حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

جایگاهی رفیع به خاطر چند ظرف ماست

تعداد بازدیدها: 9,671 مشاهده

سید ابوالحسن اصفهانی

مرحوم آیت الله مروّج[۱] حکایتی لطیف و شنیدنی از ویژگی های اخلاقی مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی[۲] (اعلی الله مقامه)، نقل کرده اند.

ایشان می فرمایند: من خودم از مرحوم سید نشنیده بودم ولی کسی برایم نقل کرد: یک وقت از «آسید ابوالحسن» پرسیدم:

چه کار کردید که به این مقام و موقعیت رسیدید؟! (منظورم کارهای مخصوص بود، مانند: أذکار و أوراد و امثال این کارها).

فرمود: هیچ کاری نکردم!

اصرار کردم!

فرمود: چیزیکه به ذهنم می رسد، این است، اگرچه امکان دارد بخندید!

روزی پیش از آنکه به درس بروم، ماست خریدم و گذاشتم جلو پنجره تا وقتیکه از درس برمی گردم قدری خنک شده باشد.

از درس برگشتم، دیدم ظرف ماست خالی است!

با اینکه در و پنجره بسته بوده است!!

روز دوم و سوم بر همین منوال گذشت!

تا آنکه روز چهارم، تصمیم گرفتم در «حجره» بمانم تا راز قضیّه را کشف کنم!

دیدم: گربه ای از سوراخ حجره، با بچه ای به دندان، وارد اتاق شد.

چون نمی توانست، مستقیم از ظرف ماست بخورد، بچه اش را داخل ظرف ماست می گذاشت! بعد بچه را بیرون آورده، می لیسید!

وقتی این صحنه را دیدم، گفتم: باید ببینم جای این گربه کجاست؟!

او را دنبال کردم، دیدم رفته گوشه ی خلوتی خوابیده و پنج، شش تا بچه گربه هم دورش افتاده و شیر می خورند!

دلم به حال این حیوان سوخت!

تصمیم گرفتم همان روش را ادامه دهم!

هر روز کاسه ای ماست می گرفتم و در همان جا می گذاشتم!

تا اینکه بچه ها بزرگ شدند و آن گربه هم دیگر نیامد.

من این کار را کرده ام، اگر مقامی هست، ممکن است، خداوند به خاطر همان کار داده باشد![۳]

[۱] . ایشان قدری درس مرحوم سید را درک کرده اند

[۲] . ۱۳۶۵-۱۲۸۴ه.ق

[۳] . مجله حوزه، شماره ۹۸، به نقل از حیات جاودانی، زندگی نامه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن موسوی اصفهانی، ص۲۰۷

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۲ نظر برای این مطلب
  • سینا فاتحی
    اسفند 25ام, 1395 در 3:39 ق.ظ

    إرحَم تُرحَم.
    واقعاً جا داره که انسان دلش به حال حیوانات و بلکه هر موجودی بسوزه.

      [پاسخ]

      ابن الرضا
      شهریور 19ام, 1399 در 6:01 ب.ظ

      به فکرکیان شیعه درایران هم باشید که درحال نابودی است خبردارید که سرزمین زابل وسیتان از شیعه خالی شده وبه جایب ان وهابیان با ثمن بخش زمین های شیعاین را خریده وبا دختران شیعه ازدواج می کنند تا نسل وهابیون تکثیرشود خبردارید که خرایان جنوبی وشرق خراسان رضوی به تدریج به تصرف وهابیان درمی اید وشهرهای اذربایجان غربی ارومیه سلماس میان دواب نقده به تدریج درحال سقوط است از قم سفر کنید بروید به عنوان تبلیغ یا به عنوان زیارت وسیاحت از نزدیک ببینید که چه خبر استن وطالبان چه کرده وچه می کنند علمائی که دردهه هفتاد به دعوت علیرضا مرندی وزیر بهداشت لبی گفتند امروز دوباره توبه کنند وخدمات موسسه های بزر خود درقم بویژه درصفائیه وبلوار عماریاسر را درخدمت شیعه درآورند امروز بچنبید که فردا دیر استن وهابیان با همه وجود به میدان آمدند وامکانات وپول های هنگفت مواد مخدر، معدن سنگتن خواف سیمان مجد وثروت صدها هتل دردبی ومشهد ونیر کمک های هنگفت قطر وسعودی پشتوانه این هجوم فرهنگی است.سفر کنید به زابل وزهک سفر کنید به خواف وتاسیاد وجام سفر کنید به نقده ومحئیار ومهاباد سفر کنید به روستای فدک بالاخواف

        [پاسخ]

      • نظر بدهيد
      • نام:
        ایمیل:
        وبسایت:





        استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
        Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
        Designer : Mohammad Rafiei