حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

به واسطه او رحمتم را فرو فرستادم

تعداد بازدیدها: 2,400 مشاهده

در دوران حضرت موسی ـ علی نبیّنا و آله و علیه السلام ـ در بنی اسرائیل قحطی شدیدی پیدا آمد. مؤمنین برای طلب باران هفتاد مرتبه دست به دعا برداشتند، امّا دعایشان به اجابت نرسید.

شبی موسی بن عمران ـ علی نبیّنا و آله و علیه السلام ـ به کوه طور رفت و بعد از مناجات و گریه زیاد عرض کرد: پروردگارا! اگر مقام و منزلت من نزد تو بی ارزش شده، از تو می خواهم به مقام پیامبری که وعده دادی در آخر الزمان مبعوث کنی، باران رحمتت را بر ما نازل فرما!

خطاب آمد: ای موسی! مقام و منزلت تو نزد ما بی ارزش نشده، ولی در میان شما شخصی است که مدت چهل سال آشکارا معصیت مرا می کند، اگر او را از میان خود بیرون کنید، من باران رحمتم را بر شما نازل می کنم.

موسی ـ علی نبیّنا و آله و علیه السلام ـ در میان بنی اسرائیل فریاد برآورد: ای بنده ای که چهل سال معصیت پروردگار می کنی، از میان ما بیرون برو، تا خداوند باران رحمتش را بر ما نازل کند. آن مرد گناهکار ندای حضرت را شنید، فهمید او مانع نزول رحمت الهی است، با خود گفت چه کنم؟ اگر بمانم خداوند باران رحمت نمی فرستند و اگر از میان آنها بیرون بروم، مرا می شناسند و آبرویم می رود.

عرض کرد: خداوندا! می دانم که از روی جهل و نادانی معصیت تو را کرده ام، حال به درگاه با عظمتت آمده ام، در حالی که از گذشته خویش پشیمانم، توبه ام را قبول کن و رحمتت را از این جماعت منع مکن.

هنوز سخنش تمام نشده بود که ابری ظاهر شد و باران زیادی بارید.

حضرت موسی ـ علی نبیّنا و آله و علیه السلام ـ عرض کرد: تو باران رحمت بر ما نازل کردی در حالی که کسی از میان ما نرفت، خطاب رسید: ای موسی! همان کسی که برای او رحمتم را از شما قطع کردم حال به واسطه او رحمتم را فرو فرستادم. عرض کرد: خداوندا! آن بنده ات را به من نشان بده، خطاب آمد: من او را در حالی که چهل سال آشکارا گناه می کرد رسوا نکردم، حال که توبه کرده مفتضحش کنم؟![۱]


[۱] . گناه و توبه ـ پرسش و پاسخ های دانشجویی، ج۴۰ـ ، ص۸۹٫

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۳ نظر برای این مطلب
  • میلاد
    مرداد 22ام, 1390 در 10:07 ب.ظ

    سلام حاج آقا وب ساییتون عالیه از این مطلبتون هم فیض بردم اجرتون با آقا امام زمان (عج)

    [پاسخ]

    منتظر
    شهریور 9ام, 1390 در 4:54 ب.ظ

    سلام.حاج آقا خداقوت.
    خیلی خوبه که این جوری با جوونا رابطه برقرار می کنید.واقعا خدا اجرتون بده.
    از سایت حاج آقا دهقان اومدم اینجا.
    من لوگوتون رو قرار دادم.
    ان شاء الله پاینده وکربلایی باشید.
    یاعلی

    [پاسخ]

    اسفندیاری
    آذر 25ام, 1390 در 6:35 ب.ظ

    گاهی با خودم میگم خوبه که هنوز آدمای خوب بین ما هستند. ممنون از این که امام زمان رو با مطالبتون شاد می کنید. التماس دعا

    [پاسخ]

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei