حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

گنجی به نام امام زمان علیه السلام

تعداد بازدیدها: 4,348 مشاهده

امام زمان علیه السلام

یکی از طلاب حوزه علمیه قم عنایتی از امام زمان ارواحنافداه که شامل حال او شده بود را برایم نقل کرد که شرح داستان او از این قرار بود:

سال سوم طلبگی که بودم حال و هوای خوبی داشتم و در طول روز متعدد به امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل می شدم و از حضرتش برای اینکه طلبه ای مفید برای جامعه باشم استمداد می طلبیدم! وضع مالی خوبی نداشتم و حتی گاهی برای خرید ما یحتاج زندگی با مشکل مواجه می شدم! به آنچه می خوردم و می شنیدم و به زبان می آوردم دقت داشتم تا عملی از من سر نزند که مورد رضایت حضرت نباشد! همچنین با یکی از اساتید فاضل در ارتباط بودم و ایشان عصرهنگام در امام زاده شاه حمزه علیه السلام واقع در خیابان آذر قم، اصول و اخلاق طلبگی را به من درس می دادند!

حال و هوای خوبی داشتم تا اینکه روزی جهت شرکت در درس استاد از مدرسه حرکت کردم و از میدان معلم به سمت سه راه سجادیه سوار بر تاکسی شدم! کرایه این مسیر صد تومان بود. هنگامی که به مقصد در حال نزدیک شدن بودم وقتی دست به جیب بردم متوجه شدم پنجاه تومان بیشتر به همراه ندارم! هر چه جیب های دیگر لباسم را وارسی کردم چیزی پیدا نکردم! خیلی مضطرب شدم! ناخودآگاه به ذهنم خطور کرد به صاحب و مولایم امام زمان ارواحنافداه متوسل شوم و از او استمداد بجویم زیرا او را ناظر بر احوال خود می دانستم! در دل خطاب به مولایم گفتم: «آقا جان! آبروی طلبه هایت را حفظ کن و ما را بخاطر پنجاه تومان شرمنده نکن!». به سه راه سجادیه که رسیدم. وقتی در حال پیاده شدن از تاکسی بودم، ناگهان متوجه شدم کنار نعلینم یک سکه پنجاه تومانی افتاده است! من نیز پنجاه تومان برای پرداخت کرایه تاکسی کم داشتم! به دلم افتاد با توسل و توکلی که به حضرت داشتم عنایت و توجه امام زمان ارواحنافداه شامل حال من شده است!

گاهی اوقات در پیچ و خم های جاده ی زندگی به یاد این قضیه می افتم و دلم آرام می گیرد و به خودم می گویم: «مشکلات و سختی های زندگی کمتر از آن پنجاه تومان نیست که حضرت ملتفت به آن نباشدایمان و اعتقاد به توجه حضرتش نسبت به ما شیعیان مهم است که گاهی در زندگی از آن غافل می شویم!».

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۳ نظر برای این مطلب
  • یه بنده خدا
    آبان 17ام, 1395 در 3:46 ب.ظ

    بسمه تعالی
    خدا خیرتون بده !بسیار عالی وزیبا
    حال وهوامون عوض شد !
    ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید یاعلی مدد

      [پاسخ]

      علی
      اردیبهشت 20ام, 1397 در 9:52 ب.ظ

      با سلام میتونم شماره شما رو داشته باشم بعضا سوالاتی برام تو مقتل ایجاد میشه ازتون کمک بگیرم.
      ۰۹۱۲۷۰۴۲۴۸۷

        [پاسخ]

        حمیدرضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت 20ام, 1397 10:22 ب.ظ:

        سلام به علی.

        شماره همراه من در قسمت «تماس با ما» هستش!

        از طریق تلگرام در خدمتم!

        موفق باشید.

          [پاسخ]

        • نظر بدهيد
        • نام:
          ایمیل:
          وبسایت:





          استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
          Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
          Designer : Mohammad Rafiei