حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

احکام روابط زن و شوهر

تعداد بازدیدها: 668 مشاهده

بسم الله الرحمن الرحیم

دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام روابط زن و شوهر» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم مخاطبان وبگاهم کنم.

قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است:

۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی» تهیه شده است، استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه جهت درج در وبگاه، وقت زیادی صرف شده است لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان فضای مجازی حق کپی رایت را رعایت کنند.

۲ـ در این مجموعه به ۱۷۱ پرسش مبتلابه در ارتباط با «احکام روابط زن و شوهر» پاسخ داده شده است.

۳ـ در تنظیم این متن، نظر حضرت امام خمینی ـ قدس سرّه ـ به عنوان اوّلین فتوا آمده و فتاوای دیگر مراجع بزرگوار ـ که نامشان به ترتیب حروف الفبایی در ذیل می آید ـ پس از آن ذکر گردیده است.

حضرت آیت الله حاج شیخ محمد تقی بهجت  ـ حضرت آیت الله حاج شیخ میرزا جواد تبریزی ـ حضرت آیت الله حاج سید علی حسینی خامنه ای ـ حضرت آیت الله حاج سید على حسینى سیستانى ـ حضرت آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ حسین نوری همدانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ ناصر مکارم شیرازی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ حسین وحید خراسانی.

۴ـ در این متن تنها به ذکر اسامی مراجع بزرگوار به اختصار اکتفاء شده است، لذا از ساحت آن بزرگواران پوزش می طلبیم و از درگاه خداوند متعال برای ایشان، دوام عزّت و سلامتی مسألت داریم.

۵ـ این مجموعه را از کتاب «احکام روابط زن و شوهر‏» تألیف محقق گرانقدر حجت الاسلام سیّد مجتبی حسینی ـ زید عزّه ـ که مطابق با جلد سی و سوم از مجموعه کتاب های پرسش ها و پاسخ های دانشجویی است، اقتباس کردیم. همچنین از تلاش‏ هاى مخلصانه مجموعه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجت ‏الاسلام و المسلمین صالح قنادى (زیدعزه) که در آماده‏ سازى این اثر تلاش کرده ‏اند، تشکر و قدردانى مى ‏شود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب اهل ‏بیت علیهم السّلام و ارتقاى فرهنگ دینى جامعه به ویژه دانشگاهیان از خداوند متعال مسألت داریم.

۶ـ سؤالات خود را می توانید از قسمت نظرات یا ارتباط با کارشناس مسائل شرعی مطرح فرمایید.

احکام روابط زن و شوهر

فهرست مختصری از آنچه پیش رو دارید:

فصل اول: همسرداری | فصل دوم: حقوق زن و شوهر | فصل سوم: حقوق زن | فصل چهارم: مسکن زن | فصل پنجم: مَهریه | فصل ششم: شیربها و جهیزیه | فصل هفتم: حقوق مرد | فصل هشتم: تمکین | فصل نهم: تصرفات زن | فصل دهم: آمیزش و زناشویی | فصل یازدهم: غسل و جنابت | فصل دوازدهم: کنترل جمعیت و سقط جنین | فصل سیزدهم: دانستنی ها و اصطلاحات

فصل اول: همسردارى‏

همسردارى

۱: آیا در قرآن مجید درباره زندگى مشترک زن و شوهر و همسردارى آیه ‏اى داریم؟

قرآن کریم دو چیز را رکن و اساس تحکیم بنیان خانواده مى ‏داند، که بى‏ توجهى به آن، راه نفوذ شیطان را هموار مى ‏سازد؛ که آن دو، آرامش و محبت بین زن و شوهر است.

خداوند سبحان مى ‏فرماید: «وَ مِنْ ءَایَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمُ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاََیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون‏»[۱]؛ «و از نشانه ‏هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‏ هایى است براى گروهى که تفکّر مى ‏کنند».[۲]

از این رو، سفارش شده با دختر بسیار دوستار و مهربان، ازدواج کنید.

رسول اکرم صلّى الله علیه و آله مى ‏فرماید: «إنَّ خَیْرَ نِسائِکُمْ الْوَلُود و الْوَدُودُ الْعَفیفَهُ»[۳]؛ «بهترین زنان شما، زنان فرزندآور، بسیار دوستدار و پاکدامن هستند».

زن و شوهر اگر بخواهند زندگى موفق و پایدارى داشته باشند، بایستى رمز و رازهایى که باعث سعادت و ایجاد محبّت بوده، بدست آورده و آن را در زندگى به کار ببندند.

نبىّ اکرم صلّى الله علیه و آله مى‏ فرماید: «جِهادُ الْمَرأَهِ حُسْنُ التَّبَعُّل»[۴]؛ «جهاد زن، همسردارى نیکو است».

و نیز درباره مرد مى ‏فرماید: «الکادُّ عَلى‏ عِیالِهِ کَالْمُجاهِدِ فى سَبیلِ اللَّهِ»[۵]؛ «کسى که براى آوردن روزى خانواده و فرزندان کار و تلاش کند، همانند مجاهد در راه خداست».

بنابراین زن و شوهر همانند دو مجاهدند؛ که یکى بیشتر در خانه و دیگرى بیشتر در بیرون از خانه، هم پاى یکدیگر کوشش کرده و بنیان ثبات خانواده و روابط دوستانه و صمیمانه را شکل مى ‏دهند و نزد خداوند از جایگاهى شایسته برخودار مى‏ گردند.

آشنایى به امور همسردارى، خانه ‏دارى و اصول تربیتى براى هر دخترى که زندگى مشترک را شروع مى‏ کند؛ لازم و بایسته است تا در پرتو آن بتواند امنیّت و آرامش را در محیط خانه فراهم نماید. امروزه لازم است دوره‏ هاى آموزشى براى زوج ‏هاى جوان حتى قبل از ازدواج برگزار گردد و یا حداقل از طریق مطالعه و دقت در تجربه دیگران بتوانند استحکام بنیاد خانه و خانواده را تضمین کنند.

حسن خلق که در آیات قرآنى از آن سخن به میان آمده و حتى پیامبر با عنوان «إِنَّکَ لَعَلىَ‏ خُلُقٍ عَظِیم‏»[۶]؛ [و تو (ای پیامبر) اخلاق عظیم و برجسته‏ اى دارى!] مورد تمجید و ستایش خداوند قرار گرفته، به معناى نرم ‏خویى، نیک گفتار بودن و گشاده ‏رویى با دیگران است.

بنابراین با توجه به کاربردها و مصادیقى که قرآن براى حسن خلق بیان داشته مى ‏توان گفت که «حسن التَبَعُّل»؛ «و نیکوهمسردارى از سوى خانم ها» به معناى رفتارها و هنجارهاى نیک و حتى فراتر از آن است. هم ‏چنان که خوش‏ رویى و تلاش و فداکارى مرد در ردیف جهاد دانسته شده و چنین مردى را مجاهد در راه خدا برشمرده است.

وظایف مرد

۲: وظایف اخلاقى مرد در برابر همسرش چیست؟

نخست باید دانست:

آفرینش و ساختار وجودى و زیستى جنس زن براى کارهاى عاطفى و سبک و لطیف آفریده شده و کارهایى که به توانایى بالاى جسمى نیازمند است، متناسب وجود مرد مى‏ باشد. از این رو، وظایفى که اسلام براى هر یک از زن و مرد مقرّر کرده، بر اساس هماهنگى و تناسب با ساختار وجودى آنهاست. در اینجا به برخى از وظایف مردان که در ایجاد روابط دوستانه و صمیمانه بسیار مؤثر و سازنده است، اشاره مى ‏شود:

۱ـ تأمین رفاه خانواده

شکى نیست؛ که بر اساس آیات و روایات اسلامى، نظام مطلوب خانواده براساس مشورت و در نهایت با سرپرستى و مدیریت اجرایى مرد سامان‏ دهى مى ‏شود.

خداوند مى‏فرماید: «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ»[۷]؛ «مردان، سرپرست زنانند». مرد از آن جهت که به طور معمول از جنبه اداره زندگى و نیروى جسمى قوى ‏تر است، سرپرست خانواده مى ‏باشد. او در این زمینه دو وظیفه دارد؛ یکى وظیفه شرعى و قانونى به عنوان تأمین نفقه زن و فرزند و فراهم ‏سازى شرایط ضرورى زندگى و دیگرى از نظر اخلاقى و انسانى وظیفه تأمین رفاه و راحتى خانواده را دارد که چیزى فراتر از تأمین نفقه و هزینه زندگى است.

از این رو تکالیفى را بر دوش او مى ‏گذارد. اگر مرد در هزینه کردن حاصل دسترنج خود سخاوت و گشاده رویى به خرج داد، مِهر و شادابى و صفا را در خانواده چند برابر کرده و باعث افزایش محبّت و تحکیم بنیان خانواده مى ‏شود.

این نوع تعامل و رفتار همان نیکى و احسان است؛ که در روایات به آن تأکید شده است.

از رسول اکرم صلّى الله علیه و آله نقل شده: «خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمَ لِاهْلِهِ و أنا خَیْرُکُمْ لِاهلى»[۸]؛«بهترین شما کسى است که بهترین براى خانواده‏ اش باشد و من براى خانواده ام بهترین هستم».

و نیز آن حضرت مى ‏فرماید: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ وُسِّعَ عَلَیْهِ ثُمَّ فَتَّرَ عَلى‏ عِیالِهِ»؛[۹] «از ما نیست کسى که وسعت زندگى بر او داده شود و او بر خانواده‏ اش سخت بگیرد».

و در حدیث دیگرى مى‏ فرماید: «مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرى‏ تُحْفَهٌ فَحَمَلَها الى‏ عِیالِهِ کانَ کَحامِلِ صَدَقَهٍ الى‏ قَوْمِ مَحاوِیجِ»[۱۰]؛ «هرکس به بازار رود و هدیه ‏اى براى خانواده ‏اش بخرد و ببرد، [پاداش او] مانند کسى است که براى نیازمندان صدقه مى ‏برد».

امام رضا علیه السّلام مى‏ فرماید: «یَنْبَغى‏ لِلرَّجُلِ انْ یُوَسِّعَ عَلى‏ عِیالِهِ لِئَلَّا یَتَمَنّوا مَوْتَه»[۱۱]؛ «سزاوار است انسان بر خانواده‏ اش فراخى و توسعه دهد تا مرگ او را آرزو نکنند».

مرد نباید تصور کند؛ که بخل ورزیدن و جمع ‏آورى اموال و سخت‏ گیرى‏ بر زن و فرزند، زهد و ارزش محسوب شده و با این کار از پاداش الهى بهره‏ مند مى ‏شود؛ بلکه بر اساس روایاتى که گذشت این نوع تصوّر، تصوّرى باطل و ضد ارزش است و مرد مى ‏بایست در زمینه توسعه مالى و رفاهى خانواده بسیار مثبت و با سخاوت و گشاده ‏رویى با آنان برخورد کند.

۲ـ تأمین آسایش خانواده

مرد که در بیرون خانه مشغول کار و تلاش است، سزاوار است زمان رفت و آمد خود را تنظیم نموده و بر طبق برنامه عمل نموده و بدون علّت، تأخیر در بازگشت به منزل نداشته باشد که باعث نگرانى و اضطراب خانواده نشود.

مرد باید خود را ملزم بداند که بعد از فراغ از کار براى استراحت به کانون گرم خانواده بازگردد و نسبت به آنان بى ‏توجهى نشان ندهد.

از امام صادق علیه السّلام نقل شده است: «هَلکَ بذى المروهَ انْ یبیت الرّجل عن مَنْزِله بالمصر الذى فیه أهلُه»[۱۲]؛ «بر مرد سزوار نیست در شهرى که خانواده ‏اش آنجا زندگى مى‏ کند، جاى دیگرى به استراحت بپردازد». رسول اکرم صلّى الله علیه و آله مى‏ فرماید: «جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِیالِهِ احَبُّ الَى اللَّهِ تَعالى‏ مِن‏ اعْتِکافٍ فِى مَسْجِدى‏ هذا»[۱۳]؛ «نشستن مرد در کنار خانواده ‏اش نزد خداى بزرگ، دوست داشتنى‏ تر از اعتکاف [و نشستن‏] در این مسجد من است.». این به جهت تأمین نیروى عاطفى زن است. خانواده هر کس، چشم امیدشان به او است؛ پدر در عین این که پدر و مدیر بوده، همسر است، باید دوست و دلسوز براى خانواده باشد و اگر ثروتى دارد، از آنها است و اگر زحمتى مى ‏کشد، براى راحتى آنان است. پس باید در خانواده به گونه ‏اى عمل کند که همسر و فرزندان، در رفاه و آرامش باشند.

هر گونه خشونت و سخت‏ گیرى و یا بى‏ توجهى به خواست خانواده، ممکن است زندگى را تلخ و محبت را از دل خانواده بیرون ببرد. سخت‏ گیرى ‏هاى‏ بى ‏مورد و بهانه ‏گیرى‏ هاى نابجا و در تنگنا قرار دادن خانواده شایسته نیست.

سخت ‏گیرى در هزینه زندگى و در فشار اقتصادى قرار دادن خانواده به صلاح نیست یا سخت‏ گیرى در رفت و آمد ممکن است پیامدهاى ناگوارى در پى داشته باشد.

پدر خانواده باید در عین نظارت و جدیت در تربیت، از سخت‏ گیرى ‏هاى بى ‏مورد دورى جوید. زمانى که اعضاى خانواده همه در کنار هم هستند به قدرى لذت بخش است که بعضى خانواده‏ ها به طور منظم زمانى را براى بحث و گفت ‏و گو در مورد مشکلات یا حتى صحبت در مورد اتفاقات خوشایندى که برایشان رخ داده است، اختصاص مى ‏دهند.

سپرى کردن اوقاتى از روز یا هفته براى دور هم جمع شدن اعضاى خانواده به کودکان حس همبستگى مى ‏دهد، تا جایى که حتى وقتى بزرگ شوند به خانواده خود احساس تعلّق و وابستگى دارند. بعضى خانواده‏ ها به طور مرتب و به صورت دسته جمعى در مراسم مذهبى شرکت مى ‏کنند (مثلاً همه با هم به مسجد مى ‏روند) و بعضى ‏ها آخر هفته به پارک مى‏ روند. یک شام ساده و لذّت بخش که همه آن را دوست دارند، انجام چند بازى با حضور همه اعضاى خانواده، به سینما رفتن و همین جشن‏ هاى کوچک کودکان را به صرف وقت بیشتر در کنار دیگر اعضاى خانواده علاقه مند مى ‏کند.

۳ـ احترام به زن

زن از نظر اسلام أمانت خدا در دست شوهر و از نظر دخالت در امور زندگى شریک مرد و از نظر تربیت فرزندان مادر خانواده است. هر مردى وقتى ازدواج مى ‏کند، باید همسرش را احترام کند و هرگز او را اذیت و آزار نرساند و ایشان را تحقیر و به استهزاء نگیرد. خداوند متعال مى ‏فرماید «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»[۱۴]؛ «و با آنان [زنانبطور شایسته رفتار کنید!».

حضرت صادق علیه السلام از پدرش نقل کرده که فرمود: «مَنْ اتَّخَذَ امْرَأهً فَلْیَکْرِمْها»[۱۵]؛ «هر کس زن گرفت، باید او را گرامى دارد و به او احترام کند».

حضرت على علیه السلام مى ‏فرماید: «انَّهُنَّ امَانَهُ اللَّهِ عِنْدَکُمْ فَلا تُضارّوهنُنَّ وَلا تَعْضِلُهُنَّ»[۱۶]؛ «زنان امانت خدا بر شما هستند. به ایشان زیان نرسانید و برایشان سخت نگیرید

همانگونه که سایر امانت‏ هاى الهى ارزشمند و قابل اکرام و احترام است، زن نیز باید آنگونه که شایسته است مورد احترام شوهر قرار گیرد؛ چه اینکه در قیامت خداوند متعال از امانت ‏هاى خود سؤال مى ‏کند که با آنها چگونه رفتار کردید. آیا حق امانتدارى را به جا آوردید؟!

به همین جهت است که وقتى حضرت، همسر خود حضرت فاطمه علیها السلام را به خاک مى ‏سپارند، مى‏ فرماید:«قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَه»[۱۷]؛ «امانت خدا از دست من گرفته شد

۴ـ  اظهار محبت به زن

گفته شد که ثبات بنیان خانواده بر پایه مهر و محبت است. هم زن باید به مرد اظهار مودت و دوستى نماید و هم مرد به زن ولى نیاز زن به عشق و علاقه بیشتر است و مرد باید محبت قلبى خود را بیرون بریزد. مرد باید بداند که زن از نظر ساختار زیستى با او تفاوت دارد. مرد بنده شهوت است و زن در بند محبت مرد است. مرد زنى را دوست دارد که او را پسندیده و انتخاب کرده باشد و زن مردى را دوست دارد که ارزش او را درک کرده باشد و محبت خود را از قبل اعلام کرده باشد. هر کسى مى‏ تواند با دو زبان سخن بگوید؛ زبان عاطفه و احساس، و زبان عقل و منطق. زبان عاطفى به خاطر ارتباط مستقیمى که با قلب و جان شنونده دارد، تأثیر بسیارى در ایجاد محبت مى ‏گذارد.

ابراز عشق صریح و صادقانه (جملات عاشقانه) لحظه‏ هاى زندگى را شیرین و لبریز از لذت و هیجان مى‏ کند.

به قول «مترلینگ»: «زندگى وقتى لذت‏ بخش است که در آن، لذات کوچک و عشق ‏هاى کوچک وجود داشته باشد و همین چیزهاى کوچک است که ما را به زندگى پایبند مى ‏کند».[۱۸]

واژه ‏هاى عاشقانه و دلنشین، به طور شگفت ‏انگیزى مى ‏تواند آفریننده ‏ى لذت ‏هاى کوچک باشد. ابراز محبت با صراحت و در عین صداقت و راستى در حالى که آمیخته با هیجانات روحى است، محبت را تا مرز عشق مى ‏رساند که شیرینى و لذت آن را باید در عمق دلها جستجو کرد ولى پنهان کردن عشق، محبت را خفه مى‏ کند و مى ‏میراند. هیچ‏گاه نباید غرور مرد مانع از ابراز عشق و علاقه به همسرش شود، یا در طول زمان مشکلات زندگى و گاه مشاجرات و درگیرى ‏ها، باعث ترک ابراز عشق و علاقه شود؛ بلکه باید همواره و در همه حالات زندگى طورى رفتار کند که فضاى عاطفى از بین نرود و جایى براى گفتن جملات عاشقانه و البته صادقانه بماند.

نبى‏اکرم صلّى الله علیه و آله مى ‏فرماید: «قَوْلُ الرَّجلِ لِلْمَرْأَهِ انى احِبُّکَ لایَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها ابَداً»[۱۹]؛ «این سخن مرد که به همسرش مى‏ گوید: واقعاً تو را دوست دارم، هرگز از قلبش خارج نخواهد شد.».

و نیز مى ‏فرماید: «کُلَّما ازْدادَ الْعَبْدُ ایمانً ازْدادَ حُبًّ لِلنِّساءِ»[۲۰]؛ «هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به همسرش بیشتر اظهار محبت مى ‏نماید.». امام صادق علیه السلام مى ‏فرماید: «من اخلاق الانبیاء حب النساء»[۲۱]؛ «محبت و دوستى زنان یکى از اخلاق پیامبران است».

وظایف زن

۳: وظایف اخلاقى زن در برابر شوهر چیست؟

۱ـ اظهار محبت به شوهر

شکى نیست؛ محبت و دوستى، گوهر گرانبهایى است؛ که خداوند در نهاد زن و مرد قرار داده است. تنها مى ‏بایست دو همسر این امر فطرى را ابراز نمایند تا رابطه دوستانه و صمیمانه آنان بیش از پیش برقرار گردد. مرد در عرصه اجتماع با افراد گوناگون و سلایق مختلف مواجه مى‏ شود و بسا اوقات مورد اهانت قرار مى ‏گیرد. زن مى ‏تواند با خوشرویى و اظهار محبت به شوهر، از غم و اندوهش بکاهد و با چهره ‏اى دل ‏انگیز او را مسرور نماید.

حضرت رضا علیه السلام مى ‏فرماید: «اعْلَمْ انَّ النِّساءَ شَتى‏ فَمِنْهُنَّ الْغَنیمَهُ وَ الْغَرامَهُ وَ هِىَ الْمُتَحَبِّبَهُ لِزَوْجِها وَالْعاشِقَهُ لَهُ»[۲۲]؛ «بدان که زنان گوناگونند؛ بعضى زن ها دستاوردى گرانبها و تاوان (رنج ‏هاى آدمى) هستند و این زن کسى است به شوهرش محبت مى‏ کند و عاشق اوست». امام على علیه السلام در باره رفتار حضرت زهرا علیها السلام چنین مى‏ گوید: «وَ لَقَدْ کُنْتُ أَنْظُرُ إِلَیْهَا فَتَنْکَشِفُ عَنِّی الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَان‏»؛[۲۳] «هرگاه به رخسارش نظاره مى‏ کردم تمام غصّه‏ هایم برطرف مى‏ شد و دردهایم را فراموش مى‏ کردم». باید دانست که همه چیز در زیبایى زن خلاصه نمى‏ شود. زن هر چقدر هم زیبا باشد ولى اگر رفتارش با شوهر نامناسب و خشن باشد، نمى ‏تواند دل او را به دست آورد، در حالى که یک نگاه لبریز از عشق و یک رفتار محبت‏ آمیز از سوى زن مى ‏تواند قلب مرد را تسخیر نماید؛ اگر چه از نظر زیبایى، در رتبه ‏هاى کمتر باشد. مرد هنگامى که با کوله ‏بارى از سختى‏ ها به منزل مى ‏آید، دادن یک لیوان آب یا شربت به او از سوى همسرش، مى‏ تواند بسیار آرامش ‏بخش و لذت‏ بخش باشد.

امام صادق علیه السلام مى ‏فرماید: «ما مِنْ امْرَأَهٍ تَسْقى‏ زَوْجَها شَرْبَهً مِنْ ماءٍ الَّا کانَ خَیْراً لَها مِنْ عِبادَهِ سَنَه صِیامِ نَهارِها وَ قِیامِ لَیْلِها»[۲۴]؛ «هیچ زنى نیست که آب به همسرش بنوشاند، در حالى که این کار از عبادت یک سال که روزهایش روزه باشد و شب‏ هایش به عبادت بایستد بهتر است».

۲ـ احترام به شوهر

مردى خدمت رسول خدا صلّى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: همسرى دارم که هرگاه وارد خانه مى‏ شوم به استقبالم مى ‏آید، و چون از خانه بیرون مى ‏روم بدرقه ‏ام مى ‏کند و زمانى که مرا اندوهگین مى ‏بیند مى ‏گوید: اگر براى رزق و روزى (و مخارج زندگى) غصه مى‏ خورى، بدان که خداوند آن را به عهده گرفته است و اگر براى آخرت خود غصه مى‏ خورى، خدا اندوهت را زیاد کند [و بیشتر به فکر آخرت باشى‏]. رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمودند: «إنَّ للَّهِ عُمَّالاً وَ هذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَها نِصْفُ اجرِ الشَهید»[۲۵]؛ «براى خدا کارگزارانى [در روى زمین‏] است و این زن یکى از کارگزاران خداست که پاداش او برابر با نیمى از پاداش شهید است.».

احترام واقعى زن به شوهر به او نیرو و توانایى مى ‏دهد و براى تلاش و کوشش آماده ‏اش مى ‏گرداند. سلام ابتدایى به او، جلوى پایش ایستادن، با ادب حرف زدن، گوش دادن به سخنان او و قطع نکردن کلامش و… از جمله این امور است.

زن سعى کند هنگام ورود مرد، خودش در را باز کند و با لب خندان و چهره باز و گشوده به استقبالش برود و هنگام رفتن از منزل او را بدرقه نماید. همین عمل کوچک تأثیر شایسته اى در روح و جان شوهر به جاى خواهد گذاشت.

امام صادق علیه السلام مى ‏فرماید: «سَعیدَهٌ سَعیدَهٌ امْرَأَهٌ تُکْرِمُ زَوْجَها وَلا تُؤْذیهِ وَ تُطیعُهُ فِى جَمیعِ احْوالِهِ»[۲۶]؛ «خوشا به سعادت آن زنى که شوهرش را بزرگ شمارد و به او آزار نرساند و همیشه مطیع همسرش باشد.». روحیه مردان به گونه ‏اى است که در برابر محبت، نرم و دلبسته مى ‏شود و هرچه در توان دارد و به دست مى ‏آورد را به پاى محبوب خود مى ‏ریزد و کانون گرم خانواده با محبت هر چه بیشتر شکل مى‏ گیرد. این‏جاست که به اسرار سفارش بسیار درباره احترام زنان به مردان در روایات اسلامى مى ‏توان پى برد.

۳ـ رضایت شوهر

شکى نیست که اطاعت زن از شوهر، تنها در دو مورد واجب است: خروج از منزل و آمادگى جنسى.

ولى از نگاه اخلاقى و تربیتى، کسب رضایت شوهر در سایر امور، به شرط آنکه مخالف منطق عقل و موازین اسلامى نباشد، نقش مهم و سازنده ‏اى در زندگى موفق و پایدار دارد. زن براى به دست آوردن رضایت و خشنودى خدا لازم نیست نمازهاى بسیار و یا طولانى بخواند و یا روزه ‏هاى مستحبى بگیرد؛ بلکه پاداش ‏هاى فراوان را مى‏ تواند با فراهم سازى رضایت شوهر به دست آورد.

از این رو در اسلام از اینکه زنى نمازش را طولانى کند و بدون اجازه روزه ‏هاى مستحبى بگیرد، نهى شده است.

چنانچه بین زن و مرد اختلاف سلیقه پیش آمد، گذشت زن و جلب نظر شوهر رابطه عاطفى و صمیمانه را زیاد مى ‏گرداند و در ادامه مرد جبران خواهد کرد.

رسول اکرم صلّى الله علیه و آله مى ‏فرماید: «لَوْ امَرْتُ احَداً انْ یَسْجُدَ لِاحَدٍ لَامَرْتُ الْمَرأهَ انْ تَسْجُدَ لِزَوْجِها»[۲۷]؛ «اگر (مى ‏خواستم) دستور دهم کسى در برابر دیگرى سجده کند، هر آینه دستور مى ‏دادم زن شوهرش را سجده کند».

و نیز از حضرت آمده: «طُوبى لِامْرَأهٍ رَضِىَ عَنْها زَوْجُها»[۲۸]؛ «خوشا به حال زنى که شوهرش از او راضى باشد.».

۴ـ نظافت و آرایش

نظافت، نظم، آراستن خانه و آرایش و آماده کردن خود براى شوهر یکى از مسؤولیت ‏هاى اخلاقى زن در برابر اوست. رعایت این امر نیز، باعث ایجاد روابط عاشقانه و صمیمانه و جلب خاطر و رضایت شوهر مى ‏گردد. چه بسا زن با این کار نقش مهّمى در حفظ عفت شوهر خود و سلامت جامعه ایفا مى ‏کند. از طرفى با آماده کردن خود براى همسرش، با پوشیدن لباسهاى مناسب و نظافت و آرایش اندام، توجه او را جلب نموده؛ و خواسته‏ هاى او را از طریق مشروع تأمین مى‏ کند و باعث محبّت و علاقه بیشتر شوهر شده و موجب مى ‏شود که شوهرش از نامحرمان و بیگانگان چشم بپوشد و تنها به او عشق بورزد. لذا رعایت این اصل به عنوان یک مسؤولیت تأکید شده است.

نبى اکرم صلّى الله علیه و آله مى‏فرماید: «وَ عَلَیْها انْ تَتَطیَّبَ بِأَطْیَبِ طیبِها وَ تَلْبِسَ احْسَنَ ثِیابِها وَ تَزَیَنَ بِاحْسَنِ زِینَتِها وَ تَعْرِضَ نَفْسَها عَلَیْهِ غُدُوهً و عَشیّهً»[۲۹]؛ «بر زن لازم است؛ که خود را با خوشبوترین عطرها خوشبو نماید و به بهترین وجه آرایش کند و بهترین لباسهاى خود را بپوشد و بامدادان و شامگاهان خود را براى شوهر آماده کند». در روایت دیگر از حضرت آمده: «لا یَحِلُّ انْ تَنامَ حَتَّى تَعْرِضَ عَلَى زَوْجِها وَ تَخْلَعَ ثِیابَها»[۳۰]؛ «بر زن روا نیست؛ که به خواب برود جز اینکه خود را براى همسرش آماده نموده باشد».

لازم به تذکر است که خوشبویى و آراستگى اختصاص به زن ندارد، بلکه وظیفه ‏اى مشترک است. رعایت این اصل از دو طرف، نقش مهم در حفظ عفت زن و شوهر دارد، چنانکه در روایت آمده: «و لقَد تَرکَ النِّساء العِفَّهَ بِتَرْکِ ازواجِهنَّ التَّهیِّه»[۳۱]؛ «رعایت نکردن این وظیفه از طرف شوهر باعث ضربه زدن به عفت همسرش مى ‏شود».

و نیز در روایتى از امام باقر علیه السلام آمده: «النِساءُ یُحْبِبْنَ انْ یَرینَ الرَّجُلَ فِى مِثْلِ ما یُحبُّ الرَّجُل انْ یَرى‏ فِیهِ النِّساء مِنَ الزِینَهِ»[۳۲]؛ «همان ‏گونه که مردان دوست دارند زینت و آرایش را در زنانشان ببینند، زنان نیز دوست دارند زینت و آرایش را در مردانشان ببیند».

از سوى دیگر، زن نباید با آشکار کردن زینت‏ ها و آرایش کردن براى غیر شوهر خود، خویش را در معرض تماشاى دیگران قرار داده و با پوشیدن لباس‏ هاى نامناسب و محرک که موجب جلب توجه دیگران است از منزل خارج شود. اینگونه حرکات موجب بى ‏مهرى شوهر رواج فساد در جامعه مى ‏گردد.

خداوند متعال مى‏ فرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها»[۳۳]؛ «زنان زینت ‏هاى خود را جز آن مقدار که آشکار است (قُرص صورت و دستها تا مچ) براى دیگران آشکار نکنند». و خطاب به زنان پیامبر که شامل همگان است مى ‏فرماید:

«وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ الْأُولى»[۳۴]؛‏ «زنان همانند زمان جاهلیت قبل از اسلام در بین مردم آشکار نشوند

در حدیث آمده: «ایُّما إِمْرَأهِ تَطَیَّبَ لِغَیْرِ زَوْجِها لَمْ یُقْبَلِ اللَّهُ مِنها صَلاهً حَتَّى تَغْتَسِلَ مِنْ طیبِها»[۳۵]؛ «زنى که براى غیر همسرش آرایش کند، عبادت و نماز او مورد قبول و پذیرش خداى سبحان نیست؛ تا اینکه خود را از آن آلودگى ‏شستشو دهد». و نیز از نبى اکرم صلّى الله علیه و آله نقل شده: «اىُّ امْرَأَهِ تَطَیِّبَ وَ خَرَجَتْ مِنْ بَیْتِها لاهِىَ تُلْعَنْ حَتّى تَرْجَعَ الى بَیْتِهَا»[۳۶]؛ «هر زنى که خود را خوشبو کند و از منزل خارج شود، تا زمانى که به خانه برگردد، مشمول لعن و نفرین خواهد بود».

۵ـ خانه دارى و تهیه غذا

زن با طبخ غذاهاى مناسب و خوشمزه، حسن همسردارى خود را اعلام نموده و بذر الفت و محبت را در دل مرد مى‏ کارد. در حقیقت یک زن کدبانو با زیرکى و ذوق خود در تهیه بهترین غذاها با هزینه کم مى‏ تواند دل همسر و فرزندان را جلب کند و خود را جزء مجاهدین در راه خدا قلمداد نماید.

امام صادق علیه السلام مى ‏فرمایند: «خَیْرُ نِساءِکُمْ الطَّیِبَهُ الرّیحُ الطَّیِبهُ الطَّبیخُ الَّتى‏ اذا انْفَقَتْ بِمَعرُوفٍ وَ انْ امْسَکَتْ امْسَکَتْ بِمَعروُفٍ فَتِلْکَ عامِلٌ مِنْ عُمّالِ اللَّهِ وَ عامِلُ اللَّهِ لا یَخیبُ وَلا یَنْدِمُ»[۳۷]؛ «بهترین زنان شما زنى است که داراى بویى خوش و دست پختى خوب باشد. هنگامى که خرج مى‏ کند، بجا خرج کند، و هنگامى که خرج نمى ‏کند بجا از خرج کردن خوددارى ورزد. چنین زنى کارگزارى از کارگزاران خداست و کارگزار خدا نه ناامید مى ‏شود و نه پشیمان».

البته در انتخاب نوع غذا نباید سخت ‏گیرى کرد و حتى از نظر اخلاقى و تربیتى، بهتر است جانب زن را گرفته و نظر او ترجیح داده شود و به شوهر سفارش مى ‏شود همان غذایى را بخورد که همسرش بدان میل دارد. این امر مى‏ تواند دلگرمى و امید زن را به ادامه زندگى و ایجاد رابطه عاطفى افزایش دهد.

امام صادق علیه السلام مى ‏فرماید: «الامُؤمِنُ یَأْکُلُ بِشَهْوِهِ اهْلِهِ وَالْمُنافِقُ یَأْکُلُ اهْلُهُ بِشَهْوَتَهِ»[۳۸]؛ «مؤمن کسى است که مطابق میل همسرش غذا مى ‏خورد و منافق کسى است که خانواده ‏اش به میل او غذا مى ‏خورد».

شکى نیست که انجام کارهاى خانه جزء وظایف شرعى زن به شمار نمى ‏آید.

مرد حق ندارد همسرش را به شیردادن، آشپزى و تهیه غذا و مرتب کردن خانه وادار کند، لذا زن این حق را دارد که در برابر آن اجرت دریافت کند. ولى از نگاه اخلاقى، خداوند دوست دارد که زن با کمال میل و اختیار این بار را به دوش بگیرد و با جلب رضایت شوهر، محیط أمن و آرام همراه با صلح و دوستى فراهم ساخته و از پاداش الهى بهره ‏مند گردد.

۶ـ سپاسگزارى

بدیهى است که یکى از وظایف شرعى و قانونى مرد در برابر همسرش تأمین مسکن، خوراک و پوشاک است. و اگر از این امر تخلف کند زن مى ‏تواند نزد حاکم شرع شکایت نماید ولى سزاوار است زن بداند شوهرش حاصل دسترنج خود را براى او و فرزندانش به خانه مى‏ آورد و دوست دارد از او سپاسگزارى شود چرا که او یک بشر عادى است و از قدردانى خوشش مى‏ آید. هر گاه مرد اسباب و لوازم زندگى را تهیه نمود، شایسته است زن در برابر آن اظهار شادمانى کند.

امام صادق علیه السلام مى ‏فرماید: «خَیْرُ نِساءِکُمْ الَّتِى انْ اعْطیتِ شَکَرَتْ وَ انْ مُنِعَتْ رَضِیَتْ»[۳۹]؛ «بهترین زنان شما آن زنى است که چون به او چیزى داده شود، سپاسگزارى کند و اگر به او چیزى داده نشود راضى باشد.» و در روایت دیگرى مى ‏فرماید: «ایُّما امْرَأَهٍ قالَتْ لِزَوْجِها: ما رَأَیْتُ قَطُّ مِنْ وَجْهِکَ خَیْراً فَقَدْ حَبِطَ عَمُلُها»[۴۰]؛ «هر زنى به شوهرش بگوید من از تو هرگز خیرى ندیدم، [ثواب‏] کارش از بین مى‏ رود

۷ـ قناعت

«تقدیر المعیشه» و یا برنامه‏ ریزى اقتصادى یکى از عوامل ثبات و پایدارى بنیان خانواده است. قناعت و کم خرج بودن از ویژگى‏ هاى مثبت یک زن مى ‏باشد و در مقابل، تقاضاى زیاد و توقع بالا موجب آزار و رنجش همسر و در صورت عدم توانایى، گاهى انحرافاتى را موجب مى ‏شود.

اگر زنان، مدیریت امور خانه را بر محور قناعت و پرهیز از خرج‏ هاى غیرلازم و تشریفاتى و تجملاتى تنظیم کنند و از شوهران خود، توقعات بى ‏جا و خارج از توان مالى نداشته باشند، از بروز تنش‏ هاى بسیارى جلوگیرى خواهند کرد.

سست شدن پایه ‏هاى نهاد خانواده، گاهى در اثر همین مسایل مادى و اقتصادى است و آغاز آن هم چه بسا از امور جزئى و بى ‏اهمیت است و سر از بحران در مى ‏آورد. از متون دینى بدست مى‏ آید که زن نباید شوهر را به سختى و زحمت بیاندازد.

نبى اکرم صلّى الله علیه و آله فرمود: «اعْلَمُ النِّساءِ بَرَکَهً اقَلِّهِنَّ مَؤُونَهً»[۴۱]؛ «از همه زنان پر برکت تر آن است که خرجش کمتر باشد». در روایت دیگرى از حضرت آمده: «لا یَحِلُّ لِلْمَرْأدِ انْ تَتَکَلَّفَ زَوْجَها فَوْقَ طاقِتِهِ»[۴۲]؛ «براى زن جایز نیست که شوهرش را به بیش از توانایى‏ اش مجبور کند.» در زندگى حضرت زهرا علیها السلام مى ‏خوانیم که هیچ گاه در خانه از شوهر خود تقاضایى نکردند و همواره در سختى ‏ها و ناملایمات، صبر و بردبارى پیشه کردند و هرگز گله و شکایتى نکردند، حتى گاهى غذایى براى خوردن در خانه على علیه السلام یافت نمى ‏شد اما در این شرایط هم از همسر خود چیزى مطالبه نمود تا مبادا باعث شرمندگى همسرش شود.

لباس، زینت، اثاث خانه، مسکن وسیع و امثال آن خواسته ‏هایى است که معمولاً هر زنى به خود اجازه مى ‏دهد که از همسر خویش درخواست نماید.

اما زهرا علیها السلام هرگز همسرش را براى تهیه این نوع خواسته‏ ها به زحمت نینداخت.

حتى وقتى حضرت زهرا علیها السلام در بستر بیمارى بود و على علیه السلام با دلى پر از عشق‏ و محبت، از او خواست که اگر خواسته ‏اى دارد ابراز کند، زهرا علیها السلام از بیان تقاضاى خود امتناع مى‏کرد.[۴۳]

۸ـ آمادگى جنسى

بدیهى است، مهرورزى و رابطه جنسى میان زن و شوهر یکى از عوامل نشاط و استحکام بنیان خانواده است. همچنین تحلیل در آمارها نشان مى ‏دهد که بیش‏ ترین عامل افزایش طلاق در میان خانواده‏ ها رعایت نکردن قناعت و مهارت ابراز محبت است. زن در خلوت خود با همسرش باید با ظرافت ‏هاى خاص، آمادگى جنسى خود را نشان دهد. از این رو در اسلام پیش قدمى زن در مسایل جنسى را امرى مستحب برشمرده شده است. به طورى که براى زن، علاوه بر آثار دنیوى، پاداش اخروى نیز در بردارد و علاوه بر یک رفتار و هنجار نیک، به عنوان یک عمل دینى و حکم شرعى مورد تأکید قرار گرفته است.

پیامبر صلّى الله علیه و آله در بیان ضرورت اعلام آمادگى جنسى زن مى‏ فرماید: «وَ عَلَیْها انْ تَتَطیَّبَ بِأَطْیَبِ طیبِها وَ تَلْبِسَ احْسَنَ ثِیابِها وَ تَزَیَنَ بِاحْسَنِ زِینَتِها وَ تَعْرِضَ نَفْسَها عَلَیْهِ غُدُوهً و عَشیّهً و …» [۴۴]؛ «بر زن لازم است که از خوشبوترین عطرها استفاده کند و زیباترین لباس ‏ها را بپوشد و خود را به نیکوترین وجه بیاراید و بامدادان و شامگاهان خود را بر شوهر عرضه کند و اعلام آمادگى نماید.» از حقوق مردان بر همسرانشان است که زن خود را همواره در حوزه مسائل جنسى آماده نشان دهد مگر در مواردى که دین از آن بازداشته است. البته در همان مواردى که آمیزش ممنوع است مى ‏توانند نسبت به یکدیگر به روش ‏هاى مختلف ابراز محبت کنند و از یکدیگر لذت ببرند. به گونه‏ اى که مرد احساس کمبود نکند. در بسیارى از روایات بر این نکته تأکید شده که زن بایست همواره در حالت آماده باش دائم جنسى باشد.

در روایت است، زنى از پیامبر صلّى الله علیه و آله درباره حقوق شوهر پرسید: آن حضرت فرمود: «وَلا تَمْنَعُهُ نَفْسُها وَ انْ کانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ»[۴۵]؛ «بر زن است که خود را از شوهرش باز ندارد و بگذارد تا وى از او کام بگیرد حتى اگر بر روى کوهان شتر باشد». اینگونه آمادگى زن، شوهر را از هرگونه ارضاى غریزه جنسى در بیرون از خانه و خانواده دور نگه مى ‏دارد و کانون گرم خانواده بیش از پیش تداوم پیدا مى ‏کند.

تأکید آیات و روایات بر خودنمایى و آراستگى زنان براى شوهران از این روست که مردان با مشاهده و دیدن، عواطف و احساسات جنسى ‏شان برانگیخته شود. از این رو زن موظف است خود را در حالت آماده باش قرار دهد تا شوهر وى به زنى دیگر گرایش نیابد. اگر این تمایلات جنسى در خانه و به شکل صحیح و محبت آمیز تأمین نشود به اشکال مختلف در جامعه خود را نشان مى ‏دهد و فساد و تباهى اجتماعى را به دنبال خواهد داشت.

اجازه از شوهر

۴: چرا زن براى بیرون رفتن از خانه باید از شوهرش اجازه بگیرد؟

شکى نیست که این دستور، حکمت ‏هایى دارد که بر ما مخفى است ولى با اندک تأمّل و توجه به امور ذیل، شاید بتوان به برخى از آن دست پیدا کرد.

یک. مدیریت مرد

نظام خانواده در اسلام، نظامى شورایى با سرپرستى و مدیریت اجرایى مرد است. این مسئله تکالیفى را بر دوش هر یک از اعضاى خانواده مى ‏گذارد و حقوقى را براى آنها مقرر مى ‏کند؛ از جمله اینکه مرد، باید در جهت تأمین‏ نیازهاى خانواده تلاش کند. از طرف دیگر مسئولیتى بر دوش دیگر اعضا در برابر مرد ایجاد مى‏ کند که از جمله آنها، کنترل‏ پذیرى رفت و آمدها و هماهنگى آن با مرد است. به عبارت دیگر هر اجتماعى ـ کوچک باشد یا بزرگ ـ نیاز به مدیریت دارد. کانون خانواده، نماد یک اجتماع انسانى است که سعادت و انحطاط آن، نقش زیادى در رشد و نابودى جامعه ایفا مى ‏کند.

در این اجتماع کوچک ولى مهمّ، مدیریت و سرپرستى آن با مرد است. البته مرد وظیفه دارد با محبت و اعضاى خانواده را در اداره خانه مشارکت دهد.

حقوق یکایک آنها را رعایت کند و بر دل ‏ها حکومت کند و از اجبار و زورگویى و بداخلاقى تا نمونه‏ اى براى «حُسن معاشرت» باشد.

دیگر اعضاى خانواده نیز باید هماهنگى لازم را با مرد داشته باشند و او را در جهت مدیریت بهینه خانواده یارى رسانده و حقوق وى را پاس دارند.

دو. تأمین نیاز جنسى

رعایت حقوق مرد، اقتضاى هماهنگى زن در خروج از منزل را دارد.

«عقد ازدواج، تعهدهایى را در پى دارد که زن و مرد ملزم به رعایت آنها هستند… . بر زن واجب است که به نیازهاى جنسى مرد پاسخ مثبت دهد و مانع مادى و معنوى در برابر او ایجاد نکند. همین نیاز، بیرون رفتن بدون اجازه زن را از منزل ناروا مى‏ نمایاند».[۴۶] از این رو امور و کارهایى نظیر سفر، روزه مستحبى، اعتکاف و… که منافى حق نیاز جنسى شوهر باشد؛ بدون کسب رضایت او جایز نیست.

از طرفى، به طور معمول، آسیب‏ پذیرى زن در بیرون از خانه، بیش از مرد است. زن ممکن است مورد تعرض و مزاحمت قرار گیرد، از این رو مرد براى اطمینان خاطر خویش و مصونیت زن، باید در مورد آمد و شد همسرش به خانه و خارج از آن، نظارت داشته باشد. البته چنین نیست که همواره خروج زن از خانه، نیازمند اجازه شوهر باشد؛ بلکه در مواردى خروج زن از خانه جایز است، از جمله:

۱: براى کسب علوم واجب و یا انجام دادن تکالیفى که مستلزم خروج از خانه است.

۲: احقاق حق؛ مانند دادخواهى و شکایت در دادگاه یا اداى شهادت و امثال آن.

۳: براساس برخى از فتاوا در صورتى که زن قبل از ازدواج، استخدام در کارى بوده است، بعد از ازدواج نیز مى ‏تواند سر کار خود برود و ازدواج مانع آن نیست.

۴: چنانچه به صورت شرط ضمن عقد ـ به هنگام عقد ازدواج ـ جواز خروج از خانه را شرط کرده باشد.

۵: در صورتى که مرد، نفقه زن را تأمین نکند و او براى تأمین آن، ناچار به خروج از منزل باشد و به طور کلى براى هر امر لازمى که متوقف بر خروج از خانه باشد.

زدن زن ‏ها

۵: فلسفه اینکه در قرآن در مورد نافرمانى زن از شوهر به مرد اجازه ‏داده است که زن را بزند چیست؟

شکى نیست که زن امانت الهى نزد شوهر و قابل احترام و تکریم است.

تحقیر، استهزاء، توهین و تنبیه و کتک زدن زن جایز نیست و اگر قرآن مجید در یک مورد تنبیه زن را جایز شمرده است، در شرایط خاص و پس از طى مراحل پیشین مى ‏باشد.

خداوند متعال مى ‏فرماید: «… وَ اللَّاتِى تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِى الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ، فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا، إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیًّا کَبِیرا»[۴۷]؛ «و (امّا) آن دسته از زنان را که از سرکشى و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نمایید! و (اگر هیچ راهى جز شدت عمل، براى وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروى کردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.)».

در این رابطه نکاتى چند شایان توجه است:

اولاً. دستورات صادره در این آیه در مورد نشوز است و نشوز آن است که زن در مقابل تکالیف اختصاصى‏ اش؛ یعنى، تمکین و عفاف، بدون هیچ عذر موجهى سرپیچى نماید. جالب این است که اگر زنى از انجام کارهاى خانه ‏دارى و بچه‏ دارى و… خوددارى کند، هیچ حقى براى مرد نسبت به اجبار و یا تنبیه زن وجود ندارد بلکه تنها در «نشوز» زن تنبیه مطرح شده است.

ثانیاً. «نشوز» زن مخالف حقوق مرد است و براى مقابله با آن، بهترین راه این است که قبل از مراجعه به دیگران، مشکل را در داخل خانه حل نمود؛ ولى اگر چنین چیزى میسر نبود، نوبت به خارج از منزل و دخالت دادن دیگران مى ‏رسد که در آیه بعد سالم ‏ترین راه آن عنوان شده است.

ثالثاً. حل مسأله نشوز در داخل خانه نیز به روش‏ هاى مختلفى انجام ‏پذیر است و جالب این است که خداوند از ملایم ‏ترین راه ‏ها شروع نموده و در صورت تأثیرگذارى آن، مراتب بالاتر را اجازه نداده است. ازاین رو در مرتبه اول سفارش به پند و اندرز نموده است. چنین روشى حکیمانه ‏ترین شیوه در حل مشکلات زوجین است؛ لیکن اگر زنى در برابر اندرزها و نصایح شوهر، سر تسلیم فرود نیاورد و همچنان بر تخلف خود اصرار ورزید، خداوند راه دومى را پیشنهاد نموده است که خوددارى از همبستر شدن با زن مى ‏باشد. اگر مشکل حل شد، شوهر حق در پیش گرفتن راه سوم را ندارد؛ اما اگر زن در هم‏چنان سرسختى نشان داد و حاضر به تأمین حقوق شوهر نگردید؛ در این رابطه چند راه قابل تصور است:

الف) مرد حقوق خود را نادیده انگارد و در مقابل نشوز زن به کلى ساکت شود، هر چند سالیان دراز این برنامه ادامه یابد. چنین چیزى براساس هیچ منطقى قابل الزام نیست و اختصاص به مرد هم ندارد؛ یعنى، در هیچ یک از نظام ‏هاى حقوقى جهان، نمى‏ توان به صاحب حقى الزام کرد که در برابر حقوق خود ساکت شود و دم نزند. بلى از نظر اخلاقى، آن هم در موارد خاصى مى ‏توان چنین توصیه‏ اى نمود؛ ولى نباید بین مسأله حقوقى و اخلاقى خلط کرد.

از طرف دیگر نشوز زن تنها به ضرر شوهر نیست؛ بلکه غالباً تمام خانواده و چه بسا شخص زن نیز در این رابطه آسیب بیند. ازاین ‏رو بر مرد لازم است که به عنوان مدیر کانون خانواده، کنترل هدایت ‏گرانه و سازنده بر رفتار زن داشته باشد.

ب) راه دیگر آن است که مرد از هر طریق ممکن استیفاى حقوق نماید. چنین چیزى را هرگز شارع اجازه نمى ‏دهد و براى استیفاى حق، روش ‏هاى معینى وضع نموده است؛ زیرا محدود نساختن شیوه‏ هاى احقاق حق و اصلاح مشکل، موجب روا داشتن ستم‏ هاى زیادى به زن مى ‏شود و مفاسد و مظالم دیگرى به بار مى ‏آورد.

ج) راه سوم آن است که مرد با مراجعه به دیگران ـ اعم از مراجع قضایى یا افراد ذى ‏نفوذ دیگرـ حقوق خود را استیفا کند، چنین چیزى اگر چه ممکن است‏ حق مرد و دیگر اعضاى خانواده را تأمین کند، ولى با امکان حل مشکل در داخل خانه، بهتر است مسأله به بیرون کشیده نشود؛ زیرا ابراز خارجى مسائل داخل خانه، آسیب ‏هاى فراوانى براى حیثیت خانواده به بار مى‏آورد. از این رو خداوند حکیم حل خارجى را به عنوان آخرین راه ممکن پیشنهاد مى ‏کند.

د) راه چهارم آن است که مرد قاطعانه ‏تر برخورد کند. در این راستا قرآن مجید به عنوان آخرین راه ممکن جهت حل مشکل در داخل منزل، مسأله «ضرب» را مطرح نموده است. البته «زدن» نیز حدودى دارد که هرگز با آنچه در اذهان عمومى یا تبلیغات مسموم مطرح مى ‏شود، سازگارى ندارد.

در رابطه با حد و چگونگى زدن، علامه مجلسى (ره) روایتى از فقه ‏الرضا علیه السلام نقل نموده است که: «وَالضَّربُ بِالسِّواکِ وَ شِبْهِهِ ضَرْباً رَقیقاً»[۴۸]؛ «زدن باید با وسایلى مانند مسواک و امثال آن باشد، آن هم با مدارا و ملایمت».

روایت یاد شده به خوبى نشان مى‏دهد که «ضرب» باید در پایین‏ ترین حد ممکن باشد و نباید آسیبى بر بدن وارد کند. وسیله ‏اى که در این روایت اشاره شده چوبى بسیار نازک و سبک و کم ضربه است و شیوه زدن نیز باید ملایم و خفیف باشد به طورى که حتى رنگ پوست تغییرى نکند.

نکته دیگرى که از آیه شریفه به دست مى‏ آید، این است که دستور فوق جنبه موقت و گذرا دارد و نباید به آن مداومت بخشید؛ زیرا به دنبال این عمل دو واکنش احتمال مى‏ رود: یکى آن که زن به حقوق مرد وفادار شود.

در این صورت قرآن مى ‏فرماید: «فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا»[۴۹]؛ «اگر به اطاعت درآمدند بر آنها ستم روا مدارید»؛ یعنى، اگر زن در برابر حقوقى که بر آن پیمان بسته است، تسلیم شد دیگر مقابله زدن او، ظلم و تجاوز است.

واکنش احتمالى دیگر آن است که هم چنان سرسختى نشان دهد و کانون خانواده را گرفتار تزلزل و بى‏ ثباتى نماید.

در این رابطه در آیه بعد فرموده است: «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ یُرِیدا إِصْلاحاً یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً خَبِیراً»[۵۰]؛ «و اگر از جدایى میان آن دو [: زن و شوهر] بیم دارید پس داورى از خانواده آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن‏] تعیین کنید (تا به کار آنان رسیدگى کنند) اگر این دو داور، تصمیم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها کمک مى‏ کند؛ زیرا خداوند، دانا و آگاه است (و از نیات همه، باخبر است)».

نکته جالب توجه این است که قرآن مجید در آخرین مرحله، گشودن گره را به دست نزدیکان و بستگان قرار مى ‏دهد. حکمت این حکم آن است که نخست مشکل درون خانه حل شود و در مرحله بعد در میان خانواده و فامیل حل شود و تا جایى که ممکن است در پاى قانون و مراجع قانونى به میان نیاید؛ بلکه ابتدا کار به نزدیکان و خویشان سپرده مى ‏شود، تا با برخوردهاى عاطفى و بررسى‏ هاى عقلانى، در حد امکان مشکل را با صفا و صمیمیت حل کنند و خداوند نیز وعده داده است که در توفیق اصلاح با آنان، همراهى و همکارى کند و این از لطایف احکام و دستورات نورانى قرآن است، تا مسأله با سلامت هر چه بیشتر مسیر خود را طى کند و براى این که حقى از هیچ یک از طرفین زایل نشود و تبعیضى رخ ندهد، فرموده است که از هر جانب داورى برگزیده شود و با رعایت حقوق و مصالح طرفین، مشکل را برطرف نمایند. خلاصه راه حل در این «زدن» مشروط به شرایط زیر دیده است:

الف) این حکم اختصاص به مورد سرپیچى زن از تکلیف خود و حقوق مسلم مرد دارد؛ حقوقى که زن با پیمان ازدواج، وفادارى خود را نسبت به آن متعهد شده است.

ب) در راستاى حل مشکل در داخل خانه و خوددارى از ابراز آن در خارج است.

ج) تنبیه، آخرین مرحله و راهکار براى حل اختلاف در خانه است و بدون گذر از مراحل پیشین روا نیست.

د) حد آن نازل‏ ترین مرتبه ضرب است و نباید موجب کمترین آسیبى بر بدن زن شود.

ه) موقتى است؛ یعنى، باید به زودى از آن دست کشید.

از نکات یاد شده حکمت وضع این حکم روشن مى ‏شود و درمى ‏یابیم که این مقدار ضرب با کیفیت اشاره شده هیچ تأثیرى در آسیب رساندن به استعدادهاى زنان ندارد؛ بلکه آنچه موجب اخلال در توانایى ‏هاى جسمى و فکرى زن مى ‏شود، خروج از حدود یاد شده از نظر استمرار زمانى و به کارگیرى شیوه‏ هاى خشن و ظالمانه در این رابطه است.[۵۱] در پایان شایان ذکر است که دیدگاه کلى شارع نسبت به زدن همسر، نگرشى منفى است و نصوص زیادى در نهى از این عمل وارد شده است.

این روایات همه در زمانى بیان شده که خشونت علیه زنان از توهین و فحاشى گرفته تا ضرب و جرح و حتى قتل رواج داشت و اسلام آنها را تحریم و مستوجب مجازات فقهى و قضایى در دنیا و عذاب آخرت دانست. برخى از این روایات عبارتند از:

الف: پیامبر صلّى الله علیه و آله فرمود: «انّى‏ اتَعَجَّبُ مِمَّنْ یَضْرِبُه امْرَأَتَهُ وَ هُوَ بِالضَّرْبِ اولى‏ مِنْها لا تَضْرِبُوا نِساءَکُمْ بالاخَشَبِ فَانَّ فیه القَصاصِ»[۵۲]؛ «من در شگفتم از کسى که زن خود را مى ‏زند، در حالى که خودش براى کتک خوردن، سزاوارتر است. زنانتان را مزنید که قصاص دارد».

ب: از امام صادق علیه السلام از پدرش روایت شده که گفت: «مَنْ اتَّخَذَ امْرَأهً فَلْیَکْرِمْها فَانَّما امْرَأهُ احَرِکُمْ لُعْبَهٌ فَمَنْ اتَّخَذَها فَلا یُضَیِّعْها»[۵۳]؛ «وقتى با زنى ازدواج مى ‏کنید، احترامش کنید. زن مایه آرامش شما است. زنان را آزار ندهید و حقوق آنان را ضایع نکنید».

ج: از نبى اکرم صلّى الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «اخْبَرنى‏ اخى‏ جِبْرِئیلَ وَ لَمْ یَزَلْ یُوصینى‏ بِالنِّساءِ حَتَّى ظَنَنْتُ انْ لا یَحِلَّ لِزَوْجِها انْ یَقُولَ لَها افٍّ»[۵۴]؛ «جبرئیل به من خبر داد و آنقدر سفارش زنان را مى‏ کرد که گمان کردم براى شوهر جایز نیست یک اُف به همسرش بگوید».

د: رسول خدا مى‏ فرماید: «أ یَضْرِب احَدُکُمْ الْمَرأَهَ ثُمَّ یَظِلُّ مُعانَقَها»[۵۵]؛ «آیا زن را کتک مى ‏زنید سپس مى ‏خواهید با او هم آغوش باشید!!».

چهل نکته همسردارى

۱: با همدلى، هم ‏فکرى، همکارى و مشورت با یکدیگر میان خود، روابط سالم و صمیمى پدید آورید.

۲: هر یک از زوجین، دیگرى را نزدیک ‏ترین و محرم ‏ترین فرد نسبت به خود بداند و او را نیمه تن، حامى و پشتیبان خود تلقى کند.

۳: با یادگیرى مهارت‏ هاى ارتباطى نظیر گوش کردن به حرف ‏هاى یکدیگر، احترام به نظرها و عقاید همدیگر روابط خود را بهبود بخشید.

۴: بکوشید، مسئولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شود.

۵: هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جاى سرزنش یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایى مسئله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم، کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید.

۶: براى رسیدن به امنیت روانى وعاطفى در روابط زناشویى، داشتن صداقت، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید.

۷: در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندى ویرانگر و پیش رونده تبدیل نشود.

۸: به هر طریق ممکن، رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأیید قرار دهید؛ به گونه ‏اى که همسرتان بفهمد براى او ارزش قائل هستید.

۹: تشویق و تأیید و بیان نکات مثبت، به طور آشکار یا در جمع باشد؛ اما انتقاد و تذکّر نکات منفى، به طور محرمانه و در تنهایى صورت گیرد.

۱۰: براى خصوصیات و نیازمندى ‏هاى یکدیگر، ارزش قائل شوید و در روابط کلامى، عاطفى، اقدام‏ ها و تصمیم‏ گیرى ‏ها، به افکار و خواسته ‏هاى همسرتان توجه کنید.

۱۱: اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، ساده ‏ترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمت ‏آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید.

۱۲: درشتى همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید. خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتى مناسب، درباره مسئله مورد نظر، بحث و گفت ‏و گو کنید.

۱۳: بکوشید در سراسر زندگى به جاى هرگونه پیش‏ داورى یا مشاهده اشکالات و ضعف ‏ها، نقاط مثبت و قوت را ببینید. به عبارت دیگر، به جاى توجه به نیمه خالى لیوان، به نیمه پر آن توجه کنید.

۱۴: در برنامه‏ ریزى براى فعالیت ‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، دید و بازدیدهاى خانوادگى و نظایر آن، با یکدیگر مشورت کنید و از یک جانبه ‏نگرى بپرهیزید.

۱۵: در هر فرصت ممکن، با همسر و اعضاى خانواده‏ تان، ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنید. زنان از صحبت کردن با همسرشان بیشتر لذت مى‏ برند؛ بنابراین مردان باید فعّالانه به سخنان آنان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند.

۱۶: اگر هر یک از زوجین در شرایط خاصى، نمى ‏تواند به سخنان همسرش گوش کند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به وى انتقال دهد و تقاضا کند صحبت کردن درباره آن موضوع را به فرصتى دیگر واگذارد.

۱۷: گاهى در فضایى محرمانه، محبت‏ آمیز و صمیمانه به ارزیابى رفتار و روابط یکدیگر بپردازید و از یکدیگر بپرسید، چه باید کرد تا روابط تان بهتر و با نشاط تر شود.

۱۸: همیشه، در رویارویى با مسائل و مشکلات خانوادگى، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسئولیت خود و شناخت انتظارات متقابل، به حل و فصل اختلافات روى آورید.

۱۹: در روز یا در هفته، زمان مشخصى را براى گفت و گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان، اختصاص دهید.

۲۰: از داشتن نگرش‏ هاى آرمان گرایانه و شاعرانه، انتظارات غیر واقع بینانه در ازدواج و روابط زناشویى اجتناب کنید.

۲۱: باید از هرگونه سوء ظن و حدس نادرست به دور باشید. اگر موضوع و مسئله‏ اى ذهن یکى از زوجین را به خود مشغول کرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح کند و درستى و نادرستى ‏اش را با همسرش، مورد بررسى قرار دهد.

۲۲: هر یک باید زمینه ‏هاى بروز سوء تفاهم ‏ها و سوء ظن ‏ها را از بین ببرد و از رفتارهایى که موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مى‏ شود، خوددارى کند.

۲۳: هر یک باید بکوشد با روان‏ شناسى همسرش آشنا شود، تا بداند او به چه امورى بها مى ‏دهد و نظام ارزشى ‏اش چگونه است. براى مثال معمولاً زن به وابسته بودن، کسب امنیت عاطفى و مورد حمایت واقع شدن اهمیت مى ‏دهد و مرد مى ‏خواهد مستقل و خود مختار باشد و آزادى عمل را داراى ارزش مى ‏داند.

۲۴: زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه ‏آمیز و دو پهلو جداً پرهیز کنند.

۲۵: از رفتارهایى نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر ـ که موجب افزایش مقاومت‏ هاى روانى در طرف مقابل است ـ باید بپرهیزند.

۲۶: در سراسر زندگى بکوشید به نعمت ‏هایى که در اختیار دارید، بیندیشید، و به امورى که در اختیار ندارید حسرت نخورید.

۲۷: از خطاهاى یکدیگر به سرعت بگذرید و خطاهاى همدیگر را تحمل کنید.

۲۸: با یادآورى برخى ایام ـ مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن ـ و دادن هدیه ‏هایى هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل)، به طور نمادین عشق و علاقه خود را به همسرتان ابراز دارید.

۲۹: خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجّه نگه دارید و از پریشانى و وضع نامرتب بپرهیزید.

۳۰: در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه با دیگران دقت کنید و این امور را با توافق یکدیگر انجام دهید.

۳۱: از هر گونه رفتارى که به مردسالارى یا زن سالارى مى‏ انجامد، بپرهیزید.

۳۲: خطاى یکدیگر را در حضور دیگران، فرزاندن، آشنایان، والدین و… بازگو نکنید.

۳۳: هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگرى مقایسه نکنید.

۳۴: از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیشتر سازید.

۳۵: از تصمیم ‏هاى نادرست و غیرمنطقى و کلى ‏گویى ‏هاى منفى و شکل‏ گیرى افکار نادرست، درباره همسرتان بپرهیزید.

۳۶: به قول ‏هایى که به همسرتان داده ‏اید، عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگى نینجامد.

۳۷: از نسبت دادن القاب و زدن برچسب ‏هاى ناگوار و نامطلوب ـ مانند بدقول، شلخته، کله ‏شق، یک دنده، لجباز و خودخواه ـ به یکدیگر بپرهیزید.

۳۸: در مواردى که غمگینى و افسردگى و یا عصبانیت زن یا شوهر، شدت مى‏ یابد و احتمال اختلال در کار سیستم عصبى یا غدد درون ‏ریز ـ به ویژه غده تیروئید ـ وجود دارد، در نخستین فرصت به پزشک متخصص مراجعه کنید تا از عادى بودن ترشح غدد مطمئن شوید.

۳۹: براى داشتن یک زندگى با نشاط و موفق خوب بیندیشید، وقت بگذارید، احساس مسئولیت کنید، موانع ارتباط سالم را از میان بردارید و به عوامل ایجادکننده روابط سالم توجه نمایید.

۴۰: با مطالعه کتاب‏هاى مربوط به انتخاب همسر، آیین همسردارى و چگونگى ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسه‏هاى آموزش خانواده، دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید.[۵۶]

فصل دوم: حقوق زن و شوهر

حقوق زناشویى

۶: اهمیت رعایت حقوق زناشویى را بیان فرمایید؟

پایه و اساس خانواده، احترام و محبت زن و شوهر نسبت به هم و رعایت حقوق یکدیگر است. دین اسلام، در این زمینه، بسیار سفارش و تأکید کرده و در قرآن فلسفه و هدف از زندگى زناشویى، سکونت و آرامش خاطر، معرفى شده است:

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها»؛[۵۷] «و از نشانه ‏هاى او این است که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید

روشن است که این امر در پرتو محبت و مهربانى و رعایت حقوق خانوادگى پدید مى‏ آید. از این رو در ادامه مى ‏فرماید: «وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً»[۵۸]؛ «و در میانتان محبت و رحمت قرار داد

امام باقر علیه السلام به مردان مى ‏فرماید: «مَنْ اتَّخَذَ امْرَأهً فَلْیَکْرِمْها»[۵۹]؛ «هر کس زن گرفت، باید او را گرامى بدارد و به او احترام کند

و امام کاظم علیه السلام خطاب به زنان مى‏ فرماید: «جهاد المرأه حسن التبعّل»[۶۰]؛ «جهاد زن شوهردارى نیکو است».

حقوق اخلاقى و قانونى

۷: مقدارى درباره واژه «حقوق» در زندگى زناشویى زن و مرد توضیح دهید؟

در زندگى زناشویى، دو واژه «وظیفه» و «حق» کاربرد فراوانى دارد.

 «وظیفه» به معناى کار و خدمتى است که شخص آن را در برابر حق دیگرى انجام داده و آن را برخود لازم مى ‏داند. «حق» معانى مختلفى دارد؛ ولى وقتى در برابر «وظیفه» قرار گیرد، به معناى یک نوع بهره و نصیب است. این دو با یکدیگر آمیختگى دارد؛ هر جا وظیفه هست، در مقابلش حق نیز قرار دارد؛ چنان که هر جا براى کسى حقى قرار داده شده؛ در برابر آن وظیفه ‏اى نیز بر عهده او وجود دارد. زن و شوهر نسبت به همدیگر وظایفى دارند و بر همین اساس داراى حقوقى هستند. اگر هر دو به وظایف خویش عمل کنند و به حقوق خود دست یازند؛ زندگى توأم با شادکامى و عدالت خواهند داشت. این حقوق بر دو نوع است:

الف) حقوق واجب و قانونى

ب) حقوق مستحب و اخلاقى

«حقوق قانونى»، حقوقى است که اگر هر یک از طرفین رعایت نکنند، طرف دیگر مى ‏تواند به دادگاه مراجعه و از او باز خواست کند. این نوع حقوق، اساس زندگى زناشویى است.

«حقوق اخلاقى»، حقوقى است که هر یک از زن و شوهر، به حکم اخلاق و فرهنگ اسلامى، ملزم به رعایت آنها هستند و اگر سرپیچى کنند، طرف مقابل نمى ‏تواند بر اساس قانون او را ملزم کند؛ ولى خوشى و شیرینى زندگى از بین مى‏ رود. البته زن و شوهر مى‏ توانند در عقد ازدواج، با قرار دادن شرایطى، حقى را که بر عهده دیگرى است، ساقط و یا حقّ دیگرى را ایجاد کنند.

حقوق شرعى زن

۸: حقوق واجب و شرعى زن نسبت به مرد چیست؟

حقوق واجب زن نسبت به مرد عبارت است از:

تهیه غذا، تهیه پوشاک، تهیه وسایل مورد نیاز خانه، تهیه مسکن، حق آمیزش و هم ‏خوابى.

گفتنى است که تأمین این حقوق، باید در حد متعارف و مناسب با شأن زن باشد.

حقوق شرعى مرد

۹: حقوق واجب و شرعى مرد نسبت به زن چیست؟

حقوق واجب مرد نسبت به زن عبارت است از:

الف) زن باید با اجازه شوهر از منزل بیرون برود؛ مگر در واجبات و ضروریات زندگى.

ب) زن باید براى هر لذتى که او مى‏ خواهد، خود را تسلیم نماید و از نزدیکى او جلوگیرى نکند، مگر با عذر شرعى (مانند ایام قاعدگى و یا دوران باردارى در صورتى که نزدیکى براى سلامتى او و یا بچه ضرر و خطرر داشته باشد).

ج) رفع چیزهایى که باعت تنفّر مرد مى ‏گردد.

د) زن باید هر زمان که شوهر بخواهد، براى او نظافت و آرایش کند.

فصل سوم: حقوق زن

نفقه

۱۰: نفقه چیست و نفقه زن شامل چه چیزهایى مى ‏شود؟

«نفقه» عبارت است از هزینه زندگى زن و نزدیکان (مانند فرزندان، نوه ‏ها، پدر و مادر و اجداد)

نفقه زن ـ که تأمین آن بر عهده شوهر است ـ عبارت است از: تهیه غذا، پوشاک، وسایل زندگى، هزینه معالجه و درمان و مسکن (در حد متعارف و مناسب با شأن زن).[۶۱]

نفقه زیورآلات

۱۱: آیا تهیه زیورآلات زن جزء نفقه واجب زن محسوب مى ‏شود؟

همه مراجع: خیر! تهیه زیورآلات، جزء نفقه واجب زن محسوب نمى‏ شود.[۶۲]

۱۲: آیا زن مى ‏تواند زیورآلاتى را که شوهر برایش خریده، بدون اجازه او بفروشد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، صافى و فاضل: اگر شوهر آن را به زن تملیک کرده و یا بخشیده است، مى‏ تواند بدون اجازه او بفروشد؛ ولى اگر به عنوان تأمین نفقه باشد، حق ندارد.[۶۳]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر شوهر آن را به زن تملیک کرده و یا بخشیده و یا به عنوان نفقه برایش تهیه کرده است، مى ‏تواند بدون اجازه او بفروشد.[۶۴]

آیت الله وحید: اگر شوهر آن را به زن تملیک کرده و یا بخشیده است، مى ‏تواند بدون اجازه او بفروشد. اما اگر به عنوان تأمین نفقه باشد، بنابر احتیاط واجب، حق ندارد.[۶۵]

خرید لوازم آرایش

۱۳: آیا تهیه لوازم آرایش، جزء نفقه واجب زن محسوب مى ‏شود؟

همه مراجع: آرى! تهیه لوازم آرایش در حد متعارف، جزء نفقه واجب زن محسوب مى ‏شود.[۶۶]

هزینه تحصیل

۱۴: آیا مخارج تحصیل زن بر عهده شوهر و جزء نفقه واجب است؟

همه مراجع: مخارج تحصیل، جزء نفقه واجب نیست.[۶۷]

آموزش علمى و هنرى

۱۵: اگر زن به آموزش‏ هاى مختلف علمى و هنرى نیاز داشته باشد، آیا تأمین آن بر عهده شوهر است؟

همه مراجع: خیر! امور یاد شده جزء وظایف واجب و شرعى شوهر نیست؛ بلکه زن باید از درآمد خودش خرج کند.[۶۸]

تبصره: سزاوار است به منظور احترام و افزایش محبت، مرد شرایط آموزش و رشد همسرش را فراهم کند.

هزینه درمان

۱۶: آیا هزینه درمان و معالجه جزء نفقه واجب محسوب مى ‏شود؟

همه مراجع: آرى! هزینه درمان و معالجه به مقدار متعارف جزء نفقه واجب محسوب مى‏ شود.[۶۹]

وجوهات شرعیه زن

۱۷: آیا بدهى ‏هاى شرعى زن ـ از قبیل کفّاره، خمس، رد مظالم و… ـ بر عهده شوهر است؟

همه مراجع: خیر! پرداخت این نوع بدهى ‏ها، بر شوهر واجب نیست و اگر زن مال دارد، باید خودش بدهد. در غیر این صورت، تکلیفى ندارد.[۷۰]

مخارج غیرضرورى

۱۸: آیا علاوه بر نفقه و نیازهاى ضرورى زن، نیازهاى دیگر او نیز ـ از قبیل خرید کتاب ـ بر شوهر واجب است؟

همه مراجع: خیر! تأمین نیازهاى یاد شده، براى شوهر واجب نیست.[۷۱]

نفقه ازدواج موقّت

۱۹: آیا در ازدواج موقّت، نفقه زن بر مرد واجب است؟

همه مراجع: خیر! نفقه او بر شوهر واجب نیست؛ مگر اینکه در ضمن عقد آن را شرط کرده باشند.[۷۲]

نفقه نامزد

۲۰: در دوران عقد تا عروسى ـ که دختر در خانه پدر به سر مى ‏برد ـ آیا تأمین نفقه او بر عهده شوهر است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، صافى، فاضل، مکارم و نورى: در فرض یاد شده، اگر زن تمکین داشته باشد، نفقه او بر شوهر واجب است.[۷۳]

آیات عظام تبریزى و وحید: خیر! در این فرض بر عهده شوهر نیست.[۷۴]

آیت الله سیستانى: اگر در شهرى که زندگى مى‏ کنند، متعارف است که نفقه دختر را خانواده ‏اش مى ‏دهد، بر عهده شوهر چیزى نیست. در غیر این صورت، پرداخت نفقه، وظیفه شوهر است.[۷۵]

تبصره: اگر با مطالبه زن، مرد نفقه را در این مدت نپردازد (طبق فتواى کسانى که مى‏ گویند نفقه او بر عهده شوهر است)، زن مى ‏تواند در آینده، قیمت نفقه پرداخت نشده در این دوران را، از شوهر مطالبه کند.

نفقه زن متمکن

۲۱: اگر زن درآمد کافى داشته باشد، آیا شوهر مى‏ تواند از پرداخت نفقه به‏ همسرش امتناع ورزد؟

همه مراجع: خیر! هر چند زن درآمد کافى نیز داشته باشد، باز نفقه او بر شوهر واجب است.[۷۶]

نفقه نقدى

۲۲: آیا زن مى ‏تواند براى تأمین نفقه ‏اش، از شوهر پول نقد درخواست ‏کند؟

همه مراجع: خیر! آنچه بر شوهر واجب است، تأمین نفقه (خوراک، پوشاک و مسکن) است، نه دادن پول؛ مگر اینکه مرد خودش بخواهد.[۷۷]

تحصیل نفقه

۲۳: آیا مرد مى ‏تواند خرید، هزینه و نیازهاى زن را، بر عهده خود او بگذارد و او را بر این کار مجبور سازد؟

همه مراجع: خیر! مرد حق ندارد پول نفقه را به زن بدهد و خرید نیازهایش را بر عهده خود او بگذارد؛ مگر آنکه زن آن را بپذیرد.[۷۸]

۲۴: اگر شوهر نتواند نفقه زن را بپردازد و یا به خوبى تأمین کند، تکلیف چیست؟

همه مراجع (به جز امام، سیستانى، مکارم و نورى): اگر بتواند کار و یا شغل مناسبى براى خود انتخاب کند [و براى او سخت و مشقّت ‏آور نباشد]؛ باید از این راه نفقه همسرش را تهیه کند و اگر ممکن نشد، گناهى بر او نیست. البته نسبت به هر مقدارى که نفقه زن را نپرداخته، بدهکار است.[۷۹] آیات عظام امام، سیستانى و نورى: اگر بتواند کار و یا شغل مناسبى براى خود انتخاب کند [و براى او سخت و مشقّت‏ آور نباشد]، بنابر احتیاط واجب باید از این راه نفقه همسرش را تهیه کند و اگر ممکن نشد، گناهى بر او نیست. البته نسبت به هر مقدارى که نفقه زن را نپرداخته، بدهکار است.[۸۰]

آیت الله مکارم: اگر بتواند با کار و یا انتخاب شغل مناسب و یا از هر راه مشروع دیگرى، درآمد کسب کند؛ باید از این راه نفقه همسرش را تهیه نماید و اگر ممکن نشد، گناهى بر او نیست. اما نسبت به هر مقدارى که نفقه زن را نپرداخته، بنابر احتیاط واجب، بدهکار است.[۸۱]

تبصره: در انتخاب کار و شغل، برخى مراجع (امام، سیستانى و نورى) در این مسئله احتیاط واجب کرده‏ اند.

استیفاى نفقه

۲۵: چنانچه مردى نفقه همسرش را ندهد و یا از آن کم بگذارد، زن چگونه مى ‏تواند نفقه خود را از شوهر استیفا نماید؟

آیات عظام امام، بهجت و فاضل: نخست باید به حاکم شرع مراجعه کند و با عدم دسترسى به او، با چند نفر از افراد عادل در میان بگذارد تا از این طریق، او را بر پرداخت نفقه ملزم کنند و اگر این راه‏ ها ممکن نبود، مى‏ تواند مخارج زندگى خود را بدون اجازه، از مال شوهرش بردارد.[۸۲]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، صافى، مکارم و نورى: اگر ممکن است، مى ‏تواند مخارج زندگى خود را بدون اجازه از مال شوهر بردارد.[۸۳]

آیت الله وحید: مى ‏تواند از طریق متصدى امور حسبیه، شوهر را بر پرداخت نفقه ملزم کند و اگر ممکن نشد، مى ‏تواند خرجى خود را بدون اجازه، از مال شوهر بردارد و احتیاط واجب آن است که این کار با اجازه حاکم شرع باشد.[۸۴]

تبصره: به فتواى آیت الله سیستانى و آیت الله مکارم شیرازى، در فرض یاد شده، تصرف در اموال شوهر، باید با اجازه حاکم شرع باشد.

نفقه و تمکین

۲۶: زنى که در خانه شوهر است ولى به جهت گرفتن مهریه پیش از عروسى تمکین نمى ‏کند، آیا شوهر حق دارد نفقه او را ندهد؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، شوهر حق ندارد از پرداخت نفقه زن سرپیچى کند.[۸۵]

نفقه و خانه ‏دارى

۲۷: اگر زن به کارهاى منزل ـ از قبیل آشپزى و نظافت ـ رسیدگى نکند، آیا شوهر مى ‏تواند از پرداخت نفقه او امتناع ورزد؟

همه مراجع: خیر! نمى ‏تواند نفقه ندهد؛ زیرا انجام دادن کارهاى خانه وظیفه زن نیست.[۸۶]

نفقه ناشزه‏

۲۸: اگر زن نسبت به شوهرش بد رفتارى کند و به او دشنام دهد، آیا شوهر مى ‏تواند نفقه او را ندهد؟

همه مراجع (به جز تبریزى): اگر خشونت و بد رفتارى زن، باعث نفرت شوهر گردد، مى ‏تواند نفقه او را ندهد.[۸۷]

آیت الله تبریزى: اگر خشونت و بد رفتارى زن، باعث نفرت شوهر گردد، بنابر احتیاط واجب مى‏ تواند نفقه او را ندهد.[۸۸]

سقوط نفقه

۲۹: در چه صورت دادن نفقه زن، از عهده شوهر ساقط مى ‏شود؟

همه مراجع (به جز تبریزى): در صورتى که زن از اداى حقوق شرعى خود نسبت به شوهر سرپیچى کند.[۸۹]

آیت الله تبریزى: اگر زن از اداى حقوق شرعى خود نسبت به شوهر سرپیچى کند، بنابر احتیاط واجب پرداختن نفقه از عهده شوهر ساقط مى ‏شود.[۹۰]

فصل چهارم: مسکن زن

خانه ملکى

۳۰: آیا زن حق دارد سکونت و زندگى در خانه ملکى را از شوهر مطالبه کند و از سکونت در خانه اجاره‏ اى امتناع ورزد؟

همه مراجع: خیر! چنین حقى ندارد؛ زیرا آنچه بر شوهر واجب است تهیه مسکن مناسب با شأن و موقعیت اجتماعى زن است؛ هر چند خانه اجاره ‏اى باشد.[۹۱]

خانه پدرشوهر

۳۱: آیا زن حق دارد از زندگى کردن در خانه ‏اى که پدر و مادر شوهر در آن هستند، امتناع ورزد و منزل جداگانه ‏اى درخواست کند؟

همه مراجع: بر شوهر واجب است مسکن مناسب شأن زن و متعارف محل، تهیه کند و منزل جداگانه لازم نیست؛ مگر آنکه داشتن منزل جداگانه، از شئون آن زن باشد.[۹۲]

مهریه دروغین

۳۲: مردى فاقد منزل و هرگونه ملکى است؛ ولى در هنگام تعیین مهریه ‏به دروغ یک دانگ و نیم از منزل مسکونى را مهر زن مى ‏کند و براساس آن عقد دائم مى ‏خوانند. تکلیف عقد و مهریه چگونه است؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، عقد صحیح است؛ ولى مهریه باطل است و اگر شوهر نزدیکى کرده باشد، باید مهرالمثل به همسرش بپردازد.[۹۳]

سکونت در شهر خاص

۳۳: آیا شوهر مى ‏تواند همسرش را ـ که دچار ناراحتى ‏هاى عصبى است ـ مکلّف به سکونت در شهر کند؟

همه مراجع: اگر سکونت در شهر براى زن، داراى ضرر یا مشقّت باشد، شوهر نمى ‏تواند او را به ماندن در آنجا مجبور سازد؛ مگر آنکه با تهیه وسایل رفاهى ضرر و حرج را از زن بردارد.[۹۴]

۳۴: آیا زن بعد از عقد ازدواج، مى ‏تواند از سکونت در شهرى خاص امتناع ورزد؟

همه مراجع: خیر! چنین حقى ندارد؛ مگر آنکه در ضمن عقد شرط کرده باشد [و یا عقد بر این توافق واقع شده باشد].[۹۵]

ازدواج مجدد

۳۵: آیا مرد متأهل، مى ‏تواند بدون اجازه همسرش، با زن دیگرى ازدواج موقّت یا دائم کند؟

همه مراجع: آرى! مى ‏تواند و اجازه همسر اول لازم نیست.[۹۶]

۳۶: آیا زن مى ‏تواند در ضمن عقد ازدواج، شرط کند که شوهر او همسر دوم اختیار نکند؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، فاضل، مکارم و نورى: خیر! این شرط صحیح و نافذ نیست؛ ولى اگر شرط کند که زن وکیل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد کند، خود را طلاق دهد، صحیح است.[۹۷]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و صافى: آرى! این شرط صحیح و نافذ است و اگر شوهر بعد از ازدواج به این شرط عمل نکرد و ازدواج مجدد نمود، گناه کرده است.[۹۸]

آیت الله وحید: بنابر احتیاط واجب، این شرط صحیح و نافذ نیست؛ ولى اگر شرط کند که زن وکیل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد کند، خود را طلاق دهد، صحیح است.[۹۹]

۳۷: آیا زن مى ‏تواند مهریه خود را با شوهرش مصالحه کند که با زن ‏دیگرى ازدواج نکند؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى، فاضل و نورى: اگر شوهر این مصالحه را بپذیرد، احتیاط واجب آن است که با زن دیگرى ازدواج نکند.[۱۰۰]

آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، صافى، مکارم و وحید: اگر شوهر این مصالحه را بپذیرد، واجب است با زن دیگرى ازدواج نکند.[۱۰۱]

ازدواج در سفر

۳۸: آیا مرد متأهل مى ‏تواند در مسافرت، بدون اجازه همسرش با زنان‏ اهل کتاب ازدواج موقّت کند؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، صافى و مکارم: آرى! مى ‏تواند؛ ولى کراهت دارد.[۱۰۲]

آیت الله تبریزى: خیر! بدون اجازه همسر اول جایز نیست؛ مگر آنکه شخص در غربت باشد و اجازه گرفتن از همسر اول ممکن نباشد و بخواهد او را براى مدت کوتاهى صیغه کند.[۱۰۳]

آیت الله سیستانى: خیر! بدون اجازه همسر اول جایز نیست و با اجازه او هم بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۱۰۴]

آیت الله فاضل: اگر بخواهد براى مدت طولانى صیغه نماید ـ به گونه ‏اى که عرفاً داراى دو همسر گردد ـ جایز نیست. اگر براى مدت کوتاهى ازدواج کند، بنابر احتیاط واجب جایز نیست؛ مگر در موارد ضرورت.[۱۰۵]

فصل پنجم: مَهریه

مقدار مهریه

۳۹: مقدار مهریه چقدر باید باشد؟ آیا قرار دادن مهریه زیاد بر خلاف شرع است؟

همه مراجع: در دین اسلام براى مهریه، میزان خاصى به طور لزوم معین نشده است؛ بلکه بر اساس توافق و رضایت زن و شوهر انجام مى‏ گیرد. اما مستحب است که مقدار آن از مهرالسنه (پانصد درهم) بیشتر نگردد و نیز باید کمترین میزان آن، به مقدارى باشد که در نظر عرف داراى ارزش باشد.[۱۰۶]

مهر السنّه

۴۰: مقدار مهرالسنه را بیان کنید؟

همه مراجع: «مهرالسنه»، مقدار مهرى است که نبى اکرم صلّى الله علیه و آله و سلّم براى همسران خود و حضرت زهرا علیها السلام قرار دادند. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل ۶/ ۱۲ نخود نقره سکه ‏دار است که در مجموع برابر ۶۳۰۰ نخود (یا ۵/ ۲۶۲ مثقال) مى‏ شود. قیمت آن در هر عصر، تابع نرخ همان زمان است.[۱۰۷]

حق مهریه

۴۱: تعیین مهریه حق چه کسى است؟ آیا حق دختر است یا پدر و مادر؟

همه مراجع: از نظر شرعى، تعیین مهریه حق دختر است؛ ولى مشاوره و رعایت احترام پدر و مادر و بستگان، کار بسیار پسندیده ‏اى است.[۱۰۸]

ارث مهریه

۴۲: مهریه مرده به چه کسانى مى‏ رسد؟

همه مراجع: مهریه، دین و بدهى است که بر عهده شوهر مى ‏آید و باید آن را به زن بپردازد و چنانچه زن از دنیا برود، وارثان او مى ‏توانند از شوهرش مطالبه کنند.[۱۰۹]

۴۳: در صورتى که شوهر از دنیا برود و مالى نداشته باشد، آیا زن مى‏ تواند مهریه خود را از پدر یا مادر شوهرش مطالبه کند؟

همه مراجع: خیر! زن حق ندارد مهریه خود را از خانواده شوهرش بگیرد؛ چون مهریه دینى است که بر ذمه شوهر قرار گرفته است.[۱۱۰]

تبصره: اگر کسى غیر از شوهر، مهریه را بر عهده گرفته باشد، او ضامن است و زن باید از وى مطالبه کند.

مهریه به نرخ روز

۴۴: آیا پرداخت مهریه به همان مبلغى است که قبلاً معین شده و یا باید به نرخ روز محاسبه شود؟

آیات عظام امام، تبریزى، بهجت، سیستانى، فاضل و وحید: باید همان چیزى که معین شده، بپردازد. اگر اسکناس مهر قرار داده شد، همان مبلغ را بدهکار است و به روز محاسبه نمى‏ شود.[۱۱۱]

آیت الله صافى: اگر فاصله زمانى به قدرى طولانى باشد که اختلاف ارزش مهریه، زیاد و غیرمتعارف باشد ـ به طورى که در نظر عرف پرداختن آن، به مبلغ سابق بدل آن محسوب نشود و در این مدت نیز زن مطالبه مى ‏کرده ـ باید به نرخ روز محاسبه شود. با وجود آن، احتیاط این است که دو طرف با مصالحه و تراضى رفع اختلاف کنند و در غیر این صورت، باید مرد همان مقدار مهر را که عقد برآن خوانده شده، بپردازد.[۱۱۲]

آیت الله خامنه ‏اى: اگر زمان زیادى بر مهریه گذشته باشد، احتیاط آن است که مصالحه کنند و چنانچه قانون معتبرى در میان است، باید مراعات شود.[۱۱۳]

آیت الله مکارم: اگر فاصله زمانى به قدرى زیاد باشد که ارزش پول، فوق‏ العاده کاهش یابد ـ به طورى که در نظر عرف اداى دین محسوب نشود، مانند مهریه ‏هاى مربوط به ده، بیست سال قبل ـ باید معادل روز در نظر گرفته شود و یا لااقل مصالحه گردد.[۱۱۴]

آیت الله نورى: باید به نرخ روز محاسبه شود.[۱۱۵]

۴۵: در عقد نامه، مهریه خانمى ذکر شده (مقدار بیست مثقال طلا، به قیمت ده هزار تومان) آیا مهریه بیست مثقال طلا است یاده هزار تومان؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، بیست مثقال طلا بر عهده شوهر است.[۱۱۶]

تغییر مهریه

۴۶: دخترى را یک بار با ۵۰۰ هزار تومان و پس از چند ماه با مهریه سى ‏سکه بهار آزادى عقد مى ‏خوانند؛ کدام مهریه بر عهده پسر است؟

همه مراجع: اگر عقد اول بر پانصد هزار تومان مهر خوانده شده، مهریه همین مقدار است و عقد دوم هیچ اثرى ندارد و نوشتن سى سکه در قباله محضرى، هیچ حقى براى زن ایجاد نمى ‏کند؛ مگر آنکه در ضمن عقد لازم دیگرى، شرط کنند که سى سکه بر مهریه اول اضافه گردد.[۱۱۷]

بخشش مهریه

۴۷: آیا زن مى ‏تواند پیش از خواندن عقد موقّت، مهریه خویش را ببخشد و خطبه عقد را بدون ذکر مهریه بخوانند؟

همه مراجع: خیر! عقد موقّت بدون ذکر مهر باطل است؛ ولى مى ‏تواند بعد از عقد آن را ببخشد.[۱۱۸]

۴۸: اگر مهریه زن عین خارجى (مانند خانه، ماشین و…) باشد و سپس آن ‏را به شوهر ببخشد، آیا مى‏ تواند دوباره آن را پس بگیرد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و صافى): اگر هنوز عین خارجى در اختیار شوهر است و آن را به دیگرى واگذار نکرده، مى‏ تواند دوباره آن را پس بگیرد؛ هر چند نگرفتن بهتر است.[۱۱۹]

آیات عظام تبریزى و صافى: اگر آن را در اختیار شوهر قرار داده باشد، بنابر احتیاط واجب، نمى ‏تواند آن را پس بگیرد.[۱۲۰]

۴۹: اگر زن مهریه خود را ـ که در ذمه شوهر است ـ به او ببخشد، بعد پشیمان شود؛ آیا مى ‏تواند آن را از شوهر طلب کند؟

همه مراجع: اگر مهریه در ذمه شوهر بوده و ابراء کرده (بخشیده) است، نمى ‏تواند از او مطالبه کند.[۱۲۱]

مطالبه مهریه

۵۰: آیا زن به مجرد اجراى عقد ازدواج، مى ‏تواند مهریه را مطالبه کند؟

همه مراجع: در صورتى که هنگام خواندن عقد براى پرداخت مهر، مدتى معین‏ نکرده باشند و مرد نیز قدرت و توانایى مالى داشته باشد؛ مى ‏تواند مهر خود را از او مطالبه کند.[۱۲۲]

۵۱: اگر زن مهریه خود را از شوهر مطالبه کند، وظیفه او چیست؟

همه مراجع: اگر براى مهریه مدت تعیین نشده، چنانچه بتواند بدهى او را بدهد، باید در اسرع وقت آن را بپردازد و اگر تأخیر بیندازد گناهکار است.

۵۲: اگر زن بعد از نزدیکى، مهرش را از شوهر بطلبد؛ ولى او قادر به پرداخت آن نباشد، تکلیف چیست؟

همه مراجع: اگر شوهر به جز خانه و اثاثیه آن و چیزهاى دیگرى که به آنها نیاز دارد و یا در شأن او است، چیز دیگرى نداشته باشد؛ زن نمى ‏تواند مهر خود را از او مطالبه کند؛ بلکه باید صبر کند تا او بتواند بدهى خود را بپردازد.[۱۲۳]

مهریه مشروط

۵۳: اگر مردى، هنگام اجراى عقد ازدواج، شرط کند که در صورت توانایى، مهریه را بپردازد، آیا زن مى ‏تواند در حال نادارى تقاضاى مهریه کند؟

همه مراجع: خیر! در صورت عدم توانایى شوهر، زن حق مطالبه ندارد.[۱۲۴]

مهریه نامزد

۵۴: دخترى که در دوران عقد تا عروسى، در خانه پدر زندگى مى‏ کند، آیا مى ‏تواند مهریه خود را بخواهد؟

همه مراجع: در صورتى که هنگام خواندن عقد، براى پرداخت مهریه مدتى معین نکرده باشند و مرد نیز توانایى مالى داشته باشد؛ مى ‏تواند مهریه خود را از او مطالبه کند.[۱۲۵]

مهریه و تمکین

۵۵: اگر مرد بعد از ازدواج، قدرت پرداختن مهریه را نداشته باشد، آیا زن مى ‏تواند از نزدیکى او ممانعت کند؟

همه مراجع: اگر در عقد ازدواج براى پرداخت مهریه، مدت معیّن نشده باشد، زن مى‏ تواند از نزدیکى شوهر جلوگیرى کند؛ ولى اگر پیش از گرفتن مهریه، به نزدیکى راضى شود و شوهر با او نزدیکى کند، دیگر نمى‏ تواند بدون عذر شرعى از نزدیکى او ممانعت نماید.[۱۲۶]

مهریه زن بیوه

۵۶: اگر به اعتقاد اینکه، دختر باکره است با او ازدواج کند؛ آنگاه بعد ازعقد متوجه شود که بکارتش از بین رفته؛ آیا عقد صحیح است؟

همه مراجع: آرى! عقد صحیح است و باید مقدار تفاوت مهریه دختر باکره و غیر باکره را ـ که همانند و هم شأن او هستند ـ در نظر گرفت و به نسبت آن از مهریه او کم کرد. به عنوان مثال اگر مهریه این دختر صد سکه و مهریه دختر باکره هم شأن او، هشتاد سکه و مهریه دختر غیرباکره هم شأن او شصت سکه طلا باشد؛ در این صورت شوهر مى ‏تواند، ۷۵ سکه طلا به همسرش بدهد.[۱۲۷]

مهریه زن نازا

۵۷: اگر زن نازا باشد و مرد او را طلاق بدهد، آیا حق دریافت مهریه رادارد؟

همه مراجع: نازایى عیب محسوب نمى‏ شود و زن حق دریافت تمام مهریه را دارد.[۱۲۸]

مهریه عقد منفسخ

۵۸: اگر بعد از ازدواج، معلوم شود که زن عیبى دارد که شوهر مى ‏تواند عقد را فسخ کند؛ آیا زن هنگام فسخ عقد حق مطالبه مهر را دارد؟

همه مراجع: اگر مرد پیش از نزدیکى عقد را فسخ کند، زن حق دریافت چیزى را ندارد؛ ولى اگر بعد از نزدیکى باشد، زن مى‏ تواند تمام مهر خود را از شوهر بگیرد.[۱۲۹]

۵۹: اگر بعد از عقد ازدواج، معلوم شود که مرد عیبى دارد که زن مى ‏تواند عقد را فسخ کند؛ آیا در این هنگام حق مطالبه مهریه را دارد؟

همه مراجع: اگر بعد از نزدیکى عقد را فسخ کند، مى‏ تواند تمام مهر خود را از شوهر بگیرد. اما اگر پیش از نزدیکى باشد، حق دریافت چیزى را ندارد؛ مگر اینکه شوهرش عنین باشد که در این صورت، مى‏ تواند نصف مهر خود را از او بگیرد.[۱۳۰]

تبصره: «عِنّین» به مردى گویند که [به علت عدم نعوظ آلت تناسلی اش] توان آمیزش جنسى را ندارد.

مهریه در عقد موقت

۶۰: اگر زن در عقد موقّت تمکین نکند، آیا مى ‏تواند مهریه خود را ازشوهر مطالبه کند؟

همه مراجع: به هر مقدارى که در این مدت تعیین شده، تمکین نکند؛ به نسبت از مهریه او، کاسته خواهد شد.[۱۳۱]

۶۱: اگر در عقد موقّت، شوهر مدت را ببخشد، آیا مهرى بر عهده او است؟

همه مراجع: اگر با او نزدیکى کرده باشد، باید تمام مهر را بدهد و اگر نزدیکى نکرده، نصف آن را باید بپردازد.[۱۳۲]

سقوط مهریه

۶۲: اگر زن از حقوق شرعى و واجب شوهر سرپیچى کند، آیا مرد مى ‏تواند مهریه او را ندهد؟

همه مراجع: خیر! حق ندارد به این بهانه مهریه او را ندهد.[۱۳۳]

کفالت مهریه

۶۳: اگر مادر یا پدر شوهر مهریه عروس را قبول کنند، آیا پرداختن آن ‏بر عهده او است یا شوهر؟

همه مراجع: هر کس مهریه دختر را قبول کند، بر عهده او است.[۱۳۴]

تبصره: البته بهتر است، نخست آن را به داماد ببخشد.

فصل ششم: شیربها و جهیزیه

شیر بها

۶۴: در برخى محیط ها، مرسوم است که خانواده عروس، پولى را به عناوین مختلف (مانند شیربها) از داماد مى‏ گیرند، حکم آن چیست؟

همه مراجع: اگر آن را به عنوان جُعاله در مقابل عمل مباحى دریافت کنند (مانند اینکه پدر یا برادر دختر براى وساطت، پول مى ‏گیرند تا رضایت او را کسب کنند و یا اینکه خود داماد، مبلغى را با رضایت کامل به آنان مى ‏بخشد) در این صورت دریافت آن حلال است. اما اگر داماد آن را با میل و رضایت نمى ‏دهد؛ بلکه براى این است که خانواده عروس مانع ازدواج آنان نشوند، در این صورت دریافت آن حرام است.[۱۳۵]

۶۵: آیا شیر بهایى که داماد به خانواده عروس داده است، مى ‏تواند بعد از عقد از آنان باز پس گیرد؟

همه مراجع: اگر با رضایت تمام بخشیده و عین مال هم هنوز باقى است و یا اینکه اصلاً با میل و رضایت نداده، مى ‏تواند از آنان پس بگیرد. اما اگر به عنوان جعاله داده نمى ‏تواند.[۱۳۶]

تبصره: التزام به پرداخت عوضی معلوم (مثلاً مبلغی معین) در ازای انجام دادن کاری را جُعاله می ‌گویند.

جهیزیه

۶۶: جهیزیه ‏اى که دختر با خود به خانه شوهر مى ‏آورد، از آن کیست؟ اگر او از شوهرش جدا شود، آیا مى ‏تواند آنها را با خود ببرد؟

همه مراجع: جهیزیه، ملک دختر است و مى ‏تواند آن را با خود ببرد.[۱۳۷]

۶۷: جهیزیه ‏اى که پدر به دخترش داده، آیا مى ‏تواند باز پس بگیرد؟

همه مراجع: اگر به دخترش تملیک کرده و یا بخشیده است، نمى‏ تواند آن را باز پس بگیرد.[۱۳۸]

هزینه عروسى

۶۸: مرد هنگام خرید، مخارجى را براى همسرش هزینه مى‏ کند؛ حال اگرعقد به هم بخورد، مى ‏تواند آن را مطالبه کند؟

همه مراجع: اگر عین آن اموال موجود باشد، مى ‏تواند مطالبه کند.[۱۳۹]

فصل هفتم: حقوق مرد

خروج زن با اجازه‏

۶۹: آیا زن مى ‏تواند بدون اجازه شوهر، از منزل خارج شود؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مکارم): خیر! بیرون رفتن از منزل، بدون اجازه شوهر جایز نیست؛ مگر اینکه براى واجب شرعى باشد و یا ضرورتى ایجاب کند.[۱۴۰]

آیات عظام تبریزى و مکارم: بنابر احتیاط واجب بیرون رفتن از منزل، بدون اجازه شوهر جایز نیست؛ مگر اینکه براى واجب شرعى باشد یا ضرورتى ایجاب کند.[۱۴۱]

تبصره: هر چند در کلام برخى از مراجع تقلید، استثناى بالا بیان نشده است؛ ولى بى ‏شک آن را قبول دارند.

۷۰: در جایى که بیرون رفتن زن با حق شوهر منافات نداشته باشد (مانند اینکه شوهر سر کار استآیا باز اجازه او لازم است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مکارم): آرى! اجازه شوهر در این فرض نیز لازم است.[۱۴۲]

آیات عظام تبریزى و مکارم: بنابر احتیاط واجب، در این فرض نیز اجازه شوهر لازم است.[۱۴۳]

اجبار زن

۷۱: اگر شوهر از روى لجاجت و انتقام ‏گیرى از زن، اجازه بیرون رفتن به او ندهد، آیا اطاعت از او واجب است؟

همه مراجع: هر چند انتقام ‏گیرى و اذیت کردن از سوى مرد، بر خلاف اخلاق اسلامى است؛ ولى اگر به هر جهت اجازه ندهد، زن باید اطاعت کند.[۱۴۴]

شرط اجازه خروج

۷۲: آیا زن مى‏ تواند در عقد شرط کند که شوهر بر او ولایت نداشته باشد و بدون اجازه او از خانه بیرون رود؟

همه مراجع: خیر! این شرط نافذ نیست.[۱۴۵]

۷۳: آیا زن در ضمن عقد مى ‏تواند شرط کند که شوهر پس از عقد، اجازه خروج از منزل را به عهده او بگذارد؟

آیات عظام امام و بهجت: خیر! نمى ‏تواند چنین شرطى کند و این شرط باطل است.[۱۴۶]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: نمى ‏تواند چنین شرطى کند؛ ولى مى ‏تواند شرط کند که شوهر بعد از ازدواج، اجازه بیرون رفتن از منزل را به او بدهد.[۱۴۷]

اجازه غیابى

۷۴: اگر کسى به شوهرش دسترسى ندارد، براى مسافرت و بیرون رفتن ازمنزل چه باید بکند؟

همه مراجع: تنها براى کارهاى واجب و ضرورى زندگى، مى ‏تواند بیرون برود؛ مگر اینکه اطمینان داشته باشد شوهرش با رفتن او مخالف نیست.[۱۴۸]

اجازه خروج و مهریه

۷۵: چنانچه مرد مهریه زن را به هر علتى نپردازد، آیا براى خروج از منزل ‏نیاز به اذن شوهر است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مکارم): آرى! باید از شوهر اجازه بگیرد.[۱۴۹]

آیات عظام تبریزى و مکارم: بنابر احتیاط واجب، باید از شوهر اجازه بگیرد.[۱۵۰]

رضایت شوهر

۷۶: آیا همین اندازه که زن بداند شوهرش براى بیرون رفتن از منزل ‏راضى است، کفایت مى‏ کند، یا اینکه باید از او اجازه بگیرد؟

همه مراجع: اگر مى ‏داند که شوهر راضى است، کفایت مى‏ کند و اجازه گرفتن لازم نیست.[۱۵۱]

محدوده اجازه

۷۷: اگر خانمى از شوهرش اجازه گرفت که به محلى برود، آیا مى ‏تواند از آنجا به محل دیگرى (مانند خانه پدر و مادر و…) نیز برود؟

همه مراجع: به همان اندازه که اجازه داده، باید عمل کند و نسبت به محل دیگر، باید رضایت شوهر احراز گردد.[۱۵۲]

اجازه ادامه تحصیل

۷۸: هنگام ازدواج (در ضمن عقد) با شوهرم شرط کردم که اجازه ادامه ‏تحصیل در دانشگاه را به من بدهد؛ آیا اکنون مى ‏تواند از شرط خود دست بردارد؟

همه مراجع: خیر! شما مى‏ توانید بدون اجازه شوهرتان، به تحصیل ادامه دهید.[۱۵۳]

۷۹: دختر و پسرى با یکدیگر ازدواج کرده ‏اند زن مى‏ خواهد براى ادامه تحصیل به دانشگاه برود؛ شوهرش اجازه نمى ‏دهد، وظیفه زن چیست؟

همه مراجع (به جز مکارم و تبریزى): بدون اجازه شوهر جایز نیست.[۱۵۴]

آیت الله تبریزى: بنابر احتیاط واجب، بدون اجازه شوهر جایز نیست.[۱۵۵]

آیت الله مکارم: اگر موجب تضییع حق شوهر نشود، اشکال ندارد (هر چند بهتر است رضایت او را جلب کند).[۱۵۶]

۸۰: مردى با دخترى دانشجو ازدواج مى ‏کند؛ آیا پس از آن، شوهر مى ‏تواند او را از ادامه تحصیل باز دارد؟

همه مراجع (به جز نورى): اگر در ضمن عقد، شرط نشده که زن به تحصیل خود ادامه دهد و یا عقد بر طبق این شرط و توافق واقع نشده است، زن نمى‏ تواند بدون اذن شوهر، از منزل خارج شود. در غیر این صورت، مى ‏تواند به تحصیل خود ادامه دهد.[۱۵۷]

آیت الله نورى: اگر تحصیل دختر باعث تضییع حق شوهر نباشد، مى ‏تواند بدون اذن او به تحصیل خود ادامه دهد.[۱۵۸]

اجازه شغل

۸۱: در جایى که شوهر نتواند مخارج زن و بچه را تأمین کند، آیا زن مى ‏تواند بدون اجازه او شغلى را انتخاب کرده و از منزل ‏بیرون رود؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، براى بیرون رفتن از منزل ـ به مقدارى که تأمین معاش و نیازهاى زندگى بر آن توقف دارد ـ اجازه شوهر لازم نیست.[۱۵۹]

۸۲: اگر بعد از ازدواج، زن شغلى را انتخاب کند و شوهر هم رضایت‏ دهد؛ آیا بعد از مدتى مى ‏تواند مانع ادامه شغل او شود؟

همه مراجع: اگر زن با اجازه شوهر، قراردادى با اداره یا مؤسّسه ‏اى بسته است؛ تا هنگامى که قرارداد پایان نیافته، شوهر حق ممانعت ندارد.[۱۶۰]

اجازه ادامه کارمندى

۸۳: مردى با زن کارمند ازدواج مى ‏کند، آیا پس از ازدواج مى‏ تواند او را از ادامه کار باز دارد؟

همه مراجع (به جز سیستانى، فاضل و نورى): اگر در ضمن عقد شرط نشده که زن به کار خود مشغول باشد و یا عقد بر طبق این شرط و توافق واقع نشده است؛ زن نمى‏ تواند بدون اذن شوهر از منزل خارج شود. در غیر این صورت مى‏ تواند به کار خود ادامه دهد.[۱۶۱]

آیات عظام سیستانى و فاضل: اگر شوهر پیش از ازدواج مى ‏دانسته که همسرش کارمند دولت و یا مؤسسه‏ اى است و با این حال اقدام به ازدواج کرده، حق ممانعت از ادامه کار او را ندارد.[۱۶۲]

آیت الله نورى: اگر کار او باعث تضییع حق شوهر نباشد، مى ‏تواند به کار خود ادامه دهد و اجازه او لازم نیست.[۱۶۳]

مسافرت زن

۸۴: چنانچه زنى بدون اجازه شوهرش، با پدر و مادرش مسافرت کند؛ تکلیف نماز او چه مى ‏شود؟

همه مراجع (به جز مکارم): اگر سفر او واجب نباشد، نمازش تمام است و اگر مانند سفر حج واجب باشد، اجازه شوهر لازم نیست و باید نماز را شکسته بخواند.[۱۶۴]

آیت الله مکارم: اگر سفر او واجب نباشد، بنابر احتیاط واجب نمازش تمام است و اگر مانند سفر حج واجب باشد، اجازه شوهر لازم نیست و باید نماز را شکسته بخواند.[۱۶۵]

اجازه دوران عقد

۸۵: آیا در دوران عقد ـ که دختر در خانه پدر و مادر زندگى مى ‏کند ـ براى بیرون رفتن از خانه اجازه شوهر لازم است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مکارم و نورى: آرى! در این فرض براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[۱۶۶]

آیات عظام تبریزى و وحید: خیر! در این فرض اجازه شوهر، لازم نیست.[۱۶۷]

آیت الله فاضل: در این فرض بنا بر احتیاط واجب، براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[۱۶۸]

آیت الله سیستانى: اگر در شهرى که زندگى مى ‏کنند، متعارف این است که دختر در این مدت از شوهر اجازه نمى ‏گیرد؛ در این صورت براى بیرون رفتن، اجازه او لازم نیست و در غیر این صورت، باید اجازه بگیرد.[۱۶۹]

تبصره: اگر زن در ضمن عقد، شرط کرده باشد که در این مدت، بدون اجازه او بیرون رود و یا عقد بر این توافق قبلى واقع شده باشد؛ در این صورت به فتواى همه مراجع، این شرط نافذ است و دیگر اجازه شوهر لازم نیست.

اجازه صله‏ رحم

۸۶: اگر شوهرى، همسرش را از صله رحم ـ به ویژه دیدار والدین ـ منع کند، تکلیف زن چیست؟

همه مراجع: خیر! نمى ‏تواند بدون اجازه شوهر به دیدار آنان برود و صله رحم منحصر به رفت و آمد نیست؛ بلکه با احوال پرسى و پیغام فرستادن از طریق تلفن، نامه و مانند آن نیز محقّق مى‏ شود.[۱۷۰]

۸۷: اگر مرد به همسرش بگوید حق رفت و آمد با مادر و خواهر ورا ندارى؛ آیا زن مى ‏تواند آنان را به منزلش دعوت کند؟

همه مراجع: اگر خانه ملک شوهر باشد، زن حق ندارد بدون اجازه او، آنان را به منزل دعوت کند؛ ولى اگر خانه و اثاثیه آن ملک زن باشد، اجازه او لازم نیست.[۱۷۱]

۸۸: آیا شوهر حق دارد زن را مجبور کند به منزل خویشاوندان خاصى ‏برود؟ آیا اطاعت زن در این امور واجب است؟

همه مراجع: خیر! اطاعت از شوهر در این گونه امور واجب نیست؛ ولى بهتر است زن رضایت شوهر را به دست آورد.[۱۷۲]

تبصره: اطاعت از شوهر در امورى که به تمکین و استمتاع بر نمى‏ گردد، واجب نیست.

روزه مستحبى زن

۸۹: آیا براى گرفتن روزه ‏هاى مستحبى، اجازه شوهر لازم است؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مکارم): اگر با حق زناشویى شوهر منافات داشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید اجازه بگیرد. امّا اگر شوهر او را از روزه گرفتن باز دارد، باید اطاعت کند؛ هر چند با حق زناشویى او منافات نداشته باشد.[۱۷۳]

آیات عظام بهجت و مکارم: بنابر احتیاط واجب، باید از شوهر اجازه بگیرد؛ هر چند با حق زناشویى او منافات نداشته باشد.[۱۷۴]

آیت الله صافى: اگر با حق شوهر منافات داشته باشد، باید از شوهر اجازه بگیرد و اگر منافات نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید اجازه بگیرد. اگر شوهر، او را از روزه گرفتن باز دارد، باید اطاعت کند؛ هر چند با حق زناشویى او هم منافات نداشته باشد.[۱۷۵]

اجازه جلسات مذهبى

۹۰: شوهر من احکام شرعى را نمى ‏داند؛ آیا مى ‏توانم بدون اجازه او به‏ جلسات مذهبى رفته و این مسائل را یاد بگیرم؟

همه مراجع: اگر فراگیرى مسائل شرعى، از واجبات است و زن براى یادگیرى آن، راهى جز رفتن به این جلسات ندارد؛ به مقدار واجب مى‏ تواند بیرون برود و اجازه شوهر لازم نیست.[۱۷۶]

اجازه راهپیمایى

۹۱: آیا حضور در مراسم مذهبى (مثل نماز جمعه و راهپیمایى) نیاز به ‏اجازه شوهر دارد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مکارم): آرى! باید با اجازه شوهر باشد.[۱۷۷]

آیات عظام تبریزى و مکارم: بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه شوهر باشد.[۱۷۸]

اجازه اعتکاف

۹۲: آیا زن براى رفتن به اعتکاف، نیاز به اجازه شوهر دارد؟ اگر بدون ‏اجازه برود، آیا اعتکافش صحیح است؟

امام: زن باید با اجازه شوهرش، به اعتکاف برود و اگر اجازه ندهد ـ چنانچه باعث تضییع حق [زناشویى‏] او شود ـ بنابر احتیاط واجب، اعتکافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتکافش صحیح است.[۱۷۹]

آیات عظام فاضل و وحید: زن باید با اجازه شوهرش، به اعتکاف برود و اگر اجازه ندهد ـ چنانچه باعث تضییع حق [زناشویى‏] او شود ـ اعتکافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتکافش صحیح است.[۱۸۰]

آیات عظام بهجت و تبریزى: زن باید با اجازه شوهرش، به اعتکاف برود و اگر اجازه ندهد ـ چنانچه باعث تضییع حق [زناشویى‏] او شود ـ اعتکافش باطل است. اما اگر با حق او منافات نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باطل است.[۱۸۱]

آیات عظام سیستانى و صافى: زن باید با اجازه شوهرش از منزل بیرون رود و اگر اجازه ندهد، اعتکافش باطل است (هر چند باعث تضییع حق زناشویى او نشود).[۱۸۲]

آیت الله مکارم: بنابر احتیاط واجب، زن باید با اجازه شوهرش به اعتکاف رود و اگر اجازه ندهد ـ چنانچه باعث تضییع حق [زناشویى‏] او شود ـ بنابر احتیاط واجب اعتکافش باطل است.[۱۸۳]

آیت الله نورى: زن باید با اجازه شوهرش به اعتکاف برود و اگر اجازه ندهد ـ چنانچه باعث تضییع حق [زناشویى‏] او شود ـ اعتکافش باطل است. اما اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتکافش صحیح است؛ مگر آنکه روزه او در اعتکاف‏ مستحبى باشد.[۱۸۴]

اهداى خون

۹۳: آیا اهداى خون نیاز به اجازه شوهر دارد؟

همه مراجع: در اهداى خون اجازه شوهر لازم نیست؛ ولى براى بیرون رفتن از منزل اجازه او شرط است.[۱۸۵]

اجازه عکس گرفتن

۹۴: آیا جایز است زن در جشن ‏هاى عروسى، بدون اجازه شوهرش عکس بیندازد؟

همه مراجع: اگر عکس گیرنده زن و یا محرم باشد و ظاهر کننده او را نشناسد و باعث مفسده نیز نباشد، عکس انداختن اشکال ندارد و اجازه شوهر در اینجا لازم نیست.[۱۸۶]

اجازه در ازدواج موقت

۹۵: آیا در ازدواج موقت هم براى بیرون رفتن از منزل، اجازه شوهرلازم است؟

همه مراجع (به جز تبریزى): اگر به واسطه بیرون رفتن، حق شوهر از بین مى ‏رود، باید اجازه بگیرد. در غیر این صورت، گرفتن اجازه لازم نیست (هرچند بهتر است اجازه بگیرد).[۱۸۷]

آیت الله تبریزى: اگر به واسطه بیرون رفتن، حق شوهر از بین مى ‏رود، باید اجازه بگیرد و چنانچه حق او از بین نمى‏رود، بنابر احتیاط [واجب‏] بدون اذن او بیرون نرود.[۱۸۸]

فصل هشتم: تمکین

تمکین زن

۹۶: تمکین زن نسبت به شوهر چه مقدار باید باشد؟

همه مراجع: اگر عذر شرعى (مانند حیض، ضرر براى سلامتى بدن و…) نداشته باشد و شوهر بخواهد، باید تمکین کند.[۱۸۹]

[تبصره: زن جهت استمتاع، باید خود را در اختیار شوهر قرار دهد و استمتاع شوهر از خود را ـ جز در موارد وجود مانع عقلى یا شرعى ـ محدود به زمان یا مکان و یا کیفیت خاصّى نکند.][۱۹۰]

۹۷: اگر مرد گناهى انجام دهد، آیا زن مى ‏تواند به عنوان نهى از منکر نسبت به او تمکین نکند؟

همه مراجع: هر چند نهى از منکر با رعایت مراتب و شرایطش واجب است؛ ولى زن حق ندارد از راه عدم تمکین، نهى از منکر کند.[۱۹۱]

۹۸: اگر مرد به هر علتى اجازه ادامه تحصیل و مانند آن را به زن ندهد، آیا زن هم مى ‏تواند نسبت به او تمکین نکند؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، زن چنین حقى ندارد و باید تمکین کند.[۱۹۲]

اطاعت در پوشش

۹۹: آیا زن در انتخاب پوشش، باید مطیع همسرش باشد؟

همه مراجع: خیر! اطاعت زن از شوهر، تنها در حقوق زناشویى و بیرون رفتن از منزل است و در امور دیگر، اطاعت از او واجب نیست.[۱۹۳]

۱۰۰: اگر شوهر پوشیدن لباس و یا آرایش خاصى را از همسرش درخواست کند، آیا اطاعت او بر زن واجب است؟

همه مراجع: اگر این درخواست در راستاى استمتاعات باشد و یا ترک آن باعث نفرت شوهر گردد، بر زن واجب است اطاعت کند. در غیر این صورت، واجب نیست.[۱۹۴]

نشوز زن

۱۰۱: زن با چند مرتبه اطاعت نکردن در وظایف واجب خود، نسبت به شوهر ناشزه مى‏ شود؟

همه مراجع: اگر بدون عذر از وظایف واجب خود سرپیچى کند، در همان مرتبه اول نشوز محقق مى ‏شود؛ ولى اگر توبه نموده و از شوهر اطاعت کند، نشوز برداشته مى ‏شود.[۱۹۵]

اطاعت در آرایش

۱۰۲: اگر شوهرى از همسرش بخواهد که براى بیرون از منزل آرایش کند، آیا اطاعت او لازم است؟

همه مراجع: خیر! اطاعت او در اینجا لازم نیست.[۱۹۶]

۱۰۳: اگر شوهر از زن خود بخواهد که برایش آرایش کند؛ آیا اطاعت او در این زمینه هم واجب است؟

همه مراجع: اگر شوهر درخواست کند، اطاعت او در این زمینه واجب است.[۱۹۷]

فصل نهم: تصرفات زن

نذر مالى زن

۱۰۴: آیا زن مى ‏تواند بدون اذن شوهر از مال خودش نذر کند؟

آیات عظام امام و خامنه ‏اى: خیر! نذر زن در اموال خودش نیز بدون اذن شوهر صحیح نیست.[۱۹۸] آیت الله بهجت: نذر زن بدون اذن شوهر، بنابر احتیاط واجب صحیح نیست (حتى در اموال خودش).[۱۹۹]

آیات عظام تبریزى و مکارم: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال‏] صحیح نیست و اگر مزاحم نباشد، احتیاط مستحب آن است که با اجازه او باشد (حتى در اموال خودش).[۲۰۰]

آیات عظام سیستانى، صافى و وحید: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال‏] صحیح نیست و بنابر احتیاط واجب در اموال خودش نیز ـ غیر از حج، زکات، صله رحم و احسان به پدر و مادر ـ با اذن شوهر نذر کند.[۲۰۱]

آیت الله فاضل: اگر نذر زن، مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال‏] صحیح نیست و اگر مزاحم نباشد، احتیاط واجب آن است که با اذن او باشد؛ به خصوص در نذر اموال (هر چند متعلّق به اموال خودش باشد).[۲۰۲]

آیت الله نورى: آرى! نذر زن از مال خودش بدون اذن شوهر صحیح است.[۲۰۳]

نذر زن

۱۰۵: اگر زن بدون اذن شوهر نذر کند و بعد از او اجازه بگیرد، آیا این نذرصحیح است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مکارم و نورى: خیر! اجازه بعد از نذر فایده ندارد.[۲۰۴]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: آرى! اجازه بعد از نذر هم کافى است.[۲۰۵]

۱۰۶: حکم نذر زن، بدون اجازه شوهر چیست؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى و نورى: نذر زن بدون اجازه شوهر، باطل است.[۲۰۶]

آیت الله بهجت: نذر زن بنابر احتیاط واجب، بدون اجازه شوهر باطل است.[۲۰۷]

آیات عظام تبریزى و مکارم: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او باطل است و اگر مزاحم نباشد، احتیاط مستحب آن است که با اجازه او باشد.[۲۰۸]

آیت الله فاضل: نذر زن اگر با حق زناشویى شوهر منافات داشته باشد، بدون اجازه او باطل است و اگر منافات نداشته باشد، احتیاط واجب آن است که با اجازه او باشد (به ویژه در نذر مال).[۲۰۹]

آیات عظام سیستانى، صافى و وحید: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال‏] صحیح نیست و بنابر احتیاط واجب در اموال خودش نیز ـ غیر از حج، زکات، صله رحم و احسان به پدر و مادر ـ با اذن شوهر نذر کند.[۲۱۰]

تصرف در مال شوهر

۱۰۷: آیا زن مى ‏تواند در اموال شوهر، بدون اجازه او تصرف کند؟

همه مراجع: خیر! باید اجازه بگیرد.[۲۱۱]

تصرفات مالى زن

۱۰۸: آیا شوهر مى‏ تواند همسر را از تصرف در اموال خودش، نهى کند؟

همه مراجع: خیر! زن مى‏ تواند هر گونه تصرفى در اموال خود انجام دهد و اجازه شوهر لازم نیست (هر چند بهتر است اجازه بگیرد).[۲۱۲]

تبصره: در مورد نذر زن از اموال خودش، به مسئله نذر زن مراجعه شود.

بخشش زن

۱۰۹: آیا بخشش زن از مال خودش، باید با اجازه شوهر باشد؟

همه مراجع: خیر! اذن شوهر در اینجا لازم نیست.[۲۱۳]

برپایى مراسم جشن

۱۱۰: آیا زن مى ‏تواند از پولى که شوهرش به او مى ‏دهد، بدون اجازه او مراسم روضه ‏خوانى و مولودى و مانند آن برپا کند؟

همه مراجع: خیر! باید باید اجازه شوهر باشد؛ مگر آنکه شوهر پول را به همسرش تملیک کرده و منزل و اثاثیه آن (فرش و مانند آن) نیز ملک زن باشد؛ در این فرض اجازه شوهر لازم نیست.[۲۱۴]

کارهاى خانه

۱۱۱: آیا اطاعت از شوهر در انجام دادن کارهاى خانه (از قبیل آشپزى و تمیز کردن خانه و…) واجب است؟

همه مراجع: خیر! از نظر شرعى انجام دادن کارهاى خانه، بر زن واجب نیست.[۲۱۵]

تبصره: اگر شوهر در عقد ازدواج با همسرش شرط کند که کارهاى منزل بر عهده او باشد؛ زن باید به این شرط عمل و از شوهر اطاعت کند.

۱۱۲: آیا زن مى ‏تواند بعد از گذشت چند سال از ازدواج، اجرت کار درمنزل را از شوهر مطالبه کند؟

همه مراجع: اگر زن، کار در منزل را به قصد گرفتن اجرت انجام داده و به امر و درخواست شوهر بوده است؛ حق مطالبه اجرت را بر طبق ارزش آن در زمان کار دارد.[۲۱۶]

فصل دهم: آمیزش و زناشویى

آداب آمیزش

۱۱۳: آداب و مستحبات آمیزش را بیان کنید؟

پاره ‏اى از آداب و مستحبات آمیزش عبارتند از: ۱٫ تعجیل نکنند؛ ۲٫ با وضو باشند؛ ۳٫ قبل از آمیزش ملاعبه کنند؛ ۴٫ در مکان پوشیده و پنهان باشند؛ ۵٫ در زمانى باشد که زن میل به آمیزش دارد؛ ۶٫ از خداوند فرزندى پاک و مبارک و سالم درخواست کنند؛ ۷٫ تسمیه «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» و استعاذه «اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم» بگویند.[۲۱۷]

بهترین زمان آمیزش

۱۱۴: مناسب ‏ترین وقت و ساعت براى نزدیکى، چه زمانى است؟

مناسب‏ ترین زمان‏ هاى آمیزش عبارت است از: عصر روز جمعه، ظهر روز پنج شنبه، در شب اول ماه رمضان، شب‏ هاى دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه و جمعه.[۲۱۸]

مکروهات آمیزش

۱۱۵: مکروهات آمیزش چیست؟

در اوقات مواردى آمیزش مکروه است؛ از جمله: ۱٫ اول ظهر، ۲٫ مقابل قبله، ۳٫ پشت به قبله، ۴٫ در زیر آسمان، ۵٫ در حال ایستاده، ۶٫ در هنگام غروب آفتاب، ۷٫ در شب عید فطر و قربان، ۸٫ بعد از غذا و با شکم پر، ۹٫ در شبى که ماه گرفته باشد، ۱۰٫ در روزى که خورشید گرفته باشد، ۱۱٫ در حالى که بچه ناظر آنها باشد، ۱۲٫ در حال احتلام پیش از غسل یا وضو [البته اگر بدون فاصله چند بار آمیزش انجام گیرد مکروه نیست] ، ۱۳٫ بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشید، ۱۴٫ در حالى که هر دو کاملاً عریان باشند. [۲۱۹]

محرمات آمیزش

۱۱۶: محرمات آمیزش چیست؟

موارد و زمان ‏هایى که نزدیکى در آنها حرام است، عبارت است از: ۱٫ در حال احرام، ۲٫ زمان نفاس، ۳٫ در حال اعتکاف، ۴٫ دوران قاعدگى، ۵٫ در حال روزه واجب، ۶٫ زمانى که زن کمتر از نُه سال داشته باشد، ۷٫ جایى که طواف و نماز نساء در حج را به جا نیاورده باشد.[۲۲۰]

تکرار آمیزش

۱۱۷: آیا انسان مى ‏تواند در یک شب، چند بار با همسرش مجامعت کند؟

همه مراجع: آرى! جایز است؛ مگر آنکه افراط در این امر، براى سلامتى زن ضرر داشته باشد.[۲۲۱]

۱۱۸: مرد تا چه مدت مى‏ تواند عمل زناشویى را نسبت به همسرش را ترک کند؟

همه مراجع (به جز مکارم): حد آن چهار ماه است و بیشتر از آن، نمى ‏تواند نزدیکى با همسرش را ترک کند.[۲۲۲]

آیت الله مکارم: حد آن چهار ماه است و بیشتر از آن نمى ‏تواند نزدیکى با همسرش را ترک کند؛ بلکه اگر زن جوان باشد و در این مدت بیم آن مى ‏رود که به گناه بیفتد؛ احتیاط واجب آن است که طورى رفتار کند که او به گناه نیفتد.[۲۲۳]

۱۱۹: در چه صورت، مرد باید حداقل هر چهار شب یک شب در بستر زن دائمى بخوابد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، صافى، مکارم و نورى: اگر مرد بیش از یک زن دارد، واجب است حداقل هر چهار شب، یک شب در بستر یکى از آنان بخوابد و اگر یک زن دارد، رعایت آن لازم نیست؛ ولى حق ندارد او را طورى رها کند که نه مثل زن شوهردار باشد و نه مثل زن بى ‏شوهر.[۲۲۴]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل و وحید: اگر مرد بیش از یک زن دارد، واجب است حداقل هر چهار شب، یک شب در بستر یکى از آنان بخوابد و اگر یک زن دارد، بنا بر احتیاط [واجب‏] رعایت آن لازم است.[۲۲۵]

نزدیکى از پشت

۱۲۰: حکم نزدیکى با همسر از پشت چگونه است؟

همه مراجع (به جز تبریزى، سیستانى و وحید): کراهت شدید دارد.[۲۲۶]

آیت الله سیستانى: اگر زن راضى باشد، کراهت شدید دارد و اگر راضى نباشد، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[۲۲۷]

آیات عظام تبریزى و وحید: بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[۲۲۸]

۱۲۱: اگر مرد بخواهد با همسرش از پشت نزدیکى کند، آیا زن مى ‏تواند تمکین نکند؟

همه مراجع: آرى! زن مى‏ تواند به این نوع از استمتاع، تمکین نکند.[۲۲۹]

نزدیکى در ایام عادت

۱۲۲: آیا زن و شوهر، مى‏ توانند در زمان حیض به جز نزدیکى، سایر استمتاعات را از یکدیگر داشته باشند؟

همه مراجع: آرى! جایز است؛ ولى کامیابى از ناف تا زانوى او کراهت دارد، مگر آنکه از روى لباس باشد.[۲۳۰]

۱۲۳: حکم مردى که با همسرش در زمان حیض نزدیکى کند، چیست؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى و فاضل: نزدیکى، در این حال بر هر دو حرام است و بنابر احتیاط واجب باید شوهر کفاره بدهد.[۲۳۱]

آیت الله بهجت: نزدیکى در این حال بر هر دو حرام است و باید شوهر کفاره بدهد.[۲۳۲]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و نورى: نزدیکى در این حال بر هر دو حرام است و باید شوهر استغفار کند و بنابر احتیاط مستحب کفاره هم بدهد.[۲۳۳]

آیات عظام صافى، مکارم و وحید: نزدیکى در این حال بر هر دو حرام است و بهتر (احتیاط مستحب) است، شوهر کفاره بدهد.[۲۳۴]

تبصره: مقدار کفّاره یاد شده بدین قرار است: اگر نزدیکى در ثلث اول روزهاى حیض باشد، «یک مثقال» (۱۸ نخود) طلا و در ثلث دوم «نیم مثقال» (۹ نخود) طلا و در ثلث سوم، «یک چهارم مثقال» (۵/ ۴ نخود) طلا است.

۱۲۴: حکم نزدیکى از پشت در زمانى که زن حائض است، چیست؟

آیات عظام امام، خامنه ‏اى، صافى، مکارم و نورى: کراهت شدید دارد.[۲۳۵]

آیات عظام بهجت، تبریزى و وحید: بنابر احتیاط واجب، جایز نیست.[۲۳۶]

آیات عظام سیستانى و فاضل: اگر زن راضى باشد، کراهت شدید دارد و اگر راضى نباشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۲۳۷]

آمیزش و سلامتى زن

۱۲۵: در جایى که روابط زناشویى (و افراط در آن) براى سلامتى زن ضرر داشته باشد، آیا زن مى ‏تواند تمکین نکند؟

همه مراجع: اگر براى سلامتى زن ضرر داشته باشد، مى ‏تواند تمکین نکند.[۲۳۸]

تبصره: هرگاه زن براى عدم تمکین و نزدیکى، عذر شرعى (مانند حیض، خطر سلامتى بدن و…) داشته باشد، مى‏ تواند از نزدیکى ممانعت کند.

ملاعبه هنگام روزه

۱۲۶: آیا ملاعبه با همسر ـ به جز نزدیکى ـ در حال روزه جایز است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد بیرون آمدن منى با همسرش ملاعبه کند ـ چنانچه اطمینان دارد منى از او خارج نمى ‏شود ـ اشکال ندارد و روزه هر دو صحیح است؛ هر چند اتفاقاً از او منى بیرون آید.[۲۳۹]

آمیزش در حال روزه

۱۲۷: اگر زن و شوهر در ماه رمضان روزه ‏دار باشند، نزدیکى آنها چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر از روى عمد و اختیار باشد، حرام است و روزه آنان باطل مى‏ شود و باید هر کدام یک کفّاره بدهند.[۲۴۰]

نزدیکى در دوران آبستنى

۱۲۸: آیا در دوران آبستنى و باردارى، نزدیکى با زن جایز است؟

همه مراجع: آرى! مگر آنکه براى زن یا بچه، ضرر و خطر داشته باشد.[۲۴۱]

استمناء و آزمایشگاه

۱۲۹: براى تشخیص اینکه مرد قادر بر بچه ‏دار شدن هست آیا مى‏ تواند استمنا کند تا آزمایش‏ هاى پزشکى بر روى منى او، انجام شود؟

همه مراجع: خیر! این کار جایز نیست؛ مگر آنکه ضرورتى ایجاب کند.[۲۴۲]

تبصره: چنانچه در موردى، بنا به ضرورت مرد استمنا کند؛ در صورتى که همسر دارد، واجب است این عمل به وسیله او انجام گیرد (نه با اعضا و جوارح خود).

استمناء بانوان

۱۳۰: آیا استمنا براى بانوان هم هست؟

همه مراجع: آرى! استمنا براى بانوان نیز حرام است؛ مگر آنکه به وسیله اعضاى بدن شوهر باشد.[۲۴۳]

استمناى شوهر

۱۳۱: آیا در صورتى که همسر انسان در دسترس نباشد، شخص مى‏ تواند ازطریق دیگر (استمنا) به ارضاى خود بپردازد؟

همه مراجع: خیر! این کار حرام است.[۲۴۴]

استمناء با همسر

۱۳۲: شخصى به قصد اینکه از همسرش منى خارج شود، او را با دست تحریک مى ‏کند، آیا این کار از نظر شرعى جایز است؟

همه مراجع: آرى! استمنا به وسیله بدن همسر جایز است.[۲۴۵]

اشباع همسر

۱۳۳: آیا مرد مى ‏تواند همسرش را با شى‏ء خارجى و وسایل مصنوعى ازلحاظ جنسى اشباع کند؟

همه مراجع: خیر! استفاده از این روش جایز نیست؛ ولى مى ‏تواند با هر نقطه از بدن خود او را ارضا کند.[۲۴۶]

فصل یازدهم: غسل و جنابت

غسل ‏هاى واجب زن

۱۳۴: تعداد غسل ‏هاى واجب زن چند تا است؟

همه مراجع: غسل‏ هاى واجب بر زنان عبارت است از: غسل حیض، نفاس، استحاضه و نیز همه غسل‏ هایى که بر مردان واجب است.[۲۴۷]

تبصره: غسل ‏هاى واجب بر مردان عبارت است از: غسل جنابت، غسل مسّ میت و غسلى که با نذر و مانند آن واجب شده است.

محرمات جنابت

۱۳۵: چه کارهایى بر جنب حرام است؟

۱٫ گذاشتن چیزى در مسجد؛ ۲٫ خواندن آیه ‏هاى سجده واجب؛ [این آیه‏ ها در چهار سوره قرآن آمده است: سجده (آیه ۱۵)، فصلت (آیه ۳۷)، نجم (آیه ۶۲)، علق (آیه ۱۹) همچنین برخى مراجع تقلید، افزون بر آیه‏ هاى سجده واجب، خواندن سوره‏ هاى یاد شده را حرام مى ‏دانند]؛ ۳٫ رفتن به مسجدالحرام و مسجد النبى[هر چند از یک در وارد شود و از در دیگر بیرون رود]؛ ۴٫ رساندن جایى از بدن به خط قرآن و اسم خداوند؛ ۵٫ توقف در سایر مساجد و حرم امامان (بنابر احتیاط واجب) [ولى اگر از یک در برود و از در دیگر خارج شود مانعى ندارد].

مکروهات جنابت

۱۳۶: کارهایى که براى شخص جنب مکروه است، کدامند؟

چند چیز بر شخص جنب مکروه است: ۱٫ خوردن و آشامیدن[ولى اگر وضو بگیرد و یا براساس فتواى عده ‏اى دست و صورت را بشوید کراهت برطرف مى ‏شود]؛ ۲٫ خوابیدن بدون وضو [ولى اگر وضو بگیرد یا به واسطه نداشتن آب بدل از غسل تیمم کند، مکروه نیست]؛ ۳٫ همراه داشتن قرآن؛ ۴٫ مالیدن روغن به بدن؛ ۵٫ آمیزش بعد از احتلام؛ ۶٫ خضاب با حنا و مانند آن؛ ۷٫ تماس بدن با جلد یا حاشیه قرآن؛ ۸٫ خواندن بیشتر از هفت آیه از سوره ‏هایى که سجده واجب ندارد.

شرایط جنابت

۱۳۷: در چه صورت شخص جنب مى‏ شود؟

همه مراجع: انسان به دو چیز جنب مى ‏شود: ۱٫ آمیزش، ۲٫ بیرون آمدن منى؛ چه در خواب باشد یا بیدارى، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بى ‏شهوت، با اختیار باشد یا بى ‏اختیار.[۲۴۸]

تبصره: هرگاه به اندازه ختنه‏ گاه یا بیشتر، دخول صورت بگیرد؛ گرچه منى بیرون نیاید، هر دو جنب مى ‏شوند و باید غسل به جا آورند.[۲۴۹]

جنابت مرد

۱۳۸: راه تشخیص منى و احتلام در مرد چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مکارم): خروج منى در مرد داراى سه نشانه است: ۱٫ همراه با شهوت باشد؛۲٫ با جستن بیرون آید ؛۳٫ بدن سست شود.

اگر هیچ یک از علامت‏هاى سه گانه و یا یکى از آنها را نداشت، حکم به منى نمى‏ شود؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین کند که منى است.[۲۵۰]

آیت الله بهجت: خروج منى در مرد داراى دو نشانه است: همراه با شهوت باشد؛ ۲٫ با جستن بیرون آید.

اگر هیچ یک از دو نشانه را نداشت، حکم به منى نمى ‏شود؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین کند که منى است.[۲۵۱]

آیت الله صافى: اگر با شهوت و جستن بیرون آید و یا با جستن بیرون آمده و بدن سست شود، آن رطوبت حکم منى را دارد و اگر هیچ یک از این دو نشانه را نداشت، حکم به منى نمى ‏شود؛ مگر آنکه از راه دیگرى اطمینان یابد که منى است.[۲۵۲]

آیت الله مکارم: خروج منى در مرد داراى دو نشانه است: ۱٫ همراه با شهوت باشد؛ ۲٫ با جستن بیرون آید.

اگر هیچ یک از دو نشانه یا یکى از آنها را نداشت، حکم به منى نمى ‏شود؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین کند که منى است.[۲۵۳]

جنابت زن

۱۳۹: راه تشخیص منى و احتلام در زن چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و نورى): خروج ترشّحات زن، اگر در اوج شهوت (اوج لذت جنسى [یا ارگاسم]) باشد، حکم به جنابت آن مى ‏شود و لازم نیست با جستن بیرون آید و بدن سست شود و اگر بدون شهوت باشد، حکم به منى نمى ‏شود؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین کند منى است.[۲۵۴]

آیت الله بهجت: خروج ترشّحات زن، اگر همراه با شهوت (اوج لذت جنسى) باشد و با جستن بیرون آید، حکم به منى مى‏ شود و اگر هیچ یک از دو علامت و یا یکى از آنها را نداشت، حکم به منى نمى ‏شود؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین کند منى است.[۲۵۵]
آیات عظام تبریزى و نورى: خروج ترشحات زن اگر همراه با شهوت خاصى (اوج لذت جنسى) باشد و بدن پس از آن سست شود، حکم به منى مى ‏شود و اگر هیچ یک از دو نشانه یا یکى از آنها را نداشت، حکم به منى نمى‏ شود؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین کند، منى است.[۲۵۶]

انواع ترشحات

۱۴۰: مذى، وذى و ودى را توضیح دهید؟

همه مراجع: «مَذى» به آبى گویند که گاهى بعد از ملاعبه و شوخى کردن با همسر بیرون مى‏ آید.

«وَذى» آبى است که گاهى بعد از منى بیرون مى ‏آید.

«وَدى» به آبى گویند که گاه بعد از بول بیرون مى ‏آید و کمى سفید و چسبنده است.

تمامى این آبها در صورتى که مجرا، آلوده به بول و منى نباشد، پاک است.[۲۵۷]

روش استبراء

۱۴۱: استبراء از بول و استبراء از منى چگونه انجام مى ‏شود؟

همه مراجع (به جز مکارم): استبراء عمل مستحبى است که مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام مى ‏دهند تا اطمینان پیدا کنند بول در مجرا نمانده است و آن داراى اقسامى است. بهترین آنها این است که بعد از قطع شدن بول، سه مرتبه با انگشت میانه دست چپ از مخرج غائط تا بیخ آلت کشیده و بعد انگشت شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زیر آن گذاشته و سه مرتبه تا ختنه ‏گاه بکشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند و استبراء از منى آن است که بعد از خروج منى، بول کنند تا ذرات باقیمانده خارج شود.[۲۵۸]

آیت الله مکارم: استبراء عمل مستحبى است که مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام مى‏ دهند، به این ترتیب که چند مرتبه از بیخ آلت تا بالا، دست کشیده و قسمت بالا را چند مرتبه فشار دهند تا باقیمانده بول خارج شود، اما استبراء از منى آن است که بعد از خروج منى، بول کنند تا ذرات باقیمانده خارج شود.[۲۵۹]

تبصره۱: فایده استبراء از بول، این است که اگر آب مشکوکى بعد از آن خارج شود، پاک است و وضو را هم باطل نمى‏ کند؛ اما اگر استبراء نکرده باشد، باید وضو را اعاده کند و محل را بشوید.

فایده استبرا از منى، این است که اگر رطوبت مشکوکى از او خارج شود و نداند منى است یا یکى از آب‏ هاى پاک، غسل ندارد و اگر استبراء نکند و احتمال دهد ذرات منى در مجرا باقى بوده و همراه بول یا رطوبت دیگرى خارج شده، باید دوباره غسل کند.

تبصره۲: براى زن ‏ها استبراء از بول نیست و اگر رطوبتى ببینند و شک کنند پاک است یا نه، پاک مى‏ باشد و وضو و غسل او را هم باطل نمى ‏کند.

۱۴۲: اگر در هنگام استبراء از بول یا بعد از آن، مایع سفید و غلیظى ‏خارج شود، آیا این منى است یا چیز دیگر؟

همه مراجع: رطوبت یاد شده پاک است؛ مگر آنکه یقین کند که منى یا بول است.[۲۶۰]

۱۴۳: آیا ترشّحات و رطوبت‏ هایى که از بانوان خارج مى ‏شود، پاک است؟

همه مراجع: ترشّحات مزبور پاک است و غسل ندارد؛ مگر آنکه یقین کنند بول یا منى است.[۲۶۱]

۱۴۴: اگر در هنگام بازى، زن به حالت ارگاسم و تحریک کامل رسید، آیا غسل بر او واجب است؟

همه مراجع: اگر در اوج لذت جنسى، از زن مایعى خارج شود، حکم منى را دارد و غسل بر او واجب مى‏ شود.[۲۶۲]

۱۴۵: آیا بعد از ملاعبه بین زن و شوهر، هر دو باید غسل انجام دهند؟

همه مراجع: در صورتى که نزدیکى انجام نگیرد و منى از آن دو خارج نشود [حالت ارگاسم]، غسل واجب نمى ‏شود.[۲۶۳]

۱۴۶: در هنگام نزدیکى زن و مرد، چه موقع غسل واجب مى ‏شود؟

همه مراجع: هرگاه به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود (گرچه منى بیرون نیاید)، هر دو جنب مى ‏شوند و باید غسل به جا آورند.[۲۶۴]

۱۴۷: اگر مردى با زنش از پشت نزدیکى کند، بر زن نیز غسل جنابت واجب مى‏ شود؟

همه مراجع (به جز مکارم): اگر به اندازه ختنه ‏گاه یا بیشتر داخل شود (گرچه منى بیرون نیاید)، هر دو جنب مى‏ شوند و باید غسل به جا آورند.[۲۶۵]

آیت الله مکارم: اگر به اندازه ختنه ‏گاه یا بیشتر داخل شود، (گرچه منى بیرون بیاید) بنابر احتیاط واجب، باید بین غسل و وضو جمع کنند.[۲۶۶]

۱۴۸: کسى که نمى‏ تواند غسل کند، ولى تیمم برایش ممکن است؛ آیا مى ‏تواند با همسرش نزدیکى کند و با تیمم نماز بخواند؟

همه مراجع (به جز فاضل): آرى! مى‏ تواند با همسرش نزدیکى کند؛ خواه بعد از داخل شدن وقت نماز باشد، یا پیش از آن.[۲۶۷]

آیت الله فاضل: پیش از داخل شدن وقت نماز، مانعى ندارد و بعد از آن ـ اگر بدون جهت با عیال خود نزدیکى کند ـ اشکال دارد؛ ولى اگر نزدیکى براى لذت بردن یا امر عقلایى دیگر باشد اشکال ندارد.[۲۶۸]

۱۴۹: آیا براى چند مرتبه آمیزش، یک غسل کافى است؟

همه مراجع: آرى! یک غسل کافى است.[۲۶۹]

۱۵۰: آیا شخص محتلم، قبل از غسل مى‏ تواند با همسرش نزدیکى کند؟

همه مراجع: آرى! مى ‏تواند؛ ولى کراهت دارد.[۲۷۰]

۱۵۱: آیا مرد در هر نوبت که با همسرش نزدیکى مى‏ کند؛ باید فورى غسل کند؟

همه مراجع: خیر! غسل تنها براى نماز و عباداتى لازم است که در آن طهارت شرط است.[۲۷۱]

۱۵۲: براى جلوگیرى از حاملگى از کاندوم استفاده مى‏ کنیم، آیا غسل واجب مى‏ شود؟

همه مراجع: آرى! غسل واجب مى ‏شود.[۲۷۲]

فصل دوازدهم: کنترل جمعیت و سقط جنین

پیشگیرى با دارو

۱۵۳: آیا زن مى ‏تواند با استفاده از دارو یا آمپول، از باردار شدن‏ جلوگیرى کند؟ اگر شوهر اجازه ندهد، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، نورى و مکارم: اگر زیان مهمى نداشته باشد و شوهر راضى باشد، اشکال ندارد.[۲۷۳]

آیات عظام تبریزى، وحید، فاضل و سیستانى: اگر زیان مهمى نداشته باشد، اشکال ندارد؛ هر چند شوهر راضى نباشد.[۲۷۴]

آیت الله صافى: اگر زیان مهمى نداشته باشد و بنا بر احتیاط واجب شوهر راضى باشد، اشکال ندارد.[۲۷۵]

جلوگیرى بدون رضایت

۱۵۴: آیا شوهر مى ‏تواند هنگام آمیزش بدون رضایت همسرش به طور طبیعى عزل کند؟

همه‏مراجع (به جز تبریزى): آرى! اشکال‏ندارد؛ ولى بدون ‏رضایت زن کراهت دارد.[۲۷۶]

آیت الله تبریزى: بنا بر احتیاط واجب، باید با رضایت زن عزل کند.[۲۷۷]

تبصره: عَزل مرد به این است که هنگام آمیزش آب خود را بیرون از رحم زن بریزد.

۱۵۵: آیا زن مى ‏تواند هنگام آمیزش به طور طبیعى عزل کند؟

همه مراجع: اگر شوهر راضى باشد، اشکال ندارد و در غیر این صورت عزل زن حرام است.[۲۷۸]

تبصره: عزل زن به این است که هنگام آمیزش خود را کنار بکشد؛ به طورى که آب شوهر در رحم او ریخته نشود.

پیشگیرى با عمل جراحى

۱۵۶: آیا به جهت کنترل جمعیت، زن و مرد مى ‏توانند با استفاده از عمل جراحى کارى کنند که دیگر نتوانند فرزندى بیاورند؟

همه مراجع (به جز تبریزى، خامنه ‏اى و سیستانى): خیر! این کار جایز نیست.[۲۷۹]

آیت الله تبریزى: اگر این کار باعث زیان جدى (مانند قطع عضو) شود و یا نگاه و لمس حرام را به دنبال داشته باشد، حرام است و در غیر این صورت، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[۲۸۰]

آیت الله سیستانى: اگر این کار باعث زیان جدى (مانند قطع) عضو نشود و نگاه و لمس حرام را به دنبال نداشته باشد، اشکال ندارد.[۲۸۱]

آیت الله خامنه ‏اى: اگر این کار به انگیزه [و] غرض عقلایى انجام گیرد و باعث زیان جدى (مانند قطع عضو) نشود و نگاه و لمس حرام را نیز به دنبال نداشته باشد، اشکال ندارد.[۲۸۲]

عقیم دائمى و موقت

۱۵۷: جایى که باردارى ضرر و خطر جانى زن را به همراه داشته باشد، آیا جایز است با استفاده از دستگاه او را عقیم کرد؟

همه مراجع (به جز خامنه ‏اى و سیستانى): اگر راهى، جز نازایى دائمى نباشد، اشکال ندارد.[۲۸۳]

آیات عظام خامنه ‏اى و سیستانى: در فرض یاد شده، اشکال ندارد.[۲۸۴]

۱۵۸: آیا جایز است به جهت کنترل جمعیت، با استفاده از دستگاه به طور موقت از باردارى جلوگیرى کرد؟

همه مراجع: اگر زیان مهمى نرساند و باعث نگاه و لمس حرام نشود، اشکال ندارد.[۲۸۵]

۱۵۹: در مواردى که حاصل حاملگى، به وجود آمدن جنین داراى نقص ‏یا بیمارى ژنتیکى است، آیا مى ‏توان زن یا مرد را عقیم کرد؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، نورى و وحید: خیر! عقیم کردن جایز نیست.[۲۸۶]

آیت الله تبریزى: اگر این کار باعث زیان جدى (مانند قطع عضو) شود و یا نگاه و لمس حرام را به دنبال داشته باشد، حرام است و در غیر این صورت، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[۲۸۷]

آیات عظام سیستانى و مکارم: در فرض یاد شده، عقیم کردن اشکال ندارد.[۲۸۸]

آیت الله خامنه ‏اى: اگر این کار به انگیزه [و] غرض عقلایى انجام گیرد و زیان جدى (مانند قطع عضو) نیز در بر نداشته باشد و باعث نگاه یا لمس حرام نشود، اشکال ندارد.[۲۸۹]

سقط جنین

۱۶۰: آیا سقط جنین در ماه‏ هاى اول حاملگى، اشکال شرعى دارد؟

همه مراجع: آرى! سقط جنین پس از انعقاد نطفه در هر ماهى که باشد، جایز نیست.[۲۹۰]

۱۶۱: اگر سقط جنین با رضایت کامل پدر و مادر توسط پزشک انجام گیرد، دیه آن به عهده کیست؟

همه مراجع: دیه سقط جنین بر عهده قاتل مباشر است و چون این عمل به وسیله پزشک انجام شده، بر پدر و مادر تکلیفى نیست؛ بلکه او ضامن است و این دیه به پدر و مادر پرداخت مى ‏شود. البته مى‏ توانند از حق خود بگذرند و از او چیزى دریافت نکنند. در هر حال باید از کار خود توبه کنند.[۲۹۱]

جنین نامشروع‏

۱۶۲: سقط جنین نامشروع، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: جایز نیست.[۲۹۲]

جنین غیرمسلمان

۱۶۳: مسلمانى با یک دختر مسیحى ازدواج موقت کرده و زن از او باردار شده است، آیا سقط بچه جایز است؟

همه مراجع: سقط او جایز نیست.[۲۹۳]

جنین ناقص

۱۶۴: سقط کردن جنینى که ناقص الخلقه به دنیا مى ‏آید، چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز فاضل و مکارم): ناقص بودن بچه مجوز شرعى براى سقط جنین محسوب نمى ‏شود.[۲۹۴]

آیت الله مکارم: اگر در مراحل ابتدایى جنین باشد و به صورت انسان کامل در نیامده (هنوز روح در آن دمیده نشده باشد) و تولد ناقص آن باعث مشقت و حرج شدید براى پدر و مادرش گردد اشکال ندارد و بنابر احتیاط دیه را هم باید بدهند.[۲۹۵]

آیت الله فاضل: سقط آن جایز نیست مگر در موارد ضرورت.[۲۹۶]

جنین مرده

۱۶۵: اگر با آزمایش‏ هاى تخصصى یقین پیدا شود؛ که جنین بعد از تولد و یا در ماه‏ هاى آخر از دنیا مى ‏رود؛ آیا سقط آن جایز است؟

همه مراجع: خیر! جایز نیست.[۲۹۷]

حمل مادر در خطر

۱۶۶: سقط جنین براى مادرى که در معرض مرگ است و شاید با این کار بهبود یابد، چه حکمى دارد؟

آیات عظام بهجت، سیستانى، خامنه ‏اى، فاضل، مکارم و نورى: اگر طبق تشخیص دکتر متخصص و مورد اطمینان، بقاى حمل براى مادرش خطر جانى داشته باشد چنانچه روح در او دمیده نشده سقط آن اشکال ندارد.[۲۹۸]

آیات عظام تبریزى و نورى: اگر مادر از هر راهى (هر چند از گفته پزشک) اطمینان یا خوف داشته باشد که این بچه موجب مرگ او مى‏ شود چنانچه روح در او دمیده نشده میتواند با خوردن دارو و مانند سقط نماید ولى بر غیر مادر سقط جایز نیست.[۲۹۹]

دیه سقط جنین

۱۶۷: دیه سقط جنین چه مقدار است؟

همه مراجع: دیه براى نطفه، ۲۰ مثقال شرعى طلاى سکه دار؛ براى علقه (خون بسته شده) ۴۰ مثقال و براى مضغه (پاره گوشت) ۶۰ مثقال است. اگر استخوان داشته و بدون گوشت باشد، ۸۰ مثقال و اگر گوشت آن را پوشانده و خلقت کامل شده باشد، ۱۰۰ مثقال است. اگر روح در آن دمیده شده؛ چنانچه پسر باشد، ۱۰۰۰ مثقال اگر دختر باشد، ۵۰۰ مثقال شرعى طلاى سکه‏ دار دیه دارد. گفتنى است روح در حدود چهار ماهگى، در جنین دمیده مى ‏شود.[۳۰۰]

۱۶۸: دیه جنینى که به وسیله پزشک سقط مى ‏شود، بر عهده کیست؟ وظیفه پدر و مادرى که اقدام به چنین کارى کرده‏ اند، چیست؟

همه مراجع: دیه سقط جنین بر عهده قاتل مباشر است و چون این عمل به وسیله پزشک انجام شده، بر پدر و مادر تکلیفى نیست؛ بلکه او ضامن است و این دیه به پدر و مادر پرداخت مى ‏شود. البته مى ‏توانند از حق خود بگذرند و از او چیزى دریافت نکنند. در هر حال باید از کار خود توبه کنند.[۳۰۱]

فصل سیزدهم: دانستنى ‏ها و اصطلاحات

ناشزه

۱۶۹: ناشز و ناشزه به کسى چه گفته مى ‏شود؟ در صورت تحقّق نشوز، وظیفه طرف مقابل در این زمینه چیست؟

 «ناشز» و «ناشزه» به مرد یا زنى گفته مى ‏شود که حقوق واجب و وظایف شرعى را نسبت به همسرش رعایت نکند.

هرگاه نشوز و نافرمانى، از سوى زن باشد، مرد مى ‏تواند زمینه آن را از بین ببرد. به این ترتیب که نخست او را نصیحت کند و اگر تأثیر نگذاشت، مى‏ تواند از همخوابى با او بپرهیزد؛ یعنى، در بستر خواب به او پشت کند و یا نزد او نخوابد. اگر این روش نیز در او اثر نداشت، چنانچه امید دارد با تنبیه او را از نافرمانى باز دارد. البته این کار به قصد اصلاح (نه از روى خشم و انتقام) و به اندازه ‏اى باشد که باعث توجه و تنبه او گردد.

هرگاه نشوز و نافرمانى از سوى مرد باشد، زن نخست او را نصیحت مى ‏کند و اگر تأثیر نگذاشت، مى‏ تواند شکایت خود را نزد حاکم ببرد تا او را به انجام وظایفش وادار کند. البته حق ندارد با او قهر کند و یا او را کتک بزند.[۳۰۲]

استمناء

۱۷۰: استمنا چیست؟

همه مراجع: استمنا آن است که انسان با خود یا دیگرى کارى کند که از او منى بیرون آید. این کار حرام است و عقوبت اخروى دارد.[۳۰۳]

مَهرالمثل

۱۷۱: مهر المثل چیست؟

مَهرى که در هنگام عقد ازدواج براى زن معلوم نشده و پس از زفاف (نزدیکى)، مهریه زنان هم شأن او ـ از نظر حسب، نسب، سن، عقل و ثروت ـ تعیین مى ‏شود.


[۱].  روم ، آیه ۲۱

[۲]. در سوره أعراف آیه ۱۸۹ نیز تعبیر سکونت و آرامش آمده است.

[۳].  وسائل‏ الشیعه، ج۱۴، ص ۴۱

[۴]. مستدرک ‏الوسائل، ج ۸، ص ۹

[۵]. وسائل‏ الشیعه، ج ۱۲، ص ۳۴

[۶]. قلم، آیه ۴

[۷]. نساء، آیه ۳۴

[۸]. وسائل ‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۲۱

[۹]. مستدرک ‏الوسائل، ج ۱۵، ص ۲۵۶

[۱۰]. وسائل ‏الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۲۷

[۱۱]. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۸

[۱۲]. وسائل‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲۲

[۱۳]. میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۸۷

[۱۴]. نساء، آیه ۱۹

[۱۵]. بحارالانوار، جلد ۱۰۳، ص ۲۲۴

[۱۶]. مستدرک ‏الوسائل، ج ۴، ص ۲۵۱

[۱۷]. الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص ۴۵۹

[۱۸]. راز تفاهم در زندگى زناشویى، ص ۹۹

[۱۹]. وسائل ‏الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۳

[۲۰]. بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۸

[۲۱]. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۳۶

[۲۲]. مستدرک ‏الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۶۱

[۲۳]. بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۴۳، ص ۱۳۴

[۲۴]. وسائل ‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲۳

[۲۵]. وسائل ‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۷

[۲۶]. بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۵۲

[۲۷]. کافى، ج ۵، ح ۵۰۸

[۲۸]. وسائل ‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۵۵

[۲۹]. وسائل ‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۱۱

[۳۰]. وسائل ‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۱

[۳۱]. وسائل‏ الشیعه، ج ۱۴، ص ۳۸۱

[۳۲]. مکارم ‏الاخلاق، ص ۸۰

[۳۳]. نور، آیه ۱۳

[۳۴]. احزاب، آیه ۳۳

[۳۵]. وسائل‏ الشیعه، ج ۱۴، ص ۳۱۱

[۳۶]. وسائل‏ الشیعه، ج ۱۴، ص ۴۱۱

[۳۷]. کافى، ج ۵، ص ۳۲۶

[۳۸]. کافى، ج ۴، ص ۱۲

[۳۹]. بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵

[۴۰]. وسائل ‏الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۶۲

[۴۱]. نهج‏ الفصاحه، حدیث ۳۵۸

[۴۲]. مستدرک‏ الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۲

[۴۳]. ر. ک: بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۱۳، به نقل از: جلوه ‏هاى رفتارى حضرت زهرا (س)، ص ۶۳

[۴۴]. وسائل ‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۱۱

[۴۵]. الکافى، ج ۵، ص ۵۰۷

[۴۶]. تفسیر من وحى القرآن، علامه سیدمحمدحسین فضل‏ الله

[۴۷]. نساء، آیه ۳۴

[۴۸]. بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۵۸

[۴۹]. نساء، آیه ۳۴

[۵۰]. نساء، آیه ۳۵

[۵۱]. براى آگاهى بیشتر ر. ک: الف. واژه‏نامه روان ‏پزشکى و روان‏شناسى، ص ۱۳۲، هارولد کاپلان و بنیامین سادوک ب. واژه‏نامه روان‏ پزشکى ‏انجمن روان‏ پزشکان آمریکا، ترجمه: مهرداد فیروز و خشایار بیگى ج. تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۷۳

[۵۲]. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۴۹

[۵۳]. بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۴

[۵۴]. مستدرک ‏الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۲

[۵۵]. کافى، ج ۵، ص ۵۰۹

[۵۶]. نشریه پرسمان، شماره ۹، سال ۱۳۸۲

[۵۷]. روم، آیه ۲۱

[۵۸]. همان

[۵۹]. بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۴

[۶۰]. فروع کافى، ج ۵

[۶۱]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النفقات، م ۸؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النفقات، م ۸؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، النفقات؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، النفقات؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۲، س ۱۳۱۰؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۴۲۰؛ مکارم، توضیح ‏المسائل، م ۲۰۶۲؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۰۸؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، م ۱۸۹۷؛ خامنه ‏اى، استفتاءات، س ۳۸۳

[۶۲]. دفتر: همه مراجع

[۶۳]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النفقات، م ۱۵؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۳۵۳؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النفعات، م ۱۵؛ فاضل، تفصیل الشریعه، النکاح، النفقات، م ۱۵ و دفتر: بهجت

[۶۴]. سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۴۲۵؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۴۰۸

[۶۵]. منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۴۰۸

[۶۶]. دفتر: همه مراجع

[۶۷]. دفتر: همه مراجع

[۶۸]. دفتر: همه مراجع

[۶۹]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، نفقات، م ۹؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، نفقات، م ۹؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۶۸۶؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۴۷؛ وحید و تبریزى، منهاج‏الصالحین، م ۱۳۹۸؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۴۲۱ و دفتر: بهجت، خامنه‏ اى و نورى

[۷۰]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۲، س ۱۳۱۳؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۴۲۸ و دفتر: همه مراجع

[۷۱]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام نفقه، س ۱۵؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۶۹۳، و ج ۲، س ۱۳۱۰ و ۱۳۱۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۴۶؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، النفقات؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، النفقات؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النفقات، م ۸؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، م ۱۸۹۷؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۰۸؛ دفتر: خامنه ‏اى؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۴۲۰

[۷۲]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۲۴؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۴۱۳؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۲۰؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۸۸؛ دفتر: خامنه ‏اى

[۷۳]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۳۳؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام نفقه، س ۱۴؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۶۲؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۲، س ۱۳۱۲؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۵۱ و ج ۱، س ۸۳۹ و دفتر: بهجت و خامنه ‏اى

[۷۴]. تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۳۹۹ و وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۳۹۹

[۷۵]. سیستانى، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۴۱۵

[۷۶]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النفقات، ۱۹؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، م ۱۹؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۱۴۱۸؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۴۱۸؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۲، س ۱۳۱۰؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۴۳۳ و دفتر: خامنه‏ اى، نورى، مکارم و بهجت

[۷۷]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۵۷؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النفقات، م ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، النفقات؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النفقات، م ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۴۳؛ سیستانى، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۴۲۴ و ۴۲۵ و دفتر: نورى، فاضل، خامنه ‏اى و بهجت

[۷۸]. سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۴۲۴ و ۴۲۵؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النفقات، م ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النفقات، م ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، النفقات؛ وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، النفقات؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، م ۱۸۹۷؛ مکارم، توضیح ‏المسائل، م ۲۰۶۲؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۲، س ۱۳۱۰؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۰۸؛ دفتر: خامنه‏ اى

[۷۹]. تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۴۰۲ و ۱۴۱۱؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، ۱۴۰۲۴ و ۱۴۱۱؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النفقات، م ۱۰؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۶۸۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۸۴۴؛ دفتر: بهجت و خامنه‏ اى و ر. ک: توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۲۷۸

[۸۰]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النفقات، م ۱۰

[۸۱]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۸۴۴ و توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۲۷۷

[۸۲]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۱۶

[۸۳]. همان، م ۲۴۱۶؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۱۲

[۸۴]. وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۸۰

[۸۵]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام نفقه، س ۲۸؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۵۶؛ صافى، جامع‏ الاحکام، ج ۲، س ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ و دفتر: همه مراجع

[۸۶]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۱۲ و ۲۴۱۴؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۷۶ و ۲۴۷۸؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۰۸ و ۲۴۱۰ و دفتر: خامنه ‏اى

[۸۷]. وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، النفقات؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، القول فى النشوز؛ سیستانى، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۳۵۰؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، القول فى النشوز، م ۱؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۶۶۶

[۸۸]. تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، النفقات

[۸۹]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۱۳؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۷۷؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۰۹؛ دفتر: خامنه‏ اى

[۹۰]. تبریزى، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۱۳

[۹۱]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النفقات، م ۸؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النفقات، م ۸؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۳، النفقات، م ۱۴۰۸؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، النفقات، م ۱۴۰۸؛ سیستانى، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۴۲۵؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۸۷؛ خامنه ‏اى، استفتاءات، س ۳۰۰ و دفتر: نورى، بهجت و مکارم

[۹۲]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۳۰؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۸۷ و دفتر: همه مراجع

[۹۳]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۲۵۹؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، المهر، م ۳؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، المهر، م ۳؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۲۸۸ و دفتر: همه مراجع

[۹۴]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام نفقه، س ۲۱؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۵۴۴ و دفتر: همه مراجع

[۹۵]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۵۱؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۴۷؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۵۱۵ و دفتر: خامنه‏ اى

[۹۶]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۳۳۳؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۲۵۵؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۳۳۳؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۳۵۹؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۳۵۹؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، الشروط المذکوره فى عقد النکاح، م ۲ و استفتاءات، ج ۳، احکام ازدواج، س ۵۵؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۷؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۰۵ و ۹۰۷ و دفتر: فاضل و بهجت

[۹۷]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام ازدواج، س ۵۵؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۰۷؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۷؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۵۳۳؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۷ و توضیح‏ المسائل، م ۲۵۳۴؛ دفتر: بهجت

[۹۸]. سیستانى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۳۳۳؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۳۹۵؛ صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، ۱۲۵۵

[۹۹]. وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۳۵۹

[۱۰۰] توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۶۰؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۵۶ و دفتر: خامنه‏ اى

[۱۰۱] توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۶۰؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۵۲۴؛ مکارم، استفتاآت، ج ۲، س ۹۱۰ و دفتر: بهجت

[۱۰۲] مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۵۶ و دفتر: بهجت و صافى

[۱۰۳]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۴۴ تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، س ۸۳۷

[۱۰۴].  سیستانى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۲۰۷

[۱۰۵].  فاضل، جامع ‏المسائل، س ۱۲۴۴

[۱۰۶]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، المهر، م ۱؛ وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، المهر، م ۱۳۵۰؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، ۱۳۵۰؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۲۸۷ و ۲۸۶؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، المهر، م ۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۸۹ و دفتر: فاضل، بهجت، خامنه ‏اى، نورى

[۱۰۷] تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۳۱؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۳۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۳۲؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۲، س ۱۲۸۴؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۲۸۷؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۲۸؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱ و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، وحید

[۱۰۸]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۲؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۲؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۲۹۶؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۳۶۰؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۱۳۶۰ و دفتر: بهجت، خامنه ‏اى، فاضل، نورى و مکارم

[۱۰۹]. دفتر: همه مراجع

[۱۱۰]. دفتر: همه مراجع

[۱۱۱]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۴۹؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۹۰؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۱۷؛ سیستانى، سایت، مهریه و دفتر: بهجت و وحید

[۱۱۲]. صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۲۹۶ و ۱۲۹۷

[۱۱۳]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۲۲۷

[۱۱۴]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۶۵۷ و ۶۵۹ و ۷۲۹

[۱۱۵]. نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۳۶ و ۶۳۷

[۱۱۶]. نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۳۵؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۴۸۴؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۷ و دفتر: همه مراجع

[۱۱۷]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۴۳ و دفتر: همه مراجع

[۱۱۸].نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۴؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، عقد المتعه؛ وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، عقدالمتعه؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۵؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۵؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۲۳۳ و دفتر: بهجت، خامنه‏ اى، مکارم و فاضل

[۱۱۹]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۹۷۵؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۲۱۳؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۳۲۱؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۷۲۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۰۶۴ و نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۲۳

[۱۲۰]. تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۹۷۵ و صافى، هدایهالعباد، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸

[۱۲۱]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۳۹؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۶؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۶؛ سیستانى، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۳۱۳ و ۳۱۵ و دفتر: بهجت، فاضل، وحید، فاضل، مکارم، خامنه ‏اى و نورى

[۱۲۲]. توضیح ‏المسائل، مراجع، م ۲۴۲۰؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۱۶؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۸۴

[۱۲۳]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۲۷۷؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۲۷۱؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۳۲۹ و دفتر: خامنه‏ اى

[۱۲۴]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۱؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۴۴؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۳۸؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۴۰ و دفتر: وحید، بهجت، خامنه‏ اى، فاضل و سیستانى

[۱۲۵]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، المهر، م ۱۱؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، المهر، م ۱۱؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۳۶۲؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۱۳۶۲ و دفتر: فاضل، مکارم، بهجت، سیستانى، نورى و خامنه‏ اى

[۱۲۶]. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۲۰؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۱۶؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۸۴؛ دفتر: خامنه‏ اى

[۱۲۷]. وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۱۳۴۹؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۳۴۹؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۲۸۵؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، العیوب، م ۱۶؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، العیوب، م ۱۷؛ دفتر: بهجت، خامنه‏ اى، فاضل، مکارم و نورى

[۱۲۸]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۳؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱۳؛ وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۱۳۵۰؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۳۵۰؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۳۱۷؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۵۱۹؛ دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، نورى و مکارم

[۱۲۹]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۳۸۳؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۳۷۹؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۴۷؛ دفتر: خامنه‏ اى

[۱۳۰]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۳۸۳؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۳۷۹؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۴۷ و دفتر: خامنه‏ اى

[۱۳۱]. وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، ۱۳۰۵؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۱۳۰۵؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۲۳۷؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۶؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۶ و دفتر: فاضل، نورى، خامنه ‏اى، بهجت و مکارم

[۱۳۲]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۳۱؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۲۷؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۹۵ و دفتر: خامنه‏ اى

[۱۳۳]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۱۳؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۷۷؛ نورى، توضیح‏ المسائل، ۲۴۰۹ و دفتر: خامنه‏ اى

[۱۳۴]. خامنه‏ اى، استفتاء، س ۲۳۱؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۴۲؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۸۰ و ۱۴۹۲؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۱۶ و ۱۹؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۱؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۳۵۲؛ دفتر: سیستانى، صافى، بهجت و مکارم

[۱۳۵]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۹۷؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۹؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، فصل فى المهر ۹؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۳۰۰ و ۳۰۱؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۲۶؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۵۴ و ۸۵۵؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۲۸ و دفتر: بهجت، وحید و خامنه ‏اى

[۱۳۶]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۹۷؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى المهر، م ۹؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، فصل فى المهر ۹؛ سیستانى، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۳۰۰ و ۳۰۱ و دفتر: بهجت، نورى، مکارم، تبریزى، وحید و خامنه‏ اى

[۱۳۷]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۳۴ و دفتر: همه مراجع

[۱۳۸]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۶۴۳؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۹۷۴ و ۹۷۵؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۳۲۱؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۷۲۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۰۶۴ و نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۲۳؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۹۷۴ و ۹۷۵؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸

[۱۳۹].مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۵۰؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، کتاب الهبه، م ۸؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۹۷۵؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۹۷۵؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۳۲۱؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۲۱۳؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۴۹۶؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۷۲۴ و دفتر: بهجت

[۱۴۰]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۲۵ و ۱۶۲۸ و ۱۶۳۴؛ صافى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۲۱؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۱۶؛ بهجت، توضیح‏ المسائل، متفرقه، م ۱۸؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۷۶؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۰۸؛ سیستانى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۳۳۷ و ۳۳۸

[۱۴۱]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۵۴ و توضیح‏ المسائل، م ۲۴۲۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۳

[۱۴۲]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۱۲؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۳۳۷ و ۳۳۸٫ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۴۰۷ و نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۷۵

[۱۴۳]. تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۱۴۰۷ و مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۴

[۱۴۴]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۶۲۶؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۱۰ و دفتر: همه ‏مراجع

[۱۴۵]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فى الشروط، م ۲ و دفتر: بهجت  

[۱۴۶]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فى الشروط المذکوره فى عقد النکاح، م ۲ و دفتر: بهجت

[۱۴۷]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۶۷

[۱۴۸]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۳۳؛ دفتر: همه مراجع

[۱۴۹]. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۶۵؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۵؛ دفتر: همه مراجع

[۱۵۰]. دفتر: تبریزى و مکارم

[۱۵۱]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۳۵؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، متفرقه، م ۱۸؛ مکارم، توضیح ‏المسائل، م ۲۰۶۲؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۸۷ و دفتر: همه مراجع

[۱۵۲]. امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۱۹؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۵۳؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۶۳۴؛ دفتر: همه مراجع

[۱۵۳]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۲، س ۱۳۱۸؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۶؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۳۴؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۶۷؛ دفتر: نورى، وحید، بهجت و سیستانى

[۱۵۴]. امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۱۹؛ فاضل، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۱۲ و جامع‏ المسائل، ج ۲، س ۱۳۱۸؛ صافى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۱۲ و جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۳۴؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۲۱ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۳۶۸

[۱۵۵]. تبریزى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۱۲ و استفتاءات، س ۱۴۵۴

[۱۵۶]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۴ و ۹۶۶

[۱۵۷]. امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۱۴، ۱۹ و ۲۵؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۲۵۳ و ۱۳۳۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۶ و ۹۰۱ و ۹۰۲؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، متفرقه، م ۱۸؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۶۲۷ و ۱۶۲۵؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۶۵۰ و ۶۵۳؛ دفتر: وحید و سیستانى

[۱۵۸]. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۷۵

[۱۵۹]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۱۶؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۲۵؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۶۴۲ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۸۰؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۱۲ و دفتر: خامنه‏ اى

[۱۶۰]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۳۳۵؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۸؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۳۱ و دفتر: همه مراجع

[۱۶۱]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۳۴۳؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۱۹ و ۲۵ و احکام ازدواج، س ۵۴؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۶۵۰ و ۶۵۳؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۶، ۹۰۱، ۹۰۲؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۲۵۳ و ۱۳۳۴؛ بهجت، توضیح‏ المسائل، متفرقه، م ۱۸ و دفتر: وحید

[۱۶۲]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۲۹ و سیستانى، سایت، حق همسر

[۱۶۳]. دفتر: نورى

[۱۶۴]. توضیح ‏المسائل مراجع، نماز مسافر، شرط پنجم؛ نورى، توضیح ‏المسائل، نماز مسافر، شرط پنجم؛ وحید، توضیح‏ المسائل، نماز مسافر، شرط پنجم و م ۲۴۷۶ و ۲۴۷۷

[۱۶۵]. توضیح ‏المسائل مراجع، نماز مسافر، شرط پنجم

[۱۶۶]. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۳۳؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۲۲ و ۴ و دفتر: بهجت، مکارم، بهجت، فاضل و نورى

[۱۶۷]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۳، ۷۳۵؛ دفتر: وحید

[۱۶۸]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۷۷

[۱۶۹]. دفتر: سیستانى

[۱۷۰]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۳۲؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى القسم و النشوز و استفتاءات، ج ۳، سؤالات متفرقه، س ۹۰؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، فصل فى القسم و النشوز؛ تبریزى، استفتاءات، س ۲۱۸۹ و ۱۵۲۰ و صراط النجاه، ج ۵، س ۶۵۲؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، الفصل الثامن، م ۳۳۸ و سایت، صله رحم، س ۱ و ۲ و دفتر: بهجت، وحید، مکارم، نورى و خامنه‏ اى

[۱۷۱]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۲۰؛ دفتر: همه مراجع

[۱۷۲]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۳۳۹؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۸؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۵۷؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۹؛ وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۱۴۰۷؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۴۰۷؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۳۳۹ و ۳۴۰؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النشوز؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۷۳؛ دفتر: نورى و بهجت

[۱۷۳]. امام، سیستانى و نورى، تعلیقات على العروه، اقسام الصوم، السابع؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۱، م ۱۰۶۷؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۰۶۷ و دفتر: خامنه ‏اى

[۱۷۴]. مکارم، تعلیقات على العروه، اقسام الصوم، السابع؛ بهجت، وسیلهالنجاه، ج ۱، م ۱۱۸۶

[۱۷۵]. صافى، هدایهالعباد، ج ۱، م ۱۳۹۹

[۱۷۶]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۳۴؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۱۶ و ۲۴؛ بهجت، توضیح‏ المسائل، متفرقه، م ۱۸؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۳۳۸؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۵۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۳ و ۹۷۲ و دفتر: خامنه‏ اى، وحید، صافى و نورى

[۱۷۷]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۳۴؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۲۶ و ۲۹؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، متفرقه، م ۱۸؛ دفتر: سیستانى، وحید، صافى و نورى

[۱۷۸]. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۷۶ و ۹۶۳ و تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۵۴

[۱۷۹]. امام، تحریرالوسیله، ج ۱، مشروط الاعتکاف، السادس و استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۱۶

[۱۸۰]. وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۰۶۹، الخامس و توضیح ‏المسائل، م ۲۴۷۶ و فاضل، تعلیقات على العروه ج ۲، شرائط الاعتکاف، السابع

[۱۸۱]. بهجت، توضیح ‏المسائل، متفرقه، م ۱۸ و وسیلهالنجاه، ج ۱، م ۱۱۹۳؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۱، م ۱۰۶۹

[۱۸۲]. صافى، هدایهالعباد، ج ۱، شروط الاعتکاف، م ۱۴۰۲، السادس و توضیح ‏المسائل، م ۲۴۲۱، و سیستانى، تعلیقات على العروه، شرائط الاعتکاف، السابع

[۱۸۳] مکارم، تعلیقات على العروه، شرائط الاعتکاف، السابع و استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۳

[۱۸۴]. نورى، تعلیقات على العروه، شرائط الاعتکاف، السابع و توضیح‏ المسائل، م ۲۴۰۸

[۱۸۵]. دفتر: همه مراجع

[۱۸۶]. خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۱۸۸؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۳۲ و ۱۷۳۰؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۹۸ و ۸۳۸؛ امام، استفتاءات، ج ۳، (احکام حجاب)، س ۱۵؛ دفتر: نورى، بهجت، سیستانى، تبریزى، وحید و صافى

[۱۸۷]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۲۷؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۹۱؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۲۳؛ دفتر: بهجت

[۱۸۸]. تبریزى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۲۷؛ دفتر: نورى

[۱۸۹]. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام نفقه، س ۲۵؛ توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۱۲؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۷۶؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۰۸ و دفتر: خامنه‏ اى

[۱۹۰]. جواهر الکلام، ج ۳۱، ص ۳۰۳

[۱۹۱]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۷۴ پ؛ دفتر: همه مراجع

[۱۹۲]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۶۴؛ دفتر: همه مراجع

[۱۹۳]. امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۸؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۵۷؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۹؛ وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۱۴۰۷؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۴۰۷؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۳۳۹ و ۳۴۰؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النشوز؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۷۳ و دفتر: خامنه ‏اى، نورى و بهجت

[۱۹۴]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۷۳؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۳۶۵ و فصل فى‏النفقات؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۳۶۵ و فصل فى النفقات؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النشوز؛ صافى، هدایه العباد، ج ۲، النشوز؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۳۵۰ و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، نورى و مکارم

[۱۹۵]. دفتر: همه مراجع

[۱۹۶]. دفتر: همه مراجع

[۱۹۷]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، القول فى النشوز؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، القول فى النشوز؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۳۵۰؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۶۶۹؛ دفتر: وحید، مکارم، بهجت، تبریزى و نورى

[۱۹۸]. امام، استفتاءات، ج ۲، نذر، س ۱۰ و خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۰۹۳

[۱۹۹]. بهجت، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۶۴۴

[۲۰۰]. مکارم، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۶۴۴؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۵۵۱

[۲۰۱]. صافى و سیستانى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۶۴۴؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۷۰۸

[۲۰۲]. فاضل، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۶۴۴

[۲۰۳]. نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۷۵۹

[۲۰۴]. امام، استفتاءات، ج ۲، نذر، س ۹؛ فاضل، بهجت و صافى، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۶۴۴٫ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۶۴۲

[۲۰۵]. تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۱۵۵۱؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۵۵۱؛ سیستانى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۶۴۴

[۲۰۶]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۶۴۴ و نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۶۴۲ و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۱۰۹۳

[۲۰۷]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۶۴۴

[۲۰۸]. مکارم، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۶۴۴؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۱۵۵۱

[۲۰۹]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۶۴۴

[۲۱۰]. صافى و سیستانى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۶۴۴؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۷۰۸

[۲۱۱]. دفتر: همه مراجع

[۲۱۲]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۵۱۸؛ دفتر: همه مراجع

[۲۱۳]. امام، استفتاءات، ج ۲، نذر، س ۱۱؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۲۱۴؛ دفتر: همه مراجع

[۲۱۴]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۲۱۸۲؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۲۰؛ دفتر: همه مراجع

[۲۱۵]. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۱۴؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۷۸؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۱۰؛ دفتر: بهجت

[۲۱۶]. خامنه ‏اى، استفتاء، س ۳۳۰؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۹۰ و دفتر: همه مراجع

[۲۱۷]. همان، م ۹ و ۱۸ و ۲۰

[۲۱۸]. العروه الوثقى، النکاح، م ۱۱

[۲۱۹]. العروه الوثقى، النکاح، م ۱۱

[۲۲۰]. العروه الوثقى، ج ۱، احکام الحائض، السابع و احکام النفاس، م ۱۰، ج ۲، المفطرات، الثالث، و اقسام الصوم، السابع و احکام الاعتکاف و احکام النکاح، فصل ۲، م ۱؛ توضیح‏ المسائل مراجع، م ۴۵۰ و ۵۱۳ و ۱۵۸۴؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۴۵۲ و ۵۱۵ و ۱۵۸۱؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۴۵۶ و ۵۲۰ و ۱۵۹۲؛ العروه الوثقى، احکام الاعتکاف

[۲۲۱]. العروه الوثقى، فى ما یکره على الجنب، السابع

[۲۲۲]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۱۷؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۸۲؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۱۴؛ دفتر: خامنه‏ اى

[۲۲۳]. مکارم، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۱۷

[۲۲۴]. خامنه‏ اى، استفتاءات، س ۳۴۰؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، القسم، م ۱؛ توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۱۷ و دفتر: بهجت

[۲۲۵]. وحید، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۸۱؛ سیستانى، تبریزى، فاضل، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۲۴۱۷

[۲۲۶]. امام، نورى و فاضل، تعلیقات على العروه، ج ۲، النکاح، الفصل الاول، م ۱؛ صافى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۴۵۰؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۴۱۹؛ مکارم، تعلیقات على العروه، احکام الحیض، السابع و دفتر: بهجت

[۲۲۷]. سیستانى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۴۵۰

[۲۲۸]. تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۶۳ و منهاج‏ الصالحین، ج ۱، م ۲۲۸ و وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۲۲۸

[۲۲۹]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۷۰؛ سیستانى، توضیح ‏المسائل، م ۴۵۰؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س ۴۲۵؛ وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۲۲۸؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۱، م ۲۲۸؛ نورى، امام، مکارم، تعلیقات على العروه، ج ۲، الفصل الاول، م ۱

[۲۳۰]. العروه الوثقى، احکام الحیض، السابع

[۲۳۱]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۴۵۰ و ۴۵۲ و دفتر: خامنه‏ اى

[۲۳۲]. بهجت، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۴۵۰ و ۴۵۲

[۲۳۳]. سیستانى و تبریزى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۴۵۰ و ۴۵۲؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۴۵۲ و ۴۵۴

[۲۳۴]. مکارم و صافى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۴۵۰ و ۴۵۲؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۴۵۶ و ۴۵۸

[۲۳۵]. نورى، توضیح ‏المسائل، م ۴۵۲؛ امام و صافى، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۴۵۰؛ مکارم، تعلیقات على العروه، احکام الحیض، السابع و خامنه‏ اى، استفتاء، س ۴۲۵

[۲۳۶]. وحید، منهاج ‏الصالحین، ج ۲، م ۲۲۸؛ بهجت، وسیله النجاه، ج ۱، م ۲۶۸؛ تبریزى، منهاج ‏الصالحین، ج ۱، م ۲۲۸

[۲۳۷]. فاضل، تعلیقات على‏العروه، احکام الحیض، السابع؛ سیستانى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۴۵۰

[۲۳۸]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۶۵۸؛ توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۱۲؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۲۴۷۶؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۲۴۰۸؛ دفتر: خامنه ‏اى

[۲۳۹]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۱۵۹۵؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۱۶۰۳ و دفتر: امام، خامنه ‏اى و بهجت

[۲۴۰]. همان، المفطرات، الثالث و فصل ۳، احکام المفطرات و فصل ۶

[۲۴۱]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۵۸ و دفتر: همه مراجع

[۲۴۲]. خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۷۹۰؛ امام، استفتاءات، ج ۱، غسل جنابت، س ۹۶ و دفتر: همه مراجع

[۲۴۳]. العروه الوثقى، ج ۱، غسل الجنابه

[۲۴۴]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۵ س ۶۵۸؛ دفتر: همه مراجع

[۲۴۵]. العروه الوثقى، ۱۹؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۹۸۶؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۲۴۶؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۶۵۶؛ سیستانى، سایت، استمنا؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۷۸۸

[۲۴۶]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۵۶؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۲۷؛ دفتر: همه مراجع

[۲۴۷]. العروه الوثقى، ج ۱، فصل فى الاغسال

[۲۴۸]. توضیح المسائل مراجع، م ۳۴۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۳۵۱؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۳۴۶ و خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، احکام غسل جنابت

[۲۴۹]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۳۴۹؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۳۵۵؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۳۵۰؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۷۰

[۲۵۰]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۳۴۶؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۳۵۲؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۳۴۷؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۸۰

[۲۵۱]. بهجت، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۳۴۶ و مکارم، تعلیقات على العروه، غسل الجنابه

[۲۵۲]. توضیح ‏المسائل، م ۳۵۲

[۲۵۳]. بهجت، توضیح ‏المسائل مراجع، م ۳۴۶ و مکارم، تعلیقات على العروه، غسل الجنابه

[۲۵۴]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۳۴۶؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۳۵۲؛ سیستانى، تعلیقات على العروه، ج ۱، غسل الجنابه، الاول؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۷۱؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۱، م ۱۷۵

[۲۵۵]. بهجت، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۳۴۶

[۲۵۶]. تبریزى، استفتاءات، س ۲۴۸

[۲۵۷]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۷۳ و ۳۴۸؛ العروه الوثقى، ج ۱، مستحبات غسل الجنابه، م ۲ و ۳؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۳۴۹ و ۷۳؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۷۴ و ۳۵۴ و دفتر: خامنه‏ اى

[۲۵۸]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۷۲ و ۳۴۸؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۷۳ و ۳۵۴؛ دفتر: خامنه‏ اى

[۲۵۹]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۷۳

[۲۶۰]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۷۳ و ۳۴۸ و العروه الوثقى، ج ۱، مستحبات غسل الجنابه، م ۳ و ۲۴؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۷۴ و ۳۵۴؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۷۳ و ۳۴۹

[۲۶۱]. العروه الوثقى، ج ۱، مستحبات غسل الجنابه، م ۶

[۲۶۲]. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۱۰۴؛ اجوبه الاستفتاءات، س ۱۷۱، دفتر: استفتاءات بهجت، سیستانى؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۸؛ جامع الاحکام، ج ۱، س ۱۲۳؛ تبریزى، استفتاءات، س ۲۴۸؛ توضیح ‏المسائل مراجع، م ۳۴۵؛ نورى، توضیح‏ المسائل، م ۳۴۶

[۲۶۳]. توضیح المسائل مراجع، م ۳۴۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۳۵۱؛ نورى، توضیح المسائل، م ۳۴۶؛ دفتر: خامنه‏ اى

[۲۶۴]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۳۴۹؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۳۵۵؛ نورى، توضیح المسائل، م ۳۵۰؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۷۰

[۲۶۵]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۳۴۹؛ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۳۵۰؛ دفتر: خامنه‏ اى

[۲۶۶]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۳۴۹

[۲۶۷]. توضیح‏ المسائل مراجع، م ۳۵۳؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۱ غسل الجنابه، م ۳ نورى، توضیح ‏المسائل، م ۳۵۴؛ وحید، توضیح‏ المسائل، م ۳۵۹ و خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، ۱۹۰

[۲۶۸]. فاضل، تعلیقات على العروه، غسل الجنابه، م ۸

[۲۶۹]. العروه الوثقى، ج ۱، فصل فى الاغسال

[۲۷۰]. همان، فصل فى ما یکره على الجنب، السابع

[۲۷۱]. العروه الوثقى، ج ۱، فیما یکره على الجنب، السابع

[۲۷۲]. العروه الوثقى، ج ۱، غسل الجنابه م ۱۰

[۲۷۳]. خامنه ‏اى، استفتاءات، س ۱۳۵۳؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۷۶۵؛ بهجت، توضیح‏ المسائل، متفرقه، م ۱۱؛ امام، استفتاءات، ج ۳، جلوگیرى از باردارى، س ۵ و ۷؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۹۵۸ و ۹۶۰

[۲۷۴]. سیستانى، توضیح ‏المسائل، احکام کنترل جمعیت، م ۷۰؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۵۱؛ تبریزى، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۱۳۷۸؛ وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۲، م ۱۳۷۸

[۲۷۵]. صافى، جامع ‏الاحکام، ج ۲، س ۱۴۰۵

[۲۷۶]. امام، فاضل، نورى و مکارم: تعلیقات على العروه، ج ۲، کتاب النکاح، الفصل الاول، م۶؛ بهجت، احکام پزشکى، ص ۴۱؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م۱۰؛ صافى، هدایهالعباد، ج۲، کتاب النکاح، م ۱۰؛ خامنه ‏اى، استفتاءات، س ۷۶۴ و ۳۹۸ و دفتر: وحید

[۲۷۷]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، م ۷۹۶

[۲۷۸]. امام، فاضل، نورى و مکارم: تعلیقات على العروه، ج ۲، کتاب النکاح، الفصل الاول، م ۶؛ بهجت، توضیح‏ المسائل، متفرقه، م ۱۱؛ سیستانى، منهاج ‏الصالحین، ج ۳، م ۱۰؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، کتاب النکاح، م ۱۰؛ خامنه‏ اى، استفتاءات، س ۱۳۵۳؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۱، م ۷۹۶ و دفتر: وحید

[۲۷۹]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۵۱۵؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۴؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۰۶ و ۱۴۰۱؛ بهجت، توضیح ‏المسائل، متفرقه، م ۱۱؛ امام، استفتاءات، ج ۳، جلوگیرى از باردارى، س ۶؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۹۶۱؛ دفتر: وحید

[۲۸۰]. تبریزى، استفتاءات، س ۲۰۹۰ و صراط النجاه، ج ۹، س ۹۱۴ و ۹۱۵

[۲۸۱]. سیستانى، توضیح ‏المسائل، کنترل جمعیت، م ۷۲

[۲۸۲]. خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۲۵۵ و ۱۲۵۶

[۲۸۳]. امام، استفتاءات، ج ۳، جلوگیرى ‏از باردارى، س ۲۱؛ بهجت، احکام‏ پزشکى، ص ۳۸ تا ۴۱؛ تبریزى، استفتاءات، س ۲۰۹۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۷۷۷ و ۱۷۷۶ و ج ۱، س ۱۵۱۹؛ دفتر: نورى، وحید، فاضل و صافى

[۲۸۴]. سیستانى، توضیح ‏المسائل، احکام کنترل جمعیت، م ۷۲ و خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۲۵۶

[۲۸۵]. بهجت، توضیح ‏المسائل، متفرقه، ۱۱ و احکام پزشکى، ص ۴۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۵۱۶ و ۱۵۲۵؛ امام، استفتاءات، ج ۳، جلوگیرى از باردارى، س ۹؛ خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۲۵۶؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۰۲؛ سیستانى، توضیح‏ المسائل، احکام کنترل جمعیت، م ۷۱؛ تبریزى، صراط النجاه، ج ۹، س ۹۱۲ و ۹۱۵ و دفتر: فاضل، وحید و نورى

[۲۸۶]. امام، استفتاءات، ج ۳، جلوگیرى از باردارى، س ۲۲؛ بهجت، احکام پزشکى، ص ۴۰؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۹۶۱؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۲، س ۱۳۲۰ و دفتر: صافى و وحید

[۲۸۷]. تبریزى، صراط النجاه، ج ۵، س ۹۹۵ و ج ۹، س ۹۱۴ و ۹۱۵

[۲۸۸]. سیستانى، توضیح‏ المسائل، احکام کنترل جمعیت، م ۷۲؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۵۱۹

[۲۸۹]. خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۲۵۴ و ۱۲۵۶

[۲۹۰]. بهجت، استفتاءات پزشکى، سقط جنین، ص ۴۳؛ خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۲۶۳؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۴۹۸؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۵۲؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۱۴۰۸؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۸۷۶؛ تبریزى، استفتاءات، س ۲۰۹۹؛ امام، استفتاءات، ج ۳، سقط جنین، س ۱۲؛ دفتر وحید

[۲۹۱]. دفتر: همه مراجع

[۲۹۲]. خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۲۶۶؛ بهجت، استفتاءات پزشکى، سقط جنین، ص ۴۲؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۴۹۸؛ سیستانى، سایت، سقط و دفتر: همه مراجع

[۲۹۳]. صافى، توضیح‏ المسائل مراجع، م ۲۴۵۳؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۷۰؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۴۹۸ و دفتر: همه مراجع

[۲۹۴]. خامنه‏ اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۲۶۱؛ سیستانى، سایت، سقط جنین؛ بهجت، استفتاءات پزشکى، سقط جنین، ص ۴۳؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۱۰؛ دفتر: تبریزى، وحید و نورى

[۲۹۵]. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۴۸۷

[۲۹۶]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج ۱، س ۱۷۷۱

[۲۹۷]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۵۶؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۸۷۸؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۵۰۰؛ بهجت، استفتاءات پزشکى، سقط جنین، ص ۴۴؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۱۰ و دفتر: امام، سیستانى، وحید، تبریزى و خامنه ‏اى

[۲۹۸]. خامنه ‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۲۶۱؛ سیستانى، توضیح‏ المسائل، احکام کنترل جمعیت، م ۷۳؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۵۴؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۴۸۸؛ بهجت، استفتاءات پزشکى، سقط جنین، ص ۴۳؛ دفتر: نورى

[۲۹۹]. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۸۸۱؛ تبریزى، استفتاءات، س ۲۰۹۷ و ۲۰۹۸ و ۲۰۹۹

[۳۰۰]. وحید، منهاج‏ الصالحین، ج ۳، م ۳۷۹؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج ۱، س ۱۹۴۶؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، دیهالجنین و دفتر: همه مراجع

[۳۰۱]. دفتر: همه مراجع

[۳۰۲]. امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النشوز، م ۱ و ۲؛ صافى، هدایهالعباد، ج ۲، النشوز، م ۱ و ۲؛ سیستانى، منهاج‏ الصالحین، ۳۵۴

[۳۰۳]. توضیح ‏المسائل مراجع، م ۱۵۷۲؛ وحید، توضیح ‏المسائل، م ۱۵۸۰ و دفتر: خامنه ‏اى

حمیدرضا
مطالب مرتبط
  • شرایط یک همسر خوب چیست؟

    شرایط یک همسر خوب چیست؟

    از یک نظر، وجود مادر را می توان به ظرفی تشبیه کرد که آدمی خوراک یا شربتی را در آن می گذارد، بدیهی است که هرچه ظرف پاکیزه تر باشد، مظروف هم گواراتر خواهد بود. امام علی علیه السّلام می فرماید: «همانا مادران به منزله ی ظروفند».[۱] قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ: «إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ». قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟ قَالَ: «الْمَرْأَهُ الْحَسْنَاءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ»[۲]؛ پیامبراکرم (صلّی الله و علیه و آله): فرمود: «بپرهیزید از گیاه سبز و شادابی که در مزبله گاه می روید». پرسیدند: منظور از خضراء دمن چیست؟ فرمود: «منظور زن زیبایی است که در یک خانواده ی بد و پلید بار آمده باشد». به راستی که «کلامُ الملوکِ ملوکُ الکلامِ»[۳]. گوینده ی (وَ ما یَنطِقُ عَنِ الهَوی[۴]) در این فراز پر مغز و بلندمعنی می فرماید: کسی که

    … ادامه مطلب …

  • آیا سیادت از مادر هم به فرزندان منتقل می شود؟

    آیا سیادت از مادر هم به فرزندان منتقل می شود؟

    گاهی در زمینه ی تساوی حقوق زن و مرد، مطرح می شود که اگر بین زن و مرد تفاوتی نیست و پدر و مادر یکسان اند، چرا در مسئله سیادت و انتساب به پیامبر گرامی اسلام ـ علیه آلاف التحیه و الثناء ـ کسانی که از طریق مادر به پیامبر منتسب اند، سیّد محسوب نمی گردند و احکام فقهی از قبیل خمس و امثال آن بر اینها مترتب نیست؛ با اینکه ائمه اطهار علیهم السّلام از طرف حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ به پیامبر منسوب اند؟ آیا این نشانه ی ممتاز بودن قشر مردها در مقایسه با زنها نیست؟ در این باره باید گفت که این یک حکم فقهی خاص در باب خمس و زکات است؛ زیرا اگر فقط پدر سیّد باشد، دختر یا پسر او سیّد به شمار می آیند؛ یعنی می توانند از خمس استفاده کنند

    … ادامه مطلب …

  • احکام جامع ازدواج

    احکام جامع ازدواج

      بسم الله الرحمن الرحیم دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام جامع ازدواج» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم بینندگان وبگاهم کنم. قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است: ۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی» تهیه شده استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه وقت زیادی صرف شده لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان سایبری حق کپی رایت را رعایت کنند. ۲ـ در این مجموعه به ۲۷۴ پرسش مبتلابه در ارتباط با احکام ازدواج پاسخ داده شده است. ۳ـ در تنظیم این متن، نظر حضرت امام خمینی ـ

    … ادامه مطلب …

  • احکام جامع تقلید و بلوغ

    احکام جامع تقلید و بلوغ

    بسم الله الرحمن الرحیم دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام جامع تقلید و بلوغ» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم بینندگان وبگاهم کنم. قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است: ۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی تهیه شده استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه وقت زیادی صرف شده لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان سایبری حق کپی رایت را رعایت کنند. ۲ـ در این مجموعه به ۹۸ پرسش مبتلابه در ارتباط با احکام تقلید و بلوغ پاسخ داده شده است. ۳ـ در تنظیم این متن، نظر حضرت

    … ادامه مطلب …

  • معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن چیست؟

    معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن چیست؟

    سؤال: معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن چیست؟ آیا روزه ای به نام روزه ی پیشواز داریم؟ جواب: معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن این است که در روزهای قبل از شروع شدن ماه مبارک رمضان، خود را برای این ماه مبارک و روزه گرفتن در این ماه مبارک آماده کنیم. و افراد با توجه به توانایی و انگیزه های مختلف یک روز یا چند روز قبل از شروع شدن ماه رمضان، روزه گرفتن را شروع می کنند. اما نکته ای که وجود دارد این است که به پیشواز ماه رمضان رفتن یک کار واجب و لازم نیست و صرفاً عملی هست که خوب و نیکو است. و در شرع مقدس روزه ای به نام روزه ی پیشواز وجود ندارد، به خاطر همین افرادی که به پیشواز ماه مبارک رمضان می روند و قبل از شروع شدن ماه مبارک، روزه

    … ادامه مطلب …

  • احکام جامع اعتکاف مطابق با فتوای ده تن از مراجع تقلید

    احکام جامع اعتکاف مطابق با فتوای ده تن از مراجع تقلید

    بسم الله الرحمن الرحیم دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان است به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی مجموعه ی “احکام جامع اعتکاف” مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید را تقدیم بینندگان وبگاهم کنم. قبل از مطالعه متن پرسش و پاسخ ها دانستن چند نکته ضروری است: ۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار “پرسش ها و پاسخ های دانشجویی” که توسط مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی تهیه شده استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه وقت زیادی صرف شده لذا انتظار می رود بینندگان عزیز و دوستان سایبری حق کپی رایت را رعایت کنند. ۲ـ در این مجموعه به ۷۰ پرسش مبتلابه در ارتباط با احکام اعتکاف پاسخ داده شده است. ۳ـ در تنظیم این متن، نظر حضرت امام خمینی ـ قدس سرّه

    … ادامه مطلب …

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:
    مرجع تقلید:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei