تعداد بازدیدها: 2,563 مشاهده
دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۸
سؤال: بيش از 4 ساله قصد ازدواج دارم. مادرم مرا بيش از 60 جا برده ولى نشده نه اين كه اونا نخوان! دو دفعه خودم زدم به بىخيالى 2 تا را كه من خواستم خانواده موافق نبود. يكى هم پدرش نه گفت. خلاصه الان به قول جوانها قات زدم. شب ها دير خوابم ميبره. فشار تنهايى زياد شده. فشار جسمى خصوصاً با وضعيت خراب جامعه زياد شده. زود رنج شدم. الان 5 ماه است كه به موقع سر كار نمى روم. ارتباطم با دوستانم خيلى كم شده. نمى دونم خواست و آزمايش الهى است؟ اشكال از منه؟ دعا نكردم!؟ ديگه از هر چى خواستگارى رفتنه، حالم به هم مىخوره! جواب: همانطور كه مى دانيد ازدواج يكى از مهم ترين حوادث و رويدادهاى زندگى است و نقش مهمى در سرنوشت و سعادت و خوشبختى انسان دارد، مضافاً بر اين كه اگر
بدون نظر
حمیدرضا
موضوعات: خانواده و سبک زندگی, وبلاگ
