حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

امام حسین مرا از عذاب قبر نجات داد

تعداد بازدیدها: 3,214 مشاهده

میرزا علی آقا شیرازی

مرحوم حضرت آیت الله شهید مطهری (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «عدل الهی» در بخش «یادی از استاد» در شرح حال استاد خود داستان عجیبی از استاد عالی مقامش نقل می کند که به شرح زیر می باشد:

از استاد خودم عالم جلیل القدر، مرحوم آقاى حاج میرزا على آقا شیرازى (اعلى اللّه مقامه) که از بزرگترین مردانى بود که من در عمر خود دیده‏ ام و به راستى نمونه‏ اى از زهّاد و عبّاد و اهل یقین و یادگارى از سلف صالح بود که در تاریخ خوانده ‏ایم؛ جریان خوابى را به خاطر دارم که نقل آن بی فایده نیست.

در تابستان سال بیست و سال بیست و یک، من از قم به اصفهان رفتم و براى اولین بار در اصفهان با آن مرد بزرگوار آشنا شدم و از محضرش استفاده کردم. البته این آشنایى، بعد تبدیل به ارادت شدید از طرف من و محبت و لطف استادانه و پدرانه‏ از طرف آن مرد بزرگ شد بطورى که بعدها ایشان به قم آمدند و در حجره ما بودند و آقایان علماء بزرگ حوزه علمیّه که همه به ایشان ارادت مى‏ ورزیدند در آنجا از ایشان دیدن مى‏ کردند.

در سال بیست که براى اولین بار به اصفهان رفتم، هم مباحثه گرامیم که اهل اصفهان بود و یازده سال تمام با هم هم مباحثه بودیم و اکنون از مدرّسین و مجتهدین بزرگ حوزه علمیه قم است به من پیشنهاد کرد که در مدرسه صدر، عالم بزرگى است نهج البلاغه تدریس مى‏ کند، بیا برویم به درس او. این پیشنهاد براى من سنگین بود؛ طلبه‏ اى که «کفایه الاصول» مى‏ خواند، چه حاجت دارد که به پاى تدریس نهج البلاغه برود؟! نهج البلاغه را خودش مطالعه مى ‏کند و با نیروى اصل برائت و استصحاب مشکلاتش را حل مى‏ نماید!

چون ایام تعطیل بود و کارى نداشتم و به علاوه پیشنهاد از طرف هم مباحثه‏ ام بود پذیرفتم؛ رفتم اما زود به اشتباه بزرگ خودم پى ‏بردم، دانستم که نهج البلاغه را من نمى ‏شناخته‏ ام و نه تنها نیازمندم به فرا گرفتن از استاد، بلکه باید اعتراف کنم که نهج البلاغه، استاد درست و حسابى ندارد. به علاوه دیدم با مردى از اهل تقوا و معنویّت روبرو هستم که به قول ما طلّاب «ممّن ینبغى ان یشدّ الیه الرّحال»؛ از کسانى است که شایسته است از راه هاى دور بار سفر ببندیم و فیض محضرش را دریابیم.

او خودش یک نهج البلاغه «مجسّم» بود، مواعظ نهج البلاغه در اعماق جانش فرو رفته بود. براى من محسوس بود که روح این مرد با روح امیر المؤمنین (علیه السّلام) پیوند خورده و متصل شده است. راستى من هر وقت حساب مى‏ کنم، بزرگترین ذخیره روحى خودم را درک صحبت این مرد بزرگ مى ‏دانم؛ رضوان اللّه تعالى علیه و حشره مع اولیائه الطّاهرین و الائمّه الطیّبین.

من از این مرد بزرگ داستان ها دارم. از جمله به مناسبت بحث، رؤیائى است که نقل مى‏ کنم:

ایشان یک روز ضمن درس در حالى که دانه‏ هاى اشکشان بر روى محاسن سفیدشان مى ‏چکید این خواب را نقل کردند، فرمودند:

 «در خواب دیدم مرگم فرا رسیده است؛ مردن را همان طورى که براى ما توصیف شده است، در خواب یافتم؛ خویشتن را جدا از بدنم مى ‏دیدم، و ملاحظه مى ‏کردم که بدن مرا به قبرستان براى دفن حمل مى‏ کنند. مرا به گورستان بردند و دفن کردند و رفتند. من تنها ماندم و نگران که چه بر سر من خواهد آمد؟! ناگاه سگى سفید را دیدم که وارد قبر شد. در همان حال حس کردم که این سگ، تندخویى من است که تجسم‏ یافته و به سراغ من آمده است. مضطرب شدم. در اضطراب بودم که حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) تشریف آوردند و به من فرمودند: غصّه نخور، من آن را از تو جدا مى‏ کنم[۱]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱]. مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج‏۱، ص۲۳۵٫ ایشان در شرح حال استادشان می فرمایند: مرحوم حاج میرزا على آقا اعلى اللّه مقامه، ارتباط قوى و بسیار شدیدى با پیغمبر اکرم و خاندان پاکش (صلوات اللّه و سلامه علیهم) داشت. این مرد در عین اینکه فقیه (در حدّ اجتهاد) و حکیم و عارف و طبیب و ادیب بود و در بعضى از قسمت ها، مثلا طبّ قدیم و ادبیّات، از طرز اول بود و «قانون» بو على را تدریس مى‏ کرد، از خدمتگزاران آستان مقدّس حضرت سید الشهداء علیه السلام بود؛ منبر مى‏ رفت و موعظه مى ‏کرد و ذکر مصیبت مى‏ فرمود؛ کمتر کسى بود که در پاى منبر این مرد عالم مخلص متّقى بنشیند و منقلب نشود؛ خودش هنگام وعظ و ارشاد که از خدا و آخرت یاد مى ‏کرد در حال یک انقلاب روحى و معنوى بود و محبت خدا و پیامبرش و خاندان پیامبر در حدّ اشباع او را بسوى خود مى ‏کشید؛ با ذکر خدا دگرگون مى ‏شد؛ مصداق قول خدا بود: الّذین اذا ذکر اللّه وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و على ربّهم یتوکّلون. (انفال/ ۲)

نام رسول اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) را که مى ‏برد اشکش جارى مى ‏شد. یک سال حضرت آیه اللّه بروجردى (اعلى اللّه مقامه) از ایشان براى منبر در منزل خودشان در دهه عاشورا دعوت کردند؛ منبر خاصى داشت؛ غالبا از نهج البلاغه تجاوز نمى ‏کرد. ایشان در منزل آیه اللّه منبر مى‏ رفت و مجلسى را که افراد آن اکثر از اهل علم و طلّاب بودند سخت منقلب مى‏ کرد بطورى که از آغاز تا پایان منبر ایشان، جز ریزش اشکها و حرکت شانه‏ ها چیزى مشهود نبود.

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • معامله خدا با یک قطره اشک

    معامله خدا با یک قطره اشک

    مرحوم حاج شیخ علی اکبر النهاوندی در کتاب «جنّه العالیه» می­ نویسد: بدان! بعضی از ارباب مقاتل برای توضیح و تشریح اخباری که در فضیلت گریه بر سید الشّهدا علیه السّلام وارد شده ـ که خداوند گناه گریه کننده را به یک قطره اشک می ­آمرزد ـ به قضیه ملاقات مرحوم [سید مهدی] بحر العلوم (أعلی الله مقامه الشریف) با حضرت حجّت علیه السّلام در راه سامرّه متوسل شده ­اند و مجمل کیفیّت آن علی ما هو المعروف این است: آن مرحوم وقتی به سامرّه می­ رفت، در بین راه به این مسأله فکر می­ کرد که گریه بر حسین علیه السّلام گناهان را می ­آمرزد، ناگاه دید عربی سوار بر مرکب مقابلش رسید، سلام کرد بر سیّد و فرمود: جناب سیّد شما را متفکّر می­ بینم، چه خیال می ­کنید؟ اگر مسأله علمی است، صحبت بدارید! شاید من هم

    … ادامه مطلب …

  • دل به دل راه دارد

    دل به دل راه دارد

    فردی از امام صادق علیه السّلام پرسید: شخصی به من گوید: تو را دوست دارم! از کجا بدانم (راست می­گوید و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: به قلبت رجوع کن؛ اگر او را دوست داری، بدان او نیز دوستت دارد. ………………………………………… متن حدیث: عَنْ صَالِحِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلًا یَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ: إِنِّی أَوَدُّکَ فَکَیْفَ أَعْلَمُ أَنَّهُ یَوَدُّنِی قَالَ: امْتَحِنْ قَلْبَکَ؛ فَإِنْ کُنْتَ تَوَدُّهُ فَإِنَّهُ یَوَدُّک‏![۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۱، ص ۱۸۲، باب استحباب إخبار الأخ فی الله بحبه له و أن القلب یهدی إلى القلب‏ نوشته های مرتبط: خدا را در قلب های شکسته پیدا کن خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود به مادرش تهمت (زنا) زدی؟! رسیدن به مقام قرب الهی فقط با محبّت حضرت زهرا خداوند دل های

    … ادامه مطلب …

  • خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    پیامبر أکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: همانا خداوند قلب های شکسته را دوست دارد! راوی سؤال کرد: خدا کجاست؟ حضرت فرمودند: در قلب های شکسته… متن حدیث: إنّ اللّه یُحبُّ کلَّ قَلبٍ حَزِین وَ سُئِلَ أَیْنَ اللّه؟ فقال: عِندَ المُنکَسِرَهِ قُلُوبُهُم.[۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۰، ص ۱۵۷ نوشته های مرتبط: دل به دل راه دارد در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن نظر رهبر انقلاب راجع به عزاداری در دو دهه فاطمیه خدا دل های شکسته را دوست دارد نتیجه محبّت امیرالمؤمنین در روز قیامت در دنیا مثل آقای خامنه ای نمی توانیم پیدا کنیم بدن مطهر سیدالشهداء شفادهنده بال فطرس ملک دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود صدای سکوت

  • ۳ نظر برای این مطلب
  • عمو سبزی فروش _ فرند شما در فیسبوک
    آذر ۲۹ام, ۱۳۹۳ در ۴:۴۰ ب.ظ

    چه آهنگ قشنگی گذاشتی روی وبلاگت حاجی جان…
    حال کردم….

      [پاسخ]

      نگاه به تاریخ اسلام
      بهمن ۲۳ام, ۱۳۹۳ در ۶:۱۲ ب.ظ

      سلام سرور گرامی خداقوت – بیشتر مطالب شما در مورد عزاداری ها و قبر و از این دست مطلب است، نسل جوان را با مسائل شاد بهتر می توان جذب کرد، مثلا داستان های شیرین که در کتب اسلامی است، حتی در تیتر زدن هم سلیقه بهتری می توان خرج داد مثلا بجای امام حسین مرا از عذاب قبر نجات داد ، بنویسیم: امام حسین مرا نجات داد – فکر می کنم تیتر زیباتری خواهد بود- می توانید به تیتر های وبلاگ من توجه کنید. پیروز و شاد باشید

        [پاسخ]

        علی قهرمانی مازندرانی
        مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۴ در ۱:۰۲ ق.ظ

        سلام آفرین حاج آقا
        مرحبا بک ایها الاخ العزیز

          [پاسخ]

        • نظر بدهيد
        • نام:
          ایمیل:
          وبسایت:





          استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
          Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
          Designer : Mohammad Rafiei