وصیت نامه شهید حسین غفاری نژاد
اگه یادتون باشه سال گذشته به مناسبت شهادت دوست بزرگوارم؛ شهید حسین غفاری مطلبی را با عنوان «شهید حسین غفاری نژاد» در وبلاگم قرار دادم.
امسال قصد دارم وصیت نامه این شهید بزرگوار که حاوی مطالب مفیدی برای جوانان و مسئولین کشور هست و تعدای عکس که خاطره این شهید بزرگوار رو در دل ها زنده میکنه در معرض نمایش قرار بدم.
انشاالله این وصیت نامه را مطالعه کنید و برای خشنودی این شهید بسیجی فاتحه ای قرائت فرمایید.
برای دیدن وصیت نامه و تصاویر این شهید بزرگوار به «ادامه مطلب» رجوع فرمایید.
بسم رب الحسین
خدایا تو را شکر می کنم که که بارها از من نافرمانی دیده ای اما نه تنها مرا مورد عذاب خویش قرار نداده ای، بلکه فرصتی ارزانی داشتی تا باز به سوی تو آیم، مهربان خدا تو می دانی که بارها دست بر قلم برده ام، وصیت نامه نوشته ام اما این فراق به وصال تبدیل و تغییر نیافت. خدایا محبتی فرما تا این بار به سمت تو آیم.
یا امام رئوف، یا علی بن موسی الرضا علیه السلام؛ بنده حقیر به این یقین دارم که هر چه دارم به واسطه محبت شما اهل بیت رسول الله است. پس مثل همیشه از شما مدد می گیرم و می خواهم که مرا با شهادت در راه خدا به سر منزل مقصود برسانید.
آقا جان؛ من به شوق وصال شما و نوشیدن شهد شهادت بود که به این منظقه از کشور آمدم، تا در حد توان خود از منافقین و دشمنان این حکومت اسلامی که یقیناً همان حکومت حضرت بقیة الله است انتقام مادر شما و اهل بیت را بگیرم. دعایی بفرمایید که در این مسیر اگر قدم کوچکی هم برداشته ام خداوند تعالی آن را قبول فرماید.
مولای من؛ از شما می خواهم که سفارش بنده و پدر و مادر و همسر و تمام اقوام و همچنین همرزمانم را به مادرتان بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها بفرمایید.، تا از این صراط مستقیم خارج نشویم.
مادرم؛ من هرچه که دارم از شیری است که شما با وضو به بنده داده اید، این باعث شده است که از همان کودکی عطش عشق امام حسین علیه السلام در من بیداد می کند، هنوز از خاطرم بیرون نرفته است که مرا در سه یا چهار سالگی با خود به هیئت و دنبال دسته های سینه زنی می بردی تا لبیک گویم به آن فرموده امام حسین علیه السلام که فرمودند؛ «آیا کسی هست که مرا یاری کند؟»
مادرجان؛ از شما و سه خواهر بزرگوارم می خواهم که مرا حلال کنید و برای این حقیر بی تابی نکنید و اگر اشکی از چشمان شما جاری گشت، فقط برای آن امام غریبم باشد نه برای نوکر آن امام.
پدر بزرگوارم؛ چه بگویم از آن محبتی که از دلت بر دلم لبریز کردی، که هر چه بگویم قصور کرده ام؛ بارها به همسرم گفتم؛ من لیاقت چنین زندگی را ندارم زیرا کاری برای رضایت حضرت حق انجام نداده ام، این محبت و عنایت حق که به بنده این چنین زندگی بخشید را پاداش مقداری از زحمات شما می دانم که برای حفظ و نگهداری این حکومت اسلامی کشیده اید به من و همسرم محبت کرده است.
پدرم؛ من هروقت که از کار خسته می شدم، به تلاش های شما نگاه می کردم و دوباره جان می گرفتم. اگر هم فکر می کردم که قدمی رو به جلو برداشته ام خودم را با شما قیاس می کردم. متوجه می شدم که کاری انجام نداده ام. پدر مهربانم از شما می خواهم که این بنده حقیر را همچون تمام صبح ها که به امام زمان (عج) می سپردید، باز هم از دعایتان فراموش نکنید و از شما می خواهم که باز هم به افشاگری بپردازید. دست از این خدمت نکشید، که امروز مقام معظم رهبری (روحی فداه) می فرماید: «أین عمّار؟!» پس عاجزانه از شما و تمامی همرزمانتان می خواهم که عمارگونه دست به بیان حقایق بزنید، آن دوستان دیروز و دشمنان امروز را رسوا بگردانید، قبل از آنکه قرآن را بر سر نیزه بزنند.
همسرم؛ از تو بیش از همه صبر را می طلبم، از تو می خواهم که از این امر الهی ناراحت و غمگین نباشی، که این آرزوی من و تو بوده که با شهادت برویم، پس راضی باش به رضایت او و از تو می خواهم که این فراق را بزرگ ندانی، که والله این شهادت در برابر مصائب وارد شده بر اهل بیت مکرم اسلام ذره ای بیش نیست. خصوصا مصائب خانم زینب سلام الله علیها، که با آن سیل مشکلات و بی احترامی ها و غم از دست دادن برادر بزرگوارش وقتی از او پرسیدند که چه بر ایشان گذشته است؟ فرمودند «ما رأیتُ إلا جمیلاً».
از تو می خواهم مرا حلال بفرمایی و برای حقیر قطره ی اشکی از چشمانت جاری نشود و فقط برای غریبی اربابمان حسین علیه السلام گریه بفرمائید.
از تمام اقوام و فامیل و دوستانم حلالیت می طلبم، از ایشان می خواهم که پیرو خط رهبری باشند، نگذارند که آسیبی به این انقلاب برسد؛ برای فرج مولایمان مهدی (عج) دعا بفرمایند.
صحبتی هم دارم با مسئولان نظام؛ و تمام کسانی که در حفظ این انقلاب وظایفی را بر گردن گرفته اند. از شما برادران بزرگوار می خواهم، که از خط ولایت پیشی نگیرید که هرکه از علی علیه السلام جلوتر رفت از خوارج شد و هرکه از آن حضرت عقب ماند گمراه گشت، یادتان باشد ما هرچه داریم از جان فشانی شهدا داریم، پس یادشان را از خاطرتان نشوئید! که آنها شاهد اعمال ما هستند.
(وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)
گمان مبرید کسانیکه در راه خدا کشته می شوند، مرده اند، بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند.
و آخرین حرف این برادر کوچک شما این است، که در حفظ و نگهداری این نظام بکوشید که به یقین می گویم: این نظام تأیید شده وجود مقدس حضرت بقیة الله (عج) است و این کشور شیعه خانه اوست؛ مبادا اجازه بدهید که دشمنان خدشه ای به بدنه این نظام وارد کنند. کسانی که به ولایت و امام اعتقاد ندارند، بر جنازه من حاضر نشوند و در آخر اینکه سلام مرا هم به رهبر عزیزم آیت الله العظمی خامنه ای (روحی فداه) برسانید.
یا حسین علیه السلام:
«گر طبیبانه بیایی به سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را»
سایه مقام معظم رهبری مستدام باد
بسیجی حسین غفاری
1389/4/1
تصاویر:


















سلام حاجی دمت گرم یه سری هم به ما به زن (هلالیون)
سلام سایت قشنگی دارید .من مجید خضرایی هستم شاعر امام حسین (اینو تاکید میکنم که مثل بعضیا منو شاعر رضاهلالی ندونی ) گرچه خیلی از سبکا وشعرای خیلیا از جمله رضاهلالی را دادم .یک وبلاگ زدم تا هر مداحی هر سبکی دوست داره برام بفرسته تا بصورت اختصاصی براش بسازم .دوست داشتی خبرشو بده .سایتتو لینک میکنم .
یادش گرامی
حاج اقا سلام
خیلی خوب بود. استفاده کردم خیلی.
ایشالا بتونیم پیرو راهشون باشیم و خودشون دستمونا بگیرن.
التماس دعا
اولین شهید شهرستان تفت بعد از جنگ تحمیلی
http://taftsms.ir/images/mdt.jpg
التماس دعا
tafti71@gmail.com
سلام خدمت شما دوست عزیز
من هم خدمت تمامی دوستانم عرض تسلیت و تبریک رو دارم.شهادت لایقش نبودم که بتونم بهش دست پیدا کنم.من هم 5سال در شهر مریوان مشغول ایفای خدمت بودم که بارها با شهادت دوستانم که لازم میدونم اسمشون رو بیارم مواجه شدم:شهیدان مسلم جمور،حامد رنجبر،امجد محمدی،حمیدحمیدی منش که در این شهر مرزی توسط گروهک ضدانقلاب پژاک به شهادت رسیدند.
واقعاً افسوس میخورم که چرا خدا من را به همراه دوستانم نخواند که کمتر سنگینی گناهانمو به دوش بکشم.فقط لازم میدونم بگم که عزیزان راهشون رو ادامه بدین انشاالله باشد که خدا توفیق همراه شدن باهاشون در روز محشر رو بهمون بده.التماس دعا
سلام شماازکجاشهیدحمیدحمیدی منش رامیشناسیدازهمکاداتون بودند
اگه راست میگی پس چراموقع شهادت یکی ازدوستانت بازیرپوش زدی به کوه وفرارکردی نامرد
بسم رب الشهدا
بنده یکی از اقوام حسین جان هستم. دستتون دردنکنه.اجرتون با خود حسین.
حسین جان یادت گرامی ، آنقدر از علی ابن موسی الرضا (ع) مدد جستی تا در کنار بارگاه منورش آرام گرفتی . نباشد که دوستانت غافل شوی که به شدت غرق گناهیم . می دانم که اگر شفاعت ما را کنی گره از کارمان باز خواهد شد .
سلام خدمت تمامي عاشقان ولايت
من از بستگان شهيد غفاري هستم و ميديدم كه ايشان سعي داشتند كه در موفقيت در هر دو جهاد را كسب كنند.
ان شاءالله بتوانيم هم در جهاد اكبر«مبارزه با نفس» و هم در جهاد اصغر«مبارزه با دشمنان اسلام» موفق و پيروز باشيم.
هنيا له و رزقنا الله تعالي
ازشمادوست عزيزتشكر ميكنم.خداروح حسين آقاروشادكنه وبه مادرش صبر عطا كنه انشاالله-املش
شهدا شرمنده ايم
دلم برایش تنگ شد!
برای او وپدر شهیدم!
باورش برایم سخت بود…
حسین جان دست ما را هم بگیر
خدا نکند عکس شهدا را ببینیم و عکس شهدا عمل کنیم. حسین جان التماس دعا
سلام من حدود3سال مثل برادرباحسین بودم این عکسهارودیدم حسابی به هم ریختم چون ما3نفربودیم اون دوتاحسین شهیدشدن من موندم……
ــــــــــــــــــــــــ
پاسخ: منم با حسین بودم. ولی خب اون لایق بود من نالایق.
با سلام وخسته نباشید خدمت شما برادر گرامی:
من یکی از رفقای حسین بودم بعداز جند سال
میخوام برم جایی که با هم یه مدت زندگی کردیم خیلی برام سخته چون هم حسین وهم مهدی از هم اطاقیهام پر کشیدن ومن بایدبا جای خالی این دو عاشق زجر بکشم برای این حقیر هم دعا کنید که به رفقام بپیوندم یاعلی
سلام
عید غدیرسال 90 که رفته بودم مشهد،24ساعته سرمزار حسین بودم.روی سنگ مزارش یک بیت شعر نوشتم وپایینش هم نوشتم التماس شهادت.کارم که تموم شد متوجه چندتاپسرشدم.دیدم یکی شون سریع نگاهشو ازم دزدیدوبه حالت تمسخر خندید.گفتم حتما دارند دسته جمعی مسخره ام میکنند.خیلی ناراحت شدم.فهمیدم که دوستای حسین اند که منتظرند من برم.سریع پاشدم رفتم.تارفتن،برگشتم سر جام.دیدم زیر التماس شهادتی که نوشته بودم خط کشیدن.
شرمنده شدم که چرا زود قضاوت کردم.انشاالله که حلالم کنن.
دوستان،توی تبلیغ دین وجمع اوری خاطرات شهدا دارم انجام وظیفه میکنم،دعام کنید.از خود حسین هم میخوام کمکم کنه
سلام
ریحانه خانم یکی ازهمون دوستان که اون روزاومده بودشهیدشدحاجت شوخداداداون روزآخرین دیدارش باحسین بودبابت همین عجله داشتیم بازم شرمنده
یادفرمانده دلاورمون حاج علیرضابخیرهرجاهست خدانگهدارش مثل حسین صدهانفرروتربیت کردطوری بودوقتی اسمش بلندمیشد دشمن حتی مالک ریگی فراری میشدن
ازاون امام رضایی هابودعاشق رهبرش هسته ماهم زیردست این دلاوربزرگ شدیم حاج علی خداقوت
سلام اقاسعید.نمیدونم گریه کنم یا بخندم.نمیتونم باور کنم که سعادت داشتم یه شهیدی رو مثل حسین،البته قبل از شهادتش،دیده باشم.همون طور که گفته بودم در حال جمع اوری خاطرات شهداهستم.اگرمایلید ووقت دارید ادرس ایمیل تون رو توی نظرهاتون قرار بدید که مزاحم بشیم و چندتاخاطره ازاون شهیدبزرگواری که ذکر کردید ازتون بگیریم.انشاالله که دشمنتون شرمنده باشه.التماس دعا.یاحق
shahidekhameneyi@gmeil.com
ایمیل بنده است.
التماس دعا
سلام حاجی فلاح.
اگه وقت کردین یه سری هم به شهرک فجر بزنید.
التماس دعا…
سلام برادر.
منم دلم برای بچه های شهرک فجر یه ذره شده!
انشاءالله اگر خدا عمری بده بزودی میام شهرک فجر.
سلام حاج آقا…
من یکی از آشنایانتون تو فجر هستم..
لطفا پاسخ منو بدین؟؟؟
سلام برادر.
در خدمتم.
هیچ چیزی جز شرمندگی نداریم در مقابل شهدا …
حسین جان خیلی شرمنده ایم .خدا به حاج اقا و حاج خانم صبربده. دلمون برات تنگ شده دست ما رو هم بگیر .روحت شاد
سلام ماام دوران بچگیمون زیاد با حسین بودیم..
خدا توفیقتون بده…
با سلام خدمت شما من یکی از دوستان شهید حسین غفاری هستم یادش بخیر عروسی هم شیره حاج حسین تو شمال رفته بودیم منو حسین کوچیک بودیم چقدر با هم خوش بودیم اون روز همیشه وقتی اون روزارو یادم میاد حسرت میخورم خدا سردارو برای ما نگه داره البته گاهی سعیم اینه که هر سال به مشهد میرم به سردار و حاج حسین حتما سر میزنم بازم از سایت خوب شما ممنونم منم خیلی دلم میخواست یکی از سربازان امام زمان باشم ولی قسمت نشد
عرض سلام و احترام.
انشاالله بتونیم قدردان خون شهیدان و پیرو راه آنان باشیم.
سلام حاج حمید رضا شمارو کجا میشه زیارت کرد
سلام علیکم.
حرم حضرت معصومه سلام الله علیها در خدمت شما هستم.
تلفن بنده در قسمت “تماس” قرار داده شده.
بسم رب الشهدا و الصدیقین
سلام حسین جان
لطفا دست مارو هم بگیرید این روزا دلم خیلی گرفته
محتاجم واسم دعا کنید