حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

مفهوم زندگی

تعداد بازدیدها: 41 مشاهده

مقدمه

موضوع بسیار مهم و پیچیده ‏اى که ریشه و اساس تمام مشکلات و گرفتاری هاى روحى و روانى نسل بشر گردیده، و آنها را به طور دائم در یک وضعیت بسیار بحرانى و غیرقابل کنترل قرار داده است همین زندگى است، به خاطر اینکه هیچ کس به دنبال تعریف و شناخت کامل و صحیح آن نیست و از هرکسى اعم از بزرگ و کوچک، باسواد و بیسواد، مرد و زن، پیر و جوان اگر سؤال شود زندگى براى شما چه تعریفى دارد، آیا مى توانید آن را به خوبى تعریف کنید؟ شما وقتى که زندگى مى کنید، یعنى چه کار مى کنید، مسئولیّتتان چیست، آیا همین خوردن و خوابیدن، پشت میز و فرمان نشستن و… معناى زندگى کردن است؟ آیا تا به امروز به این فکر بوده اید که روزى براى تعریف زندگى با خودمان خلوت کنیم و اگر نتوانستید به یک کارشناس دینى مجرّب مراجعه نمایید تا اینکه موضوع زندگى براى شما حل شود!؟

بدون تردید سؤال فوق چندان پاسخ روشن نیافته است، مثل اینکه چون مسئله براى انسان ها چندان مهم نبوده است. زیرا اگر مهمّ مى ‏بود، قطعاً براى کشف راز و اسرارش تلاش مى نمودند، ولى باید قبول کرد، تمام بدبختى ‏ها، گرفتاری ها، مشکلات، حوادث نگران کننده و دردناک، حیرانى و سرگردانى، عدم ارزش وقت و زمان عمر، و… همه از همین جا شروع مى‏ گردد که انسان ها به یک محیط و دنیاى تعریف نشده و به یک زندگى نامعلومى وارد شده اند که موضوع و هدفش براى آنان مشخص نگردیده و اصلاً هیچ تعریفى از آن ندارند.

حالا شما با خودتان در ارتباط با همین موضوع ساعتى خلوت کرده و فکر کنید و سپس سؤالاتى را در نظر بگیرید و با رعایت روش هاى معقول و منطقى وارد بحث شوید و از خود بپرسید، چه کار مى کنید و چرا؟ چه هدفى برایتان خیلى مهم و اساسى شده که اینقدر برایش تلاش مى کنید؟ آیا واقعاً هدفى دارید؟ و آیا در زندگى دنیا فقط به آن تلاش مى کنید؟ و آن هدف چیست؟ آیا با آگاهى و تعقّل و تفکر و سنجش واقعیات هدفدار شده اید و یا اینکه هدفتان را دیگران، جامعه، دوستان، خانواده، هوا و هوس ها برایتان انتخاب نموده‏اند!؟

اگر تعریف زندگى برایتان سخت و مشکل است و نمى توانید موضوع اصلى آن را به راحتى پیدا کنید، بیایید از زندگى انسان هاى گذشته استفاده نمائیم. کسى را به یاد آورید که به مدت هشتاد سال عمر از همه امکانات مادى و معنوى برخوردار بود حالا که او در میان ما نیست، ولى پرونده اعمالش همیشه با ما هست که بهترین دلیل و سند براى کشف راز حیات اوست، یعنى وى در این مدت چه هدفى داشت و چه قدر به آن نزدیک شده بود، و نتیجه این همه تلاش و کوشش ‏هایش چه شد؟ آیا توانست یک قیافه و چهره بسیار نورانى و آسمانى از خود نشان دهد تا بر نسل هاى بعدى یادگار زیبایى باشد، و یا یک تابلوى بسیار زشت و نفرت آورى از معناى انسانى خود، در این مدت درست نموده که هر بیننده ‏اى را ناراحت مى‏ کند!؟

اگر تابلوى زندگى هشتاد ساله او، نشان دهنده یک انسان بیدار و آگاه، و آشنا به وظایف و تکالیف دینى و انسانى باشد که همیشه با انصاف و عدالت، مهر و محبّت، نوع دوستى، احساس مسئولیّت و با یک رنگى و شخصیّت مورد اعتماد و اطمینان و آرام و… بوده، بدون تردید موضوع زندگى و هدف اصلى آن را فهمیده بود، همین اثر ارزنده بهترین دلیل بر آگاهى او از معنا و تعریف صحیح زندگى مى باشد، چون به کارهایى پرداخته و یا در جهت برنامه هایى حرکت نموده که او را به زیبایی هاى حقیقى آراسته است و همین سند، نشان دهنده تشخیص درست اوست.

و اگر تابلوى زندگیش سیاه و ظلمانى و تاریک و غمبار است که تمام لحظاتش به چیزهاى کم ارزش و زود گذر و به کارهاى حیوانى مانند، ظلم، ستم، خشونت، تجاوز به حقوق دیگران، شهوت رانى، فساد، گناه، و… معطوف شده و هیچ عمل معقول و منطقى درستى در آن مشاهده نمى شود، بى تردید وضعیّت او را به طور کامل روشن مى سازد که وى در قیافه انسان بوده ولى در واقع هیچ رابطه اى با انسانى که باید نورانى و روحانى باشد نداشته، و پیوسته در بخش هوى و هوس هایش فعالیّت نموده که هیچ نوع تأثیرى در رشد و تعالى و کمالش نداشته، و بلکه هر لحظه وى را در سراشیب سقوط به باتلاق بدبختی ها و ذلت ها قرار داده است.

دکتر کارل مى گوید: «هدف زندگى این است که از هر فرد یک نمونه اصلى آدمى بسازد و براى انجام وظایف انسانیّت خود، باید تمام امکانات بدنى و فکرى را پرورش داد، پایان تکامل فرد و نژاد، تعالى روان است».[۱]

بنابراین زندگى و موضوع یا هدف اصلى آن، براى انسان این است که تمام شایستگى و لیاقت و استعدادهاى خود را، براى تحقّق راز آفرینش خویش، آشکار سازد و بتواند با استفاده از همه امکانات ظاهرى و باطنى، یک انسان با شخصیّتى بسازد، که در گفتار و کردار و رفتارش، ملاکى جز حقّ و عدالت نداشته باشد.

اگر زندگى براى هر انسانى چنین تعریفى نداشته باشد که او باید در مدت زمان عمرش براى ساختن یک شخصیّت بسیار عظیم و عزیز نورانى و روحانى، تلاش کند در غیر این صورت چه تفاوتى با سایر موجودات مى تواند پیدا کند!؟

پس معنا و تعریف زندگى مشخص گردید و بر هر فردى لازم مى‏ شود خود را به یک روش و برنامه ریزى خاصّى که، پدیدآورنده این حقیقت است آگاهانه تسلیم نماید تا بتواند تمام لحظات زندگیش را، در تعقیب هدف اصلى آن، قرار دهد.

وقتى که موضوع زندگى انسان ها، ساختن یک شخصیّت سالم و کامل به دست خود فرد مى باشد و او فقط در جهت شکل گیرى و تحقّق همین هدف، باید تلاش کند و از امکانات موجود بهره ‏مند شود، در این حال، همه برنامه هایش أعم از انتخاب دوست، مسئله ازدواج، شرکت در مجالس و محافل، یا انتخاب استاد و مربّى، روابط فردى و اجتماعى، و… با بکارگیرى تعقّل و تفکّر در جهت نیل به هدف زندگى خواهند بود و مهم تر از همه، تربیت و پرورش فرزندانشان را، از انعقاد نطفه آنها در شعاع همین موضوع، آغاز مى کنند، بخاطر اینکه فراموش کردن هدف زندگى و یا بى اعتنائى نشان دادن به آن، به معناى خود فراموشى کامل است، و کسى که خود را فراموش کرد، هیچ امیّدى براى تحقّق معناى زندگى انسانى، او حاصل نمى ‏شود.

زندگى یعنى چه؟

در این مورد، به طور مختصر مطالبى گفته شد که حاصل آن این است، که مسئله زندگى براى انسان یک موضوع ناشناخته ایست و اگر به خوبى تعریف نشود و حقیقتش براى او، مشخص نگردد، هیچ زمینه اى براى سالم شدن آن، ایجاد نخواهد شد، تا اینکه نسل بشر بتواند در یک فضاى سالم و آرام، و با امنیت کامل، برنامه هایش را در جهت نیل به یک هدف مقدس و نورانى، به خوبى پیاده کند. بنابراین با تعریف واقعى زندگى، انسان، اولین قدم را، در جهت رسیدن به خوشبختى و سعادت کامل بر مى دارد.

تعریف زندگى

موضوع مهمّى که، همه انسان ها را، در طول تاریخ، به خود مشغول ساخته، و کمتر کسى توانسته از پوسته زبر و خشن و سخت آن، عبور کرده، و به باطن و مغز لطیف و شیرینش نفوذ کند همین مسئله [زندگى‏] است با اینکه هرکسى مدعى مى شود که مى تواند آن را به خوبى تعریف کند و از عهده اش برآید، اما هنگامى که وارد صحنه عمل مى شود به راحتى اعتراف بر عجز و ناتوانى مى کند، به خاطر اینکه تعریف و یا شناساندن زندگى به این معنى نیست که فردى با ترتیب دادن چندین جمله و کلام، در گفتار و یا نوشتار، خود را راحت کرده و به انتظار جایزه باشد، بلکه هر تعریفى عبارت است از ارائه قالب هاى بسیار ظریف و دقیقى که، خود معرّف، همانند دیگران باید تمام برنامه هایش را در آن قرار داده تا به وسیله نتایج دقیق و روشن و مفید و امیدآفرین، زمینه هاى رشد و کمال را بر خود و همگان فراهم سازد. در این صورت کمتر کسى مى تواند خود را در مقام ادعا قرار دهد و براى زندگى انسانى متناسب با شأن وى تعریفى ارائه دهد، به خاطر اینکه هر تعریفى مستلزم یک شناخت بسیار دقیق و کاملى از تعریف شونده است و تا کسى چنین آگاهى و شناختى از خود انسان نداشته باشد، چطور و چگونه مطمئن مى شود که تعریفش جامع و کامل مى باشد، پس نمى توان، با چند کلمه خود را قانع ساخت؛ به خاطر اینکه در ارائه یک تعریف صحیح از زندگى، چندین موضوع مهم وجود دارد که باید به طور دقیق مورد تحقیق واقع شود تا گمشده واقعى، به خوبى رخ نشان دهد. آنها عبارتند:

زندگى یعنى چه، و تنها راه تعریف آن چیست؟

آیا پاسخ این سؤال به خودشناسى و یا تعریف درستى از انسان برنمى گردد؟

آیا خودشناسى تنها گمشده انسان ها نیست که مى تواند تعریف صحیح از زندگى را ارائه دهد؟

با ملاحظه دقیق درباره سؤالات مذکور، راه براى کشف حقیقت و پذیرفتن واقعیّات به خوبى هموار مى شود، به خاطر اینکه، هدف این نیست که انسان، خودش را در مقام تعریف و یا شکافتن معناى زندگى، با چند جمله قانع کند و با روشهاى خاصّى از [اگر و اما ها]، صغرى و کبراى، منطقى درست کرده و با ارائه نتیجه آنها خود را خلاص کند. بلکه هدف عمده این است که انسان با خودش خلوت کرده، و واقعیّت را، مدنظر قرار دهد تا بتواند با یافتن فرمول صحیح، این پیچیدگى و یا مشکل اصلى را حل نماید، و این موضوع جز با روانکاوى بسیار ظریف و دقیق محقّق نخواهد شد. زیرا در فضاى‏ بیرون و یا ظاهر وجود وى، تکیه گاهى براى آن پیدا نمى شود تا کسى بتواند بدین وسیله، راه حلّى پیدا کند.

به عنوان مثال: اگر بخواهیم خود زندگى را تعریف کنیم، با چند سؤال مهم مواجه هستیم.

آیا زندگى یک حقیقت ظاهرى است که در خارج از وجود انسان، براى خود فضاى مستقلى دارد، یا یک امر درونى است که به وضعیت روحى و روانى او مربوط مى شود؟

اگر زندگى یک حقیقت ظاهرى و مستقلى است، پس چرا، زندگانى انسان ها متفاوت و گوناگون است و هرکسى براى خودش زندگى مخصوصى را افتتاح کرده است؟

اگر کسى از این دو مطلب قانع نشد و اصرار دارد که زندگى یک حقیقت مستقلّى است و در خارج از وجود انسان براى خود جایگاهى دارد، در این صورت از او خواسته مى شود که ما را به تماشاى آن راهنمایى کن، تا از نزدیک شاهد برنامه هایش باشیم به خاطر اینکه هر موجود ظاهرى که داراى وجود مستقلى است باید در شعاع حواس پنج گانه قرار گیرد بدون تردید چنین چیزى را هیچ عاقل و خردمندى نمى پذیرد و نه مى تواند توجیهش کند تا زندگى را به صورت یک حقیقت ظاهرى نمایش دهد.

حالا که براى زندگى در ظاهر و خارج از وجود انسان، نتوانستیم دلیلى پیدا کنیم که آن را به صورت محسوس نشان دهد پس باید به دنیاى درون او سفر کنیم تا بلکه بتوانیم، حقیقت زندگى را پیدا کرده و با دلایلى قطعى اثبات کنیم.

پس به ابزار و امکانات ویژه اى در اینجا نیاز داریم، تا بتوانیم به شناخت و آگاهى هاى لازم نائل شویم، چون حواس پنج گانه در ظواهر کاربرد دارند و تنها اشیاء ظاهرى را مى توانند تشخیص دهند. بنابراین مسئله زندگى یک واقعیت درونى و یا [متافیزیکى‏] شد و لذا، حواس خاصى لازم است که قدرت نفوذ به فضاى باطن را داشته باشد.

خلاصه مطالب: زندگى انسان هیچ وقت به معناى داشتن امکانات رفاهى مانند: ماشین، ساختمان، پول، شغل، کارخانه، حرکتهاى شبانه روزى، و… نیست زیرا همه آنها به دنیا مربوط مى شود و مال هیچ کس نمى باشد، همانند جنین در شکم مادر است که نُه ماه، از همه امکانات آن محیط استفاده مى کند و وقتى که عزم سفر به جهان دیگرى را مى کند، لخت و عریان است که هیچ یک از امکانات آنجا را با خود ندارد.

استفاده از امکانات و ابزار دنیا، هرگز به معناى زندگى انسان نیست بلکه کیفیت استفاده به زندگى او مربوط مى شود که آیا همه آنها را براى تحقّق هدف ویژه اى استخدام کرده یا خودش را براى تحقّق هدف آنها استخدام نموده است.[۲]


[۱]. راه و رسم زندگى، ص۱۵۴

[۲]. هماى عشق در خلوت دل، سید حمید فتاحی، ص۲۸

حمیدرضا
مطالب مرتبط
  • احکام روابط زن و شوهر

    احکام روابط زن و شوهر

    بسم الله الرحمن الرحیم دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام روابط زن و شوهر» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم مخاطبان وبگاهم کنم. قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است: ۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی» تهیه شده است، استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه جهت درج در وبگاه، وقت زیادی صرف شده است لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان فضای مجازی حق کپی رایت را رعایت کنند. ۲ـ در این مجموعه به ۱۷۱ پرسش مبتلابه در ارتباط با «احکام روابط زن و شوهر» پاسخ داده شده

    … ادامه مطلب …

  • شرایط یک همسر خوب چیست؟

    شرایط یک همسر خوب چیست؟

    از یک نظر، وجود مادر را می توان به ظرفی تشبیه کرد که آدمی خوراک یا شربتی را در آن می گذارد، بدیهی است که هرچه ظرف پاکیزه تر باشد، مظروف هم گواراتر خواهد بود. امام علی علیه السّلام می فرماید: «همانا مادران به منزله ی ظروفند».[۱] قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ: «إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ». قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟ قَالَ: «الْمَرْأَهُ الْحَسْنَاءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ»[۲]؛ پیامبراکرم (صلّی الله و علیه و آله): فرمود: «بپرهیزید از گیاه سبز و شادابی که در مزبله گاه می روید». پرسیدند: منظور از خضراء دمن چیست؟ فرمود: «منظور زن زیبایی است که در یک خانواده ی بد و پلید بار آمده باشد». به راستی که «کلامُ الملوکِ ملوکُ الکلامِ»[۳]. گوینده ی (وَ ما یَنطِقُ عَنِ الهَوی[۴]) در این فراز پر مغز و بلندمعنی می فرماید: کسی که

    … ادامه مطلب …

  • آیا سیادت از مادر هم به فرزندان منتقل می شود؟

    آیا سیادت از مادر هم به فرزندان منتقل می شود؟

    گاهی در زمینه ی تساوی حقوق زن و مرد، مطرح می شود که اگر بین زن و مرد تفاوتی نیست و پدر و مادر یکسان اند، چرا در مسئله سیادت و انتساب به پیامبر گرامی اسلام ـ علیه آلاف التحیه و الثناء ـ کسانی که از طریق مادر به پیامبر منتسب اند، سیّد محسوب نمی گردند و احکام فقهی از قبیل خمس و امثال آن بر اینها مترتب نیست؛ با اینکه ائمه اطهار علیهم السّلام از طرف حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ به پیامبر منسوب اند؟ آیا این نشانه ی ممتاز بودن قشر مردها در مقایسه با زنها نیست؟ در این باره باید گفت که این یک حکم فقهی خاص در باب خمس و زکات است؛ زیرا اگر فقط پدر سیّد باشد، دختر یا پسر او سیّد به شمار می آیند؛ یعنی می توانند از خمس استفاده کنند

    … ادامه مطلب …

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei