تعداد بازدیدها: 4,339 مشاهده
دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۲
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می خوانم قبولم کن من آداب زیارت را نمی دانم نمی دانم چرا این قدر با من مهربانی تو نمی دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم نگاهم روبه روی تو بلاتکلیف می ماند که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم به دریا میزنم، دریا ضریح توست غرقم کن در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم تماشا میشوی آیه به آیه در قنوت من تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست میگویم: که من یک شاعر درباری ام مداح سلطانم سید حمیدرضا برقعه ای
2 نظر
حمیدرضا
موضوعات: فرهنگ و ادب
