حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

گریه بر سیدالشهداء افضل از نماز شب

تعداد بازدیدها: 3,780 مشاهده

آیت الله بهجت

حجه الاسلام سیّد محمد باقر شفتی (رحمه الله علیه) به نماز شب بسیار معتقد بود، و بیش از سایر مستحبات به آن اهمیّت می داد، در اصفهان درست در اوّل فجر نماز صبح را به جماعت اقامه می نمود، با اینکه اگر نماز جماعت را به تأخیر می انداخت افراد بیشتری حاضر می شدند ولی ایشان دستور می داد دو نفر عادل بالای مناره ی مسجد بروند و پس از مشاهده طلوع فجر، بلافاصله اذان صبح بگویند. به ایشان گفتند: چرا مقداری صبر نمی کنی تا جمعیّت زیادی برای درک فیض نماز جماعت حاضر شوند؟ در جواب فرمودند: در میان مستحبات افضل از نماز شب سراغ ندارم! لذا ایشان برای اینکه مردم نماز شب را به جا آورند این چنین چاره اندیشی نموده بود که به دو نفر عادل دستور داده بود تا به طور دقیق وقت فجر تعیین شود و کسانی که در نماز جماعت حاضر می شوند، پیش از فجر بیدار شوند و نماز شب بخوانند. بدین ترتیب، قطعاً کسانی که در نماز جماعت ایشان شرکت می کردند نماز شب را هم می خواندند و با این کار مردم را به نماز شب وادار می کرد.

بنده (آیت الله العظمی بهجت) خیال می کنم فضیلت بکاء بر سیدالشهداء (علیه السّلام) بالاتر از نماز شب باشد زیرا نماز شب عمل قلبی صرف نیست بلکه کالقلبی (مثل قلبی)، ولی حزن و اندوه و بکاء عمل قلبی است[۱]، به حدی که بکاء (گریستن) و دمعه (اشک چشم) از علائم قبولی نماز وتر است.[۲]


[۱]. در روایتی از امام جواد (علیه السّلام) آمده است الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنْ إِتْعَابِ الْجَوَارِحِ بِالْأَعْمَال‏؛ آهنگ خدا نمودن با دل از خسته کردن اعضاء و جوارح با اعمال (غیر قلبی) رساتر است. بحارالانوار، ج‏۷۵، ص ۳۶۳٫

[۲]. در محضر بهجت، کتاب اوّل، ص ۲۱۶٫

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۴ نظر برای این مطلب
  • Raha
    فروردین 31ام, 1397 در 5:05 ب.ظ

    سلامید
    خسته نباشید
    …..چجوری بایدبفهمم نمازم قبول هستش یانه؟؟چجوری به زیارت برم؟؟خواهش میکنم کمکم کنید

      [پاسخ]

      حسن تهرانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت 1ام, 1397 10:09 ق.ظ:

      باسمه تعالی
      سلام به Raha
      من فکر میکنم مساله ی شما بیشتر از اینکه مربوط به شرایط جسمیتون باشه، مربوط به ذهن و روانتون هست. دو نماز حدود ۵ دقیقه طول میکشه، در بین این ۵ دقیقه شما دستشویی میرید، در حالی که در بقیه زمان ها که یعنی وقتایی که نماز نمیخونید، پیش نماید که بین ۵ دقیقه شما دستشویی برید، خب همین نشون میده که مساله ی شما یک مساله ی ذهنی هست.
      ببینید باید با این حساسیت های بیش از حد مقابله کرد. همونطور که شما تونستید با وسواستون در نماز مقابله کنید و از بین ببریدش، همین مساله هم میتونید حل کنید.
      باید تمرکز ذهنتون از این مساله رو از بین ببرید. یعنی الان که شما میخواهید نماز بخونید یا زیارت برید همش ذهنتون درگیر این هست که الان مجبور بشم برم دستشویی. خب باید به این ذهنیت دهنکجی کنید. یعنی با خودتون بگید خب مجبور بشم، چه اشکال داره، مگه چیه، میرم دستشویی دوباره وضو میگرم، مهم نیست که. وقتی این مساله رو در ذهن خودتون تبدیلش کنید به یک مساله ی کوچک و بی اهمیت، بعد از یک مدتی خود بخود حل میشه و دیگه این مشکل رو نخواهید داشت. تا وقتی ذهنتون درگیر این مساله باشه و این مساله واستون یک مشکل بزرگ و یک معضل باشه، از دستش خلاص هم نمیشید چون همینکه بهش اهمیت میدین باعث میشه پر و بال بگیره و بدتر شه.
      تلاشتون رو بکنید باور کنید خلاص میشید.
      شما نمازتون مورد قبول خدا هست مطمئن باشید.
      این توهمات که درست بشه هم دیگه پشت هم نیاز به دستشویی پیدا نمیکنید و هم دیگه فکر نمیکنید که مجرا کامل خالی از ادرار نشده.
      باید بهش بی توجهی کنید. بی اهمیتش کنید. پشت هم برید دستشویی ولی واستون یک مساله ی مهم نباشه. اینجوری که باشه بعد از یک مدتی دیگه موقع نماز و زیارت پشت هم به دستشویی نیاز پیدا نمیکنید.
      مطمئن باشید موفق میشید.
      اگه نکته ای هست بگید تا توضیح بدم.

        [پاسخ]

        یلدا
        مرداد 31ام, 1398 در 12:46 ب.ظ

        سلام
        یک سال پیش با یه اقایی به قصد ازدواج اشنا شدم،ازبستگان بودن وسید هم بودن،من به این اقا خیلی توهین کردم و تحقیرشون کردم و الان دارم تاوان تک تک توهین وبی احترامی هایی که به اون آقا کردم رو پس میدم،میدونم احترام به هر انسانی واجبه و این ربطی به سید وغیرسید هم نداره،حتی دیدم ومیبنم سید هایی هستن که ظلم میکنن به اطرافیانشون،
        من شرمنده ام مخصوصا عیدی که گذشت از امام علی خجالت میکشم که به جدش بی احترامی کردم
        حتی از اون اقا بابت رفتارهای زشتم عذرخواهی کردم شاید منو بخشیده باشه اما خداش منو نبخشیده..
        همیشه ارزو بود والانم هست که همسرم سید باشه خدا به حرف دلم گوش کرد اما من لیاقتشو نداشتم
        اگه صدقه بدم ویا به نیابتشون قران بخونم از گناهام کم میشه؟؟

          [پاسخ]

          حسن تهرانی پاسخ در تاريخ مرداد 31ام, 1398 5:31 ب.ظ:

          باسمه تعالی
          سلام به یلدا
          شما از کجا میدونید خداش شما رو نبخشیده
          لطفا بیایم به جای خدا حرفی نزنیم و نظری ندیم.
          توبه از گناه همین حس پشیمونی و سرخوردگی و ناراحتی هست به علاوه ی جبران مافات.
          به رحمت و رأفت و عظمت خداوند امیدوار باشید.
          صدقه دادن و قرآن خوندن به نیابتشون هم کار خوبیه.
          اما لازم نیست.
          باید ازشون حلالیت بطلبید که میگید طلبیدید، در برابر خداوند هم پشیمون و خجالت زده باشید که هستید، پس استغفر الله ربی و اتوب الیه بگید و به آغوش باز خداوند امیدوار باشید.
          موفق باشید

            [پاسخ]

          • نظر بدهيد
          • نام:
            ایمیل:
            وبسایت:





            استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
            Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
            Designer : Mohammad Rafiei