حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

مردی از تبار کربلای ۵

تعداد بازدیدها: 681 مشاهده

به مناسبت سالروز شهادت شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی

سه سال پس از پیروزی انقلاب در هجدهم آذرماه به دنیا آمد. همان سالی که موشک های عراقی شهرهای ایران را به آتش بسته بود و همان سالی که گروهک منافقین و فرقان، چهره های درخشانی همچون آیت‌ الله بهشتی و محمدعلی رجایی و باهنر را از مردم ما گرفته بودند؛ سال ۱۳۶۰

نامش را محمودرضا گذاشتند. در دامان گرم پدر و مادری مذهبی و مهربان بزرگ شد. از ده سالگی رو به ورزش کاراته آورده بود و علاقه و پشتکارش او را به مدال آوری نیز رسانده بود. به فوتبال علاقه مند بود و پیگیری مسابقات بسکتبال از سرگرمی های او به شمار می آمد.

تبریز، ولادتگاه محمودرضا، محل تحصیلات او تا دبیرستان بود. در همان دوران تحصیل با حضور در جمع بسیجیان با فرهنگ مقاومت و ایثار و شهادت بیشتر آشنا شد و علاقه خاصی به خواندن کتاب های دفاع مقدّس پیدا کرد. دفترچه ای برای ثبت خاطرات شهدا داشت و زمان زیادی را برای مصاحبه با خانواده شهدا و جمع آوری خاطرات دفاع مقدّس گذاشته بود.

دوران سربازی را که گذراند با تبریز خداحافظی کرد و برای عضویت در سپاه راهی تهران شد. حالا دیگر او را حسین صدا می زدند؛ حسین نصرتی. اسم مستعاری که از ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین علیه السلام اقتباس کرده بود؛ تا لبیکی باشد به این ندای مظلومیّت.

دو سال بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشکده افسری امام علی علیه السلام، یعنی در سال هشتاد و هفت با دختری فاضل از خانواده ای ولایتمدار در تهران ازدواج کرد. همیشه دوست داشت در آینده دختری داشته باشد و نامش را “کوثر” بگذارد. به آرزویش هم رسید و خدا به برکت این ازدواج مبارک به او دختری داد و نامش را هم “کوثر” گذاشت.

با آغاز جنگ در سوریه برای یاری جبهه مقاومت و دفاع از حرم اهل بیت عازم سوریه شد. معرکه شام را میدان عجیبی می دانست. از آن به مقابله جبهه کفر و استکبار در برابر جبهه مقاومت و اسلام حقیقی تعبیر می کرد و می گفت: “این جنگ، جنگ بین حق و باطل است. این خاکریز نباید فرو بریزد. تمام دنیا جمع شده اند، تمام استکبار، کفار، صهیونیست ها، مدعیان اسلام آمریکایی، وهابیون آدمکش، همه و همه جبهه واحدی تشکیل داده اند و هدفشان شکست اسلام حقیقی و عاشورایی، رهبری ایران و هدفشان شکست نهضت زمینه سازان ظهور است و بس.”

عشق و علاقه اش به جهاد و شهادت که از نوجوانی در دلش شعله ور شده بود روز به روز بیشتر می شد. معتقد بود شهادت در راه خدا مزد کسانی است که در راه خدا پرکارند و شهدای جنگ تحمیلی را شاهد این حرف خود معرفی می‌کرد. همین اعتقاد باعث شده بود تا کمتر بخوابد و بیشتر فعالیت کند. همرزمانش روحیه و شجاعت بچه های خط شکن عملیات کربلای پنج را در او می دیدند و برای آنها نمادی از شهید حسن باقری بود. در کارهایش بسیار جدی بود. با این حال همیشه خندان بود و تبسمی ملیح به چهره داشت.  

به زبان عربی مسلط بود. با مردم منطقه صحبت می کرد و جوری با آن ها رفتار می کرد که همه حتی اهل سنّت هم جذب او می شدند. تخصص های ویژه ای داشت و شاگردان زیادی نیز از تخصص های او بهره برده و آموزش دیده بودند.

شب تاسوعای سال نود و دو را بهترین شب زندگی اش می دانست؛ همان شبی که موفق شده بودند حرم حضرت زینب سلام الله علیها را تا شعاع چند کیلومتری از وجود تکفیری ها پاکسازی کنند. همان عملیاتی که بعد از آن،  پرچم “یا أباالفضل العباس” به دست محمودرضا بر روی گنبد حضرت زینب سلام الله علیها به اهتزاز درآمد.

 سرانجام، بعد از دو سال حضور مستمر و فعال در جبهه سوریه، در بعد از ظهر ۲۹ دی ماه سال ۹۲ همزمان با سالروز میلاد پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و امام جعفر صادق علیه السلام به “گل خوشبو و معطری که جز دست برگزیدگان خداوند به آن نمی رسد”، رسید. در اثنای درگیری با مزدوران تکفیری استکبار در حالی که فرماندهی محور عملیاتی در منطقه «قاسمیه» در جنوب شرقی دمشق را بر عهده داشت، در اثر اصابت ترکش‌های یک تله انفجاری به ناحیه سر و سینه، به فیض شهادت نائل آمد.

محمود رضا بیضایی در حالی به جمع شهدا پیوست که سی و دو سال بیشتر نداشت و “کوثری” که به یادگار گذاشت دو ساله بود. او در نامه ای به همسرش چنین نوشته بود: «باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان به دنیا آمده‌ایم و شیعه هم به دنیا آمده‌ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم و این همراه با تحمل مشکلات، مصائب، سختی‌ ها، غربت‌ ها و دوری‌ هاست و جز با فدا شدن محقق نمی‌ شود حقیقتاً

امیر حسین شجاعی

حمیدرضا
موضوعات: اجتماعی
مطالب مرتبط
  • شهر موشک‌ ها

    شهر موشک‌ ها

    به بهانه ی چهارم خرداد، روز مقاومت، روز دزفول صدای سوت موشک که تمام شد مردی قد خمیده که خود پدر دوازده شهید بود با زحمت بسیار خود را بر روی تل خرابه ‌ها رساند. فریاد پر خراش او پایان بخش هیاهو ها و ناله ‌های زخمی‌ ها و بازماندگانی بود که آسمان را به لرزه در آورده بود. «به امام نگویید چقدر شهید داده ‌ایم. به امام بگویید ما هنوز فرزندانی برای شهادت و مقاومت داریم.» ایستادگی و مقاومت مثال زدنی مردم دزفول در زمان جنگ ایران و عراق، این شهر را به عنوان پایتخت مقاومت ایران معرفی کرد. درست مثل شهر “صور” لبنان که نماد مقاومت در جهان اسلام شده است.  دزفول به لحاظ موقعیت جغرافیایی در ابعاد نظامی و دفاعی از شرایط خاصی در دفاع مقدس برخوردار بود. به گونه ‌ای که می‌ توانست در کل جنگ

    … ادامه مطلب …

  • هوای پاک در شهر اسلامی

    هوای پاک در شهر اسلامی

    در قرآن کریم از پاکی و پاکیزگی محیط زیست تعبیرهایی آمده است که خدای متعال می فرماید: «بَلْدَهٌ طَیِّبَه؛ شهری است پاک و پاکیزه»[۱] و می فرماید: «وَ مَسَاکِنَ طَیِّبَهً فىِ جَنَّاتِ عَدْنٍ؛ مسکن‏ هاى پاکیزه‏ اى در بهشت هاى جاودان»[۲] و می فرماید: «وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یخَْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِى خَبُثَ لَا یخَْرُجُ إِلَّا نَکِدًا؛ سرزمین پاکیزه (و آماده)، گیاهش به فرمان پروردگار مى ‏روید امّا سرزمین هاى بد طینت (و نامناسب)، جز گیاه ناچیز و بى ‏ارزش، از آن نمى ‏روید»[۳]. از امام صادق علیه السّلام نیز روایت شده است: لَا تَطِیبُ السُّکْنَى إِلَّا بِثَلَاثٍ الْهَوَاءِ الطَّیِّب‏…؛ سکونت جز به سه چیز خوش نباشد: هوای پاک…».[۴] آیه ای که گذشت اشاره داشت که پاکی هوا دارای خصوصیت هایی است که در رویاندن گیاهان نیکو از زمین در تمامی حالات اثرگذار است، اما زمینی که هوا، خاک

    … ادامه مطلب …

  • تصاویر حجره تکانی سال نو طلبگی

    تصاویر حجره تکانی سال نو طلبگی

    سال جدید تحصیلی برای ما طلبه ها آغاز یک زندگی دوباره است فرصتی برای گام برداشتن در مسیر انسانیت و معنویت اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیم نوشته های مرتبط: تصاویری از حجره تکانی طلاب مدرسه علمیه شهیدین رسوایی! مجموعه تصاویر منتشر نشده از شهید حسین غفاری نژاد تصاویر تشییع پیکر مطهّر امام جمعه شهرستان تفت گاهی در زندگی بی خیال شو مجموعه تصاویر زیبا از مسجد مقدّس جمکران بی بی ما سگتیم یک استخوانی بینداز تصاویر منتشر نشده از آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی می خواهم سرباز امام زمان شوم امام رضا فریادرس زائرانش در روز قیامت

  • بهشتی در زیرزمینِ خانه های مردم یزد

    بهشتی در زیرزمینِ خانه های مردم یزد

    امروز به مکانی برخوردم که از جمله آثار قدیمی شهر یزد محسوب می شود که در خانه های قدیمی مردم این شهر به چشم می خورد. اسم سوژه تصویری ما «پاکَنِه» هست! پاکنه (pākane) در کتب لغت اینگونه معنا شده: جای پا یا پله ای که در کاریز و قنات و مانند آن کنده باشند! توضیح: در حیاط بعضی از خانه های سنتی مردم شهر یزد، مسیری ایجاد می کردند برای دستری آسان به آب قنات ها که به آن «پاکَنِه» گفته می شود. قدیمی ها از آب این مکان جهت شست و شوی ظروف و رخت و لباس و همچنین برای نظافت حیاط منزل استفاده می کردند.   نوشته های مرتبط: ایران شیعه خانه ماست برای مرجعیت حتی یک قدم برنداشتم! شهر موشک‌ ها روضه قدیمی … کشتار مسلمانان میانمار را متوقف کنید! عبدالرضا هلالی در برنامه تحویل سال شبکه دو+فیلم

    … ادامه مطلب …

  • خدا نزدیک است

    خدا نزدیک است

    و هرگاه بندگان من از تو درباره من پرسیدن بگو: نزدیکم… وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ  (بقره،۱۸۶) نوشته های مرتبط: گنجی به نام امام زمان علیه السلام کشتار مسلمانان میانمار را متوقف کنید! فتاوای بعضی از آیات عظام در مورد ورود به حوزه علمیّه بیوگرافی مختصری از برنامه آموزشی حوزه علمیه بزرگداشت حضرت آیت الله صادقی شهمیرزادی برای ورود به حوزه چه مقطعی از تحصیلات کلاسیک مناسب است؟ تذکر سیدالشهداء به علامه میرجهانی (ره) خدا را در قلب های شکسته پیدا کن صدای سکوت گاهی در زندگی بی خیال شو

  • عواقب نارضایتی مادر در حکایتی عجیب از آیت الله وحیدخراسانی

    عواقب نارضایتی مادر در حکایتی عجیب از آیت الله وحیدخراسانی

    حضرت آیت الله سید موسی شبیری زنجانی (سلّمه الله و أبقاه) در جلد دوّم کتاب «جرعه ای از دریا» حکایتی عجیب و تأثیرگذار در باب عواقب نارضایتی مادر از حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی (دامت برکاته) نقل می کند که: آقای وحید خراسانی حکایت های جالبی از آقای شیخ هاشم قزوینی نقل می کرد؛ از جمله یک بار شیخ هاشم وارد قبرستان پیغمبریه ی قزوین می شود، می بیند که صاحب یکی از قبرها به صورت سگی درآمده و روی قبر خود نشسته است. آن سگ به شیخ هاشم التماس می کند: «آشیخ هاشم! چون مادرم از من ناراضی است به این صورت درآمده ام، برو ایشان را راضی کن تا نجات پیدا کنم.»[۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . جرعه ای از دریا، ج۲، ص۵۶۷ نوشته های مرتبط: حضور آیت الله وحید خراسانی در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی واکنش آیت الله

    … ادامه مطلب …

  • یک نظر برای این مطلب
  • سینا فاتحی
    اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۵ در ۸:۱۱ ق.ظ

    خداوند به حقّ محمّد و آل محمّد ص ایشان و تمام شهداء را بیامرزاد و برترین درجات و جایگاههای رفیع قرب و کرامت را نصیبشان کناد.

    [پاسخ]

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei