حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

عقیده امام خمینی درباره ابن عربی از دیدگاه علامه جعفر مرتضی عاملی

تعداد بازدیدها: 3,224 مشاهده

علامه سید جعفر مرتضی عاملی

علامه سید جعفر مرتضی عاملی در ابتدای کتاب «ابن عربی سنّی متعصّب» هدف از نگاشتن این کتاب را سؤالات متعددی که درباره صحت تشیع محی الدّین از ایشان پرسیده شده است بیان می کند و در ابتدای این کتاب، جواب سؤالی که در مورد عقیده امام خمینی (ره) در مورد شخصیت ابن عربی شده است را پاسخ می دهد که به شرح ذیل می باشد:

معظم له در پیش درآمد کتاب می فرمایند: درباره ی تشیّع محی الدین ابن عربی سؤالات بسیاری به ما رسیده است که آخرین آنها سؤال زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سرور محقق جناب جعفر مرتضی عاملی (دامت برکاتُک)

سلام علیکم.

من در کتاب هایمان درباره ی شیخ محی الدین ابن عربی صاحب فتوحات مکیه و کتب دیگر که درباره ی عرفان نظری است، مطالب زیادی خوانده ام… نیز در برخی از کتاب های آقای خمینی (رحمه الله)، شاید در جنود عقل و جهل و یا تعلیق ایشان بر فصوص الحکم دیده ام که از او با نام «شیخ اکبر» یاد می کند و در کتاب روح مجرد نیز آمده است که «هیچ عارفی عارف نیست مگر دوازده امامی باشد». با همه ی این ها می بینیم که ابن عربی وقتی که در فتوحات مکیه می خواهد وضو را توصیف کند آن را مثل وضوی اهل سنت توصیف می کند و نیز وقتی درباره ی حدیث معراج و موارد دیگرِ بسیاری سخن می گوید، به گونه ای سخن می گوید که از شیعه نبودن او پرده بر می دارد. آیا می توان این موارد را «تقیه» بر شمرد یا نه؟ امیدوارم که پاسخ همراه با منابع باشد.

پاسخ: الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السّلام علی محمد و آله الطاهرین.

سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.

درباره سؤال شما به چند نکته باید توجه کرد:

۱- اینکه آقای خمینی (قدس سرّه) از ابن عربی با عنوان شیخ کبیر یاد می کند اطلاق لقب علمی را بر او می رساند چرا که هر انسانی که در علمی از علوم مثل پزشکی، ریاضیات، نجوم، نحو، فلسفه و… پیشرفتی داشته باشد علما القابی را به او می دهند که با جایگاه علمی او تناسب داشته باشد، و بدین وسیله او را در حدی که توانسته است آن علم را به دست آورد می ستایند؛ مثلاً اگر کسی در پزشکی صاحب مهارت شود به وی پزشک ماهر و یا دانشمند علامه در پزشکی می گویند؛ با صرف نظر از وابستگی مذهبی یا التزام دینی و یا رفتار اجتماعی او.

پیامبر صلّی الله علیه و آله نیز از خسرو پرویز با عنوان، «عظیم الفُرس»[۱] و از قیصر با عنوان «عظیم الروم» یاد کرده است.

البته گاهی ممکن است که القاب از حقیقت بزرگ تر باشد یعنی به گونه ای مبالغه آمیز بر اشخاص اطلاق شود، و شاید انگیزه های مختلفی مثل چاپلوسی، محبت صادقه، شیفتگی بسیار نسبت به فردی و یا… نیز در آن دخالت داشته باشد.

با توجه به این مطلب، اگر علمای باتقوی از فردی به وسیله ی القاب علمی یاد کنند و او مستحق آن القاب نباشد، این بدان معنا نیست که فرد عقیده ی درستی دارد و یا به احکام شرع و دین ملتزم است چه رسد به اینکه او را باتقوی و پارسا بدانیم، و این القاب علمی بیانگر موافقت یا مذهب دینی آن فرد و التزام به عقاید و آرای او نیست.

برای مثال شریف رضی، أبااسحاق صابی را که از نظر دینی با او مخالف است با قصیده ای مرثیه گفته، و مطلع آن چنین است:

أعلمتَ مَن حملوا عَلَی الأعوادِ               أرأیتَ کیف خبا ضیاءُ النادِیی

جبلٌ هوی لو خرّ فی البحر اغتدی                   مِن وقعه متتابعَ الإزبادِ

آیا می دانی چه کسی را بر چوب ها (تابوت ها) می برند؟ آیا می بینی که چگونه نور محفل خاموش شد.

کوهی فرو افتاد که اگر در دریا بیافتد از اثر افتادن او دریا پر تلاطم می شود و پی درپی کف بر می آورد.

۲- آیت الله العظمی خمینی (رحمه الله) دوراندیش و درست اندیش بود و هنگامی که به «گورباچوف» رئیس اتحاد جماهیر شوروی نامه ای نوشت و در آن از ابن عربی یاد کرد، گویا ایشان به این نکته توجه داشت که آن جوامع، از گذشته تا کنون پیوسته غرق در زندگی مادی بوده اند تا جایی که ماده و مادی گری، چشم آنها شده که با آن می بینند و گوش آنها شده که با آن می شنوند و قلب آنهاست که در تپش است. مادی گری بر اندیشه و عقل آنها سایه افکنده و تدبیر امور و هدایت آنها را به عهده گرفته است و عواطف و احساسات این جوامع همه در مادی گری شکل گرفته است.

لذا امام (رضوان الله) خواست که به این تفکر مادی، که منبع تفاخر آن جوامع و پایه زندگی آنهاست، ضربه ای آن هم در نقطه ضعف حقیقی آنها وارد آورد تا مردم آن دیار را با فقدان معنویتی که از آن رنج می برند روبرو کند.

از گذشته تا کنون در منطقه شوروی سابق ده ها میلیون مسلمان زندگی می کنند که در اصول دینی خود به شیوه های صوفیه وابسته اند و آثار این تصوف در زندگی آنها باقی است و خاطرات آن، که پراکنده و کم رنگ شده، هنوز آنها را می فریبد و به خود جلب می کند.

همچنین شاید امام از آن رو نام ابن عربی را آورده است که مسلمانان آن کشور ـ که فراوان هم هستند ـ اشتیاق به اسلام و معنویات آن را برانگیزد. ابن عربی چهره ای درخشان در تصوف است و لذا با بردن نام او هم مسلمانان و هم کسانی که بر سر کارند با این حقیقت روبرو می شوند که باید به چیزی بیاندیشند که شدیداً به آن نیاز دارند تا نبود معنویت را که پایه ی بدبختی و مصیبت آنهاست درمان کنند.

امام (رحمه الله) از نزدیک ترین راه آنها را با حقیقتی روبرو کرد که دیر زمانی از آن غافل بودند و از رویارویی با آن می گرختند و شاید غرور و تکبرشان آنها را به ستیز با آن فرا می خواند.

آری ایشان (رحمه الله) وقتی که از چهره های درخشان عرفان و تصوف سنّی یاد کرد در واقع می خواست که در عمق وجدان و احساس فطری آنها و نقطه ای که در آن ضعف داشتند با آنها روبرو شود و بدین وسیله ضربه ای قوی بر عمق و ریشه ی تفکر مادی وارد آورد.

ایشان نمی خواست آنها را به اعتقادات ابن عربی و یا مذهب فقهی وی سوق دهد تا پایبند آن باشند چرا که آقای خمینی (رحمه الله) می دانست که ابن عربی در میان علمای فقه و مذهب، جایگاهی ندارد و کسی به حساب نمی آید.

بلکه استادان ابن عربی ـ که برای خود چیزهایی را ادعا می کنند که در حد آنها نیستند ـ حتی گمان نمی بردند که اسم آنها در زمره ی شاگردان بزرگان شریعت و دین و اندیشه وران سترگ مذهبِ حق ذکر شود، چه رسد به اینکه از همتایان آنها به شمار آیند.

در هر صورت آیت الله خمینی به جد بزرگوار خود سیدالشهداء علیه السّلام اقتدا کرد، آنجا که حضرت دشمنان خود را که جنایتکارانی بی شرم بودند دعوت کرد تا از گمراهی خود برگردند، و خصلت های نیک عرب را به یاد آنها آورد، و سعی کرد که همت های آنها و غرورشان را بر انگیزد و فرمود: «وَیْحَکُمْ یَا آلِ أَبِی سُفْیَانَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دِینٌ وَ کُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَکُونُوا أَحْرَاراً فِی دُنْیَاکُم‏ْ وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِکُمْ إِذْ کُنْتُمْ عرَابا[۲]؛ وای بر شما ای آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی هراسید، در دنیای خود آزاده باشید، و اگر عرب هستید به نیاکام خود برگردید».

۳- سیره ی ابن عربی نشان داده است که وی در عقیده ی خود، به جانب حق و صواب پایبند نیست و چنانکه از او خبر داده اند به احکام شرع و مقتضیات پارسایی و تقوا نیز التزام نداشته است.

و اینکه برخی از علما از وی مطالبی را در زمینه علم تصوف و عرفان فرا گرفته اند و یا برخی کتب او را می خوانند و سخنانش را تکرار می کنند این درست مثل این است که علم نحو را از ابن مالک و مبرد و سیبویه[۳] فرا گیرند و یا علم پزشکی را از بزرگان آن در شرق و غرب بیاموزند.

از ائمه اطهار علیهم السّلام روایت شده است: إنَّ الْحِکْمَهَ ضَالَّهُ الْمُؤْمِنِ فَاطْلُبُوهَا وَ لَوْ عِنْدَ الْمُشْرِکِ تَکُونُوا أَحَقَّ بِهَا وَ أَهْلَهَا[۴]؛ حکمت گمشده ی مؤمن است پس آن را بجوید هرچند نزد مشرک باشد که شما اهل آن هستید و به آن سزاوارترید.

و در جای دیگر آمده است: إِنَّ الْحِکْمَهَ تَکُونُ فِی صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتُلَجلَجُ فِی صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْکُنَ فِی صَدْرِ الْمُؤْمِن[۵]‏؛ حکمت گاه در سینه ی منافق است، و در سینه ی او می چرخد و می چرخد تا اینکه بیرون می آید و در سینه ی مؤمن می نشیند.

ما وقتی که در این زمینه به این روایات استناد می جوییم مقصودمان معنای عام آنهاست، تا بیان کنیم که علوم از هر کسی فراگرفته می شود؛ و نمی خواهیم که با توجه به تمام جهات مضمون روایت، بر ابن عربی حکم کنیم.[۶]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] . [پادشاه] بزرگ ایرانیان. (مترجم)

[۲] . ر.ک: بحارالأنوار، ج۴۵، ص۵۱؛ لهوف، ص۷۷ و در چاپ دیگر، ص۱۰۶؛ و العوالم «امام حسین علیه السلام»، ص۲۹۳ و منابع دیگر

[۳] . هر سه از بزرگان و دانشمندان علم نخو در ادبیات هستند. (مترجم)

[۴]. بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۴ و ج۲، ص۹۲٫ درباره ی فراگرفتن حکمت از منافق ر.ک: بحارالأنوار، ج۲، ص۹۹ و ج۷۸، ص۳۰۷

[۵] . بحارالأنوار، ج۲، ص۹۹ و ۹۷ و شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۲۲۹

[۶] . ابن عربی سنی متعصب، ص۱۶ به نقل از مذهب ابن عربی (ترجمه کتاب ابن عربی سنی متعصب)، ص۲۹

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عاقبت فکر کردن به گناهان

    عاقبت فکر کردن به گناهان

    امیر مؤمنان علی علیه السّلام می فرمایند: هر کس در اندیشه گناه باشد و پیرامون آن بسیار فکر کند سرانجام همان افکار بد و اندیشه‏ های پلید، او را بارتکاب گناه می خواند و آلوده‏ اش میسازد. متن روایت: مَن کَثُرَ فِکرُهُ فِی المَعاصِی دَعَتهُ إلَیها.[۱] [۱] . غرر الحکم، حدیث ۸۵۶۱ نوشته های مرتبط: عاقبت کسی که نماز را سبک شمارد عاقبت منکرین فضیلت گریه بر سیدالشهداء دعای امام زمان برای بخشش گناهان شیعیان چت کردن با جنس مخالف چه حکمی دارد؟ عاقبت منکر امامت حضرت علی در روز غدیر و حجه الوداع احکام ضروری مربوط به غسل کردن مقام حضرت زهرا به روایت امام جواد علیه السلام شب دوّم محرم | ثواب گریه کردن بر مصائب امام حسین هر چه خواهی گناه کن! گفت تو را می بخشم

  • خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه

    خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه

    ابن قولویه در کتاب شریف «کامل الزیارات» حدیثی محیرالعقول از صَفوان جَمّال نقل کرده است که وی گفت وقتی حضرت ابوعبدالله (امام صادق) علیه السّلام به حیره تشریف آوردند به من فرمودند: آیا مایل به زیارت قبر حسین علیه السّلام هستی؟ عرض کردم: فدایت شوم آیا قبر آن حضرت را زیارت می کنی؟ حضرت فرمودند: چگونه آن را زیارت نکنم و حال آنکه خداوند متعال[۱] در هر شب جمعه با فرشتگان و انبیاء و اوصیاء به زمین هبوط کرده و او را زیارت می کنند. البته حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم أفضل أنبیاء و ما أفضل أوصیاء هستیم! سپس صفوان عرض کرد: فدایت شوم بنابراین، هر شب جمعه قبر آن حضرت را زیارت کرده تا بدین وسیله زیارت پروردگار را نیز کرده باشیم؟ حضرت فرمودند: بلی! ای صفوان ملازم این باش! برایت زیارت قبر حسین علیه

    … ادامه مطلب …

  • فطرت هایی از جنس حسین

    فطرت هایی از جنس حسین

    حدیث مشهوری است از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله که فرموده است: همانا در نهان مردم باایمان معرفت و شناختی نسبت به امام حسین (علیه السّلام) نهفته است. متن حدیث: إِنَّ لِلْحُسَیْنِ فِی بَوَاطِنِ الْمُؤْمِنِینَ مَعْرِفَهٌ مَکْتُومَه.[۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . الخرائج، ج۲، ص۸۴۲ ضمن حدیث ۶۰، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۲۷۱ ضمن حدیث ۳۹، معالی السبطین، ص۴۱ به نقل از القطره، ج۱، فضائل امام حسین علیه السلام نوشته های مرتبط: شرح حدیث نبوی «حسین منی و أنا من حسین» زیارت امام رضا افضل از زیارت امام حسین است بدن مطهر سیدالشهداء شفادهنده بال فطرس ملک بشارت امام حسین به مرحوم آیت الله بهجت آخرین وصیت امام حسین علیه السّلام اسراری از بوی سیب حرم امام حسین تک بیتی هایی تقدیم به خانم فاطمه معصومه علیهاالسلام ارزش وقت در سیره علامه میرحامد حسین هندی زیارت قبر امام حسین امری واجب یا مستحب

    … ادامه مطلب …

  • بشارت امام حسین به مرحوم آیت الله بهجت

    بشارت امام حسین به مرحوم آیت الله بهجت

    یکی از طلاب حوزه علمیه قم تعریف می کرد که نزدیک ماه محرم امسال در عالم رؤیا خدمت مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله تعالی علیه) رسیدم و ایشان به من فرمودند: «من از آقا امام حسین (علیه السّلام) سؤال کردم که آیا تمام عمرم را در راه شما گذرانده ام؟ و آقا سیّدالشهداء در جواب به سؤال من فرمودند: بله! تمام عمرت را در راه ما خرج کردی!» نوشته های مرتبط: توصیه آیت الله بهجت به یکی از طلاب در عالم رؤیا یوم الله در کلام مرحوم آیت الله انصاری شیرازی+فیلم امام حسین مرا از عذاب قبر نجات داد آخرین وصیت امام حسین علیه السّلام زیارت امام حسین سبب نجات از آتش جهنم اسراری از بوی سیب حرم امام حسین زیارت امام رضا افضل از زیارت امام حسین است زیارت قبر امام حسین امری واجب یا مستحب شرح

    … ادامه مطلب …

  • معصومه فاطمه است

    معصومه فاطمه است

    حضرت آیت الله سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی (رحمه الله علیه) درباره علّت اقامت خود در قم چنین توضیح می دهد: من متولّد شده نجف أشرف و بزرگ شده آنجا بودم. علت آمدنم به قم این بود که پدرم مرحوم آیت الله سیّد محمود مرعشی برای آنکه از محل قبر شریف حضرت زهرا (علیهاالسّلام) باخبر شود، چهل شب در حرم حضرت علی (علیه السّلام) بیتوته، شب زنده داری، عبادت و مناجات نمود. یک شب آن حضرت در یک حالت مکاشفه به پدرم فرمود: سید محمود! چه می خواهی؟ پدرم عرض کرد: محل قبر حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسّلام) کجاست تا در کنار قبرش بروم و او را زیارت کنم؟ حضرت فرمود: من که نمی توانم قبر حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) را برخلاف وصیّت او معلوم کنم! پدرم عرض کرد: پس من هنگام زیارت او چه کنم؟ حضرت فرمود: خداوند مقام شکوهمند حضرت

    … ادامه مطلب …

  • برترین عمل در ماه مبارک رمضان

    برترین عمل در ماه مبارک رمضان

    وقتی پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) آن خطبه غرّاء را راجع به ماه رمضان خواند، یک مرتبه یک نفر از جا برخاست. آن که بود؟ آن کسی بود که گفتنی نیست که بود! چه کرد! به کجا رسید! آن یک نفری که از جا برخاست و در مقابل پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) در چنین وقتی حرف زد که بود؟ أمیرالمؤمنین (علیه السّلام). از جا برخاست. گفت: یا رسول الله! أفضل اعمال در ماه رمضان چیست؟ پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) جواب داد، اما چه جوابی! خوب این ها را فکر کنید. خاتم النّبیّین (صلّی الله علیه و آله)، عصاره‌ ی عالم هستی است. یعنی اگر تمام عالم به کمال برسد،  مرتبه‌ ی نبوت می‌ شود. اگر مرتبه ‌ی نبوت به کمال برسد،  مرتبه رسالت می ‌شود. اگر مرتبه‌ ی رسالت به کمال برسد، صاحب کتاب می‌

    … ادامه مطلب …

  • ۱۷ نظر برای این مطلب
  • بنده خدا
    فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    باعرض سلام و ادب
    کاملا مخالف این عقیده و نظرم، در مورد شخصیت الهی این عارف بزرگ حرف و حدیث زیاده و متأسفانه درست اندیش و حقیقت یاب کم….

    [پاسخ]

    فرزام ابوفاضلی
    فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۵۹ ب.ظ

    با سلام
    ای کاش کمی اختلافات فرقه ای را کنار می گذاشتیم و در برابر علوم و علمای بزرگ سر تعظیم فرو می آوردیم.
    خدمتی که بزرگان فلسفه و عرفان به عالم اسلام نموده اند نظیر ندارد…

    [پاسخ]

    سرباز مهدی
    فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۴ در ۶:۱۹ ب.ظ

    سلام. لطفا از طرح صلواتی که برای حضرت فاطمه الزهرا (س) هست حمایت کنید.[لبخند][گل]
    ان شاالله بی بی جان خودشون پاداش این کارتون رو بدن.[گل]

    [پاسخ]

    علی
    اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۴ در ۴:۴۰ ب.ظ

    آخه اصلا مگه ما بیکاریم در مورد عظمت نداشتن افرادی که دسترسی بهشون نداریم قضاوت کنیم
    خب این آقا کتابهایی تو عرفان نظری دارن که اهل فن می دانند که مثل ندارن این کتاب ها
    حالا شما می خوای بگو یهودی بوده یا اصلا زرتشتی خب چه فرقی می کنه مگه قراره مرجع تقلیدمون باشه داره
    کلا تو حاشیه ایم دیگه همین که یکم مباحث ظریف و دقیق میشه و حال نداریم می گیم اصلا اینا به چه درد می خوره بعد هم که یکم کسی بشیم کسایی که اهل دقت و حکمتند رو تکفیر و … می کنیم
    خدا عاقبت مون رو بخیر کنه

    [پاسخ]

    رضا
    اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۴ در ۸:۵۳ ب.ظ

    نظر حضرت آیت الله العظمی سید محمدصادق روحانی درباره ابن عربی

    سوال۱٫ نظر مبارک معظم له راجع به ابن عربی صاحب فتوحات و فصوص از جهت تشیع یا عدم آن چیست؟

    جواب: باسمه جلت اسمائه
    محیی الدین ابن عربی در کتاب فتوحات مکیه ـ خود را مستغنی از شناخت امام زمان می داند ـ و خدا را عین همه اشیا معرفی می کند ـ و ولایت ظاهر و باطنی برای افرادی چون معاویه و متوکل قائل است ـ و به خود اجازه می دهد از انبیاء امتحان توحید بگیرد و همه مردود بداند ـ و در عالم کشف شهود شیعه را به صورت خنزیر ببیند و غیر اینها از مزخرفات، هنوز درباره او شک دارید که سوال می کنید.

    سوال۲٫ آیا مطالب مندرج در آثار مکتوب وی که معارض با ضروریات مذهب شیعه می باشد را می توان حمل بر تقیه و استضعاف فکری و قصور وی دانست؟

    جواب: باسمه جلت اسمائه
    ابدا ممکن نیست.

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۵۷ ق.ظ:

    تشکر از شما آقا رضا

    [پاسخ]

    مهدی
    خرداد ۷ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۵۷ ق.ظ

    حضرت امام خمینی (ره) در آثار اخلاقی و عرفانی خود مانند شرح دعای سحر، مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، تعلیقه علی الفوائد الرضویه، سر الصلوه، آداب الصلوه و شرح چهل حدیث در موراد بسیاری از محیی‌الدین ابن عربی به عظمت یاد کرده و تحت عناوین با شکوهی مانند: شیخ کبیر، شیخ عارف، شیخ محقق، بزرگمرد از او نام برده و به عنوان یکی از «بزرگان مشایخ ارباب عرفان» او را ستوده است.
    ****************
    حضرت امام خمینی(ره) در اواخر ماههای عمر شریف خود (یکشنبه ۲۵ دى ماه ۱۳۶۷) درباره کتاب فصوص الحکم می‌نویسد: «یاد روزى که در ایام جوانى کتاب «فصوص الحکم» و دیگر کتب عرفانى را که بزرگان مشایخ ارباب عرفان به یادگار گذاشته‏اند در خدمت بعض از مشایخ اهل عرفان- رضوان اللَّه علیه- استفاده نمودم و اکنون که در این سنّ کهولت و از پاى درآمدگى دختر عزیزم (فاطى) خانم فاطمه طباطبائى از این بى‏بضاعت خواستند چیزى بنویسم باید بگویم که کتب مذکور با همه قدر و منزلتى که دارند و کمکهاى بسیار ارزنده‏اى به معرفت قرآن کریم- سرچشمه فیّاض معرفه اللَّه و کتب ادعیه ائمه معصومین، صلوات اللَّه و سلامه علیهم اجمعین، که آنها را حقّاً قرآن صاعد باید خواند و احادیث آن بزرگواران- مى‏کنند، حلاوت و لطافت و جامعیت اسرار کتاب الهى را ندارند.

    فى المثل سوره مبارکه حمد مشتمل جمیع اسرار معارف الهیه است که تحمل آن از عهده این نویسنده دست و پا بسته خارج است، همین قدر بدان اى دختر عزیزم که در بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ معارف و اسرار غیر قابل تحمل براى ما است و اگر عارف صاحب سرى در الْحَمْدُ لِلَّهِ با قدم صاحب ولایت غور کند مى‏یابد که در عالم هستى غیر از اللَّه چیزى و کسى نیست که اگر بود حمد مختصّ به ذات الوهى نبود (تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل) پس باید قلمها بشکنند اگر گمان شود وراى او هستند.

    تو نیز اى عزیز کتب عرفا و اولیا را بخوان به قصد فهمیدن یا ذوق کردن همین کلمه شریفه جامعه. خداوند تعالى تو و احمد عزیزم و فرزندان عزیزت را که نور چشمان من هستید حفظ کند، و از شماها انتظار دعاى خیر دارم بویژه پس از موتم. و السلام علیکم و رحمه اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏۲۱، ص ۲۳۷)

    نکات جالب توجه حضرت امام درباره کتاب فصوص الحکم ابن عربی در این نامه:
    ۱٫ خاطره خوش امام از فراگیری فصوص الحکم
    ۲٫عنوان «بزرگان مشایخ ارباب عرفان» برای ابن عربی
    ۳٫استفاده علمی امام از فصوص الحکم
    ۴٫قدر و منزلت داشتن فصوص الحکم نزد امام
    ۵٫کمک‌های بسیار ارزنده فصوص برای فهم و معرفت قرآن و کتب ادعیه و احادیث ائمه
    ۶٫ سفارش به خواندن و فراگیری کتب عرفانی به قصد فهمیدن یا ذوق کردن اسرار قرآن (کلمه شریفه جامعه)
    ۷٫ حتی زمانی که امام، این نوع کتابها را با قرآن مقایسه می‌کند و می‌فرماید که هیچکدام حلاوت و لطافت و جامعیت اسرار کتاب الهى را ندارند مثالی می‌زند که همه این کتب عرفانی بر مبنای آن مثال دور می‌زنند یعنی «وحدت وجود» و آن را از قرآن (الحمدلله رب العالمین) استفاده می‌کند. (فى المثل سوره مبارکه… اگر عارف صاحب سرى در الْحَمْدُ لِلَّهِ با قدم صاحب ولایت غور کند مى‏یابد که در عالم هستى غیر از اللَّه چیزى و کسى نیست که اگر بود حمد مختصّ به ذات الوهى نبود (تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل) پس باید قلمها بشکنند اگر گمان شود وراى او هستند.)

    جهت اطلاع بیشتر:
    http://www.samtekhoda.ir/fa/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF/ebne-arabi-shia.html
    http://www.1001kaleme.ir/index.php/home/1113

    موفق باشید.
    یا علی

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۴ ۶:۰۰ ق.ظ:

    باتشکر
    قسمتی از نظر شما بخاطر طولانی بودن و مرتبط نبودن با مطلب حذف گردید!

    [پاسخ]

    افسر
    تیر ۱۵ام, ۱۳۹۴ در ۲:۳۹ ب.ظ

    سلام.اگر طالب راه هستید توصیه میکنم به آثار استاد علی اکبر خانجانی رجوع کنید.وقت آن است که خودمون پا به عرصه عرفان بگذاریم و قضاوت در مورد دیگران مشکلی را حل نمیکند
    استاد عرفان شیعی را به زبانی ساده بیان داشته اند تا هر کس به قدر فهم خود سیراب شود.وقت آن رسیده که به درد زایمان خودشناسی مبتلا شویم.و من الله التوفیق

    [پاسخ]

    سید
    شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۴ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    از مسائل حاشیه ای که مورد اختلاف علما می باشد و شما هم هیچ سررشته ای در آن ندارید پرهیز شود بهتر است

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۴ ق.ظ:

    من نظر خودم رو ننوشتم!
    نظر حضرت علامه سید جعفر مرتضى عاملی دام ظله رو در مورد این موضوع درج کردم!
    در مورد سررشته داشتن یا نداشتن کسی هم لازم نیس قضاوت و داوری کنید!

    [پاسخ]

    نادر
    بهمن ۴ام, ۱۳۹۴ در ۴:۲۵ ب.ظ

    لعنت بر ابن عربی و پیروان او

    [پاسخ]

    صالح
    اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۴ در ۳:۱۹ ب.ظ

    سلام واقعا جای تآسف است ک فقط نظر آقای عاملی رو گذاشتید!!!!!!! آقای حمید رضا چرا نظر مراجع عظام جوادی آملی و حسن زاده ی آملی رو درج نمی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۷:۰۵ ب.ظ:

    سلام بر صالح عزیز.
    اگر با حضرات آیات عظام جوادی و حسن زاده آملی هم عقیده بودم حتماً نظر این عزیزان رو درج می کردم!
    براتون آرزوی موفقیت می کنم.

    [پاسخ]

    حقیقت
    اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۴ در ۱:۲۵ ب.ظ

    قابل قبول نمی باشد . دست وپازدن الکی است که شیخ اکبر که خلص علی بن ابیطالب می باشد

    [پاسخ]

    سید حسن
    آذر ۷ام, ۱۳۹۵ در ۳:۲۲ ب.ظ

    حقیقتا ادله ایشان سطحی است و قابل پذیرش نیست.

    [پاسخ]

    عبد عاصی من عباد الله
    آذر ۱۷ام, ۱۳۹۵ در ۱:۴۲ ق.ظ

    اگر ایشان می‌گفتند در مورد ابن عربی نظرشان با نظر حضرت امام (ره) مخالف است خیلی بهتر و زیباتر بود تا اینکه سعی کنند با ارائه توجیه‌های عجیب و دور از ذهن منظوری عجیب را به حضرت امام در نامه‌شان به گورباچوف تحمیل کنند.
    سایر دوستان مخالف یا منتقد فلسفه یا/و عرفان هم که دل در گرو انقلاب و حضرت امام (ره) دارند حقیقتا لازم نیست برای اثبات پایبندی‌شان به نظام و انقلاب دست به تحریف نظرات علمی حضرت امام بزنند. کافی است چون بزرگانی مثل میرزا جواد تهرانی (ره) میان عشق به انقلاب و نقد فلسفه/عرفان تفکیک قائل بشوند و هر کدام را شفاف بیان نمایند. همان طور که علاقمندان به فلسفه و عرفان ممکن است به امثال مرحوم تهرانی عشق بورزند (از جنبه انقلابی‌گری و دفاع‌ و پایمردی‌شان در حمایت از امام) و از جنبه مسائلی علمی ایشان را نقد کنند و قبول نداشته باشند.

    [پاسخ]

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei