حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

نجوای حضرت رقیه با پدر در خرابه شام

تعداد بازدیدها: 2,941 مشاهده

حضرت رقیه

در کتاب «الایقاد» نوشته سید محمد على شاه عبدالعظیمى به نقل از کتاب«العوالم» و دیگر کتاب‏ ها ماجرا را ذکر کرده که خلاصه آن چنین است: حسین (علیه السلام) دختر کوچکى داشت که او را دوست مى ‏داشت و هم کودک او را. گویند که نامش رقیه بود و سه سال داشت. او که با اسیران شام همراه بود شب و روز در فراق پدر گریه مى ‏کرد. به او مى‏ گفتند: پدر به سفر رفته است[۱] شبى این نازدانه پدر را در خواب دید و چون بیدار شد، بسیار بى‏ تابى مى ‏کرد و گفت: پدر و نور چشم مرا بیاورید. هر چه اهل بیت (علیهم السّلام) براى آرام کردنش کوشیدند، اندوه و گریه‏ اش بیشتر شد. اهل بیت (علیهم السّلام) نیز از گریه ‏اش غمگین شدند و به گریه درآمدند. سیلى به صورت زدند و خاک بر سر پاشیدند و مو پریشان کردند. فریاد ناله و زارى آنها بلند شد و یزید ملعون که آن را شنید، گفت: چه خبر است؟ گفتند: دختر کوچک حسین (علیه السلام) پدرش را به خواب دیده است. اینک بیدار شده و او را مى‏ خواهد و گریه و فریاد مى ‏کند. چون یزید ملعون این را شنید گفت: سر پدرش را ببرید و در جلوى او بگذارید، تا دل خوش کند. آن گاه سر حسین (علیه السلام) را درون سینى نهادند و رویش را پوشیدند و جلوى‏ دُردانه سیدالشهداء گذاشتند. گفت: اى مرد! من پدرم را خواستم، نه غذا! گفتند: پدرت اینجاست. دخترک در پوش را برداشت و سرى را دید و گفت: این چه سرى است؟ گفتند: سر پدر توست. رقیّه سر پدر را برداشت و به سینه چسباند و نجوا می کرد:

یا أبَتاهُ، مَنْ ذَاالَّذی خَضبکَ بِدِمائکَ؛ بابا جان! چه کسى تو را با خونت خضاب کرد؟

یا أبتاهُ، منْ ذَا الَّذی قَطع و ریدَیْکَ؛ بابا جان! چه کسى رگ های گردنت را برید؟

یا أبتاه، منْ ذا الَّذی أیْتمنی علی صغر سِنّی؛ بابا جان! چه کسى مرا در خردسالى یتیم کرد؟

یا أبتاهُ، منْ لِلْیَتیمه حتّی تَکْبُر؛ بابا جان! یتیم تا هنگامی که بزرگ شود چه کسى را دارد ؟

یا أبتاهُ، منْ للنّساءِ الحاسرات؛ بابا جان! [بعد از تو] زنان چه کسى را دارند؟

یا أبتاهُ، منْ للْأَرامِلِ المسْبیّاتِ؛ بابا جان! [بعد از تو] زنان بیوه و اسیر چه کسى را دارند؟

یا أبتاهُ، منْ للْعیونِ الْباکیاتِ؛ بابا جان! [بعد از تو] چشم ‏هاى گریان چه کسى را دارند؟

یا أبتاهُ، مَنْ لِلضّایعاتِ الْغریبات؛ بابا جان! [بعد از تو] زنان بی صاحب و غریب چه کسى را دارند؟

یا أبَتاهُ، مَنْ لَلشُّعورِ الْمَنْشورات؛ بابا جان! [بعد از تو] موهاى پریشان چه کسى را دارند؟

یا أبتاهُ، منْ بَعْدکَ واخَیْبَتاهُ؛ بابا جان! پس از تو [کسى نداریم] و نومیدیم.

 یا أبتاهُ، منْ بَعدکَ وا غُرْبَتاهُ؛ بابا جان! پس از تو داد از غریبی.

یا أبتاهُ، لَیْتنی کُنت لَک الْفِداء؛ بابا جان! اى کاش فدایت مى ‏شدم.

یا أبتاهُ، لَیْتنی کَنت قَبل هذا الْیَومِ عمیاءَ؛ بابا جان! اى کاش کور مى‏ بودم و این روز را نمی دیدم.

یا أبتاهُ، لَیْتنی وُسدتُ الثَّری و لا أری شَیبکَ مُخضَّباً بِالدّماء؛ بابا جان! اى کاش مرا خاک می کردند و نمى ‏دیدم که محاسن مبارکت به خون خضاب شده است!

 پس دهان مبارکش را روى دهان شهید مظلوم نهاد و آن قدر گریست که از هوش رفت. چون تکانش دادند، دیدند که روح از قفس دنیا پرواز کرده است. صداى اهل بیت (علیهم السلام) به گریه بلند شد و اندوه و عزا تازه گردید، هر کس از شامیان که صداى گریه آنها را شنید گریست. مرد و زن در آن روز گریستند. سپس او را غسل دادند و دفن کردند.[۲]

[۱] . منظورشان سفر آخرت بود

[۲] . الایقاد، ص ۱۷۹؛ معالى سبطین، ج۲، ص۱۷۰؛ به نقل از او و منتخب طریحى و با کاروان حسینى،ج‏۶، ص ۲۰۷

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • معامله خدا با یک قطره اشک

    معامله خدا با یک قطره اشک

    مرحوم حاج شیخ علی اکبر النهاوندی در کتاب «جنّه العالیه» می­ نویسد: بدان! بعضی از ارباب مقاتل برای توضیح و تشریح اخباری که در فضیلت گریه بر سید الشّهدا علیه السّلام وارد شده ـ که خداوند گناه گریه کننده را به یک قطره اشک می ­آمرزد ـ به قضیه ملاقات مرحوم [سید مهدی] بحر العلوم (أعلی الله مقامه الشریف) با حضرت حجّت علیه السّلام در راه سامرّه متوسل شده ­اند و مجمل کیفیّت آن علی ما هو المعروف این است: آن مرحوم وقتی به سامرّه می­ رفت، در بین راه به این مسأله فکر می­ کرد که گریه بر حسین علیه السّلام گناهان را می ­آمرزد، ناگاه دید عربی سوار بر مرکب مقابلش رسید، سلام کرد بر سیّد و فرمود: جناب سیّد شما را متفکّر می­ بینم، چه خیال می ­کنید؟ اگر مسأله علمی است، صحبت بدارید! شاید من هم

    … ادامه مطلب …

  • دل به دل راه دارد

    دل به دل راه دارد

    فردی از امام صادق علیه السّلام پرسید: شخصی به من گوید: تو را دوست دارم! از کجا بدانم (راست می­گوید و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: به قلبت رجوع کن؛ اگر او را دوست داری، بدان او نیز دوستت دارد. ………………………………………… متن حدیث: عَنْ صَالِحِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلًا یَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ: إِنِّی أَوَدُّکَ فَکَیْفَ أَعْلَمُ أَنَّهُ یَوَدُّنِی قَالَ: امْتَحِنْ قَلْبَکَ؛ فَإِنْ کُنْتَ تَوَدُّهُ فَإِنَّهُ یَوَدُّک‏![۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۱، ص ۱۸۲، باب استحباب إخبار الأخ فی الله بحبه له و أن القلب یهدی إلى القلب‏ نوشته های مرتبط: خدا را در قلب های شکسته پیدا کن خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود به مادرش تهمت (زنا) زدی؟! رسیدن به مقام قرب الهی فقط با محبّت حضرت زهرا خداوند دل های

    … ادامه مطلب …

  • خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    پیامبر أکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: همانا خداوند قلب های شکسته را دوست دارد! راوی سؤال کرد: خدا کجاست؟ حضرت فرمودند: در قلب های شکسته… متن حدیث: إنّ اللّه یُحبُّ کلَّ قَلبٍ حَزِین وَ سُئِلَ أَیْنَ اللّه؟ فقال: عِندَ المُنکَسِرَهِ قُلُوبُهُم.[۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۰، ص ۱۵۷ نوشته های مرتبط: دل به دل راه دارد در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن نظر رهبر انقلاب راجع به عزاداری در دو دهه فاطمیه خدا دل های شکسته را دوست دارد نتیجه محبّت امیرالمؤمنین در روز قیامت در دنیا مثل آقای خامنه ای نمی توانیم پیدا کنیم بدن مطهر سیدالشهداء شفادهنده بال فطرس ملک دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود صدای سکوت

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei