حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

احکام جامع ازدواج

تعداد بازدیدها: 2,504 مشاهده

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام جامع ازدواج» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم بینندگان وبگاهم کنم.

قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است:

۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی» تهیه شده استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه وقت زیادی صرف شده لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان سایبری حق کپی رایت را رعایت کنند.

۲ـ در این مجموعه به ۲۷۴ پرسش مبتلابه در ارتباط با احکام ازدواج پاسخ داده شده است.

۳ـ در تنظیم این متن، نظر حضرت امام خمینی ـ قدس سرّه ـ به عنوان اوّلین فتوا آمده و فتاوای دیگر مراجع بزرگوار ـ که نامشان به ترتیب حروف الفبایی در ذیل می آید ـ پس از آن ذکر گردیده است.

حضرت آیت الله حاج شیخ محمد تقی بهجت  ـ حضرت آیت الله حاج شیخ میرزا جواد تبریزی ـ حضرت آیت الله حاج سید علی حسینی خامنه ای ـ حضرت آیت الله حاج سید على حسینى سیستانى ـ حضرت آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ حسین نوری همدانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ ناصر مکارم شیرازی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ حسین وحید خراسانی.

۴ـ در این متن تنها به ذکر اسامی مراجع بزرگوار به اختصار اکتفاء شده است، لذا از ساحت آن بزرگوارن پوزش می طلبیم و از درگاه خداوند متعال برای ایشان، دوام عزّت و سلامتی مسألت داریم.

۵ـ این مجموعه را از کتاب «احکام ازدواج‏» تألیف محقق گرانقدر حجت الاسلام سیّد مجتبی حسینی ـ زید عزّه ـ مطابق با جلد بیست و یکم از مجموعه کتاب های پرسش ها و پاسخ های دانشجویی است اقتباس کردیم. همچنین از تلاش‏ هاى مخلصانه مجموعه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجج ‏الاسلام سیدمحمدتقى علوى و صالح قنادى (زیدعزهما) که در بازخوانى و آماده‏ سازى این اثر تلاش کرده ‏اند، تشکر و قدردانى مى ‏شود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب اهل ‏بیت علیهم السّلام و ارتقاى فرهنگ دینى جامعه ـ به ویژه دانشگاهیان ـ از خداوند متعال مسألت داریم.

۶ـ سؤالات خود را می توانید از قسمت نظرات یا ارتباط با کارشناس مسائل شرعی مطرح فرمایید.

 

احکام جامع ازدواج

 

فهرست مختصری از آنچه پیش رو دارید:

بخش اول (ازدواج): احکام ازدواج ـ احکام خواستگاری ـ احکام خرید عروسی ـ شرایط عقد ـ اجازه پدر در ازدواج ـ مَهریه ـ احکام مراسم عروسی ـ تدلیس ـ ازدواج های حرام ـ ازدواج با غیرمسلمان ـ احکام ازدواج موقّت.

بخش دوم (طلاق): احکام مربوط به طلاق.

بخش سوم (دانستنی ها و اصطلاحات): آشنایی با اصطلاحات به کار برده شده.

 

بخش اول: ازدواج

 

اهمیّت ازدواج

۱: اهمیت ازدواج در دین اسلام را بیان کنید؟

بى ‏شک هیچ شالوده‏ اى، مقدس‏ تر از بناى رفیع ازدواج نیست[۱] و هر ملّتى در دین و آیین خود به نوعى از آن بهره‏ مند است. دین اسلام بیش از همه بر آن تأکید دارد و براى آن آثار و فواید مهمّى یاد کرده است. در قرآن مجید سه آیه در اهمیت اصل ازدواج آمده و همگان را به آن تشویق و دعوت کرده است:

ـ وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ»[۲]؛ «مردان و زنان بى‏ همسر خود را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح را، اگر فقیر و تنگدست باشند. خداوند از فضل خود آنان را بى ‏نیاز مى ‏سازد؛ خداوند گشایش دهنده و آگاه است.»

ـ وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»[۳]؛ «و از نشانه ‏هاى او این است که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد. در این نشانه ‏هایى است براى گروهى که تفکر مى ‏کنند.»

ـ وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى‏ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَهً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى‏ أَلَّا تَعُولُوا»[۴]؛ «و اگر مى ‏ترسید که [به هنگام ازدواج با دختران یتیم‏] عدالت را رعایت نکنید [از ازدواج با آنان چشم پوشى کنید و] با زنان پاک [دیگر] ازدواج کنید دو یا سه یا چهار همسر و اگر مى ‏ترسید عدالت را [درباره همسران متعدّد] رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید و یا از زنانى که مالک آنهایید، استفاده کنید این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى مى‏کند.»

علاوه بر آیات، روایات بسیارى نیز در این زمینه وجود دارد؛ چنان که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است: «هرکس ازدواج کند، به درستى که از نصف دینش پاسدارى کرده است».[۵]

از این رو فقیهان ازدواج را از مستحبّات مؤکّد بر شمرده ‏اند و آن را براى کسى که به سبب نگرفتن همسر به گناه بیفتد، واجب دانسته‏ اند.

فلسفه ازدواج

۲: فلسفه ازدواج چیست؟

ازدواج چند فایده و فلسفه دارد که به طور اختصار عبارت است از:

ـ بقاى نسل.

ـ آرامش و تعادل روحى و جسمى.

ـ سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه.

ـ تأمین نیاز طبیعى و غریزى انسان.

ـ ارضاى حس محبّت کردن و مورد محبت قرار گرفتن و…[۶]

البته ممکن است بعضى از این فایده‏ ها براى برخى مهم ‏تر باشد؛ گاهى شخصى به جهت ارضاى غریزه جنسى خود، ازدواج مى‏ کند و آن را از نظر اهمیّت در رتبه اوّل قرار مى‏ دهد و گاهى به دست آوردن شریک و یاورى دلسوز در زندگى براى او اهمیت دارد و… باید دانست که بعضى از این فواید در ازدواج موقّت نیز تحقق مى ‏یابد.

تعدد همسر

۳: چرا در اسلام تعدّد زوجات وجود دارد و چرا این حق تنها براى مردان است؟

شکى نیست که جواز چند همسرى با رعایت شرایط آن، یکى از احکام اسلام است و شیعه و سنّى بر آن اتفاق نظر دارند. پیش از اسلام نیز به طور معمول در میان قبایل مختلف، وجود داشته است. و حتى برخى از بت پرستان به هنگام مسلمان شدن، بیش از ده زن و یا کمتر داشته اند. اسلام در مواجه با آن، در صدد اصلاح و تعدیل برآمد. خداوند متعال مى ‏فرماید: «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى‏ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَهً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى‏ أَلَّا تَعُولُوا»[۷]؛ «و اگر مى ‏ترسید که [به هنگام ازدواج با دختران یتیم‏] عدالت را رعایت نکنید [از ازدواج با آنان چشم پوشى کنید و] با زنان پاک [دیگر] ازدواج کنید دو یا سه یا چهار همسر و اگر مى ‏ترسید عدالت را [درباره همسران متعدد] رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید و یا از زنانى که مالک آنهایید، استفاده کنید. این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى مى‏کند.»

بنابراین اسلام نه تعدّد را آغاز نمود و نه واجب کرد بلکه ولى آن را با شرایط خاصى، مباح ساخت. این امر حکمت ها و عللى دارد؛ که با توجه به متون دینى و سیره معصومان علیهم السّلام و منطق عقل، مى‏ توان به مهمترین آنها اشاره نمود:

ـ فزونى تعداد زنان آماده ازدواج بر مردان.

ـ طولانى تر بودن عمر زندگى جنسى مردان در مقایسه با زنان.

ـ طولانى‏ تر بودن عمر تولید نسل در مردان در مقایسه با زنان.

ـ تمایل مردان به چند همسرى به ویژه در شرایطى مانند عقیم بودن زن اول.

ـ سرپرستى و در پناه قرار دادن زنان بیوه و تأمین نیازهاى عاطفى آنان.

باید دانست چند همسرى در مورد مردان هیچ گونه مشکل حقوقى ایجاد نمى کند، در حالى که این امر درباره زنان مشکلات فراوانى را به وجود مى‏آورد.

مهمترین آنان مسأله مجهول بودن نسب فرزند است؛ که معلوم نیست مربوط به کدام یک از همسران مى‏ باشد.[۸]

وجوب ازدواج

۴: آیا ازدواج در اسلام واجب است؛ یا اینکه شخص مى ‏تواند تا پایان عمر خود مجرد بماند؟

همه مراجع: اصل ازدواج در اسلام واجب نیست و از مستحباتى است که به آن بسیار سفارش شده است؛ ولى اگر کسى به واسطه نداشتن همسر، به حرام بیفتد، ازدواج بر او واجب مى‏ گردد و حق ندارد تا پایان عمر مجرد بماند.[۹]

۵: منظور از به گناه افتادن در اثر ازدواج نکردن چیست؟ آیا گناهان مقاربتى مقصود است یا گناهان دیگرى نظیر نگاه شهوت آلود را نیز شامل مى‏ شود؟

همه مراجع: مقصود أعمّ است و شامل هر گناهى مى ‏گردد.[۱۰]

تأخیر ازدواج

۶: اگر جوانى از نظر شغلى و مالى، قادر به ازدواج نباشد؛ آیا باز ازدواج بر او واجب است؟

همه مراجع: اگر امکانات ازدواج براى او فراهم نباشد، معذور است؛ ولى باید خود را از گناه حفظ کند.[۱۱]

راه‏ هاى محرمیّت

۷: به طور کلى دختر و پسر، از چند راه مى ‏توانند با یکدیگر محرم شوند؟

زن و مرد از سه راه به یکدیگر محرم مى ‏شوند: نسب (خویشاوندى)، رضاع (شیرخوردن) و ازدواج.

راه سوم (ازدواج) در فقه بر دو قسم است: دائمى و موقّت. عقد دائم آن است که مدت زناشویى در آن تعیین نشود و عقد موقّت آن است که مدت زناشویى در آن تعیین شود. براى مثال زن را به مدّت یک ساعت، یک روز، یک ماه، یک سال و بیشتر عقد کنند. زنى که به این قسم عقد شود، متعه و صیغه گفته مى ‏شود.

تبصره: البته برخى از مراجع بزرگوار تقلید (آیات عظام وحید، تبریزى و مکارم) معتقدند که اگر مدت عقد موقّت از عمر طبیعى زن و شوهر یا یکى از آن دو بیشتر باشد، احتیاط واجب آن است که احکام عقد دائم را بر آن جارى سازند و آیت الله بهجت به صورت فتوا فرموده ‏اند. و آیت الله سیستانى مى‏ فرماید این عقد موقت باطل است و به عقد دائم تبدیل نمى ‏شود.[۱۲]

محارم

۸: محارم انسان که ازدواج با آنان جایز نیست، کدام ‏اند؟

زنان به مردان از سه راه محرم مى‏ شوند: نسب، رضاع و ازدواج. کسانى که از راه نَسَب به انسان محرم ‏اند، عبارت‏اند از:

ـ پدر و مادر و هر چه بالا روند (مانند پدر بزرگ و مادر بزرگ).

ـ اولاد و هر چه پایین روند (مانند نوه و نتیجه).

ـ خواهر و برادر و هر چه پایین روند (مانند خواهرزاده و برادرزاده).

ـ عمو و عمّه و هر چه بالا روند (مانند عمو و عمّه پدر و مادر).

ـ دایى و خاله و هر چه بالا روند (مانند دایى و خاله پدر یا مادر).

کسانى که از راه رضاع (شیردادن) به انسان محرم مى ‏شوند، همان‏ هایى ‏اند که از راه نَسَب محرم هستند (مانند پدر و مادر و اولاد و خواهر و برادر و عمو و عمّه و دایى و خاله رضایى و نیز مانند مادرزن رضاعى و دختر زن رضاعى و زن پدر رضاعى و زن پسر رضاعى.)

کسانى که از راه ازدواج به انسان محرم مى ‏شوند، عبارت‏اند از:

ـ مادر زن و هر چه بالا روند (مانند مادر مادرزن).

ـ دختر زن و هر چه پایین رود (مانند دختر دختر زن)

ـ زن پدر (نامادرى) و هر چه بالا رود (مانند زن اجداد).

ـ زن پسر، یعنى عروس و هر چه پایین رود (مانند زن نوه و نتیجه).[۱۳]

صیغه خواهر و برادرى‏

۹: آیا هیچ راه شرعى و قانونى ـ به جز ازدواج ـ وجود دارد که دو جوان روابط مشروع با هم داشته باشند؟ آیا در اسلام چیزى به نام صیغه خواهر و برادرى وجود دارد؟

همه مراجع: خیر! تنها راه ازدواج ـ به طور دائم یا موقّت ـ است و صیغه خواهر و برادرى با نامحرم، مشروع نیست.[۱۴]

خواستگارى

نگاه خواستگارى

۱۰: مرد تا چه اندازه مى ‏تواند به بدن زن، هنگام خواستگارى نگاه کند (البته با رعایت شرایط خاصّ خود)؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى و فاضل: مى‏ تواند به بدن دختر نگاه کند؛ هر چند احتیاط مستحب است که تنها به دست و صورت و پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سینه) اکتفا کند.[۱۵]

آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى و مکارم: تنها مى ‏تواند به دست و صورت، پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سینه) دختر نگاه کند.[۱۶]

آیت الله صافى: بنا بر احتیاط واجب، تنها به صورت و دست‏ها تا مچ اکتفا کند.[۱۷]

آیت الله نورى: مى‏ تواند به دست و صورت، پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سینه) دختر نگاه کند و اگر نتواند از خصوصیات سایر بدن، از روى لباس آگاهى یابد، نگاه به تمام بدن جایز است.[۱۸]

۱۱: در چه صورت مى‏ توان چهره، گردن و موهاى دخترى که قصد ازدواج با او را داریم، نگاه کنیم؟

همه مراجع: نگاه به دختر مورد نظر، با شرایط ذیل جایز است:

ـ به قصد لذت و ریبه نباشد (هر چند بداند با نگاه لذت قهرى پیدا شود).

ـ براى آگاهى از وضع جسمانى دختر باشد (پس اگر از حال او آگاه است، نگاه به او جایز نیست).

ـ مانعى از ازدواج در میان نباشد (مثلاً دختر شوهر نداشته باشد).

ـ احتمال بدهد دختر او را رد نمى ‏کند.[۱۹]

۱۲: مى ‏خواهم با دخترى ازدواج کنم، آیا مى‏ توانم به طور پنهانى به موها و گردن او نگاه کنم یا اینکه در این نگاه رضایت و اجازه او شرط است؟

همه مراجع: اگر شرایط نگاه جایز را داشته باشد، رضایت دختر، در آن شرط نیست.[۲۰]

تبصره: شرایط نگاه جایز در «نگاه براى خواستگارى» بیان شده است.

نگاه خیابانى

۱۳: شخصى قصد ازدواج دارد. آیا مى ‏تواند بدون قصد لذت به چهره و موى خانم ها (مثلاً در خیابان) نگاه کند تا یکى را بپسندد و بعد از او خواستگارى کند؟

همه مراجع: این نوع نگاه ‏ها جایز نیست.[۲۱]

تبصره: نگاه به زن به منظور ازدواج با او، شرایطى دارد و پرسش یاد شده، از تمامى آنها برخوردار نیست.

نگاه به فیلم‏

۱۴: آیا مرد مى‏ تواند براى آگاهى از خصوصیات جسمى و زیبایى دخترى که مى‏ خواهد با او ازدواج کند، به عکس یا فیلم او نگاه کند؟ در صورتى که دختر، فامیل و آشنا باشد چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت باشد، اشکال ندارد؛ هر چند آن دختر از فامیل و آشنایان باشد.[۲۲]

گفتگوى خواستگارى

۱۵: آیا صحبت کردن با کسى که قصد داریم در آینده با او ازدواج کنیم، گناه است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد و باعث مفسده نشود، اشکال ندارد.[۲۳]

۱۶: آیا اظهار عشق و محبت بین دختر و پسر به منظور ازدواج، گناه است؟

همه مراجع: آرى! این کار حرام است.[۲۴]

اجازه خواستگارى

۱۷: آیا دختر و پسر عاقل و بالغ، مى ‏توانند بدون اطلاع خانواده براى ازدواج با هم صحبت کنند و سپس خانواده را مطلع سازند؟

همه مراجع: خواستگارى و گفت‏وگوى پیش از عقد، اگر مفسده نداشته باشد و بدون قصد لذت و ترس افتادن در گناه باشد، اشکال ندارد.[۲۵]

خواستگارى از پسر

۱۸: آیا خواستگارى دختر از پسر از نظر شرعى و عرفى اشکال دارد؟

همه مراجع: خواستگارى دختر از پسر اشکال ندارد؛ مگر آنکه این امر خلاف عرف و به گونه ‏اى باشد که باعث بى ‏احترامى دختر شود.[۲۶]

استخاره ازدواج

۱۹: استخاره در چه موردى است؟

همه مراجع: استخاره در موردى است؛ که شخص با فکر و اندیشه و تحقیق و مشورت به نتیجه ‏اى دست پیدا نکرده و در تحیّر باقى مانده است.[۲۷]

۲۰: آیا عمل به استخاره واجب است؟

همه مراجع: خیر! عمل به استخاره واجب نیست؛ ولى بهتر است به آن عمل شود.[۲۸]

دوران نامزدى

۲۱: آیا نگاه به بدن نامزد خود که هنوز نامحرم است (ولى محرم شدن قطعى است)، جایز است؟

همه مراجع: خیر! نامزد نامحرم با سایر زنان تفاوتى ندارد.[۲۹]

۲۲: تفریح و رفتن به گردش با نامزد خود ـ که هنوز عقد نکرده است ـ چه حکمى دارد؟

همه مراجع: تا زمانى که عقد شرعى خوانده نشده، جایز نیست.[۳۰]

دوران عقد

۲۳: آیا مى ‏توان با همسر در دوران نامزدى (عقد کرده) رابطه جنسى داشت؟

همه مراجع: آرى! با خواندن عقد هرگونه لذتى (هر چند رابطه جنسى) براى آنان حلال مى‏ گردد. ولى بهتر است آن مقدار از روابط که عرفاً و طبق رسوم به بعد از عروسى موکول شده، رعایت شود.[۳۱]

۲۴: آیا در زمان عقد (پیش از عروسى)، اجازه پدر عروس در مورد همخوابى شرط است؟

همه مراجع: اگر دختر در خانه پدر باشد، رفت و آمد به آن خانه براى ارتباط زناشویى، باید با اجازه پدر او باشد.[۳۲]

اجازه دوران عقد

۲۵: آیا در دوران عقد ـ که دختر در خانه پدر و مادر زندگى مى ‏کند ـ براى بیرون رفتن از خانه اجازه شوهر لازم است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مکارم و نورى: آرى! در این فرض براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[۳۳]

آیات عظام تبریزى و وحید: خیر! در این فرض اجازه شوهر، لازم نیست.[۳۴]

آیت الله سیستانى: اگر در شهرى که زندگى مى ‏کنند، متعارف این است که دختر در این مدت از شوهر اجازه نمى ‏گیرد؛ در این صورت براى بیرون رفتن، اجازه او لازم نیست و در غیر این صورت، باید اجازه بگیرد.[۳۵]

آیت الله فاضل: در این فرض بنا بر احتیاط واجب، براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[۳۶]

تبصره: اگر زن در ضمن عقد، شرط کرده باشد که در این مدت، بدون اجازه او بیرون رود و یا عقد بر این توافق قبلى واقع شده باشد؛ در این صورت به فتواى همه مراجع، این شرط نافذ است و دیگر اجازه شوهر لازم نیست.

نفقه دوران عقد

۲۶: در دوران عقد تا عروسى ـ که دختر در خانه پدر به سر مى‏ برد ـ آیا تأمین نفقه او بر عهده شوهر است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، صافى، فاضل، مکارم و نورى: در فرض یاد شده، اگر زن تمکین داشته باشد، نفقه او بر شوهر واجب است.[۳۷]

آیات عظام تبریزى و وحید: خیر! در این فرض بر عهده شوهر نیست.[۳۸]

آیت الله سیستانى: اگر در شهرى که زندگى مى ‏کنند، متعارف است که نفقه دختر را خانواده‏ اش مى‏ دهد، بر عهده شوهر چیزى نیست. در غیر این صورت، پرداخت نفقه، وظیفه شوهر است.[۳۹]

تبصره. اگر با مطالبه زن، مرد نفقه را در این مدت نپردازد (طبق فتواى کسانى که مى‏گویند نفقه او بر عهده شوهر است)، زن مى‏تواند در آینده، قیمت نفقه پرداخت نشده در این دوران را، از شوهر مطالبه کند.

خرید عروسى

طلاى مردان

۲۷: زینت مردان با طلاى زرد چه حکمى دارد؟

همه مراجع: پوشیدن طلا ـ مانند آویختن زنجیر طلا به گردن و به دست کردن انگشتر و ساعت طلا ـ براى مرد حرام است.[۴۰]

حلقه داماد

۲۸: آیا خانواده عروس، مى ‏تواند براى داماد حلقه و انگشتر طلا تهیه کند؟

همه مراجع: خرید آن جایز نیست.[۴۱]

۲۹: استفاده از طلا براى مردان به مدت کوتاه مانند لحظه عقد چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز مکارم): پوشیدن طلا براى مرد حرام است و بین مدت کم و زیاد تفاوتى نمى ‏کند.[۴۲]

آیت الله مکارم: اگر به جهت امتحان و یا به قصد نگه دارى موقّت و کوتاه مدت باشد، مانعى ندارد.[۴۳]

طلاى سفید

۳۰: طلاى سفید براى مردان چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر از جنس طلا باشد، جایز نیست؛ هر چند به رنگ سفید باشد.[۴۴]

طلاى مشکوک

۳۱: اگر شک داشته باشیم طلاى سفیدى که در بازار فروخته مى‏ شود، از جنس طلاى متعارف (حرام) است یا خیر، تکلیف چیست؟

همه مراجع: اگر واقعاً شک پیدا شد، استفاده از آن اشکال ندارد.[۴۵]

حکم پلاتین

۳۲: آیا در دست کردن و استفاده از پلاتین براى مرد اشکال دارد؟

همه مراجع: استفاده از پلاتین اشکال ندارد.[۴۶]

تبصره: پلاتین طلا نیست و فلز دیگرى است.

ظرف طلا و نقره

۳۳: آیا استفاده از ظرف‏هاى طلا و نقره جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت و خامنه‏ اى: نگه دارى و بکارگیرى آنها در زینت اطاق اشکال ندارد؛ ولى استفاده‏هاى دیگر مانند خوردن و آشامیدن از آنها حرام است.[۴۷]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر نیز جایز نیست؛ ولى نگه دارى و یا بکارگیرى آنها در زینت اطاق و مانند آن اشکال ندارد.[۴۸]

آیت الله وحید: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر، هر چند بکارگیرى آن در زینت اطاق نیز جایز نیست؛ ولى نگه دارى آنها اشکال ندارد.[۴۹]

آیت الله فاضل: نگه دارى آنها اشکال ندارد؛ ولى استفاده‏هاى دیگر مانند خوردن و آشامیدن و حتى بکارگیرى آنها در زینت اطاق حرام است.[۵۰]

آیات عظام صافى و مکارم: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر، حتى نگه دارى آنها نیز جایز نیست.[۵۱]

آیت الله نورى: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره و هرگونه استفاده دیگر، حتى نگه دارى آنها نیز حرام است.[۵۲]

۳۴: آیا خریدن ظرف‏هاى طلا و نقره براى جهیزیه دختر جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، خامنه‏اى و سیستانى: اگر به منظور زینت کردن اطاق و یا نگه دارى آنها مى‏خرند، اشکال ندارد؛ ولى اگر براى خوردن و آشامیدن است، خریدن آنها به این منظور جایز نیست.[۵۳]

آیت الله وحید: اگر به منظور نگه دارى آنها مى ‏خرند، اشکال ندارد؛ ولى اگر براى خوردن و آشامیدن و بنابر احتیاط واجب، در زینت کردن اطاق است، خریدن آنها به این منظور جایز نیست.[۵۴]

آیت الله فاضل: اگر به منظور نگه دارى آنها مى‏ خرند، اشکال ندارد؛ ولى اگر براى خوردن و آشامیدن و یا زینت کردن اطاق است، خریدن آنها به این منظور جایز نیست.[۵۵]

آیت الله مکارم: خریدن آنها بنابر احتیاط واجب، جایز نیست.[۵۶]

آیت الله نورى: خریدن آنها حرام است.[۵۷]

آیت الله صافى: اگر به منظور خوردن و آشامیدن و استفاده ‏هاى حرام مى‏ خرند، جایز نیست.[۵۸]

لباس ابریشم

۳۵: حکم پوشیدن لباس ابریشم براى زن و مرد چیست؟

همه مراجع: اگر ابریشم طبیعى و خالص باشد، پوشیدن آن براى مرد حرام است؛ ولى براى زن اشکال ندارد.[۵۹]

۳۶: آیا خریدن پارچه و لباس ابریشم خالص براى داماد، از سوى خانواده دختر جایز است؟

همه مراجع: اگر آن را به منظور پوشیدن براى داماد مى ‏خرند، جایز نیست.[۶۰]

۳۷: آیا پوشیدن لباسى که آستر آن ابریشم است، براى مرد جایز است؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر! جایز نیست.[۶۱]

آیت الله بهجت: بنابر احتیاط واجب، جایز نیست.[۶۲]

کروات

۳۸: حکم خریدن و پوشیدن کروات براى داماد چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏ اى، مکارم و نورى: اگر باعث ترویج فرهنگ غرب شود، جایز نیست.[۶۳]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و فاضل: براى مسلمان بهتر است، از لباسى که باعث تشبه به غیرمسلمانان شود، اجتناب کند.[۶۴]

آیات عظام بهجت و صافى: بنابر احتیاط، استفاده نکنند.[۶۵]

آیت الله وحید: آنچه که باعث تشبه به غیر مسلمانان شود، جایز نیست.[۶۶]

تبصره: اگر در موردى بر پوشیدن کروات مفسده ‏اى مترتب شود، پوشیدن آن حرام مى ‏شود.

شرایط عقد ازدواج

شرایط عقد

۳۹: شرایط عقد ازدواج را بیان کنید؟

ازدواج داراى شرایطى است؛ از جمله:

ـ به صورت شفاهى صیغه خوانده شود، نه نوشتارى.

ـ قصد إنشاء عقد داشته باشند.

ـ بین ایجاب و قبول، موالات رعایت شود.

ـ صیغه را به صورت صحیح بخوانند.

ـ خواننده صیغه عاقل و بالغ باشد.

ـ زن و مرد به ازدواج راضى باشند.

وکیل عقد ازدواج

۴۰: آیا خود مرد مى ‏تواند از طرف زن، وکیل شود و عقد را بخواند؟

همه مراجع: آرى! مى ‏تواند.[۶۷]

۴۱: در اجراى صیغه عقد، آیا زن هم می تواند از طرف دختر و پسر وکیل شود؟

همه مراجع: آرى! مى ‏تواند.[۶۸]

۴۲: اگر به کسى براى خواندن عقد ازدواج وکالت دادیم و بعد پشیمان شدیم؛ ولى وکیل صیغه عقد را جارى کرد، آیا عقد صحیح است؟

همه مراجع: اگر پیش از اجراى صیغه عقد، به او اطلاع داده باشید، صحت عقد منوط به اجازه شما است. اما اگر صیغه عقد را خوانده و بعد به او اطلاع داده ‏اید، عقد صحیح است.[۶۹]

مجلس عقد

۴۳: آیا زن و شوهر باید در مجلسى که صیغه عقد خوانده مى ‏شود، حضور داشته باشند؟

همه مراجع: خیر، لازم نیست.[۷۰]

شاهد ازدواج

۴۴: آیا در عقد ازدواج، شاهد گرفتن لازم است؟

همه مراجع: خیر، در عقد ازدواج ـ دائم یا موقت ـ حضور شاهد لازم نیست.[۷۱]

عقد در ایام عادت

۴۵: آیا خواندن عقد در حال حیض، صحیح است؟

همه مراجع: آرى! صحیح است.[۷۲]

صیغه عقد دائم و موقّت

۴۶: اگر مردى بخواهد دخترى را به عقد دائم خود درآورد، چگونه صیغه بخواند؟

همه مراجع: پس از تعیین مَهر، مرد به وکالت از طرف زن بگوید: «أنکَحتُ مُوکِّلَتى (بعد از آن نام زن ذکر شود) نَفْسى‏ عَلَى الْمَهرِ المَعلُوم» سپس از طرف خودش بگوید: «قَبِلْتُ النِّکاحَ لِنَفْسى»

صیغه عربى

۴۷: آیا در عقد ازدواج ـ دائم یا موقّت ـ عربى خواندن شرط است؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى، تبریزى، مکارم، سیستانى و وحید: بنابر احتیاط واجب، باید صیغه به عربى صحیح خوانده شود.[۷۳]

آیت الله بهجت: خیر شرط نیست! بلکه مى ‏توانند به هر زبانى که خواستند بخوانند. اما احتیاط مستحب (بهتر) آن است که به عربى بخوانند.[۷۴]

آیات عظام صافى، فاضل و نورى: باید صیغه به عربى صحیح خوانده شود.[۷۵]

۴۸: کسى که معناى لفظ عربى صیغه ازدواج را نمى ‏داند، مى‏ تواند آن را بخواند؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر! جایز نیست؛ مگر آنکه معناى هر کلمه از عقد را جداگانه بداند و کلمات آن را صحیح ادا کند.[۷۶]

آیت الله بهجت: بنابر احتیاط واجب، نمى‏ تواند آن را به عربى بخواند؛ مگر آنکه بخواهد ترجمه آن را به زبان فارسى و یا زبان دیگرى جارى کند. در این صورت احتیاط مستحب آن است که هر دو را بخواند (عربى و ترجمه آن).[۷۷]

صیغه فارسى

۴۹: آیا زن و مرد مى ‏توانند خودشان صیغه ازدواج را به فارسى بخوانند، یا اینکه باید وکیل بگیرند تا عربى خوانده شود؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى، سیستانى، صافى، مکارم، نورى و وحید: اگر نمى‏ توانند خودشان به صورت عربى صحیح بخوانند، مى ‏توانند به فارسى و یا هر زبان دیگرى صیغه را اجرا کنند؛ ولى باید در همان زبان، لفظى را بگویند که معناى «زَوَّجتُ» و «قَبِلتُ» را بفهماند و لازم نیست وکیل بگیرند.[۷۸]

آیت الله بهجت: خواندن عقد نکاح به زبان فارسى ویا هر زبان دیگرى، جایز است؛ هر چند توانایى بر خواندن زبان عربى هم داشته باشند و وکیل گرفتن لازم نیست.[۷۹]

آیات عظام تبریزى و فاضل: اگر نمى‏ توانند خودشان به صورت عربى صحیح بخوانند، چنانچه گرفتن وکیل برایشان ممکن باشد ـ بنابر احتیاط واجب ـ باید وکیل بگیرند و اگر ممکن نیست، مى ‏توانند خودشان به زبان فارسى و یا هر زبان دیگرى صیغه را اجرا کنند؛ ولى باید در همان زبان، لفظى را بگویند که معناى « زَوَّجتُ» و « قَبِلتُ» را بفهماند.[۸۰]

تبصره: صیغه عقد دائم به زبان فارسى این است که پس از تعیین مَهر، نخست دختر بگوید: «خود را همسر تو کردم به مَهر تعیین شده». سپس مرد بگوید: «این ازدواج را قبول کردم».

غلط خواندن عقد

۵۰: اگر در خواندن عقد نکاح یک حرف یا بیشتر اشتباه شود، آیا عقد باطل است؟

همه مراجع: اگر معناى آن عوض شود، عقد باطل است.[۸۱]

۵۱: اگر هنگام عقد نام پسر یا دختر به طور اشتباه خوانده شود، آیا عقد صحیح است؟

همه مراجع: اگر مقصود معلوم باشد، عقد صحیح است.[۸۲]

عقد اینترنتى

۵۲: چت کردن با اشخاص مختلف، به انگیزه پیدا کردن فرد مورد نظر براى ازدواج با او، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد و باعث مفسده نشود، اشکال ندارد.[۸۳]

۵۳: آیا مى‏توان با یک دختر ناشناس در اینترنت، از طریق چت و به صورت زنده ازدواج موقت کرد؟

همه مراجع: اگر ناشناس باشد، جایز نیست.[۸۴]

۵۴: آیا جایز است، عقد ازدواج را از طریق چت و به صورت آنلاین و زنده، اجرا کرد؟

همه مراجع: اگر شرایط صحّت عقد را رعایت کنند و صداى یکدیگر را بشنوند و بین جملات آنان فاصله طولانى نیفتد، اشکال ندارد و عقد صحیح است.[۸۵]

۵۵: آیا در اینترنت و چت با دیگرى، مى‏ شود عقد موقت را با انجام تایپ اجرا کرد؟

همه مراجع: خیر، با تایپ کردن، عقد صحیح نیست.[۸۶]

عقد تلفنى

۵۶: آیا مى ‏توان از طریق تلفن، صیغه عقد را جارى ساخت؟

همه مراجع: آرى، خواندن عقد با تلفن جایز است.[۸۷]

ازدواج اجبارى

۵۷: پدر و مادرم مرا به ازدواج با پسرى در آورده ‏اند؛ در حالى که هیچ گونه رضایتى به آن ندارم، تکلیف ازدواج ما چگونه است؟

همه مراجع: رضایت زن و مرد به ازدواج شرط است و بدون آن عقد صحیح نیست.[۸۸]

۵۸: اگر دختر عقد را با کراهت اجازه دهد؛ ولى در باطن به آن رضایت داشته باشد آیا عقد صحیح است؟

همه مراجع: آرى! عقد صحیح است.[۸۹]

اذن پدر در ازدواج

اجازه پدر

۵۹: آیا از نظر تکلیفى، بدون تحصیل رضایت پدر دختر، مى‏ توان دختر را عقد کرد؟

آیات عظام امام، سیستانى و نورى: باید با اجازه پدر یا جد پدرى دختر باشد.[۹۰]

آیات عظام بهجت، تبریزى، صافى، فاضل، مکارم و وحید: احتیاط واجب آن است که با اجازه پدر یا جد پدرى دختر باشد.[۹۱]

۶۰: ما دو نفر همکار مجرد هستیم، براى آنکه روابطمان از نظر شرعى دچار مشکل نشود و به گناه کشیده نشویم؛ مى‏ توانیم بدون اجازه پدر دختر، صیغه محرمیت بخوانیم؟

همه مراجع: روابط کارى و تحصیلى باعث نمى ‏شود، اذن پدر یا جد پدرى دختر از اعتبار بیفتد.[۹۲]

۶۱: در صورتى که ولىّ دختر باکره به اصل ازدواج دخترش با جوانى راضى است؛ ولى نسبت به خصوصیات ازدواج (مانند مقدار مَهر و تعیین زمان عقد و عروسى و…) مخالف است و خود پسر و دختر توافق دارند؛ آیا در این صورت هم اجازه پدر لازم است؟

همه مراجع: اگر پدر با اصل ازدواج موافق است، ولى نسبت به خصوصیات آن مخالف مى‏ باشد؛ در این صورت اجازه او لازم نیست و عقد صحیح است.[۹۳]

۶۲: اگر پدر دختر به ازدواج دائم با جوانى اجازه دهد؛ آیا آنان مى ‏توانند براى آشنایى از خصوصیات یکدیگر، بدون اطلاع خانواده دختر عقد موقّت بخوانند؟

همه مراجع: در این فرض نیز اعتبار اجازه پدر دختر، براى خواندن عقد موقت ساقط نمى ‏شود.[۹۴]

اجازه پسر

۶۳: آیا در ازدواج پسر، نیاز به اجازه پدر است؟

همه مراجع: اگر به حد بلوغ و رشد رسیده است، نیاز به اجازه و رضایت پدر نیست؛ ولى با وجود آن بهتر است، موافقت او را به دست آورد.[۹۵]

رضایت قلبى پدر

۶۴: اگر پدر دختر، نسبت به ازدواج دخترش اظهار رضایت کند؛ ولى از قرائت صیغه عقد بى ‏اطلاع باشد و در جلسه عقد حاضر نباشد، آیا عقد جارى شده بدون اطلاع او صحیح است؟

همه مراجع: اگر هنگام قرائت صیغه عقد به آن راضى باشد، عقد صحیح است و حضور او در مجلس عقد شرط نیست.[۹۶]

۶۵: اگر دختر گفت: پدر و مادرم رضایت قلبى به ازدواج دارند؛ آیا مى‏ توان به گفته او ـ بدون اذن پدر ـ با وى ازدواج کرد؟

همه مراجع: در اذن پدر، اظهار لازم است و رضایت قلبى کافى نیست.[۹۷]

  1. چنانچه در ازدواج با دختر باکره، بدانیم پدرش به آن رضایت مى‏ دهد؛ آیا همین مقدار از رضایت باطنى کفایت مى‏ کند یا اینکه نیاز به اجازه دارد؟

همه مراجع: خیر! باید رضایت ابراز و اظهار گردد.[۹۸]

اجازه بعد از عقد

۶۷: اگر دختر، بدون اذن پدر ازدواج کرد و بعد پدر آن عقد را تنفیذ نکرد، تکلیف چیست؟ آیا عقد باطل است؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى و نورى: عقد باطل است و بدون اجراى طلاق، مى ‏توانند از یکدیگر جدا شوند.[۹۹]

آیات عظام بهجت و فاضل: خیر! عقد صحیح است و اگر بخواهند از یکدیگر جدا شوند، باید صیغه طلاق را جارى کنند.[۱۰۰]

آیات عظام خامنه ‏اى، صافى، مکارم و وحید: اگر پدر عقد را تنفیذ نکند، احتیاط [واجب‏] آن است که نگاه محرمانه به یکدیگر نکنند و مرد زن را طلاق دهد.[۱۰۱]

۶۸: آیا صیغه عقد، در صورتى که بعداً رضایت پدر جلب شود، درست است و آن دختر محرم و همسر شرعى آن پسر محسوب مى‏ شود؟

همه مراجع: اگر شرایط عقد رعایت شود و پدر دختر بعد از آگاهى آن را اجازه دهد، عقد صحیح است.[۱۰۲]

مخالفت پدر

۶۹: در صورتى که دختر و پسرى هم کفو باشند؛ ولى پدر دختر مخالف ازدواج آنها باشد، آیا باز هم رضایت او لازم است (باید توجه داشت دختر بالغ و رشیده است و نیاز به ازدواج دارد)؟

همه مراجع (به جز بهجت، خامنه ‏اى، صافى و تبریزى): اگر پسر ـ شرعاً و عرفاً ـ کفو و همتاى دختر باشد، اجازه پدر لازم نیست.[۱۰۳]

آیات عظام بهجت و تبریزى: اگر پسر ـ شرعاً و عرفاً ـ کفو و همتاى دختر بوده و ازدواج به مصلحت او باشد، اجازه پدر لازم نیست.[۱۰۴]

آیات عظام خامنه ‏اى و صافى: اگر پسر ـ شرعاً و عرفاً ـ کفو و همتاى دختر باشد و کفو دیگرى نیز پیدا نشود، اجازه پدر لازم نیست.[۱۰۵]

دختر مستقل

۷۰: آیا دخترى که درآمدى دارد و مستقل است، مى ‏تواند بدون اجازه پدرش ازدواج کند؟

امام: باید با اجازه پدر یا جدّ پدرى دختر باشد.[۱۰۶]

آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، صافى، فاضل، مکارم و وحید: احتیاط واجب آن است که با اجازه پدر یا جدّ پدرى دختر باشد.[۱۰۷]

۷۱: دخترى که بیش از سى سال دارد و هنوز باکره (دوشیزه) باقى مانده است؛ آیا براى ازدواج نیاز به اجازه پدر است؟

همه مراجع: بالا بودن سن دختر، اعتبار اذن پدر یا جد پدرى را ساقط نمى‏ کند.[۱۰۸]

دختر غیر باکره

۷۲: اگر دختر بکارتش را در دوران کودکى از دست داده باشد (البته نه از راه نامشروع؛ بلکه مثلاً با بازى و ورزش)، آیا در ازدواج با او، اجازه پدر شرط است؟

همه مراجع: این دختر حکم دختر باکره را دارد.[۱۰۹]

رابطه نامشروع‏

۷۳: با یک دخترى (رشیده) رابطه نامشروع داشتم که موجب بى‏ عفتى ایشان گردیده!! آیا بدون اذن پدر ایشان مى‏توانم با او ازدواج کنم؟

همه مراجع (به جز بهجت و سیستانى): آرى! در اینجا اجازه لازم نیست.[۱۱۰]

آیات عظام بهجت و سیستانى: باید با اجازه پدر یا جدّ پدرى باشد.[۱۱۱]

۷۴: کسى که با دخترى زنا کرده و بکارتش را از بین برده مى ‏تواند با او ازدواج کند؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، صافى، فاضل، مکارم و نورى: آرى! مى‏ تواند با او ازدواج کند؛ ولى احتیاط مستحب آن است که این ازدواج بعد از گذشت یک حیض باشد.[۱۱۲]

آیات عظام تبریزى و وحید: آرى! مى‏ تواند با او ازدواج کند؛ ولى احتیاط واجب آن است که این ازدواج، بعد از گذشت یک حیض باشد.[۱۱۳]

آیت الله سیستانى: اگر دختر توبه کند، مى‏ تواند با او ازدواج کند؛ ولى احتیاط مستحب آن است که این ازدواج بعد از گذشت یک حیض باشد.[۱۱۴]

ازدواج بعد طلاق

۷۵: اگر دختر باکره ‏اى شوهر کند و بدون اینکه با او نزدیکى شود، طلاق بگیرد؛ آیا ازدواج با او نیاز به اجازه پدر دارد؟

آیات عظام امام و سیستانى و نورى: آرى! باید با اجازه او باشد[۱۱۵]

آیات عظام بهجت، تبریرى، خامنه‏ اى، صافى، فاضل، مکارم و وحید: بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه او باشد.[۱۱۶]

عقد غیرباکره

۷۶: اگر به اعتقاد اینکه، دختر باکره است با او ازدواج کند، آن‏گاه بعد از عقد متوجه شود که بکارتش از بین رفته؛ آیا عقد صحیح است؟ آیا از مهر چیزى کسر مى ‏شود؟

همه مراجع: آرى! عقد صحیح است و باید مقدار تفاوت مهریه دختر باکره و غیر باکره همانند و هم شأن او را در نظر گرفت و به نسبت آن از مهریه او کم کرد.

به عنوان مثال اگر مهریه این دختر صد سکه و مهریه دختر باکره هم شأن او هشتاد سکه و مهریه دختر غیرباکره هم شأن او شصت سکه طلا باشد؛ در این صورت شوهر مى‏ تواند ۷۵ سکه طلا به همسرش بدهد.[۱۱۷]

فوت پدر

۷۷: دختر باکره رشیده ‏اى که پدرش فوت کرده، اجازه چه کسى براى عقد او لازم است؟

همه مراجع: در ازدواج با دختر باکره ـ به جز اجازه پدر و یا جدّ پدرى ـ اجازه فرد دیگرى لازم نیست.[۱۱۸]

اجازه پدر مفقودالأثر

۷۸: دخترى که پدرش مفقودالأثر است، آیا مى‏ توان بدون اجازه از کس دیگرى با او ازدواج کرد؛ یا اینکه باید صبر کرد تا وضعیت پدرش معلوم شود (البته دختر جد پدرى ندارد)؟

همه مراجع: اگر دختر به شوهر کردن نیاز داشته باشد، اجازه لازم نیست.[۱۱۹]

مَهریه

مقدار مَهریه

۷۹: مقدار مَهریه چقدر باید باشد؟ آیا قرار دادن مَهریه زیاد بر خلاف شرع است؟

همه مراجع: در دین اسلام براى مَهریه، حد معینى بطور لزوم معین نشده است؛ بلکه بر اساس توافق و رضایت زن و شوهر انجام مى‏ گیرد. اما مستحب است مقدار آن از مَهر السنه (پانصد درهم) بیشتر نگردد و نیز کمترین مقدار آن طورى باشد که در نظر عرف داراى ارزش باشد.[۱۲۰]

حق تعیین مَهریه

۸۰: تعیین مَهریه حق چه کسى است؟ آیا حق دختر است یا پدر و مادر؟

همه مراجع: از نظر شرعى تعیین مَهریه حق دختر است؛ ولى مشورت و رعایت احترام پدر و مادر و بستگان، کار بسیار پسندیده ‏اى است.[۱۲۱]

عقد بدون مَهر

۸۱: اگر در عقد ازدواج مَهریه ذکر نشود، آیا عقد باطل است؟

همه مراجع: اگر عقد موقّت باشد عقد باطل مى ‏شود؛ ولى عقد دائم بدون ذکر مَهر صحیح است.[۱۲۲]

۸۲: اگر مردى قصد پرداختن مَهریه همسرش را نداشته باشد، آیا این عقد آنها باطل است؟

همه مراجع: عقد صحیح است و مرد باید مَهریه را بپردازد.[۱۲۳]

۸۳: اگر مرد هنگام اجراى عقد ازدواج، مَهریه ‏اى را قرار دهد که مى‏ داند قدرت پرداخت آن را ندارد؛ آیا این عقد باطل است؟

همه مراجع: خیر! عقد صحیح است و باید مَهریه ‏اى را که تعیین کرده، به زن بپردازد.[۱۲۴]

۸۴: مردى فاقد منزل و هرگونه ملکى است؛ ولى در هنگام تعیین مَهریه، به دروغ یک دانگ و نیم از منزل مسکونى را مَهر زن مى ‏کند و بر اساس آن عقد دائم مى ‏خوانند. تکلیف عقد و مَهریه چگونه است؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، عقد صحیح است؛ ولى مَهریه باطل است و اگر شوهر نزدیکى کرده باشد، باید مَهرالمثل به همسر خود بپردازد.[۱۲۵]

مطالبه مَهریه

۸۵: آیا زن بعد از اجراى عقد ازدواج، مى ‏تواند مَهریه خود را مطالبه کند؟

همه مراجع: در صورتى که هنگام خواندن عقد براى پرداخت مَهر، مدتى معین نکرده باشند و مرد نیز قدرت و توانایى مالى داشته باشد، مى ‏تواند مهر خود را از او مطالبه کند.[۱۲۶]

۸۶: اگر زن مَهریه خود را از شوهر مطالبه کند، وظیفه او چیست؟

همه مراجع: اگر براى مَهریه مدت تعیین نشده، چنانچه بتواند بدهى او را بدهد، باید در أسرع وقت آن را بپردازد و اگر به تأخیر بیندازد، گناه ‏کار است.[۱۲۷]

۸۷: مردى که قادر به پرداخت مَهریه همسرش نیست، آیا زن مى ‏تواند از او مطالبه کند؟

همه مراجع: اگر مرد غیر از خانه ‏اى که در آن نشسته و اثاثیه و چیزهاى دیگرى که به آنها نیاز دارد و یا در شأن او است چیز دیگرى نداشته باشد؛ زن حق ندارد طلب خود را از او بخواهد؛ بلکه باید صبر کند تا بتواند او سر فرصت، بدهى خود را بدهد.

۸۸: دخترى که در دوران عقد تا عروسى در خانه پدر زندگى مى ‏کند؛ آیا مى ‏تواند مَهریه خود را طلب کند (با اینکه هنوز هیچ تمکینى نکرده است)؟

همه مراجع: در صورتى که هنگام خواندن عقد، براى پرداخت مَهر مدتى معین نکرده باشند و مرد نیز قدرت و توانایى مالى داشته باشد؛ مى‏ تواند مَهر خود را از او مطالبه کند.[۱۲۸]

پرداخت مَهریه

۸۹: اگر زن مَهریه ‏اش را از شوهر طلب کند؛ ولى او قادر به پرداخت آن نباشد، تکلیف چیست؟

همه مراجع: اگر شوهر به جز خانه و اثاثیه آن و چیزهاى دیگرى که به آنها نیاز دارد و یا در شأن او است، چیز دیگرى نداشته باشد، زن نمى ‏تواند طلب خود را از او بخواهد؛ بلکه باید صبر کند تا او بتواند بدهى خود را بپردازد.[۱۲۹]

۹۰: اگر مردى در هنگام اجراى عقد ازدواج شرط کند که در صورت توانایى مَهریه را بپردازد؛ آیا زن مى‏ تواند در حال نادارى تقاضاى مَهریه کند؟

همه مراجع: خیر! در صورت عدم توانایى شوهر، زن حق مطالبه ندارد.[۱۳۰]

۹۱: اگر مرد بعد از ازدواج، قدرت پرداختن مَهریه را نداشته باشد؛ آیا زن مى‏ تواند از نزدیکى او جلوگیرى کند؟

همه مراجع: اگر در عقد ازدواج براى پرداخت مَهریه مدت معین نشده باشد، مى ‏تواند از نزدیکى شوهر جلوگیرى کند؛ ولى اگر پیش از گرفتن مَهریه به نزدیکى راضى شود و شوهر با او نزدیکى کند، دیگر نمى‏ تواند بدون عذر شرعى از نزدیکى او جلوگیرى کند.[۱۳۱]

۹۲: اگر مادر یا پدر شوهر، مَهریه عروس را قبول کند؛ آیا پرداختن مَهریه بر عهده آنها است یا شوهر؟

همه مراجع: هر کس مَهریه دختر را قبول کند، بر عهده او است.[۱۳۲]

تبصره: البته بهتر است، نخست آن را به داماد ببخشد.

مَهریه و تمکین

۹۳: اگر زن از حقوق شرعى و واجب شوهر سرپیچى کند (براى مثال تمکین نکند یا بدون اجازه از منزل بیرون رود)، آیا مرد مى ‏تواند مَهریه او را ندهد؟

همه مراجع: خیر! حق ندارد به این بهانه مهریه او را ندهد.[۱۳۳]

کاهش ارزش مَهریه

۹۴: آیا پرداخت مَهریه، به همان مبلغى است که قبلاً معین شده و یا باید به نرخ روز محاسبه شود؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، سیستانى، فاضل و وحید: باید همان چیزى که معین شده، بپردازد. اگر اسکناس مَهر قرار داده شد، همان مبلغ تعیین شده را بدهکار است و به روز محاسبه نمى‏ شود.[۱۳۴]

آیات عظام بهجت و خامنه ‏اى: اگر زمان زیادى بر مَهریه گذشته، احتیاط واجب آن است که مصالحه کنند.[۱۳۵]

آیت الله صافى: اگر فاصله زمانى به قدرى طولانى باشد که اختلاف ارزش مَهریه زیاد و غیر متعارف باشد ـ به طورى که در نظر عرف پرداختن آن به مبلغ سابق بدل آن محسوب نشود و در این مدت نیز زن مطالبه مى ‏کرده است ـ باید به نرخ روز محاسبه شود؛ ولى با وجود آن احتیاط این است که دو طرف با مصالحه و تراضى رفع اختلاف کنند و در غیر این صورت باید مرد همان مقدار مهر را که عقد برآن خوانده شده، بپردازد.[۱۳۶]

آیت الله مکارم: اگر فاصله زمانى به قدرى زیاد باشد که ارزش پول فوق‏العاده کاهش یابد ـ به طورى که در نظر عرف اداى دین محسوب نشود مانند مَهریه ‏هاى مربوط به ده، بیست سال قبل ـ باید معادل روز در نظر گرفته شود و یا لااقل مصالحه شود.[۱۳۷]

آیت الله نورى: باید به نرخ روز محاسبه شود.[۱۳۸]

۹۵: در عقدنامه، مَهریه خانمى به این صورت ذکر شده است: «مقدار بیست مثقال طلا به قیمت ده هزار تومان» آیا مَهریه بیست مثقال طلا است، یا ده هزار تومان؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، بیست مثقال طلا بر عهده شوهر است.[۱۳۹]

بخشش مَهریه

۹۶: اگر مَهریه زن عین خارجى (مانند خانه، ماشین و…) باشد و سپس آن را به شوهر ببخشد، آیا مى ‏تواند دوباره آن را پس بگیرد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و صافى): اگر هنوز عین خارجى در اختیار شوهر است و آن را به دیگرى واگذار نکرده مى ‏تواند دوباره آن را پس بگیرد هر چند نگرفتن بهتر است.[۱۴۰]

آیات عظام تبریزى و صافى: اگر آن را در اختیار شوهر قرار داده باشد، بنابر احتیاط واجب نمى ‏تواند آن را پس بگیرد.[۱۴۱]

۹۷: اگر زن مَهریه خود را ـ که در ذمه شوهر است ـ به او ببخشد بعد پشیمان شود، آیا مى ‏تواند آن را از شوهر طلب کند؟

همه مراجع: اگر مَهریه در ذمه شوهر بوده و ابرا کرده (بخشیده) است، نمى ‏تواند از او مطالبه کند.[۱۴۲]

تغییر مَهریه

۹۸: دخترى را یک بار با ۵۰۰ هزار تومان و پس از چند ماه با مَهریه سى سکه بهار آزادى عقد دومى مى‏ خوانند بدون انحلال عقد اول اینک کدام یک بر عهده پسر است؟

همه مراجع: اگر عقد اول بر مَهریه پانصد هزار تومان خوانده شده، مَهریه همین مقدار است و عقد دوم هیچ اثرى ندارد و نوشتن سى سکه در قباله محضرى، هیچ حقى براى زن ایجاد نمى‏ کند، مگر آنکه در ضمن عقد لازم دیگرى شرط کنند که سى سکه بر مَهریه اول اضافه گردد.[۱۴۳]

مَهریه تشریفاتى

۹۹: عده‏اى براساس برخى سنت‏ ها، در محضر مراجع و علماء، عقد ازدواج را با مَهریه معین (۱۴ سکه) جارى مى‏ سازند و سپس در هنگام اجراى تشریفات و ثبت رسمى، مقدار مَهریه را تغییر مى ‏دهند؛ حکم شرعى آن چیست؟

همه مراجع: مَهریه همان است که عقد بر آن واقع شده است و چنانچه بعد از عقد با یکدیگر مصالحه کنند، اشکال ندارد.[۱۴۴]

ارث مَهریه

۱۰۰: مَهریه میّت به چه کسانى مى ‏رسد؟

همه مراجع: مَهریه دین و بدهى است که بر عهده شوهر مى ‏آید و باید آن را به زن بپردازد و چنانچه زن از دنیا برود، وارثان او مى‏ توانند از شوهرش مطالبه کنند.[۱۴۵]

۱۰۱: در صورتى که شوهر از دنیا برود و مالى نداشته باشد، آیا زن مى ‏تواند مَهریه خود را از پدر یا مادر شوهرش مطالبه کند؟

همه مراجع: خیر! زن حق ندارد مَهریه خود را از خانواده شوهر بگیرد؛ چون مَهریه دینى است که بر ذمّه شوهر قرار گرفته است.[۱۴۶]

تبصره: اگر کسى غیر از شوهر، مَهریه را بر عهده گرفته باشد، او ضامن است و زن باید از او مطالبه کند.

مَهریه زنا

۱۰۲: اگر کسى با دخترى زنا کند، آیا مَهرى بر عهده او مى‏ آید؟

همه مراجع: اگر با اکراه دختر، این عمل انجام گرفته است، باید مَهرالمثل بپردازد و اگر با رضایت او بوده، مَهرى تعلّق نمى ‏گیرد.[۱۴۷]

تصرّف در مَهریه

۱۰۳: آیا زن مى ‏تواند هرگونه تصرفى در مَهریه‏ اش انجام دهد؟

همه مراجع: مَهریه ملک زن است و اختیار تصرف با خود او است.[۱۴۸]

مراسم عروسى

عروسى در ماه محرّم

۱۰۴: آیا مراسم عقد و عروسى در ماه محرم و صفر جایز است؟

همه مراجع: برگزارى این نوع مراسم، اگر توأم با معصیت و یا هتک حرمت حضرت سیدالشهداء علیه السّلام نباشد، اشکال ندارد. اما براى مؤمنان سزاوار است که حرمت این ایام را پاس بدارند و از انجام دادن کارهاى شادى آفرین، اجتناب کنند.[۱۴۹]

آواز خوانى زن

۱۰۵: آیا غنا و آواز خوانى زن در شب عروسى جایز است؟

همه مراجع (به جز سیستانى و مکارم): اگر محتواى آن باطل نباشد، اشکال ندارد.[۱۵۰]

آیات عظام مکارم و سیستانى: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۱۵۱]

تبصره: باید توجه کرد که در صورتى آوازخوانى زن در شب عروسى جایز است که صداى او را مرد أجنبى نشنوند و به همراه آن موسیقى لهوى نیز بکار نرود.

۱۰۶: در شب عروسى آواز زن را بر روى نوار یا سى دى ضبط مى‏ کنند، آیا بر زنان جایز است در روزهاى دیگر نیز آن را گوش کنند.

همه مراجع: خیر! جواز استماع آوازخوانى زن مختصّ به شب عروسى است و گوش دادن به نوار ضبط شده آن در شب‏ هاى دیگر جایز نیست.[۱۵۲]

۱۰۷: آیا جایز است زن در شب عروسى (در مجلس زنان) غنا و آواز بخواند و عده ‏اى به رقص و زدن بر روى میز و صندلى مشغول شوند، حکم چنین مجلسى از نظر شرع چیست؟ (البته از آلات موسیقى استفاده نمى ‏شود)

همه مراجع (به جز تبریزى و خامنه‏ اى): در فرض مذکور اشکال دارد.[۱۵۳]

آیت الله تبریزى: اگر مرد یا پسر ممیز در مجلس زنانه حضور نداشته باشند و از موسیقى لهوى نیز استفاده نکنند آواز زن در مجلس زنان و رقص زن براى زنان و زدن بر میز و صندلى و مانند آن که از آلات موسیقى محسوب نمى‏ شود، اشکال ندارد.[۱۵۴]

آیت الله خامنه ‏اى: اگر کیفیت زدن به شیوه متداول در عروسى‏هاى سنّتى باشد و لهو محسوب نشود و نیز رقص زن براى زنان باعث تحریک شهوت و یا مفسده دیگر نگردد، اشکال ندارد.[۱۵۵]

۱۰۸: اگر زن در شب عروسى غنا بخواند آیا مردان (محرم و نامحرم) مى ‏توانند به آن گوش فرا دهند؟

همه مراجع (به جز صافى): اگر باعث تهییج شهوت مرد گردد، جایز نیست. (خواه محرم باشد یا نامحرم)[۱۵۶]

آیت الله صافى: خیر! استماع آن بر مرد حرام است. (خواه محرم باشد یا نامحرم)[۱۵۷]

۱۰۹: حکم گوش دادن به آواز زن چگونه است؟

آیات عظام صافى، فاضل، بهجت، امام، وحید و مکارم: گوش دادن به آن جایز نیست.[۱۵۸]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، خامنه ‏اى و نورى: گوش دادن به آواز زن اگر غناء نباشد و باعث التذاذ جنسى و تهییج شهوت نشود و مفسده ‏اى بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد.[۱۵۹]

تبصره: غناء عبارت است از ترجیع صدا به نحوى که طرب‏ انگیز و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد.

مجالس موسیقى

۱۱۰: استفاده از آهنگ‏هاى مبتذل (موسیقى حرام) در مجالس عروسى زنان چه حکمى دارد؟

همه مراجع: گوش دادن به موسیقى حرام ـ هر چند در مجالس عروسى زنان باشد ـ جایز نیست.[۱۶۰]

تبصره: «موسیقى» و «غنا» دو مقوله هستند. آنچه که در مجالس عروسى زنان جایز شمرده شده غنا و آوازخوانى زن است ولى موسیقى لهوى در هر حال و زمانى حرام است.

۱۱۱: گوش دادن به موسیقى غیر لهوى که خواننده ‏اش زن است براى بانوان چه حکمى دارد؟

همه مراجع: به طور کلى گوش دادن به غنا و خوانندگى دیگران (خواه مرد باشد یا زن) حرام است هر چند آهنگى که همراه آن نواخته مى‏شود از نوع غیر لهوى آن باشد.[۱۶۱]

۱۱۲: در صورتى که در مجلسى، مجبور باشیم موسیقى مطرب و لهوى را تحمّل کنیم، آیا باز هم مرتکب گناه شده ‏ایم؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى ‏دهید ـ با فراهم بودن سایر شرایط ـ باید نهى از منکر کنید. اگر نمى‏پذیرند ـ چنانچه حضور شما در آنجا باعث استماع موسیقى حرام و یا تأیید گناه گردد ـ مجلس را ترک کنید؛ مگر آنکه باعث فتنه و فساد شود. در این صورت ماندن در آن محل به مقدار ضرورت، اشکال ندارد. البته در صورت امکان باید از گوش دادن به موسیقى حرام، اجتناب ورزید و اگر صداى آن بدون دلخواه به گوش شما رسید، اشکال ندارد.[۱۶۲]

۱۱۳: شرکت در مجالسى که موسیقى و ترانه مبتذل پخش مى‏ کنند ـ در حالى که تذکّر دادن فایده ندارد ـ چگونه است؟

همه مراجع: شرکت در مجالسى که باعث استماع موسیقى حرام و یا تأیید گناه مى ‏گردد، جایز نیست؛ مگر آنکه بتواند نهى از منکر کند.[۱۶۳]

دف و دایره

  1. حکم استفاده از دف و دایره زنگى در عروسى چیست؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى و فاضل: استفاده از آلات موسیقى براى نواختن موسیقى مطرب و لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى) جایز نیست و بین مجلس عروسى و غیر آن تفاوتى نیست.[۱۶۴]

آیات عظام بهجت و صافى: استفاده از آن جایز نیست و بین مجلس عروسى و غیر آن تفاوتى نیست.[۱۶۵]

آیات عظام تبریزى، مکارم، نورى، سیستانى، وحید: استفاده از آلات موسیقى براى نواختن موسیقى لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى) جایز نیست و بین مجلس عروسى و غیر آن تفاوتى نیست.[۱۶۶]

۱۱۵: آیا جایز است همراه غنا و آوازخوانى زن در مجالس عروسى دف و دایره بزنند؟

همه مراجع (به جز سیستانى و مکارم): آواز خوانى زن در شب عروسى اشکال ندارد ولى باید از دف و دایره زدن اجتناب شود.[۱۶۷]

آیات عظام سیستانى و مکارم: آواز خوانى زن در شب عروسى بنابر احتیاط واجب جایز نیست و دف و دایره زدن حکم سایر آلات موسیقى را دارد.[۱۶۸]

تبصره: باید توجه کرد که دف و دایره زدن در این نوع مجالس غالباً به صورت لهوى مورد استفاده قرار مى‏ گیرد لذا مراجع بزرگوار تقلید آن را حرام مى‏ دانند.

کف زدن

۱۱۶: حکم دست زدن در مراسم عروسى چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، فاضل، صافى و مکارم: اگر به طور متعارف و غیر لهوى باشد، اشکال ندارد.[۱۶۹]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: دست زدن فى نفسه (به تنهایى)، اشکال ندارد.[۱۷۰]

آیت الله وحید: احتیاط واجب در ترک آن است.[۱۷۱]

آیت الله نورى: اگر جلف و سبک نباشد، اشکال ندارد.[۱۷۲]

آلات غیر لهوى

۱۱۷: کوبیدن بر روى ظروف پلاستیکى و حلبى در عروسى ‏ها و غیر آن چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): اگر به طور لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش ‏گذرانى کوبیده نشود، اشکال ندارد.[۱۷۳]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: کوبیدن بر ظروف یاد شده حرام نیست.[۱۷۴]

رقص زن و شوهر

۱۱۸: آیا رقص زن براى شوهرش یا مرد براى همسرش جایز است؟

آیات عظام امام، وحید، سیستانى، تبریزى و خامنه ‏اى: آرى! رقص زن براى شوهر و بر عکس آن جایز است.[۱۷۵]

آیت الله بهجت: بنابر احتیاط واجب رقص زن و شوهر براى یکدیگر جایز نیست.[۱۷۶]

آیات عظام فاضل، صافى، نورى، مکارم: تنها رقص زن براى شوهر جایز است.[۱۷۷]

تبصره۱: فرض مسئله جایى است که زن و شوهر براى یکدیگر در خلوت برقصند و کس دیگرى نباشد و نیز حرام دیگرى مرتکب نشوند (مانند گوش دادن به موسیقى حرام و مانند آن).

تبصره۲:  کسانى که فرموده‏ اند رقص مرد براى همسرش جایز است متذکّر شده‏ اند که هر چند این کار حرام نیست ولى براى مؤمن سزاوار است از آن اجتناب کند.

رقص داماد

۱۱۹: رقصیدن داماد در مجلس زنان چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه ‏اى: اگر باعث تحریک شهوت یا ارتکاب حرام یا ترتب مفسده شود، جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد ولى‏ براى مؤمن سزاوار آن است که از لهو اجتناب نماید.[۱۷۸]

آیات عظام بهجت، سیستانى، فاضل، وحید، نورى: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۱۷۹]

آیات عظام صافى، مکارم: حرام است.[۱۸۰]

رقص زنان

۱۲۰: رقص زن براى زن بدون وجود نامحرم در مجالس عروسى، میهمانى ‏ها و پارتى ‏ها چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏ اى،: اگر باعث تحریک شهوت یا ارتکاب گناه و یا ترتب مفسده نشود، اشکال ندارد (ولى براى مؤمن سزاوار آن است که از لهو اجتناب نماید).[۱۸۱]

آیات عظام بهجت، فاضل، نورى، وحید، سیستانى: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۱۸۲]

آیات عظام صافى، مکارم: رقص زن براى زن حرام است.[۱۸۳]

۱۲۱: حکم رقص زن براى مردان نامحرم چگونه است؟

همه مراجع: حرام است.[۱۸۴]

۱۲۲: رقص زن براى محرم چه صورتى است؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى: اگر باعث تحریک شهوت یا ارتکاب گناه و یا ترتب مفسده شود، حرام است و در غیر این صورت اشکال ندارد.[۱۸۵]

آیات عظام بهجت، فاضل، سیستانى، نورى، وحید: بنابر احتیاط واجب زن نمى‏ تواند براى محارم خود برقصد.[۱۸۶]

آیات عظام تبریزى، صافى، مکارم: رقص زن براى مردان حرام است، خواه محرم باشند یا نامحرم.[۱۸۷]

رقص مردان

۱۲۳: حکم رقص مرد براى مرد را بیان کنید.

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه ‏اى: اگر باعث تحریک شهوت یا ارتکاب گناه و یا ترتب مفسده نشود اشکال ندارد. (ولى براى مؤمن سزاوار است که از لهو اجتناب نماید)[۱۸۸]

آیات عظام بهجت، فاضل، نورى، وحید، سیستانى: بنابر احتیاط واجب رقص مرد در حضور مردان جایز نیست.[۱۸۹]

آیات عظام صافى، مکارم: رقص مرد در حضور مردان حرام است.[۱۹۰]

انواع رقص

۱۲۴: آیا در حکم رقص فرقى بین رقص انفرادى و دسته جمعى هست؟

همه مراجع: خیر! تفاوتى بین آنها نیست.[۱۹۱]

۱۲۵: رقص محلّى و سنّتى چه حکمى دارد؟

همه مراجع: تفاوتى میان انواع رقص‏ ها در حکم نیست.[۱۹۲]

نگاه به رقص

۱۲۶: آیا نگاه به رقص در مجلس عروسى جایز است؟

همه مراجع: اگر باعث تحریک شهوت یا استماع موسیقى حرام یا تأیید گناه و یا مفسده گردد، جایز نیست.[۱۹۳]

۱۲۷: آیا نگاه کردن رقص از تلویزیون اشکال دارد؟

همه مراجع: نگاه به رقص از تلویزیون، اگر باعث تحریک شهوت یا استماع موسیقى حرام و یا مفسده گردد، جایز نیست.[۱۹۴]

تبصره: نگاه به رقص از طریق تلویزیون حکم حضور در مجلس گناه را ندارد؛ مگر آن که باعث گناه و مفسده شود.

شعبده بازى

۱۲۸: حکم شعبده بازى و تردستى که در مجالس عروسى و مانند آن رایج است، چیست؟

آیات عظام امام، فاضل و نورى: شعبده بازى و تردستى حرام است.[۱۹۵]

آیت الله صافى: بنابر احتیاط واجب، شعبده بازى و تردستى حرام است.[۱۹۶]

آیت الله خامنه ‏اى: شعبده بازى حرام است؛ ولى بازى‏ هایى که در آن سرعت حرکت و تردستى وجود دارد (و به عنوان نمایش و سرگرمى انجام مى ‏گیرد) و شعبده محسوب نمى ‏شود، اشکال ندارد.[۱۹۷]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: شعبده بازى، اگر عنوان حرامى بر آن مترتب شود، مانند ضرر رساندن به مؤمن، حرام است.[۱۹۸]

آیت الله مکارم: بازى‏ هایى که به عنوان نمایش و سرگرمى و تفریح انجام مى ‏گیرد و هدفى جز تردستى و زرنگى شخص را به دنبال ندارد، جایز است؛ ولى اگر براى اغفال مردم باشد، نوعى از سحر محسوب مى ‏شود و حرام است.[۱۹۹]

آیت الله بهجت: تمام اقسام شعبده بازى حرام است؛ مگر آنکه نفس کار جایز و از لهو خارج و داراى غرض عقلایى و مشروع باشد.[۲۰۰]

تبصره: شعبده عبارت است از، واقعى جلوه دادن آنچه که حقیقت ندارد بر اثر سرعت حرکت و انجام کار غیر عادى.

۱۲۹: آیا در آمدى که از راه شعبده بازى به دست مى‏آید، حلال است؟

همه مراجع (به جز تبریزى): درآمدى که از راه شعبده بازى به دست مى‏ آید، حکم بازى آن را دارد.[۲۰۱]

آیت الله تبریزى: خیر! درآمدى که از راه شعبده بازى به دست مى ‏آید، اکل مال به باطل محسوب مى‏ شود (و حرام است).[۲۰۲]

تماشاى شعبده

۱۳۰: شرکت در مجالس عروسى که در ضمن آن عده ‏اى شعبده بازى مى ‏کنند، چیست؟ آیا مشاهده آن جایز است؟

آیات عظام امام، فاضل و نورى: شرکت در این گونه مجالس (که داراى غرض عقلایى است) حرام نیست و اگر در وسط مجلس شعبده بازى انجام گیرد، اگر مشاهده آن باعث تأیید گناه کار شود، جایز نیست و باید مجلس را ترک کند.[۲۰۳]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: اگر عنوان حرامى بر آن مترتب نشود، مانند ضرر رساندن به مؤمن، مشاهده آن اشکال ندارد.[۲۰۴]

آیات عظام بهجت، خامنه ‏اى و مکارم: شرکت در این گونه مجالس حرام نیست و اگر در وسط مجلس شعبده بازى از نوع حرام آن انجام گیرد، اگر مشاهده آن باعث تأیید گناه کار شود، جایز نیست و باید مجلس را ترک کند.[۲۰۵]

آیت الله صافى: شرکت در این گونه مجالس حرام نیست و اگر در وسط مجلس شعبده بازى انجام گیرد، اگر مشاهده آن باعث تأیید گناه کار شود، جایز نیست و باید مجلس را ترک کند.[۲۰۶]

شاباش‏

۱۳۱: امروزه در مجالس عقد و عروسى شاباش مى ‏دهند؛ آیا این پول حرام است؟

همه مراجع: اگر در قبال رقص ندهند، اشکال ندارد.[۲۰۷]

تبصره: اگر پول را در مقابل رقص بدهند، حکم آن تابع حکم رقص است. اگر رقص حرام باشد، این پول نیز حرام است و در غیر این صورت جایز است.

پوشش در عروسى

۱۳۲: آیا پوشاندن پشت و روى پا در مقابل نامحرم واجب است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مکارم): آری! باید آن را از نامحرم بپوشاند.[۲۰۸]

آیت الله تبریزى: پوشاندن زیر چانه واجب است؛ ولى پوشاندن روى پا تا مچ بنابر احتیاط واجب است.[۲۰۹]

آیت الله مکارم: خیر! واجب نیست؛ ولى بهتر آن است که بپوشاند.[۲۱۰]

تبصره: لازم نیست پشت و روى پا به وسیله جوراب پوشانده شود؛ بلکه اگر به وسیله چادر و مانند آن نیز پوشانده شود، کافى است.

۱۳۳: آیا به سر کردن چادرهاى بدن ‏نما، در مقابل نامحرم اشکال دارد؟

همه مراجع: آرى! چون این گونه چادرها، نمى ‏تواند بدن و مو را بپوشاند.[۲۱۱]

۱۳۴: پوشیدن لباس‏ هاى تنگ و تحریک کننده ـ که برجستگى ‏هاى بدن زن در آن پیدا است ـ چه حکمى دارد؟

همه مراجع: پوشیدن این نوع لباس‏ ها [در فرض مذکور] جایز نیست و باید آنان را با چادر یا مانتوى مناسب و گشاد بپوشاند.[۲۱۲]

۱۳۵: پوشیدن جوراب نازک چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر ظاهر پا در آن پیدا باشد، پوشیدن آن جایز نیست.[۲۱۳]

پوشش نزد محارم

۱۳۶: آیا دختران مى ‏توانند با لباس آستین حلقه ‏اى، در برابر پدر و یا برادرشان ظاهر شوند؟

همه مراجع: اگر باعث مفسده نشود، اشکال ندارد.[۲۱۴]

تبصره: پدر یا برادر در حکم خصوصیتى ندارند؛ بلکه به طور کلى زن مى ‏تواند در برابر تمامى محارم خود، با لباس آستین حلقه‏ اى ظاهر شود؛ مشروط بر آنکه مفسده ‏اى در بین نباشد.

کلاه‏ گیس

۱۳۷: آیا استفاده از کلاه ‏گیس به جاى روسرى، در مجالس عروسى کفایت مى ‏کند؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى و فاضل: استفاده از آن اشکال ندارد؛ ولى بنابر احتیاط واجب، باید کلاه‏ گیس را از نامحرم پوشاند.[۲۱۵]

آیات عظام سیستانى، صافى، مکارم و نورى: استفاده از آن اشکال ندارد؛ ولى کلاه ‏گیس خود یک نوع زینت است و باید از نامحرم پوشانده شود.[۲۱۶]

آیات عظام بهجت و وحید: استفاده از آن اشکال ندارد؛ ولى در برابر نامحرم اگر باعث مفسده شود، جایز نیست.[۲۱۷]

آیت الله تبریزى: استفاده از آن اشکال ندارد؛ ولى اگر زینت محسوب شود، پوشاندن آن از نامحرم واجب است.[۲۱۸]

خوشبویى زن

۱۳۸: آیا براى زن جایز است که عطر بزند و از منزل بیرون رود؟

همه مراجع: خیر! جایز نیست.[۲۱۹]

۱۳۹: استفاده از مواد نرم کننده که لباس را کمى خوشبو و لطیف مى ‏کند، براى بانوان چه حکمى دارد؟ آیا بیرون مى ‏توانند برونند؟

همه مراجع: اگر باعث جلب مرد نامحرم بشود جایز نیست.[۲۲۰]

آرایش زن

۱۴۰: آیا زن باید چهره آرایش کرده خود را از نامحرم بپوشاند؟

همه مراجع (به جز مکارم): آرى! باید از نامحرم بپوشاند.[۲۲۱]

آیت الله مکارم: بنابر احتیاط واجب، باید از نامحرم بپوشاند.[۲۲۲]

۱۴۱: اصلاح صورت و برداشتن موهاى صورت براى دختران و خانم ‏ها چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، سیستانى، مکارم و نورى: اصلاح صورت و برداشتن موهاى صورت بدون آرایش اشکال ندارد (ولى این کار براى دختران زیبنده نیست).[۲۲۳]

آیات عظام بهجت و صافى: این کار فى نفسه براى آنان اشکال ندارد ولى باید صورت را از نامحرم بپوشانند.[۲۲۴]

آیات عظام تبریزى، خامنه ‏اى، فاضل و وحید: اگر زینت محسوب شود پوشاندن آن از مرد نامحرم واجب است.[۲۲۵]

زینت زن

۱۴۲: آیا رنگ کردن ابرو زینت بوده و پوشاندن آن از نامحرم واجب است؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى، فاضل و وحید: اگر زینت محسوب شود، پوشاندن آن از نامحرم واجب است.[۲۲۶]

آیات عظام بهجت، تبریزى، صافى: پوشاندن آن از نامحرم واجب است.[۲۲۷]

آیات عظام سیستانى، مکارم، نورى: جزء زینت ممنوع محسوب نمى ‏شود و پوشاندن آن از نامحرم واجب نیست.[۲۲۸]

۱۴۳: آیا سرمه چشم از زینت‏ هایى است که باید پوشیده شود؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى، فاضل و وحید: اگر عرفاً زینت محسوب شود، پوشاندن آن واجب است.[۲۲۹]

آیات عظام سیستانى، مکارم و نورى: پوشاندن آن واجب نیست.[۲۳۰]

آیات عظام بهجت و صافى: زینت محسوب مى‏ شود و باید پوشانده شود.[۲۳۱]

آیت الله تبریزى: اگر نزد زنان کهنسال و یا نزدیک به آنان متعارف است، پوشاندن آن واجب نیست و در غیر این صورت باید پوشانده شود.[۲۳۲]

۱۴۴: گذاشتن لنز آرایشى براى بانوان چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز مکارم و نورى): اگر عرفاً زینت محسوب نشود، اشکال ندارد.[۲۳۳]

آیات عظام مکارم و نورى: اشکال ندارد.[۲۳۴]

زیورآلات‏

۱۴۵: اگر زیورآلات زن (مانند گردن بند و النگو) در معرض دید نامحرم باشد، چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز سیستانى): باید از دید مرد نامحرم، پوشانده شود.[۲۳۵]

آیت الله سیستانى: پوشاندن گردن ‏بند از دید نامحرم واجب است؛ ولى پوشاندن النگو، دستبند، حلقه ازدواج و انگشتر واجب نیست.[۲۳۶]

۱۴۶: حکم پوشش انگشتر طلا و حلقه ازدواج بانوان، در صورتى که در معرض دید نامحرم باشد، چگونه است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى و فاضل: باید از نامحرم پوشانده شود.[۲۳۷]

آیات عظام سیستانى، مکارم و نورى: پوشاندن آن لازم نیست.[۲۳۸]

آیت الله تبریزى: پوشاندن انگشترى که پیش زنان بزرگسال و یا کمى پایین‏ تر متعارف است، واجب نیست.[۲۳۹]

آیت الله وحید: بنابر احتیاط واجب، باید از نامحرم پوشانده شود.[۲۴۰]

ازدواج مجدد

۱۴۷: آیا مرد متأهل، مى ‏تواند بدون اجازه همسر خود، با زن دیگرى ازدواج موقّت یا دائم کند؟

همه مراجع: آرى! مى ‏تواند و اجازه همسر اول لازم نیست.[۲۴۱]

۱۴۸: آیا زن مى ‏تواند در ضمن عقد ازدواج، شرط کند که شوهر او همسر دوم اختیار نکند؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، فاضل، مکارم و نورى: خیر! این شرط صحیح و نافذ نیست؛ ولى اگر شرط کند که زن وکیل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد کند، خود را طلاق دهد، صحیح است.[۲۴۲]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و صافى: آرى! این شرط صحیح و نافذ است و اگر شوهر بعد از ازدواج به این شرط عمل نکرد و ازدواج مجدد نمود، گناه کرده است.[۲۴۳]

آیت الله وحید: بنابر احتیاط واجب، این شرط صحیح و نافذ نیست؛ ولى اگرشرط کند که زن وکیل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد کند، خود را طلاق دهد، صحیح است.[۲۴۴]

۱۴۹: آیا زن مى ‏تواند مَهریه خود را با شوهرش مصالحه کند که با زن دیگرى ازدواج نکند؟

آیات عظام امام، خامنه‏ اى، فاضل و نورى: اگر شوهر این مصالحه را بپذیرد، احتیاط واجب آن است که با زن دیگرى ازدواج نکند.[۲۴۵]

آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، صافى، مکارم و وحید: اگر شوهر این مصالحه را بپذیرد، واجب است با زن دیگرى ازدواج نکند.[۲۴۶]

تَدلیس‏

معناى تَدلیس

۱۵۰: تدلیس چیست؟

 «تدلیس» در لغت به معناى فریب دادن و نشان دادن چیزى برخلاف واقع است. در اصطلاح، عبارت است از توصیف زن یا مرد به طورى که موجب اشتباه و فریب خوردن طرف دیگر در امر ازدواج شود؛ مانند نگفتن عیب ‏هاى او یا ذکر کردن صفاتى که او ندارد و… به عنوان مثال بگوید: او دکتر یا مهندس و… است که اگر این اوصاف گفته نمى ‏شد و یا عیوب او بیان مى ‏گردید، طرف مقابل راضى به ازدواج نمى‏شد.[۲۴۷]

۱۵۱: حکم تدلیس را بیان کنید؟

همه مراجع: اگر تدلیس به پنهان کردن عیب هایى باشد که موجب فسخ عقد مى‏ گردد، طرف مقابل مى ‏تواند عقد را فسخ کند. اما اگر به پنهان کردن عیوب دیگر (مانند نداشتن بکارت و نازایى) و یا ابراز صفات کمال مانند داشتن تخصص، دریافت حقوق بالا و… چنانچه در عقد شرط کرده باشد یا عقد بر این‏ امور مبتنى شده باشد، مى ‏تواند عقد را فسخ کند.[۲۴۸]

تبصره: عیوبى که اگر در زن باشد مرد مى‏ تواند عقد را (بدون طلاق) فسخ کند، عبارت است از: دیوانگى، مرض خوره، مرض بَرَص، کورى، زمین‏گیر بودن، افضاد (یکى شدن راه بول و حیض یا راه حیض و غایط) بودن گوشت، استخوان و یا غده‏اى در رحم.

عیوبى که اگر در مرد باشد، زن مى ‏تواند عقد را (بدون طلاق) فَسخ کند، عبارت است از: دیوانگى، نداشتن آلت مردى، ناتوانى از نزدیکى جنسى، کشیده شدن بیضه ‏هاى مرد.[۲۴۹]

فسخ عقد

۱۵۲: اگر بعد از عقد ازدواج معلوم شود که مرد عیبى دارد که زن مى‏ تواند عقد را فسخ کند، آیا در این هنگام حق مطالبه مَهر را دارد؟

همه مراجع: اگر بعد از نزدیکى عقد را فسخ کند، مى ‏تواند تمام مَهریه خود را از شوهر بگیرد. اما اگر پیش از نزدیکى باشد، حق دریافت چیزى را ندارد؛ مگر اینکه شوهرش «عِنّین» باشد که در این صورت مى‏ تواند نصف مَهریه خود را از او بگیرد.[۲۵۰]

تبصره: «عِنّین» به مردى گویند که توان آمیزش جنسى را ندارد.

۱۵۳: اگر بعد ازدواج معلوم شود که زن عیبى دارد که شوهر مى ‏تواند عقد را فسخ کند، آیا زن هنگام فسخ عقد، حق مطالبه مَهر را دارد؟

همه مراجع: اگر پیش از نزدیکى عقد را فسخ کند، حق دریافت چیزى را ندارد؛ ولى اگر بعد از نزدیکى باشد، مى‏ تواند تمام مَهریه خود را از شوهر بگیرد.[۲۵۱]

فریب در ازدواج

۱۵۴: مردى در ازدواج با دخترى با فریب و دروغ، خود را دکتر یا مهندس و… معرفى کند؛ به این امید که رضایت دختر را جلب نماید!! پس از ازدواج، دختر از فریب مرد آگاهى پیدا مى ‏کند؛ آیا مى‏ تواند عقد را به هم بزند؟ تکلیف مَهریه چه مى ‏شود؟

همه مراجع: اگر این امر در هنگام عقد شرط نشده و یا عقد بر آن مبتنى نشده است، حق فسخ ندارد و اگر چنین بوده، مى ‏تواند عقد را به هم بزند. چنانچه پیش از نزدیکى فسخ کند، دختر حق مَهر ندارد و اگر بعد از نزدیکى به هم بزند، حق مَهر دارد.[۲۵۲]

ارتداد همسر

۱۵۵: اگر زن بفهمد که شوهرش مرتد شده است، وظیفه ‏اش چیست؟

همه مراجع: اگر مى ‏داند که شوهر مرتد شده، عقد باطل مى ‏شود و باید از او جدا شود و عِدّه وفات نگه دارد.[۲۵۳]

تبصره۱: طبق فتواى آیت الله سیستانى اگر ارتداد مرد پیش از نزدیکى باشد نگه داشتن عِدّه براى زن بنابر احتیاط واجب است.

تبصره۲: مرتد عبارت از مسلمانى است که از اسلام برگردد و کافر شود.

۱۵۶: با مردى ازدواج کردم که ظاهراً مذهبى است؛ ولى بعد از یک سال متوجه تحولات اساسى در اعتقاد او شدم. او هیچ نوع از واجبات خود را انجام نمى ‏دهد و آن را مسخره مى‏ کند! به اسلام و انقلاب و روحانیت و حتى پیامبر اسلام صلّى الله علیه و آله اهانت مى‏ کند! تکلیف من چیست؟

همه مراجع: تا ارتداد او احراز نشود، رابطه زوجیت باقى است و صِرف ترک واجبات یا ارتکاب محرمات شرعى، موجب ارتداد و خروج از دین نیست.[۲۵۴]

۱۵۷: اگر زن انسان از دین اسلام برگردد، تکلیف چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى صافى و وحید): اگر مى ‏داند که زن مرتد شده ـ چنانچه ارتدادش بعد از نزدیکى بوده ـ باید از او جدا شود و عِدّه وفات نگه دارد. پس اگر در بین عِدّه، مسلمان شود، عقد به قوت خود باقى است و اگر تا پایان عِدّه مرتد بماند، عقد باطل است. اما اگر ارتداد پیش از نزدیکى است، عقد باطل مى ‏شود.[۲۵۵]

آیات عظام تبریزى، صافى و وحید: اگر مى ‏داند که زن مرتد شده ـ چنانچه ارتدادش بعد از نزدیکى بوده ـ باید از او جدا شود و عِدّه وفات نگه دارد. پس اگر در بین عِدّه مسلمان شود، بنا بر احتیاط واجب چنانچه بخواهد با او بماند، دوباره عقد نماید و اگر بخواهد جدا شود، طلاق دهد. اما اگر ارتداد پیش از نزدیکى است، عقد باطل مى ‏شود.[۲۵۶]

تبصره: مرتد عبارت از مسلمانى است که از اسلام برگردد و کافر شود.

ازدواج حرام

ازدواج ‏هاى حرام

۱۵۸: ازدواج ‏هاى حرام و ممنوع کدام است؟

ازدواج با افراد زیر حرام است: محارم، زن شوهردار، خواهرزن، زن عِدّه دار، خواهر و مادر و دختر لواط دهنده، کافر غیرکتابى (مانند کمونیست ‏ها و بهایى ‏ها)، ازدواج در حال احرام، ازدواج دائم با زن پنجم.

خواهر لواط دهنده

۱۵۹: اگر کسى با پسرى لواط کند، چه کسانى بر لواط کننده حرام مى‏ شوند؟

همه مراجع (به جز تبریزى): تنها مادر، دختر و خواهر لواط دهنده، بر لواط کننده حرام مى ‏شود.[۲۵۷]

آیت الله تبریزى: بنا بر احتیاط واجب مادر، دختر و خواهر لواط دهنده، بر لواط کننده حرام مى ‏شود.[۲۵۸]

۱۶۰: شخصى با پسرى لواط کرده است؛ ولى شک دارد که در زمان این عمل بالغ بوده یا نه. آیا ازدواج با خواهر آن پسر جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت و نورى: خیر! ازدواج با او جایز نیست.[۲۵۹]

آیات عظام تبریزى، فاضل، صافى و مکارم: آرى! ازدواج با او جایز است.[۲۶۰]

آیات عظام سیستانى و وحید: بنا بر احتیاط واجب، ازدواج با او جایز نیست.[۲۶۱]

تبصره: در موردى که شک در بلوغ پیدا مى ‏شود، به فتواى همه مراجع بزرگوار، حکم بلوغ در آن جارى نمى ‏شود و از آنجا که آیات عظام فاضل، تبریزى، مکارم و صافى در حرمت ازدواج با خواهر لواط دهنده، معتقدند که لواط کننده باید بالغ باشد، شک در بلوغ به فتواى آنان تأثیر در حکم دارد و در نتیجه ازدواج با او را جایز مى ‏نماید. اما به فتواى دیگران، بلوغ هیچ تأثیرى در حکم ندارد.

۱۶۱: اگر لواط کننده و لواط دهنده، هر دو نابالغ باشند، آیا باز ازدواج با خواهر لواط دهنده حرام مى ‏شود؟

آیات عظام امام، بهجت و نورى: آرى! ازدواج با خواهر او حرام مى ‏شود.[۲۶۲]

آیات عظام تبریزى، صافى، فاضل و مکارم: خیر! ازدواج با خواهر او حرام نمى ‏شود.[۲۶۳]

آیات عظام سیستانى و وحید: بنا بر احتیاط واجب، ازدواج با خواهر او حرام نمى‏ شود.[۲۶۴]

۱۶۲: اگر کسى شک کند که نسبت به لواط دهنده نزدیکى شده یا نه، آیا ازدواج با خواهر او حرام مى‏ شود؟

همه مراجع: خیر! با فرض شک و یا گمان به نزدیکى، ازدواج با او حرام نمى‏ شود.[۲۶۵]

۱۶۳: شخصى پس از بلوغ با پسر بچه ‏اى نابالغ، وطى (لواط) کرده؛ بعد خواهر او را گرفته است. پس از ازدواج متوجه مى ‏شود که ازدواج با او حرام بوده؛ اکنون تکلیف چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى): در فرض یاد شده، آن زن بر مرد حرام است و باید از او جدا شود و نیاز به طلاق هم ندارد.[۲۶۶]

آیات عظام تبریزى: بنا بر احتیاط واجب، زن بر مرد حرام است و باید از او جدا شود و بنا بر احتیاط طلاق هم بدهد.[۲۶۷]

خواهر لواط کننده

۱۶۴:  آیا لواط دهنده، مى‏ تواند با خواهر لواط کننده ازدواج کند؟

همه مراجع: آرى! ازدواج با خواهر او حرام نیست.[۲۶۸]

ازدواج با شراب خوار

۱۶۵: آیا ازدواج با شراب خوار جایز است؟

همه مراجع: ازدواج با او جایز است ولى کراهت شدید دارد.[۲۶۹]

ازدواج با بى‏ نماز

۱۶۶: آیا ازدواج با شخصى که نماز نمى ‏خواند، جایز است؟

همه مراجع: ازدواج با او جایز است؛ ولى کراهت دارد.[۲۷۰]

تبصره: ازدواج با فرد فاسق کراهت دارد و کسى که نماز نمى ‏خواند، مصداق بارز فسق شمرده مى ‏شود.

ازدواج در عِدّه

۱۶۷: آیا ازدواج با زنى که عِدّه‏ اش تمام نشده، باطل است؟

همه مراجع: آرى! عقد باطل است و چنانچه زن و مرد و یا یکى از آن دو، بدانند که عِدّه زن تمام نشده و عقد کردن زن در عِدّه حرام است، آن زن بر او حرام ابدى مى ‏شود.[۲۷۱]

۱۶۸: اگر مردى با زنى که در عِدّه است، از روى جهل به مسئله، عقد دائم یا موقّت بخواند؛ آیا این زن بر او حرام ابدى مى ‏شود؟

همه مراجع: اگر هر دو نمى ‏دانستند که ازدواج با زن عِدّه دار حرام است؛ چنانچه مرد (در زمان عِدّه) با او نزدیکى کرده باشد، آن زن بر او حرام ابدى مى ‏شود. اما اگر نزدیکى نکرده باشد، تنها عقد باطل است و مى ‏توانند پس از پایان عِدّه، با یکدیگر ازدواج کنند.[۲۷۲]

۱۶۹: ازدواج با زنى که ادعا مى‏ کند عِدّه‏ اش تمام شده، چگونه است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى و نورى: اگر زن مورد اتهام نباشد، سخنش پذیرفته مى ‏شود.[۲۷۳]

آیت الله مکارم: اگر زن مورد اتهام نباشد و بلکه بنا بر احتیاط واجب مورد وثوق باشد، سخنش پذیرفته مى ‏شود.[۲۷۴]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و فاضل: بنا بر احتیاط واجب اگر زن مورد اتهام ‏نباشد، سخنش پذیرفته مى ‏شود.[۲۷۵]

آیات عظام خامنه ‏اى و وحید: سخن او پذیرفته مى ‏شود.[۲۷۶]

تبصره: در صورتى گفتار زن پذیرفته است که از طلاق یا مرگ شوهرش، به قدرى گذشته باشد که در آن مدّت، تمام شدن عِدّه ممکن باشد.

مَهریه و بطلان عقد

۱۷۰: مردى با زنى که در عدّه است ازدواج مى ‏کند؛ ولى از حکم مسئله آگاه نبوده است!! تکلیف مَهریه چگونه است؟

همه مراجع: اگر زن از حرمت و بطلان ازدواج آگاهى ندارد و با مرد همبستر شده، مستحق مَهرالمثل است.[۲۷۷]

تبصره: عقد در حال عدّه، باطل است و زن و مرد باید از یکدیگر جدا شوند و با توجه به اینکه زن از مسئله آگاهى نداشته و عمل او زنا محسوب نمى‏ شود، مَهرالمثل به او تعلق مى ‏گیرد.

ازدواج با اهل سنّت

۱۷۱: ازدواج با دختر اهل تسنّن، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اشکال ندارد؛ ولى اگر بترسد که بر اثر ازدواج با او به گمراهى بیفتد، جایز نیست.[۲۷۸] تبصره ۱: ازدواج با برخى از فرقه‏ ها؛ مانند ناصبى ‏ها و خوارج ـ که خود را مسلمان مى ‏پندارند، ولى در حقیقت محکوم به کفر هستند ـ جایز نیست.

تبصره ۲: عقد ازدواج شیعه و سنّى، در هر صورت صحیح است و مسئله انحراف و گمراهى ربطى به اصل عقد ندارد.

۱۷۲: حکم ازدواج دختر شیعه با مردى از اهل تسنّن چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى و وحید): اگر بترسد که بر اثر ازدواج با او به گمراهى بیفتد، جایز نیست و در غیر این صورت، ازدواج با او کراهت دارد.[۲۷۹]

آیات عظام تبریزى و وحید: اگر بترسد که بر اثر ازدواج با او به گمراهى بیفتد، جایز نیست و در غیر این صورت، بنا بر احتیاط واجب، با او ازدواج نکند.[۲۸۰]

تبصره: ازدواج با برخى از فرقه‏ ها، مانند غالیان، ناصبى ‏ها و خوارج ـ که خود را مسلمان مى ‏پندارند، ولى در حقیقت محکوم به کفر هستند ـ جایز نیست.

۱۷۳: آیا در ازدواج با دختر اهل تسنّن، اجازه پدر او لازم است؟

همه مراجع: اگر در مذهب آنان اجازه پدر در ازدواج شرط نباشد، اجازه لازم نیست.[۲۸۱]

تبصره: اکثر فرق اهل تسنّن در ازدواج دختر باکره اذن پدر را لازم مى ‏دانند.[۲۸۲]

ازدواج با غیرمسلمان

ازدواج با غیرمسلمان

۱۷۴: آیا یک مرد مسلمان، مى ‏تواند با یک زن غیرمسلمان ازدواج دائم کند؟

آیات عظام امام و سیستانى: اگر آن زن کافر غیر کتابى است، ازدواج دائم با او حرام است. بنابر احتیاط واجب، ازدواج دائم با زن کتابى نیز جایز نیست.[۲۸۳]

آیات عظام بهجت، خامنه ‏اى و فاضل: خیر، مرد مسلمان نمى ‏تواند با زن کافر ازدواج دائم کند؛ خواه کافر غیرکتابى باشد یا کتابى.[۲۸۴]

آیات عظام تبریزى و وحید: ازدواج دائم با زن کافر غیر کتابى حرام است؛ ولى با زن کتابى جایز است؛ هر چند احتیاط مستحب آن است که با آنها هم ازدواج نکند.[۲۸۵]

آیات عظام صافى و نورى: ازدواج دائم با زن کافر غیر کتابى حرام است؛ ولى با زن کتابى ـ در صورتى که ازدواج با زن مسلمان ممکن باشد ـ بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۲۸۶]

آیت الله مکارم: ازدواج دائم با زن کافر، بنابر احتیاط واجب جایز نیست (خواه غیر کتابى باشد یا کتابى).[۲۸۷]

۱۷۵: حکم ازدواج زن مسلمان، با مرد غیر مسلمان چیست؟

همه مراجع: زن مسلمان نمى ‏تواند با مرد غیر مسلمان، ازدواج کند؛ خواه آن مرد کافر کتابى باشد یا غیرکتابى و خواه ازدواج دائم باشد یا موقت.[۲۸۸]

صیغه غیر مسلمان

۱۷۶: آیا ازدواج موقّت با زنان اهل کتاب (یهود و نصارا) جایز است؟

همه مراجع: آرى! ازدواج موقّت با آنان جایز است.[۲۸۹]

۱۷۷: آیا نحوه ازدواج موقّت با زن مسلمان و غیر مسلمان متفاوت است؟

همه مراجع: خیر! تفاوتى ندارد و باید در ازدواج موقّت با آنان، صیغه خوانده شود.[۲۹۰]

۱۷۸: آیا هم بستر شدن با زن غیر مسلمان ـ خواه کتابى یا غیرکتابى ـ بدون عقد شرعى و قانونى جایز است؟

همه مراجع: خیر! جایز نیست.[۲۹۱]

اجازه پدر مسیحى

۱۷۹: آیا ازدواج موقّت با دختر مسیحى و یهودى، نیاز به اجازه پدرش دارد؟

همه مراجع: اگر در مذهب آنان اجازه پدر در ازدواج دختر شرط نباشد، لازم نیست با اجازه او باشد.[۲۹۲]

تبصره: در مذهب مسیحیّت و یهودیّت در مسئله ازدواج دختر باکره، اذن پدر او شرط نیست.

۱۸۰: آیا براى ازدواج با دختر مسلمانى که پدرش مسیحى است، اجازه پدرش شرط است؟

همه مراجع: خیر! کافر (هر چند پدر باشد)، بر دختر مسلمان ولایت ندارد.[۲۹۳]

ازدواج در سفر

۱۸۱: آیا مرد متأهل مى‏ تواند در مسافرت، بدون اجازه همسر خود با زنان اهل کتاب ازدواج موقّت کند؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، صافى و مکارم: آرى! مى ‏تواند؛ ولى کراهت دارد.[۲۹۴]

آیت الله سیستانى: خیر! بدون اجازه همسر اول جایز نیست و با اجازه او هم بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۲۹۵]

آیت الله فاضل: اگر بخواهد براى مدت طولانى صیغه نماید ـ به گونه‏ اى که عرفاً داراى دو همسر گردد ـ جایز نیست. اگر براى مدت کوتاهى ازدواج کند، بنابر احتیاط واجب جایز نیست؛ مگر در موارد ضرورت.[۲۹۶]

آیت الله تبریزى: خیر! بدون اجازه همسر اول جایز نیست؛ مگر آنکه شخص در غربت باشد و اجازه گرفتن از همسر اول ممکن نباشد و بخواهد او را براى مدت کوتاهى صیغه کند.[۲۹۷]

ازدواج با بهایى

۱۸۲: آیا ازدواج موقت با دختر بهایى جایز است؟

همه مراجع: خیر! ازدواج دائم و موقّت با آنان جایز نیست.[۲۹۸]

تبصره: فرقه بهائیت محکوم به کفر است و ازدواج کافر ـ خواه دائم و خواه موقت ـ صحیح نیست.

ازدواج موقّت

مشروعیّت ازدواج موقّت

۱۸۳: آیا در قرآن مجید آیه‏ اى در باره ازدواج موقّت آمده است؟

خداوند متعال در سوره نساء به حلیّت مُتعه (عقد موقّت) اشاره فرمود: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً»[۲۹۹]؛ «و زنانى را که مُتعه (ازدواج موقّت) مى‏ کنید. واجب است است مهرشان را بپردازید.»

به گواهى بیشتر مفسران اهل تسنّن و همه مفسران شیعه، این آیه مربوط به ازدواج موقّت است. روایات فراوانى از اهل بیت علیه السّلام در ذیل آیه وارد شده که آن را به مُتعه تفسیر و تبیین مى‏ کند واژه «متعه» ـ که «استمتعتم» از آن گرفته شده ـ در لغت به معناى بهره ‏گیرى است، ولى در اصطلاح شرع، به معناى ازدواج موقّت است. گذشته از آیه، روایات فراونى از پیامبر صلى الله علیه و آله آمده که ازدواج موقّت در آغاز عصر رسالت مشروع و حلال گردیده و اتفاق عموم دانشمندان شیعه و سنّى بر جواز آن بوده است و حتى مسلمانان در آغاز اسلام به آن عمل مى‏ کردند. منتها مخالفان مدعى ‏اند: این حکم بعدها نسخ و تحریم شده است. البته بدیهى است که هیچ کس ـ جز پیامبر اسلام ـ حق نسخ احکام را ندارد و تنها او است که مى‏ تواند به فرمان خدا پاره ‏اى از احکام را نسخ کند. جالب اینکه جمله معروف‏ خلیفه دوم[۳۰۰]، به طور صریح دلالت مى ‏کند که این حکم نسخ نشده و او خود این امر را حرام کرده است؛ به هر حال اصل حکم مسلّم بوده و هیچ دلیل قانع کننده ‏اى بر نسخ آن وجود ندارد.[۳۰۱]

۱۸۴: نظر مراجع تقلید درباره ازدواج موقت چیست؟

تمامى مراجع بزرگوار تقلید درباره ازدواج موقّت مى‏ گویند: ازدواج موقّت یکى از احکام مسلّم فقهى است که اگر با شرایط و رعایت موازین شرعى انجام شود، حلال و جایز است.[۳۰۲]

وجوب عقد موقّت

۱۸۵: اگر کسى به واسطه نداشتن همسر و نبود شرایط ازدواج دائم، به گناه مى ‏افتد، آیا ازدواج موقّت براى او واجب مى ‏شود؟

همه مراجع: اگر امکان داشته باشد، ازدواج بر او واجب مى ‏شود؛ هر چند به طور موقت.[۳۰۳]

عقد دائم و موقّت

۱۸۶: تفاوت عقد موقّت و دائم در چیست؟

ازدواج دائم و موقّت، در بسیارى از احکام و مسائل مشترک‏ اند؛ براى مثال در هر دو باید صیغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد کافى نیست و یا صیغه عقد را مى ‏توانند خود زن و مرد بخوانند و یا دیگرى را وکیل کنند که از طرف آنان بخواند. اما در پاره ‏اى از مسائل با یکدیگر تفاوت دارند که برخى از آنها عبارت است از:

ـ ذکر نشدن مَهر در عقد دائم، عقد را باطل نمى ‏سازد (بر خلاف عقد موقّت)

ـ زن و شوهر در عقد دائم، از یکدیگر ارث مى ‏برند (بر خلاف عقد موقّت)

ـ جایز نیست زن و شوهر در عقد دائم شرط کنند که نزدیکى انجام نگیرد (بر خلاف عقد موقّت)

ـ شوهر در عقد دائم باید نفقه زن را بپردازد (برخلاف عقد موقّت)

ـ زن در عقد دائم بدون اجازه شوهر نمى ‏تواند بیرون برود؛ ولى در عقد موقّت مى‏ تواند، مگر آنکه باعث تضییع حق شوهر شود.

ـ ذکر مدت در عقد دائم لازم نیست؛ ولى در عقد موقّت باید مدت ذکر شود.

ـ در عقد دائم زن حق واجب همخوابى دارد (در صورتى که متعدد باشند)؛ ولى در عقد موقّت زن حق واجب همخوابى ندارد.

عقد موقّت و زنا

۱۸۷: فرق عقد موقّت با زنا در چیست؟

بعضى از تفاوت ‏هاى عقد موقّت و زنا به شرح ذیل است:

ـ صیغه موقّت یک نوع ازدواج است؛ همان طور که ازدواج دائم نوع دیگرى از ازدواج است و هر دو شرایط و احکام خاص خود را دارد که از جمله آن ذکر صیغه عقد، مَهریه و مدت است. اما زنا بدون توجه به این شرایط (مثل نخواندن صیغه عقد) کارى صورت مى ‏گیرد.

ـ در ازدواج موقّت نسبت به دختر باکره، اجازه پدر و یا جد پدرى او لازم است؛ در نتیجه این کار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏کارى ‏ها صورت مى ‏پذیرد.

ـ در ازدواج موقّت، زن باید بعد از تمام شدن مدت عقد، عده نگه دارد؛ ولى در زنا این قانون وجود ندارد.

ـ در ازدواج موقّت، مرد مسئولیت ‏پذیر است و توابع این ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى ‏پذیرد؛ در حالى که در عمل نامشروع این امر وجود ندارد.

ـ در ازدواج موقّت «روابط» براساس «ضوابط» شکل مى ‏گیرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام ‏مند و قانونى، پاسخ داده مى ‏شود، در حالى که در زنا ضابطه ‏اى وجود ندارد و غیرقانونى است.

صیغه عقد موقّت

۱۸۸: اگر یک مرد و خانم بیوه ‏اى، بخواهند خودشان صیغه عقد موقّت بخوانند، کیفیت آن به چه شکل است؟

همه مراجع: پس از تعیین مَهر و مدت، نخست خانم بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسى‏ فِى الْمُدَّتِ الْمَعْلُومَهِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلومْ»؛ «خود را در مدت معیّن و با مَهر مشخص همسر تو کردم» و پس از آن بدون فاصله (طولانى) مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْویجَ»؛ «این ازدواج را قبول کردم».[۳۰۴]

۱۸۹: اگر مردى بخواهد خانم بیوه ‏اى را به عقد موقّت خود در آورد، چگونه صیغه بخواند؟

همه مراجع: پس از تعیین مَهر و زمان عقد، مرد به وکالت از طرف زن بگوید:

«زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتى‏ (بعد از این جمله نام زن ذکر شود) لِنَفْسى‏ فِى الْمُدَّتِ الْمَعْلُومَهِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعلُومْ» سپس از طرف خودش بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْویجَ لِنَفْسى».

بطلان عقد موقّت

۱۹۰: زن و مردى صیغه موقّت جارى مى‏ کنند و بعد از آمیزش متوجه مى‏ شوند که عقدشان به جهتى باطل بوده است؛ آیا این کار آنان در حکم زنا است و بچه به دنیا آمده نامشروع است؟

همه مراجع: با توجه به اینکه به مسأله آگاه نبوده ‏اند، عملشان زنا نبوده و بچه نیز حلال ‏زاده است و اگر بخواهند به زندگى موقّت ادامه دهند، باید دوباره صیغه عقد را جارى سازند.[۳۰۵]

ثبت محضرى

۱۹۱: اگر زن و مردى بخواهند ازدواج موقّت کنند، آیا لازم است به محضر بروند تا در آنجا صیغه خوانده شود یا اینکه خود آنان مى ‏توانند شرایط همدیگر را بپذیرند و صیغه را بخوانند؟

همه مراجع: اگر شرایط صحّت عقد را رعایت کنند، مى ‏توانند خودشان عقد را بخوانند و رفتن به محضر لازم نیست.[۳۰۶]

مَهر و عقد موقّت

۱۹۲: آیا زن مى ‏تواند پیش از خواندن عقد موقّت، مَهریه خویش را ببخشد و خطبه عقد را بدون ذکر مَهریه بخوانند؟

همه مراجع: خیر! عقد موقّت بدون ذکر مَهر باطل است؛ ولى مى ‏تواند بعد از عقد آن را ببخشد.[۳۰۷]

۱۹۳: اگر زن در عقد موقّت تمکین نکند، آیا مى ‏تواند مَهریه خود را از شوهر مطالبه کند؟

همه مراجع: به هر مقدارى که در این مدت تعیین شده، تمکین نکند؛ به نسبت از مَهریه او کاسته خواهد شد.[۳۰۸]

عقد معاطاتى‏

۱۹۴: آیا در عقد دائم یا موقّت باید صیغه خوانده شود و رضایت تنها کافى نیست؟

همه مراجع: خیر! رضایتِ تنها کافى نیست و باید صیغه خوانده شود.[۳۰۹]

۱۹۵: آیا عقد و نکاح معاطاتى نیز جایز است؟ به عنوان مثال پسر انگشترى را در دست دختر کند، به قصد اینکه همسر یکدیگر شوند، بى ‏آنکه صیغه عقد بخوانند؟

همه مراجع: ازدواج معاطاتى، درست نیست و باید صیغه بخوانند.[۳۱۰]

اجازه پدر

۱۹۶: آیا عقد موقّت نیز مانند عقد دائم، احتیاج به اجازه پدر دارد؟

همه مراجع: آرى! تفاوتى بین آن دو نیست.[۳۱۱]

تفاوت مرجع تقلید

۱۹۷: اگر مرد، مقلّد مرجعى باشد که معتقد است ازدواج موقّت دختر باکره بدون اجازه پدرش جایز است؛ ولى دختر مقلّد کسى است که مى‏ گوید اجازه پدر لازم است؛ آیا مرد مى‏ تواند این دختر را بدون اجازه پدرش عقد کند؟

همه مراجع: در این فرض نیز باید با اجازه پدر دختر باشد.[۳۱۲]

مدت عقد موقّت

۱۹۸: حداقّل و حداکثر مدت در عقد موقّت چه مقدار است؟

آیات عظام امام، صافى، فاضل، نورى: عقد موقّت اندازه معیّنى ندارد و مقدار آن با توافق دو طرف انجام مى ‏پذیرد.[۳۱۳]

آیت الله سیستانى: عقد موقّت اندازه معینى ندارد و مقدار آن با توافق دو طرف انجام مى ‏پذیرد، ولى باید مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر یا یکى از آنها بیشتر نباشد که در این صورت عقد باطل خواهد بود.[۳۱۴]

آیات عظام تبریزى، مکارم و وحید: عقد موقّت اندازه معیّنى ندارد و مقدار آن با توافق دو طرف انجام مى‏ پذیرد؛ ولى بنابر احتیاط واجب باید مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر یا یکى از آنها بیشتر نباشد و در غیر این صورت احتیاط واجب آن است که احکام عقد دائم را بر آن جارى سازند.[۳۱۵]

آیت الله بهجت: عقد موقّت اندازه معینى ندارد و مقدار آن با توافق دو طرف انجام مى ‏پذیرد؛ ولى اگر مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر یا یکى از آنها بیشتر باشد، باید احکام عقد دائم را بر آن جارى سازند.[۳۱۶]

۱۹۹: زن و مردى که ازدواج موقّت کرده ‏اند، اگر بخواهند مدت آن را افزایش دهند؛ آیا صیغه مجدّد لازم است؟

همه مراجع: آرى! باید دوباره عقد را جارى کنند؛ ولى لازم است مدت عقد اول تمام شود و یا مدت باقى مانده را به او ببخشد و پس از آن عقد جدید بخوانند.[۳۱۷]

۲۰۰: آیا جایز است پیش از تمام شدن مدت عقد موقّت، زن را به عقد دائم خود در آورد؟

همه مراجع: خیر! جایز نیست؛ ولى مى‏ تواند مدت باقى مانده را به او ببخشد و سپس عقد دائم بخواند.[۳۱۸]

۲۰۱: آیا پیش از تمام شدن مدت عقد موقّت، جایز است صیغه ازدواج دائم خوانده شود؟

همه مراجع: خیر! این کار جایز نیست؛ بلکه باید مرد نخست مدت باقى مانده از عقد موقّت را به زن ببخشد. سپس صیغه عقد دائم را جارى سازند.[۳۱۹]

بخشش مدت عقد

۲۰۲: اگر در عقد موقّت، شوهر مدّت را ببخشد، آیا مَهرى بر عهده او است؟

همه مراجع: اگر با او نزدیکى کرده است، باید تمام مَهر را بدهد و اگر نزدیکى نکرده، نصف آن را باید بپردازد.[۳۲۰]

نفقه در عقد موقّت

۲۰۳: آیا در ازدواج موقّت، نفقه زن بر مرد واجب است؟

همه مراجع: خیر! نفقه او بر شوهر واجب نیست؛ مگر اینکه در ضمن عقد آن را شرط کرده باشند.[۳۲۱]

ارث و عقد موقّت

۲۰۴: آیا در ازدواج موقّت زن و شوهر از یکدیگر ارث مى ‏برند؟

همه مراجع: خیر! از یکدیگر ارث نمى ‏برند.[۳۲۲]

اجازه شوهر

۲۰۵: آیا در ازدواج موقّت هم براى بیرون رفتن از منزل، اجازه شوهر لازم است؟

همه مراجع (به جز تبریزى): اگر به واسطه بیرون رفتن، حق شوهر از بین مى ‏رود، باید اجازه بگیرد و در غیر این صورت، گرفتن اجازه لازم نیست (هر چند بهتر است اجازه بگیرد).[۳۲۳]

آیت الله تبریزى: اگر به واسطه بیرون رفتن، حق شوهر از بین مى ‏رود، باید اجازه بگیرد و چنانچه حق او از بین نمى ‏رود، بنابر احتیاط [واجب‏] بدون اذن او بیرون نرود.[۳۲۴]

فرزند عقد موقّت

۲۰۶: فرزندى که از ازدواج موقّت متولد مى ‏شود، مربوط به پدر است یا مادر؟

همه مراجع: به پدر تعلّق دارد.[۳۲۵]

۲۰۷: اگر دخترى بدون اجازه پدر ازدواج کند و صاحب فرزند شود، تکلیف فرزند چیست؟

همه مراجع: اگر حکم شرعى را نمى ‏دانسته و یا مقلّد کسى بوده که در ازدواج با دختر باکره اجازه را شرط نمى ‏داند، فرزند حکم حلال‏ زاده را دارد.[۳۲۶]

زنان بدکاره

۲۰۸: صیغه کردن زنان بدکاره، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى و صافى: ازدواج موقّت با او کراهت شدید دارد و اگر با او ازدواج کرد، واجب است او را از کار زشتش باز دارد.[۳۲۷]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم، نورى و وحید: بنا بر احتیاط واجب پیش از توبه او، جایز نیست.[۳۲۸]

۲۰۹: آیا زن زناکار عدّه دارد؟

همه مراجع: خیر! زن زناکار عدّه ندارد.[۳۲۹]

عدّه زن صیغه‏ اى

۲۱۰: عدّه زن صیغه ‏اى چقدر است؟

همه مراجع (به جز فاضل): عدّه ازدواج موقّت ـ بعد از تمام شدن مدت یا بخشش آن از طرف شوهر ـ چنانچه عادت ماهیانه مى ‏بیند، به مقدار دو حیض کامل است و اگر عادت نمى ‏بیند، ۴۵ روز است.[۳۳۰]

آیت الله فاضل: عدّه ازدواج موقّت ـ بعد از تمام شدن مدت یا بخشش آن از طرف شوهر ـ چنانچه عادت ماهیانه مى ‏بیند، بنابر احتیاط واجب باید به مقدار دو حیض کامل یا به مقدار دو پاکى (هر کدام که بیشتر است) عدّه نگه دارد و اگر عادت نمى ‏بیند، ۴۵ روز است.[۳۳۱]

۲۱۱: زنى که مرتب براى افراد متعدد در عقد نکاح موقّت قرار مى ‏گیرد، نیاز به عدّه دارد؟

همه مراجع: اگر یائسه نباشد و با او نزدیکى شده باشد، عدّه دارد.[۳۳۲]

۲۱۲: شخصى خانمى را براى مدتى، به عقد موقّت خود در مى ‏آورد و با او نزدیکى مى‏ کند. سپس بعد از تمام شدن مدت عقد، دوباره او را صیغه مى ‏کند و این ‏بار با او نزدیکى نمى ‏کند. آیا این خانم باید بعد از تمام شدن عقد دوم، عدّه نگه دارد؟

همه مراجع: آرى! براى ازدواج با شخصى دیگر، باید عدّه نگه دارد.[۳۳۳]

خواهر زن

۲۱۳: آیا عقد موقّت با خواهر زن جایز است؟

همه مراجع: خیر! تا وقتى که آن زن در عقد او است، نمى ‏تواند با خواهرش ازدواج کند، خواه عقد دائم باشد یا موقّت.[۳۳۴]

۲۱۴: اگر مردى همسرش را طلاق بدهد، آیا مى ‏تواند با خواهرش ازدواج کند؟

همه مراجع: اگر طلاق رجعى است، تا هنگامى که همسرش در عدّه به سر مى‏ برد، نمى ‏تواند با خواهرش ازدواج کند و اگر عدّه ‏اش تمام شد، اشکال ندارد ولى اگر طلاق باین است بعد از طلاق مى‏ تواند با خواهرش ازدواج کند.[۳۳۵]

زن شوهردار

۲۱۵: هرگاه با زنى به صورت دائم یا موقّت ازدواج کند، آنگاه معلوم شود که شوهر دارد، تکلیف چیست؟

همه مراجع: عقد باطل است و باید از او جدا شود و نیاز به طلاق هم ندارد.[۳۳۶]

۲۱۶: آیا زن شوهر کرده را مى ‏توان صیغه کرد؟

همه مراجع: خیر! ازدواج با زن شوهر دار حرام است، خواه ازدواج دائم باشد یا موقت.[۳۳۷]

عدّه وفات

۲۱۷: عدّه زنى که شوهرش از دنیا رفته، چقدر است؟

همه مراجع: باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد؛ خواه ازدواج دائم باشد یا موقّت؛ شوهرش با او نزدیکى کرده باشد یا نه. حتى زن یائسه نیز باید عدّه وفات نگه دارد و اگر باردار است، باید تا هنگام وضع حمل عدّه نگه دارد. اگر پیش از گذشتن چهار ماه و ده روز، فرزندش به دنیا آید، باید تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهر، عدّه را ادامه دهد.[۳۳۸]

پُرس و جو از زن

۲۱۸: آیا لازم است در ازدواج موقّت، پرس و جو و تحقیق شود که زن شوهر دارد و یا در عدّه است؟

همه مراجع: خیر! پرس و جو و تحقیق لازم نیست؛ مگر آنکه مورد اتهام باشد.[۳۳۹]

زنا با زن شوهردار

۲۱۹: اگر مردى با زن شوهردار زنا کند، آیا بعد از طلاق (زن و شوهر) مى ‏تواند با او ازدواج کند؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، صافى، مکارم و نورى: خیر! آن زن بر این مرد زناکار حرام أبدى مى‏ شود و اگر آن زن از شوهرش طلاق بگیرد و یا شوهرش از دنیا برود، این مرد نمى ‏تواند با او ازدواج کند.[۳۴۰]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: بنابر احتیاط واجب آن زن بر این مرد زناکار حرام أبدى مى ‏شود و اگر آن زن از شوهرش طلاق بگیرد و یا شوهرش از دنیا برود، این مرد نمى‏ تواند با او ازدواج کند.[۳۴۱]

آیت الله فاضل: آن زن بر این مرد زناکار حرام أبدى نمى ‏شود.[۳۴۲]

۲۲۰: زنى که شوهر دارد، اگر به دیگرى زنا دهد؛ آیا شوهر باید از او جدا شود؟

همه مراجع (به جز صافى، فاضل و مکارم): اگر از این کار توبه نکند و باز به این عمل ناشایست اقدام نماید، بهتر است شوهر او را طلاق دهد؛ ولى باید مَهرش را بپردازد.[۳۴۳]

آیات عظام صافى، فاضل و مکارم: اگر از این کار توبه نکند و باز به این عمل ناشایست اقدام نماید، بهتر است شوهر او را طلاق دهد؛ ولى باید مَهرش را بپردازد و چنانچه به زنا مشهور شود، احتیاط واجب آن است که او را طلاق دهد.[۳۴۴]

۲۲۱: مردى با زنى زنا مى ‏کند، بعد معلوم مى‏ شود که زن شوهر دارد؛ آیا زن بر زناکار حرام أبد مى ‏شود؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، صافى، مکارم و نورى: آرى! حرام أبدى مى ‏شود.[۳۴۵]

آیت الله فاضل: خیر! حرام أبدى نمى ‏شود.[۳۴۶]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: بنا بر احتیاط واجب، حرام أبدى مى‏ شود.[۳۴۷]

تبصره: «حرام أبدى»؛ یعنى اینکه اگر شوهر این زن او را طلاق دهد و یا از دنیا برود، زناکار نمى ‏تواند با او ازدواج کند.

مالکیت جهیزیه

۲۲۲: جهیزیه ‏اى که پدر به دخترش داده؛ آیا مى ‏تواند پس بگیرد؟

همه مراجع: اگر به دخترش تملیک کرده و یا بخشیده است، نمى ‏تواند آن را پس بگیرد.[۳۴۸]

شیربها

۲۲۳: در بعضى از محیط ها، مرسوم است که خانواده عروس پولى را به عناوین مختلف (مانند شیربها) از داماد مى ‏گیرند، حکم آن چیست؟

همه مراجع: اگر آن را به عنوان جعاله در مقابل عمل مباحى دریافت کنند ـ مانند اینکه پدر یا برادر دختر براى وساطت، پول مى ‏گیرند تا رضایت او را کسب کنند و یا اینکه خود داماد مبلغى را با رضایت کامل به آنان مى ‏بخشد ـ در این صورت دریافت آن حلال است. اما اگر داماد آن را به عنوان بخشى از مَهریه به دختر می دهد و یا این که با میل و رضایت نمى ‏دهد، بلکه براى این است که خانواده عروس مانع ازدواج آنان نشوند؛ در این صورت دریافت آن حرام است.[۳۴۹]

۲۲۴: آیا شیر بهایى که داماد به خانواده عروس داده است، مى ‏تواند بعد از عقد باز پس گیرد؟

همه مراجع: اگر با رضایت تمام بخشیده و عین مال هم هنوز باقى است و یا اینکه اصلا با میل و رضایت نداده، مى ‏تواند از آنان پس بگیرد؛ ولى اگر به عنوان جعاله داده است، نمى ‏تواند.[۳۵۰]

بخش دوم: طلاق

 

کراهت طلاق

۲۲۵: دیدگاه اسلام درباره طلاق چیست؟

دیدگاه اسلام درباره طلاق بر خلاف ازدواج است. به هر اندازه که از خوبى و زیبایى ‏هاى ازدواج سخن گفته و زن و مرد را به آن ترغیب و تشویق کرده، به همان اندازه نیز از بدى و زشتى‏ هاى طلاق و عواقب شوم آن بیان بلیغى آورده است، پیامبر اسلام صلّى الله علیه و آله فرمود: «هیچ چیز نزد خداوند محبوب‏ تر از خانه‏ اى نیست؛ که به واسطه ازدواج آباد مى ‏شود و هیچ چیز مغبوض‏ تر از خانه ‏اى نیست؛ که در اسلام به واسطه طلاق خراب مى ‏شود.»[۳۵۱]

 و در حدیث دیگرى فرمود: «ازدواج کنید و طلاق ندهید؛ چه اینکه طلاق، عرش خدا را به لرزه در مى‏ آورد.»[۳۵۲]

امام صادق علیه السّلام فرمود: «چیزى از امور حلال در پیشگاه خدا مبغوض‏ تر از طلاق نیست.»[۳۵۳]

بنابراین اسلام از طلاق و جدایى بسیار مذمّت و سرزنش کرده است؛ ولى با وجود آن بر خلاف برخى ادیان، آن را حرام و ممنوع نساخته است؛ بلکه حلال مبغوض دانسته است و آن را به عنوان راه چاره در شرایط خاص و بن بست، یاد کرده است. خداوند مى‏فرماید: «وَ انْ یَتَفَرَّقا یُغْنِ اللَّهُ کُلًّا مِنْ سِعَتِهِ»؛ «اگر (راهى براى اصلاح در میان خود نیابند و) از هم جدا شوند، هر کدام از آنها را با فضل و کرم خود، بى ‏نیاز مى ‏کند.»[۳۵۴]

حق طلاق

۲۲۶: چرا اسلام حق طلاق را در اختیار مرد قرار داده است؟

دلیل اینکه حق طلاق به مرد داده شده، این است که زندگى جمعى نیاز به مدیر دارد. اسلام نیز کسى را که کمتر در مقابل عواطف و احساسات، تحت تأثیر قرار مى ‏گیرد و از نظر مدیریّت جمعى قوى ‏تر است، به عنوان مسئول اداره زندگى مشترک معرفى و هزینه اداره این زندگى را بر او واجب کرده است. تصمیم‏گیرى در مورد انحلال آن را نیز در مرحله نخست به او سپرده است.

مسئله طلاق و جدایى به چند صورت قابل تصور است:

ـ حق طلاق منحصراً در دست مرد باشد.

ـ حق طلاق منحصراً در دست زن باشد.

ـ زن و مرد هر یک به طور استقلالى و در عرض یکدیگر، این حق را دارا باشند.

ـ این حق به دست هر دو به صورت اشتراکى (با توافق طرفین) باشد.

ـ حق طلاقى وجود نداشته باشد.

ـ حق طلاق در ابتدا به دست مرد باشد؛ ولى براى زن نیز در موارد لزوم ساز و کارهاى مناسبى مشخص شده باشد.

فرض نخست براى زن بن‏ بست ‏آفرین است و در مواردى که نیاز جدى به طلاق دارد، از این مسئله محروم مى ‏شود.

فرض دوم با توجه به احساسات شدید و هیجانى خانم ‏ها، علاوه بر اینکه آمار طلاق را در موارد غیرضرورى بالا مى‏ برد (زیرا از نظر آمار غالباً خانم ‏ها تقاضاى طلاق را دارند)، باعث کاهش ازدواج و سستى کانون خانواده مى ‏شود، چرا که موجب سلب اعتماد مرد از زن شده و محبت زن را در دل مرد کاهش مى ‏دهد.

فرض سوم، آمار طلاق را بالا خواهد بُرد و این مسئله در بعضى از کشورهاى غربى تجربه شده است.

فرض چهارم نیز معقول نیست و منافات با حکمت جعل قانون طلاق دارد؛ زیرا ممکن است یک نفر خواستار طلاق و دیگرى طالب عدم آن باشد و در این صورت سدى در برابر آن ایجاد مى ‏شود. البته طلاق براساس توافق در اسلام پذیرفته شده است، اما آنچه مشکل آفرین است، انحصار تحقق طلاق براساس توافق است.

فرض پنجم صحیح نیست؛ چرا که گاهى جدایى و گسستن این رابطه، به صلاح طرفین است.

در نتیجه بهترین فرض صورت ششم است؛ زیرا از طرفى جلوى گسترش بى ‏رویه طلاق را مى ‏گیرد و از طرف دیگر مانع ضایع شدن حقوق خانم ‏ها مى‏ گردد. از جمله ساز و کارهاى پیش‏ بینى شده در این روش، طلاق وکالتى، طلاق قضایى و طلاق توافقى است. بنابراین چنین نیست که راه به کلى براى زن بسته باشد.[۳۵۵]

طلاق باین و رجعى

۲۲۷: طلاق باین و رجعى چیست؟

طلاق بر دو قسم است: طلاق بائن و طلاق رجعى.

طلاق بائن آن است که مرد در آن حق رجوع به زن را ندارد و نمى ‏تواند او را بدون عقد مجدد به همسرى قبول کند. این نوع طلاق پنج قسم است:

ـ طلاق زنى که نه سالش تمام نشده است.

ـ طلاق زن یائسه.[۳۵۶]

ـ طلاق زنى که شوهرش بعد از عقد، با او نزدیکى نکرده است.

ـ طلاق سوم زنى که او را سه دفعه طلاق داده ‏اند.

ـ طلاق خُلع و مُبارات.

طلاق رجعى غیر از موارد یاد شده است و تا وقتى زن بعد از طلاق در عدّه است، مرد مى ‏تواند (بدون عقد) به او رجوع کند.[۳۵۷]

طلاق خلع و مبارات

۲۲۸: طلاق خُلع و مُبارات چیست؟

زنى که مایل نیست با شوهرش زندگى کند و از او بسیار بدش مى ‏آید، مى‏ تواند مَهر خود، یا مال دیگرى را به او ببخشد که طلاقش دهد. این طلاق را «طلاق خُلع» مى‏ نامند و اگر زن و شوهر یکدیگر را نخواهند و زن مَهر خود یا مال دیگرى را به مرد ببخشد که او را طلاق دهد، آن را «طلاق مُبارات» مى‏ نامند.[۳۵۸]

شرایط طلاق

۲۲۹: شرایط صحت طلاق را بیان کنید؟

شرایط صحت طلاق عبارت است از:

ـ نیاز به صیغه خاص (لفظى) دارد.

ـ در صورت توانایى باید به زبان عربى صحیح باشد.

ـ زن از خون حیض و نفاس پاک باشد (مگر در موارد خاص).

ـ در حضور حداقل دو نفر عادل انجام گیرد.[۳۵۹]

صیغه طلاق

۲۳۰: صیغه طلاق چگونه خوانده مى ‏شود؟

همه مراجع: اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند، باید بگوید: «زَوْجَتى (بعد از این کلمه نام همسرش را بگوید) طالِقٌ»، و اگر دیگرى را وکیل کند، باید بگوید: «زَوْجَهُ مُوَکِّلى (بعد از این جمله نام زن را بگوید) طالِقٌ».[۳۶۰]

تبصره: البته اگر زن معین است ذکر نام او در صیغه لازم نیست.

عدّه زن باردار

۲۳۱: اگر شوهر، زن باردار را طلاق دهد، عدّه او چقدر است؟

همه مراجع: عدّه زن باردار، تا زمان به دنیا آمدن یا سقط شدن حمل او است.[۳۶۱]

عدّه و پیشگیرى

۲۳۲: امروزه با استفاده از دارو (خوراکى ـ تزریقى) یا به کار بردن وسایل پیشگیرى پزشکى، به طور قطع مى‏ توان از باردارى زن جلوگیرى کرد؛ با چنین فرضى آیا بر زنانى که از امکانات فوق استفاده مى‏ کنند، لازم است عدّه نگه دارند؟

همه مراجع: آرى! باید عدّه نگه دارند.[۳۶۲]

تبصره: علّت واقعى عدّه بر ما مخفى است و آنچه گفته مى ‏شود ـ از قبیل انعقاد نطفه، حریم زوجیّت و… ـ از حکمت ‏هاى آن به شمار مى ‏آید. از این رو اگر مرد سالها نیز جدا از زن خود زندگى کند، یا در مسافرت باشد، باز باید زن عدّه نگه دارد.

۲۳۳: آیا زنانى که رحمشان را با جراحى بیرون آورده ‏اند و بچه دار نمى ‏شوند، باید عدّه نگه دارند؟

همه مراجع: آرى! باید عدّه نگه دارند. معلوم شدن پدر طفل از حکمت‏ هاى عدّه است، نه علّت آن.[۳۶۳]

طلاق بدون اطلاع

۲۳۴: آیا مرد مى ‏تواند بدون آنکه همسرش بفهمد، او را طلاق دهد؟

همه مراجع: آرى! اطلاع دادن به زن لازم نیست؛ ولى طلاق باید در زمانى‏ انجام گیرد که همسرش از حیض پاک باشد. از این رو اگر بدون اطلاع طلاق بدهد آنگاه متوجه شود همسرش در ایام عادت ماهانه بوده یا برخى از شرایط صحت طلاق را نداشته، این طلاق باطل خواهد بود.[۳۶۴]

۲۳۵: اگر به زن خبر بدهند که شوهرت یک سال است که تو را طلاق داده است و این امر نزد دادگاه ثابت شود، از چه زمانى باید عدّه نگه بدارد؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، بر زن لازم نیست عدّه نگه بدارد، چه اینکه ابتداى عدّه بعد از تمام شدن صیغه طلاق است؛ هر چند زن از آن آگاهى نداشته است.[۳۶۵]

طلاق بدون عادت ماهانه

۲۳۶: حکم طلاق خانمى که بر اثر بستن لوله رحم و عمل جراحى عادت ماهانه ندارد، چیست؟

همه مراجع: باید سه ماه بعد از آخرین نزدیکى، صیغه طلاق را جارى کند.[۳۶۶]

عدّه طلاق

۲۳۷: عدّه طلاق چه مقدار است؟

همه مراجع: اگر عادت ماهیانه مى ‏بیند، بعد از آنکه در پاکى طلاقش داد، باید به مقدارى صبر کند که دو بار حیض ببیند و پاک شود. هنگامى که‏ حیض سوم را دید، عده او تمام است. اگر عادت نمى ‏بیند، ولى در سن زنانى است که عادت مى‏ بینند، باید بعد از طلاق سه ماه عده نگه دارد.[۳۶۷]

تبصره ۱: عدّه طلاق، در صورتى است که فاصله بین دو حیض او کمتر از سه ماه باشد.

تبصره ۲: آیت الله مکارم در مورد زنانى که عادت مى ‏شوند، احتیاط واجب کرده ‏اند.

طلاق ازدواج موقّت

۲۳۸: آیا در ازدواج موقّت یک ماهه، که زن مطمئن است که حامله نشده؛ آیا در این صورت نیز باید عدّه نگه دارد؟

همه مراجع: فرقى بین ازدواج دائم و موقت و بین مدت طولانى و کوتاه نیست؛ در هر حال اگر نزدیکى انجام گرفته و زن نیز به سن یائسگى نرسیده، باید عدّه نگه دارد.[۳۶۸]

سقوط عدّه

۲۳۹: کدام دسته از زنان پس از طلاق عدّه ندارند؟

همه مراجع:

ـ زنى که نه سالش تمام نشده.

ـ زن یائسه.[۳۶۹]

ـ زنى که شوهرش با او نزدیکى نکرده است.[۳۷۰]

طلاق دادگاهى‏

۲۴۰: دخترى بعد از گذشت چند هفته از ازدواج، به جهت اختلاف فکرى و عقیدتى به هیچ وجه حاضر به زندگى با شوهر نیست و به منزل پدرش رفته است، شوهر نیز از روى عناد حاضر به طلاق نیست، آیا حاکم شرع مى‏ تواند براى نجات زندگى دختر، صیغه طلاق را اجرا کند؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى و سیستانى: اگر به فرض هم احراز شود که ادامه زندگى با شوهر یاد شده، با عُسر و حَرَج فراوان همراه است، باز براى حاکم شرع ولایت بر طلاق ایجاد نمى ‏کند، بلکه اختیار طلاق با شوهر است.[۳۷۱]

آیات عظام خامنه ‏اى، صافى، فاضل، مکارم، نورى و وحید: اگر احراز شود که ادامه زندگى با شوهر یاد شده، با عُسر و حَرَج فراوان همراه است و او نیز از طلاق زن امتناع مى ‏ورزد (هر چند با اجبار او به طلاق)، حاکم شرع یا نماینده ‏اش مى‏ تواند طلاق بدهد؛ ولى صرف عدم تمایل به زندگى و ناسازگارى با شوهر از موارد عُسر و حَرَج نیست.[۳۷۲]

امتناع از طلاق

۲۴۱: چنانچه شوهر همسر خود را اذیت کند و نفقه ‏اش را ندهد و از دادن طلاق نیز امتناع ورزد، آیا دادگاه مى ‏تواند طلاق دهد؟

همه مراجع (به جز امام): اگر احراز شود که شوهر نفقه زن را نمى ‏دهد، حاکم شرع یا نماینده ‏اش او را بین پرداخت نفقه یا طلاق مخیر مى‏ کند. چنانچه از هر دو امتناع ورزد (و امکان پرداخت نفقه از مال او نباشد) مى ‏تواند به تقاضاى زن وى را طلاق دهد.[۳۷۳]

امام: اختیار طلاق با شوهر است ولى زن مى ‏تواند با مراجعه به دادگاه او را وادار کند که نفقه ‏اش را بدهد.[۳۷۴]

طلاق و مَهریه

۲۴۲: اگر زن مَهریه خود را از شوهر مطالبه کند و شوهر حق او را ندهد؛ آیا مى ‏تواند از دادگاه تقاضاى طلاق کند و دادگاه هم حکم طلاق را صادر کند، در حالى که شوهر نفقه زن را مى ‏پردازد؟

همه مراجع: خیر! پرداخته نشدن مَهر از طرف شوهر، باعث ثبوت حق طلاق براى زن نمى ‏شود.[۳۷۵]

تنفّر زن و طلاق

۲۴۳: شوهرى به تمام وظایف و حقوق زناشویى عمل مى‏ کند ولى زن از ادامه زندگى با او نفرت و کراهت دارد و مى ‏خواهد با بذل مَهریه تقاضاى طلاق کند؛ آیا با فرض امتناع مرد از طلاق، حاکم شرع مى ‏تواند طلاق بدهد؟

همه مراجع: خیر! در فرض یاد شده، حاکم شرع نمى ‏تواند مرد را وادار به طلاق کند و این طلاق صحیح نیست.[۳۷۶]

طلاق اجبارى

۲۴۴: اگر مردى از روى اجبار و اکراه حکم طلاق را امضا کند؛ آیا این طلاق صحیح است؟

همه مراجع: طلاقى که از روى اجبار و اکراه باشد صحیح نیست؛ ولى اگر با حکم حاکم شرع یا به وکالت از طرف شوهر انجام گرفته، صحیح مى ‏باشد[۳۷۷]

طلاق و عادت ماهانه

۲۴۵: آیا طلاق زن در ایام عادت ماهانه صحیح است؟

همه مراجع: خیر! طلاق زن در ایام عادت صحیح نیست؛ مگر در در موارد ذیل:

ـ شوهرش بعد ازدواج با او نزدیکى نکرده باشد.

ـ زن آبستن باشد.

ـ مرد به واسطه غایب بودن و مانند آن، نتواند بفهمد که زن از خون حیض پاک است یا نه.[۳۷۸]

تبصره: آیت الله سیستانى در بند سوم مى ‏گوید: بنابر احتیاط واجب باید مرد حداقل یک ماه صبر کند و بعد طلاق بدهد.

فریب زن و طلاق

۲۴۶: اگر مردى زنى را فریب دهد که از شوهر طلاق بگیرد و زن او شود؛ آیا این طلاق و عقد دوم صحیح است؟

همه مراجع: هر چند این زن و مرد گناه بزرگى کرده ‏اند؛ ولى طلاق و عقد صحیح است.[۳۷۹]

طلاق بعد عقد

۲۴۷: دختر و پسرى که در دوران عقد، تماس بدنى داشته و هنوز عروسى نکرده ‏اند، اگر از یکدیگر جدا شوند، آیا زن مى ‏تواند بلافاصله بعد از طلاق با مرد دیگرى ازدواج کند یا باید عدّه نگه بدارد؟

همه مراجع: با توجه به اینکه شوهر با زن نزدیکى نکرده، نگه داشتن عدّه لازم نیست و مى‏ تواند بلافاصله بعد از جدایى با مرد دیگرى ازدواج کند.[۳۸۰]

عدّه طلاق

۲۴۸: آیا زن مطلقه مى ‏تواند با خوردن قرص کارى کند که زودتر از موعد همیشگى خون حیض ببیند؟ آیا با دیدن خون حیض سوم، عدّه تمام مى ‏شود؟

همه مراجع: آرى! اشکال ندارد و در صورت مشاهده خون حیض سوم، عده‏ اش تمام مى ‏شود.[۳۸۱]

شرایط طلاق رجعى

۲۴۹: وظیفه زنى که طلاق رجعى داده شده، در برابر شوهر چیست؟ آیا اطاعت شوهر در این مدت واجب است؟

همه مراجع: زنى که طلاق رجعى داده شده، باید در این مدت (در زمان نگه‏داشتن عدّه) همانند دوران زوجیّت، به وظایف شرعى خود در برابر شوهر عمل کند.[۳۸۲]

تبصره: به عنوان مثال در زمان عدّه اطاعت شوهر واجب است و بدون اجازه او از منزل بیرون نرود.

۲۵۰: مردى که همسرش را طلاق رجعى داده، آیا در این مدت باید نفقه ‏اش را بدهد؟

همه مراجع: اگر زن در این مدت از حقوق شوهر (مانند بیرون رفتن از منزل بدون اجازه او) سرپیچى نکند، مرد باید نفقه ‏اش را بدهد.[۳۸۳]

تخلّف شرط و طلاق

۲۵۱: اگر شوهر از شرطى که در ضمن عقد نموده، تخلف کند، آیا زن مى ‏تواند به استناد تخلّف از شرط تقاضاى طلاق کند؟

همه مراجع: اگر مرد از شرط ضمن عقد تخلف نماید، گناه کرده است؛ ولى زن حق طلاق ندارد، (مگر آنکه مرد در صورت تخلّف از شرط، حق وکالت طلاق را به زن داده باشد).[۳۸۴]

طلاق و اعتیاد

۲۵۲: آیا زن مى ‏تواند هنگام عقد شرط کند که اگر شوهرش معتاد شود یا خرجى او را ندهد و یا مواردى از این قبیل پیش بیاید، اختیار طلاق با او باشد؟

همه مراجع: خیر! چنین شرطى باطل است؛ ولى مى ‏تواند شرط کند که اگر موارد یاد شده براى مرد اتفاق بیفتد، زن از طرف شوهر براى طلاق خود وکیل باشد.[۳۸۵]

طلاق زن صیغه ‏اى

۲۵۳: زنى که براى مدتى صیغه شده، چنانچه زن یا مرد بخواهد زودتر از موعد از یکدیگر جدا شوند، چگونه عمل کنند؛ آیا مرد مى‏ تواند او را طلاق بدهد؟

همه مراجع: ازدواج موقّت طلاق ندارد. هر زمان، مدت عقد تمام شود یا مرد مدت را ببخشد، زن از قید همسرى او رها مى ‏شود.[۳۸۶]

طلاق زن نازا

۲۵۴: چنانچه زن نازا باشد و مرد او را طلاق بدهد آیا حق دریافت مَهر را دارد؟

همه مراجع: نازایى شرعاً عیب محسوب نمى‏ شود و زن حق دریافت تمام مَهریه را دارد.[۳۸۷]

مَهریه و طلاق

۲۵۵: اگر مرد زن را طلاق بدهد چه مقدار باید به زن مَهریه بدهد؟

همه مراجع: اگر بعد از نزدیکى طلاق بدهد، باید تمام مَهریه را به او بپردازد و اگر پیش از آن باشد مَهریه نصف مى‏ شود.[۳۸۸]

۲۵۶: کسى که از پشت با همسرش نزدیکى کرده است؛ آیا بعد از طلاق باید نصف مَهر را بدهد یا تمام آن را؟

همه مراجع: آرى باید تمام مَهر را به زن بپردازد.[۳۸۹]

جهیزیه و طلاق

۲۵۷: جهیزیه ‏اى که دختر با خود به خانه شوهر مى ‏آورد، از آن کیست؟ اگر دختر از شوهرش جدا شود، آیا مى ‏تواند آنها را با خود ببرد؟

همه مراجع: جهیزیه ملک دختر است و مى‏ تواند آن را با خود ببرد.[۳۹۰]

خرید عروسى و طلاق

۲۵۸: مرد مخارجى را هنگام خرید براى همسرش هزینه مى ‏کند؛ حال اگر عقد به هم بخورد، آیا مى ‏تواند آنها را مطالبه کند؟

همه مراجع: اگر عین آن اموال موجود باشد، مى ‏تواند مطالبه کند.[۳۹۱]

طلاق پولى

۲۵۹: اگر زن به خاطر اذیت و آزار و ظلم شوهر، مالى به او بدهد تا او را طلاق خُلع بدهد؛ آیا گرفتن این مال حلال است؟

همه مراجع: اگر تنفّر زن از شوهر به خاطر اذیت و آزار شوهر باشد، گرفتن‏ این پول در قبال طلاق جایز نیست و طلاق خُلع صحیح نیست.[۳۹۲]

۲۶۰: آیا در طلاق خُلع، شوهر مى ‏تواند علاوه بر مَهر، مال دیگرى تقاضا کند؟

همه مراجع: اختیار طلاق با شوهر است و مى ‏تواند در مقابل طلاق افزون بر مَهر، تقاضاى دریافت مال کند.[۳۹۳]

طلاق و حجاب

۲۶۱: اگر شوهر همسرش را مجبور کند که بدون پوشش اسلامى در جلوى میهمانان نامحرم حاضر شود، آیا زن مى‏ تواند از دادگاه تقاضاى طلاق کند؟

امام: اختیار طلاق با شوهر است و حاکم شرع نمى ‏تواند او را طلاق دهد ولى زن مى ‏تواند در این موارد از دستور شوهر سرپیچى کند و اگر ماندن او در خانه شوهر با مشقّت فراوان همراه باشد، مى‏ تواند از منزل او بیرون برود و جاى دیگرى زندگى کند.[۳۹۴]

آیات عظام خامنه‏ اى، فاضل، مکارم و نورى: اگر با اجبار بر این کار، همسرش را در تنگناى شدید روحى قرار دهد و عُسر و حَرَج ثابت است، حاکم شرع مى ‏تواند او را طلاق دهد.[۳۹۵]

آیت الله صافى: زن مى ‏تواند به حاکم شرع مراجعه کند تا او را به معاشرت و رفتار نیکو با زن یا طلاق وادار سازد و اگر شوهر از این امر امتناع کند، حاکم شرع مى ‏تواند با در خواست زن، او را طلاق دهد.[۳۹۶]

طلاق و پدر و مادر

۲۶۲: اگر زن با خانواده شوهر ناسازگار باشد، آیا مرد به صرف احترام پدر و مادرش مى‏ تواند از همسرش جدا شود؟

همه مراجع: حفظ کانون خانواده بسیار امر مهمى است و صرف احترام پدر و مادر باعث نمى ‏شود که مرد دست به طلاق ـ که مبغوض نزد خداوند است ـ بزند.[۳۹۷]

طلاق و فرزند

۲۶۳: زنى که علاقه شدید به فرزند دارد آیا به جهت اینکه شوهرش قدرت بارورى ندارد، مى ‏تواند از دادگاه تقاضاى طلاق کند؟

آیات عظام امام بهجت، صافى، وحید، تبریزى و سیستانى: خیر! اختیار طلاق با شوهر است و حاکم شرع نمى‏ تواند در این مورد طلاق بدهد.[۳۹۸]

آیات عظام خامنه ‏اى، فاضل، مکارم و نورى: خیر! اختیار طلاق با شوهر است و حاکم شرع نمى‏ تواند در این مورد طلاق بدهد؛ مگر آنکه خطر بیمارى روانى، زن را تهدید و در عُسر و حَرَج قرار دهد.[۳۹۹]

بخش سوم: دانستنى ‏ها و اصطلاحات

 

رَبیبه‏

۲۶۴: «رَبیبه» یعنى چه و آیا به انسان محرم است؟

یکى از محارم «رَبیبه» است. ربیبه به دختر زن انسان ـ که از شوهر دیگر است ـ گفته مى ‏شود؛ خواه از شوهر قبل باشد و یا از شوهر بعد. (اگر زن انسان طلاق بگیرد و شوهر جدید اختیار کند و از او دختردار شود، آن دختر ربیبه شوهر قبل محسوب مى ‏شود). البته محرمیّت ربیبه مشروط بر این است که انسان با مادر او نزدیکى کرده باشد.[۴۰۰]

نامادرى

۲۶۵: پدرم زن دیگرى گرفته است، آیا مادر و خواهر او به من محرم هستند؟

خیر! خود زن پدر محرم است؛ ولى مادر و خواهر زن پدر، به شما محرم نیستند.[۴۰۱]

دختر باکره

۲۶۶: معناى باکره چیست؟

باکره، از واژه «بکره»، گرفته شده است که به معناى اول روز است و در اصطلاح به زنى گفته مى ‏شود که بکارتش با نزدیکى از بین نرفته باشد و مقابل کلمه «ثیب» است و با توجه به این که این حالت در مرحله اول و پیش از ثیب بودن است، بکر و باکره گفته مى ‏شود.

دختر رشیده

۲۶۷: منظور از دختر بالغ رشیده چیست؟ معمولاً در چه سنى به این حد مى ‏رسد؟

همه مراجع: دختر رشیده، به دخترى مى‏ گویند که منفعت و مصلحت زندگى خویش را به خوبى تشخیص دهد و در امر ازدواج تنها تحت تأثیر غریزه جنسى و عاطفه خود قرار نگیرد. این امر در اشخاص مختلف تفاوت پیدا مى ‏کند و امکان ندارد سن خاصى را براى آنان تعیین کرد.[۴۰۲]

مَهر السُنّه

۲۶۸: مقدار «مَهرالسُنّه» را بیان کنید؟

همه مراجع: «مَهر السُنّه» مقدار مَهرى است که نبى اکرم صلّى الله علیه و آله و سلّم براى همسران خود و حضرت زهرا علیها السّلام قرار داده است. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل ۶/۱۲ نخود نقره سکه ‏دار است که در مجموع برابر ۶۳۰۰ نخود (یا ۵/۲۶۲ مثقال) مى‏ شود و قیمت آن در هر زمان، تابع نرخ همان زمان است.[۴۰۳]

مَهر المُسمّى

۲۶۹: مَهر المُسمّى چیست؟

 «مَهر المُسمّى» مَهریه ‏اى است که مقدار آن هنگام عقد ازدواج معین شده و از آن نام برده شده است.

مَهر المِثل

۲۷۰: مَهر المِثل چیست؟

 «مَهر المِثل» عبارت است از: مَهریه زنان هم ردیف؛ از نظر حسب، نسب، سن، عقل و ثروت. مَهرالمِثل در مواردى تحقق مى ‏یابد؛ به عنوان مثال اگر در عقد ازدواج، براى زن مَهریه‏اى معلوم نشود و یا مَهریه ‏اى حرام قرار داده شود، پس از زفاف (نزدیکى) ـ براى او مَهرالمثل تعیین مى ‏شود.

اهل کتاب

۲۷۱: اهل کتاب چه کسانى هستند؟

هرکس که به یکى از ادیان آسمانى اعتقاد داشته و خود را از پیروان پیامبران الهى بداند و پیغمبرى حضرت خاتم الأنبیاء محمّد بن عبدالله صلّى الله علیه و آله را نپذیرد اهل کتاب مى ‏نامند مانند یهود و نصارى.[۴۰۴]

یائسگى‏

۲۷۲: زن یائسه به چه کسى گفته مى ‏شود؟

یائسه به زنى گفته مى ‏شود که سنّش، به حدى رسیده که دیگر عادت ماهیانه نمى ‏بیند و اگر خونى ببیند، خون حیض محسوب نمى ‏شود. زن به طور حتم پس از تمام شدن شصت سال (قمرى)، یائسه و کمتر از پنجاه سال (قمرى) غیر یائسه است. بین پنجاه تا شصت سال میان مراجع تقلید اختلاف نظر هست. نظر اکثر این است؛ که زن سیّده با تمام شدن شصت سال و زن غیر سیّده با تمام شدن پنجاه سال قمرى، یائسه مى ‏گردد.[۴۰۵]

سه طلاقه

۲۷۳: «سه طلاقه» به چه معناست؟

اگر مردى زنى را دو بار طلاق دهد و به او رجوع کند یا دو بار او را طلاق دهد و بعد از هر طلاق عقدش کند، بعد از طلاق سوم، آن زن بر او حرام مى ‏شود و احتیاج به مُحلِّل دارد.[۴۰۶]

تبصره: مُحلِّل به مردى مى ‏گویند که زن بعد از طلاق سوم با رعایت شرایط خاص با او ازدواج مى ‏کند تا شوهر اول بتواند با او ازدواج کند.

معناى عدّه

۲۷۴: عدّه چیست و زن چند جور عدّه دارد؟

 «عدّه» عبارت است از مدتى که به دستور شارع مقدس، زن حق ندارد در این مدت شوهر کند و باید صبر نماید تا مدت به سر آید. زن در موارد ذیل باید عدّه نگه بدارد:

ـ بعد از طلاق و جدایى.

ـ بعد از به هم خوردن عقد (فسخ یا انفساخ عقد).

ـ بعد از تمام شدن مدت یا بخشیده شدن آن در عقد موقّت.

ـ بعد از نزدیکى از روى اشتباه و ناآگاهى (وطى به شبهه).

ـ بعد از مرگ شوهر.[۴۰۷]

تبصره: لزوم عدّه نگه‏ دارى براى بند یکم تا سوم در صورت نزدیکى است.

والحمدلله ربّ العالمین


[۱]. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عزّ و جلّ من التزویج»؛ «هیچ بنایى در اسلام محبوب‏ تر از ازدواج، نزد خداوند بنا نشده است!» (وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۳)

[۲]. نور، آیه ۳۲

[۳]. روم، آیه ۲۱

[۴]. نساء، آیه ۳

[۵]. مَنْ تَزَوَجَّ فَقَدْ احْرَزَ نِصْفَ دینِهِ. (وسائل الشیعه،ج۱۴، ص۵)

[۶]. روم، آیه ۲۱؛ تفسیر المیزان، ج ۱۵، المؤمنون، ذیل آیه ۶

[۷]. نساء، آیه ۳

[۸]. علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۰۴؛ ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۲۹۱؛ تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۱۹۵؛ پرسش ‏ها و پاسخ‏ ها دفتر هفتم، ص ۳۳۴ و سید على، کمالى، قرآن و مقام زن، ص ۲۴۶

[۹]. العروه الوثقى، ج۲، النکاح؛ توضیح المسائل مراجع، م۲۴۴۳؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۷۹۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۰۷

[۱۰]. العروه الوثقى، ج ۲، کتاب النکاح، م ۴

[۱۱]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام ازدواج، س ۹؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۷۹۵؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۵۱۳؛ دفتر: همه مراجع

[۱۲]. ر.ک: سیستانى، وحید، تبریزى، منهاج الصالحین، فى عقد المتعه و مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۰۸

 

[۱۳]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۸۹- ۲۳۸۴ و ۲۴۷۲ و ۲۴۶۴ و ر. ک: رساله محرم و نامحرم، مجتهدى تهرانى، احمد، ص ۱۰

[۱۴]. دفتر: همه مراجع‏

[۱۵]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النکاح، م ۲۸؛ فاضل، تعلیقات على‏العروه، ج ۲، النکاح، م ۲۶ و خامنه ‏اى، استفتاء، س ۵۲۵

[۱۶]. مکارم، تعلیقات على العروه، النکاح، م ۲۶؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۲۸؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۸۰؛ النکاح، م ۲۸؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۹۴۴

[۱۷]. صافى، هدایه العباد، ج ۲

[۱۸]. نورى، تعلیقات على العروه، النکاح، م ۲۶

[۱۹]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۵۲۵؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۲۸؛ امام، فاضل، نورى، مکارم، تعلیقات على العروه، النکاح، م ۲۶؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، م ۱۹۴۴؛ صافى، جامع‏ الاحکام، ج ۲، س ۱۷۰۹ و دفتر تبریزى

[۲۰]. امام، فاضل، مکارم، نورى، تعلیقات على العروه، النکاح، م ۲۶؛ بهجت، توضیح المسائل، م ۱۹۴۴؛ دفتر: صافى، وحید، تبریزى و خامنه ‏اى

[۲۱]. مکارم، تعلیقات على العروه، م ۲۶، و استفتاءات، ج ۱، س ۸۱۶؛ فاضل، تعلیقات على العروه، ج ۲، النکاح، م ۲۶؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲ النکاح، م ۲۸؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲ النکاح م ۲۸؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۲۸؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۶، م ۹۴۸؛ دفتر: وحید و خامنه‏ اى

[۲۲]. با استفاده از منابعى که در عنوان «نگاه خواستگارى» آمده است‏

[۲۳]. دفتر: همه مراجع

[۲۴]. سیستانى، سایت؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۴۹ و ۱۰۷۵ و دفتر: همه مراجع

[۲۵]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۳۷۶؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۶۵؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۱۹؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۳۷۲؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۳۸۵

[۲۶]. دفتر: همه مراجع

[۲۷]. دفتر: همه مراجع

[۲۸]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام ازدواج، س ۶؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۷۸۱؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۴۳۴؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۹، س ۲۱۸ و ۲۱۹ و دفتر: بهجت، وحید، فاضل، نورى، سیستانى و صافى‏

[۲۹]. توضیح المسائل، مراجع م، ۲۴۳۳؛ العروه الوثقى، ج ۲، النکاح، م ۲۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۲؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۲۹

[۳۰]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۹۵ و دفتر: همه مراجع

[۳۱]. العروه الوثقى، النکاح، م ۱۹

[۳۲]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۵۶؛ دفتر: همه مراجع

[۳۳]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۳۳؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۲۲ و ۴ و دفتر: بهجت، مکارم، بهجت، فاضل و نورى‏

[۳۴]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۳، ۷۳۵؛ دفتر: وحید

[۳۵]. دفتر: سیستانى‏

[۳۶]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۶۷۷

[۳۷]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۳۳؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام نفقه، س ۱۴؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۶۲؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۲، س ۱۳۱۲؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۵۱ و ج ۱، س ۸۳۹ و دفتر: بهجت و خامنه ‏اى

[۳۸]. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۹۹ و وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۹۹

[۳۹]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۴۱۵

[۴۰]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۸۳۲؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۸۳۳؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۴۴۴؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۸۳۸

[۴۱]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۹۷۰ و ۹۷؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۵۳۲؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۴۴۷؛ امام، استفتاءات، ج ۲، (کسب‏هاى حرام)، س ۱۴ و ۱۳؛ صافى، هدایه العباد، ج ۱، ۱۶۸۹؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، (المکاسب المحرمه)، م ۸؛ بهجت، وسیله النجاه، ج ۱، م ۱۴۴۱ و ۱۴۴۲

[۴۲]. امام، استفتاءات، ج ۳، (سؤالات متفرقه)، س ۱۷۴؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۴۴۵؛ دفتر: سیستانى، بهجت، وحید، نورى، فاضل، تبریزى و صافى

[۴۳]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۶۴

[۴۴]. تبریزى، استفتاءات، س ۲۱۹۴؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۵۱۷؛ امام، استفتاءات، ج ۱، (لباس نمازگزار)، س ۵۲؛ سیستانى، (sistani.org)؛ زینت، س ۲؛ صافى، جامع‏ الاحکام، ج ۲، س ۱۷۳۷؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۴۴۳؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۱۱؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۹۶۹؛ دفتر: بهجت، وحید

[۴۵]. العروهالوثقى، ج ۱، (لباس المصلى)، م ۲۱

[۴۶]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۱۱؛ تبریزى، استفتاءات، س ۲۱۹۳؛ امام، استفتاءات، ج ۱، (لباس نمازگزار)، س ۵۰؛ سیستانى، sistani.org، زینت، س ۳۳؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۹۶۹؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۴۴۳؛ صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۷۳۹؛ دفتر: وحید، بهجت، نورى‏

[۴۷]. امام و بهجت، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶ و دفتر: خامنه‏ اى‏

[۴۸]. تبریزى و سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۴۹۳

[۴۹]. وحید، توضیح المسائل، م ۲۳۴

[۵۰]. فاضل، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶

[۵۱]. مکارم، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶ و صافى، هدایه العباد، ج ۱، م ۶۲۳ و ۶۲۴

[۵۲]. نورى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶

[۵۳]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶ و ۲۲۸ و ۲۰۶۸ و دفتر: خامنه ‏اى

[۵۴]. وحید، توضیح المسائل، م ۲۳۴ و ۲۰۹۶

[۵۵]. فاضل، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶ و ۲۲۸ و ۲۰۶۸

[۵۶]. مکارم، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶ و ۲۲۸ و ۲۰۶۸

[۵۷]. نورى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶ و ۲۲۸ و ۲۰۶۸

[۵۸]. صافى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶ و ۲۲۸ و ۲۰۶۸

[۵۹]. توضیح المسائل مراجع، م ۸۳۴ و ۸۳۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۸۴۰ و ۸۴۴ و دفتر: خامنه ‏اى

[۶۰]. توضیح المسائل مراجع، م ۸۳۴ و ۲۰۶۸؛ وحید، توضیح المسائل، م ۸۴۰ و ۲۰۹۶ و دفتر: خامنه‏ اى

[۶۱]. توضیح المسائل مراجع، م ۸۳۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۸۴۱ و دفتر: خامنه‏ اى

[۶۲]. بهجت، توضیح المسائل مراجع، م ۸۳۵

[۶۳]. خامنه‏ اى، اجوبه، س ۱۳۷۹؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۴۶۹ و دفتر: امام و مکارم

[۶۴]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۲۲۳۸؛ تبریزى، استفتاءات، س ۲۲۲۵ و ۲۲۲۸ و ۲۲۲۹

[۶۵]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۷۳۱ و دفتر: بهجت

[۶۶]. دفتر: وحید

[۶۷]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۳۶۷؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۳۶۳ و وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۳۱، دفتر: خامنه ‏اى

[۶۸]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۶۷؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۶۳ و امام و فاضل و مکارم، التعلیقات على العروه، باب العقد و احکامه، م ۱۵ و دفتر: خامنه ‏اى

[۶۹]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶۲؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۳۱۴ و دفتر: خامنه‏ اى

[۷۰]. دفتر: همه مراجع

[۷۱]. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، ۱۲۲۹؛ بهجت، توضیح‏ المسائل، م ۱۸۸۷؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۳؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۲۹؛ امام، نورى، مکارم و فاضل، التعلیقه على العروه، النکاح، م ۵، صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح، م ۵؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۲۲

[۷۲]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۲، س ۱۱۰۱ و دفتر: همه مراجع

[۷۳]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۰؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۳۴ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۴۰

[۷۴]. بهجت، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۳۷۰

[۷۵]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۰؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۳۶۶

[۷۶]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۳۶ و ۳۷؛ توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۳۷۲؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۳۶؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۳۶۸

[۷۷]. بهجت، توضیح‏ المسائل، م ۱۸۸۴

[۷۸]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۰؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۳۴؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۳۶۶ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۴۰

[۷۹]. بهجت، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۰

[۸۰]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۳۷۰

[۸۱]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۱؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۳۶۷ و وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۳۵

[۸۲]. العروه الوثقى، ج ۲، احکام العقد، م ۱۸

[۸۳]. با استفاده از منابع گفتگو براى خواستگارى‏

[۸۴]. العروه الوثقى، ج ۲، کتاب النکاح، احکام العقد، م ۱۷ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۹۶ و ۳۰

[۸۵]. امام، نورى، و فاضل، تعلیقات على العروه، باب العقد و احکامه، م ۱۰ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۸۹۸؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۴۴؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۳۰؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، م ۱۲۵۸؛ دفتر: وحید، بهجت و سیستانى

[۸۶]. نورى، امام و فاضل، التعلیقات على العروه، باب العقد و احکامه، م ۲؛ سیستانى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۶۳؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، باب العقد و احکامه و دفتر: وحید، تبریزى، بهجت، خامنه‏ اى و مکارم

[۸۷]. امام، نورى و فاضل، تعلیقات على العروه، باب العقد و احکامه، م ۱۰ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۸۹۸؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۴۴؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۳۰؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، م ۱۲۵۸؛ سیستانى، سایت، ازدواج، س ۴۵ دفتر: وحید و بهجت‏

[۸۸]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۷۰؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۶۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۳۷۹؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲ م ۴۱ و خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات س ۷۰

[۸۹]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۷۰؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۳۴؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۶۶؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۴۱ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۷۰

[۹۰]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۷۶ و دفتر: نورى

[۹۱]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۷۶؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۳۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۰ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۸۳۳

[۹۲]. امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاى عقد، س ۱۰؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۸۶؛ سیستانى، سایت، عقد موقت، ش ۱۶؛ منهاج الصالحین، کتاب النکاح، اولیاء العقد، م ۶۷؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۱۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۶۱؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۷۹؛ فاضل و بهجت، توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۸۵ و دفتر: نورى

[۹۳]. امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء العقد، س ۱۹ و دفتر: همه مراجع‏

[۹۴]. دفتر: همه مراجع

[۹۵]. العروه الوثقى، ج ۲، کتاب النکاح، اولیاء العقد، م ۱

[۹۶]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۷۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۰ و امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء عقد س ۳۶؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۷۲

[۹۷]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۵۷ و صراط النجاه، ج ۱، س ۸۲۶؛ سیستانى، سایت، موقت، س ۳۳؛ امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء العقد، س ۱۹؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۸۷؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۱۷ و دفتر: بهجت، فاضل، وحید، صافى و نورى

[۹۸]. تبریزى، استفتائات، س ۱۴۵۷ و صراط النجاه ج ۱ س ۸۲۶؛ امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء عقد، س ۱۹ سیستانى، سایت، موقت، س ۳۳ و منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۳۷؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۱۷ و دفتر: بهجت، فاضل، وحید، صافى و نورى‏

[۹۹]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۴۷؛ امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء العقد، س ۴؛ دفتر: سیستانى و نورى‏

[۱۰۰]. بهجت، توضیح‏ المسائل، م ۱۸۹۱؛ فاضل، تعلیقات على العروه، اولیاء العقد، م ۱؛ دفتر: فاضل‏

[۱۰۱]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۸۹؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۲۷۲؛ دفتر: مکارم و وحید

[۱۰۲]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۹۲؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۲۷۲؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۴۷؛ امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء العقد، س ۴ و نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۷۲؛ بهجت، توضیح المسائل، م ۱۸۹۱ و فاضل، تعلیقات على العروه، اولیاء العقد، م ۱ و دفتر: سیستانى، مکارم و وحید

[۱۰۳]. نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۳۷۳؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، اولیاء العقد، م ۲؛ امام، فاضل و مکارم، تعلیقات على العروه، اولیاء العقد، م ۱؛ سیستانى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۳۷۷؛ دفتر: وحید

[۱۰۴]. بهجت، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۷؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۵۶ و صراط النجاه، ج ۲، س ۱۱۳۰

[۱۰۵]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۵۴؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، اولیاء العقد، م ۲ و جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۲۶۰

[۱۰۶]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۷۶

[۱۰۷]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۷۶؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۳۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۰ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۸۳۵

[۱۰۸]. دفتر: همه مراجع

[۱۰۹]. امام، فاضل، نورى و مکارم، تعلیقات على العروه، اولیاء العقد، م ۲؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۳۷؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، اولیاء العقد، م ۷۰؛ تبریزى، منهاج الصالحین، اولیاء العقد، م ۱۲۳۷؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۸۴؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، م ۱۸۹۱؛ دفتر: صافى

[۱۱۰]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۸۴؛ مکارم، استفتاءات ج ۲، س ۹۱۶ و تعلیقات على العروه، اولیاء العقد، م ۲؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳ م ۱۲۳۷؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۴۴۰؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۶۶؛ امام، تعلیقات على العروه، اولیاء العقد، م ۲۴؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۷۲ و دفتر: صافى

[۱۱۱]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۶۹ و ۷۰؛ بهجت، توضیح المسائل، م ۱۸۹۱

[۱۱۲]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۹۹؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۹۵ و خامنه ‏اى، استفتاء، س ۷۴۴

[۱۱۳]. تبریزى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۹۹ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۶۳

[۱۱۴]. سیستانى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۹۹

[۱۱۵]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۷۰؛ امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء العقد، س ۲۷ و دفتر: نورى

[۱۱۶]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۷۹۸؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۴۳۸؛ مکارم، تعلیقات على العروه، اولیاء العقد، م ۲، وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۳۷؛ تبریزى، منهاج الصالحین، اولیاء العقد، م ۱۲۳۷؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، م ۱۸۹۱؛ دفتر: صافى‏

[۱۱۷] . وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۴۹؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۴۹؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۸۵؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، العیوب، م ۱۶؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، العیوب، م ۱۷؛ دفتر: بهجت، خامنه ‏اى، فاضل، مکارم و نورى

[۱۱۸]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۳۷۶؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۳۷؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۰ و خامنه ‏اى، استفتاء، س ۵۵

[۱۱۹]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۷۷، نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۷۳؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۱ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۸۳

[۱۲۰]. امام، تحریر الوسیله، ج ۲، المهر، م ۱؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، المهر، م ۱۳۵۰؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، ۱۳۵۰؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۸۷ و ۲۸۶؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، المهر، م ۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۸۹ و دفتر: فاضل، بهجت، خامنه ‏اى، نورى

[۱۲۱]. امام، تحریر الوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۲؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۲؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۹۶؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۶۰؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۶۰ و دفتر: بهجت، خامنه ‏اى، فاضل، نورى و مکارم‏

[۱۲۲]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، المهر، م ۴ والنکاح المنقطع، م ۵؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، المهر، م ۴، و النکاح المنقطع، م ۵؛ تبریزى و وحید، منهاج الصالحین، عقد المتعه والمهر، م ۱۳۵۴؛ دفتر: همه مراجع‏

[۱۲۳]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۴۶؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۴۲؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۵۱۰؛ دفتر: خامنه‏ اى

[۱۲۴]. دفتر: همه مراجع

[۱۲۵]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۲۵۹؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، المهر، م ۳؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، المهر، م ۳؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۸۸ و دفتر: همه مراجع

[۱۲۶]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۲۰؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۱۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۸۴

[۱۲۷]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۷۵ و ۲۲۷۶

[۱۲۸]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۲۰؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۱۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۸۴ و دفتر: خامنه‏ اى

[۱۲۹]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۷۷؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۲۷۱؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۳۲۹ و دفتر: خامنه‏ اى

[۱۳۰]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۱؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۴۴؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۳۸؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۴۰ و دفتر: وحید، بهجت، خامنه ‏اى، فاضل و سیستانى

[۱۳۱]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۲۰؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۱۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۸۴ و دفتر خامنه‏ اى‏

[۱۳۲]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۲۳۱؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۴۲؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۴۸۰ و ۱۴۹۲؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۱۶ و ۱۹؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۱؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۵۲؛ دفتر: سیستانى، صافى، بهجت، مکارم‏

[۱۳۳]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۱۳؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۷۷؛ نورى، توضیح المسائل، ۲۴۰۹ و دفتر: خامنه‏ اى

[۱۳۴]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۴۹؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۴۹۰؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۱۷؛ سیستانى، سایت، مهریه و دفتر: بهجت و وحید

[۱۳۵]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۲۲۷ و دفتر: بهجت

[۱۳۶]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۲۹۶ و ۱۲۹۷

[۱۳۷]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۶۵۷ و ۶۵۹ و ۷۲۹

[۱۳۸]. نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۳۶ و ۶۳۷

[۱۳۹]. نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۳۵؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۴۸۴؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۷ و دفتر: همه مراجع‏

[۱۴۰]. امام، تحریر الوسیله، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۹۷۵؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۲۱۳؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۲۱؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۷۲۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۰۶۴ و نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۲۳

[۱۴۱]. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۹۷۵ و صافى، هدایه العباد، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸

[۱۴۲]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۲۰۹؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۳۹؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۶؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۶؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۳۱۳ و ۳۱۵ و دفتر: بهجت، فاضل، وحید، فاضل، مکارم، نورى

[۱۴۳]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۴۳ و دفتر: همه مراجع

[۱۴۴]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۲۳۴ و دفتر: همه مراجع

[۱۴۵]. دفتر: همه مراجع

[۱۴۶]. دفتر: همه مراجع

[۱۴۷]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، کتاب الدیات، السابع عشر، الفرج، م ۵؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، کتاب الدیات، ۳۵۹ و دفتر: همه مراجع

[۱۴۸]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، المهر، م ۱۵ و دفتر: همه مراجع

[۱۴۹]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۵۲۱؛ دفتر: همه مراجع

[۱۵۰]. امام، تحریرالوسیله، ج ۱، المکاسب المحرمه، م ۱۳؛ صافى، هدایه العباد، ج ۱، م ۱۶۹۸؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۵۷ و التعلیقه على منهاج الصالحین، المکاسب المحرمه، م ۱۷؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۹۷؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س ۱۱۳۴؛ بهجت، وسیلهالنجاه، ج ۱، م ۱۴۴۹؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۷؛ دفتر: نورى

[۱۵۱]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۲۳ و سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م‏

[۱۵۲]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۶، س ۱۴۴۶؛ دفتر: همه مراجع

[۱۵۳]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۳۵؛ صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۱، س ۱۰۲۳؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۳۶ و ۱۷۳۷؛ دفتر: سیستانى، امام، نورى، وحید، بهجت

[۱۵۴]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۶، س ۱۴۵۶ و ۱۴۴۸ و ۱۴۴۴

[۱۵۵]. خامنه ‏اى، اجوبه، س ۱۱۳۳ و ۱۱۳۴ و ۱۱۶۶

[۱۵۶]. تبریزى، التعلیقه على منهاج الصالحین، المکاسب المحرمه، م ۱۷؛ دفتر: امام، بهجت، خامنه‏ اى، فاضل و نورى

[۱۵۷]. صافى، هدایه العباد، ج ۱، م ۱۶۹۸

[۱۵۸]. صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۶۷۱؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۷۲۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۷۰۹ و ج ۱، س ۵۲۶؛ دفتر: بهجت، امام و وحید

[۱۵۹]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۵۸ و ۱۰۴۹ و ۱۰۷۵؛ سیستانى، سایت، غناء، ش ۶؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۱۴۵؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۴۴۴ و ج ۲، س ۵۴۲ و ۵۴۴ و ۵۴۹

[۱۶۰]. امام، تحریرالوسیله، ج ۱، م ۱۳؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س ۱۱۳۴؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م ۲۰ و وسلیهالنجاه، ج ۱، م ۱۴۴۹؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۹۷؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۰؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۷؛ تبریزى، استفتاءات، ۱۰۵۷ و التلیقه على منهاج الصالحین، المکاسب المحرمه، م ۱۷؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۲۸؛ صافى، هدایه العباد، ج ۱، م ۱۶۹۸ و جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۵؛ دفتر، نورى

[۱۶۱]. امام، تحریر الوسیله، ج ۱، المکاسب المحرمه، س ۱۳؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۷۸؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س ۱۱۳۲؛ صافى، هدایه العباد، ج ۱ م ۱۶۹۷؛ نورى، توضیح المسائل، مسائل مستحدثه؛ بهجت، وسیلهالنجاه، ج ۱، م ۱۴۴۹؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۱۱۵۱ و ۱۱۶۲؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۷۰۱؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۷ و سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۰

[۱۶۲]. دفتر: همه مراجع

[۱۶۳]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۷۱۹ و ج ۱، س ۵۳۷؛ صافى، جامع‏ الاحکام، ج ۱، س ۱۰۱۱ و ۱۰۱۳ و ج ۲ س ۱۴۶۶ و ۱۴۷۷ و ۱۴۷۵؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۴۵ و ۱۰۷۱ و ۱۰۷۴؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۴۸ و ۹۴۶ و ۹۵۰ و ج ۲، س ۹۴۷؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۱۴۲۷ و ۱۴۲۹ و ۱۱۵۴ و دفتر: بهجت، وحید

[۱۶۴]. خامنه‏ اى، اجوبه، س ۱۱۳۴ و امام، استفتاءات، مکاسب محرمه، س ۲۵ و دفتر: فاضل

[۱۶۵]. صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۱، س ۱۰۰۶ و ۱۰۰۹ و دفتر: بهجت

[۱۶۶]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۵۴؛ سیستانى، سایت، موسیقى ش ۲ و منهاج الصالحین، ج ۲ م ۲۰؛ نورى، استفتاءات، ج ۲ س ۵۷۱؛ مکارم، استفتاءات ج ۱، س ۵۲۵ و ۵۲۸؛ دفتر: وحید

[۱۶۷]. صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۱۰۱۵ و هدایه العباد، ج ۱، م ۱۶۹۸؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۵۷؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۴۰ و ۹۹۷؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س ۱۱۳۴؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۷

[۱۶۸]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۰؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۲۸ و ۵۲۳

[۱۶۹]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۵۳۸ و ۵۳۹ و ۷۱۲؛ صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۱؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۳۶؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۱۸۱ و ۱۱۸۰؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، متفرقه، م ۳۰؛ دفتر: امام

[۱۷۰]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۵۱؛ سیستانى، سایت، موسیقى ش ۵

[۱۷۱]. دفتر: وحید

[۱۷۲]. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۵۸۴

[۱۷۳]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۳۵ و ۱۷۳۶؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س ۱۱۳۳؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۳۳؛ امام، استفتاءات، ج ۲، مکاسب محرمه س ۲۷ و ج ۳، موسیقى، س ۱۰۷؛ دفتر: صافى، بهجت، وحید

[۱۷۴]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۲، س ۹۲۳ و ۹۳۰ و ج ۶، س ۱۴۵۶ و دفتر: سیستانى

[۱۷۵]. امام، استفتاءات، ج ۲، مکاسب محرمه، س ۳۵؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۴۲ و ۱۰۶۷؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س ۱۱۷۱؛ سیستانى، سایت، رقص ش ۷؛ دفتر: وحید

[۱۷۶]. دفتر: بهجت

[۱۷۷]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۳۴ و ۵۳۵؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۰؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۳۶ و ۱۷۳۸؛ نورى، استفتاءات، ج ۲ س ۵۷۴

[۱۷۸]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۶۷ و ۱۰۴۲؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س ۱۱۶۸؛ دفتر: امام‏

[۱۷۹]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۳۶؛ نورى، استفتاءات، ج ۲ س ۵۷۵ و ۵۷۳ و ۵۷۴؛ دفتر: وحید، سیستانى، بهجت

[۱۸۰]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۳۵ و ۵۳۷؛ صافى، جامع‏ الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۰

[۱۸۱]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۴۲؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س ۱۱۶۸؛ دفتر: امام

[۱۸۲]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۳۶؛ سیستانى، سایت، رقص ش ۳؛ نورى، استفتاءات، ج ۲ س ۵۷۴؛ بهجت، توضیح المسائل، م ۱

[۱۸۳]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۳۷؛ صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۰

[۱۸۴]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۶۷؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س ۱۱۶۸؛ دفتر: همه مراجع

[۱۸۵]. خامنه ‏اى، اجوبه، س ۱۱۶۸؛ دفتر: امام

[۱۸۶]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۳۶؛ نورى، استفتاءات، ج ۲ س ۵۷۴؛ دفتر: وحید، سیستان، بهجت

[۱۸۷]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۵۳۴؛ صافى، جامع‏ الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۰؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۶۷

[۱۸۸]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۴۲؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س ۱۱۶۸؛ دفتر: امام

[۱۸۹]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۳۶؛ سیستانى، سایت، رقص ش ۹؛ نورى، استفتاءات، ج ۲ س ۵۷۴؛ بهجت، توضیح‏ المسایل، متفرقه، م ۱

[۱۹۰]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۳۷؛ صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۰

[۱۹۱]. خامنه‏ اى، اجوبه، س ۱۱۶۹ و دفتر: همه مراجع

[۱۹۲]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۶۲؛ خامنه‏ اى، استفتاءات، س ۱۱۶۶ و ۱۱۷۹ و دفتر: همه مراجع‏

[۱۹۳]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۲۱؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س ۱۱۶۹؛ دفتر: همه مراجع‏

[۱۹۴]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۲۱؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س ۱۱۶۹؛ دفتر: همه مراجع

[۱۹۵]. امام، تحریر الوسیله، ج ۱، مکاسب محرمه، م ۱۶؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۵۶۵ و فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۶۲

[۱۹۶]. صافى، هدایه العباد، ج ۱، م ۱۷۰۴

[۱۹۷]. خامنه‏ اى، اجوبه، س ۱۲۲۹

[۱۹۸]. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۲ و استفتاءات، س ۱۰۳۰ و ۱۰۳۱؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۲؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۵

[۱۹۹]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۶۲

[۲۰۰]. بهجت، وسیله النجاه، ج ۱، م ۱۴۵۵

[۲۰۱]. امام، تحریر الوسیله، ج ۱، مکاسب محرمه، م ۱۶؛ بهجت، وسیله النجاه، ج ۱، م ۱۴۵۵؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۵۶۵ و فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۶۲؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۶۲؛ صافى، هدایه العباد، ج ۱، م ۱۷۰۴؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س ۱۲۲۹ و دفتر: استفتاء و دفتر: وحید و سیستانى‏

[۲۰۲]. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۲ و استفتاءات، س ۱۰۳۰ و ۱۰۳۱

[۲۰۳]. امام، تحریر الوسیله، ج ۱، مکاسب محرمه، م ۱۶؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۵۶۵ و فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۶۲

[۲۰۴]. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۲ و استفتاءات، س ۱۰۳۰ و ۱۰۳۱؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۲؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۵

[۲۰۵]. بهجت، وسیلهالنجاه، ج ۱، م ۱۴۵۵؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س ۱۲۲۹؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۶۲

[۲۰۶]. صافى، هدایه العباد، ج ۱، م ۱۷۰۴

[۲۰۷]. دفتر: همه مراجع

[۲۰۸]. سیستانى، سایت، (حجاب)، س ۳؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۷۸؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۷۰۶؛ صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۶۹۶؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۴۳۸؛ دفتر: نورى، وحید، بهجت و امام

[۲۰۹]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۱۲۷۵ و استفتاءات، س ۱۶۱۴

[۲۱۰]. دفتر: مکارم

[۲۱۱]. امام، نورى و سیستانى، التعلیقات على‏ العروه، (الستر)، م ۱؛ العروه الوثقى، ج ۱، الستر، م ۱۶؛ صافى، جامع‏ الاحکام، ج ۲، س ۱۶۹۲؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۱۲؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۵۴؛ دفتر: وحید، بهجت و تبریزى‏

[۲۱۲]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۵۳ و ۱۵۶؛ صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۷۲۹؛ سیستانى، سایت، (حجاب)، س ۵؛ امام، استفتاءات، ج ۳، (احکام حجاب)، س ۲۷؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۴۸۵؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۰۸؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۳۶۴ و ۱۳۶۷؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۹۰؛ دفتر: وحید و بهجت

[۲۱۳]. امام، استفتاءات، ج ۱، (لباس نمازگزار)، س ۳۴؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۱۲۴۸؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۵۴؛ سیستانى، سایت، (حجاب)، س ۲؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۱۲؛ همه مراجع، العروه الوثقى، ج ۱، (الستر)، الثانى و ۱۶؛ صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۶۹۲؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۸۲

[۲۱۴]. العروه الوثقى، ج ۱، (الستر)

[۲۱۵]. فاضل و امام، تعلیقات على‏ العروه، (الستر)، م ۱ و دفتر: خامنه‏ اى

[۲۱۶]. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۷۰؛ سیستانى، سایت، (زینت)، س ۱۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۳۷؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۱۲۷۶ و دفتر: صافى

[۲۱۷]. دفتر: وحید و بهجت

[۲۱۸]. دفتر: تبریزى

[۲۱۹]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۹۷؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۱۶؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۱۰۳۳؛ دفتر: وحید، صافى، بهجت، امام، فاضل و خامنه ‏اى

[۲۲۰]. همان

[۲۲۱]. نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۴۹۰؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۲، س ۱۳۲۸؛ صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۶۸۲؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۲۲۰؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۹۰ و ۱۵۸۶؛ سیستانى، سایت، (زینت)، س ۲۸؛ امام، استفتاءات، ج ۳، (احکام حجاب)، س ۳۲ و دفتر: بهجت‏

[۲۲۲]. استفتاءات، ج ۱، س ۸۰۱

[۲۲۳]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام حجاب، س ۳۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۰۲؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۴۹۱ و سیستانى، سایت، (زینت)

[۲۲۴]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۶۸۲ و ۱۶۸۳ و دفتر: بهجت

[۲۲۵]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۵۶۲؛ فاضل، استفتاءات، ج ۱، س ۱۷۰۸ و دفتر: وحید و تبریزى‏

[۲۲۶]. خامنه‏ اى، سایت، (نگاه)؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۷۰۷؛ دفتر: امام

[۲۲۷]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۶۸۳؛ دفتر: بهجت و تبریزى

[۲۲۸]. سیستانى، سایت، (زینت)، س ۱ و ۱۷ و ۱۸؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۰۲؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۵۴۲ و ۴۹۱

[۲۲۹]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۰۷ و دفتر: امام، وحید و خامنه‏ اى

[۲۳۰]. نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۵۴۲ و ۵۰۰؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۰۲؛ سیستانى، سایت، (زینت)، س ۱۸

[۲۳۱]. دفتر: بهجت و صافى

[۲۳۲]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۸۲ و ۸۸۳

[۲۳۳]. دفتر: همه مراجع

[۲۳۴]. دفتر: مکارم و نورى

[۲۳۵]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۸۲ و ۸۸۳ و ۸۸۴؛ امام، تعلیقات على‏العروه، (الستر)، م ۱ و استفتاءات، ج ۳، (احکام حجاب)، س ۳۶؛ فاضل، توضیح ‏المسائل، م ۷۹۶ و جامع ‏المسائل، ج ۱، ۱۷۰۷؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۰۱ و توضیح ‏المسائل، م ۷۲۹؛ خامنه ‏اى، سایت، (نگاه)؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۶۹ و ج ۱، س ۵۴۲ دفتر: صافى، بهجت و وحید

[۲۳۶]. سیستانى، تعلیقات على‏ العروه، (الستر)، م ۱

[۲۳۷]. امام، استفتاءات، ج ۳، (احکام حجاب)، س ۳۶؛ دفتر: بهجت، فاضل و صافى

[۲۳۸]. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۶۹؛ سیستانى، تعلیقات على‏ العروه، (الستر)، م ۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۰۱

[۲۳۹]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۸۲ و ۸۸۳

[۲۴۰]. دفتر: وحید

[۲۴۱]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۳۳۳؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۲۵۵؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۳۳۳؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۵۹؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۵۹؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، الشروط المذکوره فى عقد النکاح، م ۲ و استفتاءات، ج ۳، احکام ازدواج، س ۵۵؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۷؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۰۵ و ۹۰۷ و دفتر: فاضل و بهجت

[۲۴۲]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام ازدواج، س ۵۵؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۰۷؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۷؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۵۳۳؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۷ و توضیح ‏المسائل، م ۲۵۳۴؛ دفتر: بهجت‏

[۲۴۳]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۳۳۳؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۹۵؛ صافى، جامع‏ الاحکام، ج ۲، ۱۲۵۵

[۲۴۴]. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۵۹

[۲۴۵]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۶۰؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۵۶ و دفتر: خامنه‏ اى

[۲۴۶]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۶۰؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۲۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۱۰ و دفتر: بهجت

[۲۴۷]. تحریرالوسیله، ج ۲، التدلیس، م ۱۳ و جامع المسائل، ج ۱، س ۱۴۹۹

[۲۴۸]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، التدلیس، م ۱۳؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، التدلیس، م ۱۳؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۸۲ و ۲۷۹؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۵۰۰؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۵۱ و ۹۵۴؛ خامنه‏ اى، استفتاءات، س ۴۴۲ و دفتر: بهجت، وحید، نورى و تبریزى

[۲۴۹]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۸۰ و ۲۳۸۱

[۲۵۰]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۸۳؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۷۹؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۷ و دفتر: خامنه‏ اى‏

[۲۵۱]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۸۳؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۷۹؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۷ و دفتر: خامنه‏ اى

[۲۵۲]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۵۰۲؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، العیوب، م ۶- ۱۳؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، العیوب، م ۶- ۱۳؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۸۲ و ۲۸۵؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۴۴۲؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۴۸ و ۹۵۴؛ دفتر: نورى، بهجت، تبریزى و وحید

[۲۵۳]. امام، تحریر الوسیله، ج ۲ الکفر، م ۵ و ۶؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۱۳۸ و ۱۳۵ صافى، هدایه العباد، ج ۲، الکفر، م ۵ و ۶؛ وحید و تبریزى، منهاج الصالحین، م ۱۲۸۸ و ۱۲۸۹؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۱۳ و دفتر: فاضل، نورى، بهجت و مکارم

[۲۵۴]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۱۳۸ و ۱۳۵؛ توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۴۸

[۲۵۵]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۳۸ و ۱۳۵؛ توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۴۸

[۲۵۶]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۴۸؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۱۲

[۲۵۷] . توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۰۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۶۹۲۴ و نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۰۱ و دفتر: خامنه ‏اى‏

[۲۵۸]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۰۵

[۲۵۹]. امام و بهجت، توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۰۵ و نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۰۱

[۲۶۰]. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۵۹؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲ المصاهره، م ۲۶؛ مکارم، استفتاءات، ج س ۷۱۰ و فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۴۵۵

[۲۶۱]. سیستانى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۰۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۶۹۲۴

[۲۶۲]. امام و بهجت، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۰۵؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۰۱

[۲۶۳]. مکارم، تبریزى و صافى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۰۵؛ فاضل، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۰۵ و جامع‏ المسائل، ج ۱ س ۱۴۵۵ و ۱۴۵۶

[۲۶۴]. سیستانى، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۰۵؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۶۹۲۴

[۲۶۵]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۰۵؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۰۱ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۶۹ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۲۰

[۲۶۶]. امام، نورى و مکارم، تعلیقات على العروه، النکاح، فصل ۴، م ۲۱؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۵۶؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۷۰ و ۱۳۸۸؛ دفتر: سیستانى، بهجت، وحید و خامنه ‏اى

[۲۶۷]. منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۵۹ و توضیح‏ المسائل، م ۲۴۱۴

[۲۶۸]. امام، فاضل، نورى و مکارم، تعلیقات على العروه، النکاح، فصل ۴، م ۲۱؛ سیستانى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۰۵؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، المصاهره، م ۲۶؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۵۹؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۵۹ و دفتر: بهجت و خامنه‏ اى

[۲۶۹]. امام، نورى، مکارم و فاضل، العروه الوثقى، ج ۲ م ۷؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۹۸؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۹۸؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، م ۴ و دفتر: بهجت و خامنه‏ اى

[۲۷۰]. امام، نورى، مکارم و فاضل، العروهالوثقى، ج ۲ م ۷؛ وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۱۲۹۸؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۲۹۸؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۲؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۲۰؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، م ۴؛ دفتر: بهجت و خامنه‏ اى

[۲۷۱]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۰۰؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۶۴؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۶۶؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح فى العده، م ۱ و صافى، هدایه العباد، ج ۲ النکاح فى العده، م ۱ و دفتر: خامنه‏ اى

[۲۷۲]. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۰۱؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۶۵؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۳۶۷؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النکاح فى العده، م ۱؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲ النکاح فى العده، م ۱؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۲۲

[۲۷۳]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۲۱؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۵۱۶

[۲۷۴]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۲۱

[۲۷۵] . همان

[۲۷۶]. وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۸۵؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۵۴۳

[۲۷۷]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۲۹۰؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۵۵؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۵۵ و دفتر: همه مراجع

[۲۷۸]. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۹۸؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۹۸؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۶۸؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، القول فى الکفر، م ۸؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، القول فى الکفر، م ۸؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۶ و ۱۴۳؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۰۸؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۱۵ و دفتر فاضل و بهجت‏

[۲۷۹]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۱۵؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۰۸؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، القول فى الکفر، م ۸؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، القول فى الکفر، م ۸؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، ۶۶۸؛ دفتر: فاضل و بهجت

[۲۸۰]. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۹۸؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۹۸

[۲۸۱]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۱۰۰ و دفتر: همه مراجع

[۲۸۲]. الفقه على المذاهب الاربعه، ج ۴، ص ۵۱

[۲۸۳]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۹۷

[۲۸۴]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۹۷ و خامنه ‏اى، استفتاء، س ۱۴۵ و ۱۴۱

[۲۸۵]. تبریزى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۹۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۶۱

[۲۸۶]. صافى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۹۷؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۹۳

[۲۸۷]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۹۷

[۲۸۸]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۳۹۷؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۶۱؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۳۹۳

[۲۸۹]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۳۹۷؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۶۱؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۳۹۳ و خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۴۵

[۲۹۰]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۵۴؛ دفتر: همه مراجع

[۲۹۱]. دفتر: همه مراجع

[۲۹۲]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۷۸؛ وحید، توضیح ‏المسائل، قاعده الزام، امام، تحریرالوسیله، ج ۲، الکفر، م ۲؛ صافى، هدایهالعباد، ح ۲، الکفر، م ۲؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۱۰۰ و دفتر: بهجت، نورى، فاضل، مکارم و سیستانى‏

[۲۹۳]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۳۶؛ امام، فاضل، مکارم و نورى، تعلیقات على العروه، اولیاء العقد ۱۶؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، اولیاء العقد، م ۱۳ و دفتر: وحید، صافى و بهجت

[۲۹۴]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۵۶ و دفتر: بهجت و صافى‏

[۲۹۵]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۰۷

[۲۹۶]. فاضل، جامع المسائل، س ۱۲۴۴

[۲۹۷]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۴۴ تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۳۷

[۲۹۸]. نورى، تبریزى، فاضل، بهجت و سیستانى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۹۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۶۱؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۵۶؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۳؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۳، مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۳۳

[۲۹۹]. سوره نساء، آیه ۲۴

[۳۰۰]. مُتْعَتانِ کانَتْ عَلى‏ عِهْدِ رَسُولِ اللَّهِ وَ انَا مُحَرِّمُهُما وَ مُعاقِبٌ عَلَیْهِما، مُتْعَهُ النِّساءِ وَ مُتْعَهُ الْحَجِّ؛ دو مُتعه درزمان پیامبر اسلام صلّى الله علیه و آله بود که من آنها را حرام کردم و بر آنها مجازات مى‏ کنم متعه زنان و حج تمتّع (که نوع خاصى از حج است)

[۳۰۱]. ر.ک: تفسیر نمونه، ذیل آیه ۲۴ از نساء

[۳۰۲]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۷۸ و العروه الوثقى، ج ۲، کتاب النکاح، م ۲

[۳۰۳]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۸۲۴ و العروه الوثقى، ج ۲، کتاب النکاح، م ۲ و ۴ و دفتر: همه مراجع

[۳۰۴]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۶۹؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۶۵ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۳۳ و دفتر: خامنه‏اى‏ توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۶۹؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۶۵ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۳۳ و دفتر: خامنه‏ اى‏

[۳۰۵]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۱۲؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۴؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، عقد المتعه و م ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۳۳ و ۹۲؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، عقد المتعه و م ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۵ و النسب، م ۲؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۵ و النسب، م ۲ و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت و فاضل‏

[۳۰۶]. دفتر: همه مراجع

[۳۰۷]. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۴؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، عقد المتعه؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، عقد المتعه؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۵؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۵؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۳۳ و دفتر: بهجت، خامنه ‏اى، مکارم و فاضل‏

[۳۰۸]. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، ۱۳۰۵؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۰۵؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۳۷؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۶؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۶ و دفتر: فاضل، نورى، خامنه ‏اى، بهجت و مکارم

[۳۰۹]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۶۳؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۵۹ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۲۷ و خامنه ‏اى، استفتاء، س ۱۱

[۳۱۰]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۱۴۷۹؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۲۴۹؛ امام، نورى، فاضل و مکارم، التعلیقات على العروه، باب العقد و احکامه، م ۱؛ دفتر: سیستانى، بهجت، وحید و خامنه‏ اى

[۳۱۱]. امام، تعلیقات على العروه، اولیاء العقد، م ۱ و استفتاءات، ج ۳، اولیاء العقد، س ۳؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، اولیاء العقد، م ۶۹؛ مکارم و فاضل، تعلیقات على العروه، اولیاء العقد، م ۱؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، م ۱۸۹۱؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، اولیاء العقد م ۲، تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۱۱ و منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۳۷؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۳۷؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۲۷ و توضیح‏ المسائل، م ۲۳۷۲

[۳۱۲]. امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء العقد، س ۳؛ سیستانى، تعلیقات على العروه، التقلید م ۵۵ و توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۳۷۶؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۱۴۶۷ و منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۳۷؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۶۹۴ و تعلیقات على العروه، التقلید، م ۵۵؛ فاضل، تعلیقات على العروه، التقلید، م ۵۵ و توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۷۶؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، م ۱۸۹۱ و وسیلهالنجاه، ج ۱، م ۳۵؛ صافى، هدایه العباد، ج ۱، التقلید، م ۳۶ و توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۳۷۶؛ دفتر: وحید؛ نورى، تعلیقات على العروه التقلید، م ۵۵

[۳۱۳]. امام، صافى و نورى، توضیح المسائل مراجع، احکام نکاح؛ فاضل و جامع المسائل، ج ۱، س ۱۵۴۴ و نورى، توضیح المسائل، احکام نکاح و دفتر: خامنه‏ اى

[۳۱۴]. سیستانى، توضیح المسائل مراجع، احکام نکاح‏

[۳۱۵]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۰۸؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، عقدالمتعه و تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، عقدالمتعه‏

[۳۱۶]. دفتر: بهجت

[۳۱۷]. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، ۱۳۱۱؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۶۳؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۱۱؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۴۹؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۹۴؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۲، س ۱۲۵۵ و دفتر: بهجت و مکارم

[۳۱۸]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۴۰؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، ۱۳۱۱؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۱۱؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۴۹؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۹۴؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۲، س ۱۲۵۵، دفتر: بهجت و مکارم

[۳۱۹]. امام، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۱۱؛ دفتر: همه مراجع

[۳۲۰]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۳۱؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۲۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۹۵ و دفتر: خامنه ‏اى

[۳۲۱]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۲۴؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۴۱۳؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۲۰؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۸۸؛ دفتر: خامنه‏ اى

[۳۲۲]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۲۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۸۹؛ دفتر: بهجت و خامنه ‏اى؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۲۱

[۳۲۳]. توضیح المسائل‏مراجع، م ۲۴۲۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۹۱؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۲۳؛ دفتر: بهجت‏

[۳۲۴]. تبریزى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۲۷؛ دفتر: نورى‏

[۳۲۵]. امام، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۳؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۵۵؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۳۵۷؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۶۷؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۶۷؛ صافى، هدایه العباد، النکاح المنقطع م ۱۳ و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، فاضل و نورى

[۳۲۶]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۵۷؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، اسباب التحریم، م ۳؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، اسباب التحریم، م ۳؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۴۴۶ و دفتر: همه مراجع

[۳۲۷]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۸؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۶۴؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۸

[۳۲۸]. نورى و فاضل، تعلیقات على العروه، ج ۲، النکاح، فصل ۴ م ۱۷؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۲۶۱؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۰۳؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۲۷ و تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۰۳

[۳۲۹]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۹۸۲؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۴۷۱؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۴۷۱؛ امام، نورى، مکارم، فاضل و سیستانى، تعلیقات على العروه، ج ۲، الفصل الرابع، م ۱؛ دفتر: بهجت و صافى

[۳۳۰]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۱۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۷۹ و دفتر: خامنه‏ اى

[۳۳۱]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۱۵

[۳۳۲]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۳۸؛ امام، فاضل، نورى و سیستانى، تعلیقات على العروه، ج ۲، الفصل الرابع، م ۱

[۳۳۳]. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، ۱۳۱۱؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۱۶۳؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۱۱؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۴۹؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۹۴؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۲، س ۱۲۵۵ و دفتر: بهجت و مکارم‏

[۳۳۴]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۹۰؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۵۴ و نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۸۶ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۷۰۸

[۳۳۵]. العروه الوثقى، ج ۲، المحرمات بالمصاهره، م ۴۸

[۳۳۶]. العروه الوثقى، ج ۲ النکاح، فصل ۱۱، السابعه و الثامنه

[۳۳۷]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۰۲؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۹۸ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۶۴ و دفتر: خامنه‏ اى

[۳۳۸]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۱۷ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۸۱

[۳۳۹]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۵۳ و دفتر: همه مراجع

[۳۴۰]. امام، نورى و مکارم، تعلیقات على العروه، النکاح، فصل ۴، م ۱۹؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۹۶؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، المصاهره، م ۲۴ و دفتر: بهجت

[۳۴۱]. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۶۳ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۸۰؛ وحید، منهاج‏الصالحین، ج ۳، م ۱۲۶۳

[۳۴۲]. دفتر: فاضل

[۳۴۳]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۰۳، وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۶۷؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۳۹۹ و دفتر: خامنه ‏اى‏

[۳۴۴]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۰۳

[۳۴۵]. امام، نورى، مکارم، تعلیقات على العروه، کتاب النکاح، الفصل الرابع، م ۱۹؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، المصاهره، م ۲۴ و دفتر: خامنه‏ اى و بهجت

[۳۴۶]. فاضل، تعلیقات على العروه، کتاب النکاح، الفصل الرابع، م ۱۹

[۳۴۷]. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۶۳؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۶۳؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۸۰

[۳۴۸]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۶۴۳؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۹۷۴ و ۹۷۵؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۲۱؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۷۲۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۰۶۴ و نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۲۳؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۹۷۴ و ۹۷۵ و صافى، هدایه العباد، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸

[۳۴۹]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۴۹۷؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۹؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، فصل فى المهر ۹؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۳۰۰ و ۳۰۱؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۲۶؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۵۴ و ۸۵۵؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۲۸ و دفتر: بهجت، وحید وخامنه‏ اى‏

[۳۵۰]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۴۹۷؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۹؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، فصل فى المهر ۹؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۳۰۰ و ۳۰۱ و دفتر: بهجت، نورى، مکارم، تبریزى، وحید و خامنه ‏اى

[۳۵۱]. ما مِنْ شَى‏ءٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَیْتٍ یُعْمَرُ بِالنِّکاحِ وَ ما مِنْ شَى‏ءٍ أَبْغَضُ إِلَى اللَّهِ مِنْ بَیْتٍ یُخْرَبُ فِى‏الإسلام بالفُرْقَهِ یَعْنِى الطلاق». (وسائل الشیعه، ج ۲۰، باب کراهه طلاق الزوجه ص ۷)

[۳۵۲]. تَزَوَّجوُا وَ لا تَطْلُقوُا فَإِنَّ الطَّلاقَ یَهْتَزُّ مِنْهُ العَرْشُ». (وسائل الشیعه، ج ۲۲، باب کراهه طلاق الزوجه، ص ۸)

[۳۵۳]. ما مِنْ شَى‏ءٍ مِمَّا أَحَلَّهُ اللَّهُ أَبْغَضُ مِنْ الطَّلاقِ»، (همان، ص ۹)

[۳۵۴]. سوره نساء، آیه ۱۳۰

[۳۵۵]. ر.ک: پرسش ها و پاسخ ‏ها دفتر هفتم، ص ۳۲۷ و سید على، کمالى، قرآن و مقام زن، ص ۱۷۴ـ ۱۷۱

[۳۵۶]. یائسه به زنى گفته مى‏ شود که سنش، به حدى رسیده که دیگر عادت ماهیانه نمى ‏بیند و اگر خونى ببیند، خون حیض محسوب نمى ‏شود. زن به طور حتم پس از تمام شدن شصت سال (قمرى)، یائسه و کمتر از پنجاه سال (قمرى) غیر یائسه است. بین پنجاه تا شصت سال میان مراجع تقلید اختلاف نظر هست. نظر اکثر این است؛ که زن سیده با تمام شدن شصت سال و زن غیر سیده با تمام شدن پنجاه سال قمرى، یائسه مى ‏گردد

[۳۵۷]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۲۲

[۳۵۸]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۳۱

[۳۵۹]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۹۹ و ۲۵۰۸

[۳۶۰]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۰۸؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۷۲

[۳۶۱]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۱۴ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۷۸

[۳۶۲]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۶۱۸؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۱۲۰ و ۱۱۲۱؛ توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۱۱؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۱۳؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۵۰۶؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۷۱۲؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۲۰؛ امام، استفتاءات، ج ۳، عده طلاق، س ۶۴ و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت و سیستانى‏

[۳۶۳]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۹۱۰؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۷۱۲؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام طلاق، س ۶۲؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۳۴؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۶۱۸؛ دفتر: بهجت، نورى، سیستانى، وحید و خامنه‏ اى‏

[۳۶۴]. امام، تحریر الوسیله، ج ۲، شروط الطلاق، م ۹؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، شروط الطلاق، م ۹ و جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۱۷؛ سیستانى، منهاج الصالحین، م ۵۰۹؛ توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۴۴؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۶۰۸

[۳۶۵]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۱۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۸۴

[۳۶۶]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۰۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۷۱

[۳۶۷]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۱۱ و ۲۵۱۲ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۷۵ و ۲۵۷۶

[۳۶۸]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۶۱۸؛ دفتر: همه مراجع

[۳۶۹]. یائسه به زنى گفته مى‏ شود که سنّش، به حدى رسیده که دیگر عادت ماهیانه نمى ‏بیند و اگر خونى ببیند، خون حیض محسوب نمى ‏شود. زن به طور حتم پس از تمام شدن شصت سال (قمرى)، یائسه و کمتر از پنجاه سال (قمرى) غیر یائسه است. بین پنجاه تا شصت سال میان مراجع تقلید اختلاف نظر هست. نظر اکثر این است؛ که زن سیده با تمام شدن شصت سال و زن غیر سیده با تمام شدن پنجاه سال قمرى، یائسه مى ‏گردد

[۳۷۰]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۱۰ و ۲۵۱۱ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۷۴ و ۲۵۷۵

[۳۷۱]. تبریزى، استفتائات، س ۱۷۰۴ و صراط النجاه، ج ۲، س ۱۲۱۵؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام طلاق، س ۲۳ و ۴۳؛ سیستانى، سایت، طلاق و دفتر: بهجت

[۳۷۲]. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۵۸۶؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۴۹ و ۱۴۵۰؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۹۳۲؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س ۸۸۸؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۹۵

[۳۷۳]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۷۲؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۹۳۳؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۴۰۶؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۳۵۶؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۵۹۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۹۳۷ و ۹۳۹؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۴۴؛ دفتر: بهجت و نورى

[۳۷۴]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام طلاق، س ۱۲ و ۲۳

[۳۷۵]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۹۲۷ و دفتر: همه مراجع

[۳۷۶]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۹۱۳؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۱۴۵ و ۱۱۴۷ و دفتر: همه مراجع

[۳۷۷]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۸۸۶ و دفتر: همه

[۳۷۸]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۰۰؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۶۴

[۳۷۹]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۳۸؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۶۰۱

[۳۸۰]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۱۱؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۷۵

[۳۸۱]. دفتر: همه مراجع

[۳۸۲]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۵۱۷؛ تبریزى و وحید، منهاج الصالحین، احکام العده، م ۱۴۷۴ و دفتر: همه مراجع

[۳۸۳]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۵۱۷؛ تبریزى و وحید، منهاج الصالحین، احکام العده، م ۱۴۷۴؛ دفتر: همه مراجع‏

[۳۸۴]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۸۴ و ۱۴۸۵ و ۱۵۱۶؛ دفتر: همه مراجع

[۳۸۵]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۳۹ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۶۰۳ و دفتر: خامنه‏ اى

[۳۸۶]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۰۹ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۷۳

[۳۸۷]. امام، تحریر الوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۳؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۳؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۵۰؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۵۰؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۳۱۷؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۵۱۹ و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، نورى، مکارم

[۳۸۸]. امام، تحریر الوسیله، ج ۲، المهر، م ۱۴ و ۱۵؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، م ۱۴ و ۱۵؛ وحید و تبریزى، منهاج الصالحین، م ۱۳۵۰؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۳۰۸ و دفتر: فاضل، نورى، مکارم، بهجت و خامنه ‏اى

[۳۸۹]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، المهر، م ۱۷؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، المهر، م ۱۷؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۵۰؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۵۰ و دفتر: خامنه ‏اى، مکارم، فاضل، نورى، بهجت و سیستانى

[۳۹۰]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۳۴ و دفتر: همه مراجع

[۳۹۱]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۵۰؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۹۷۵؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۹۷۵؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۲۱؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۲۱۳؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۴۹۶؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۷۲۴ و دفتر بهجت

[۳۹۲]. سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۶۱۶؛ تبریزى و وحید، منهاج الصالحین، کتاب الطلاق، م ۱۴۹۶؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، کتاب الخلع، م ۱۶؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، کتاب الخلع، م ۱۴؛ دفتر: فاضل، خامنه ‏اى، نورى، مکارم و بهجت

[۳۹۳]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام طلاق، س ۵؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، کتاب الخلع، م ۹؛ تبریزى و وحید، منهاج الصالحین، کتاب الطلاق، م ۱۴۸۳؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۶۱۵ و ۶۱۶ و ۶۱۷؛ دفتر: بهجت، نورى، خامنه‏ اى، مکارم و فاضل

[۳۹۴]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام طلاق، س ۲۵

[۳۹۵]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۱۴۶؛ دفتر: فاضل، نورى و خامنه‏ اى

[۳۹۶]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۵۰

[۳۹۷]. دفتر: همه مراجع‏

[۳۹۸]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام طلاق، س ۲۲؛ دفتر: بهجت، صافى، وحید، تبریزى و سیستانى

[۳۹۹]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۱۴۹؛ دفتر: فاضل، نورى و خامنه‏ اى

[۴۰۰]. دفتر: همه مراجع

[۴۰۱]. دفتر: همه مراجع

[۴۰۲]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۵۰۵ و ۵۰۶ و ۵۰۲ و دفتر: همه مراجع

[۴۰۳]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۳۱؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۳۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۳۲؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س ۱۲۸۴؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۸۷؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۲۸؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱ و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، وحید

[۴۰۴]. توضیح المسائل مراجع، م ۱۰۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۰۷

[۴۰۵]. ر. ک: توضیح المسائل مراجع، م ۴۳۵

[۴۰۶]. توضیح المسائل مراجع، ۲۵۲۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۹۱

[۴۰۷]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۵۱۰ و ۲۵۱۱ و ۲۵۱۷؛ تحریر الوسیله، ج ۲، عده وطى‏ء الشبهه، م ۲؛ سیستانى، منهاج الصالحین، م ۵۶۷ و تبریزى و وحید، منهاج الصالحین، العده، م ۱۴۷۰

حمیدرضا
موضوعات: پرسش و پاسخ
مطالب مرتبط
  • احکام جامع تقلید و بلوغ

    احکام جامع تقلید و بلوغ

    بسم الله الرحمن الرحیم دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام جامع تقلید و بلوغ» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم بینندگان وبگاهم کنم. قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است: ۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی تهیه شده استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه وقت زیادی صرف شده لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان سایبری حق کپی رایت را رعایت کنند. ۲ـ در این مجموعه به ۹۸ پرسش مبتلابه در ارتباط با احکام تقلید و بلوغ پاسخ داده شده است. ۳ـ در تنظیم این متن، نظر حضرت

    … ادامه مطلب …

  • معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن چیست؟

    معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن چیست؟

    سؤال: معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن چیست؟ آیا روزه ای به نام روزه ی پیشواز داریم؟ جواب: معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن این است که در روزهای قبل از شروع شدن ماه مبارک رمضان، خود را برای این ماه مبارک و روزه گرفتن در این ماه مبارک آماده کنیم. و افراد با توجه به توانایی و انگیزه های مختلف یک روز یا چند روز قبل از شروع شدن ماه رمضان، روزه گرفتن را شروع می کنند. اما نکته ای که وجود دارد این است که به پیشواز ماه رمضان رفتن یک کار واجب و لازم نیست و صرفاً عملی هست که خوب و نیکو است. و در شرع مقدس روزه ای به نام روزه ی پیشواز وجود ندارد، به خاطر همین افرادی که به پیشواز ماه مبارک رمضان می روند و قبل از شروع شدن ماه مبارک، روزه

    … ادامه مطلب …

  • احکام جامع اعتکاف مطابق با فتوای ده تن از مراجع تقلید

    احکام جامع اعتکاف مطابق با فتوای ده تن از مراجع تقلید

    بسم الله الرحمن الرحیم دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان است به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی مجموعه ی “احکام جامع اعتکاف” مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید را تقدیم بینندگان وبگاهم کنم. قبل از مطالعه متن پرسش و پاسخ ها دانستن چند نکته ضروری است: ۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار “پرسش ها و پاسخ های دانشجویی” که توسط مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی تهیه شده استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه وقت زیادی صرف شده لذا انتظار می رود بینندگان عزیز و دوستان سایبری حق کپی رایت را رعایت کنند. ۲ـ در این مجموعه به ۷۰ پرسش مبتلابه در ارتباط با احکام اعتکاف پاسخ داده شده است. ۳ـ در تنظیم این متن، نظر حضرت امام خمینی ـ قدس سرّه

    … ادامه مطلب …

  • در صورت جزم ورود به حوزه، بهتر است چه رشته ای از دبیرستان خوانده شود؟

    در صورت جزم ورود به حوزه، بهتر است چه رشته ای از دبیرستان خوانده شود؟

    سؤال: در صورت جزم ورود به حوزه، بهتر است چه رشته­ ای از دبیرستان خوانده شود؟ جواب: با عرض سلام و احترام خدمت شما. نظر چند تن از علما را خدمت شما عرض می نماییم: حضرت آیت الله مکارم شیرازی (حفظه الله) در پاسخ به این سؤال فرمودند: بهتر است رشته مورد علاقه خود را انتخاب نماید.[۱] حضرت حجه الاسلام علیدوست عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم: ایشان در پاسخ به این سؤال در کتاب «صراط» که برای هدایت تحصیلی طلاب و دانش پژوهان تألیف کرده اند می نویسند: راجع به رشته مناسب در دوره ی دبیرستان، بایستی اذعان نمود که رشته تحصیلی نمی تواند تعیین کننده یا مانع کلی باشد، اما به نظر می رسد مناسب ترین رشته ها دو رشته است: رشته ریاضی و رشته علوم انسانی. دلیل رجحان رشته ریاضی با وجود کاربرد ناچیز آن در علوم

    … ادامه مطلب …

  • برای ورود به حوزه چه مقطعی از تحصیلات کلاسیک مناسب است؟

    برای ورود به حوزه چه مقطعی از تحصیلات کلاسیک مناسب است؟

    سؤال: برای ورود به حوزه چه مقطعی از تحصیلات کلاسیک برای غالب و نوع افراد مناسب است؟ لطفاً توضیح دهید. جواب: با عرض سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز. در مورد این مسئله علما، استاید و صاحب نظران، دیدگاه های متفاوتی دارند اما نظر چند تن از علما را نقل و سپس نتیجه گیری می کنیم: در ابتدا نظر حضرت آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه) را نقل می کنیم و سپس نظر دیگر اساتید. ایشان در جواب استفتائی که از دفترشان به عمل آمد، فرمودند: در صورت وجود علاقه و استعداد کافی، بهتر آن است پس از اخذ دیپلم وارد حوزه شوند.[۱] حضرت حجه الاسلام علیدوست عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم: ایشان در پاسخ به این سؤال در کتاب «صراط» که برای هدایت تحصیلی طلاب و دانش پژوهان تألیف کرده اند می نویسند: هیچ سنّ و مدرکی

    … ادامه مطلب …

  • شستن ناف و عورت در غسل چگونه باید باشد؟

    شستن ناف و عورت در غسل چگونه باید باشد؟

    سؤال: سلام مقلد رهبری هستم. الت تناسلی و ناف رو چجوری باید شست؟ با طرف راست یا چپ یا سرو گردن؟ من بنا به گفته یکی از اساتید احکام با سر و گردن میشستم! در نهایت تکلیف چیست؟ پاسخ: با عرض سلام و احترام خدمت شما. در هنگام شستن سر و گردن لازم نیست ناف و عورت شسته شود. شستن تمام عورت و ناف، بهتر است یک بار با طرف راست و بار دیگر با طرف چپ باشد اگرچه این کار لازم نیست! بلکه شستن نصف آن ها با هر طرف کفایت می کند. موفق باشید فلاح تفتی نوشته های مرتبط: احکام ضروری مربوط به غسل کردن شاید افضل از حج باشد! احکام جامع وضو احکام جامع اسامی متبرکه‏ احکام جامع جنابت از من روایت نکن هق هق گریه چت کردن با جنس مخالف چه حکمی دارد؟ احکام جامع زکات فطره

    … ادامه مطلب …

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:
    مرجع تقلید:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei