حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

اثر کلام امام هفتم علیه السّلام در «بشر حافی»

تعداد بازدیدها: 2,515 مشاهده

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همه بینندگان و دوستانم تبریک عرض می کنم.

از آنجایی که ماه مبارک رمضان منسوب به ماه “خدا” است به دلم افتاد امشب که شب اوّل ماه مبارک رمضان است داستان بسیار تکان دهنده ای را برایتان نقل کنم باشد که این داستان به ما توجهی مبدهد تا خودمان را برای مهمترین شب در این ماه که شب قدر و رقم خوردن اعمال هر فرد است آماده کنیم.

انشاالله بتوانیم حداقل در این چند شب ماه مبارک رمضان دل حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) و رضایت دل نازنینش را بدست آوریم. انشالله.

بنده را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید.

و اینک شرح داستان:

«بشر حافی» یکی از اشراف زادگان بود که شبانه روز به عیاشی و فسق و فجور مشغول بود؛ خانه اش مرکز عیش و نوش و رقص و غنا بود و صدای آن از بیرون شنیده می شد. روزی کنیزی برای ریختن خاکروبه از منزل خارج شد که در این هنگام حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام) پس از شنیدن ساز و آواز می پرسند: «آیا صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟!» کنیز جواب داد: البته که آزاد و آقاست. کنیز وارد منزل شد در حالی که «بشر» بر سر سفره شراب نشسته بود علت تأخیرش را جویا شد. کنیز داستان پرسش مرد ناشناس و جواب خودش را نقل کرد. پرسید: آن مرد در نهایت چه گفت؟ جواب داد: آخرین سخن او این بود: «راست گفتی، اگر صاحب خانه آزاد نبود (و خودش را بنده پروردگار می دانست) از مولای خود می ترسید و در معصیت این چنین گستاخ نبود!».

سخن کوتاه امام هفتم (علیه السّلام) چنان در قلبش تأثیر کرد که سر از پا نشناخت و با پای برهنه از منزل خارج، و خود را به حضرت (علیه السّلام) رساند و عرض کرد:

«آقای من! از خداوند و از شما معذرت می خواهم. آری! من بنده خدای سبحان بوده و هستم، لیکن بندگیم را فراموش کرده بودم؛ بدین جهت چنین گستاخانه مشغول گناه بودم، ولی اکنون به بندگی خود پی بردم و از عمل های گذشته توبه می کنم، آیا توبه ام قبول است؟»

حضرت (علیه السّلام) فرمود:

«آری! خداوند توبه ات را می پذیرد».

او نیز از آن روز دست از کردار زشت خود برداشته و در ردیف زاهدان زمان خود به شمار می آید و به شکرانه این نعمت، تا آخر عمر با پای برهنه راه می رفت.[۱]

همچنین نقل شده: چون با پای برهنه دنبال امام هفتم (علیه السّلام) دوید و با این حال توبه کرد، از این رو او را حافی (پای برهنه) لقب دادند!


[۱] . قمی، عباس، منتهی الآمال، ج۲، ص۲۲۶ به نقل گناه و توبه؛ پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، ج۴۰، ص۷۶٫

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۱۱ نظر برای این مطلب
  • سارا صبوری
    مرداد 11ام, 1390 در 6:45 ب.ظ

    ممنون
    داستان جالبی بود
    انشاالله خدا تو این ماه مبارک توبه همه ما رو بپذیرد

      [پاسخ]

      حسن
      مرداد 12ام, 1390 در 10:24 ق.ظ

      شنیده بودم ولی باز با خواندنش اشکم جاری شد خدا اجرت دهد. وب جالبی داری

        [پاسخ]

        سارا صبوری
        مرداد 12ام, 1390 در 2:51 ب.ظ

        بی بی بی حرم قبرت کجاست مادر…؟

          [پاسخ]

          فرزاد شهبازی
          مرداد 12ام, 1390 در 10:10 ب.ظ

          سلام علیکم
          حاج حمید دستتون درد نکنه.بسیار زیبا بود.گذاشتم تو سایت تا استفاده کنن. البته اگر یه کمی با کیفیتش رو بذارید هم برای استفاده خودم و هم برای استفاده دوستان منت دارتون میشم.تشکر. یا علی

            [پاسخ]

            روایت تفت
            مرداد 13ام, 1390 در 4:39 ب.ظ

            سلام حاج آقا
            برای مطالعه مطلب جدیدم تخت عنوان”نکاتی درباره جوابیه آقای متوسل، رئیس اداره تبلیغات تفت !” تشریف بیاورید.
            نظرتان را حتما بنویسید.
            التماس دعا

              [پاسخ]

              sadra
              مرداد 15ام, 1390 در 9:35 ق.ظ

              بسم الله الرحمن الرحیم
              سلام بر شما سایت خیلی پر محتوایی دارید سپاس

                [پاسخ]

                رضا
                مرداد 18ام, 1390 در 0:11 ق.ظ

                سلام حاج آقا
                نماز و روزه ها قبول
                ما رو هم دعا کنید
                از مناجات های قدیمی حاج رضا بذارید
                اللهم عجل لولیک الفرج

                  [پاسخ]

                  کوثر
                  مرداد 18ام, 1390 در 4:37 ب.ظ

                  خدا مشتری ندارد!
                  شیخ گاهی داستان شیرین و فرهاد رو مثال میزد و می فرمود:

                  فرهاد هر کلنگی که میزد می گفت: شیرین جونم!

                  و غیر معشوق خود ذکری نداشت. به یاد شیرین بود و به عشق او. هر کاری انجام میدهی تا پایان کار باید همین حال رو داشته باشی…

                    [پاسخ]

                    جواد
                    شهریور 4ام, 1390 در 2:26 ب.ظ

                    سلام علیکم . زیبا بود

                      [پاسخ]

                      امیرحسین
                      اسفند 3ام, 1394 در 6:52 ق.ظ

                      ضمن عرض سلام و وقت بخیر
                      اگر امکانش هست لطف کنید منو دعا کنید ، ذاکر اهل بیت بودم از ۴ سالگی تا ۲۱ سالگی ، انقدر که یکماه قبل از اعیاد و عزا کلی دعوتنامه میگرفتم و واقعا علاقه خاصی به اهل بیت سلام الله داشتم و دارم ، سال ۸۴ یک اتفاق بد مالی برای خانوادم افتاد که تمام هست و نیست مالی ما رفت ، مادرم از ترس آبرو سکته مغزی کرد سمت راست بدنش فلج شد و بهرحال بخیر گذشت و با فروش زمین و خانه ها بدهی ها رو دادیم ولی طلب مارو ندادند و ماهم ترک مکان کردیم به شهرستان ،
                      ولی بعد از مهاجرت سلب توفیق شدم و تک و توک در سال مداحی میکنم ، توروخدا خودتون ، دوستانتون برام دعا کنید …
                      راستی : اگر میشه در موارد خاص مثل همین نام بشر حافی ، یا نام منابع که برای عموم آشنا نیست از اعراب استفاده کنید که درست تر بیاموزیم…
                      خیلی خیلی دست شما درد نکنه ، اجر شما با ارباب بی کفنم امام حسین علیه السلام

                        [پاسخ]

                        حمیدرضا پاسخ در تاريخ اسفند 3ام, 1394 2:15 ب.ظ:

                        سلام بر أمیرحسین.
                        إن شاءالله خداوند مشکلات شما را بزودی زود برطرف کنید!
                        چشم حتماً به حرم رفتم دعاگوی شما خواهم بود!
                        ممنون از توجهتون.

                          [پاسخ]

                        • نظر بدهيد
                        • نام:
                          ایمیل:
                          وبسایت:





                          استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
                          Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
                          Designer : Mohammad Rafiei