حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

عزاداری و نوحه سرایی علامّه سیّد بحرالعلوم

تعداد بازدیدها: 5,225 مشاهده

علامه بحرالعلوم، مرحوم سیّد مهدی طباطبائی ـ اعلی الله مقامه الشریف ـ که در فضل و دانش و علم و زهد و ورع و تقوی یگانه عصر زمان خود به تمام معنی مروّج دین و مربّی بسیاری از علماء عاملین و فقهاء راشدین و دارای کشف و کرامات زیاد بوده و بنابر آنچه علماء بزرگ نقل فرموده و بسیاری در کتب خود ترجمه احوالات او را ضبط و ثبت نموده­اند و در میان خواص شهرت بسزایی دارد که درک فیض شرفیابی حضور باهرالنور حضرت ولی عصر حجه بن الحسن ـ عجّل الله تعالی فرچه الشریف ـ داشته، به نحوی که آن حضرت را در غیبت کبری می دیده و  می شناخته.

مرحوم علامه میرجهانی رحمه الله علیه در کتاب البکاء للحسین علیه السلام می گویند: در نجف اشرف که بودم، در مجلسی که جمعی از علماء اعلام و فضلاء فخام حاضر بودند، بعضی از ایشان از مرحوم سیّد جواد عاملی صاحب مفتاح الکرامه ـ حاج سیّد علی شوشتری ـ اعلی الله مقامه ـ نقل کردند که فرمودند :

در یکی از روزهای عاشورا که با آن بزرگوار برای زیارت به کربلا مشرّف شده بودیم همه با همدیگر در غرفه ای نشسته بودیم و جناب ملا زین العابدین سلماسی هم با ما بود.  سیّد بحرالعلوم برای تجدید وضو مهیّا شده، عبای خود را از دوش برداشته، مشغول وضو گرفتن شدند که ناگاه دسته عزادار عرب های معیدی ، مرد و زن ضجّه زنان و شیون کنان و بر سر و سینه زنان وارد صحن مطهّر شدند و شور و غوغای غریبی روی داد همه هجوم آوردند. برای اینکه داخل حرم شریف شوند، ناگاه دیدیم که سیّد در حالی که مشغول وضو گرفتن بود از جا برخاست و شروع کرد به دویدن. داخل جماعت عزاداران شد و بر سر و سینه زنان به نوحه گری آغاز کرد و مانند زن جوان مرده فریاد می زد و می گریست …. .

اجمالاً پس از آنکه به منزل مراجعت فرمودند و مجلس خلوت شد، یکی از خصیصین عرض کرد:

 آقا امروز عمل خارق عادتی که بی سابقه بود از شما بروز کرد.

فرمود: آری، چون این جماعت بادیه نشین به کیفیّتی که دیدید وارد صحن مقدّس شدند، حالت مکاشفه ای بر من روی داد که دیدم مولای من حضرت ابی عبدالله ـ روحی فداه ـ توجّه خاصی به ایشان دارند. خود را به آنها ملحق کردم و در نوحه سرایی شرکت دادم که شاید به طفیل آنها مورد توجّه آن بزرگوار واقع شوم، و رجاء واثق دارم که مرا نیز مورد نظر مبارک خود قرار دهد.[۱]

همچنین شبیه این قضیه نقل شده است؛ که ایشان عاشورایی با عده ای از طلاب از کربلا به استقبال دسته ی سینه زنی طُوَیرج می روند، ناگهان طلاب می بینند مرحوم سید بحرالعلوم با آن عظمت و مقام شامخ علمی، عمامه و عبا را کنار انداخت و مثل سایر سینه زنها خود را میان عزاداران و سینه زنان انداخته و به سر و سینه می زند.

طلابی که با معظم له به استقبال آمده بودند هر چه می کنند که مانع از آن همه احساسات پاک بشوند میسّر نمی گردد، بالاخره عده ای از طلاب برای حفظ سید بحر العلوم اطراف ایشان را می گیرند که مبادا زیر دست و پا بیافتد و ناراحت شود، تا اینکه بعد از اتمام برنامه ی سینه زنی، بعضی از خواص از آن بزرگوار می پرسند چگونه شد که شما بی اختیار وارد دسته ی سینه زنی شدید و آن گونه مشغول عزاداری شدید؟

سید می فرماید: وقتی به دسته ی سینه زنی رسیدم، دیدم حضت بقیه الله ـ ارواحنا له الفداه ـ با سر و پای برهنه میان سینه زنها بر سر و سینه می زنند و گریه می کنند، من نتوانستم طالقت بیاورم لذا از خود بی خود شدم و خدمت حضرتش مشغول سینه زدن گردیدم.[۲]


[۱] . البکاء للحسین علیه السلام، ص۴۲۶

[۲] . کرامات الحسینیه، ج۲، ص۲۱۶ به نقل از أین البکائون، ص۱۱۶٫

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۱۰ نظر برای این مطلب
  • محمد رضا دادگر
    آذر 20ام, 1389 در 5:03 ب.ظ

    بسیارعالی میباشد دوست عزیزم خیلی دوست دارم

      [پاسخ]

      توکلی(هیئت محبان المهدی(عج)گلپایگان)
      آذر 21ام, 1389 در 1:31 ب.ظ

      سلام
      مطالب ارزشمندی بود
      انشالله موفق باشید

        [پاسخ]

        یاحسین شهید
        آذر 22ام, 1389 در 4:38 ق.ظ

        آثار عشق سالار عشاق ( علیه السلام ) در طبیعت هستی :

        آسمان چون پشت مبارکش از مرگ برادر خمیده !

        زمین از سنگینی کوه مصیبتش به سنگینی رسیده !

        آتش حاکی از حرارت جگرش ! و آب نشانه ی چشم ترش !

        ستارگان در شماره ی زخمانش ! و آفتاب اشاره به بدن عریانش !

        ماه آیتی از قمر بنی هاشم ! و سرو ٬ ایما به قامت موزون قاسم !

        صنوبر اشاره به علی اکبر ! و سوسن مذکر لبان علی اصغر !

        گل حاکی از چاکی بدنش ! و خار شاکی از نیزه ی دشمنش !

        خاک گرم به یاد آورد از منحرش ! و نیزه خبر دهد از سرش !

        و خنجر از حنجرش ! و شمشیر از زخم های پیکرش !

        و زنجیر از بیمارش ! و ریسمان از اطفال زارش !

        اسب از ذوالجناحش ! و ناقه از اسیران بی جناحش !

        اوست ساقی لاله های عاشق !

          [پاسخ]

          علی
          آبان 12ام, 1390 در 12:41 ب.ظ

          ممنون از مطلب خوبتان، بهره بردیم

            [پاسخ]

            طه
            دی 8ام, 1390 در 2:46 ب.ظ

            یا الله

            با سلام . مخواستم بدونم این عکس منسوب

            به جناب سید مهدی صاحب رساله سیر و سلوک

            می باشد ؟ و آیا سندیتی دارد یانه؟
            ـــــــــــــــــــــــــــــــ
            پاسخ: با عرض سلام و ادب.
            این عکس مربوط به سید مهدی بحرالعلوم صاحب رساله سلوکیه نمی باشد. و درج این عکس اشتباها صورت گرفته است.
            در نسبت این رساله به مرحوم بحرالعلوم تردید می باشد.

              [پاسخ]

              سلمان فارسی
              فروردین 18ام, 1391 در 9:37 ب.ظ

              سلام!!!
              برادر بزرگوار این عکس متعلق به آست الله سید محمد بحرالعلوم(ره) است نه آسیت الله سید مهدی بحرالعلوم(ره).تفاوت اسم ها مشخص است.من عکس سید مهدی بحرالعلوم را دارم .اصلا بگذار راحتت کنم من کلکسیون عکس علماء را دارم شاید چیزی حدود ۲۰۰۰ عکس از علماء قدیم.عکسهائی مربوط به ۲۰۰ سال پیش.این عکس متعلق به نوشته زیرتان نیست.
              لطفا اصلاح کنید.ممنونم

                [پاسخ]

                محمدمهدي پاسخ در تاريخ آبان 20ام, 1393 5:22 ق.ظ:

                سلام دوست عزیز. میخواستم خواهش کنم اکه واقعا عکسی از سید مهدی بحرالعلوم دارید اونو نمایش بدید که ما از جمال این مرد خدا فیض ببریم. هرچند بنده کاملا به وجود این عکس مشکوکم. چون ایشان قبل از اختراع دوربین عکاسی زندکی میکردند

                  [پاسخ]

                  حمیدرضا پاسخ در تاريخ آبان 20ام, 1393 6:11 ب.ظ:

                  سلام و عرض احترام.
                  از ایشون عکسی موجود نیست و بنده هم در نظرات گفته ام عکس رو اشتباهاً درج کردم!

                    [پاسخ]

                    سلمان فارسی
                    فروردین 18ام, 1391 در 9:41 ب.ظ

                    سلام!!!
                    رساله سیر وسلوک سید مهدی بحرالعلوم متعلق به ایشان است وهیچ شکی نیست واصل آن نیز در زمان حیات آیت الله قاضی(ره)دست ایشان بوده است.حتی به شاگردشان سیدهاشم حداد هم اجازه استفاده از این کتاب را نیز نداده اند.
                    منبع سایت شهید آوینی قسمت زندگی نامه آیت الله قاضی(ره)

                      [پاسخ]

                      سید سعید اصغری
                      اردیبهشت 22ام, 1391 در 6:33 ق.ظ

                      بسیار عالی بودمتشکرم یاعلی

                        [پاسخ]

                      • نظر بدهيد
                      • نام:
                        ایمیل:
                        وبسایت:





                        استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
                        Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
                        Designer : Mohammad Rafiei