تعداد بازدیدها: 4,102 مشاهده
شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
قطب الدين راوندى گويد: روايت شده: وقتى فاطمه (عليها السّلام) از دنيا رحلت نمود امّ ايمن (خادمة بی بی فاطمه) سوگند خورد كه در مدينه نماند، زيرا طاقت ديدن آن مواضع و محلهايى كه فاطمه را در آنجا ديده بود نداشت، لذا از مدينه خارج شد و به سوى مكّه حركت كرد، در بين راه آب او تمام و تشنگى بر او غلبه كرد پس دستان خود را به سوى آسمان بلند كرده و گفت: «پروردگارا! من خدمتكار حضرت فاطمه هستم، آيا مىخواهى مرا به واسطه عطش و در حال تشنگى بميرانى؟ در اين حال خداوند متعالى دلوى آب از آسمان براى او فرستاد و او از آن آب نوشيد و هفت سال از آب و غذا بىنياز گرديد، و مردم او را در روز بسيار گرم به دنبال كارهايى مىفرستادند ولى او هرگز تشنه نمىشد.» [1] قبل از اینکه متن عربی
16 نظر
حمیدرضا
موضوعات: مذهب
