حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

عابس دیوانه ی امام حسین بود

تعداد بازدیدها: 8,777 مشاهده

عابس بن أبی شبیب شاکری

در صحنه کربلا از جمله یاران باوفای حضرتش که با تمام وجود جانش را فدای سیدالشهداء علیه السّلام کرد عابِس بن أبی شَبیبِ شاکری (رضی الله عنه) بود. عابس یکی از مجذوبان حضرتش بود و عشق به محضر سیدالشهداء علیه السّلام او را تا حد جنون کشاند و او این جنون و دیوانگی را در عمل و سخنش به حضرت أباعبدالله علیه السّلام نشان داد. قبل از اینکه به عشق وافر او نسبت به خاندان  نبوت و رسالت اشاره کنیم، نقل مختصری از تاریخ زندگی او خالی از لطف نمی باشد!

«عابِس» فرزند «أبی شبیب» است.[۱] او از اصحاب حدیث و از رؤسای قبیله «بنی شاکر» و از تیره هَمدان بود.[۲] قبیله «بنی شاکر» در روزگار صفین شدیداً مورد مدح أمیرالمؤمنین علیه السّلام قرار گرفت. آن حضرت درباره آنها فرمود: «لَو تَمَّت عِدَّتَهُم ألفاً لَعُبِدَ الله حَقَّ عِبادَتِهِ؛[۳] اگر تعداد آنها به هزار می رسید، خداوند آنگونه که سزاوار بود پرستش می شد». او از شیعیان أئمّه أطهار علیهم السّلام، مردی اهل کمال، زهد و ورع بود. بسیار زنده دل و شب زنده دار بود. پاره ای از ویژگی های او را «أبومخنف» در باب کوفه و مسلم، مورد توجه قرار داده و نگاشته است.[۴]

حمایت عابس از امام

مسلم بن عقیل بعد از ورود به کوفه، وارد منزل مختار بن أبی عبید گردید، و برای مردم نامه امام حسین علیه السّلام را خواند. در این هنگام عابِس بن أبی شَبیبِ شاکری از جای برخاست و بعد از حمد و ثنای الهی گفت: من از دیگران سخن نمی گویم و نمی دانم در دل های آنها چه می گذرد و از جانب آنها وعده ی فریبنده نمی دهم، به خدا سوگند از چیزی که تصمیم گرفته ام سخن می گویم، به خدا سوگند اگر دعوتم کنید اجابت می کنم و با دشمنانتان خواهم جنگید، و در راه خدا با شمشیرم می جنگم تا به شهادت برسم.[۵]

او پس از شهادت شَوذَب بن عبدالله وارد میدان رزم شد و در برابر امام ایستاد. به آن حضرت سلام کرد و اینگونه گفت: «ای أباعبدالله! آگاه باش، به خدا سوگند، بر روی زمین خواه نزدیک یا دور، کسی نزد من عزیزتر از شما نیست، و کسی را چون شما دوست ندارم. اگر قدرت داشته باشم که ظلم را از شما به چیزی عزیزتر از جان و خونم باشد دور کنم، چنین خواهم کرد. سلام بر شما ای أباعبدالله! شهادت می دهم که بر هدایت شما و هدایت پدرتان استوار هستم».[۶]

عابس دیوانه ی امام حسین بود

« عابِس بن أبی شَبیبِ شاکری» پس از بیان ارادتش به مقام ولایت در حالی که شمشیرش آخته بود و زخمی بزرگ بر پیشانی داشت وارد میدان رزم شد و با فریادی بلند مبارز طلبید.[۷]

«ربیع بن تمیم همدانی» می گوید: «همین که به میدان رو می آورد، او را شناختم. من عابس را در غزوات و جنگ ها دیده بودم. او شجاع ترین مردم بود. فریاد زد: ای مردم: «هذا أسد الأسود، هذا ابن أبی شبیب؛ او شیر شیران رزم، پسر شبیب است». سپس گفتم: «مبادا کسی به تنهایی با او درآویزد». پس عابس فریاد می زد: « ألا رَجُل ألا رَجُل؟؛ آیا مرد رزم نیست، مرد رزم نیست؟» هیچ کس به سوی او پای پیش نمی نهاد. در این میان فریاد عمربن سعد بلند شد که او را سنگباران کنند. از هر طرف سنگ به سوی او پرتاب می شد. «عابس» وقتی هجوم ناجوانمردانه دشمن را دید، [کلاهخود] و زره از تن به در کرد و پشت بند را گشود و به دور انداخت.

قال ربیع الحارثی: فوالله لقد رأیته یطرد اکثر من مائتین من الناس وکانت بینی وبینه صداقه، قلت یا عابس أما تحاذر خوض بحر الحرب مکشوف الرأس؟ فقال عابس ما اصاب المحبّ فی طریق حبیبه سهل؛ ربیع می ‌گوید: به خدا سوگند بیش از دویست نفر از آنها را به خاک انداخت. بین من و عابس رفاقتی بود، به او گفتم: ای عابس آیا حذر نمی‌ کنی! به دریای جنگ فرو می ‌روی در حالی که سر خود را نپوشانده ‌ای [و کلاهخودت را بیرون آورده ‌ای]؟ عابس گفت: هر آنچه که به عاشق و مُحب در راه معشوق و محبوبش اصابت کند آسان است.

 فقیل لَهُ: أجنَنتَ یا عابِس؟ قال: نَعَم حُبُّ الحُسَین أجَنَّنِی!

پس به او گفته شد: ای عابس! آیا دیوانه شده ای؟ عابس گفت: آری! عشق حسین دیوانه ام کرده است![۸]

 گوشت و پوست آن مرد دلاور با برخورد سنگ ها آسیب دید، ولی او از مرگ هراسی نداشت. این بود که حمله سختی را آغاز کرد و با نبرد قهرمانانه اش بیش از دویست نفر از آن ذلیلان را به خاک انداخت. سرانجام، طاقتی برای او نمانده بود که به محاصره دشمن درآمد.[۹] پس او را به شهادت رسانیدند و سر مبارکش را از بدن جدا ساختند. پس از شهادتش دیدم که بزرگ هر گروه می گفت: «من او را کشته ام» و دیگری می گفت: «من او را به قتل رسانیده ام» هر یک از آن سپاه سنگدل برای فخر و شرف خویش تلاش می کرد تا با کشتن او را به خود، منسوب کند و سر بریده اش را به خود اختصاص دهد. ابن سعد به این نزاع پایان داد و گفت: او را یک نفر نکشته است.[۱۰]

آری، این سر پس از «عبدالله بن عمیر کلبی» و «عمر بن جناده» سومین سری بود که به سوی امام حسین علیه السّلام پرتاب می شد.[۱۱]

«عابس» در زیارت رجبیه و ناحیه مقدسه اینگونه مورد خطاب امام قرار گرفته است:

«السّلامُ عَلی عابِسِ بنِ شبیب الشّاکِرِی[۱۲]؛ سلام بر عابس پسر شاکری».

درسی که می توان گرفت: برهنه شدن عابس در برابر سنگ اندازان سزاوار تأمّل است. برخورد او گویای اوج ایمان، معرفت و یقینش به ساحت قدسی امام و راه مستقیم آن ولی الله الأعظم است. آری، هرگاه عشق به اوج کمال رسد، چنان انسان از خود بی خود می شود که همه چیزش را خالصانه و بی پیرایه بر در دوست می نهد[۱۳].[۱۴]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱]. تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۳

[۲]. أبصار العین، ص۱۲۶

[۳].أبصارالعین، ص۱۲۷

[۴]. مقتل الحسین مقرم، ص۳۱۲

[۵]. تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۵

[۶]. «فسلّم علیه و قال: یا أبا عبد اللّه أما و اللّه ما أمسى على ظهر الأرض قریب و لا بعید أعزّ علیّ و لا أحبّ إلیّ منک، و لو قدرت على أن أدفع عنک الضیم و القتل بشیء أعزّ علیّ من نفسی و دمی لفعلته، السلام علیک یا أبا عبد اللّه، أشهد أنّی على هداک و هدى أبیک» مقتل الحسین مقرم، ص۳۱۲؛ أبصارالعین، ص۱۳۸؛ تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۴

[۷]. تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۴

[۸]. مقتل الحسین یوم عاشوراء للشیخ الحیاوی

[۹]. تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۴ ، ابصارالعین، ص۱۳۸ ؛ موسوعه کلمات الامام الحسین علیه السّلام، ص۴۵۱؛ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۲۸

[۱۰]. مقتل الحسین مقرّم، ص۳۱۲؛ تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۴؛ أبصارالعین، ص۱۲۹

[۱۱]. أبصارالعین، ص۲۲۷، فائده۱۵

[۱۲]. اقبال الأعمال، ج۳، ص۷۹ و ۳۴۵؛ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۷۳

[۱۳]. یارای شیدای حسین بن علی ، ص۲۳۱

[۱۴]. جمله ی «حبّ الحسین أجنّنی» و چند عبارت عربی قبل از آن که در متن آوردیم جزء مطالب کتاب «یاران شیدای حسین بن علی» نمی باشد!

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • رزق حساب نشده!

    رزق حساب نشده!

    ۲۶ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم ﴿وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا﴾ و او را از جایى که گمان ندارد روزى مى دهد. و هر کس بر خدا توکّل کند، خدا امر او را کفایت مى  کند. خداوند فرمان خود را به انجام مى رساند. به یقین خدا براى هر چیزى اندازه اى قرار داده است.(طلاق/۳) آیات فوق از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید است، که تلاوت آن دل را صفا و جان را نور و ضیا مى بخشد، پرده هاى یأس و نومیدى را مى درد، شعاع هاى حیات بخش امید را به قلب مى تاباند، و به تمام افراد پرهیزگار با تقوا، وعده نجات و حل مشکلات مى دهد. در حدیثى از ابوذر غفارى نقل شده که پیامبر(صلى الله

    … ادامه مطلب …

  • راحتی قرین سختی

    راحتی قرین سختی

    ۲۵ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم ﴿ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴾ مسلّماً با سختى آسانى است. (انشراح/۶) آن کس که تحمل مشکلات کند، و در برابر طوفان ها ایستادگى به خرج دهد، روزى، میوه شیرین آن را مى چشد، روزى که فریاد دشمنان خاموش، کارشکنى ها بى رنگ، جاده هاى پیشرفت و تکامل صاف، و پیمودن مسیر حق آسان خواهد شد. گستردگى مفهوم آیات، همه مشکلات را شامل مى شود، این دو آیه، به صورتى مطرح شده که اختصاص به شخص پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و زمان آن حضرت نیز ندارد، بلکه به صورت یک قاعده کلى و به عنوان تعلیلى بر مباحث سابق مطرح است، و به همه انسان هاى مؤمن مخلص و تلاشگر نوید مى دهد: همیشه در کنار سختى ها آسانى ها است، حتى تعبیر به بعد نمى کند، بلکه تعبیر

    … ادامه مطلب …

  • تربیت روزه

    تربیت روزه

    ۲۴ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم ﴿ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ ۖ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ ۗ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُوا الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴾ (روزه، واجب در) ماه رمضان است. ماهى که قرآن، به عنوان راهنماى مردم، و نشانه هاى هدایت و جدا کننده حق از باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در سفر نباشد، باید آن را روزه بدارد. و آن کس که بیمار یا در سفر است، باید روزهاى دیگرى را به همان مقدار، روزه بگیرد. خداوند، آسایش شما را مى خواهد، نه زحمت شما را. هدف این است که این روزها را تکمیل کنید. و

    … ادامه مطلب …

  • باطن توکل!

    باطن توکل!

    ۲۳ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم ﴿ وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ﴾ و او را از جایى که گمان ندارد روزى مى دهد. و هر کس بر خدا توکّل کند، خدا امر او را کفایت مى  کند. خداوند فرمان خود را به انجام مى رساند. به یقین خدا براى هر چیزى اندازه اى قرار داده است.(طلاق/۳) منظور از توکل بر خدا، این است که، انسان تلاشگر، کار خود را به او واگذارد و حل مشکلات خویش را از او بخواهد، خدائى که از تمام نیازهاى او آگاه است، خدائى که نسبت به او، رحیم و مهربان است، و خدائى که قدرت بر حل هر مشکلى دارد. کسى که داراى روح توکل است، هرگز یأس و نومیدى را به خود

    … ادامه مطلب …

  • محبوبیت مومن

    محبوبیت مومن

    ۲۲ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا به یقین کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند، به زودى خداوند رحمان محبّتى براى آنان (در دلها) قرار مى دهد!(مریم/۹۶) ایمان سرچشمه محبوبیت! بعضى از مفسران، این آیه را مخصوص امیر مؤمنان على(علیه السلام) و بعضى شامل همه مؤمنان دانسته اند. بعضى، گفته اند: منظور این است که: خداوند محبت آنان را در دل هاى دشمنانشان مى افکند، و این محبت رشته اى مى شود در گردنشان که آنها را به سوى ایمان مى کشاند. بعضى دیگر، آن را به معنى محبت مؤمنان نسبت به یکدیگر که باعث قدرت، قوت و وحدت کلمه مى شود، دانسته اند. ولى اگر با وسعت نظر، به مفاهیم وسیع آیه بیندیشیم خواهیم دید که: همه این تفسیرها در مفهوم آیه جمع است، بى

    … ادامه مطلب …

  • شب جان فروشی!

    شب جان فروشی!

    ۲۱ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴾ بعضى از مردم (با ایمان و فداکار، همچون على(علیه السلام)در «لیله المبیت» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر(صلى الله علیه وآله)) جان خود را بخاطر خشنودى خدا مى فروشند. و خداوند نسبت به همه بندگان مهربان است.(بقره/۲۰۷) مفسر معروف اهل تسنن ثعلبى مى گوید: هنگامى که پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله)تصمیم گرفت به مدینه مهاجرت کند، براى اداى دین هاى خود و تحویل دادن امانت هائى که نزد او بود على(علیه السلام) را به جاى خویش قرار داد و شب هنگام که مى خواست به سوى غار ثَور برود و مشرکان، اطراف خانه او را براى حمله به او محاصره کرده بودند، دستور داد على(علیه السلام) در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگى (بُرْد حَضْرَمى) که مخصوص

    … ادامه مطلب …

  • ۱۲ نظر برای این مطلب
  • سجاد نیکومنش
    آبان ۲۹ام, ۱۳۹۳ در ۶:۳۵ ب.ظ

    سلام علیکم
    بسیار زیبا و شنیدنی بود .
    اجرکم عندالله

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ آبان ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۱ ب.ظ:

    سلام. تشکر

    [پاسخ]

    عابس دیوانه ی امام حسین (ع) بود – انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان
    آبان ۳۰ام, ۱۳۹۳ در ۴:۵۹ ب.ظ

    […] جزء مطالب کتاب «یاران شیدای حسین بن علی» نمی باشد! منبع امضای محبّ الزهراء {محتوای […]

    عبدالله
    آبان ۳۰ام, ۱۳۹۳ در ۹:۲۵ ب.ظ

    عباس مجذوب آقابود نه دیوانه اصحاب اقا دیوانه نیستند

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۵ ب.ظ:

    سلام.
    اولاً نام این یار باوفای سیدالشهداء «عابس» بود نه «عباس»!!
    ثانیاً طبق گفته وی که فرمود: حُبّ الحسین أجنّنی؛ “عشق حسین دیوانه ام کرده: من این تیتر رو انتخاب کردم!
    «أجنّنی» از ماده «جنن» به معنای جنون و دیوانگی است!!
    کلام آخر:او واقعاً دیوانه حسین بود و در گفتار و رفتار این جنون و عشق خودش را به محضر قدسی سیدالشهداء علیه السلام نشان داد!
    ای کاش ما هم دیوانه حسین بودیم! ای کاش!

    [پاسخ]

    عابس
    اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۴ در ۷:۲۳ ب.ظ

    سلام
    پدرم اسم منو۲۷ سال پیش عابس گذاشته تا چند سال پیش زیاد حس خوبی نسبت به اسمم نداشتم تا جایی که بارها فکر تغییر اسمم به سرم زد ولی حالا با فهمیدن ارزش نامم افتخار میکنم که حداقل میتونم اسم این بزرگوارو با خودم بکشم

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۵ ق.ظ:

    با عرض سلام.
    عابس اسم زیبایی است! من آرزو داشتم اسمم عابس بود!
    بحثی در مورد تاثیر اسامی رو شخصیت افراد می باشد که کلیت بحث این است که هر شخص نسبت به اسمی که والدین او برایش انتخاب می کنند بر روی شخصیت آن فرد تاثیرگذار خواهد بود!
    خداروشکر کنید!
    إن شاءالله تاثیرات این اسم زیبا را روی شخصیت خود ببینید و مثل عابِس بن أبی شَبیبِ شاکری (رضی الله عنه) محو در سیدالشهداء علیه السلام شوید!
    موفق و پیروز باشید.

    [پاسخ]

    محسن
    اسفند ۱۱ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۴۲ ب.ظ

    سلام مطلبتون فوقالعاده زیبا اثر گزار بود کاش در مورد دیگر اصاب امام حسین ع هم مطالبی گفته میشد

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۵ ب.ظ:

    سلام. إن شاءالله خداوند عمری بده حتماً بروی چشم.

    [پاسخ]

    صابر
    خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۵ در ۱۲:۵۳ ق.ظ

    http://zakerin.ir/play/35248 این هم یک مداحی زیبا با همین مضمون

    [پاسخ]

    صابر
    خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۵ در ۱۲:۵۴ ق.ظ

    مطلبتون عالی بود . خدا قوت

    [پاسخ]

    احسان
    تیر ۲ام, ۱۳۹۵ در ۴:۳۱ ق.ظ

    سلام .در پی ترجمه این عبارت بودم اما آگاهی نداشتم این کلام عابس بن أبی شبیب بوده .
    معرکه هست چون که ابهت و عظمت خاص خودش رو داره از این حیث که این ذکر در شریف ترین والبته غم بارترین اوقات بین عاشق و معشوق جاری شده تلفیق عشق و شیدایی ومقتل
    امّ الاذکار است برای عشاق . چون عسل شیرین

    [پاسخ]

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei