یبقى ثلث اللیل ، فیقول : من یدعونی فأستجیب له ؟ من یسألنی فأعطیه ؟ من یستغفرنی فأغفر له ؟ که ائمه ما علیهم صلوات الله این حدیث که از طریق اهل سنت وارد شده را جعلی می دانند که برای روشن شدن این حدیث روایتی از کتاب احتجاج می آورم تا روشن شود این روایت در بیان تنزیه خداوند از جسم بودن و عوارض جسمانی می باشد – وَ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِیِّ أَیْضاً عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ مُوسَى ع قَالَ: ذُکِرَ عِنْدَهُ قَوْمٌ زَعَمُوا أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَنْزِلُ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَنْزِلُ وَ لَا یَحْتَاجُ أَنْ یَنْزِلَ إِنَّمَا مَنْظَرُهُ فِی الْقُرْبِ وَ الْبُعْدِ سَوَاءٌ لَمْ یَبْعُدْ مِنْهُ بَعِیدٌ وَ لَا یَقْرُبُ مِنْهُ قَرِیبٌ وَ لَمْ یَحْتَجْ إِلَى شَیْ‏ءٍ بَلْ یَحْتَاجُ إِلَیْهِ کُلُّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ ذُو الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ* أَمَّا قَوْلُ الْوَاصِفِینَ إِنَّهُ یَنْزِلُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَنْ ذَلِکَ عُلُوّاً کَبِیراً فَإِنَّمَا یَقُولُ ذَلِکَ مَنْ یَنْسُبُهُ إِلَى نَقْصٍ أَوْ زِیَادَهٍ وَ کُلُّ مُتَحَرِّکٍ یَحْتَاجُ إِلَى مَنْ یُحَرِّکُهُ أَوْ یَتَحَرَّکُ بِهِ فَمَنْ ظَنَّ بِاللَّهِ الظُّنُونَ فَقَدْ هَلَکَ فَاحْذَرُوا فِی صِفَاتِهِ مِنْ أَنْ تَقِفُوا لَهُ عَلَى حَدٍّ تَحُدُّونَهُ بِنَقْصٍ أَوْ زِیَادَهٍ أَوْ تَحْرِیکٍ أَوْ تَحَرُّکِ زَوَالٍ أَوِ اسْتِنْزَالٍ أَوْ نُهُوضٍ أَوْ قُعُودٍ فَإِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ عَنْ صِفَهِ الْوَاصِفِینَ- وَ نَعْتِ النَّاعِتِینَ وَ تَوَهُّمِ الْمُتَوَهِّمِی( الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۲، ص: ۴۱۱) و نیز از یعقوب بن جعفر نقل است که در خدمت امام کاظم علیه السّلام گفته شد:مردمى عقیده دارند که خداى تبارک و تعالى به آسمان پایین فرود آید، امام کاظم علیه السّلام فرمود: خدا فرود نیاید و نیازى به فرود آمدن ندارد، دیدگاه او نسبت به نزدیک و دور برابر است، هیچ نزدیکى از او دور نشده و هیچ دورى به او نزدیک نگشته، او به چیزى نیاز ندارد بلکه نیاز همه به اوست، او عطاکننده است شایسته پرستشى جز او نیست، عزیز و حکیم است.امّا گفته وصف‏کنندگانى که گویند: خداى تبارک و تعالى فرود آید، این سخن کسى است که خدا را به کاهش و فزونى نسبت دهد، افزون بر آنکه هر متحرّکى احتیاج به محرّک یا وسیله حرکت دارد، کسى که این گمانها را به خدا برد هلاک گردد، و بپرهیزید از اینکه راجع به صفات خدا در حدّ معیّنى بایستید و او را به کاهش یا فزونى یا تحریک یا تحرّک یا انتقال یا فرود آمدن یا برخاستن یا نشستن محدود کنید، خداوند از وصف واصفان و ستایش ستایندگان و توهّم متوهّمان والا و گرامى است(احتجاج ترجمه جعفرى، ج‏۲، ص: ۳۳۹)- پس روشن است که معنای روایت بالا چیست بنابراین اگر کسی مورد لعن باشد ابوهریره یهودی که این روایت را تحریف کرده است و ابن تیمیه و وهابیون هستندکه قائل به جسمانیت خدای سبحان شده اند نه ابن عربی که روایت را از اهل سنت، در کتاب خود نقل کرده است (و شاید از طریق شیعه روایت به ندیده باشد) او تحریف کننده این روایت نیست که مورد لعن قرار گیرد و یا قائل به جسمانیت خداوند باشد این روایت را ابن عربی، معنای توحیدی و تنزیهی از آن اخذ کرده است نه آنچه وهابیون قائلند که برای خدا جسمانیت قائل شده اند….
                                                                                              شما همچنین فرموده اید که: او در «منهاج البراعه»، ج۱۳، ص۳۷۱ و ۳۷۸ می گوید:«دیدم که در معراج مرتبه ی علی پایین تر از ابوبکر و عمر و عثمان است. و ابوبکر را در عرش دیدم، وقتی که برگشتم به علی گفتم که چگونه تو در دنیا ادعا می کردی که از ایشان برتری، حال آنکه من دیدم تو از آنها پایین تری؟!» اگر شما کتاب منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه را خوانده بودید نمی گفتید( او در منهاج البراعه می گوید) زیرا ابن عربی چنین کتابی ندارد و مولف این کتاب میرزا حبیب الله بن محمد هاشم خویی می باشد که عبارت او چنین است: رأیت فی المعراج‏ درجه علىّ‏ أسفل من درجه أبى بکر و عمر و عثمان، و رأیت أبا بکر فى العرش، فلمّا رجعت قلت لعلىّ کیف کنت تدّعى فى الدّنیا أنّک أفضل من‏ هؤلاء و قد رایت انّک أسفل درجه منهم؟ و او این عبارت را از کتاب علامه مجلسی(ظاهراً عین الحیوه) نقل می کند و در کتاب علامه مجلسی این جمله موجود نیست و همچنین در هیچ یک از آثار ابن عربی چنین جمله ای یافت نمی شود ، شما اگر این مطلب را در آثار ابن عربی دیدید ما را هم خبر کنید تا مستفیض شویم

                                                                                                [پاسخ]

                                                                                                حمیدرضا پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۵ ب.ظ:

                                                                                                قسمتی از نظر آقای ترابی به علت طولانی بودن و مرتبط نبودن بااین پست حذف گردید.
                                                                                                قسمتی از نظر ایشون مربوط به بحث وحدت وجود بود که در این پست مورد مناقشه ی ما نیست به همین دلیل این قسمت از نظر ایشان حذف گردید!

                                                                                                  [پاسخ]

                                                                                                  حسین پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۴ ب.ظ:

                                                                                                  سلام جناب ترابی
                                                                                                  شما در قسمتی گفته اید که :
                                                                                                  این روایت را ابن عربی، معنای توحیدی و تنزیهی از آن اخذ کرده است نه آنچه وهابیون قائلند که برای خدا جسمانیت قائل شده اند…

                                                                                                  بر چه اساس و مبنایی این رو نوشتید؟
                                                                                                  مدرک شما چیست؟

                                                                                                  شما اگر به نظرات بالا نگاهی می انداختید این مطلب رو نمی نوشتید!

                                                                                                  بنده کپی میکنم متن رو

                                                                                                  ابن عربی بر تشبیه در عین تنزیه معتقده و حتی حضرت نوح رو نعوذبالله خطاکار معرفی میکنه و میگه حضرت نوح نباید به تنزیه محض دعوت میکرد!!

                                                                                                  ابن عربی میگوید :
                                                                                                  حضرت نوح علیه السّلام در مورد دعوت امت خود مُنَزِّه محض بود و حق تعالی را مُنزَه از هر گونه شَوائِب جسمانی معرّفی می نمود و به هیچ وجهی از وجوه، مشابهت و مناسبتی میان خداوند و خلق قائل نبود.

                                                                                                  از سوی دیگر، قوم او مُشَبِّه محض بودند زیرا بُت می پرستیدند و بُتهای خود را مُتَّصف به صفات کمال می دانستند به همین جهت قوم نوح علیه السّلام میان دعوت آن حضرت که تنزیه محض بود و عقیده خویش که تشبیه محض بود مناسبت و وجه مشترکی نیافتند و لذا دعوت آن حضرت را نپذیرفتند.

                                                                                                  اما اگر نوح علیه السّلام همان گونه که قوم خود را به تنزیه دعوت می کرد به تشبیه نیز مبادرت می نمود، قوم هم دعوت او را می پذیرفتند.

                                                                                                  و در ادامه میگه :
                                                                                                  قوم نوح علیه السّلام در دریاهای علم بالله تعالی غرق گردیدند . پس جز الله یاری دهنده نیافتند . پس الله یاری دهنده آنها شد آنگاه قوم نوح علیه السلام تا ابد هلاک و فانی در حقّ گردیدند . چنانچه حضرت نوح علیه السلام امّت خود را از آن دریاهای علم به ساحل طبیعت بیرون می آورد آنها را از آن درجه والا و رفیع به درجه پایین تری تنزّل می داد !! (فتامل جدا یا سید محمد)

                                                                                                  همچنین به این نمونه از مطالب ابن عربی توجه بفرمایید تا متوجه بشید منظور ابن عربی از نزول چی بوده :
                                                                                                  ابن عربی همچنین حدیثی دیگر که مجسمه اهل سنت آن را نقل می کنن، تایید می کنه. این حدیث می گوید خداوند هروله می کند. ابن عربی می گوید: مراد اثبات این صفت برای خداوند به نحوی است که در خور جلال او باشد! … هروله معقول است، اما صورت و شکل آن نسبت به خداوند مجهول است و همچنین تمام چیزهایی که خداوند خودش را به آنها توصیف می‌کند.

                                                                                                  همونطور که مشاهده میکنید ابن عربی همچون فرقه مجسمه اهل سنت به روایات مجسم شدن خداوند تصریح می کنه و تفسیرش از این روایات هم تفسیر همون مجسمه هست. و این گفتار از همان لاطائلاتیه که علمای عقاید و متکلمین سنی و وهابی به آن معتقد هستند.
                                                                                                  همچنین روایت می‌کنه که: خداوند پایش را در آتش قرار می‌دهد… وتلاش می‌کنه این حدیث را تأویل کنه و آن را از حالت فشار و تنگنا خارج نماید.
                                                                                                  ابن عربی این روایت را معتبر می‌داند که: پروردگارم را در بهترین صورت دیدم. او این روایت را صحیح می‌داند.
                                                                                                  و نیز این روایت را یادآور می‌شود که: دندان کافر در جهنم مثل اُحد است و کثافات پوستش چهل ذراع، آن هم به ذراعِ دستِ پروردگار و از این قبیل حرف‌ها…

                                                                                                    [پاسخ]

                                                                                                    ترابی
                                                                                                    آذر ۲۲ام, ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۵ ق.ظ

                                                                                                    سلام
                                                                                                    منظور ما را فهمیدی؟
                                                                                                    کرده ای تاویل حرف بـــــــــــــکررا/ خویش را تاویل کن نه ذکـــــر را

                                                                                                      [پاسخ]

                                                                                                      حمیدرضا پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۷ ب.ظ:

                                                                                                      سلام علیکم.
                                                                                                      فرم نظرات جای نظر است نه نوشتن مقاله!
                                                                                                      در این مطلبی که درج کردم وحدت وجود بحث من نیست اگر چه در همین مسیر هم ابن عربی و امثالهم به ورطه گمراهی رفته اند اما نظر شما رو با حذف مسائلی که در مورد وحدت وجوداز مرحوم امام خمینی (ره) آوردید تأیید و بزودی پاسخ خواهم داد.
                                                                                                      موفق باشید.

                                                                                                        [پاسخ]

                                                                                                        ترابی
                                                                                                        آذر ۲۲ام, ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

                                                                                                        سلام علیکم
                                                                                                        جمله ابن عربی که مربوط به این روایت بود چرا آن را حذف کردی؟

                                                                                                          [پاسخ]

                                                                                                          حمیدرضا پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۳ ق.ظ:

                                                                                                          سلام علیکم
                                                                                                          متنی که از آقای ترابی به علت طولانی بودن و مرتبط نبودن با مطلب حذف شد بدین شرح بود:

                                                                                                          شما آگاهید که عرفای اسلامی قائل به تجلی هستند نه (حلول و اتحاد) و حلول و اتحاد را محال و کفر می دانند(حلول و اتحاد اینجا محال است)(شیخ محمود شبستری) یعنی خدا در هیچ موجودی حلول نمی کند و هیچ موجودی نیز در مقام فنا با خدا متحد نمی شود بلکه همه بر اساس تجلی و جلوه الهی است و می بینید که گفته اند عالم جلوه و تجلی و آیت خداست نه اینکه خدا با موجودات یکی شده باشد بلکه از نظر آنها یک وجود و هستی است و آن خداست چه در ذات و چه در صفات و چه در افعال (توحید ذات و توحید صفات و توحید افعال) وهمه موجودات ،هستی از خود ندارند که مستقل باشند بلکه نمودند نه بود، نه به این معنا که آنها منکر موجودات شوند و بگویند همه اش خیال است نخیر بلکه آنها موجودات را در مقابل خدا چیزی نمی بینند به قول سعدی همه هر چه هستند از آن کمترند ،که با هستیش نام هستی برند- مثالی برای تقریب به ذهن معنای تجلی گفته اند مانند ظهور علم است که وقتی شما سخن می گوئید علم شما ظهور می کند نه طوری که از شما جدا شود و چیزی نزد شما باقی نماند و در چیزی رود بلکه اصل آن پیش شماست، و با الفاظ و سخن، جلوه نازله آن را ظهور دادید–کلام ابن عربی در فتوحات ج ۳ ص ۵۲۴ این است: یقول تعالى فی حق نفسه على ما ذکره رسول الله ص عنه فقال ینزل ربنا إلى السماء الدنیا کل لیله-الحدیث بطوله فوصفه بالنزول إلینا فهذا نزول حق لخلق و منا نزول خلق لحق لأنه لا یتمکن لنا أن یکون لنا العلو و الکبریاء و الغنی عنه فلنا صفه الصغار و الفقر إلیه و له صفه الغنی و الکبریاء
                                                                                                          فکلنا إلیه فقیر و کلنا لدیه صغیر
                                                                                                          و کلنا نراه سوانا و هو الغنی عنا الکبیر
                                                                                                          إلا أنا فإنی أراه عینی و إننی لخبیر
                                                                                                          و بعد أن علمت ذا قلت إنی إلى غناه عبد فقیر

                                                                                                          امام خمینی رحمه الله علیه در تفسیر سوره حمد در بیان وحدت وجود عرفا می فرمایند: گمان ندارم هیچ کس ، هیچ آدم عاقلى که موحد باشد البته ، اختلاف در این معنا داشته باشد، که حق تعالى هست و او مبداء همه موجودات است ، موجودات معلول مبداء وجودند احدى قایل نیست به این که شما با این کت و شلوارتان خدایید. هیچ عاقلى چنین تصورى هم نمى کند. یا فلان آدم با عمامه و ریش و عصایش خداست ؛ این مخلوق است در این هیچ اشکالى نیست . لکن اختلاف از آن تعبیرات و برداشتهایى است که از علت و معلول مى شود.باید ببینیم آنهایى که مثلا از طبقه عرفا بودند، اینها دردشان چه بوده است که آن جور تعبیر مى کردند. چه وادارشان کرده بودکه آن طور تعبیر بکنند البته این که من حالا مى خواهم مصالحه و صلح بدهم بین این طوایف و بگویم اینها همه یک چیز مى گویند، نه این است که من مى خواهم همه فلاسفه را مثلا تنزیهشان کنم ، یا همه عرفا را، یا همه فقها را. نه این مساءله نیست- اى بسا خرقه که مستوجب آتش باشد، اى بسا دکاندارى که موجب یک حرفهایى مى شود که با همان دکان مناسبند. من مقصودم این است که در بین همه این طوایف اشخاص زیادى منزه بودند و این اختلافى که حاصل شده است در مدرسه ، مثل آن اختلافى (است ) که در مدرسه بین اخبارى و اصولى حاصل شده است که گاهى اخبارى اصولى را شاید تکفیر هم بکند. اصولى هم اخبارى را تجهیل مى کند. با این که اینها مطلبشان دو تا نیست آنها هم دو تا نیست… باید ببینیم اهل عرفان که از این تعبیر فلاسفه مثلا، دست برداشتند، یا از این تعبیر عامه مردم دست برداشتند، و یک مطلب دیگرى گفته اند که دیده اند اسباب اشکال( هم) است بین اهل ظاهر، چرا این را گفتند. ما حالا اینها را حساب مى کنیم .علت و معلول : یک موجود (علت ) ایجاد کرده یک موجود دیگر را (معلول ). در نظر علیت و معلولیت این است که معلول یک طرف واقع شده ،علت یک طرف این یک طرف و یک طرف یعنى چه ؟ مکاناً با هم مختلفند! مثل نور شمس و خود شمس ، که شمس این نور را دارد، و از او هم صادر شده است و جلوه او هم هست ، اما این طورى است که شمس یک موجودى است در یک محلى واقع شده است و نور شمس هم یک موجود دیگرى در یک محل دیگر واقع شد؛ ولو این که اثر اوست ، ولو این که معلول اوست . آیا معلولیت و علیت نسبت به ذات واجب ، نظیر این معلولیت و علیتى است که در طبیعت است : آتش ، علت از براى حرارت است ، و شمس ، علت از براى روشنایى است ، اینطور است ؟ آیا یک اثر (و مؤ ثرى ) است که حتى مکانا هم از هم جدایند؛ او یک مکانى دارد این یک مکان دیگر دارد.اثر و مؤ ثرى که در طبیعت هست ، غالبا این طورى است که حتى بعد مکانى هم (دارند) حتى از هم جدا هستند از حیث مکان . آیا مى توانیم ما در مبداء اعلى یک چنین چیزى قایل بشویم ، که موجودات (از او) جدا هستند، (هر کدام ) یک مکانى دارند و یک زمانى ؟ عرض کردم تصور این امور بسیار صعب است ، تصور این که موجود مجرد وضع خودش چه طورى است مشکل است ؛ و خصوصا مبداء اعلى که هرچه بخواهى از او تعبیر بکنى آن نیست چه طور است وضع آن احاطه قیومیه اى که از براى حق تعالى به موجودات هست ؟ هومعکم یعنى چه ؟ قرآن مى فرماید و هو معکم اءینما کنتم معکم ، یعنى پهلوى آدم است ؟ همراه آدم است به طور مصاحبت ؟ این که آن ها این طور تعبیر کردند براى این است که نمى توانستند از واقع تعبیر کنند، هر چه نزدیکتر بوده به واقعیت آن نزدیکتر را اختیار کرده اند. چنانچه در کتاب و سنت هم آن نزدیکتر است ، اختیار شده است . فهم این مساءله بسیار مشکل است که خالق و مخلوق مکانتش چیست ، کیفیت چه طورى است . کیفیت خلق و مخلوق مثل کیفیت آتش ‍ است و اثرش ؟ مثل کیفیت نفس است و این چشم و گوش و قوا؟ که شاید از اکثر این (مثالها) نزدیکتر باشد، ولى باز این هم نیست. احاطه است ، یک احاطه قیومى که دیگر(از) ضیق خناق باید این را گفت ؛ احاطه قیومى بر همه موجودات به حیثیتى که هیچ جاى از موجودات نیست الا این که او هست . این ربط مابین حق و خلق از مسائلى است که تصورش از تصدیقش مشکل تر است ؛ تصدیقش مى شود کرد، اگر آدم تصور کند ما چطور تصور بکنیم که یک موجودى در هیچ جا غایب نباشد، یک جا نباشد؟ باطن اشیاء هست ، ظاهر اشیاء هست و همه معلولش هستند، اما تعبیر نمى توانیم بکنیم از آن چنین مؤثرى (که ) در باطن اشیا هست ، در ظاهر اشیا هست ، لایخلو منه شى ء: هیچ جا نیست که خالى باشد از او، چه طور تعبیر کنند که بتوانند آن مطلب را افاده کنند؟ و هر چه تعبیر کنند نمى شود، جز این که آنهایى که اهلش هستند دعا کنند، این طور دعایى که در مناجات شعبانیه است .بنابراین اختلافى نیست که یک دسته ، یک دسته اى را تکفیر کند، یک دسته دسته اى ، را تجهیل کند، چرا اختلاف ؟ شما هم اگر بخواهید این معنا را تعبیر کنید چطور تعبیر مى کنید؟ بفهمید آنها چه مى گویند! بفهمید درد دل این آدمى که اظهار نمى تواند بکند الا به این که یک چنین تعبیراتى بکند (چیست ) یک وقت هم که در قلبش آن طور نور واقع مى شود مى گوید که همه چیز اوست ، همه اوست شما هم در دعایتان هست که على عین الله اُذُن الله ، یدالله که معروف هم هست ، اینها به چه معناست ؟ این همان تعبیرى است که آنها مى گویند در روایات شما هم هست که صدقه که مى دهید به دست فقیر، به دست خدا مى رسد در قرآنتان هم دارید که و مارمیت اذ رمیت ولکن الله رمى ، این یعنى چه ؟ یعنى خدا آمد این طور کرد؟ این همان معناى واحدى است که همه شما مى گویید.آن بیچاره اى که مطلب دستش است مى بیند نمى تواند این طورى بگوید، مى بیند این طور خلاف است ، وقتى این طور نتوانست بگوید، آن طور تعبیر مى کند و آن طور تعبیرات (مى آورد) قرآن و دعا پر از حرفهایى است که آنها مى گویند، چرا باید ما سوءظن پیدا بکنیم به اشخاصى که چنین تعبیراتى کردند. بفهمید او که این طور تعبیر کرده چه غرضى از این تعبیر داشته ، چه مرضى داشته است که این طور تعبیر بکند؟ درد این آدم چه بوده است که دست برداشته از آن تعبیرات عامه مردم . خوب این آدم هم مطلع هست که چه مى شود، مع ذلک از آن حرفش ، دست برنداشته ، براى این که حقیقت را فدا نکرده براى خودش ، خودش را فداى حقیقت کرده (است ) اگر هم ما بفهمیم حرف او را، ما هم همان طور تعبیر مى کنیم چنانچه قرآن هم همان طور تعبیر کرده ، ائمه هم همان طور تعبیر کرده اند. و مطلب هم این نیست که آن ها اگر بگویند، ((این حق است )) بخواهند بگویند واقعا این خداست . هیچ آدم عاقلى این را نمى گوید، اما مى بیند که ظهورى است که هیچ نحو تعبیرى ندارد که بشود به آن یک طور جدا (یى فهماند) در یکى از ادعیه هم راجع به اولیا مى فرماید: لا فرق بینک و بینها الا اءنهم عبادک و خلقک فتقها و رتقها بیدک. این از باب ضیق تعبیر است که نمى توانند تعبیر بکنند از این جهت با این طور تعبیراتى که به کتاب و سنت نزدیکتر است ، از این تعبیراتى که دیگران مى کنند، (افاده مى کنند) اما نه این که شما خیال کنید که یک نفر آدم پیدا بشود، آن هم چه اشخاصى ! خوب ، ما معاصر، بودیم با اشخاصى که مى شناختیمشان از نزدیک ، مى دیدیم چه جور اشخاصى هستند، اینها مى آمدند این طور باشند. آن اشخاصى که در همه علمها به آن دقت نظر و به آن کمال بودند، این طور تعبیر مى کردند،( جلوه) تعبیر مى کردند. در دعاى سمات (طلعت) تعبیر کرده (است ) جلوه ، طلعت ، نور تعبیر شده است . صلح بکنید! عرض کردم من نمى خواهم بگویم همه (درست گفته اند) من مى خواهم بگویم این طور نیست که همه (غلط گفته باشند) من وقتى تاءیید مى کنم از روحانیون ، نه این که مى خواهم بگویم که روحانیون همه این طورند من اشکالم این است که همه را رد نکنید، نه این که همه را قبول کنید، همه را رد نکیند، این جا هم همین است حرفم که گمان نکنید هرکس یک مطلب عرفانى گفت ، یک حرف عرفانى زد او کافر است . ببینید که چه مى گوید اول آدم بفهمد مطلبى که این آدم مى گوید چیست ؛ بعد از این که فهمید چیست ، آن وقت گمان ندارم که (انکار کند او را) این همان قضیه انگور و عنب و اوزوم است ؛ همان قضیه است ، شما از آن تعبیر مى کنید به کذا، و یکى علیت و معلولیت مى گوید، دیگرى سببیت و مسببیت مى گوید و آن (دیگر) ظهور و مظهر مى گوید و اینها وقتى هم مى رسند به آن جایى که ما چه طور تعبیر کنیم از یک موجودى که همه جا هست و هیچ یک از این اشیاء هم نیست ، یک وقت مى بینید که مى گوید: على یدالله ، على عین الله ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمى . آن که با تو تعهد کرد با خدا تعهد کرد، یدالله فوق اءیدیهم . (اما آیا این ) فوق معنایش این است که دستى روى دست دیگر قرار بگیرد یا(فوق) معنوى است ، فوقى است که تعبیر ندارد، فوقى است که نمى توانیم یک تعبیرى از آن بکنیم که حق تعبیر باشد؟همان طور که خداى تبارک و تعالى اجل از این است که مخلوط شى ء یا مربوط به شى ء به این معنى باشد. اجل از این است که ما حتى جلوه اش را هم (بتوانیم ) بفهمیم چه طورى است . حتى جلوه اش هم مجهول است پیش ما اما ما ایمان داریم به این که چنین مسائلى هست ، ردش نمى کنیم و ما امیدواریم که وقتى اعتقاد به این داشته باشیم که چنین مسائلى هست ، چنین چیزهایى هست ، این که در کتاب و سنت واقع شده است یک واقعیتى است (دیگر انکار نکنیم آن را) قرآن آن جایى که راجع به جلوه حق نسبت به خلق مى گوید ظهور (تعبیر مى کند): هوالظاهر و الباطن و این ظاهرا در سوره حدید است در روایت وارد شده است که شش آیه اول سوره حدید مال کسانى است که در آخرالزمان مى آیند، آنها مى فهمند؛ و در آن واقع شده است کیفیت خلقت و (غیر آن ) در آن جا هوالاول و الآخر والظاهر و الباطن ، هو معکم اءینما کنتم در آخرالزمان هم به این سادگى نمى تواند کسى بفهمد، یکى دوتا شاید در عالم بفهمند….. یکى از آقایان مى گفت که ظاهرا مرحوم آقا شیخ محمد بهارى یک وقتى که اسم یک کسى آمد، گفت : عادل کافرى است ( گفتیم):خوب ، عادل است یعنى چه ؟ گفت: اما عادل است ، براى این که روى موازین عمل مى کند؛ هیچ معصیت نمى کند. اما کافر است براى این که آن خدایى که او مى پسندد، خدا نیست ؛ آن که او مى پرستد اصلا خدا نیست – در هر صورت این سوءظن ها، و این جدا کردن (یک عده ) خودشان را از یک خیراتى ، این موجب تاءثر است که یک حوزه اى از یک خیراتى که هست محروم ماند؛ حتى از فلسفه که یک امر عادى است ، تا برسد به آن مساءله دیگر و عمده این است که به مطلب یکدیگر نرسیده اند؛ چون نرسیده اند این صحبتها پیش آمده ؛ اگر برسند به مطلب یگدیگر نزاعى در کار نیست نه او این آقایى (را) که تکفیرش مى کند، با ریش و عمامه ، خدا مى داند، و نه این آقا (او را). اگر بداند او چه مى گوید، انکار نمى کند این نمى داند او چه مى گوید، انکار مى کند. اگر بداند که گرفتارى او این است که تعبیرات (نارساست ، نمى گوید که این ) تعبیرات کفرى است . پیش ‍ او این طورى است که این تعبیر به علیت و معلولیت و امثال آن ، تعبیرى است که غیر واقعیت است ، واقعیت این نیست این که در این چند روز، من چند دفعه عرض کردم ، اسم جدا نیست ، از مسمى ، اسم ظهور (مسمى است) (علامت) هم – نه مثل علامتهایى که براى فرسخ مى گذارند – نمى شود از او تعبیر کرد.(آیه) نزدیکتر است به واقعیت ، (ولى ) آن هم تعبیرى است که از ضیق خناق است . اصلا قرآن – همان طور که عرض کردم – مثل یک سفره اى است که هر کس ، به اندازه خودش از آن استفاده باید بکند مال یک دسته نیست ، مال همه است ، مال همه مردم است . همه مردم باید از آن استفاده بکنند؛ هر کس به اندازه خودش ادعیه هم همین طورند(تفسیر سوره حمد-جلسه پنجم)-در احتجاج آمده است: وَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ ع قَالَ: قَالَ رَجُلٌ مِنْ خَوَاصِّ الشِّیعَهِ لِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع وَ هُوَ یَرْتَعِدُ بَعْدَ مَا خَلَا بِهِ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا أَخْوَفَنِی أَنْ یَکُونَ فُلَانُ بْنُ فُلَانٍ یُنَافِقُکَ فِی إِظْهَارِهِ اعْتِقَادَ وَصِیَّت وَ إِمَامَتِکَ فَقَالَ مُوسَى ع وَ کَیْفَ ذَاکَ؟ قَالَ لِأَنِّی حَضَرْتُ مَعَهُ الْیَوْمَ فِی مَجْلِسِ فُلَانٍ وَ کَانَ مَعَهُ رَجُلٌ مِنْ کِبَارِ أَهْلِ بَغْدَادَ فَقَالَ لَهُ صَاحِبُ الْمَجْلِسِ أَنْتَ تَزْعُمُ أَنَّ صَاحِبَکَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ إِمَامٌ دُونَ هَذَا الْخَلِیفَهِ الْقَاعِدِ عَلَى سَرِیرِهِ قَالَ لَهُ صَاحِبُکَ هَذَا مَا أَقُولُ هَذَا بَلْ أَزْعُمُ أَنَّ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ غَیْرُ إِمَامٍ وَ إِنْ لَمْ أَکُنْ أَعْتَقِدُ أَنَّهُ غَیْرُ إِمَامٍ فَعَلَیَّ وَ عَلَى مَنْ لَمْ یَعْتَقِدْ ذَلِکَ لَعْنَهُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ* فَقَالَ لَهُ صَاحِبُ الْمَجْلِسِ جَزَاکَ اللَّهُ خَیْراً وَ لَعَنَ مَنْ وَشَى بِکَ إِلَیَّ فَقَالَ لَهُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع لَیْسَ کَمَا ظَنَنْتَ وَ لَکِنَّ صَاحِبَکَ أَفْقَهُ مِنْکَ إِنَّمَا قَالَ مُوسَى غَیْرُ إِمَامٍ أَیْ إِنَّ الَّذِی هُوَ غَیْرُ إِمَامٍ فَمُوسَى غَیْرُهُ فَهُوَ إِذاً إِمَامٌ فَإِنَّمَا أَثْبَتَ بِقَوْلِهِ هَذَا إِمَامَتِی وَ نَفَى إِمَامَهَ غَیْرِی یَا عَبْدَ اللَّهِ مَتَى یَزُولُ عَنْکَ هَذَا الَّذِی ظَنَنْتَهُ بِأَخِیکَ هَذَا مِنَ النِّفَاقِ تُبْ إِلَى اللَّهِ فَفَهِمَ الرَّجُلُ مَا قَالَهُ وَ اغْتَمَّ ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا لِی مَالٌ فَأُرْضِیَهُ بِهِ وَ لَکِنْ قَدْ وَهَبْتُ لَهُ شَطْرَ عَمَلِی کُلِّهِ مِنْ تَعَبُّدِی وَ صَلَاتِی عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ مِنْ لَعْنَتِی لِأَعْدَائِکُمْ قَالَ مُوسَى ع الْآنَ خَرَجْتَ مِنَ النَّار(الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۲، ص: ۳۹۵) و از امام حسن عسکرىّ علیه السّلام نقل است که: مردى از خواصّ شیعیان در حالى که مى‏لرزید در خلوت به حضرت موسى بن جعفر علیهما السّلام گفت:اى زاده رسول خدا، من از عمل منافقانه فلانى در اظهار اعتقاد وصیّت و امامت شما در هراسم، آن حضرت فرمود: چطور؟گفت: روزى با او در مجلس فلانى بودم، و با او مردى از بزرگان بغداد بود، پس صاحب مجلس بدو گفت: تو فکر مى‏کنى صاحب و رفیقت موسى بن جعفر امام است نه این خلقى که روى این تخت نشسته‏اند؟و صاحب شما به او گفت: من این گونه نمى‏گویم، بلکه مى‏پندارم که موسى بن جعفر امام نیست، و هر چند که اعتقاد ندارم که او غیر امام است، پس بر من و هر که آن اعتقاد ندارد لعنت خدا و فرشتگان و همه مردمان باد!.پس صاحب مجلس به او گفت: خدا جزاى خیرت دهد، و لعنت خدا بر آنان که علیه تو نزد من سعایت و بدگویى نمودند. امام موسى بن جعفر علیهما السّلام فرمود: این طور که تو پنداشته‏اى نیست، بلکه صاحب و رفیقت داناتر از تو مى‏باشد، او تنها گفت: موسى غیر امام است، یعنى آن غیر امام پس موسى غیر او است، پس او امام است، پس تنها با این قول اثبات امامت مرا نموده و از دیگرى این مقام را نفى کرده، اى عبد اللَّه! کى این پندار تو از برادرت که منافق است زایل مى‏شود، پس آن مرد حرفهاى دوستش را فهمیده و بسیار محزون شده و گفت:اى زاده رسول خدا، من مالى ندارم تا او را راضى کنم، ولى قسمتى از اعمال عبادى و صلوات بر شما أهل بیت را و لعنت بر دشمنانتان را به او بخشیدم!.حضرت موسى بن جعفر علیهما السّلام فرمود: اکنون از آتش خارج شدى(احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏۲، ص: ۳۶۴)-احتیاط کنیم که نکند نداسته خود را جهنمی کنیم و به عده ای بدون اینکه کاملاً با اصطلاحات آنها آشنا باشیم، تهمت زده و حجابی بر حجب خود بیفزاییم،اگر ملاصدرا یا ابن عربی در قیامت بگوید: آنچه به من نسبت دادی من نگفته ام در قیامت جواب او را چه می دهی؟مگر آیه به ما دستور نمی دهد که: ولا تقف ما لیس لک به علم إن السمع والبصر والفؤاد کل أولئک کان عنه مسئولا(سوره اسرا آیه ۳۶) به قول امام خمینی نمی خواهم همه را مبرا کنم و لیکن احتیاط در این امور اولی است و در این امور به متخصصان عرفان نظری رجوع کنیم نه حتی فقها و دیگران زیرا آنها در اصول و فقه متخصصند ولی در عرفان نظری متخصص نیستند مگر کسی مانند سید علی قاضی یا علامه طباطبایی یا آیت الله کمپانی یا سید احمد کربلائی یا سید حیدر آملی و… و در این امور رجوع به متخصص این علوم باید کرد،اگر می بینید نظر این شخصیت ها را می آورم چون متخصص این فنّ اند و همه آنها مبانی عرفا را پذیرفته اند و اشکالات در فروع این مباحث است-آیت الله شاه آبادی می فرمایند: آنهایی که کلمات عرفا را حمل بر فساد کردند،نفهمیدند،لغت عربی را عرب باید معنا کند،لغت فرانسوی را باید فرانسوی دان معنا کند و انگلیسی را انگلیسی دان،زبان خاص عرفان را هم عارف باید معنا کند [ و فلسفه را فیلسوف] . اگر غیر عارف معنا کند، فساد می شود؛ مثلاً آن مکاشفه محیی الدین را که حمل بر سنّی گری او کردند، ایشان در کتاب خودشان هم ذکر کرده که محیی الدین در حال مکاشفه دید که رسول الله(صلی الله علیه و آله) به معراج تشریف می برند،ابی بکر سمت راست حضرت،عمر سمت چپ حضرت، و امیر المؤمنین(علیه السلام) هم پشت سر حضرت هستند.ایشان[یعنی آیت الله العظمی شاه آبادی] می فرمایند: (ابن عربی) حقیقت را دیده؛ آن کسی که پا جای پای پیغمبر می گذارد علی است.ابوبکر و عمر منحرف از پیغمبر هستند». فتدبّر.

                                                                                                            [پاسخ]

                                                                                                            حسین پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۳:۳۰ ب.ظ:

                                                                                                            سلام دوست عزیز جناب ترابی
                                                                                                            اولا بحث وحدت وجود را متکلمان شیعه بسیار منطقی جواب داده اند
                                                                                                            و میتوانید با تحقیق و جستجو مطالب این بزرگان را مشاهده کنید و ان شاالله جواب خواهید گرفت.

                                                                                                            فعلا بنده سخنان آیت الله بهجت در رد وحدت وجود را نقل میکنم که ان شاالله تلنگری برای دوستان باشد تا بیطرفانه به سمت تحقیق و جستجو بروند.

                                                                                                            آیت الله بهجت :
                                                                                                            آنان وحدت حُکمیه را با وحدت حقیقیه اشتباه کرده اند .من معتقد به وحدت حُکمیه و کثرت حقیقیه هستم و ندیدم کسی (این مطلب را)گفته باشد … قرآن و احادیث اسلامی وحدت حقیقیه را رد میکند (کانا یاکلان الطعام). سپس اضافه کردند : (جمع میان ) کثرت حقیقیه و وحدت حقیقیه ، محال است ،مگر اینکه کسی بگوید تناقض محال نیست .

                                                                                                            آنچه در روایات آمده که (یبصر به) و (یسمع به) ، اشاره به همان وحدت حُکمیه است . همچنین (لا فرق بینک و بینها الا انهم عبادک و خلقک و حدیث قرب نوافل ) [۱]

                                                                                                            نکته ی مهم و قابل توجه این است که در تجلی حضرت حق بر قلب بعضی تصور می کنند که آنچه دیده اند ، خداست . این از بی دقتی است . دیدن قلب هم مانند دیدن چشم ممکن است خطا کند . کسانی که قائل به وحدت حقیقیه ی جهان هستند ، دچار این خطا شده اند .

                                                                                                            (فلما تجلی ربه للجبل …) ، جلوه ی خداوند و تجلی او غیر خود اوست . تجلی ، فعل خداست ، نه خود او . [۴]
                                                                                                            منبع : کتاب زمزم عارفان آیت الله ری شهری ص۱۳۰

                                                                                                            لینک :
                                                                                                            http://www.ebnearabi.com/2453

                                                                                                              [پاسخ]

                                                                                                              شاهد
                                                                                                              فروردین ۴ام, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

                                                                                                              نضرامام خمینی برای مابس

                                                                                                                [پاسخ]

                                                                                                                حمیدرضا پاسخ در تاريخ فروردین ۴ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۵ ق.ظ:

                                                                                                                نظر با « ظ » نوشته میشه نه « ض » 🙂

                                                                                                                  [پاسخ]

                                                                                                                  سیدرضا
                                                                                                                  فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۳ در ۱۱:۴۴ ق.ظ

                                                                                                                  سلام علیکم
                                                                                                                  الله ربی وربکم وهو رب العرش العظیم
                                                                                                                  طبق فرمایش مقام معظم رهبری امسال سال فرهنگ واقتصاداست پس دوست داران ولایت وقرآن برای[آگاه سازی]دوستان قرآن و ولایت هر روزبیشتراز روز قبل درجهاد فرهنگی شرکت کنند، چون دشمنان اسلام با پُر کاری و گستاخی ودوستان اسلام با کم کاری وخوش باوری به اسلام عزیز ضربه زده اند و ضربه می زنند.
                                                                                                                  واما بعد…
                                                                                                                  جریان بحث باطل وحدت وجود در پیکره اسلام مثل صهیونیسم جنایت کاراست درجهان اسلام.والسلام.
                                                                                                                  اللهم عجل لولیک الفرج

                                                                                                                    [پاسخ]

                                                                                                                    ابناء الدلیل
                                                                                                                    تیر ۱۲ام, ۱۳۹۳ در ۳:۵۷ ب.ظ

                                                                                                                    نظر من این است که کاش به جای دست و پا زدن در دفاع از ابن عربی ها و سایر اشخاص، کمی در دفاع از دین تعصب به خرج دهیم.
                                                                                                                    تازه پیروانش هر جا کم می اورند، می گویند کتاب هایش را تحریف کردند.خب چرا خودمان را این همه به زحمت می اندازیم در دفاع و پیروی از مطالب تحریف شده؟
                                                                                                                    قرآن و معارف ناب اهل بیت علیهم السلامرا داریم.خذ منا تکن عنا

                                                                                                                      [پاسخ]

                                                                                                                      حمیدرضا پاسخ در تاريخ تیر ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۵ ق.ظ:

                                                                                                                      سلام.
                                                                                                                      موافقم

                                                                                                                        [پاسخ]

                                                                                                                        محسن
                                                                                                                        مهر ۷ام, ۱۳۹۳ در ۲:۴۹ ب.ظ

                                                                                                                        ببینید و نظر بدهید

                                                                                                                          [پاسخ]

                                                                                                                          حمیدرضا پاسخ در تاريخ مهر ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۳ ب.ظ:

                                                                                                                          خواندم!
                                                                                                                          جای نظر دادن نداشت!

                                                                                                                            [پاسخ]

                                                                                                                            ب ز
                                                                                                                            مهر ۲۲ام, ۱۳۹۳ در ۲:۳۵ ق.ظ

                                                                                                                            خدا دشمن امام علی را لعنت کنه از اولی تا آخرین

                                                                                                                              [پاسخ]

                                                                                                                              سجاد
                                                                                                                              خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۴ در ۴:۳۱ ب.ظ

                                                                                                                              سلام علیکم خدمت شما بزرگوار
                                                                                                                              واقعا لذت بردم از مطالب جنابعالی و پرسش و پاسخ های مندرج در وب
                                                                                                                              میخواستم از شما خواهش کنم که نظر مراجع کنونی در مورد شخص ابن عربی رو برام بیان فرمایید با سند؟

                                                                                                                                [پاسخ]

                                                                                                                                حمیدرضا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۸ ب.ظ:

                                                                                                                                سلام بر آقا سجاد.

                                                                                                                                از مراجع کنونی من تونستم فقط نظر آیت الله سیستانی و روحانی (دام ظلهما) رو بدست بیارم!

                                                                                                                                متن استفتاء از حضرت آیت الله العظمی سیستانی (دام ظله) به شرح ذیل می باشد:

                                                                                                                                باسمه تعالی

                                                                                                                                محضر مبارک آیه الله العظمی آقای سیستانی دام ظله العالی

                                                                                                                                با اهداء تحیات وافره به عرض عالی می رساند:

                                                                                                                                باتوجه به مطالب منسوب به حضرتعالی در بعضی از سایتها مبنی بر تأیید (عرفان صاحب فصوصی) تقاضا می شود نظر شریف را در این رابطه اعلام فرمائید.

                                                                                                                                جواب: اینجانب در ارتباط با معارف اعتقادی به روش اکابر علمای امامیه (قدس الله اسرارهم) که مطابق با آیات قرآن مجید و روایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) می باشد معتقد بوده و روش فوق الذکر را تأیید نمی نمایم.

                                                                                                                                 ۸ محرم ۱۴۳۳ه/ علی حسینی سیستانی

                                                                                                                                نظر حضرت آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی (دام ظله) اینگونه است:

                                                                                                                                سوال: نظر مبارک در مورد شخصیت، افکار، عقاید و مذهب ‏ابن‏ عربى ‏چیست؟ کسى که هر چند امثال شیخ بهایى (ره) در “اربعین” و قاضى نورالله‏ شوشترى (ره) در “مجالس المومنین” وى را تأیید کرده و از او تجلیل ‏نموده ‏اند و قائل به تشیع او شده ‏اند، اما همچون فیض کاشانى (ره) در “بشاره الشیعه” وى را متهم به اختلال ‏عقل کرده و از زمره گمگشتگان و گمراهان به حساب مى ‏آورد و چون ابن‏ عربى، خود را در “فتوحات” مستغنى از شناخت امام زمان (ع) دانسته ‏وى را ملامت کرده و محکوم به مرگ جاهلیت نموده است. و نیز محدث‏ نورى (ره) وى را در میان علما و نواصب عامه دشمن ‏ترین با شیعه مى ‏داند و لذا ملاصدرا را به جهت ستایش ابن عربى مذمت مى ‏کند. اما از طرف دیگر بزرگانى همچون مقدس اردبیلى، در “حدیقه الشیعه”، علامه مجلسى (ره) در عین “الحیوه” آقا وحید بهبهانى و برخى دیگر وى را به جهت کلمات کفرآمیزش در فصوص و یا فتوحات تکفیر کرده‏ اند و او را وحدت وجودى ملحدى مى ‏دانند. و ثانیاً از آنجا که عرفان مصطلح امروزى مکتبى است درس آموخته از عقاید و اندیشه ‏هاى ابن عربى و بسیارى از عرفاى شیعه (حتى از میان ‏فقها) در قرون اخیر فصوص و یا فتوحات وى را در اعلا مرتبه عرفان ‏نظرى تدریس یا تحشى و یا تشریح نموده ‏اند، چون خیل عظیمى از جوانان‏ شیعه که خواستار عرفان حقیقى و منظور نظر امام زمان (ع) مى ‏باشند به‏ سرگردانى و حیرت دهشتناکى دچار شده ‏اند؛ لذا خواهشمند است راهنمایی بفرمایید.

                                                                                                                                جواب: باسمه جلت اسمائه؛ راجع به محى الدین بهترین کلام، کلام فیض کاشانى است والا کلمات او قابل توجیه ‏نیست. مراجعه کنید به موارد ذیل: ۱- استغناء از وجود امام زمان (عج) ۲- نجات جمیع ملل از عذاب ۳- نوح را اهل تفرقه پنداشتن. ۴- روافض را به صورت خنازیر دیدن. ۵- التزام به وحدت وجود. مثلاً مى ‏نویسد اعتراض حضرت موسى به هارون ‏در آن زمان که به طرف قوم خود برگشت و آن ها را گوساله پرست دید، براى این بود که چرا نگذاشتى آن ها گوساله را پرستش کنند؟ تا آنکه‏ مى‏ گوید: عارف کسى است که خدا را در همه چیز ببیند، بلکه او را عین آن چیز ببیند. یا آنکه‏ مى ‏گوید سبحان من اظهرالاشیاء و هو عینها؛ هاشم معروف حسنى مى ‏نویسد که محى الدین ‏مدعى شده است که هنگامى که مرد با زن‏ مباشرت مى‏ کند، خداوند در زن قرار مى ‏گیرد و در این باره به محبت پیامبر (ص) به زنان استدلال‏ کرده است. ملاطاهر قمى مى ‏نویسد که ابن عربى‏ وجود خالق و مخلوق را یکى مى‏ داند. در رفص ‏عیسوى مى ‏گوید: نصارى که کافر شدند براى این ‏بود که خدا را در عیسى فقط منحصر کردند و گفتند تنها عیسى خدا است و حال آنکه همه عالم ‏از غیب و شهود خدا هستند. در رفص شعیبى‏ مى‏ گوید: من عرف نفسه فقد عرف ربه و هر که‏ خود را شناسد که خدا است، پس خدا را شناخته، زیرا خداوند به صورت خلق خود است، بلکه عین‏ خلق، حقیقت او است براى اطلاع بیشتر به کتاب “عین الحیاه” مجلسى مراجعه کنید. و اما حقیقت عرفان اختصاص به شخص و جمعیتى ندارد و راه رسیدن به آن، تحصیل عقاید صحیح و عمل به وظایف شرعیه است و عبادات‏ را با حضور قلب انجام دادن است. و اما آنچه ‏مصطلح است بین متأخرین که اطلاق مى‏ شود بر جمعیت خاصى، اصل آن دو قسم است: عرفان‏ علمى و عرفان عملى و هر دو قسم شعب مختلفه ‏دارد بعضى در ضلالت و بعضى بهتر. بنابر این ‏تعریف جامع و همچنین قضاوت نمى ‏توان نمود.

                                                                                                                                  [پاسخ]

                                                                                                                                  سجاد پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۹:۵۴ ق.ظ:

                                                                                                                                  خیلی خیلی لطف کردید.ممنون

                                                                                                                                    [پاسخ]

                                                                                                                                    ترابی
                                                                                                                                    تیر ۷ام, ۱۳۹۴ در ۴:۴۰ ب.ظ

                                                                                                                                    سلام چرا مطلب منو نمایش نمی دی؟

                                                                                                                                      [پاسخ]

                                                                                                                                      حمیدرضا پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۴ ۸:۳۷ ب.ظ:

                                                                                                                                      سلام آقای ترابی عزیز.
                                                                                                                                      نظرات طولانی حذف میشن!
                                                                                                                                      در چند خط فقط در مورد بحث مطرح شده نظر خودتون رو بنویسید حتما مورد استفاده من و بینندگان قرار میگیرد!
                                                                                                                                      نظر شما نسبت به مطلب درج شده چندین برابر هست و کلی است نه تخصصی نسبت به یک مطلب مورد بحث!
                                                                                                                                      براتون آرزوی موفقیت دارم.

                                                                                                                                        [پاسخ]

                                                                                                                                        ترابی
                                                                                                                                        تیر ۸ام, ۱۳۹۴ در ۱۰:۵۰ ق.ظ

                                                                                                                                        سلام
                                                                                                                                        کدام قسمت آن مطالب کلی است-خب مطالب را درج می کردی و به صورت تخصصی نه تعصبی نقد می کردی-آدرس مطالب را هم که گفته ام اگه اشتباه است بگید

                                                                                                                                          [پاسخ]

                                                                                                                                          طلبه
                                                                                                                                          مهر ۱ام, ۱۳۹۴ در ۷:۴۷ ب.ظ

                                                                                                                                          سلام علیکم
                                                                                                                                          یا شیخ خوشحال شدم که شما مثل بعضی از طلاب دیوانه دنبال این ابن عربی لعنتی نرفتید . الحمدلله خداروشکر

                                                                                                                                            [پاسخ]

                                                                                                                                            فرشاد
                                                                                                                                            مهر ۲۱ام, ۱۳۹۴ در ۱۰:۴۳ ب.ظ

                                                                                                                                            تاسف آوره
                                                                                                                                            جملات ابن عربی هزار جور تفسیر داره….نمیدونم هدف امثال شما چیه؟؟ با دست گذاشتن روی معنی تحت الفظی میخوای به چی برسی؟؟

                                                                                                                                            در حقانیت ابن عربی همین بس که بزرگان شیعه مثل

                                                                                                                                            آیت الله سید علی قاضی
                                                                                                                                            آیت الله حسن زاده آملی
                                                                                                                                            آیت الله جوادی آملی
                                                                                                                                            و غیره… در مدح ایشون سخن های بسیار گفتن
                                                                                                                                            آدم باید احمق باشه اینهارو ول کنه بیاد افاضات نویسنده این مطلب رو بچسبه

                                                                                                                                            بنابراین
                                                                                                                                            جعفر مرتضی عاملی بره جلو بوق بزنه

                                                                                                                                              [پاسخ]

                                                                                                                                              حسین پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

                                                                                                                                              این جور ادب و حرف زدن در مورد علامه سید جعفر مرتضی عاملی هم مرحوم آقای قاضی و علامه حسن زاده و آیت الله جوادی آملی بهت یاد دادن!

                                                                                                                                                [پاسخ]

                                                                                                                                                مبینا شمس
                                                                                                                                                مهر ۲۸ام, ۱۳۹۴ در ۱۱:۰۲ ق.ظ

                                                                                                                                                ابن عربی وفهم سخنانش از شعور اخوندهای دربار بیرون هست….باید به مرتبه ائ برسی تا بفهمید او چه میگوید…کسی که به جای خدا از انسان تبعیت میکند وطمع به مقام وپول دارد چطور از فهم ابن عربی سخن میراند

                                                                                                                                                  [پاسخ]

                                                                                                                                                  محمد صحرایی پاسخ در تاريخ آبان ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۲۴ ب.ظ:

                                                                                                                                                  احسنت

                                                                                                                                                    [پاسخ]

                                                                                                                                                    محمد صحرایی
                                                                                                                                                    آبان ۲۵ام, ۱۳۹۴ در ۱۰:۲۳ ب.ظ

                                                                                                                                                    سلام و‌درود خدا بر عارف کامل و‌فانی بالله و سالک الی الله حضرت ابن عربی

                                                                                                                                                      [پاسخ]

                                                                                                                                                      میلاد
                                                                                                                                                      دی ۱۱ام, ۱۳۹۴ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

                                                                                                                                                      با عرض سلام
                                                                                                                                                      جناب آقای فلاح شما که ابن عربی رو ملعون میدونید و منحرف از صراط حق،پس بسم الله
                                                                                                                                                      آقای خمینی هم تکفیر کن(که بد جور دلداده ابوبکرابن عربی لعنت الله علیه بوده )
                                                                                                                                                      اگر هم عقیده ی بامن هستین اعلائم برائتتون رو به من ایمیل کنید(چون باید تقیه کرد)
                                                                                                                                                      واگر آقای خمینی رو فرد صوفی نمیدونید پس ابن عربی هم صوفی نیست وباید از رای تون برگردید
                                                                                                                                                      بی صبرانه منتظرجوابتونم
                                                                                                                                                      یاعلی

                                                                                                                                                        [پاسخ]

                                                                                                                                                        حمیدرضا پاسخ در تاريخ دی ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۳:۵۵ ب.ظ:

                                                                                                                                                        سلام بر میلاد.
                                                                                                                                                        علماء و مراجع بزرگوار در نزد خود برای طرفداری از مسلک و مرامی حجت داشتند!
                                                                                                                                                        اگر حجت آنها شرعی بود و در قیامت منکشف شد که اشتباه کردند در نزد خداوند متعال معذورند!
                                                                                                                                                        من امام خمینی (اعلی الله مقامه الشریف) را مردی بزرگ و جامع میدانم که زمانه کمتر مثل او را به خود دیده است!
                                                                                                                                                        موفق باشید

                                                                                                                                                          [پاسخ]

                                                                                                                                                          میلاد پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۱ ق.ظ:

                                                                                                                                                          پناه برخدا ازاین استدلال نابخردانه!
                                                                                                                                                          من از جنابعالی میپرسم،بزرگان شیغه برای چه ابن عربی رو زندیق وملحد میدانند؟( که من وشما هم هم عقیده هستیم با این بزرگان)
                                                                                                                                                          جز اینکه معتقد بود هرآنچه درعالم هست خداست
                                                                                                                                                          و این کفر محض هست،وشکی درآن نیست
                                                                                                                                                          خب آقای خمینی هم دقیقا همین اعتقاد ابن عربی رو داره!
                                                                                                                                                          چطور ابن عربی ملعون؟
                                                                                                                                                          اما آقای خمینی از اولیاالله!!
                                                                                                                                                          تناقض به این فاحشی هم وجود داره اخوی؟

                                                                                                                                                            [پاسخ]

                                                                                                                                                            حمیدرضا پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۲:۲۶ ق.ظ:

                                                                                                                                                            حتی طرفداران محیی الدین بخوبی می دانند این فرد حرفای زشت و زننده ای هم دارد اما میگویند ما حرفای خوب این فرد رو در مورد عرفان نظری میگیریم!
                                                                                                                                                            البته همه ی عرفان در قرآن و احادیث اهل بیت علیهم السلام بیان شده و اینها راه را اشتباه انتخاب کردند و چشمه سرشار معارف را رها کردند و به توهمات محیی الدین دلداده اند!
                                                                                                                                                            اما امام خمینی او متعبد به شرع مقدس بود و او یگانه ای بود که مثل دیگر علما معصوم نبود و اگر اشتباهی در بحث عرفان نظری داشت نباید این بزرگمرد را تکفیر کرد! امام خمینی اگر متعبد و عبد واقعی نبود هیچگاه در دل دنیای اسلام قرار نمی گرفت و اینگونه در دلهای مردم رخنه نمی کرد! او به معنای واقعی فقیه بود و همیشه در دل های مسلمانان دنیا باقی می ماند و هر روز و هر ساعت صدای او از گوشه و کنار دنیا به گوش میرسد!

                                                                                                                                                              میلاد
                                                                                                                                                              دی ۱۳ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۲۴ ق.ظ

                                                                                                                                                              واگر میگویید،خیر چنین نیست
                                                                                                                                                              وامام شما هم عقیده با ابن عربی نبوده
                                                                                                                                                              من حاضرم سند از کتب خود آقای خمینی بیارم

                                                                                                                                                                [پاسخ]

                                                                                                                                                                حمیدرضا پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۲:۱۵ ق.ظ:

                                                                                                                                                                همه این سندها رو دیدم بعد این حرف رو زدم!
                                                                                                                                                                من خودم مخالف عقاید منحرف محیی الدین هستم! ولی هیچوقت طرفداران ایشون رو تکفیر نمیکنم و فضای بحث علمی رو با تکفیر و تنجیس کردن این و آن غبارآلود نمیکنم!

                                                                                                                                                                  [پاسخ]

                                                                                                                                                                  میلاد پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۲:۳۰ ق.ظ:

                                                                                                                                                                  اولا باید بگید ممیت الدین ،نه محیی الدین
                                                                                                                                                                  دوما
                                                                                                                                                                  عجب منطقی!به اصلاح خودتون هم عالم معرفی میکنید
                                                                                                                                                                  احادیث معتبره از ائمه هدی سلام الله علیهم اجمعین وارد نشده در لعن صوفیه؟؟؟؟؟
                                                                                                                                                                  شما فکر میکنید العیاذبالله تقدستون از ائمه والاتره ؟؟
                                                                                                                                                                  پس تولی وتبری چه میشه؟؟
                                                                                                                                                                  ابن عربی دشمن اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) نیست؟

                                                                                                                                                                    [پاسخ]

                                                                                                                                                                    میلاد پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۲:۴۲ ق.ظ:

                                                                                                                                                                    پناه میبرم به خدا از اینهمه تعصب کورکورانه وبیجا
                                                                                                                                                                    اخوی کجای کارهستین شما؟
                                                                                                                                                                    همچون دیگر علما معصوم نبودن و اگر اشتباهی در بحث عرفان نظری داشتن نباید این بزرگمرد را تکفیرکرد!
                                                                                                                                                                    شما که اهل علم هستین اینو باید خوب متوجه باشید
                                                                                                                                                                    که اگر انسانی در توحید مشکل داشته باشد
                                                                                                                                                                    فاتحش خوندست!ولو عباد قرن باشد
                                                                                                                                                                    کاش یک اشتباه بود!
                                                                                                                                                                    اینان (آقای خمینی وامثال ایشان)توحید که اصل دین هست رو بجای اینکه از معصومین (سلام الله علیهم اجمعین)اخذ کنن از عرفا وفلاسفه منحرف اخذ کردن
                                                                                                                                                                    شما به این میگید یه اشتباه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                                                                                                                                                                      میلاد پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۷ ب.ظ:

                                                                                                                                                                      مثل اینکه جنابعالی این مطلب رو توی سایتون گذاشتید نه بنده
                                                                                                                                                                      بعد عرض میکنید این بحث علمی هست وفضا رو با تفکیروتنجیس کردن این وآن غبارآلود نمیکنید!
                                                                                                                                                                      تو این مطلب ابن عربی رو فرد صوفی وملعون معرفی نشده؟؟؟
                                                                                                                                                                      برای تکفیر شما که خودتون اول شخص بودید
                                                                                                                                                                      حدیث صحیح سند از معصومین نقل شده که حتی ،کسانیکه از صوفیه هم حمایت میکنن ملعون هستن تا چه رسد که هم عقیده با صوفی باشند!(خواستیدحدیث هم میارم با سندش)
                                                                                                                                                                      من ازشما سوال دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
                                                                                                                                                                      آیا کلام معصومین سلام الله علیهم اجمعین برای شما حجت میباشد یاخیر؟
                                                                                                                                                                      اگر هست پس چرا تبری نمیجویید؟؟؟؟؟

                                                                                                                                                                        [پاسخ]

                                                                                                                                                                        میلاد
                                                                                                                                                                        دی ۱۴ام, ۱۳۹۴ در ۹:۲۲ ب.ظ

                                                                                                                                                                        اخوی جواب من چه شد؟؟

                                                                                                                                                                          [پاسخ]

                                                                                                                                                                          حمیدرضا پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۵ ق.ظ:

                                                                                                                                                                          من سواد کافی برا بحث با شما رو ندارم!

                                                                                                                                                                            [پاسخ]

                                                                                                                                                                            میلاد پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۴ ۶:۳۳ ق.ظ:

                                                                                                                                                                            پناه برخدا
                                                                                                                                                                            لااله الاالله
                                                                                                                                                                            اخوی؟؟؟؟؟؟
                                                                                                                                                                            اینکه بفرمایید کلام اهل بیت سلام الله علهیم اجمعین برای شما حجت میباشد یاخیر نیاز به سواد کافی دارد؟؟؟؟؟؟
                                                                                                                                                                            پناه برخدا
                                                                                                                                                                            پناه

                                                                                                                                                                              [پاسخ]

                                                                                                                                                                              میلاد پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۲:۲۲ ب.ظ:

                                                                                                                                                                              اخوی یا جواب درستو حسابی به من بدید یا اینکه این مطلب رو ازسایت حذف کنید وهم عقیده بشید با ابن عربی ملعون!!!!!

                                                                                                                                                                                میلاد
                                                                                                                                                                                دی ۳۰ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۱۳ ق.ظ

                                                                                                                                                                                برادر مگه شما به یکی ازدوستان نفرموده بودید که بحث علمی
                                                                                                                                                                                علمی بحث داری بسم الله
                                                                                                                                                                                مگه من علمی بحث نکردم باشما که جواب نمیدید؟

                                                                                                                                                                                  [پاسخ]

                                                                                                                                                                                  حمیدرضا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۴ ق.ظ:

                                                                                                                                                                                  دین به من اجازه نمیده به راحتی کسی رو تکفیر کنم!

                                                                                                                                                                                    [پاسخ]

                                                                                                                                                                                    میلاد پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۷:۳۳ ق.ظ:

                                                                                                                                                                                    پناه برخدا
                                                                                                                                                                                    این چه کلامی هست که شمامیگید
                                                                                                                                                                                    یکبار عرض کردم و بار دیگر هم عرض میکنم، ائمه اطهارسلام الله علیهم اجمعین عرفا وصوفیه رو لعن کردندیاخیر؟
                                                                                                                                                                                    آیا کلام ائمه برای شما حجت میباشد یاخیر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
                                                                                                                                                                                    لطفا جبهه خودتون رو مشخص کنید

                                                                                                                                                                                      [پاسخ]

                                                                                                                                                                                      حمیدرضا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۷:۱۰ ب.ظ:

                                                                                                                                                                                      من متخصص این أمر نیستم و وقتی به متخصص این أمر یعنی علامه سید جعفر مرتضی عاملی که خود بر علیه محی الدین کتاب نوشته مراجعه کردم، ایشون هیچوقت امام خمینی (ره) رو تکفیر نکردند!
                                                                                                                                                                                      من هم رفتار ایشون رو میپذیرم نه رفتار تکفیر کردن این و آن!
                                                                                                                                                                                      باز هم تأکید میکنم من متخصص این مسائل نیستم و مطالبی که بر علیه محی الدین ابن عربی زدم صرفاً نقل قول از افراد و کتب آنها بوده اگرچه با مطالعاتی که حول این فرد سُنی داشتم، محی الدین را فردی منحرف میدانم ولی در مورد کسانی که در عرفان نظری از حرفای ایشون استفاده میکنند نمی توانم آنها را تکفیر کنم!
                                                                                                                                                                                      بروید با متخصصان این أمر بحث کنید و من اهلیت آن را ندارم!
                                                                                                                                                                                      موفق باشید
                                                                                                                                                                                      خدانگهدار

                                                                                                                                                                                        میلاد
                                                                                                                                                                                        بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ در ۲:۱۸ ب.ظ

                                                                                                                                                                                        سلام علیکم
                                                                                                                                                                                        نظرتون راجع به این حدیث از حضرت امام حسن عسکری سلام الله علیها چیست؟
                                                                                                                                                                                        روایت شده از امام حسن عسکری علیه السلام،ای ابوهاشم،درآینده نزدیک ، زمانی برمردم بگذرد که علمای ایشان بدترین خلق خدا بر روی زمین باشند،زیرا آن ها به فلسفه وتصوف میل وگرایش پیدا میکنند،به خدا قسم که انها اهل انحراف وکناره گیری ازدین واهل کژِ وگمراهی می باشند،آن ها در دوستی مخالفان ما مبالغه وزیاده روی واغراق میکندد(اتحاد بین شیعه وسنی که امروزه توی جامعه ما ازسوی شخص اول مملکت به این امر تاکید شده)
                                                                                                                                                                                        روایت طولانی ولی چون مورد بحث ما نیست وما درباره فلسفه وعرفان بحث داشتیم شمابفرمایید اینکه امام علیه السلام فرمودند بدترین خلق خدا روی زمین هستن و اهل انحراف ،آیا بازهم شمامیفرمایید با توجه به فرمایشات امام معصوم لعن امثال آقای خمینی صحیح نیست؟؟
                                                                                                                                                                                        شاید من اشتباه میکنم چون از اهل علم نیستم،شما که از اهل علم هستید برای بنده بفرمایید تفسیراین حدیث چیست؟

                                                                                                                                                                                          [پاسخ]

                                                                                                                                                                                          حمیدرضا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۰ ب.ظ:

                                                                                                                                                                                          سلام علیکم و رحمه الله.
                                                                                                                                                                                          برادر منم اهلیت نظر در این مسائل رو ندارم و مطلبی هم که نقل کردم از قول علامه سید جعفر مرتضی عاملی و اجتهاد ایشون بود!

                                                                                                                                                                                            [پاسخ]

                                                                                                                                                                                            میلاد
                                                                                                                                                                                            بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۴ در ۱:۰۴ ب.ظ

                                                                                                                                                                                            آقا حمیدرضا
                                                                                                                                                                                            چرا دل منو خون میکنید شما؟؟؟
                                                                                                                                                                                            برادر من ،این حدیث روشن و واضح فلسفه وتصوف رو انحراف دونسته مگه حتما شما باید اجتهاد داشته باشید که بتونید معنای صحیح این حدیث رو متوجه بشید؟!!!
                                                                                                                                                                                            سندحدیث:سید مرتضی ازشیخ مفید از احمدبن محمدبن حسن بن الولیدازپدرش سعدبن عبدالله ازمحمدبن عبدالجبار از امام حسن عسکری علیه السلام
                                                                                                                                                                                            احتجاج ج ۲،بحار۱۱،وسائل ج۲

                                                                                                                                                                                              [پاسخ]

                                                                                                                                                                                              صالح
                                                                                                                                                                                              اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۴ در ۳:۳۹ ب.ظ

                                                                                                                                                                                              آیت الله العظمی مرحوم بهجت: «ابن عربی، مانند غزّالی، شیعه شده. البتّه کتاب های آنان، دلالت بر سنّی بودن آن ها دارد؛ ولی [از عقیده شان] برگشته اند. حال، برگشتن آن ها را با آن کتاب ها، خدا قبول کند یا نه، مطلب دیگری است. احتمالاً سیوطی هم مذهب امامیّه را پذیرفته است.»

                                                                                                                                                                                              آیت الله بهجت در پاسخ این سؤال که «آیا محیی الدین عربی، ضالّ و مُضل است»، فرموده‏اند: «این سؤال را باید از آقا سیّد محمّد کاظم یزدی پرسید که با آن همه تورّع، احتیاط می کند. البتّه ما نمی توانیم از محیی الدین و امثال او و گفتهٔ آن ها تبعیّت کنیم و از آن ها متابعت نماییم و بنا بگذاریم که: “کلّ ما یقوله حقّ”. ما باید در اعتقاد و عمل، تابع انبیا و اوصیا علیهم السلام و با آنها باشیم. این که بگوییم: اینها کافرند و تناکح و تناسل با آن ها جایز نیست، این را هم نمی توانیم بگوییم؛ زیرا آن ها به نماز و روزه التزام داشته اند. حرف های آن ها، قابل تأویل است. مثل بایزید و جنید که دارای شطحیّات بوده اند و به طور کلّی، در مورد افرادی که نمی دانیم چگونه بوده اند و عاقبت شان چه شده، می گوییم: هر کس که موافق با اهل بیت علیهم االسلام باشد، ما هم با او موافقیم و هر کس با آن ها مخالف باشد، [با او] مخالف هستیم. در هر حال، باید از «ثقلین» تقلید کرد و مرجع همه مسلمانان، «ثقلین» است

                                                                                                                                                                                                [پاسخ]

                                                                                                                                                                                                م.م
                                                                                                                                                                                                اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۴ در ۴:۴۳ ب.ظ

                                                                                                                                                                                                یکی میگفت که ادعای ابن عربی در مورد معراج رفتنش و توهین به امام علی در خود کتاباش تیست.

                                                                                                                                                                                                  [پاسخ]

                                                                                                                                                                                                  یه بنده خدا
                                                                                                                                                                                                  مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۵ در ۸:۱۴ ق.ظ

                                                                                                                                                                                                  آنچه بین همه حتی علمای شیعه معروف است این است که ابن عربی کتابش را یکسال بالای کعبه گذاشت تا اگر مطلب باطلی در آن است توسط باد و باران و آفتاب پاک شود و بعد از یک سال که کتاب را برداشت حتی یک کلمه هم از کتاب پاک نشده بود.
                                                                                                                                                                                                  شما باید دقت کنید که کتابهای ابن عربی بعد از خود او به چاپ رسیده آن هم در حکومت سنی ها و احتمال داخل کردن برخی مطالب(که البته زیاد هم نیست) در آن هست.
                                                                                                                                                                                                  چند تن از فقهای ما حاضرند رساله ها و کتب خود را یکسال زیر باد و باران بگذارند تا حقانیت و صدق آنها آشکار شود.(بیش از یک یا نهایتا دو نفر در هر دوره نیست) حالا اینها همه شیعه اند فقط ابن عربی سنی است؟!!!

                                                                                                                                                                                                    [پاسخ]

                                                                                                                                                                                                    یه بنده خدا
                                                                                                                                                                                                    مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۵ در ۸:۲۷ ق.ظ

                                                                                                                                                                                                    یه مسئله دیگه هم در مورد فلسفه و نجوم و تصوف بگم اونم این که اگر بگوئیم همه فلاسفه ملعون اند و همه منجمین و همه صوفیه! مسلما این جمود و کج فهمی گوینده را میرساند.
                                                                                                                                                                                                    فهم روایت بهتر از نقل صد روایت است!!! آنچه حضرت میفرمایند که خدا فلاسفه را لعنت کند، بعدش ذکر میکند که آنها وجود صانع را انکار میکنند. و در مورد منجمین هم مسئله به همینصورت است.
                                                                                                                                                                                                    حال یک نفر به من بگوید که چند تن از فلاسفه اسلامی مثل ملاصدرا،ابن سینا،علامه طباطبایی و یا چند تن از منجمین مثل ابن فحد حلی، ابن طاووس و… خدا را انکار کرده و انسانهای بی دینی بوده اند؟!!! مسلما اگر اینها مسلمان نباشند در جهان هیچ مسلمانی وجود ندارد!!!
                                                                                                                                                                                                    در مورد صوفیه هم همین مطلب صادق است.ما که با اسم دعوا نداریم بلکه به روش منحرف باید لعن فرستاد.
                                                                                                                                                                                                    و از همین جاست که معصومین از یک طرف منجمین را طرد میکنند و از طرف دیگر میفرمایند:هر کس پاره ای از علم نجوم را از حمله وحی فرا بگیرد بر ایمان و یقینش افزوده خواهد شد.(امام علی علیه السلام)

                                                                                                                                                                                                      [پاسخ]

                                                                                                                                                                                                    • نظر بدهيد
                                                                                                                                                                                                    • نام:
                                                                                                                                                                                                      ایمیل:
                                                                                                                                                                                                      وبسایت:





                                                                                                                                                                                                      استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
                                                                                                                                                                                                      Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
                                                                                                                                                                                                      Designer : Mohammad Rafiei