حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

نقدی بر عدالت صحابه

تعداد بازدیدها: 2,540 مشاهده

تصمیم گرفتم مقاله ای با عنوان «نقدی بر عدالت صحابه» را در این پست قرار بدم. البته اصل مطالب برای محقق گرانقدر جناب «حجه الاسلام علی اصغر رضوانی» است و بنده نیز مطالبی را به آن اضافه کرده ام.

قسمت هایی که به صورت (ح.ف) اضافه شده حاشیه بنده می باشد و بقیه مطالب برای استاد علی اصغر رضوانی می باشد.

بحث حول این مسئله بسیار پر ثمر می باشد و در پایان مقاله به ثمره  آن اشاره شده است.

انشاالله مورد رضایت حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) قرار بگیرد.

برای مطالعه این مقاله بر روی «ادامه مطلب» کلیک کنید.

تصمیم گرفتم مقاله ای با عنوان «نقدی بر عدالت صحابه» را در این پست قرار بدم. البته اصل مطالب برای محقق گرانقدر جناب «حجه الاسلام علی اصغر رضوانی» است و بنده نیز مطالبی را به آن اضافه کرده ام.

قسمت هایی که به صورت (ح.ف) اضافه شده حاشیه بنده می باشد و بقیه مطالب برای استاد علی اصغر رضوانی می باشد.

بحث حول این مسئله بسیار پر ثمر می باشد و در پایان مقاله به ثمره  آن اشاره شده است.

انشاالله مورد رضایت حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) قرار بگیرد.

 

———————————————————————–

بسم الله الرحمن الرحیم

عدالت صحابه

«عدالت صحابه» یکی از موضوعاتی است که در هنگام گفت و گو به فراوانی از سوی وهابیون (ح.ف:و اهل سنّت) طرح می شود؛ بدیهی است احترام صحابه پسندیده است اما از تأکید آنان این طور به دست می آید که می خواهند همه صحابه را در یک ردیف به شمار آورند!! و در پی اثبات عدالت همگی صحابه چهره های غیر قابل قبول را مورد قبول جلو بدهند و حق اعتراض را از حق جویان سلب کنند!! در حالی که احترام به همه صحابه غیر معقول است و از آنجا که برخی از آنان پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را رنجانده اند و حتی توطئه بر علیه آن حضرت داشته اند احترام به همه آنان غیر مشروع است.

جهت تحلیل و بررسی این موضوع توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنم:

معنای صحابه

شهید زین الدین عاملی، می فرماید: «صحابی کسی است که پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را ملاقات نموده، به او ایمان آورده و مسلمان، از دنیا رفته است»[۱].

این رأی مدرسه اهل بیت (علیهم السلام) است.

اما در مقابل احمدبن حمبل می گوید: «افضل مردم، بعد از اهل بدر، کسانی هستند که در قرنی واقع شده اند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله) در آن قرن بوده است و هرکس با پیامبر(صلّی الله علیه و آله) مصاحب بوده یک سال یا یک ماه یا یک روز یا یک ساعت، یا یک لحظه او را دیده، از صحابه پیامبر(صلّی الله علیه و آله) است»[۲].

بخاری می گوید: «هر مسلمانی با پیامبر(صلّی الله علیه و آله) مصاحبت داشته یا او را ملاقات نموده، از اصحاب پیامبر(صلّی الله علیه و آله) است»[۳].

به دنبال این معنای بسیار گسترده برای صحابه، به نقل از ابن حجر عسقلانی، به حدیثی از پیامبر(صلّی الله علیه و آله) نیز استناد می کنند: «اصحابی کاالنجوم بأیّهم إقتدیتم إهتدیتم»[۴] ؛ «اصحاب من مانند ستارگانند از هر کدام پیروی کردید هدایت یافته اید!!».

در حالی که بسیاری از علمای اهل سنت مانند احمد بن حنبل، ابن حزم، ابن عساکر و … این حدیث را ضعیف دانسته اند[۵].

علاوه بر اینکه با آیات قرآن کریم و حتی روایات معتبر اهل سنت نیز سازگاری ندارد.

ناسازگاری عدالت همه صحابه با قرآن

در آیات بسیاری از قرآن مجید، درباره تخلف و مخالفت برخی از یاران پیامبر (صلّی الله علیه و آله) گفته شده است و در بسیاری از آیات درباره اعراض و اعتراض برخی اطرافیان پیامبر(صلّی الله علیه و آله) در جنگ ها و در سختی ها سخن به میان آمده ست که همگی حکایت از آن دارد که همه اطرافیان و اصحاب پیامبر(صلّی الله علیه و آله) مورد رضایت خدا و پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نبودند و حتی برخی تهدید به عذاب در آخرت شده اند.

اینک به چند نمونه اشاره می شود:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفًا فَلا تُوَلُّوهُمُ الأدْبَارَ»[۶] ؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید: هنگامی که با انبوه کافران به نبرد روبه رو شوید، به آنها پشت نکنید و فرار ننمایید».

در این آیه شریفه خداوند به گروهی از صحابه که از جنگ فرار می کردند و حضرت را تنها گذاشته اند و جایگاهشان جهنم است؛ اشاره می کند.

«)إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطَانُ بِبَعْضِ مَا کَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ»[۷] ؛ «در روزی که دو گروه (در احد) با هم رویاروی شدند کسانی که از میان شما (به دشمن) پشت کردند در حقیقت جز این نبود که به سبب پاره ای از آنچه (از گناه) حاصل کرده بودند شیطان آنان را بلغزانید و قطعاً خدا از ایشان درگذشت زیرا خدا آمرزگار بردبار است».

(ح.ف: مورخین مى نویسند: انس شنید عده اى از مسلمانان که عمر و طلحه در میان آنها بودند، وقتى شنیدند که پیغمبر – صلّى اللّه علیه وآله – کشته شده است ، گفتند: اى کاش ! کسى از سوى ما نزد عبداللّه ابن ابى سلول (رئیس منافقین که از این جنگ روى برتافته بود) مى رفت و امان نامه اى از ابوسفیان – پیش از آنکه کشته شویم – براى ما مى گرفت !!

انس بن نضر گفت : اى مردم ! اگر راست باشد که پیغمبر کشته شده است ، خداى محمّد که کشته نشده ؟ به همان نیت که محمّد جهاد مى کرد، جنگ کنید. خدایا! من از گفته اینان از تو پوزش مى طلبم و از آنچه اینها کرده اند، بیزارى مى جویم ، سپس جنگید تا به شهادت رسید – رضوان اللّه علیه وبرکاته – . این داستان را نیز تمام مورخانى که ماجراى جنگ احد را نوشته اند، آورده اند.)[۸]

و حتی د ربرخی آیات مؤمنان اطراف پیامبر(صلّی الله علیه و آله) به دلیل دنیاطلبی از سوی خداوند مورد نکوهش قرار گرفته اند:

«)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأرْضِ أَرَضِیتُمْ بِالْحَیَاهِ الدُّنْیَا مِنَ الآخِرَهِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا فِی الآخِرَهِ إِلا قَلِیلٌ»[۹] ؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید شما را چه شده است که چون گفته می شود در راه خدا بسیج شوید کندی به خرج می دهید آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده اید، متاع زندگی دنیا در برابر آخر جز اندکی نیست».

ناسازگاری عدالت همه صحابه با روایات

قال رسول الله(صلّی الله علیه و آله): «أنا فرطکم علی الحوض و ساُنازعُ رجالاً فأغلَبُ علیهم فلأقولَنَّ ربِّ أصحابی أصحابی فیُقالُ إنّکَ لا تدری ما احدثوا بعدک»[۱۰] ؛ «پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) می فرماید: « من زودتر از شما بر حوض کوثر وارد می شوم؛ پس بر سر مسئله ای با عده ای به ممازعه می پردازم و پیروز می شوم. سپس بهخداوند متعال می گویم: پروردگارا همراهانِ من همراه من باشند. ندا می آید که ای پیامبر تو نمی دانی که بعد از تو چه کرده اند؟!»

قال رسول الله (صلّی الله علیه و آله)لأصحابه: « إنّکم ستحرصون علی الأماره و ستصیر ندامه و حسره یوم القیامه»[۱۱] ؛ «پیامبر مکرّم اسلام(صلّی الله علیه و آله) خطاب به اصحاب خود می فرماید: شما حریص بر امارت و خلافت هستید و این باعث ندامت و حسرت شما در قیامت است».

ناسازگاری عدالت همه صحابه با حقایق تاریخی با مراجعه بع تاریخ صحابه نیز در می یابیم که عدالت همه صحابه خلاف واقعیت های تاریخی است.

۱٫ ابن عبّاس می گوید: هنگامی که پیامبر (صلّی الله علیه و آله) درخواست قلم و دوات نمود تا وصیت خود را بنویسد برخی از صحابه به او جسارت کرده و نسبت هذیان دادند.[۱۲]

(ح.ف: چنانچه جابربن عبداللّه مى گوید: «إنَّ النبی دعا عند موته بصحیفه لیکتب فیها کتابا لایضِّلون بعده ابداً قال: فخالف علیها عمر بن الخطاب حتى رفضها.»[۱۳] «همانا پیامبر (صلّی الله عله و آله) هنگام رحلتشان درخواست کاغذی کردند برای نوشتن مطلبی که تا ابد مسلمانان بعد از آن گمراه نشوند جابر گوید در این هنگام عمر بن خطاب مخالفت کرد تا اینکه پیامبر (صلّی الله علیه و آله) از نوشتن صرف نظر کردند.»

در جای دیگر دارد در این هنگام گفته شد «إنّ الرجل لیحجر» ؛ این مرد هزیان می گوید!!

عجیب است به پیامبری که «و ما ینطق عن الهوی» نسبت هزیان داده می شود!

واقعاً باید گفت تمام صحابه عادل هستند!!

در جاى دیگر گفته است: «فکرهنا ذلک أشدَّ الکراهه».[۱۴]؛ «یعنى از این که پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ وصیت کند شدیدا تنفر داشتیم.»)

۲٫ جابر می گوید : ما با پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نماز می خواندیم که قافله ای با کالایش از شام وارد مدینه شد، همه نمازگزاران پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را رها کرده و به سراغ قافله رفتند مگر دوازده نفر، که در این موقع آیه ای در مذمّت آنان وارد شد: «وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَهً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَهِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ»[۱۵] ؛ «و چون داد و ستد یا سرگرمی ای بینند به سوی آن روی آور می شوند و تو را در حالی که ایستاده ای ترک می کنند بگو آنچه نزد خداست بهتر از سرگرمی و از داد و ستد بهتر است و خدا بهترین روزی دهندگان است»[۱۶].

۳٫ آیا می توان ولیدبن عقبه را که به نصّ قرآن فاسق نامیده شده و در عصر عثمان شراب نوشید و در حالت مستی امام جماعت شد، عدل بنامیم.[۱۷]

۴٫ آیا می توان مغیرهبن شعبه را که چند نفر بر زنای او شهادت دادند ـ در حالی که از بیعت کنندگان در یر درخت حدیبیه بوده است ـ عادل بنامیم.[۱۸]

۵٫ خالدبن ولید، مگر مالک بن نویره را به خاطر اینکه زکات مالش را به او نداد، نکشت و همان شب با همسر او زنا نکرد[۱۹] ؛ آیا او عادل است؟!

۶٫ آیا ابوبکر و عمر همان کسانی نبودند که حضرت صدیقه طاهره (علیها سلام) از دنیا رفت در حالی که از آنان ناراحت بود؟!

در صحیح بخاری آمده است:

«فوجدت فاطمهُ علی أبی بکر فلم تکلِّمه حتی توفیّت فلمّا توفیّت دفنها زوجها علیًّ و لم یؤذن بها أبابکر»[۲۰] ؛ «فاطمه (عالیها سلام) بر ابوبکر و غضب کرد و از او کناره گیری کرد تا از دنیا رفت و برای تشییع جنازه اش هم اجازه حضور به ابوبکر نداد».

در حالی که از مقامات خلیفه خواندن نماز بر میت بوده است و عدم اجازه حضرت زهرا (سلام الله علیها) اعلام مخالفت صریح و عدم رضایت ایشان تا آخر عمرشان می باشد.

آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله) نفرمود: «ان فاطمه بضعه منی یوذینی ما آذاها»[۲۱].

۷٫ صحیح مسلم نقل می کند:

پیامبر (صلّی الله علیه و اله) فرمودند: «إنّ فی أصحابی إثنا عشر مُنافقاً ثمانیّهً منهم لا یدخلون الجنّه حتّی یلج الجمل فی سمِّ الخیاط»[۲۲] ؛ «همانا د راصحاب من دوازده منافق وجود دارد که هشت نفر از آنان امکان ورود به بهشت را ندارد مگر اینکه شتر (یا طناب کلفت) از سوراخ سوزن عبور کند». (یعنی محال است)

۸٫ ح. ف : آیا ابوبکر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، سعد بن أبی وقاص برای کشتن پیامبر (صلّی الله علیه و آله) توطئه نکرد؟

بیهقى در دلائل النبوه از عروه روایت کرده که او گفت: هنگامى که رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله با مسلمین از تبوک مراجعت می کرد و در راه مدینه بسیر خود ادامه می‌داد ، گروهى از اصحاب او اجتماعى کردند ، و تصمیم گرفتند که آن جناب را در یکى از گردنه‏هاى بین راه به طور مخفیانه از بین ببرند ، و در نظر داشتند که با آن حضرت از راه عقبه حرکت کنند .

پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله از این تصمیم خائنانه مطلع شد و فرمود : هر کس میل دارد از راه بیابان برود ؛ زیرا که آن راه وسیع است و جمعیت به آسانى از آن می گذرد ، حضرت رسول (صلی الله علیه وآله وسلم ) هم از راه عقبه که منطقه کوهستانى بود به راه خود ادامه داد ، اما آن چند نفر که اراده قتل پیغمبر را داشتند براى این کار مهیا شدند ، و صورت هاى خود را پوشانیدند و جلو راه را گرفتند. حضرت رسول امر فرمود ، حذیفه بن یمان و عمار بن یاسر در خدمتش باشند ، و به عمار فرمود : مهار شتر را بگیرد و حذیفه هم او را سوق دهد ، در این هنگام که راه می‌رفتند ناگهان صداى دویدن آن جماعت را شنیدند ، که از پشت سر حرکت می‌کنند و آنان حضرت رسول را در میان گرفتند و در نظر داشتند قصد شوم خود را عملى کنند .

پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله از این جهت به غضب آمد ، و به حذیفه امر کرد که آن جماعت منافق را از آن جناب دور کند ، حذیفه به طرف آن ها حمله کرد و با عصائى که در دست داشت ، بر صورت مرکب‏هاى آنها زد و خود آنها را هم مضروب کرد ، و آنها را شناخت ، پس از این جریان خداوند آنها را مرعوب نمود و آنها فهمیدند که حذیفه آنان را شناخته و مکرشان آشکار شده است ، و با شتاب و عجله خودشان را به مسلمین رسانیدند و در میان آنها داخل شدند .

بعد از رفتن آنها حذیفه خدمت حضرت رسول رسید ، و پیغمبر فرمود : حرکت کنید ، و با شتاب از عقبه خارج شدند ، و منتظر بودند تا مردم برسند ، پیغمبر اکرم فرمود : اى حذیفه شما این افراد را شناختید ؟ عرض کرد : مرکب فلان و فلان (ابوبکر و عمر) را شناختم ، و چون شب تاریک بود ، و آن‏ها هم صورت‏هاى خود را پوشیده بودند ، از تشخیص آنها عاجز شدم .

حضرت فرمود: فهمیدید که اینها چه قصدى داشتند و در نظر داشتند چه عملى انجام دهند؟ گفتند: مقصود آنان را ندانستیم، گفت: این جماعت در نظر گرفته بودند از تاریکى شب استفاده کنند و مرا از کوه به زیر اندازند، عرض کردند:

یا رسول اللَّه! امر کنید تا مردم گردن آنها را بزنند، فرمود: من دوست ندارم مردم بگویند که محمد اصحاب خود را متهم می‌کند و آنها را می‌کشد، سپس رسول خدا آن‌ها را معرفی کرد و فرمود: شما این موضوع را ندیده بگیرید و ابراز نکنید.

برخی از علمای اهل سنت همانند ابن حزم اندلسی که از استوانه‌های علمی اهل سنت به شمار می‌رود نام این افراد را آوره است. وی در کتاب المحلی می‌نویسد:

ابوبکر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، سعد بن أبی وقاص ؛ قصد کشتن پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را داشتند و می‌خواستند آن حضرت را از گردنه‌ای در تبوک به پایین پرتاب کنند .[۲۳]

از مجموع این آیات، روایات و حقایق تاریخی به خوبی معلوم می شود که اعتقاد به عدالت و وثاقت جمیع صحابه به طور قطع و یقین، نادرست است.

ثمره بحث

شاید پرسیده شود چه اصراری وجود دارد که درباره این گونه موضوعات اختلافی این مقدار بحث می شود؟! این شخصیت ها مربوط به گذشته اند و اختلاف در این باره، برای امروز ما فایده ندارد!

در این باره باید گفت: اتفاقاً حل این موضوع برای امروز ما بسیار مهم است. زیرا اگر به دلایل قرآنی، روایی و حتی عقلی ثابت شود صحابه در یک رتبه نبودند، فضیلت و برتری برخی بر برخی ثابت خواهد شد و به آسانی می توان اولویت پیروی از با فضیلت ترین را اثبات نمود و از سوی دیگر اگر اثبات شود برخی صحابه عادل نبوده اند؛ موقعیت سیاسی و اجتماعی آنها زیر سؤال می رود و احادیث نقل شده از آنها، فاقد اعتبار خواهد شد و در نتیجه پیروی از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان مطمئن ترین راه تشخصی حق به اثبات خواهد رسید.

(ح.ف: همانطور که در بالا گفته شد با اثبات اینکه همه صحابه عادل نبودند مشروعیّت خلافت به ناحق خلفا (ابوبکر و عمر و عثمان) زیر سؤال برده می شود.)

نکته پایانی

کسانی که درباره عدالت صحابه به طور فراوان اصرار می ورزند و اعتراض در برابر خطاهای آنان ر ا نکوهش می کنند، متأسفانه به آسانی عصمت پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و اهل بت (علیهم السلام) را زیر سؤال می برند و به آسانی در برابر فرمان ه و فرمایشات صریح معصومان (علیهم السلام) ایستادگی می کنند  و در برابر فرمان های پیامبر (صلّی الله علیه و آله) زبان به اعتراض می گشایند و مخالفت می کنند.[۲۴]


[۱] . الدرایه، ص۱۲۰٫

[۲] . العده فی اصول الفقه، فراء حنبلی، ج۳، ص۹۸۸٫

[۳] . فتح الباری، ج۷، ص۳٫

[۴] . لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، ج۲، ص۱۳۷٫

[۵] . ر.ک: سلسله الاحادیث الضعیفه، ج۱، ص۷۸٫

[۶] . انفال، آیه۱۵٫

[۷] . آل عمران، آیه۱۵۵٫

[۸] . فرار عمر در روز أحد: شرح النهج الحدیدی ج ۱۴ / ۲۷۶ وج ۱۵ / ۲۰ و ۲۱ و ۲۲ و ۲۴ و ۲۵، لباب الاداب ص ۱۷۹ حیاه محمد لهیکل ص ۲۶۵، الارشاد للمفید ص ۴۸، البحار ج ۲۰ / ۲۴و ۵۳، تفسیر الرازی ج ۹ / ۶۷، سیره المصطفى لهاشم معروف ص ۴۱۱، الصحیح من سیره النبی الاعظم ج ۴ / ۲۴۶ عن، الدر المنثور ج ۲ / ۸۰ و ۸۸، دلائل الصدق ج ۲ / ۳۵۸، کنز العمال ج ۲ / ۲۴۲، حیاه الصحابه ج ۳ / ۴۹۷، المغازى للواقدی ج ۲ / ۶۰۹، تفسیر القمى ج ۱ / ۱۱۴، الکامل فی التاریخ ج ۲ / ۱۰۸٫

[۹] .توبه، آیه۳۸٫

[۱۰] . مسند احمد، ج۲، ص۳۵٫

[۱۱] . مسند احمد، ج۳، ص۱۹۹٫

[۱۲] . صحیح بخاری، حدیث۲۸۸۸٫

[۱۳] . مجمع الزوائد ۴: ۳۹۰ و ۸: ۶۰۹ ـ مسند ابى یعلى ۳: ۳۹۵ ـ مسند احمد ۳: ۳۴۹

[۱۴] . همان.

[۱۵] . جمعه، آیه۱۱٫

[۱۶] . صحیح بخاری، حدیث۱۹۵۳؛ صحیح مسلم، ج۶، ص۱۵۰٫

[۱۷] . الاصابه، ج۳، ص۲۲۸؛ اسدالغابه، ج۴، ص۱۹۹٫

[۱۸] . همان، ج۳، ص۴۵۲٫

[۱۹] . تاریخ طبری، ج۲، ص۵۰۲ ؛ الاصابه، ج۱، ص۳۳۷ ؛ اسدالغابه، ص۲۹۵٫

[۲۰] . صحیح بخاری، ج۵، ص۸۲ ؛ المغازی صحیح مسلم، ج۵، ص۱۵۳ ؛ کاب الجهاد و السیر.

[۲۱] . صحیح مسلم، شرح امام نووی، ح ۶۲۵۸، باب فضائل فاطمه بنت نبی علیها السلام.

[۲۲] . صحیح مسلم، ج۸، ص۱۴۲٫

[۲۳] . المحلی ابن حزم اندلسی ج ۱۱ ص ۲۲۴٫ – تفسیر ابن کثیر ج ۲ ص ۶۰۵ چاپ دار احیائ التراث العربی بیروت.-  منتخب التواریخ محمد هاشم خراسانی ص ۶۳٫

[۲۴] . پرسش و پاسخ های دانشجویی، ج۳۱ (اهل سنّت واقعی) ؛ علی اصغر رضوانی، ص۳۲٫ ( محقق گرامی جناب آقای علی اصغر رضوانی کتابی با نام ” ‏ نقدی بر نظریه عدالت و مرجعیت دینی صحابه” تألیف کرده اند. علاقه مندان می توانند به آن رجوع فرمایند.)

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۱۲ نظر برای این مطلب
  • قلم دانش آموز
    خرداد 29ام, 1390 در 12:51 ب.ظ

    سلام. خسته نباشید
    وب سایت خوبی دارید. یاعلی
    التماس دعا

      [پاسخ]

      کوثر
      تیر 1ام, 1390 در 5:23 ب.ظ

      خداوند لحظه به لحظه ایمانتون رو نسبت به خودش و حضرت زهرای مرضیه (س) بیشتر بفرماید
      انشاالله
      خوشحال میشم کوثر رو از نظر ارزشمندتون بی بهره نگذارید.
      یاعلی

        [پاسخ]

        هیات پیروان امام زمان (عج)
        تیر 4ام, 1390 در 1:01 ب.ظ

        جالبه من یه رفیق دارم دقیقا هم اسم شماست
        اهل نماز روزه هست اما……
        اماشو نمیگم
        تو این دوره اخرالزمون اهل نماز روزه هست

          [پاسخ]

          ایست بازرسی
          تیر 4ام, 1390 در 1:44 ب.ظ

          خوبه فالب قشنگی دادین براتون طراحی کنن

          خیلی دوست داری معروف شی آره….

          شما دچاره خود تحویل گیری مزمن هستین سریعا به دکتر مراجعه کنید مطمئن هستم که به هیچ جا نمیرسین

            [پاسخ]

            محمد
            تیر 5ام, 1390 در 4:49 ب.ظ

            سلام حاجی جون
            چرا درباره مسائل تفت هیچ مطلبی نمی نویسی؟
            چرا درباره نامر دیهایی که در تفت انجام شده چیزی نمی نویسی؟
            مگر نشنیدی در حضور آقای مدیح به روحانیون تفتی گفتند فاسق!
            به نظرم یک وبلاگ مختص تفت ایجاد کن و مطالبی رو در آنجا بنویسد.
            التماس دعا

              [پاسخ]

              بنيامين
              تیر 6ام, 1390 در 7:31 ق.ظ

              وبلاگ ” خروش ملت” منتظر بازدید شماست. ” بی بصیرتی خواص مختار را کشت، احمدی نژاد را دریابید عقلای قوم!! ” مطلب جدید این وبلاگه. آینده از آن حزب اللهی ها است.
              به اعتقاد من ریشه بی منطقی و خشونت در همین طرز فکر اهل سنت است. دکتر عصام العماد به خوبی به نقطه قوت شیعه یعنی ولایت و نقطه ضعف اهل سنت یعنی مفهوم اولی الامر و برداشت غلط از آن اشاره داشت

                [پاسخ]

                سهیل
                تیر 6ام, 1390 در 11:43 ق.ظ

                سلام.ببخشید میشه کد مداحی وبتون رو بدین من هم تو وبلاگم استفاده کنم.ممنون.یاعلی

                  [پاسخ]

                  دوست دارشما تفتی اصل
                  مرداد 9ام, 1390 در 9:27 ق.ظ

                  دامادی وتشکیل زندگی دادن برشما مبارک باد

                    [پاسخ]

                    ابو الفضل
                    مرداد 9ام, 1390 در 9:39 ق.ظ

                    تبر یک تبریک تبریک درماه رمضان ماه ضیافت الهی التماس دعا

                      [پاسخ]

                      محمد
                      اسفند 26ام, 1390 در 11:29 ب.ظ

                      سلام دوست عزیز وبلاگ جالبی دارید. منتظر حضورتان هستم حتما سر بزنید و نظر بدهید

                        [پاسخ]

                        سید
                        شهریور 2ام, 1392 در 9:10 ب.ظ

                        دم شما گرم عجب مطالبی بود
                        یا علی

                          [پاسخ]

                          عالمی
                          دی 26ام, 1392 در 11:15 ق.ظ

                          سلام از ویبلاگ خوبت خوشم اومد استفاده کردم با اجازه این مطلب شمارا گرفتم( من دم در نشته بودم)شماهم سربزنید

                            [پاسخ]

                          • نظر بدهيد
                          • نام:
                            ایمیل:
                            وبسایت:





                            استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
                            Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
                            Designer : Mohammad Rafiei