حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

ناگفته ای از علامه طباطبایی در مورد ابن عربی

تعداد بازدیدها: 7,599 مشاهده

علامه طباطبایی

تقریباً دو هفته پیش برخوردی با حجه الاسلام بخشی از اساتید اخلاق و شاگردان علامه طباطبایی (ره) داشتم و چند دقیقه ای با ایشان به گفتگو پرداختم. من از ایشان در مورد نظر علامه طباطبایی در مورد شخصیت و عقیده محی الدین ابن عربی پرسیدم که ایشان قضیه ی عجیبی را از علامه طباطبایی نقل فرمودند.

حجه الاسلام بخشی فرمودند: بنده خودم در یک جلسه خصوصی که در خدمت علامه طباطبایی بودم ایشان فرمودند: «یکبار در عالم بیداری (نه خواب) محی الدین را در اتاق دیدم و از او در مورد ولایت آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسیدم. اما محی الدین جوابی نداد و سکوت کرد! علامه طباطبایی در ادامه فرمودند: من از سکوت او فهمیدم که هنوز در اعتقاد به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) دچار مشکل است!!»

جالب اینجاست که حجه الاسلام بخشی تأکید داشتند این قضیه که علامه طباطبایی فرمودند در عالم بیداری بوده نه خواب و رؤیا!!

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • معامله خدا با یک قطره اشک

    معامله خدا با یک قطره اشک

    مرحوم حاج شیخ علی اکبر النهاوندی در کتاب «جنّه العالیه» می­ نویسد: بدان! بعضی از ارباب مقاتل برای توضیح و تشریح اخباری که در فضیلت گریه بر سید الشّهدا علیه السّلام وارد شده ـ که خداوند گناه گریه کننده را به یک قطره اشک می ­آمرزد ـ به قضیه ملاقات مرحوم [سید مهدی] بحر العلوم (أعلی الله مقامه الشریف) با حضرت حجّت علیه السّلام در راه سامرّه متوسل شده ­اند و مجمل کیفیّت آن علی ما هو المعروف این است: آن مرحوم وقتی به سامرّه می­ رفت، در بین راه به این مسأله فکر می­ کرد که گریه بر حسین علیه السّلام گناهان را می ­آمرزد، ناگاه دید عربی سوار بر مرکب مقابلش رسید، سلام کرد بر سیّد و فرمود: جناب سیّد شما را متفکّر می­ بینم، چه خیال می ­کنید؟ اگر مسأله علمی است، صحبت بدارید! شاید من هم

    … ادامه مطلب …

  • دل به دل راه دارد

    دل به دل راه دارد

    فردی از امام صادق علیه السّلام پرسید: شخصی به من گوید: تو را دوست دارم! از کجا بدانم (راست می­گوید و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: به قلبت رجوع کن؛ اگر او را دوست داری، بدان او نیز دوستت دارد. ………………………………………… متن حدیث: عَنْ صَالِحِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلًا یَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ: إِنِّی أَوَدُّکَ فَکَیْفَ أَعْلَمُ أَنَّهُ یَوَدُّنِی قَالَ: امْتَحِنْ قَلْبَکَ؛ فَإِنْ کُنْتَ تَوَدُّهُ فَإِنَّهُ یَوَدُّک‏![۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۱، ص ۱۸۲، باب استحباب إخبار الأخ فی الله بحبه له و أن القلب یهدی إلى القلب‏ نوشته های مرتبط: خدا را در قلب های شکسته پیدا کن خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود به مادرش تهمت (زنا) زدی؟! رسیدن به مقام قرب الهی فقط با محبّت حضرت زهرا خداوند دل های

    … ادامه مطلب …

  • خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

      پیامبر أکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: همانا خداوند قلب های شکسته را دوست دارد! راوی سؤال کرد: خدا کجاست؟ حضرت فرمودند: در قلب های شکسته… متن حدیث: إنّ اللّه یُحبُّ کلَّ قَلبٍ حَزِین وَ سُئِلَ أَیْنَ اللّه؟ فقال: عِندَ المُنکَسِرَهِ قُلُوبُهُم.[۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۰، ص ۱۵۷ نوشته های مرتبط: خدا دل های شکسته را دوست دارد شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود در دنیا مثل آقای خامنه ای نمی توانیم پیدا کنیم احیاء شعائر فاطمیه بزرگ ترین رستگاری است پدران،مادران و فرزندان آخرالزمان اقبال و ادبار دل ها زیارت امام رضا افضل از زیارت امام حسین است من در میان جمع و “جمع” جای دیگر است

  • ۴۷ نظر برای این مطلب
  • محمدی
    شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۲ در ۹:۳۰ ب.ظ

    سلام علیکم حاج آقای فلاح

    مطلب بسیار جالبی بود و در سایت ابن عربی منتشر شد.

    پی نوشت ما : این نکته را یاد آور میشویم ، هر چند عقیده خلاف ابن عربی در وصایت امیرالمومنین علیه السلام ، انکار فضائل و مناقب اهل بیت علیهم السلام ، توهین به شیعیان و مداحی خلفای ناصبی مانند حجاج بن یوسف و … و … و …. و… کاملا واضح و آشکار است و نیازی به دریافت این مساله از طریق کشف و شهود نیست ، با این حال این مطلب برای آن دسته از افرادی که هنوز به ماهیت تفکرات ابن عربی پی نبرده اند و مکاشفات و مشاهدات ، نزد آنها از ارزش والایی برخوردار هست ، ان شاء الله مفید واقع شود.

    با تشکر مجدد و التماس دعا

      [پاسخ]

      عماد
      شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۲ ب.ظ

      واقعا ما آخر نفهمیدیم داستان ابن عربی رو … برخی از عرفا هم گفتند شیعه شده بود !

        [پاسخ]

        حمیدرضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۶ ب.ظ:

        با سلام خدمت شما. برای اطلاع بیشتر در مورد اینکه محی الدین شیعه نبوده به کتاب «ابن عربی سنی – متعصب» نوشته علامه جعفر مرتضی عاملی که جدیداً توسط انتشارات دلیل ما با عنوان «مذهب ابن عربی» به فارسی ترجمه شده مراجعه فرمایید.

          [پاسخ]

          و
          شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۲ در ۲:۵۶ ب.ظ

          این نقل قول شما حجت نیست. آقای بخشی اولا خودش مورد اعتماد نیست. بر فرض که مورد اعتماد باشد و نقل قولش صحیح باشد
          نهایت الامر اگر این مساله ، واقعا اتفاق افتاده و علامه به ایشان گفته باشد با هزاران شواهد دیگر ، مردود است و مکاشفه درستی نیست.

          آثار ابن عربی گویای علوی بودن اوست
          و به بیان استاد و فیلسوف بزرگ معاصر علامه سید جلال الدین آشتیانی با توجه به آثار ابن عربی، وی علوی المشرب و مهدی المشهد است.
          آیت حق، استاد العرفا، علامه سید علی آقا قاضی ، ابن عربی را شیعه کامل می دانست و حتی می فرمود بعد از مقام عصمت، کسی به پایه ابن عربی نرسیده است و علامه قاضی ان را مشاهده کرده بود.
          استاد شهید مطهری از علامه طباطبایی نقل می کند که کسی نتوانسته یک سطر مانند محیی الدین بیاورد.

          محیی الدین ، بزرگتر از اینهاست که با چنین نقل قول های ضعیفی ، خدشه دار شود .

          امثال ملا صدراها و علامه طباطبایی ها ریزه خوار سفره محیی الدین هستند.

            [پاسخ]

            حمیدرضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۹ ب.ظ:

            ۱٫ دلایل ما بر رد ابن عربی، این مطلبی که زدیم نیست بلکه این مؤید و داستان عجیبی است از آقای بخشی از زبان علامه طباطبایی.
            ۲٫ اینکه شما میگید آقای بخشی مورد اعتماد نیست تهمتی است که به عدالت و وثاقت ایشان میزنید!
            ۳٫ شما که پشت سر بزرگان سنگر میگرید اگر توان دارید بیایید بحث علمی. ما برای بحث کردن آماده ایم بسم الله از آثار خود ابن عربی. حتی بصورت کنفرانس زنده من آماده ی مناظره هستم.
            ۴٫ مطلبی که با عنوان «عقیده ابن عربی مورد لعنت خداوند است» گوشی ای از انحرافات ابن عربی است.
            ۵٫ علامه جعفر مرتضی عاملی در کتابشون با نام «ابن عربی سنی ـ متعصب» جواب علامه طهرانی رو که در کتاب روح مجرد دلایلی بر شیعه بودن ابن عربی نقل می کند را با قاطعیت هر چه تمام از آثار خود محی الدین داده است.
            ۶٫ لطفاً اگر نظر میدید اسم و ایمیل خودتون رو هم بزنید نه اینکه با اسم «و» نظر بدید! یعنی معمولا در فضای مجازی وقتی در وبلاگ یا جایی نظر میدهن حداقل یه اسم اگر کسی نخواد با اسم واقعی خودش نظر بده با اسم مستعار میده.
            با تشکر

              [پاسخ]

              یحیی امینی پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۵:۱۴ ب.ظ:

              اینکه ممکن است عقاید ابن عربی درست نباشد در مورد صحبتهای من و شما هم صدق می کند. که باید بجای خودش بحث شود.این یک اصل کلی است.فقط چند نکته در مورد اصل این مکاشفه که گفته شده یک راوی بیشتر نیست که تنها خود ایشان هستند که این مسئله نه قابل قبول است و نه قابل رد. ثانیا در مورد و موضوع این مکاشفه: خب ما هم از بسیار اساتید و علمای قابل اعتماد هم این مکاشفات و عبارات را شنیده ایم که ابن عربی لااقل در اخر عمر شیعه شده است که دلایل و مکاشفات در خورتوجهی دارند. ((البته من هم یک فردی را میشناسم که در مورد فردمورد اعتماد شما و خود شما در عالم بیداری یک چیزهایی که دیده قابل تامل است که فقط هم به من گفت.)) این جمله داخل پردانتز را به شوخی نوشتم ببینید مسئله به همین سادگی که شما می گویید نیست. البته من اشکالات و نقایص نقل قول شما را گفتم و ممکن است فرد مورد اعتمادشما واقعا راست گفته باشد و البته فردمورد اعتماد من هم راست گفته است احتمالا. پس خواهشا در نقل قولها دقت کنید چون لازم نیست به ان چیزی که خودتان رسید و حداکثر برای خودتان حجت است همه جا بازگو کنید. یک نکته دیگر این که من خودم از مخالفین فلسفه و عرفان هستم که هم متون عرفان و فلسفی اسلامی و نیز فلسفه غربی را می خوانم و اصلا رشته ام فلسفه غرب است ولی با این کارها و روندی که پیش می روید نه عرفان را می فهمید و نه فلسفه را. سنخ مخالفتی من با فلسفه و عرفان دارم با سنخ مخالفتی که شما با عرفان دارید زمین با اسمان فرق دارد که بحث بسیار است که این مجمل نمی گنجد.
              والسلام علی من اتبع الهدی

                [پاسخ]

                حمیدرضا پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۴ ق.ظ:

                با عرض سلام و احترام و آروزی قبولی طاعات و عبادات.
                قصد بنده برای درج این مطلب جهت رد ابن عربی و صوفیه نیست! بلکه برای بحث حول مسلک و مرامی هیچگاه نمی توان به مکاشفه یا خواب استناد کرد!
                قصد من فقط نقل این اتفاق در تاریخ است! مثل هزاران مسئله مشابه این قضیه!
                ما برای بحث حول انحرافات عقیدتی امثال محیی الدین به کتاب ها و آثار او احتجاج می کنیم!
                موفق باشید

                  طلبگی
                  شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۲ در ۱۱:۵۴ ب.ظ

                  حمیدآقای فلاح عزیز…
                  هدف ازطرح این مباحث اگررضایت حضرت حجت وترویج دین باشد محق هستید لیکن اگر نه
                  پس به رسالت خودبپردازید که تشنگان دین ومعارف حقه بدنبال آب ند نه سراب.
                  حرف از تشیع یا تسنن کسی زدن چه دردی از دین دوا می کند.
                  فراموش نکنیم که:
                  جوانان ما درخطر بی دینی وفرق انحرافی هستند.
                  دعاگوی شما

                    [پاسخ]

                    محمدی
                    شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۲ در ۸:۴۰ ب.ظ

                    در پاسخ به جناب “و”

                    تعجب میکنم شما چطور برخی نقل قولها را تقطیع و تحریف می کنید!

                    سید جلال آشتیانی درباره ابن عربی :
                    محی الدین سخنانی گفته که هیچ دیوانه ای نمی گوید !
                    شیخ اعظم با انکه به اهل بیت عصمت و طهارت عشق می ورزد ! خصم الد شیعه امامیه است .
                    مقدمه شرح فصوص قیصری-جلال آشتیانی

                    علامه طباطبائی: چطور می شود محیی الدّین را اهل طریق دانست با وجودیکه متوکّل را از اولیای خدا میداند؟!
                    روح مجرد

                    شهید مطهری : محیى‏ الدین عربى، اندلسى است و اندلس جزء سرزمینهایى است که اهالى آن نه تنها سنى بودند بلکه نسبت به شیعه عناد داشتند و بویى از ناصبى‏ گرى در آنها بود. علتش این است که اندلس را ابتدا امویها فتح کردند و بعد هم خلافت اموى تا سالهاى زیادى در آنجا حکومت مى‏ کرد. امویها هم که دشمن اهل بیت بودند و لهذا در میان علماى اهل تسنن، علماى ناصبى، اندلسى هستند و شاید در اندلس شیعه نداشته باشیم و اگر داشته باشیم خیلى کم است.
                    محیى‏ الدین، اندلسى است ولى روى آن ذوق عرفانى‏ اى که دارد و معتقد است زمین هیچ گاه نمى ‏تواند خالى از ولىّ و حجت باشد، نظر شیعه را قبول کرده و اسم ائمه علیهم‏السلام را ذکر مى ‏کند تا مى‏ رسد به حضرت حجت و مدعى مى‏ شود که من در سال ششصد و چند محمّد بن حسن عسکرى را در فلان جا ملاقات کردم.
                    البته بعضى از حرفهایى که زده ضد این حرف است و اصلًا سنى متعصبى است ولى در عین حال چون ذوق عرفانى همیشه ایجاب مى ‏کند که زمین خالى از یک ولىّ به قول آنها (و به قول ائمه ما حجت) نباشد، این مسأله را قبول کرده و حتى مدعى مشاهده هم هست و مى‏ گوید من به حضور محمّد بن حسن عسکرى که اکنون از عمرش سیصد و چند سال مى‏ گذرد و مخفى است رسیده و به زیارتش نائل شده‏ ام.
                    مجموعه‏ آثاراستاد شهید مطهرى، ج‏۴، ص: ۸۰۵

                    حداقل اگر پست سر برخی از بزرگان سنگر میگیرید انصاف را هم رعایت کنید و کلامشان را تحریف نفرمایید!

                      [پاسخ]

                      محمدی
                      شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۲ در ۸:۴۱ ب.ظ

                      تصحیح اشتباه تایپی :
                      حداقل اگر پشت سر برخی از بزرگان سنگر میگیرید انصاف را هم رعایت کنید و کلامشان را تحریف نفرمایید!

                        [پاسخ]

                        مرتضی سلیمان
                        شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۲ در ۲:۳۹ ب.ظ

                        جالب بود

                          [پاسخ]

                          mohammad
                          شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

                          محیی الدین ابن عربی

                          امام خمینی در نامه به گرباچف میفرمایند :دیگر شما را خسته نمی‌کنم و از کتب عرفاء به خصوص محیی‌الدین ابن عربی نام نمی‌برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگ‌مرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این‌گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید؛ تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریک‌تر زموی منازل معرفت آگاه گردند؛ که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد.

                            [پاسخ]

                            حمیدرضا پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۷ ب.ظ:

                            با عرض سلام و احترام.
                            أما بعد:
                            ۱٫ همه می دانیم که غیر معصوم از اشتباه و خطا در امان نیست و نظرات غیر معصوم از کلینی تا امام خمینی و علمای عصر حاضر قابل نقد و مناقشه می باشد و یکی از ویژگی های که سبب رشد و بالندگی حوزه های علمیه شده است همین إن قلت ها و نقدهایی است که در تمامی علوم حوزوی بر علمای گذشته صورت گرفته است. بنابراین غیر معصوم دچار خطا و اشتباه است و امام خمینی (ره) نیز از این اصل مستثنا نمی باشد.
                            ۲: پاسخ دوم را از زبان علامه جعفر مرتضی عاملی (دامت برکاته) نقل می کنیم:
                            اولاً: اینکه آقای خمینی (رحمه الله علیه) از ابن عربی با عنوان شیخ کبیر یاد می کند اطلاق لقب علمی را بر او می رساند چرا که هر انسانی که در علمی از علوم مثل پزشکی، ریاضیات، نجوم، نحو، فلسفه و… پیشرفتی داشته باشد علما القابی را به او می دهند که با جایگاه علمی او تناسب داشته باشد، و بدین وسیله او را در حدی که توانسته است آن علم را به دست آورد می ستایند؛ مثلاً اگر کسی در پزشکی صاحب مهارت شود به وی پزشک ماهر و یا دانشمند علامه در پزشکی می گویند؛ با صرف نظر از وابستگی مذهبی یا التزام دینی و یا رفتار اجتماعی او.
                            پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز از خسرو پرویز با عنوان «عظیم الفُرس» و از قیصر با عنوان «عظیم الروم» یاد کرده است.
                            البته گاهی ممکن است که القاب از حقیقت بزرگ تر باشد یعنی به گونه ای مبالغه آمیز بر اشخاص اطلاق شود، و شاید انگیزه های مختلفی مثل چاپلوسی، محبت صادقانه، شیفتگی بسیار نسبت به فردی و یا… نیز در آن دخالت داشته باشد.
                            با توجه به این مطلب، اگر علمای با تقوی از فردی به وسیله ی القاب علمی یاد کنند و او مستحق آن القاب نباشد، این بدان معنا نیست که آن فرد عقیده ی درستی دارد یا به احکام شرع و دین ملتزم است چه رسد به اینکه او را باتقوی و پارسا بدانیم، و این القاب علمی بیانگر موافقت با مذهب دینی آن فرد و التزام به عقاید و آرای او نیست.
                            برای مثال شریف رضی، ابا اسحاق صابی را که از نظر دینی با او مخالف است با قصیده ای مرثیه گفته، و مطلع آن چنین است:
                            أعلمتَ مَن حملوا علَی الأعوادِ أرأیتَ کیف خبا ضیاءُ التادِیی
                            جبلٌ هوی لو خرّ فی البحر اغتدی مِن وقعه متتابعَ الإزبادِ
                            آیا میدانی چه کسی را بر چوب ها (تابوت ها) می برند؟ آیا میبینی که چگونه نور محفل خاموش شد.
                            کوهی فرو افتاد که اگر دریا بیافتد از اثر افتادن او دریا پر تلاطم می شود و پی در پی کف بر می آورد.
                            ثانیاً: آیت الله خمینی (رحمه الله علیه) دوراندیش و درست اندیش بود و هنگامی که به «گورباچوف» رئیس اتحاد جماهیر شوروی نامه ای نوشت و در آن از ابن عربی یاد کرد، گویا ایشان به این نکته توجه داشت که در آن جوامع، از گذشته تا کنون پیوسته غرق در زندگی مادی بوده اند تا جایی که ماده و مادی گری، چشم آنها شده که با آن می بینند و گوش آنها شده که با آن می شنوند و قلب آنهاست که در تپش است.
                            مادی گری بر اندیشه و عقل آنها سایه افکنده و تدبیر امور و هدایت آنها را بر عهده گرفته است و عواطف و احساسات این جوامع همه در مادی گری شکل گرفته است.
                            لذا امام (رضوان الله) خواست که به این تفکر مادی، که منبع تفاخر آن جوامع و پایه زندگی آنهاست، ضربه ای آن هم در نقطه ضعف حقیقتی آنها وارد آورد تا مردم آن دیار را با فقدان معنویتی که از آن رنج می برند روبرو کند.
                            از گذشته تا کنون در منطقه شوروی سابق ده ها میلیون مسلمان زندگی می کنند که در اصول دینی خود به شیوه های صوفیه وابسته اند و آثار این تصوف در زندگی آنها باقی است و خاطرات آن، که پراکنده و کم رنگ شده، هنوز آنها را می فریبد و به خود جذب می کند.
                            همچنین شاید امام از آن رو نان ابن عربی را آورده است که در مسلمانان آن کشور ـ که فراوان هم هستند ـ اشتیاق به اسلام و معنویات آن را برانگیزد. ابن عربی چهره ای درخشان در تصوف است و لذا با بردن نام او هم مسلمانان و هم کسانی که بر سر کارند با این حقیقت روبرو می شوند که باید به چیزی بیاندیشند که شدیداً به آن نیاز دارند تا نبود معنویت را که پایه ی بدبختی و مصیبت آنهاست درمان کنند.
                            امام (رحمه الله علیه) از نزدیک ترین راه آنها را با حقیقتی روبرو کرد که دیر زمانی از آن غافل بودند و از رویارویی با آن می گریختند و شاید غرور و تکبرشان آنها را به ستیز با آن فرا می خواند.
                            آری، ایشان (رحمه الله علیه) وقتی که از چهره های درخشان عرفان و تصوف سنی یاد کرد در واقع می خواست که در عمق وجدان و احساس فطری آنها و نقطه ای که در آن ضعف داشتند با آنها روبرو شود و بدین وسیله ضربه ای قوی بر عمق و ریشه ی تفکر مادی وارد آورد.
                            ایشان نمی خواست آنها را به اعتقادات ابن عربی و یا مذهب فقهی وی سوق دهد تا پایبند آن باشد چرا که آقای خمینی (رحمه الله علیه) می دانست که ابن عربی در میان علمای فقه و مذهب، جایگاهی ندارد و کسی به حساب نمی آید.
                            بلکه استادان ابن عربی ـ که برای خود چیزهایی را ادا می کنند که در حد آنها نیستند ـ حتی گمان نمی برند که اسم آنها در زمره ی شاگردان بزرگان شریعت و دین و اندیشه وران سترگ مذهبِ حق ذکر شود، چه رسد به اینکه از همتیان آنها به شمار آیند.
                            در هر صورت آیت الله خمینی به جد بزرگوار خود سیدالشهداء (علیه السلام) اقتدا کرد، آنجا که حضرت دشمنان خود را که جنایتکارانی بی شرم بودند دعوت کرد تا از گمراهی خود برگردند، و خصلت های نیک عرب را به یاد آنها آورد، و سعی کرد که همت های آنها و غرورشان را برانگیزد و فرمود:
                            «وای بر شما ای آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی هراسید، در دنیای خود آزاده باشید، و اگر عرب هستید به نیاکان خود برگردید».
                            ثالثاً: سیره ابن عربی نشان داده است که وی در عقیده ی خود، به جناب حق و صواب پایبند نیست و چنانکه از او خبر داده اند به احکام شرع و مقتضیات پارسایی و تقوا نیز التزام نداشته است.
                            و اینکه برخی از علما از وی مطالبی را در زمینه علم تصوف و عرفان فرا گرفته اند و یا برخی کتب او را می خوانند و سخنانش را تکرار می کنند این درست مثل این است که علم نحو را از ابن مالک و مبرد و سیبویه فراگیرند و یا علم پزشکی را از بزرگان آن در شرق و غرب بیاموزند.
                            از ائمه اطهار (علیهم السلام) روایت شده است:
                            إنّ الْحِکْمَهُ ضَالَّهُ الْمُؤْمِنِ فَاطْلُبُوهَا وَ لَوْ عِنْدَ الْمُشْرِکِ تَکُونُوا أَحَقَّ بِهَا وَ أَهْلَهَا
                            حکمت گشده مؤمن است پس آن را بجویید هرچند نزد مشرک باشد که شما اهل آن هستید و به آن سزاوار ترید.
                            و در جای دیگر آمده است:
                            إِنَّ الْحِکْمَهَ تَکُونُ فِی صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِی صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْکُن فی صَدرِ المؤمن
                            حکمت گاه در سینه منافق است، و در سینه ی او می چرخد و می چرخد تا اینکه بیرون می آید و در سینه ی مؤمن می نشیند. ‏
                            ما وقتی که در این زمینه به این روایات استناد می جوییم مقصودمان معنای عام آنهاست، تا بیان کنیم که علوم از هر کسی فرا گرفته شود؛ و نمی خواهیم که با توجه به تمام جهات مضمون روایت، بر ابن عربی حکم کنیم.

                              [پاسخ]

                              ناشناس
                              شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ در ۱۱:۳۶ ق.ظ

                              اطمینان دارم افرادی همانند ابن عربی وامثال ایشان هرچندهم که درظاهرمنکریامردد درولایت امیرالمومنین باشنداگرانسان آزاده ای باشنداین ولایت راقلباقبول دارند.اکثراهل سنت این ولایت راقبول دارندولی یاعناددارندوانکارمیکنندیامیترسندازاقراربه آن.ازامیرالمومنین حدیث است که اگرانگشترطلایی دردهان سگی دیدید آنرابرداریدونگوییدنجس است.بنابراین فکرمیکنم واردا

                                [پاسخ]

                                بی پلاک
                                مهر ۲ام, ۱۳۹۲ در ۹:۵۲ ب.ظ

                                سلام. خب! ک چی ک در ولایت مشکل داره؟! از اهل تسننه دیگه!

                                  [پاسخ]

                                  العبد
                                  آذر ۱۱ام, ۱۳۹۲ در ۸:۲۲ ق.ظ

                                  سلام علیکم.ابن عربی اهل بیت رو نشناخت و حرفهایی را زد که نباید میزد

                                    [پاسخ]

                                    هادی
                                    آذر ۳۰ام, ۱۳۹۲ در ۷:۱۲ ب.ظ

                                    درخشش دگرباره ابن عربی

                                    ۵۹۴- اکنون حدود هفت قرن است که هیچ حکیم و عارف و سالکی نبوده که بطور مستقیم

                                    یا غیر مستقیم و دانسته و ندانسته از معارف و مکاشفات و نور توحید وجود ابن عربی

                                    برخوردار نبوده باشد. تفسیری که از معارف ابن عربی از جانب حکیمان بزرگ در طول

                                    تاریخ صورت گرفته کمتر از تفسیر قرآن نبوده است. این بدان معناست که نور حقیقت محمدی

                                    و عرفان علوی پس از هفت قرن از بعثت پیامبر اسلام، از وجود این مرد خدا بار دگر درخشش

                                    و تجلی یافته است و هفت قرن بعد از خودش را نور بخشیده است. و مجموعه آثار ما فقط شرح

                                    و تبیین امروزین همان معارف است و درخشش دگرباره همان نور و تجلی در نزول پست تر و

                                    عمیق تر در درک اسفل السافلین و نیز با عروجی برتر و عالیتر به اعلی العلیین!

                                    از کتاب ” عقل الهی ” استاد علی اکبر خانجانی

                                    دانلود

                                    لینک دانلود :

                                    http://dl.ketabkhane-erfani.com/download/ketabha/aghle_elahi.zip
                                    از وبلاگ ” عرفان زندگی ” http://erfan-zendegi.blogfa.com

                                      [پاسخ]

                                      ابوالفضل
                                      دی ۸ام, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۱ ق.ظ

                                      باسلام وبلاگ بسیاروزین وزیبایی دارید.خداقوت.به دوسنانی که درموردمذهب ابن عربی چلنج دارند پیشنهاد میکنم:برای ما چه فرقی داره که این فرد شیعه بوده یا سنی به جای وقت گذاشتن یابهتر بگم وقت تلف کرد بر سر این موضوع،ببینیم درآثارش چیزی بدردما می خوره تابرداشت کنیم یانه؟مگه نه اینکه اولین مصرع از اولین بیت دیوان حافظ برای یزید بوده.اماوقتی از ایشتان در موردآن انتقاد کردند گفته:دری را از دهان سگی گرفتم.یاالله یا الرحمن یا الرحیمیامقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

                                        [پاسخ]

                                        حمیدرضا پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۸ ق.ظ:

                                        سلام علیکم.
                                        شما مثل اینکه از ثمره این بحث بی خبرید!
                                        ابن عربی شخصیتی است که از ملاصدرا گرفته تا زمان علامه طباطبایی و در این زمان که آقای حسن زاده آملی این فرد فاسد العقیده را استاد خود در عرفان نظری می دانند و در جای جای بحث هایشان به اقوال فاسد این فرد متسک می شوند. بهتر است شما یک سیر مطالعه در آثار فلاسفه و عرفای صوفیه داشته باشید تا از ثمره این بحث مطلع شوید!
                                        انشاالله موفق باشید.

                                          [پاسخ]

                                          محمدمحمدی پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۷ ۶:۳۷ ب.ظ:

                                          پس مریضی شما هم معلوم شد بحث نقل قول وووو ماندن در تاریخ وووو اینها همه کشک بود مرض تان این بود که طایفه ای از علما را گمراه جلوه دهی. باشد اما لا اقل مثل یک حوزوی مرد وارد این علوم شو درسش را بخوان بفهم بعد هرچه خواستی اشکال کن نه مانند عالم نمایانی که کتاب برعلیه اهل این علوم نوشته اند بدون حتی یک روز شرکت دراین دروس به اشکال پرداخته و تهمت روا دارند.ظاهرا یسیاری از شما آخوندها همانطوریکه دربسیاری از علوم روز بیسوادید مثل ریاضیات محض اقتصاد روانشناسی و….. بااین حال نظر میدهید وآبروی هر علم وعالم را میبرید به خودتان وهم لباسهایتان نیز رحم نمیکنید وبه علم خودتان نیز عمل نمیکنید که نباید درعلومی که نخواندید نظر دهید. آیا نمیدانید دراین دعوای شما ضدعارفان با طرفداران عارفان مطالبی از زبانتا در رفته که ما دیگر به هیچکدام از شما اعتماد نداریم. فهمیدیم آنها که حال ومعنویتی ازشان دیده بودیم مطالبشان از سنیها و…. بوده وشماهم که به اعتقاد خودتان فقط از اهل بیت ع مطلب میگویید بدون خواندن این علوم درآن نظر میدهید. بدا به حال آن دینی که شما ناشر آن باشید. دراین غوغایی که برای به مسلخ بردن نفس فقط یک دقیقه ماهواره دیدن و استفاده از اینتر نت کافیست برای تشنگان معرفت خوب صفحه ای ساختید که به جای غور در معارف دین که عین تعلم دین است مشغول به درآویختن در شخصیت این وآن شدید و دیگران را به آن واداشتید بشارتتان میدهم شما الان وسط بهشتید لک بهشت دروغین حضرت شیطان.

                                            [پاسخ]

                                            حمیدرضا پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۷ ۱:۱۹ ب.ظ:

                                            سلام به محمد

                                            نقد بدون توهین و ناسزا بلد نیستین؟!

                                              محمدمحمدی پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۷ ۹:۱۸ ب.ظ:

                                              برادر عمامه به سر آیا فاسدالعقیده که شما فرمودید اصلا توهین نیست وکاملا سزاست؟ وعالمان عامل را به پیروی کردن از اشخاص فاسدالعقیده راندن اصلا توهین نیست وسزاست؟ ولی کسی که براساس قران میگوید درآویختن در شخصیت افراد خلاف شرع است و رمی علمای دین به پیروی فاسدان گناه است ومرتکب این گناه این عمل را به سبب مریضی قلب و روحش انجام میدهد ناسزا گفته وتوهین کرده ؟. عجیب است یک خال سیاه و بدشکل را در صورت این بنده دیدی که چند سطر نوشتم ولی کثافاتی که به وجودت درآمیخته ندیدی؟ معلوم است قوه تشخیص ازدست نداده ای فقط منیت جلوی دیدن بدعملی خودت را گرفته. تندی سخنم را کاملا آگاهم ولی اینجا منم که سالها از جانب هم لباسان شما این عالمان را به خوبی میشناختم وشما که تمام اطمینان امثال مرا با صفحه ات به سخره گرفتی. اگر به واقع اهل علمی این دروس راهم خواندی واز غلط بودن آن آگاهی صفحه ای درست کن و موضوع به موضوع مطرح کن واشکال کن. ولی اگر درسش را نخوانده ای و فقط رگ گردن تعصب ات باد کرده ومیخواهی جاهلانه ما شیعیان را از آنچه خودت هم به آن علم نداری نجات دهی لطف کن بیش از این خراش به ایمان ما نده لطف کن برادر لطف کن.

                                                [پاسخ]

                                                ابوالفضل
                                                دی ۸ام, ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

                                                درباره کامنتی که درفوق گذاشتم خدانکرده قصد توهین به هیچ فرد ومذهبی را نداشتم فقط هدفم این جمله بوده ((ببین چی میگه! نبین کی میگه!))والسلام.

                                                  [پاسخ]

                                                  حمیدرضا پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۴ ق.ظ:

                                                  برادر جان ما نباید تا زمانی که ائمه معصومین علیهم السلام را داریم بسراغ فرد دیگری برویم! (این سخن مضمون احادیث ماست)
                                                  مگر ائمه علیهم السلام برای ما در هر بحث علمی و عقیدتی کم گذاشته اند که سراغ فرد دیگری برویم آن هم فردی که فاسدالعقیده است و سخنانش در مقابل با سخنان جعفربن محمد علیه السلام است.
                                                  سوال من از شما: اگر عمربن خطاب حرف خوبی بزند ما باید از او بگیریم و سخنش را نشخوار کنیم؟! در حالی که شما در هیچ بحثی نمیتوانید مطلبی را پیدا کنید که ائمه ما به ما نگفته باشند!
                                                  کمی بیشتر تأمل کنید.

                                                    [پاسخ]

                                                    رضا
                                                    دی ۹ام, ۱۳۹۲ در ۲:۰۳ ب.ظ

                                                    شما می فرمایید که تا اهل بیت هستند نباید به سراغ کس دیگر برویم. مدعائی در دین مطرح شده و برهان آن یا اصلاً نیامده و یا به شکل ناقص آمده و به مصالحی همه مقدماتش ذکر نشده است. چگونه مدعای دین را بفهمیم؟ اگر دوباره احاله به قرآن و کلام معصوم شود دور است و اگر رجوع به کلام بزرگان حکمت و عرفان شود کفر است و اگر رجوع به فقها شود که نظرات ایشان در فروع است و در اصول صاحب نظر نیستند.چه چیزی را جایگزین حکمت و عرفان در فهم کلام نورانی وحی و اهل بیت می کنیدو به چه مدرکی؟
                                                    آیا نه این است که با فلسفه مقدمات محذوف وحی و نقل کشف می‌شود و آن مدعا با عقل محض هم اثبات می‌شود.
                                                    چطور می توان گزاره‌ دینی را فهمی؟ حقیقت آنست که وقتی یک گزاره در دین مطرح شده و در معرض نظر ارباب نظر قرار می‌گیرد باید بفهمیم این گزاره از مسائلی است که آگاهی از آن در کمال انسان تاثیری به سزا دارد خصوصاً اگر در قرآن کریم آمده باشد. معصومین علیهم السلام به علت قصور فهم مخاطبین و موانع گوناگون تبلیغ استدلال کامل بسیاری از مسائل را فرصت نفرمودند که برای ما بیان فرمایند و ما را امر به تدبر در قرآن و سنت و تفریع فروع و استخراج آن نمودند و این کار در برخی عرصه‌ها با دانش‌هائی چون اصول انجام می‌شود و در برخی با فلسفه.
                                                    تاثیر این روایات بما هی صادره عن المعصوم در حقیقت در جهت دهی به تفکر ماست که مواردی را که لازم است در آن بیاندیشیم برایمان نشانه‌گذاری نموده‌اند. لذا می‌بینید رشد فلسفه اسلامی کاملاً در مسائلی است که در آیات و روایات در آن بسیار سخن گفته شده است. عمده پیشرفت‌های ملاصدرا نسبت به مشائیان در مباحث توحید و صفات واجب و در معاد است و همگی با الهام از آیات و روایات به دست آمده است.

                                                      [پاسخ]

                                                      سروش
                                                      دی ۱۵ام, ۱۳۹۳ در ۶:۳۷ ق.ظ

                                                      سلام
                                                      دوستان لطف کنید حد کم قبل از خواندن آثار محی الدین ۳۰ بار ختم قران نمایید بعد از ان شاا… هنگامی که سراغ آثار این بزرگمرد بروید بالاخص فتوحات مکیه که عصاره کتب وی است آنرا صادق خواهید یافت
                                                      تا چه رسد که فصوص الحکمی که امثال امام خمینی ۷ سال نزد استاد خود آموخته
                                                      در حین حال در ابتدای فتوحات مکیه حضرت شیخ اعلام داشته که آنرا به سه تن از اوتاد که بالاخص شاگرد خود نوشته… نه برای دیگران…
                                                      حال اگر این کتاب در دست من و شماست بایستی بدانیم که در اصل خطاب به قاطبه مسلمانان نیست بلکه به سه تن از صفای خلاصه نوشته است

                                                        [پاسخ]

                                                        ناشناس پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۳ ق.ظ:

                                                        البته ۳۰ بار ختم قرآن کنید که مبادا انحرافات این ملحد اثبات‌شده، دچار لغزشتان کند. وای به روزگار کسانی که در محضر غیراهل بیت علم‌آموزی کردند

                                                        شرقوا او غربوا لن تجدوا علما صحیحا الا خرج من آل محمد وغیره سخافات وتفاهات البشر والعقل الناقص لا غیر لعن الله الشاکین بکم والمنحرفین عنکم

                                                          [پاسخ]

                                                          ناشناس پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۶ ق.ظ:

                                                          شرقوا او غربوا لن تجدوا علما صحیحا الا خرج من آل محمد وغیره سخافات وتفاهات البشر والعقل الناقص لا غیر لعن الله الشاکین بکم والمنحرفین عنکم

                                                            [پاسخ]

                                                            ناشناس
                                                            بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۳ در ۸:۴۰ ق.ظ

                                                            خسته نباشن!
                                                            ابن عربی که در آثارش این همه به شیعه و ضروریات مذهب شیعه و حتی اسلام طعن زده و کفریات گفته و عایشه رو حتی از پیامبر هم بالاتر می‌بینه و صورت برزخی شیعه رو سگ و خوک دیده، تازه در مکاشفه دیدن که هنوز (!) در ولایت حضرت امیر مشکل داره؟! کرامت عجیبی است!

                                                              [پاسخ]

                                                              پارساعبدی
                                                              اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۴ در ۱:۳۹ ق.ظ

                                                              من مانده ام و تناقضات عقلی و فکری و رفتاری و کرداری شما بزرگواران و بزرگوارانی که نام بردید!
                                                              شاید عوام با امدیشه های ابن عربی اشنا نباشند ولیکن هر کسی که با ابجدیات تفکر ایشان اشنا باشند کاملا متوجه مباحث میگردد!!
                                                              کازی به درستی یا نادرستی و صحت و عدم صحت عقاید محی الدین نداریم ولیکن مبرهن است که عقاید جناب شیخ اکبر با عقاید بزرگواران علما و صلحای شیعه جعفری هیچ ربطی بهم ندارد…. شاید در موضوعاتی چند و فرعیات و برخی از مسائل قرابتی میان کلیات عقاید شیخ و تشیع اثنی عشری یافت گردد فلذا پایه های اعتقادی و اصول فکری ایشان با شیعه امامیه در دو لاین متفاوت حرکت مینماید که در بسیاری از موارد حتی به تضاد میرسد و جدایی فکری ایشان و علمای شیعه را با هیچ ریسمانی توان پیوند نیست!
                                                              باز هم تکرار میکنم اینجا بحث درستی عقاید ابن عربی، ابن فارس و امثالهم و همچنین صحت یا عدم صحت باورهای شیعیان نمیباشد بلکه بحث اختلافات فاحش میان این دو مکتب است!
                                                              هر کدام از این دو طریقه، درست یا غلط ، باطل یا حق، هر چه که باشند، آنچه عیان است بی زبطی و بلکه اختلاف و تضاد و بیگانگی شان اظهرمن الشمس میباشد.
                                                              حال من نمیدانم که عزیزان بزرگوار، میخواهند این دو بیگانه را با چه چسبی به هم بچسبانند!!

                                                              بنده که فقط میتوانم (تعجب) کنم!

                                                              والسلام علی من تبع الهدی!
                                                              یا حق…

                                                                [پاسخ]

                                                                حمیدرضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۰ ق.ظ:

                                                                با تشکر شما

                                                                  [پاسخ]

                                                                  م
                                                                  اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۴ در ۱۱:۵۸ ب.ظ

                                                                  چرا نظراتی که علیه شماست و مادبانه و متقن هست رو تایید نمی کنید؟

                                                                    [پاسخ]

                                                                    حمیدرضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۵۵ ق.ظ:

                                                                    دوست عزیز من تمام نظرات رو تایید میکنم مگر اینکه خیلی طولانی باشه!
                                                                    مثلا یه دوستی چند وقت پیش در تایید محی الدین متن کپی که ۴۰ دلیل بر شیعه بودن ایشان در نظرات درج کرد و چون طولانی بود از تایید آن خودداری کردم!

                                                                      [پاسخ]

                                                                      سلام پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۳۰ ق.ظ:

                                                                      سلام اقای حمیدرضا. یعد از خوندن کلی مطلب هنوز برام این مسئله حل نشده. ظاهر امر اینه که افرادی مثل ابن عربی و اقای علامه قاضی طباطبایی دو راه مختلف داشته اند. ابن عربی صوفی گری و کارهایی که در ظاهر خلاف شرعه. اقای قاضی بسیار انسان متشرع و دارای کرامات. حال سوال اینجاست چرا از دو مبدا مختلف به جایی رسیدن که اقای قاضی ایشون رو تایید می کنه و میگه بعد معصوم بالاتر از ابن عربی نیست و من اون رو می بینم. امثال ما نهایتش اینه که به اقای قاضی برسیم (که عمرا نمی رسیم) چی شده که بعد از اینهمه مقامات و کرامات ابن عربی رو که برای من عوام حرفاش همش متناقض با قران هست در موردش اینجوری میگه. این برای من سواله. به نظر من بهتره اینو از جناب علامه حسن زاده که در عصر حاضر مرجع تقلید ما هستند و نیز از طرفی ابن عربی رو تایید می کنن بپرسیم. برای خودم جالبه بالاخره قضیه چی بوده؟؟؟/ خواهشا جای این حرفها یه مصاحبه با علامه حسن زاده و علامه جوادی در این مورد بگذارید. ایشون از مراجع ما هستند و ابن عربی رو تایید می کنن.

                                                                        [پاسخ]

                                                                        وحید
                                                                        تیر ۲۴ام, ۱۳۹۴ در ۴:۴۱ ب.ظ

                                                                        واقعا جالب هست نظر مخالفین مشرب ابن عربی و یا دیگران در حالی که از دلایلشان به راحتی می شود فهمید که صاحب علم نیستند وهمانند کسانی که تازه وارد یک علمی شده اند بدو مطالعه و تفکر صحیح نقادی می کنند امیدوارم اینگونه بحثها جای خودش رو با بحث های علمی واقعی و منطقی عوض کند . انه ولی التوفیق

                                                                          [پاسخ]

                                                                          ناشناس
                                                                          تیر ۳۰ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۵۱ ب.ظ

                                                                          من یهدی الله فهوالمهتدی
                                                                          ای کاش ذره ای از انچه که محی الدین قدس الله نفسه الزکیه از معارف الهی و ولایی چشیده است دگران هم بهره ای میبرند..

                                                                          السلام علی من اتبع الهدی

                                                                            [پاسخ]

                                                                            ناشناس
                                                                            مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۱۸ ق.ظ

                                                                            سلام خبر واحد حجت نیست

                                                                              [پاسخ]

                                                                              ساسان
                                                                              دی ۱۴ام, ۱۳۹۴ در ۲:۰۰ ب.ظ

                                                                              با سلام
                                                                              دوست عزیز
                                                                              اگر محی الدین سنتی متعصبی بود کتاب مناقب که شامل ۱۴ صلوات است را نمینوشت.

                                                                              نظرات محی الدین درباره امام علی- امام حسین- امام حسن- حضرت فاطمه- امام مهدی علیهم السلام را بخوانید بعد متوجه تشیعش خواهید شد.

                                                                              امام علی ع. سر انبیاء و مرسلین
                                                                              امام حسین. مرکز دایره عرفان
                                                                              امام حسن ع. شرط دوم از شروط لااله الا الله
                                                                              حضرت فاطمه س. درخت طوبی در بهشت از نور فاطمه است.

                                                                              و خیلی موارد دیگر.

                                                                              یا حق

                                                                                [پاسخ]

                                                                                شهرام
                                                                                اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۴ در ۴:۳۲ ق.ظ

                                                                                بعد از مرگ از ما نمیپرسند چون پیرو ابن عربی و … نبودی باید بروی جهنم
                                                                                ولی اگر پیرو قران -رسو الله(ص) و اهل بیت(س) نباشیم قطعا جهنم میرویم
                                                                                پس این همه اصرار برای پیروی کردن از یک فرد هر چند خوب و دانشمند و فاضل برای چی هست
                                                                                مهم پیروی کردن از قران -رسو الله(ص) و اهل بیت(س) میباشد

                                                                                  [پاسخ]

                                                                                  سلام بر شهیدان بی ادعا
                                                                                  تیر ۲۲ام, ۱۳۹۵ در ۸:۱۵ ب.ظ

                                                                                  من نه فلسفه بلدم نه عرفان…ولی یه تار موی سید علی قاضی طباباطیی رو به همه شما های مدعی علم و دانش. و مدعی پیروی از ولایت و عصمت نمیدم….حرف های شما همش چرته….چون هیچ درکی از خدا ندارین…و از خدا خیلی دور هستین..مرتاض های هندی به شما شرافت دارن چون حداقل میتونن ادعا ک/نند که یه اندازه ای نفس رو میشناسن..اما شما چی؟ فقط حرف..فقط ادعا..فقط ادعای خداشناس.. یه مشت ادم کتاب حفظ ک/ن که بعد از ۱۴۰۰ سال حتی قرآن رو بلد نیستین….فقط ادعای اخلاق و خداشناسی دارین …برید بزارید در مورد ابن عربی یا علامه طباطبایی یا ائمه اطهار کسی حرف بزنه که حداقل بتونه مثل وزیر حضرت سلمیان تخت بلقیس رو قبل از چشم برهم زدنی جابجا ک/نه..برید توی همون کتابخونه هاتون مشقاتون رو بنویسین…برید این حرف های گنده فلسفی رو هم برای کسی بزنید که دلشون رو خوش کردن به شنیدن حرف های مدعیان دانش که هیچ خبری از خدا ندارن و حتی نفس و روح خودشون رو هم نمیشناسن ..گفتم شماها و امثال شماها از مرتاض های هندی هم کمتر هستین….ادمی باید حرف بزنه که از نظر روحی بر بقیه برتری داره….شما ها فقط یه مشت ربات کتاب حفظ کن هستین نه انسان های خداشناس..شما ها فقط اهل حرفین…حرف اصلی رو اونی میزنه که از نظر روحی بر بقیه برتری داره…شماها هیچ برتری بر من بی سواد ندارین نزد خدا….مدعیان خداشناسی..خودتون رو لظفا اویزون ائمه نکنید..و لطفا خودتون رو با انسان های بزرگی مثل قاضی طباطبایی نکنید

                                                                                    [پاسخ]

                                                                                    سید حسن
                                                                                    آذر ۷ام, ۱۳۹۵ در ۳:۱۳ ب.ظ

                                                                                    یه تأیید میرزا علی آقای قاضی نسبت به محی الدین برای ما کافیه به ۱۰۰۰ دلیل و ردیه از دیگر علمای علوم ظاهری.
                                                                                    خودتون صبح تا شب درس این اقا و اون اقا میرید، به عرفا که می رسن میگن در خونه غیر اهل بیت نباید رفت.
                                                                                    اتفاقا با این اهل عرفان و معرفت بود که اهل بیت را بهتر شناختیم و بیشتر متوسل می شویم.

                                                                                      [پاسخ]

                                                                                      عبدالله
                                                                                      اسفند ۹ام, ۱۳۹۵ در ۱۲:۱۴ ق.ظ

                                                                                      استاد علامه حسن. زاده آملی در درس فرمودند که استادم مرحوم الهی طباطبایی ازابن عربی پرسیدندکه به چه واسطه ای به این مقام بزرگ نایل گشتی گفتند سجاده سجاده سجاده
                                                                                      ،البته در دروس هیات علامه اشاره ای به این کردند
                                                                                      مرحوم ابوالحسن جلوه ازکسانی بودکه اوایل ابن عربی رابعداز درس فصوص لعن میکردوللی مدتی ترک لعن کرد وعلت رامرحوم میرزا طاهرتنکابنی و.،،جویاشدندکه مرحوم جلوه مکاشفه صادقه ای راکه ازابن عربی دیده بود راذکرمیکنندکه رسول الله به سیدگفت چراعبدصالح خدا رانفرین میکنی حتی رسول الله روی از مرحوم جلوه برگرداند قضیه طولانیست واستاد گلواره درسمینارابن عربی گفتند وازهمه مهمترکرارا علامه پیش بهترین شاگردانش مثل علامه حسنزاده وطهرانی وجوادی و…ازابن عربی تمجیدکرد درحدی که میگفت کسی مثل ابن عربی نتوانسته معارف عرفانی رانشردهد وازکاملین بود ومرحوم قاضی که تاییدش بی نیازازذکرست

                                                                                        [پاسخ]

                                                                                        عبدالله
                                                                                        اسفند ۹ام, ۱۳۹۵ در ۱۲:۲۵ ق.ظ

                                                                                        مرحوم امام میفرمود مرحوم استادماشاه ابادی روحی فداه میفرمود مباداکسی راکه درایمان وکفرش تردید داری لعن کنی خصوصا اگز او اهل معرفت باشد واگراثبات شوداو با ایمان ازدنیارفته ان لعن ظلمتی میشودکه لعن کننده را فرامیگیرد وحتی تاحد جهنمی شدن اورامیبرد،خودابن عربی بمرحوم جلوه گفته بودکه هم کتبم را دست کاری کردند وهم انکه من دربین گرگ وکفتاربودم وناچاربه تقیه بودم مرحوم خویی ووحیدوکسانی که یک خط فصوص رانمیتوانند شرح بدهندچطور بیایندقضاوت درست درمورد عرفان وابن عربی بکنند باید به امثال مرحوم قاضی مراجعه کرد پناه برخدا که عارفی رابجرم سنی بودن لعن کنم وبعدازمرگ ببینم که وه چه مقامی دارد وانوقت ازشرمندگی سربه زیر باشم

                                                                                          [پاسخ]

                                                                                          عبدالله
                                                                                          اسفند ۹ام, ۱۳۹۵ در ۱۲:۲۹ ق.ظ

                                                                                          البته باحرف این اقایان ابن عربی جهنمی نمیشه فقط ازلعن چیزهای مشکوک پرهیزکنیم مرحوم اراکی میفرمود استادنا میفرمود درخبری دیدم که حضرت فرمود درزمان غیبت طوری خواهدشدکه دوگروه که اهل بهشت هستندهمدیگر راتکفیرخواهندکرد درحالی که هردوگروه بهشتی اند

                                                                                            [پاسخ]

                                                                                            شهدا شرمنده ایم
                                                                                            خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۶ در ۴:۳۴ ب.ظ

                                                                                            با سلام خدمت آقای فلاح من نظرم با نظر شما هست که مثلا آیت الله سید علی بهبهانی میگویند:

                                                                                            ارزش ندارد انسان عمرش را به مزخرفات ابن عربی گوش دهید.

                                                                                            یا مقدس اردبیلی میگوید: محی الدین از حد کفر والحاد گذشته است.

                                                                                            سوال من اینجاست که چرا خوب آقای قاضی از ابن عربی اونجور تعریف میکنه ؟؟؟؟

                                                                                            لطفا سریع پاسخ دهید چون برام شبهه شده.

                                                                                            ما اصلا تفسیر حرف آقای قاضی و خمینی رو نمیدونیم شاید اونا از تعریف کردن منظورشون یه چیز دیگه

                                                                                            بود حالا بعضی ها میان از حرفای آقای قاضی و امام خمینی سوءاستفاده میکنن اینا سیاستشون دارن رو

                                                                                            اعتقاد کار میکنن.

                                                                                            لطفا سریع جواب دهید .باتشکر

                                                                                              [پاسخ]

                                                                                              حمیدرضا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۶ ۴:۰۸ ب.ظ:

                                                                                              سلام بر شما.
                                                                                              برای اطلاع بیشتر مطلب «عقیده امام خمینی درباره ابن عربی از دیدگاه علامه جعفر مرتضی عاملی» را بخوانید!
                                                                                              موفق باشید.

                                                                                                [پاسخ]

                                                                                                محمد صادق سلیمانی فرد
                                                                                                مرداد ۲ام, ۱۳۹۶ در ۱۲:۴۴ ق.ظ

                                                                                                با سلام بر شما شیخ بزرگوار – با احترام به محضر جناب عالی و استاد بزرگوارتون باید عرض کنم دلیل فوق برای شخص خود استادتون حجیت داره ..
                                                                                                برای مردم که دلیل نمیشه …
                                                                                                بنده متعجب از اینم به جای تکیه بر عدله موجود در کتب اشخاصی مثل خود ابن عربی ، داستان و مکاشفه رو میزان و معیار برای قضاوت در مورد مذهب و اعتقاد ایشوون قرار دادین …
                                                                                                اگر فردای حساب خلاف این اثبات بشه واقعا شما جوابگو هستین بابت اتهام نادرست …
                                                                                                بنده اگر امروز جهل به مساله داشته باشم چیزی عنوان نمیکنم و قضاوت نمیکنم که قیامت جوابگو باشم …
                                                                                                این حرف رو نباید بنده به جناب عالی بزنم . شما خودتوون روحانی هستید …
                                                                                                حقیقت مذهب ابن عربی چیزی ست که تا به الان در پرده ای از ابهام مونده …
                                                                                                بزرگانی شیعه گفتن و بزرگانی تکفیر کرده اند …
                                                                                                بنده به شخصه تفکر تکفیر که متاسفانه در بین بعضی از مراجعی که در فم مفدسه هست رواج دارد رو نمی پذیرم و اصلا این با روح و حقیقت تشیع در تضاد هست …
                                                                                                اگر علم به مذهب ایشان ندارید و جهلی هست قضاوت بی اساس نکنید ، قضاوتی که عاری از حجیت باشه و بر پایه داستان و رویا و مکاشفه بنا شده باشه …
                                                                                                خدا از سر تقصیرات همه ما بگذره …

                                                                                                التماس دعا
                                                                                                یا علی ع

                                                                                                  [پاسخ]

                                                                                                • نظر بدهيد
                                                                                                • نام:
                                                                                                  ایمیل:
                                                                                                  وبسایت:





                                                                                                  استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
                                                                                                  Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
                                                                                                  Designer : Mohammad Rafiei