حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

جسارت و توهین ابوبکر به امیرالمؤمنین و دختر رسول الله

تعداد بازدیدها: 2,568 مشاهده

امروز تصمیم گرفتم قسمتی از مناظره ای که بین مرحوم سلطان الواعظین «ره» با اهل تسنن در شهر پیشاور صورت گرفته را درج کنم.
عزیزان! توجه کنید در این مناظره ابوبکر  چه الفاظی را به امیرالمؤمنین و بی بی فاطمه زهرا «علیهما السلام» نسبت می دهد و چگونه حق دختر پیامبر را ضایع می کند.
حقیر که تحمل شنیدن این نسبت ها و حرف ها را ندارم.
اللهم العن اوّل ظالم ظلم حق محمد و آل محمّد و آخر له علی ذلک.
حتماً این نوشته حقیر را مطالعه کنید.
برای خواندن این نوشته به «ادامه مطلب» رجوع کنید.

امروز تصمیم گرفتم قسمتی از مناظره ای که بین مرحوم سلطان الواعظین «ره» با اهل تسنن شهر پیشاور صورت گرفته را درج کنم.
عزیزان! توجه کنید در این مناظره ابوبکر  چه الفاظی را به امیرالمؤمنین و بی بی فاطمه زهرا «علیهما السلام» نسبت می دهد و چگونه حق دختر پیامبر را ضایع می کند.
ابتدا شرح حالی را از این مرحوم را تقدیم شما می کنم.

شرح حالی از مرحوم سلطان الواعظین «ره»
مرححوم سلطان الواعظین شیرازی فرزند سید علی اکبر اشرف الواعظین از دانشمندان و خطبای مشهور شیعه بوده است. نسب شریف وی از طریق امام همام حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) به رسول گرامی (صلّی الله علیه و آله) منتهی میش ود.
وی در ماه ذی القعده سال ۱۳۱۴ قمری در تهران قدم به عرصه وجود گذاشت. تحصیلات اولیه را در تهران با موفقیت پست سر گذاشته و در سال ۱۳۲۶ همراه با پدر بزرگوارش عازم عتبات عالیات گردید و از محضر مرحوم مرندی و شهرستانی کسب فیض نمود. در سال ۱۳۲۸ به ایران مراجعه کرد. اشیان در طی عمر با برکت خود مسافرت های بسیاری به عراق، سوریه، فلسطین، اردن، مصر و هندوستان نموده و با طوایف بسیاری از یهود، هنود و بهائی ها مناظره نمود.
کتاب «شبهای پیشاور»، مشروح مذاکرات مجلس مناظره ای است که ایشان در سال ۱۳۴۵ قمری در حضور حدود دویست نفر از رجال و بزرگان شیعه و اهل سنت در شهر پیشاور پنجاب هند «پاکستان کنونی» داشته است. در این جلسه خبرنگاران چهار روزنامه و مجله ی محلی گفتگوهای طرفین را نوشته و منتشر می کردند. ماجرا از آنجا آغاز شد که مرحوم سلطان الواعظین در ربیع الاول سال ۱۳۴۵ هجری قمری از طریق هندوستان به قصد زیارت امام هشتم امام رضا (علیه السلام) عازم ایران می شود. وقتی به کراچی و بمبئی وارد می شود جراید محلی ورود ایشان را گزارش می دهند. دوستان و آشنایان، ایشان را به شهرهای دهلی، آگره، لاهور، کشمیر و کویته دعوت می کنند. در طی حضور در دهلی مناظره ای با علمای هنود و براهمه در حضور گاندی برگزار می شود که در این مجلس، مرحوم مسلطان الواعظین با بهره گیری از امداد الهی حقانیت دین مبین اسلام را ثابت می نماید. آن گاه به دعوت انجمن اثنی عشریه به ریاست سید علی شاه نقوی مدیر هفته نامه ی دُرّ نجف عازم شهر سیالکوت می شود و در این شهر با استقبال با شکوهی مواجه می شود. در چهاردهم رجب ۱۳۴۵ بنا به دعوت جناب محمد سرور خان به پیشاور که یکی از شهرهای مرزی پنجاب می باشد عازم می شود.
در پیشاور در حسینیه ی مرحوم عادل بیک رسالدار منبر می رود که عده ی بسیاری از اهل سنت و شیعه ی مقیم پیشاور در این جلسات شرکت می کنند.
در یکی از روزها بعد  از اتمام منبر، به ایشان خبر می دهند که دو نفر از بزرگان علمای اهل سنت کابل افغانستان به نامهای «حافظ محمّد رشید» و «شیخ عبدالسلام» تقاضای ملاقات با ایشان به منظور انجام مناظرات دینی را دارد. مرحوم سلطان الواعظین از این پیشنهاد استقبال می نماید.
جلسات مناظره در منزل میرزا یعقوب علی خان که از رجال مهم پیشاور است تشکیل می شود و ده شب به طول می انجامد که در پایان شش نفر از رجال و خوانین اهل سنت مذهب شیعه را اختیار نمودند.
مشروح این مناظرات نخستین بار در سال ۱۳۷۵ هجری قمری با اشراف حضرت آیت الله العظمی بروجردی «ره» به زیور طبع آراسته گردید و تا کنون بالغ بر چهل بار تجدید چاپ شده است.
مرحوم سلطان الواعظین در ده سال پایانی عمر با برکت خود به علت کسالت قلبی زمین گیر گردید تا این که در ماه شعبان ۱۳۹۱ قمری به جوار قرب الهی شتافت. پیکر پاک ایشان بعد از تشییع شکوهمندی که از طرف آیت العظمی مرعشی «ره» نجفی صورت پذیرفت در مقبره ابوحسین به خاک سپرده شد. کتاب های «صد مقاله سلطانی» و «گروه رستگاران» از دیگر تألیفات این دانشمند رفیع القدر می باشد.

اما قسمتی از مناظره که وعده داده بودیم بدین شرح است:
حافظ: هیچ کس جرأت جسارت و توهین به ودیعه ی پیامبر و بضعه ی رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) را نداشت! احتمالاً اشتباه می کنید!!
واعظ: آری هیچ کس جرأت نداشته است جز خلیفه شما ابوبکر که چون در مقابل استدلال های حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مجاب شد سوار بر منبر شد و بنای جسارت و هتّاکی را به فاطه (سلام الله علیها) و شوهر گرانقدرش علی (علیه السلام) گذارد.
حافظ: فکر می کنم، این حرف ها همه و همه تهمت هایی است که عوام شیعه به خلیفه ابوبکر زدند.
واعظ: شیعه با وجود این همه درک و سندی که در کتاب های شما وجود دارد، احتیاجی به جعل حدیث ندارد. پیشنهاد می کنم کتاب های تاریخی خودتان را مطالعه بفرمایید تا به صحت عرایض من پی ببرید. مطلبی که خدمتتان عرض کردم بر اساس نوشته ی ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری است. وی می نویسد :
« پس از اتمام خطبه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، امیرالمؤمنین (علیه السلام) رو به ابوبکر نمود و فرمود: چرا فاطمه را از میراث پدرش محروم نمودی و حال آنکه در حیات پدرش در این ملک متصرّف بوده است. ابوبکر گفت: فدک مال همه مسلمانان است، چنانچه فاطمه شاهدی بیاورد که فدک ملک اوست، آن را به وی پس خواهم داد حضت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: آیا درباره ما به غیره آنچه درباره دیگران حکم می کنی، می خواهی حکم نمایی!
بر طبق فرمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شاهد و گواه را مدعی می آورد نه متصرّف. تو بر خلاف این حکم قطعی و مسلّم از فاطمه که متصرّف در ملک است شاهد طلب می کنی؟ آیا نمی دانی که قول فاطمه که یکی از اصحاب کساء و مشمول آیه تطهیر است عین حقیقت می باشد؟ آیا اگر دو نفر در حضور تو شهادت دهند که فاطمه مرتکب حرام شده است، چه می کنی؟ گفت: مانند دیگران بر علیه او حکم جاری می کنم!! حضرت فرمود: در این صورت از جمله ی کفّار خواهی بود؛ زیرا شهادت خدا را درباره طهارت فاطمه نادیده گرفته و به شهادت دو انسان جایز الخطا ترتیب اثر داده ای. آیا از نظر تو فاطمه سلام الله علیها برای مال بی ارزش دنیا مرتکب دروغ و غصب می شود؟! تو شهادت صدیقه اطهر را رد می کنی و شهادت یک مرد اعرابی که بر پاشنه ی پای خود بول می کند را قبول می کنی؟! آن حضرت پس از گفتن این جملات با ناراحتی مسجد را ترک کرد. هیاهوی عجیبی در میان مردم به پا خاست. عده ای از مردم می گفتند: حق با علی و فاطمه است. چرا در حق دختر پیامبر اینگونه عمل می شود؟!
در این هنگام ابوبکر بالای منبر رفت و گفت: ای مردم! چرا سر و صدا می کنید؟ به این دلیل، او این حرف ها را می زند که من شهادتش را رد کرده ام. همانا او مثل روباهی است که شاهدش دم اوست!!! او ماجراجو و فتنه انگیز است. فتنه های کوچک را بزرگ نشان می دهد و  مردم را به فساد ترغیب می کند. علی از زنان  و ضعفا کمک می گیرد و مانند ام طحال که زن فاحشه ای در جاهلیت بوده است، می باشد.(۱)
آیا باور می کنید که منظور ابوبکر از این هتاکی ها و دشنام ها، دو محبوب و محبوبه ی خدا یعنی علی و فاطمه است؟! آیا این پیرمرد که خود را از نزدیکان پیامبر می داند، می فهمد که چه می گوید؟ اگر کسی بیاید و در مقابل همه حضار در این مجلس، صدا بلند کند و بگوید: این آقای حافظ مثل روباه است و جناب شیخ مثل دم اوست و مانند یک زن فاحشه حرف می زند؛ چقدر به شما و ما سخت می گذرد؟ الان که در حال بیان این مطلب هستم تمام بدنم می لرزد و نمی توانم جلوی اشک هایم را بگیرم. خدایا به رضای تو راضی ام و به روز حکمرانی تو و انتقام خواهی عادلانه ی تو دلم را خوش کرده ام؛ ای متعال و ای بلند مرتبه! پس ما هم همچون جدّه ی مظلومه مان سکوت می کنیم و منتظر خواهیم ماند.
و اما در ادامه ی بحث گذشته، حدیثی را برایتان نقل می کنم. از رسول معظم صلّی الله علیه و آله نقل است که : « هر که علی را دشنام دهد مرا دشنام داده و هر که مرا دشنام دهد، خدا را دشنام داده است(۲)». و نیز « هر که علی و فاطمه را آزار دهد مرا آزرده و هر که مرا آزار دهد خداوند متعال را آزرده است(۳)».(۴)
پی نوشت:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱٫ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۶، ۲۱۵، نامه ۴۵«فلما سمع ابوبکر خطبتها شق علیه مقالتها فصعد المنبر و قال: ایها الناس، ما هذه الرعه الی کل قاله! این کانت هذه الامانی فی عهد رسول‏الله صلی الله علیه و آله الا من سمع فلیقل، و من شهد فلیتکلم، انما هو ثعاله شهیده ذنبه، مرب لکل فتنه، هو الذی یقول: کروها جذعه بعد ما هرمت، یستعینون بالضعفه، و یستنصرون بالنساء، کام طحال احب اهلها الیها البعی. الا انی لواشاء ان اقول لقلت و لو قلت لبحت، انی ساکت ما نزکت. ثم التفت الی الانصار فقال: قد بلغنی یا معشر الانصار مقاله سفهائکم، و احق من لزم عهد رسول‏الله صلی الله علیه و آله انتم فقد جاءکم فاویتم و نصرتم، الا انی لست باسطایدا و لالسانا علی من لم یستحق ذلک منا. ثم نزل، فانصرفت فاطمه علیهاالسلام الی منزلها».
ابن ابی‏الحدید ادامه می‏دهد، من این کلام را بر نقیب ابویحیی، یحیی بن ابوزید بصری خواندم و گفتم: این سخنان را ابوبکر به چه کسی کنایه می‏زند؟
گفت کنایه نیست بلکه صریح است.
گفتم: اگر صریح بود سوال نمی‏کردم.
سپس خندید و گفت: مقصودش علی ابن ابی‏طالب علیه‏السلام است.
گفتم: همه‏ی این سخنان تند را به علی می‏گوید.
گفت: آری. ای پسرکم. حکومت است!  »» شرح ابن ابی‏الحدید، ج ۱۶، ص ۲۱۵٫ در این صفحه آمده است «قلت: قرات هذا الکلام علی النقیب ابی یحیی جعفر بن یحیی بن ابی زید ابصری و قلت له: بمن یعرض؟ فقال: بل یصرح: قلت: لو صرح لم اسالک. فضحت و قال: بعلی بن ابی‏طالب علیه‏السلام، قلت: هذا الکلام کله لعلی یقوله! قال: نعم، انه الملک یا نبی، قلت: فما مقاله الانصار؟ قال: هتفوا بذکر علی فخاف من اضطراب الامر علیهم، فنها هم.
۲ . البدایه و النهایه، ابنکثیر، ج ۵، ص ۱۲۱، حوادث سنه ۱۰ هجری.
۳ . سنن، ابن ماجه ، ج۱، ص۶۴۴، حدیث ۱۹۹۸ باب ۵۶٫
۴ . رجوع شود به کتاب شبهای پیشاور. این کتاب به صورت تحقیق شده توسط انتشارات «دلیل ما» در سه جلد به طبع آرسته شده است. در ضمن برخی از مطالب این پست را از کتاب « فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی، ص۵۹۳» نقل کردیم.

 

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • معامله خدا با یک قطره اشک

    معامله خدا با یک قطره اشک

    مرحوم حاج شیخ علی اکبر النهاوندی در کتاب «جنّه العالیه» می­ نویسد: بدان! بعضی از ارباب مقاتل برای توضیح و تشریح اخباری که در فضیلت گریه بر سید الشّهدا علیه السّلام وارد شده ـ که خداوند گناه گریه کننده را به یک قطره اشک می ­آمرزد ـ به قضیه ملاقات مرحوم [سید مهدی] بحر العلوم (أعلی الله مقامه الشریف) با حضرت حجّت علیه السّلام در راه سامرّه متوسل شده ­اند و مجمل کیفیّت آن علی ما هو المعروف این است: آن مرحوم وقتی به سامرّه می­ رفت، در بین راه به این مسأله فکر می­ کرد که گریه بر حسین علیه السّلام گناهان را می ­آمرزد، ناگاه دید عربی سوار بر مرکب مقابلش رسید، سلام کرد بر سیّد و فرمود: جناب سیّد شما را متفکّر می­ بینم، چه خیال می ­کنید؟ اگر مسأله علمی است، صحبت بدارید! شاید من هم

    … ادامه مطلب …

  • دل به دل راه دارد

    دل به دل راه دارد

    فردی از امام صادق علیه السّلام پرسید: شخصی به من گوید: تو را دوست دارم! از کجا بدانم (راست می­گوید و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: به قلبت رجوع کن؛ اگر او را دوست داری، بدان او نیز دوستت دارد. ………………………………………… متن حدیث: عَنْ صَالِحِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلًا یَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ: إِنِّی أَوَدُّکَ فَکَیْفَ أَعْلَمُ أَنَّهُ یَوَدُّنِی قَالَ: امْتَحِنْ قَلْبَکَ؛ فَإِنْ کُنْتَ تَوَدُّهُ فَإِنَّهُ یَوَدُّک‏![۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۱، ص ۱۸۲، باب استحباب إخبار الأخ فی الله بحبه له و أن القلب یهدی إلى القلب‏ نوشته های مرتبط: خدا را در قلب های شکسته پیدا کن خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود به مادرش تهمت (زنا) زدی؟! رسیدن به مقام قرب الهی فقط با محبّت حضرت زهرا خداوند دل های

    … ادامه مطلب …

  • خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

      پیامبر أکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: همانا خداوند قلب های شکسته را دوست دارد! راوی سؤال کرد: خدا کجاست؟ حضرت فرمودند: در قلب های شکسته… متن حدیث: إنّ اللّه یُحبُّ کلَّ قَلبٍ حَزِین وَ سُئِلَ أَیْنَ اللّه؟ فقال: عِندَ المُنکَسِرَهِ قُلُوبُهُم.[۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۰، ص ۱۵۷ نوشته های مرتبط: خدا دل های شکسته را دوست دارد شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود در دنیا مثل آقای خامنه ای نمی توانیم پیدا کنیم احیاء شعائر فاطمیه بزرگ ترین رستگاری است پدران،مادران و فرزندان آخرالزمان اقبال و ادبار دل ها زیارت امام رضا افضل از زیارت امام حسین است من در میان جمع و “جمع” جای دیگر است

  • ۱۴ نظر برای این مطلب
  • حجت
    اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۰ در ۶:۲۶ ق.ظ

    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محد
    اللهم العنهم جمیعا
    آمین

      [پاسخ]

      محمد کلهر
      اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۶ ب.ظ

      جالب بود برام
      تا حالا این موضوع رو جایی ندیده بودم
      موفق باشید

        [پاسخ]

        باقری
        اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ در ۷:۲۵ ق.ظ

        سلام علیکم

        خوش سلیقه هستید.

          [پاسخ]

          کوثر
          اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۰ در ۸:۵۶ ب.ظ

          سلام بر شما. شب و روزتون بخیر
          این ملعون چون میدانست که امام زمان حضرت زهرا (س) نیست ( نه خودش بلکه دومی هم) و به شهادت تاریخ امام زمان حضرت زهرا (س) مولا علی است که حضرت شیوه جانبازی را در مقام دفاع از حضرت علی (ع) و امر ولایت داشته.. لذا این ملعون از توهین نسبت به صدیقه طاهره سلام الله ابا نداشته.
          لعنت و عذاب الهی بر اولی و دومی و سومی.
          لعنت بر قنفذ و مغیره.
          لعنت بر دشمنان علی(ع).

            [پاسخ]

            یک دوست
            اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۰ در ۴:۴۱ ب.ظ

            سلام
            اجرتان با خود بی بی فاطمه زهرا سلام الله
            انشاءالله موفق باشید
            ما منتظر منتقم فاطمه هستیم

              [پاسخ]

              محمد
              اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۰ ق.ظ

              اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمدو آخر تابع له علی ذلک

                [پاسخ]

                عابدین
                اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۱ ب.ظ

                سلام حاج آقا
                ممنون که به وبلاگم سر زدی
                دانلود کتاب شبهای پیشاور:
                http://abedinart.blogfa.com/post-91.aspx
                ممنون میشم اگه برای دانلود علاقمندان بذارید.

                  [پاسخ]

                  مادر سادات
                  تیر ۱۹ام, ۱۳۹۰ در ۳:۴۹ ب.ظ

                  خدا لعنت کند آنکس که بر مادرم ره بست…خدا لعنت کنه آنکس که فدک را از مادرم غصب کرد…خدا لعنت کنه آنکس که مسیر ولایت را به سوی ظلمات تغییر داد…خدا لعنت کند آنکس که بر فرق مولایم علی شمشیر مسموم وارد کرد…خدا لعنت کند آنکس را که دستور داد تیر بر تابوت امام مجتبی بزنند…خدا لعنت کند آنکسانی را که دستان اباالفضل العباس را از تنش جدا کردند…خدا لعنت کند آنکس که تیر بر حنجره علی اصغر و چشم اباالفضل و قلب ابی عبدالله زد…خدا لعنت کند آنکس که سر شه دو عالم را از تن جدا کرد..خدا لعنت کند آنکس را که بر عمه جانمان زینب تازیانه زد…خدا لعنت کند آنکس را خون به دل مقام معظم رهبری میکند و او را می آزارد…سلام و صلوات بر پیروان راه حسین بن علی (ع)

                    [پاسخ]

                    Jeslyn
                    دی ۱۵ام, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۴ ق.ظ

                    Keep on wrtniig and chugging away!

                      [پاسخ]

                      دوست
                      خرداد ۷ام, ۱۳۹۱ در ۷:۴۵ ق.ظ

                      آیا می دانید جزای این همه نسبت های روا به این خلفای مظلووووووووم چیست
                      جنات تجری من تحتها…

                        [پاسخ]

                        محمد
                        مرداد ۸ام, ۱۳۹۲ در ۵:۴۴ ب.ظ

                        سلام علیکم
                        می خوام کار فرهنگی انجام بدم ولی خیلی بلد نیستم.خوشحال میشم که به وبلاگ من بیایید و منو از نظراتتون بهره مند کنید.
                        التماس دعا
                        یا مرتضی علی

                          [پاسخ]

                          جامانده از پرواز
                          مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۲ در ۹:۱۱ ق.ظ

                          سلام عیدتون مبارک طاعاتتون قبول
                          خدا اولین ظالم و ریشه ظلم به اهل بیت را لعنت کند که پایه گذار تمام اختلافات و ناگواریها در امت پیامبر اخر الزمان بودند …
                          خدایا حجت ثانی عشر را برسون … امین یا ربالعالمین

                            [پاسخ]

                            جامانده از پرواز
                            مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۲ در ۹:۱۲ ق.ظ

                            منتظر حضورتون در وبلاگ و نظرات ارزشمندتون هستم

                              [پاسخ]

                              علي
                              خرداد ۶ام, ۱۳۹۵ در ۲:۳۴ ب.ظ

                              سلام . ای کاش بجای این که از کلماتی مانند جسارت استفاده کنید یا هر گونه حرفی بزنید که احساسات اهل سنت براانگیخته شود ، فقط متن خالص را در اینجا قرار میدادید که اهل سنت هم بتوانند کاملاً منطقی بهره مند شوند . هر کار راهی دارد . نباید کاری کنید که اثر برعکس داشته باشد که در این صورت مسؤولید . تو رو به خدا ، اگر بدانید جایی به مقدسات دینیتان توهین شده میتوانید بدون احساسات قضاوت کنید ؟!!!!

                                [پاسخ]

                              • نظر بدهيد
                              • نام:
                                ایمیل:
                                وبسایت:





                                استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
                                Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
                                Designer : Mohammad Rafiei