حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

داستان عجیبی از مرحوم علامه عسکری (ره)

تعداد بازدیدها: 3,610 مشاهده

چندی پیش به نقل یکی از خطبا داستان عجیبی از مرحوم علامه عسکری (ره) شنیدم که بعد از گذشت مدتی کلیپ تصویری این داستان از خود مرحوم علامه عسکری بدستم رسید که خودشان این داستان را نقل می کنند.

قضیه از این قراره که در ایامی به مرحوم علامه فشارهای روحی زیادی آمده بود که ایشان مرگ خود را از خداوند خواستار بودند. بعد از گذشت مدتی بی بی دو عالم حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در عالمی که خود ایشان می گویند «نمی دانم بیداری بود یا خواب!» به حضور ایشان می آیند.

علامه در این کلیپ تصویری قضیه را اینگونه نقل می کنند:

خوابیده بودم یه وقت دیدم که اتاق یه روشنایی زردی پیدا شد. مهتاب ولی زرد رنگ. دیدم حضرت زهرا (سلام الله علیها) اومد. پاشدم خودم انداختم پاشو ببوسم نگذاشت. دستش رو داد بوسیدم. گفتم به ایشون که به زبون عربی « اُماه خذینی إلیک» منو از این دنیا ببر. فرمود «کلا» نه. «إنّ لک أجلا ستقضی» یه عمر داری باید بکنی. «و أعمالا ستقوم بها» کارهایی هم می کنی[۱]. «ثم یسیر آخر امرک إلینا و إلیّ» بیدار شدم. نمی فهمم که بیدار بود چی بود. گریه کردم.

دانلود کلیپ تصویری (۱٫۳۵ مگابایت)


[۱]. منظور از این جمله اینه که برای ما اهل بیت (علیهم السلام) داری خدمت می کنی وباید فعلا بمونی و برای ما خدمت کنی. و این مسئله برای افرادی که با آثار این محقق بزرگ آشنا هستند پوشیده نیست.

حمیدرضا
مطالب مرتبط
  • به مادرش تهمت (زنا) زدی؟!

    به مادرش تهمت (زنا) زدی؟!

    فایل تصویری:  امام صادق (علیه السّلام) دوستی داشت که همراه و ملازم آن حضرت بود. روزی دوست همراه ایشان در بازار کفّاش ها عبور می کرد و پشت سرش غلامی از اهل هند می آمد، ناگاه آن دوست به عقب نگاه کرد و غلام را ندید، تا سه بار به پشت سر نگاه کرد و غلام را ندید، بار چهارم وقتی که او را دید، به او گفت: ای زنازاده! کجا بودی؟ حضرت وقتی که این بدزبانی را از دوست خود دید، بر اثر ناراحتی دست خود را بلند کرد و بر پیشانی خود زد و به دوست خود فرمود: سبحان الله! به مادرش نسبت ناروا (زنا) می دهی؟! من خیال می کردم تو آدم عفیف و پرهیزکار هستی، اکنون می بینم چنین نیستی. دوست حضرت عرض کرد: مادر این غلام از اهالی سند (هند) و مشرک است (بنابراین عقد

    … ادامه مطلب …

  • مادر و پسر دلشکسته ای که از سفر کربلا جاماندن

    مادر و پسر دلشکسته ای که از سفر کربلا جاماندن

    روایتی از یک مادر و فرزند دلشکسته اش که در مرز مهران از زیارت اربعین جاماندن. فایل تصویری:  نوشته های مرتبط: مناجاتِ الهی بنده زارم+صوت+تصویر مجموعه مناجات های تصویری ماه مبارک رمضان با نوای عبدالرضا هلالی معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن چیست؟ آب شد مادر! عواقب نارضایتی مادر در حکایتی عجیب از آیت الله وحیدخراسانی اربعین و بازگشت اهل بیت به کربلا کاروان کربلا در راه است… روز سقیفه دردناک تر از سختی اهل بیت در کربلا بود حکایتی از حضرت زین العابدین بعد از قضیه کربلا مناجات ماه مبارک رمضان+دعای کمیل+تصویر+صوت

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • معامله خدا با یک قطره اشک

    معامله خدا با یک قطره اشک

    مرحوم حاج شیخ علی اکبر النهاوندی در کتاب «جنّه العالیه» می­ نویسد: بدان! بعضی از ارباب مقاتل برای توضیح و تشریح اخباری که در فضیلت گریه بر سید الشّهدا علیه السّلام وارد شده ـ که خداوند گناه گریه کننده را به یک قطره اشک می ­آمرزد ـ به قضیه ملاقات مرحوم [سید مهدی] بحر العلوم (أعلی الله مقامه الشریف) با حضرت حجّت علیه السّلام در راه سامرّه متوسل شده ­اند و مجمل کیفیّت آن علی ما هو المعروف این است: آن مرحوم وقتی به سامرّه می­ رفت، در بین راه به این مسأله فکر می­ کرد که گریه بر حسین علیه السّلام گناهان را می ­آمرزد، ناگاه دید عربی سوار بر مرکب مقابلش رسید، سلام کرد بر سیّد و فرمود: جناب سیّد شما را متفکّر می­ بینم، چه خیال می ­کنید؟ اگر مسأله علمی است، صحبت بدارید! شاید من هم

    … ادامه مطلب …

  • ۶ نظر برای این مطلب
  • محمد
    آبان ۱۶ام, ۱۳۹۰ در ۳:۵۸ ب.ظ

    یا زهرا(س) …

      [پاسخ]

      رفیعی
      آبان ۲۶ام, ۱۳۹۰ در ۱:۵۹ ق.ظ

      سلام
      حاجی صوت سایتت مجنونم کرد …
      یا حسین ع

        [پاسخ]

        شیخ احمدم
        آبان ۲۷ام, ۱۳۹۰ در ۸:۱۳ ب.ظ

        سلام حاج آقا مخلصیم

          [پاسخ]

          محمود رمضان
          آذر ۲۳ام, ۱۳۹۰ در ۶:۴۵ ب.ظ

          با اجازتون این مطلب و گذاشتم توی وبلاگ هییت
          التماس دعا

            [پاسخ]

            مهندس محمدجواد میرزابیگی
            بهمن ۴ام, ۱۳۹۰ در ۳:۵۴ ق.ظ

            با سلام خدمت حجت الاسلام تفتی عزیز و گرانقدر, نویسنده بسیار فهیم, خوش ذوق و بابصیرت.
            خوشحالیم از وبلاگی به وبلاگ شما ارزشی نویس رسیدیم.
            اینقد مطالبتون زیباست که دوسداریم باهاتون در ۵ وبلاگ, تبادل لینک داشته باشیم.
            خوشحال میشیم افتخار بدید.

            درصورت تمایل لطف کنید پنج وبلاگ گروهی مارو با مشخصات داده شده در ذیل, لینک و در قسمت نظرات هر کدوم اعلام فرمایید تا سریعا نام وبلاگ زیباتون درهر ۵ وبلاگمون قرار بگیره.

            [گل]
            [گل]
            گروه سایبرے مهندس میرزابیگی
            http://mjm-eng.blogfa.com
            [گل]
            [گل]
            ☫ مقر افسران جنگ سایبری ☫
            http://Cyber-OfficerS.blogfa.com
            [گل]
            [گل]
            کائنات برای شما
            http://Kaenat4u.Mihanblog.com
            [گل]
            [گل]
            مهندسی معکوس ۲سیده تاخدا
            http://2seyyede.blogfa.com
            [گل]
            [گل]
            دستنوشته هاے محمدجواد میرزابیگے
            http://mirzabeigi.mihanblog.com
            [گل]
            [گل]
            قابل ذکر است بعد از انجام تبادل لینک ۵گانه, نام خودتون و وبلاگ زیباتون در دایرکتوری ارزشی نویسها به آدرس :
            http://Mjm-Eng.blogfa.com/page/5link.aspx
            قرار خواهد گرفت.
            به اونجا هم سری بزنید.منتظریم [گل]
            به امید همکاری های روز افزون.

              [پاسخ]

              jahangir soleimani
              بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۰ در ۴:۱۸ ب.ظ

              خواهش میکنم این فایل صوتی رو برای من ایمیل کن
              میخوام بدون وارد شدن به اینترنت گوش بدم و اونو توی گوشیم بریزم

                [پاسخ]

              • نظر بدهيد
              • نام:
                ایمیل:
                وبسایت:





                استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
                Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
                Designer : Mohammad Rafiei