حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

مشاوره و مشورت از دیدگاه اسلام

تعداد بازدیدها: 85 مشاهده

بسم الله الرحمن الرحیم

معنای مشورت

واژه ‌های «مشاوره» و «مشورت» از ماده «شور» به معناى استخراج رأى و نظر صحیح است.[۱] به این بیان ‌که انسان در مواقعى که خود درباره کارى به رأى و نظر صحیح نرسیده، به دیگرى مراجعه کند و از او نظر صحیح را بخواهد. و کلمه «شورا» به معناى آن پیشنهاد و کاری است که در باره ‌‌‏اش مشاوره می‌ شود.[۲]

مشورت در قرآن

«مشاوره» در اسلام جایگاه ویژه ‌ای دارد. قرآن کریم در آیاتی به این اهمیت می‌ پردازد. آنجا که می ‌فرماید: «وَ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَیْنَهُمْ…»[۳]؛ «و آنان که دعوت پروردگارشان را پاسخ مى ‌‏گویند و نماز مى ‌‏گزارند و کارشان بر پایه مشورت با یکدیگر است…».

با توجه به معنای مشاوره، معناى این آیه چنین مى ‏شود؛ مؤمنان کسانی هستند که برای هر کارى که مى‌‌‏ ‌خواهند انجام دهند، در باره آن مشورت مى‌ ‏کنند؛ برای به دست آوردن و استخراج رأى صحیح، دقت به عمل مى ‌‏آورند، و به این منظور به صاحبان عقل مراجعه مى‏ ‌کنند.

براساس نظر برخی از مفسران کلمه «شورا» مصدر است، و معنای آیه چنین می ‌شود؛ کار مؤمنان شورا در میان خودشان است.[۴]

این نکته قابل توجه است که طبق این معنا، مشورت یک برنامه مستمر در میان مؤمنان به حساب می‌ آید، نه کاری زودگذر و موقت. قرآن مى‌‏ گوید همه کارهاى آنها در میانشان با مشاوره است. جالب اینکه خود پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) با این‌که عقل کل بوده و با مبداء وحى ارتباط داشت، در مسائل مختلف اجتماعى و اجرایى؛ در جنگ و صلح و امور مهم جامعه، به مشورت با یاران مى‌‏ نشست، تا براى مردم الگو باشد؛ چرا که برکات مشورت از زیان‌ هاى احتمالى آن به مراتب بیشتر است. حضرتشان بویژه براى رأى افراد تأثیرگذار ارزش خاصى قائل بود، تا آنجا که گاهى از رأى خود براى احترام آنها، صرف نظر می ‌نمود، چنانکه نمونه آن‌را در جنگ «احد» مشاهده می کنیم.

بنابراین مى‌‏ توان گفت: یکى از عوامل موفقیت پیامبر(صلّی الله علیه و اله) در پیشبرد اهداف اسلامى همین موضوع بود.

قرآن کریم در آیه دیگر خطاب به پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) می‌ فرماید در کارهای مربوط به جامعه اسلامی با مردم مشورت کن، حتی کسانی که اشتباهاتی در گذشته داشتند آنها را مورد عفو قرار ده، برایشان درخواست بخشش کن و آنها را در کارها مورد مشورت خویش قرار ده: «فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْر»[۵]؛ «به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏‌ شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش طلب کن! و در کارها، آنان ‌را مورد مشورت قرار ده!

اصولاً مردمى که کارهاى مهم خود را با مشورت و صلاح ‏اندیشى یکدیگر انجام می ‌دهند، و صاحب‌‏ نظران آنها به مشورت می‌‌ ‏‌نشینند، کمتر گرفتار لغزش مى ‌‌‏شوند.

بر عکس افرادى که گرفتار استبداد رأى هستند و خود را بى‌ نیاز از افکار دیگران مى‌‏ دانند ـ هر چند از نظر فکرى فوق العاده باشند ـ غالباً گرفتار اشتباهات بزرگی مى ‌‌‏شوند. از این گذشته استبداد رأى، شخصیت مردم را از بین برده، افکار را متوقف مى ‌‌‌‏سازد، و استعدادهاى آماده را نابود مى‌‌ ‏‌کند، و به این ترتیب بزرگ‌‌ ترین سرمایه‌ ‏‌هاى انسانى یک ملّت از دست مى‌‌ ‌‏رود.

به علاوه کسى که در انجام کارهاى خود با دیگران مشورت مى ‌‌‏کند، اگر مواجه با پیروزى شود کمتر مورد حسد واقع مى‌ ‌‏گردد؛ زیرا دیگران پیروزى وى را از خودشان مى ‌‌‏دانند و معمولاً انسان نسبت به کارى که خودش انجام داده حسد نمى ‌‌‏ورزد و اگر احیاناً مواجه با شکست گردد، زبان اعتراض و ملامت و شماتت مردم بر او بسته است؛ زیرا کسى به نتیجه کار خودش اعتراض نمى‏‌ کند، نه تنها اعتراض نخواهد کرد، بلکه دلسوزى و غمخوارى نیز مى‌ ‌‏کند.

از یکى دیگر از فوائد مشورت این است که انسان ارزش شخصیت افراد و میزان دوستى و دشمنى آنها را با خود درک خواهد کرد و این شناسایى راه را براى پیروزى او هموار مى ‏‌کند و شاید مشورت‌ هاى پیامبر (صلّی الله علیه و آله) با آن قدرت فکرى و فوق العاده ‌‌‏اى که در حضرتش وجود داشت، به دلیل مجموع این جهات بود.[۶]

بنابراین، از نگاه قرآن یکی از مهم‌ ترین مسائل اجتماعى اصل «شورا» و «مشاوره» است که بدون آن، همه کارها ناقص است. یک انسان هر قدر از نظر فکرى نیرومند باشد نسبت به مسائل مختلف تنها از یک یا چند بعد مى ‌‏‌‌نگرد؛ لذا ابعاد دیگر بر او مجهول مى‌‌ ‏‌ماند، اما هنگامى که مسائل در شورا مطرح گردد و عقل ‌‌ها و تجارب و دیدگاه‌ ‌هاى مختلف به کمک هم بشتابند، مسائل کاملاً پخته و کم عیب و نقص مى‌‌‏ گردد، و از لغزش دورتر است؛ از این‌رو پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) می‌ ‌فرماید: «ما مِن رَجُلٍ یُشاوِرُ أحداً إلا هدی إلى الرُشد»[۷]؛ «هیچکس در کارهاى خود مشورت نمى ‌‌‏کند، مگر اینکه به راه راست و مطلوب هدایت مى‌ ‌‏شود

مشورت در روایات

در روایات وارده از معصومان (علیهم السّلام) تأکید زیادى روى مشاوره شده است. در این مقال به تعدادی از آنها اشاره می ‌شود:

۱: در حدیثى از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) نقل شده است: «ما شقى عبد قطّ بمشوره و ما سعد باستغناء برأی‏»[۸]؛ «هیچکس هرگز با مشورت بدبخت و با استبداد رأى، خوشبخت نشده است».

۲: همچنین حضرتش فرمود: «إِذَا کَانَ أُمَرَاؤُکُمْ خِیَارَکُمْ وَ أَغْنِیَاؤُکُمْ سُمَحَاءَکُمْ وَ أَمْرُکُمْ شُورَى بَیْنَکُمْ فَظَهْرُ الْأَرْضِ خَیْرٌ لَکُمْ مِنْ بَطْنِهَا وَ إِذَا کَانَ أُمَرَاؤُکُمْ شِرَارَکُمْ وَ أَغْنِیَاؤُکُمْ بُخَلَاءَکُمْ وَ أُمُورُکُمْ إِلَى نِسَائِکُمْ فَبَطْنُ الْأَرْضِ خَیْرٌ لَکُمْ مِنْ ظَهْرِهَا»[۹]؛ «هنگامى که زمامداران شما، نیکان شما باشند و توانگران شما سخاوتمندان و کارهایتان به شورا انجام گیرد، در این هنگام روى زمین از زیر زمین براى شما بهتر است (یعنى شایسته حیات و زندگى هستیدولى اگر زمامدارانتان، بدان، ثروتمندان و افراد بخیل باشند و در کارها مشورت نکنید، در این صورت زیر زمین از روى آن براى شما بهتر است

۳: امام على (علیه السلام) می ‌فرماید: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا»[۱۰]؛ «کسى که استبداد به رأى داشته باشد، هلاک مى ‌‏شود و کسى که با افراد بزرگ مشورت کند در عقل آنها شریک شده است

۴: امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «وَ مَثَلُ الْمَشُورَهِ مَعَ أَهْلِهَا مَثَلُ التَّفَکُّرِ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ فَنَائِهِمَا وَ هُمَا عَیْنَانِ مِنَ الْعَبْدِ لِأَنَّهُ کُلَّمَا تَفَکَّرَ فِیهِمَا غَاصَ فِی بِحَارِ نُورِ الْمَعْرِفَهِ وَ ازْدَادَ بِهِمَا اعْتِبَاراً وَ یَقِیناً»[۱۱]؛ «مشورت کردن با مردم خوب و اهل علم، مثل تفکّر کردن در آفرینش آسمان ‏ها و زمین و فناى آسمان و زمین است که چگونه هر کدام بى ‏قید و ستون به جاى خود ایستاده ‌‏اند

یعنى چنانکه فکر کردن در اینها باعث شنا کردن در دریاهاى نور معرفت الهى است، و موجب زیاد شدن یقین به وجود خالق حکیم می ‌شود، همچنین مشورت کردن با مؤمنان هم، موجب حصول یقین در کارها و باعث بر طرف شدن شک و تردید در شغل ‌ها و عمل‌ ها است.

ویژگی ‌های مشاوران

امام صادق (علیه السّلام) در باره شرایط و ویژگی ‌های مشاوران فرمود: «شَاوِرْ فِی أُمُورِکَ مِمَّا یَقْتَضِی الدِّینُ مَنْ فِیهِ خَمْسُ خِصَالٍ عَقْلٌ وَ عِلْمٌ وَ تَجْرِبَهٌ وَ نُصْحٌ وَ تَقْوَى»[۱۲]؛ در کارهاى خود ـ که از نظر دین نیز جایز باشد ـ با کسى مشورت کن که در او این ویژگی‌ ها باشد.

۱: از عقل و اندیشه پاک و روشنى برخوردار باشد. [یعنی کسی باشد که صلاح و فساد امور را مى‌ ‏فهمد.]

۲: داراى علم و دانش باشد.

۳: دارای تجربه باشد.

۴: در او روحیه خیرخواهی باشد. [یعنی با خلوص نیّت و صفای باطن در باره مسائل جامعه نظر ‌دهد.]

۵: با تقوا باشد. [یعنی از محرمات و تمایلات نفسانى خوددارى ‏‌کند، صاحب تقوا و خویشتن‌ ‏دار باشد.]

بدیهی است که با هرکس نمی ‌توان مشاوره نمود، و هر فردی صلاحیت ندارد تا طرف مشورت قرار گیرد؛ زیرا گاه آنها نقاط ضعفى دارند که مشورت با آنها مایه بدبختى و عقب افتادگى است، چنانکه على (علیه السّلام) در منشوری که برای مالک اشتر ـ هنگام نصبش به استانداری مصرـ می ‌نویسد، یادآور می ‌شود که در کارها و امور مربوط به اجتماع و مردم، از مشورت با سه طایفه پرهیز کن:

۱: افراد بخیل: «وَ لَا تُدْخِلَنَّ فِی مَشُورَتِکَ بَخِیلًا یَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَ یَعِدُکَ الْفَقْرَ»[۱۳]؛ «با افراد بخیل مشورت نکن؛ زیرا تو را از بخشش و کمک به دیگران بازمى‌ ‏دارند و از فقر مى ‌‏ترسانند

۲: افراد ترسو: «وَ لَا جَبَاناً یُضْعِفُکَ عَنِ الْأُمُورِ»[۱۴]؛ «همچنین با افراد ترسو مشورت مکن؛ زیرا آنها تو را از انجام کارهاى مهم باز مى ‌‏دارند

۳: انسان ‌های حریص و طماع: «وَ لَا حَرِیصاً یُزَیِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْر»[۱۵]؛ «نیز افراد حریص را مشاور انتخاب نکن که آنها براى جمع آورى ثروت و یا کسب و مقام، ستمگرى را در نظر تو جلوه مى ‏‌دهند

امام صادق (علیه السّلام) می ‌فرماید: «وَ لَا تُشَاوِرْ مَنْ لَا یُصَدِّقُهُ عَقْلُکَ وَ إِنْ کَانَ مَشْهُوراً بِالْعَقْلِ وَ الْوَرَعِ»[۱۶]؛ «با کسى که عقل و قلب تو نمى ‏‌تواند او را تصدیق کند؛ مشورت مکن، اگر چه در میان مردم با عقل و هوش و پرهیزکار شناخته شود

البته، امام صادق (علیه السّلام) به این نکته توجه می‌ دهد: «وَ إِذَا شَاوَرْتَ مَنْ یُصَدِّقُهُ قَلْبُکَ فَلَا تُخَالِفْهُ فِیمَا یُشِیرُ بِهِ عَلَیْکَ وَ إِنْ کَانَ بِخِلَافِ مُرَادِکَ فَإِنَّ النَّفْسَ تجمع [تَجْمَحُ‏] عَنْ قَبُولِ الْحَقِّ وَ خِلَافُهَا عِنْدَ قَبُولِ الْحَقَائِقِ أَبْیَن‏»[۱۷]؛ «و چون با کسى که قلب تو او را تصدیق می کند [و صلاحیت مشاوره دارد] مشورت کردى؛ با نظرش مخالفت نکن، اگر چه بر خلاف نظر و رأى تو اظهار عقیده نماید؛ زیرا که نفس انسان از قبول حق خوددارى مى‌‏ کند، و حاضر نیست حقیقت را بپذیرد؛ از این رو مخالفت کردن با نفس، در برابر مخالفت با حقایق بهتر است

وظیفه مشاور

همانگونه که دین اسلام در موضوع مشورت کردن تأکید زیادی نموده، به افرادى که مورد مشورت قرار مى ‏‌گیرند نیز تأکید کرده است، هنگامی که مورد مشورت قرار گرفتید از هیچگونه خیرخواهى فروگذار نکنید که خیانت در مشورت، یکى از گناهان بزرگ محسوب مى‌ ‏شود. این حکم حتی درباره غیر مسلمانان نیز ثابت است؛ یعنى اگر انسان، پیشنهاد مشورت را از غیر مسلمانى بپذیرد، حق ندارد در مشورت، نسبت به او خیانت کند و غیر از آنچه تشخیص مى‌‏ دهد به او اظهار نماید.

در رساله حقوق که از امام سجاد(علیه السّلام) آمده است: «وَ أَمَّا حَقُّ الْمُسْتَشِیرِ فَإِنْ عَلِمْتَ أَنَّ لَهُ رَأْیاً حَسَناً أَشَرْتَ عَلَیْهِ وَ إِنْ لَمْ تَعْلَمْ لَهُ أَرْشَدْتَهُ إِلَى مَنْ یَعْلَمُ وَ حَقُّ الْمُشِیرِ عَلَیْکَ أَنْ لَا تَتَّهِمَهُ فِیمَا لَا یُوَافِقُکَ مِنْ رَأْیِه»[۱۸]؛ «حق کسى که از تو مشورت مى ‌‌‏خواهد این است که اگر عقیده و نظر مناسبى دارى در اختیار او بگذارى و اگر درباره آن کار، چیزى نمى ‌‏‌دانى، او را به سمت کسى راهنمایى کنى که می‌ ‌داند، و اما کسى که مشاور تو است این حق را بر گردنت دارد تا در آنچه با تو موافق نیست، او را متهم نسازى[۱۹]


[۱]. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۴۶۹، واژه «شور».

[۲]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۸، ص ۶۳، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۱۷ق.

[۳]. شوری، ۳۸

[۴]. زمخشرى، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ‏۴، ص ۲۲۸، دار الکتاب العربی، بیروت، ۱۴۰۷ق.

[۵]. آل عمران، ۱۵۹

[۶]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۳، ص ۱۴۴- ۱۴۶، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ش.

[۷]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۹، ص ۵۱، ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ش.

[۸]. پاینده، ابو القاسم،‏ نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، ص ۶۸۷، دنیاى دانش‏، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۲ش.‏

[۹]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، ‏تحف العقول، محقق، مصحح، غفارى، على اکبر، النص، ص ۳۶، جامعه مدرسین، چاپ دوم،‏ ۱۴۰۴،ق ۱۳۶۳ش.‏

[۱۰]. شریف الرضى، محمد بن حسین‏ نهج البلاغه، (للصبحی صالح)، ص ۵۰۰، هجرت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق.‏

[۱۱]. منسوب به جعفربن محمد علیه السلام، امام ششم علیه السلام‏، مصباح الشریعه، ص ۱۵۲، اعلمی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۰ق.

[۱۲]. همان، ص ۱۲۵

[۱۳]. نهج البلاغه، ص ۴۳۰

[۱۴]. همان.

[۱۵]. همان.

[۱۶]. مصباح الشریعه، ص ۱۵۲

[۱۷]. همان.

[۱۸]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏۲، ص ۶۲۴، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.

[۱۹]. منبع این نوشته: سایت اسلام کوئست

حمیدرضا
موضوعات: اجتماعی
مطالب مرتبط
  • نتیجه بدخلقی با خانواده

    نتیجه بدخلقی با خانواده

    سَعد ابن مَعاذ که یکی از اصحاب محترم پیامبر (صلّی الله علیه و آله) بود از دنیا رفت. رسول اکرم شخصاً از جنازه ی او تجلیل کرد، چند بار جنازه را به دوش خود حمل فرمود. خود حضرت در قبر رفت و جسد او را در قبر گذاشت و به دست خود لحد چید و دفن کرد. مادر سعد که این همه عنایت از پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) درباره ی فرزند خود دید، گفت: یَا سَعْدُ هَنِیئاً لَکَ‏ الْجَنَّهُ؛ ای سعد! بهشت بر تو گوارا باد. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله: «یَا أُمَّ سَعْدٍ مَهْ لَا تَجْزِمِی عَلَى رَبِّکِ فَإِنَّ سَعْداً قَدْ أَصَابَتْهُ ضَمَّهٌ»؛ پیامبر فرمود: «ای مادر سعد! آرام باش و در کار خدا به طور جزم سخن مگو! پسرت اینک در فشار و زحمت است». وقتی از آن حضرت علت را پرسیدند، فرمود:

    … ادامه مطلب …

  • عاقبت شوم یک نگاه به خانه همسایه

    عاقبت شوم یک نگاه به خانه همسایه

    یکی از وزرای دربار معتصم عباسی کاخی رفیع و بلند داشت که ایام تابستان را در آنجا می گذرانید، او گاهی به کنار پنجره می آمد و آزادانه نگاه به اطراف و خانه همسایه می کرد. اتفاقاً روزی کنار پنجره ای که مشرف به خانه مرد تاجری بود بی مهابا نگاه می کرد که ناگهان چشم او به دختری زیبایی افتاد و با یک نگاه دل از دست بداد و پایبند و اسیر عشق او گردید. از همان روز در جستجوی نام و نشان دخترک افتاد، معلوم شد که او دختر تاجری است. به عنوان خواستگاری به نزد او فرستاد. تاجر با این بهانه که ما را شایستگی این مقام نیست تا با وزیر وصلت کنیم عذر خواست و پیشنهاد او را قبول نکرد، اما وزیر چنان در آتش عشق می سوخت که برای رسیدن به وصال دختر از هیچ

    … ادامه مطلب …

  • رفتار شهید عباس بابایی با فردی که مشروب خورده بود

    رفتار شهید عباس بابایی با فردی که مشروب خورده بود

    یکی از پرسنل که نخواست نامش فاش شود گفت: از زمانی که به یاد دارم، همیشه شخصی مغرور و بی بندوبار بودم. از ابتدای ورودم به خدمت نیروی هوایی، سرپیچی کردن از دستورات، بخشی از وجودم شده بود. به طوری که پس از بیست سال خدمت، تنها یک بار ترفیع گرفته بودم و خلاصه به هیچ صراطی مستقیم نبودم. زمانی که شهید بابایی فرمانده پایگاه هوایی اصفهان بودند، یک روز بعد از ظهر، مست و لایعقل، تلوتلو خوران به طرف منزل می رفتم. به تقاطع یکی از خیابان های نزدیک خانه های سازمانی رسیده بودم. چشمم به دو نفر افتاد که به سوی من می آمدند. ابتدا اهمیتی ندادم. جلوتر که آمدند، متوجه شدم که سرهنگ بابایی و محافظ ایشان است. لحظه ای با خود فکر کردم، اگر او متوجه شود که من مشروب خورده ام شاید برایم گران تمام

    … ادامه مطلب …

  • مردی از تبار کربلای ۵

    مردی از تبار کربلای ۵

    به مناسبت سالروز شهادت شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی سه سال پس از پیروزی انقلاب در هجدهم آذرماه به دنیا آمد. همان سالی که موشک های عراقی شهرهای ایران را به آتش بسته بود و همان سالی که گروهک منافقین و فرقان، چهره های درخشانی همچون آیت‌ الله بهشتی و محمدعلی رجایی و باهنر را از مردم ما گرفته بودند؛ سال ۱۳۶۰ نامش را محمودرضا گذاشتند. در دامان گرم پدر و مادری مذهبی و مهربان بزرگ شد. از ده سالگی رو به ورزش کاراته آورده بود و علاقه و پشتکارش او را به مدال آوری نیز رسانده بود. به فوتبال علاقه مند بود و پیگیری مسابقات بسکتبال از سرگرمی های او به شمار می آمد. تبریز، ولادتگاه محمودرضا، محل تحصیلات او تا دبیرستان بود. در همان دوران تحصیل با حضور در جمع بسیجیان با فرهنگ مقاومت و ایثار و شهادت

    … ادامه مطلب …

  • شهر موشک‌ ها

    شهر موشک‌ ها

    به بهانه ی چهارم خرداد، روز مقاومت، روز دزفول صدای سوت موشک که تمام شد مردی قد خمیده که خود پدر دوازده شهید بود با زحمت بسیار خود را بر روی تل خرابه ‌ها رساند. فریاد پر خراش او پایان بخش هیاهو ها و ناله ‌های زخمی‌ ها و بازماندگانی بود که آسمان را به لرزه در آورده بود. «به امام نگویید چقدر شهید داده ‌ایم. به امام بگویید ما هنوز فرزندانی برای شهادت و مقاومت داریم.» ایستادگی و مقاومت مثال زدنی مردم دزفول در زمان جنگ ایران و عراق، این شهر را به عنوان پایتخت مقاومت ایران معرفی کرد. درست مثل شهر “صور” لبنان که نماد مقاومت در جهان اسلام شده است.  دزفول به لحاظ موقعیت جغرافیایی در ابعاد نظامی و دفاعی از شرایط خاصی در دفاع مقدس برخوردار بود. به گونه ‌ای که می‌ توانست در کل جنگ

    … ادامه مطلب …

  • هوای پاک در شهر اسلامی

    هوای پاک در شهر اسلامی

    در قرآن کریم از پاکی و پاکیزگی محیط زیست تعبیرهایی آمده است که خدای متعال می فرماید: «بَلْدَهٌ طَیِّبَه؛ شهری است پاک و پاکیزه»[۱] و می فرماید: «وَ مَسَاکِنَ طَیِّبَهً فىِ جَنَّاتِ عَدْنٍ؛ مسکن‏ هاى پاکیزه‏ اى در بهشت هاى جاودان»[۲] و می فرماید: «وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یخَْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِى خَبُثَ لَا یخَْرُجُ إِلَّا نَکِدًا؛ سرزمین پاکیزه (و آماده)، گیاهش به فرمان پروردگار مى ‏روید امّا سرزمین هاى بد طینت (و نامناسب)، جز گیاه ناچیز و بى ‏ارزش، از آن نمى ‏روید»[۳]. از امام صادق علیه السّلام نیز روایت شده است: لَا تَطِیبُ السُّکْنَى إِلَّا بِثَلَاثٍ الْهَوَاءِ الطَّیِّب‏…؛ سکونت جز به سه چیز خوش نباشد: هوای پاک…».[۴] آیه ای که گذشت اشاره داشت که پاکی هوا دارای خصوصیت هایی است که در رویاندن گیاهان نیکو از زمین در تمامی حالات اثرگذار است، اما زمینی که هوا، خاک

    … ادامه مطلب …

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei