»  این اهانت ها از قدر و منزلت ما نمی کاهد 
نوشته شده در شنبه ۳۰ اردیبهشت ۹۱

از آنجایی که چند ماهی است معاندین و کفّار شروع به جسارت به امام دهم شیعیان (علیه آلاف التحیّة و الثناء) کرده­اند بر این شدم حدیثی از وجود پر برکت امام علی­النقی (ارواحناه فداه) نقل کنم که حضرت در این حدیث اشاره به این مطلب دارند که هرگونه توهین­ به ساحت قدسی اهل بیت (علیهم السّلام) از منزلت آنها نخواهد کاست بلکه کسانی که در پی جسارت و اهانت به ساحت مقدس نورانی این ذوات مقدّس هستند تنها بدبختی و پشیمانی را برای خود خواهند خرید و خسرت الدنیا و الآخره خواهند شد.

یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ.[۱]

آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ولى خدا جز این نمى‏خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند!

اما حدیث:

صفّار (رحمه الله) در کتاب «بصائرالدّرجات» از صالح بن سعید نقل کرده  است که گفت:

خدمت حضرت هادی (علیه السّلام) رسیدم هنگامی که متوکّل آن حضرت را به سامراء دعوت کرده بود و در جای نامناسبی منزل داده بود. به آن حضرت عرض کردم: فدایت شوم، اینها در همه امور قصد دارند نور فروزان شما را خاموش کنند و در حق شما کوتاهی کنند تا آنجایی که شما را در این کاروانسرای بسیار زشت که جای فقیران و فرومایگان می­باشد ساکن نموده­اند. امام علی النقی(علیه السّلام) فرمودند:

«تو در این پایه از معرفت ما هستی و خیال می کنی این امور از قدر و منزلت ما می­کاهد

سپس با دست اشاره نمود و فرمود: نگاه کن چه می­بینی؟

چون نگاه مردم باغ­هایی زیبا منظر و پرطراوتی مشاهده کردم که در آن زنان نیکوکار خوش­بو و نونهالانی که همچون مرواریدی در پوشش بودند، و پرندگان زیبا و آهوهای خوش خط و خال و نهرهای جاری وجود داشت، دیدن این منظره مرا به حیرت انداخت و چشمانم را خیره نمود. امام دهم (علیه السّلام) فرمودند:

حیث کنّا فهذا لنا عتید و لسانا فی خان الصعالیک.

ما هر کجا باشیم چنین موقعیتی داریم و در حقیقت در «خان صعالیک» که جایگاه فقیران و فرومایگان است نخواهیم بود.[۲]


[۱]. سوره مبارکه توبه، آیه ۳۲٫

[۲]. بصائرالدّراجات، ص۴۰۶، ح۷ و کافی، ج۱، ص۴۹۸ و اعلام الوری، ص۳۶۴ و بحارالأنوار، ج۵۰، ص۱۳۲، ح۱۵ و علامه مجلسی (رحمه الله) شرح طولانی در ذیل این حدیث بیان فرموده است، به آنجا مراجعه کنید. مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۴۱۱ و کشف الغمّة، ج۲، ص۳۸۳ و مدینة المعاجز، ج۷، ص۴۲۱، ح۴ و الإختصاص، ص۳۲۴ و الارشاد، ص۳۲۴٫

»  جایزه شیعه آنلاین برای کشتن خواننده ایرانی موهن 
نوشته شده در سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۹۱

به گزارش شیعه آنلاین، «شاهین نجفی» خواننده ایرانی مقیم آلمان که اخیرا آهنگی به شدت توهین آمیز به امام هادی (علیه السّلام) روانه بازار کرده، به شدت خشم عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را بر انگیخته و قلبشان را به درد آورده است.
در پی انتشار این آهنگ توهین آمیز، حضرت آیت الله شیخ «لطف الله صافی گلپایگانی» از مراجع عظام تقلید شیعه، با صدور فتوایی حکم جسارت کنندگان به امام هادی (علیه السّلام) را اعلام کرد.
بر همین اساس حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در پاسخ به استفتائی در مورد توهین به ائمه و به ویژه امام هادی (علیه السلام)، فرمود: چنانچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشد مرتدند.
در همین حال پایگاه خبری شیعه آنلاین نیز برای کشتن «شاهین نجفی» مبلغ ۱۰۰ هزار دلار جایزه تعیین کرده است.
گفتنی است یک بانی خیر از یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، وعده داده که این مبلغ را به عنوان جایزه از طرف شیعه آنلاین به قاتل این خواننده موهن تقدیم کند.

»  خدای متعال فاطمه را از نور عظمت خود آفرید 
نوشته شده در شنبه ۲۳ اردیبهشت ۹۱

جابربن عبدالله گوید: امام باقر (علیه السّلام) فرمود:

إِنَّمَا سُمِّیَتِ الزَّهْرَاءَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِ.

حضرت فاطمه (علیها سلام)، زهرا نامیده شد، چون خدای متعال آن بانو را از نور عظمت خود آفرید.

هنگامی که درخشید آسمان­ها و زمین به نور او روشن گشت، چشمان فرشتگان خیره شد، فرشتگان خدای متعال را سجده نموده و گفتند:

خدای ما! سرور ما! این چه نوری است؟!

خداوند به آنان وحی فرمود:

هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی وَ أَسْکَنْتُهُ فِی سَمَائِی خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِی أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ أَئِمَّةً یَقُومُونَ بِأَمْرِی یَهْدُونَ إِلَى حَقِّی وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِی فِی أَرْضِی.

این نوری از نور من است، که آن را در آسمانم جای دادم، و از عظمت خویش آفریدم. من این نور را از صُلب یکی از پیامبرانم بیرون می­آورم که او را بر همه پیامبرانم برتری می­دهم، از این نور گروهی[۱] را به وجود می­آورم که برای امر من قیام می­کنند و آفریدگانم را به سوی من راهنمایی می­نمایند و من آنها را جانشینان (خود) در روی زمین قرار می­دهم.[۲]

البته شبیه این حدیثی است از شیخ صدوق (قدّس سرّه) در کتاب «أمالی»  که از ابن عبّاس نقل کرده است که  گفت:

اهل بهشت هنگامی که در بهشت غرق در رحمت الهی هستند نوری را مانند نور خورشید مشاهده می­کنند که درخشندگی و تابش خاصّی دارد.

بهشتیان گویند: خداوندا! تو در کتاب عزیز خود فرموده­ای (لَا یَرَوْنَ فِیهَا شَمْسً) «در بهشت خورشید نمی­بینید» «سوره انسان، آیه۱۳» ، پس این چه نوری است؟

خداوند تبارک و تعالی جبرئیل را به سوی آنها روانه می­کند که به آنها بگوید:

لَیْسَ هَذِهِ بِشَمْسٍ وَ لَکِنَّهُ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ قَدْ ضَحِکَا فَأَشْرَقَتِ الْجِنَانُ مِنْ نُورِ ضَحِکِهِمَ.

این نوری که مشاهده کردید نور خورشید نیست بلکه علی و فاطمه (علیهما السّلام) خنده­ای کردند، و از نور لبخند آنها چنین تابشی و درخشندگی در بهشت ظاهر گردید. [۳]


[۱]. در «مصباح­الأنوار» به جای «گروهی»، «امامی» آمده است.

 [۲]. مصباح الأنوار، ۲۲۳ (مخطوط)، علل الشرائع: ج۱، ص۱۷۹، بحار الأنوار، ج۴۳، ص۱۲، ح۵ به نقل از القطرة، ج۲ ص۴۰۹٫

[۳]. امالی صدوق، ص۳۳۳ ضمن حدیث۱۱ مجلس۴۴، بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۴۱٫

»  درد و دل امیرالمؤمنین در فراق بی بی فاطمه (قسمت دوّم) 
نوشته شده در سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۹۱

در امالى مفید معروف به «المجالس» و امالى ابن الشیخ معروف به «امالى طوسى» از امام حسین (علیه السّلام) روایت شده:

هنگامى که فاطمه دختر پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) بیمار شد به حضرت على (علیه السّلام) وصیّت کرد که موضوع بیمارى وى را مخفى بدارد و احدى را از آن مطّلع ننماید. على (علیه السّلام) به وصیّت او عمل کرد. و شخصاً پرستارى فاطمه زهرا را عهده‏دار بود و اسماء بنت عمیس در این کار کمک مى‏کرد. چون هنگام رحلت فاطمه فرا رسید وصیّت کرد که حضرت امیر متصدّى امر آن بانو شود، شبانه او را دفن کند و قبر مطهّرش را مخفى نماید.

على (علیه السّلام) این وصیّت را پذیرفت و شبانه او را به خاک سپرد و قبرش را مخفى نمود.

هنگامى که از دفن فاطمه فارغ شد، ناگهان حزن و اندوه شدیدى به حضرتش هجوم آورد و اشک از چشمانش سرازیر شد، و چهره خود را به سوى قبر رسول خدا بازگردانید و گفت: سلام من بر تو باد اى رسول خدا! و سلام بر تو از سوى دخترت و نور چشمت که به زیارتت آمده، همو که در بقعه‏ات زیر خاک آرمیده است و خداوند براى او چنان خواست که هر چه زودتر به تو ملحق شود. اى رسول خدا! صبرم از فراق دختر برگزیده‏ات کاهش یافته و شکیبایى من از دورى سرور زنان از دست رفته، (ولى چاره‏اى نیست) جز آنکه همان گونه که در مصیبت جانگدازت شکیبایى ورزیدم در اینجا نیز صبر پیشه کنم. چرا که من خود با دست خویش تو را در قبر نهادم و (به هنگام جان دادن سر در آغوش من داشتى آن طور که) جان تو از میان سینه و گلوى من گذشت.

آرى در کتاب خدا براى من برترین پذیرش و تحمّل آمده است که فرموده: «ما همه از خداییم و همگى به سوى او بازمى‏گردیم». امانت بازگردانده و گروگان تحویل داده و زهرا از دستم ربوده شد، اى رسول خدا! چقدر این آسمان نیلگون و زمین تیره در نظرم زشت جلوه مى‏کند.

راجع به اندوهم چه بگویم که همیشگى است و شبم که به بیدارى مى‏گذرد، و غم از دلم رخت نمى‏بندد تا خداوند خانه‏اى را که تو در آن اقامت دارى برایم برگزیند. غصه‏اى دارم جگر سوز و اندوهى شورانگیز، چه زود میان ما جدایى افتاد، و تنها به خدا شکایت مى‏برم.

به زودى دخترت تو را خبر مى‏دهد از همدست شدن امّتت علیه من، پس به اصرار از او بپرس و احوال را از او جویا شو که چه بسا سوزها داشت که در سینه‏اش مى‏جوشید و راهى براى شرح و بیرون ریختن آن نداشت و اکنون خواهد گفت، و خدا داورى خواهد کرد و او بهترین داوران است.

سلام بر شما سلام وداع‏کننده‏اى که نه خشمگین است و نه دلتنگ، که اگر بازگردم از روى دلتنگى نیست و اگر بمانم از بدگمانى نسبت به آنچه خداوند به صابران وعده داده، نمى‏باشد. آه، آه! باز هم شکیبایى مبارک‏تر و زیباتر است که اگر بیم غلبه چیره‏شوندگان نمى‏بود براى همیشه در اینجا مى‏ماندم و درنگ مى‏نمودم و بر این مصیبت بزرگ چونان زنان عزیز مرده شیون مى‏کردم، (چرا که) همچنان که خداوند نظاره مى‏فرماید، دخترت پنهانى (و دور از چشم بیگانگان) به خاک سپرده مى‏شود و (امّا آشکارا در پیش چشم همگان) حقّش پایمال و از ارتش ممنوع مى‏گردد با آنکه دیر زمانى نگذشته و یاد تو کهنه نگشته است. اى رسول خدا، شکایت نزد خداوند بلند مرتبه برده مى‏شود و بهترین صبر و دلدارى و عزادارى در باره توست، درود و رحمت و برکات خداوند یکتا و آفریدگار جهانیان بر تو و او باد![۱]

برای دیدن متن عربی روایت، به ادامه مطلب رجوع کنید.

[۱]  ترجمه متن: زندگانى حضرت زهرا علیها السلام(محمد روحانى على آباد)، ص: ۶۷۲


ادامه مطلب …

»  أنا خادمة فاطمة 
نوشته شده در شنبه ۰۹ اردیبهشت ۹۱

قطب الدین راوندى گوید: روایت شده:

وقتى فاطمه (علیها السّلام) از دنیا رحلت نمود امّ ایمن (خادمة بی بی فاطمه) سوگند خورد که در مدینه نماند، زیرا طاقت دیدن آن مواضع و محل‏هایى که فاطمه را در آنجا دیده بود نداشت، لذا از مدینه خارج شد و به سوى مکّه حرکت کرد، در بین راه آب او تمام و تشنگى بر او غلبه کرد پس دستان خود را به سوى آسمان بلند کرده و گفت: «پروردگارا! من خدمتکار حضرت فاطمه هستم، آیا مى‏خواهى مرا به واسطه عطش و در حال تشنگى بمیرانى؟ در این حال خداوند متعالى دلوى آب از آسمان براى او فرستاد و او از آن آب نوشید و هفت سال از آب و غذا بى‏نیاز گردید، و مردم او را در روز بسیار گرم به دنبال کارهایى مى‏فرستادند ولى او هرگز تشنه نمى‏شد.» [۱]

قبل از اینکه متن عربی حدیث را بنویسم بنگرید که مقام  و فضیلت کسی که نوکر و غلام بی بی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) باشد چگونه است در دنیا! در دنیا که اینگونه است در آخرت چگونه خواهد بود! پس ای شیعه فاطمه بدان که هر قدمی که برای نوکری این خاندان کرم را برداری ـ حال در هر موضوعی می تواند باشد چه شعائر مذهب و چه امور دیگر که مصداق امداد اهل بیت باشد ـ در دنیای مقام و جایگاه تو همانند امّ أیمن خواهد بود چرا که پیامبر (صلّی الله علیه و آله) فرمودند: دخترم! تمام بدبختی برای کسی است که به تو ظلم کرده و خوشبختی بزرگ و عاقبت بخیری برای کسی است که تو را یاری کرده است. [۱]

 ‏بنابراین ای کسی که این مطلب را می خوانی به هر طریقی که می­توانی دختر و مذهب اور را یاری ده و عُمر خود را برای نوکری هر کسی قرار مده.

متن عربی حدیث:

الخرائج[۳] رُوِیَ أَنَّ أُمَّ أَیْمَنَ لَمَّا تُوُفِّیَتْ فَاطِمَةُ حَلَفَتْ أَنْ لَا تَکُونَ بِالْمَدِینَةِ إِذْ لَا تُطِیقُ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى مَوَاضِعَ کَانَتْ بِهَا فَخَرَجَتْ إِلَى مَکَّةَ فَلَمَّا کَانَتْ فِی بَعْضِ الطَّرِیقِ عَطِشَتْ عَطَشاً شَدِیداً فَرَفَعَتْ یَدَیْهَا قَالَتْ یَا رَبِّ أَنَا خَادِمَةُ فَاطِمَةَ تَقْتُلُنِی عَطَشاً فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهَا دَلْواً مِنَ السَّمَاءِ فَشَرِبَتْ فَلَمْ تَحْتَجْ إِلَى الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ سَبْعَ سِنِینَ وَ کَانَ النَّاسُ یَبْعَثُونَهَا فِی الْیَوْمِ الشَّدِیدِ الْحَرِّ فَمَا یُصِیبُهَا عَطَشٌ.


[۱]. زندگانى حضرت زهرا علیها السلام(محمد روحانى على آباد)، ص: ۲۲۳٫ و مراجعه شود به: – مناقب ابن شهرآشوب، ج ۳ ص ۳۸۶- الاصابة، ج ۴ ص ۴۱۶، شبیه به آن است- عوالم العلوم، ج ۱۱ ص ۷۶ ح ۵- بحار الانوار، ج ۴۳ ص ۴۶ شماره ۴۵٫

[۲]. یَا ابْنَتِی لَقَدْ أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّکِ أَوَّلُ مَنْ تَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَالْوَیْلُ کُلُّهُ لِمَنْ ظَلَمَکِ وَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ لِمَنْ نَصَرَک‏. (بحار الأنوار ، ج‏۴۳، ص۲۲۷)

[۳]. الخرائج و الجرائح، ج ۲ ص ۵۳۰ شماره ۵٫

»  حزن و اندوه مادرم زهرا را به یاد آوردم 
نوشته شده در جمعه ۰۸ اردیبهشت ۹۱

از علامه سیّد باقر پسر آیت الله  سیّد محمّد هندی (متوفّای ۱۳۲۹) نقل شده که:

حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) را در شب عید غدیر در خواب به حالت افسرده و غمگین دید. پرسید:

آقای من! چه شده که شما را امروز غمگین و افسرده می­بینم با اینکه مردم از عید غدیر خوشحال و مسرورند؟

حضرت فرمود: حزن و اندوه مادرم زهرا را به یاد آوردم ، سپس فرمود:

لا تّرانی اتّخَذتُ لا و عُلاها     بَعد بَیت الاحزانِ بَیت سُرور

سوگند به شرف و مقام آن حضرت مرا نخواهی دید که پس از بیت­الاحزان خانه خوشی بگیرم.

کُلُّ غَدرٍ وَ قَولَ اِفکٍ و زُورٍ    هُوَ فَرعٌ مِن جَحدِ نَصِّ الغَدیرِ

هر مکرى و گفتار دروغى و شهادت نابحقى که اتفاق مى افتد، علتش کسى است که نص بر غدیر را انکار کرده است.[۱]


[۱]. مقرم: وفاة الزهراء (سلام الله علیها)، ط حیدریه نجف، ص۹۷٫

»  درد و دل امیرالمؤمنین در فراق بی بی فاطمه (قسمت اول) 
نوشته شده در دوشنبه ۰۴ اردیبهشت ۹۱

حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: آن دو (حسنین علیهما السّلام) را از روی سینه مادرشان بلند کرده و شروع به بستن کفن نمودم و در آن لحظه این ابیات را می خواندم:

          فِرَاقُکِ أَعْظَمُ الْأَشْیَاءِ عِنْدِی                وَ فَقْدُکِ فَاطِمُ أَدْهَى الثُّکُولِ‏

          سَأَبْکِی حَسْرَةً وَ أَنُوحُ شَجْواً           عَلَى خَلٍّ مَضَى أَسْنَى سَبِیلٍ‏

          أَلَا یَا عَیْنُ جُودِی وَ أَسْعِدِینِی                 فَحُزْنِی دَائِمٌ أَبْکِی خَلِیلِی‏

ترجمه:

مفارفت و جدایی تو بزرگترین چیز در نزد من است و از دست دادن تو دشوارترین مصائب است ای فاطمه!

از روی حسرت خواهم گریست و با اندوه و غم، ناله خواهم زد به خاطر دوستی که به روشن ترین راه حرکت کرد.

ای دیده فرو ریز و بخشش کن و مرا یاری ده! اندوه من همیشگی است و بر دوستم می گریم.[۱]

________________________________________

[۱]. بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۸۰-۱۷۴ به نقل از فاطمة الزهرا (سلام الله علیها) سرور دل پیامبر(صلی الله علیه و آله)، ص۶۵۰٫

»  رسیدن به مقام قرب الهی فقط با محبّت حضرت زهرا 
نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ فروردین ۹۱

آیت الله شاه آبادی می­فرمود:

«سالک الی الله در صورتی می­تواند به جایی برسد که در ضمن سیر، اوّل مرتبه اتکاء به خانم حضرت صدیقه (سلام الله علیها) داشته باشد و این محبّت خانم حضرت صدیقه (سلام الله علیها) است که انسان را به راهی که باید برود هدایت می­کند و اگر نباشد اصلاً سیری وجود نخواهد داشت. ایشان از ائمّه علیهم السلام روایت می­کردند که شما هر وقت محتاج می­شوید دست به دامن ما شوید و ما هر وقت گرفتار می­شویم دست به دامن مادرمان می­شویم. گرفتاری و احتیاج ائمّه (علیهم السلام) همان مقامات قرب الهی است که حد یقف ندارد و لذا ایشان می­فرمود محال است سالک سیر و سلوک کند و به جایی برسد مگر از طریق خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها) و البته منظور از این که به جایی برسد، نه این امور که مثلاً افکار رابخواند یا هر چیز می­خواهد برای او مهیّا باشد، نه! آن­ها اصلاً ارزش ندارد. آن چیزی که ارزش دارد مقام قرب پروردگار است و این مقام محقق نمی­شود مگر از طریق خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها).»[۱]


[۱]. آسمانی «زندگی نامه حضرت آیت الله العظمی محمّد علی شاه آبادی»، ص۴۷ به نقل از آیت الله نصر الله شاه آبادی.

»  آب شد مادر! 
نوشته شده در شنبه ۲۶ فروردین ۹۱

تمام شمع وجود تو، آب شد مادر!       دعای نیمشبت، مستجاب شد مادر!

گل وجود تو پرپر شد و به خاک افتاد        بهشت آرزوی ما، خراب شد مادر!

بجای شمع که سوزد به قبر پنهانت          علی، کنار مزار تو، آب شد مادر!

میان آنهمه دشمن که می‏زدند تو را         دلم به غربت باب کباب شد مادر!

حمایت از پدرم را گناه دانستند           که کشتن تو در امت، ثواب شد مادر!

به یاد ناله‏ی مظلومیت دلم سوزد      که چون سلام پدر، بی‏جواب شد مادر!

غلامرضا سازگار (میثم)

»  انتقام گیری اهل بیت از قاتلان حضرت زهرا 
نوشته شده در جمعه ۲۵ فروردین ۹۱

در روایاتی انتقام گیری اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السّلام) نسبت به قاتلان بی بی دو عالم حضرت زهرا (سلام الله علیها) اینگونه به تصویر کشیده شده است که ما در اینجا دو نمونه را متذکّر می شویم:

امام زمان (ارواحنا فده)

حضرت ولی عصر (عجل‏اللَّه تعالی فرجه الشریف) در طول عمرش بیش از سایر ائمه مظلومیت مادر را یاد می‏کند و روزی که ظهور می‏کند، به مدینه می‏آید و ناله‏ها و استغاثه‏های فاطمه (علیهاالسلام) را متذکر می‏گردد و می‏گوید: ای مادر! امروز از قاتلانت انتقام می‏گیرم و آنان را به سزای اعمالشان می‏رسانم. آنگاه به سراغ قبر قاتلان او (ابوبکر و عمر) آید و با اذن خدا آن دو را زنده می‏کند و سؤال کند: به چه جرمی مادرم را مصدوم و مجروح کردید؟ بچه‏اش را کشتید؟ خانه‏اش را مورد تهاجم قرار دادید؟ سپس با شمشیری که در دست دارد آنان را به قتل می‏رساند و جسدشان را به آتش می‏کشد و خاکسترشان را بر باد می‏دهد…. [۲]

 امام جواد (علیه السّلام)

طبری آورده است:

زکریّا بن آدم قمّی گفته است: خدمت امام رضا (علیه السّلام) بودم که امام جواد (علیه السلام) را آورند، در حالی که سنّ شریفش زیر چهار سال بود، پس دست مبارکش را بر زمین نهاد و سر را به طرف آسمان بلند کرد و در اندیشه­ای دراز فرو رفت، امام رضا (علیه السلام) به او فرمود: فدایت شوم! چه چیز اندیشه­ات را به درازا کشانید؟

گفت: ظلم و ستم­هایی که به مادرم فاطمه روا داشتند! به خدا سوگند! آن دو را از قبر بیرون می­کشم، آتش می­زنم، ذرّات وجودشان را می­پراکنم و به دریا می­ریزم، پس امام رضا (علیه السّلام) او را به نزد خود طلبید و در آغوش کشید و میان دو چشمش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم به فدایت! تو شایسته آن ـ امامت ـ هستی.

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

متن عربی حدیث دوّم: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنْ زَکَرِیَّا بْنِ آدَمَ قَالَ إِنِّی لَعِنْدَ الرِّضَا إِذْ جِی‏ءَ بِأَبِی جَعْفَرٍ ع وَ سِنُّهُ أَقَلُّ مِنْ أَرْبَعِ سِنِینَ فَضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَى الْأَرْضِ وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَأَطَالَ الْفِکْرَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا ع بِنَفْسِی فَلِمَ طَالَ فِکْرُکَ فَقَالَ فِیمَا صُنِعَ بِأُمِّی فَاطِمَةَ أَمَا وَ اللَّهِ لَأُخْرِجَنَّهُمَا ثُمَّ لَأُحْرِقَنَّهُمَا ثُمَّ لَأُذْرِیَنَّهُمَا ثُمَّ لَأَنْسِفَنَّهُمَا فِی الْیَمِّ نَسْفاً فَاسْتَدْنَاهُ وَ قَبَّلَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ قَالَ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی أَنْتَ لَهَا یَعْنِی الْإِمَامَة. [۱]


[۱]. دلائل­الامامة، ۴۰۰ ح۳۵۸، بحار الأنوار، ج۵۰، ص۵۹، ح۹ ۳ به نقل از فرهنگ جامع سخنان امام جواد علیه السلام، ص۳۵٫

[۲]. بحارالأنوار، ج ۵۲، ص۳۸۶٫