حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

زیارت امام حسین سبب نجات از آتش جهنم

تعداد بازدیدها: 5,636 مشاهده

زوار امام حسین

سليمان اعمش گفت: من در کوفه هسمايه ‏اي داشتم که گاهي شبها نزدش مي‏ رفتم و با هم صحبت و اختلاط مي ‏کرديم. يک شب، در ميان صبحت‏ ها اتفاقاً صحبت کربلا پيش آمد. الکلام يجر الکلام، حرف حرف را مي‏آورد! من از او سؤال کردم که عقيده ‏ي تو درباره ‏ي زيارت حضرت سيدالشهداء ابي‏ عبدالله الحسين (عليه‏ السلام) چيست؟ او گفت: زيارت حسين (عليه ‏السلام) بدعت است و هر بدعتي گمراهي و ضلالت است و فرجام گمراهي نيز آتش جهنم است. من خيلي ناراحت و خشمگين شدم و از نزد او برخاستم و با خود گفتم: وقتي که سحر شد نزدش مي ‏روم و شمه ‏اي از فضائل حضرت سيدالشهداء (عليه ‏السلام) را براي او نقل مي ‏کنم و اگر او بر عناد و انکارش اصرار ورزيد، او را مي ‏کشم.

سليمان گفت: وقتي که سحر شد، پشت در خانه ‏اش آمدم و دق الباب کردم. همسرش پشت در آمد. شوهرش را خواستم. زن گفت: از اول شب به زيارت حضرت سيدالشهداء (عليه ‏السلام) رفته است. تعجب کنان از او خداحافظي کردم و به طرف کربلا رهسپار شدم. با خود گفتم: اولاً زيارتي کنم و ثانياً دوستم را ببينم.

وقتي که وارد حرم مطهر شدم، ديدم همسايه ‏ام سر به سجده گذاشته است و پيوسته گريه مي ‏کند و از خدا طلب استغفار و توبه مي‏کند! بعد از مدت زيادي سر از سجده برداشت و مراد ديد نزد او رفتم، ديدم حالش منقلب است. پس به او گفتم: اي مرد، تو ديروز مي‏ گفتي: زيارت حضرت امام حسين (عليه ‏السلام) بدعت است و هر بدعتي گمراهي است و فرجام گمراهي آتش دوزخ است، اما امروز مي ‏بينم براي زيارت آمده ‏اي؟!

گفت: اي سليمان، مرا سرزنش نکن! زيرا من قائل به امامت و ولايت اهل بيت (عليهم‏ السلام) نبودم. تا اينکه امشب خوابم برد و خوابي ديدم که به وحشت افتادم! گفتم: چه خوابي ديدي؟ گفت: در عالم خواب ديدم مردي جليل القدر که نمي ‏توانم وصف جمال و جلال و کمالش را بيان کنم، اطراف او را جمعيتي احاطه کرده بودند و در جلوي او سواري بود و آن سوار تاجي بر سر داشت و آن تاج داراي چهار رکن بود و بر هر رکن گوهري درخشان نصب شده بود که تا مسافت‏ ها راه را روشن مي‏نمود!

به يکي از خدمتگزاران آن حضرت گفتم: اين آقا کيست؟ گفت: حضرت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) هستند. گفتم: آنکه در پيش روي اوست کيست؟! گفت: آقا اميرالمؤمنين (علي عليه ‏السلام) وصي رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) هستند. بعد نگاه کردم، ديدم ناقه ‏اي از نور پيدا شد و بر آن ناقه هودجي از نور بود و ناقه در ميان زمين و آسمان پرواز مي‏کرد! پرسيدم اين ناقه از کيست؟! گفت: از خديجه‏ ي کبري و حضرت فاطمه ‏ي زهرا (سلام الله عليهما) است. پرسيدم: اين جوان کيست؟! گفت: حضرت امام حسن (عليه ‏السلام) هستند و همه ‏ي آنها براي زيارت مظلوم کربلا حضرت سيدالشهداء (عليه ‏السلام) مي ‏روند.

در اين هنگام متوجه هودج شدم و ديدم نوشته ‏هايي از طرف آن بر زمين پخش مي‏ شود. پرسيدم: اينها چيست؟ گفت: در اينها نوشته شده «امان من النار لزوار الحسين عليه‏السلام ليلة الجمعة» کساني که در شب جمعه به زيارت امام حسين (عليه ‏السلام) مي‏آيند از آتش جهنم در امان هستند.

من خواستم يکي از آنها را بردارم اما او گفت: تو مي‏گفتي: زيارت امام حسين (عليه ‏السلام) بدعت است، اين نوشته بدست تو نمي ‏رسد! مگر آنکه با اعتقاد به فضيلت و شرافت آن حضرت، ايشان را زيارت کني.

با حالت جزع و گريه و ترس و وحشت، از خواب بيدار شدم و در همان ساعت به زيارت حضرت سيدالشهداء اباعبدالله الحسين (عليه ‏السلام) مشرف شدم و توبه کردم. اي سليمان، به خدا قسم، من از قبر امام حسين (عليه‏ السلام) جدا نمي‏ شدم تا روح از بدنم جدا شود.[1]

حاج على بغدادى بر پايه نقل محدث قمى در مفاتيح الجنان‏ در ملاقات با امام زمان به حضرت عرضه داشت حديث اعمش صحيح است؟

حضرت فرمود: آرى، درست و كامل است.[2]


[1]. بحارالأنوار (ط – بيروت)، ج‏45، ص401، ترجمه به نقل از کتاب آثار و برکات حضرت امام حسین (علیه السلام)، ص57.

[2]. این جمله از وبگاه شیخ حسین انصاریان نقل شد.

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    اين تشرّف از مهم‏ترين و روح‏ افزاترين رويدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد كه به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زيادى از شيفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آيت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى اين تشرّف را خود، مستقيما از زبان حاجى شنيده و در كتاب «آب حيات» آورده است. همچنين جناب قاضى زاهدى نيز آن را از زبان خود آن مرحوم شنيده و در كتاب خود نقل كرده است. ما اينك تلفيق دو روايت را جهت تتميم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوريم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گويد: سال اولى كه به «مكه مكرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم كه توفيق دهد تا در سال‏ هاى بعد نيز، تا بيست سفر به مكّه بيايم تا شايد اميرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[1] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[2]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی1360 ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی 1383) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • 4 نظر برای این مطلب
  • سمانه اکبری
    مرداد 18ام, 1392 در 0:33 ق.ظ

    زیارت حسین (علیه ‏السلام) بدعت است و هر بدعتی گمراهی و ضلالت است و فرجام گمراهی نیز آتش جهنم است.

      [پاسخ]

      حمیدرضا پاسخ در تاريخ مرداد 18ام, 1392 2:45 ق.ظ:

      در خانه اگر کس است یک حرف بس است!

        [پاسخ]

        لینکدین
        مرداد 18ام, 1392 در 2:50 ب.ظ

        با سلام
        مطلب شما در لینکدین کار شد.

          [پاسخ]

          وحید
          مرداد 18ام, 1392 در 4:43 ب.ظ

          خانم اکبری شما فعلا بدعت های رضاء کبیر و نماز تراویح و متعه ای که خود عمر گفته حرام کردم رو جواب بدین بعد بیان راجع به امام حسین علیه السلام حرف بزنید

            [پاسخ]

          • نظر بدهيد
          • نام:
            ایمیل:
            وبسایت:





            استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
            Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
            Designer : Mohammad Rafiei