حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

حکایتی از حضرت زین العابدین بعد از قضیه کربلا

تعداد بازدیدها: 11,267 مشاهده

سال گذشته مطلبی را به مناسبت ایّام بعد از محرّم در وبگاه قرار دادم و از آنجایی که این قضیه، قضیه ای است که به نظر بنده کمتر کسی آن را شنیده یا خوانده است تصمیم گرفتم دوباره به مناسبت این ایّام در وبگاه قرار بدهم.

حکایت،حکایتی است عجیب که فهم آن فقط از عهده اهل آن بر می آید. زیرا که مفضّل گوید از امام صادق (علیه السّلام) شنیدم که زیاد می فرمود: حدیثنا صعب مستصعب لا یحتمله إلا ملک مقرّب أو نبیّ مرسل أو مؤمن امتحن اللَّه قلبه للإیمان.

ترجمه : سخن ما بسى دشوار و سنگین است که جز فرشته مقرّب یا پیامبر مرسل یا مؤمنى که خداوند دلش را به ایمان آزموده است آن را تحمّل نمى‏کند.[۱]

امّا قضیه را علامه میرجهانی (ره) اینگونه روایت می کند:

در احادیث وارد شده که (بعد از واقعه کربلا) در مدینه طیّبه یکی از شیعیان مجالس ازدواجی فراهم کرده بود و از حضرت زین­ العابدین (علیه السّلام) تقاضا کرده بود که آن مجلس را به قدوم شریف خود زینت دهد و آن حضرت انکار می­ فرمود.[۲] در اثر اصرار زیاد، حضرت فرموده بود که اگر عهد می کنی مرثیه خوانی در مجلس خود دعوت می کنی که در مصیبت پدر بزرگوارم حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) مرثیه ای بخواند دعوتت را اجابت می کنم. او قبول می کند و مرثیه خوانی را دعوت می کند. پس از آنکه آن بزرگوار در آن مجلس تشریف فرما می شود، مرثیه ای خوانده می شود و آن حضرت و حاضرین گریه زیادی می کنند. چون مجلس برگذار می شود و اهل مجلس می خواهند متفرّق شوند صاحب مجلس متوجّه می شود که آن حضرت بر دم در ایستاده کفش های حاضرین را در پیش پاهاشان جفت می فرماید.[۳]


[۱]. الکافی، ج‏۱، ص: ۴۰۱٫

[۲]. علت انکار حضرت احتمالاً از این جهت بوده که به خاطر حوادث و مصائب پدر بزرگوارشان حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و واقعه کربلا ایشان عزادار بودند و این مطلب از ادامه روایت فهمیده می شود.

[۳]. البکاء للحسین (علیه السّلام)، تحقیق حامد فدوی اردستانی، ص۴۳۰٫ (این خبر را علامه نقل به معنی کرده است.)

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۲۶ نظر برای این مطلب
  • محمود رمضان
    آذر 16ام, 1390 در 3:03 ب.ظ

    با سلام ودرود .وبلاگ زیبایی دارید.
    التماس دعا

    [پاسخ]

    امیر محمدپور گیلانی
    آذر 16ام, 1390 در 9:12 ب.ظ

    سلام
    ایام حزن آل الله را به حضورتان تسلیت عرض می کنم
    از اینکه با وب تان آشنا شدم خوشحالم
    لطفا دعا بفرمایید
    یا حق

    [پاسخ]

    بیت المداح
    آذر 16ام, 1390 در 9:17 ب.ظ

    سلام علیکم لطفابه ما سر بزنید

    [پاسخ]

    طلبه135
    آذر 16ام, 1390 در 9:43 ب.ظ

    باسلام
    لوگوی شما در وبلاگ قرار داده شد
    البته به قیمت از دست رفتن قالب وبلاگم…
    موفق باشید

    [پاسخ]

    ریحانه
    آذر 17ام, 1390 در 11:36 ق.ظ

    سلام داداش حمید خیلی خیلی زبیا بود

    [پاسخ]

    بیت المداح
    آذر 17ام, 1390 در 1:08 ب.ظ

    سلام علیکم ممنونم کهبهمن سرزدی مایل باهمکاری باماهستید وعضونویسندگان ما می شوید در قسمت مقت و شعر های مذهبی

    [پاسخ]

    محمود رمضان
    آذر 17ام, 1390 در 1:52 ب.ظ

    در راه خدمت به منتظران موفق و پیروز باشید
    انشاالله.

    [پاسخ]

    محمد
    آذر 17ام, 1390 در 9:38 ب.ظ

    باسلام
    بـــهـ روزیــم ومنتظر حضور سرشار از نور شما
    البته نــظــر یادتون نره ها !!!
    منتظر انتقادات وپیشنهادات سازنده شما هستیم
    التماس دعــــا
    موفق باشید

    [پاسخ]

    ساسان
    آذر 18ام, 1390 در 6:34 ق.ظ

    اندیشه حسین علیه السلام با غروب عاشورا طلوع نخواهد کرد و او همچنان در حسینه ها طبق سنوات قبل باقی خواهد ماند . بکر و تازه اگر داستان بی تفاوتی من ادامه داشته باشد.
    نه صدای هل من ناصر را می شنویم و نه تشنه حقیقت هستیم . در کل شما را برای شل زرد با آش برگ پر پیاز داغ می خواهیم.
    من با چه کسی کدام درد را در
    …………
    باافتخار لینک شدید
    تشریف بیارید

    [پاسخ]

    هیئت الرضا
    آذر 18ام, 1390 در 9:53 ب.ظ

    سلام
    اخوی وبلاگ من جایی برا لوگو نداره اگه این مشکل حل بشه حتما میزارم
    یا علی

    [پاسخ]

    shia graphic
    آذر 19ام, 1390 در 6:40 ب.ظ

    سلام علیکم
    خدا قوت…چشم ان شا الله در اولین فرصت لوگوی شما رو میزارم…یا علی…التماس دعا

    [پاسخ]

    hamrazm
    آذر 20ام, 1390 در 6:28 ب.ظ

    سلام !
    مطلب تون رو خوندم . خیلی جالب بود . موفق باشین .
    جنگ ما هر روز به روز است .
    این دفعه با یک خاطره زیبا از شهید نظرنژاد به روایت از کتاب بابا نظر . جالب است و کوتاه . وقت داشتین بخوانید و نظر هم بگذارید .
    التماس دعا
    به امید صبح پر نشاط ظهور…

    [پاسخ]

    hamrazm
    آذر 21ام, 1390 در 5:35 ب.ظ

    خیلی ممنون از این که به سنگر شهدا سر زدید.
    التماس دعا…

    [پاسخ]

    hamrazm
    آذر 21ام, 1390 در 5:37 ب.ظ

    ببخشین اخوی
    می خواستم بگم وقت نکردین که لو گوی مارو بذارین؟
    ممنون می شم اگه اقدام کنین.

    [پاسخ]

    hamrazm
    آذر 22ام, 1390 در 6:25 ب.ظ

    خیلی ممنون برادر!
    امیدواریم که ارتباط میان پایگاه های مجازی مذهبی خیلی بیشتر شود
    التماس دعا…

    [پاسخ]

    جوان شيعه
    آذر 23ام, 1390 در 7:13 ب.ظ

    سلام

    موفق باشید

    [پاسخ]

    majid
    آذر 24ام, 1390 در 2:17 ب.ظ

    سلام…حاج اقا…خیلی سایت جالبی دارین…قالبتون هم قشنگه…حاج اقا منم میخوام طلبه بشم…ولی خانواده مخالفت میکنن…
    تروخدا کمکم کنید…

    [پاسخ]

    طهورا محمدزاده
    آذر 24ام, 1390 در 8:20 ب.ظ

    سلام
    مطالبه مفیدی دارین خیلی استفاده کردم ممنون
    موفق باشید

    [پاسخ]

    شهیدینی
    آذر 30ام, 1390 در 5:55 ب.ظ

    ای ول داش حمید
    سایه حضرت رو سرت سنگین تر بشه ایشالا

    [پاسخ]

    puria
    دی 11ام, 1390 در 11:06 ق.ظ

    سلام علیکم حاج آقا بنده هم شما رو لینک کردم و هم لوگوتونو قار دادم تو وبگاه هم و دوست دارم مثله داداش مرتضی (مدیر سایت شهادت طلب)منو جزئ حمایتت کنندگانتون قرار بدی

    [پاسخ]

    حق
    دی 30ام, 1390 در 4:44 ب.ظ

    سلام
    لوگوی شما قرار داده شد.
    یا علی(ع)

    [پاسخ]

    باران
    مرداد 7ام, 1391 در 6:09 ب.ظ

    سلام

    روی این عکس کمی دقت کنید
    فکر کنم تحریف شده است..
    اگر زوم کنید چیز های خوبی در این عکس نمی بیند
    من این طور دیدم

    اگر اشتباه میکنم بهم بگید
    ــــــــــــــــــ
    پاسخ: با عرض سلام و ادب.
    بعضی از دوستان هم نکاتی درباره این عکس متذکر شدند اما واقعا قصد و غرض طراح این عکس به بعضی از این اشکالاتی که به ذهن ما می رسد وجود دارد یا خیر نیاز به اثبات دارد و برای بنده هنوز به طور قطعی اثبات نشده!
    به هر حال از شما دوست گرامی تشکر می کنم.

    [پاسخ]

    حکایتی از حضرت زین العابدین بعد از قضیه کربلا – نورآسمان
    آذر 18ام, 1391 در 7:30 ب.ظ

    […] خداوند دلش را به ایمان آزموده است آن را تحمّل نمى‏کند.[۱] امّا قضیه را علامه میرجهانی (ره) اینگونه روایت می کند: […]

    حکایتی از حضرت زین العابدین بعد از قضیه کربلا « nooreaseman
    آذر 18ام, 1391 در 8:42 ب.ظ

    […] خداوند دلش را به ایمان آزموده است آن را تحمّل نمى‏کند.[۱] امّا قضیه را علامه میرجهانی (ره) اینگونه روایت می کند: […]

    حکایتی از حضرت زین العابدین بعد از قضیه کربلا « nooreaseman
    آذر 18ام, 1391 در 8:43 ب.ظ

    […] [۳]. البکاء للحسین (علیه السّلام)، تحقیق حامد فدوی اردستانی، ص۴۳۰٫ (این خبر را علامه نقل به معنی کرده است.) […]

    برهان
    آذر 26ام, 1391 در 4:17 ب.ظ

    حمید آقا آرزوی شهادت واست میکنم اخوی.انشاا… باارباب محشوربشی

    [پاسخ]

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei