حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

اشک های امام صادق در غربت فاطمیون

تعداد بازدیدها: 1,237 مشاهده

حضرت زهرا علیهاالسلام

از بَشّار مُکارى نقل شده است که گوید: در شهر کوفه به خدمت امام صادق علیه السّلام رسیدم. حضرت مشغول خوردن خرماى طَبَرزَد[۱] بودند. فرمودند: اى بَشّار! بیا جلو و از این تناول نما! عرض کردم: فدایت شوم، گواراى وجودتان باد! در بین راه که مى ‌آمدیم، چیزى دیدم که آتش غیرتم را برافروخت، دلم را به درد آورده ناراحتم کرده است. حضرت فرمودند: تو را به حقّى که از من بر گردن دارى سوگند مى‌ دهم که جلو بیا و از این خرما بخور. بَشّار گوید: جلو رفته از آن خرما خوردم. سپس حضرت فرمودند: حالا داستانت را بگو! عرض کردم: در بین راه که مى ‌آمدم یکى از مأموران خلیفه را دیدم که زنى را جلو انداخته و بر سرش تازیانه می زند و او را به سوى زندان مى ‌برد و او با صداى بلند فریاد مى ‌زد و مى‌ گفت: «الْمُسْتَغَاثُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِه‏؛ از خدا و رسولش کمک می خواهم» و هیچ کس او را کمک نمى ‌کرد. حضرت پرسیدند:

چه کرده بود که با او اینگونه رفتار می نمودند؟ گفتم: شنیدم که مردم مى ‌گفتند که او پایش لغزیده و به زمین افتاده و در آن حال گفته است: «لَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِیکِ یَا فَاطِمَه؛ ای فاطمه! خداوند لعنت کند کسانى را که به تو ستم روا داشتند» به این دلیل او را بدین صورت به زندان می بردند و شلاق بر سر و رویش می نواختند. چون از گفتار خود فارغ گشتم حضرت دست از خوردن کشیدند و شروع به گریه کردند آن چنان که محاسن شریف و سینه مبارکش از اشک تر شد. سپس فرمود: اى بشار! برخیز تا با هم به مسجد سهله رویم و از خداوند متعال آزادى این زن را درخواست کنیم. و بعد یکى از شیعیان را به در خانه ی فرماندار فرستاد و فرمود: همان جا باش تا به تو خبر دهیم و اگر دیدى مشکلى براى آن زن پدید آمده ما را خبر کن! بَشّار مى‌ گوید: در خدمت حضرت به مسجد سهله رفته هر یک از ما دو رکعت نماز خواندیم و بعد حضرت دستش را به سوى آسمان بلند کرده گفت: «أنتَ اللّهُ… ـ تا آخر دعا»[۲]، و بعد سر بر سجده گذارد، و من فقط صداى نفس آن حضرت را مى‌ شنیدم.

سپس سر از سجده برداشته فرمودند: برخیز!آن زن آزاد شد.

راوى گوید: در رکاب حضرت از مسجد خارج شدیم و در بین راه بودیم که مردى که او را به در خانه ی حاکم فرستاده بودیم، خود را به ما رسانید. حضرت از او پرسیدند: چه خبر؟ گفت: آن زن آزاد شد. حضرت فرمودند: چگونه شد که آزاد گردید؟ گفت: نمى ‌دانم، ولى من بر در خانه ی حاکم ایستاده بودم که دیدم یکى از دربانان جلو آمده به زن گفت: چه گفتى؟ پاسخ داد: پایم لغزید و به زمین افتادم. در آن حال حضرت زهرا (علیهاالسّلام) را مخاطب ساخته گفتم: «لَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِیکِ یَا فَاطِمَه؛ اى فاطمه! خداى لعنت کند کسانى را که به تو ستم روا داشتند»، و بعد این بلاها را بر سرم آوردند. حاجب دویست درهم بیرون آورده به او گفت: این پول را بگیر و از امیر راضى شو و او را حلال کن! آن زن از گرفتن پول خوددارى کرد. حاجب وقتى دید که زن از گرفتن پول خوددارى مى ‌کند به درون خانه رفته امیر را در جریان گذاشت. بعد از نزد امیر بیرون شده گفت: برو به خانه‌ات! و آن زن هم به خانۀ خود رفت.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: آیا از گرفتن دویست درهم خوددارى کرد؟ گفت:آرى، در حالى که به خدا سوگند نیازمند آن بود. حضرت کیسه‌ اى از گریبان خود بیرون آورد که هفت دینار طلا در درون آن بود و فرمود: این کیسه را نزد آن زن ببر و سلام مرا به او برسان و این دینارها را به او بده! راوى گوید: ما چند نفر نزد آن زن رفته سلام حضرت را به او ابلاغ نمودیم. زن پرسید: شما را به خدا سوگند مى ‌دهم آیا واقعاً امام صادق علیه السّلام به من سلام رسانید. گفتم: خداى تو را بیامرزد، به خدا سوگند که خود حضرت صادق علیه السّلام به تو سلام رسانید. وى از شدّت خوش‌حالى گریبان چاک زده از هوش رفت. لحظه ‌اى صبر کردیم تا به هوش آمد و گفت: بار دیگر فرمایش و سلام حضرت را به من بگویید! تا سه مرتبه این درخواست را تکرار کرد. سلام حضرت را ابلاغ کردیم و هر بار آن حالت به او دست مى‌ داد. بعد به او گفتیم: این امانت حضرت است، از ما بپذیر و بشارت باد تو را به این هدیه. او دینارها را از ما گرفت و گفت: از حضرت بخواهید که از خداوند بخشش و آمرزش کنیزش را بخواهد که من کسى را نمى‌شناسم که بیش از او و پدران و اجداد بزرگوارش بتوان در نزد خداوند به آنها توسّل نمود.

راوى گوید: نزد امام صادق علیه السّلام برگشته داستان را براى ایشان تعریف کردیم.

حضرت به هنگام شنیدن داستان مرتّب مى‌گریست و براى او دعا مى‌ کرد. پس از حضرت پرسیدم: ای کاش می دانستم کی فرج آل محمّد را می بینم.[۳]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] . «طَبَرزَد» معرب «سرخ زرد» است و آن خرمایی است که بر اثر شیرینی و حلاوت فراوانش چون شکر سرخ می ماند. [همچنین آورده اند «طَبَرزَد» نوعی خرمای سفت و خشک است].

[۲] . متن کامل دعای حضرت: أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ مُبْدِئُ الْخَلْقِ وَ مُعِیدُهُمْ، وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ خَالِقُ الْخَلْقِ وَ رَازِقُهُمْ، وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْقَابِضُ الْبَاسِطُ، وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ وَ بَاعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، أَنْتَ وَارِثُ الْأَرْضِ وَ مَنْ عَلَیْهَا، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَخْزُونِ الْمَکْنُونِ الْحَیِّ الْقَیُّومِ.

وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَالِمُ السِّرِّ وَ أَخْفَى، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی إِذَا دُعِیتَ بِهِ أَجَبْتَ، وَ إِذَا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَیْتَ، وَ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ بِحَقِّهِمُ الَّذِی أَوْجَبْتَهُ عَلَى نَفْسِکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِیَ لِی حَاجَتِی السَّاعَهَ السَّاعَهَ.

یَا سَامِعَ الدُّعَاءِ، یَا سَیِّدَاهْ یَا مَوْلَاهْ یَا غِیَاثَاهْ، أَسْأَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَکَ، أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعَجِّلَ خَلَاصَ هَذِهِ الْمَرْأَهِ، یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ، یَا سَمِیعَ الدُّعَاءِ.

[۳] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۴۷، ص ۳۷۹٫ ترجمه به نقل از فاطمه زهرا سرور دل پیامبر، ص ۲۰۳

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • معامله خدا با یک قطره اشک

    معامله خدا با یک قطره اشک

    مرحوم حاج شیخ علی اکبر النهاوندی در کتاب «جنّه العالیه» می­ نویسد: بدان! بعضی از ارباب مقاتل برای توضیح و تشریح اخباری که در فضیلت گریه بر سید الشّهدا علیه السّلام وارد شده ـ که خداوند گناه گریه کننده را به یک قطره اشک می ­آمرزد ـ به قضیه ملاقات مرحوم [سید مهدی] بحر العلوم (أعلی الله مقامه الشریف) با حضرت حجّت علیه السّلام در راه سامرّه متوسل شده ­اند و مجمل کیفیّت آن علی ما هو المعروف این است: آن مرحوم وقتی به سامرّه می­ رفت، در بین راه به این مسأله فکر می­ کرد که گریه بر حسین علیه السّلام گناهان را می ­آمرزد، ناگاه دید عربی سوار بر مرکب مقابلش رسید، سلام کرد بر سیّد و فرمود: جناب سیّد شما را متفکّر می­ بینم، چه خیال می ­کنید؟ اگر مسأله علمی است، صحبت بدارید! شاید من هم

    … ادامه مطلب …

  • دل به دل راه دارد

    دل به دل راه دارد

    فردی از امام صادق علیه السّلام پرسید: شخصی به من گوید: تو را دوست دارم! از کجا بدانم (راست می­گوید و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: به قلبت رجوع کن؛ اگر او را دوست داری، بدان او نیز دوستت دارد. ………………………………………… متن حدیث: عَنْ صَالِحِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلًا یَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ: إِنِّی أَوَدُّکَ فَکَیْفَ أَعْلَمُ أَنَّهُ یَوَدُّنِی قَالَ: امْتَحِنْ قَلْبَکَ؛ فَإِنْ کُنْتَ تَوَدُّهُ فَإِنَّهُ یَوَدُّک‏![۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۱، ص ۱۸۲، باب استحباب إخبار الأخ فی الله بحبه له و أن القلب یهدی إلى القلب‏ نوشته های مرتبط: خدا را در قلب های شکسته پیدا کن خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود به مادرش تهمت (زنا) زدی؟! رسیدن به مقام قرب الهی فقط با محبّت حضرت زهرا خداوند دل های

    … ادامه مطلب …

  • خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    پیامبر أکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: همانا خداوند قلب های شکسته را دوست دارد! راوی سؤال کرد: خدا کجاست؟ حضرت فرمودند: در قلب های شکسته… متن حدیث: إنّ اللّه یُحبُّ کلَّ قَلبٍ حَزِین وَ سُئِلَ أَیْنَ اللّه؟ فقال: عِندَ المُنکَسِرَهِ قُلُوبُهُم.[۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۰، ص ۱۵۷ نوشته های مرتبط: دل به دل راه دارد در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن نظر رهبر انقلاب راجع به عزاداری در دو دهه فاطمیه خدا دل های شکسته را دوست دارد نتیجه محبّت امیرالمؤمنین در روز قیامت در دنیا مثل آقای خامنه ای نمی توانیم پیدا کنیم بدن مطهر سیدالشهداء شفادهنده بال فطرس ملک دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود صدای سکوت

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei