نقل کرده اند هنگامی که شاه اسماعيل صفوى عراق را فتح كرد و به كربلا مشرّف شد، نسبت به جلالت شأن حرّ و مرقد شريف او ترديد كرد. براى روشن شدن حقيقت دستور داد تا قبر او را نبش كنند. چون آن را شكافتند، جسد حرّ را با لباس هاى خون آلود مشاهده نمودند، و آثار جراحت را بر بدنش تازه يافتند و بر سر او ضربت شمشيرى بود و سربندی بر آن جراحت بسته شده بود. شاه دستور داد آن سربند را بگشايند و سربندی ديگر به جاى او ببندند.[1] چون در كتب تاريخ و سيره نقل شده بود كه اين سربند متعلق به امام حسين عليه السلام بود كه بر سر حرّ بست. امّا موقعى كه سربند را از سر حرّ باز كردند، خون فوران نمود. به طورى كه قبر پر از خون شد. سر را با سربند ديگر بستند ولى خون قطع نشد.

