حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

درها به اذن حضرت زهرا باز می شوند

تعداد بازدیدها: 5,636 مشاهده

درب خانه حضرت زهرا

حضرت آیت الله سید موسی شبیری زنجانی (دامت ظله) در کتاب «جرعه ای از دریا» حکایات عجیبی از اثر ذکر «یا فاطمه» جهت گشودن درهای بسته شده نقل می کند که به شرح ذیل می باشد:

برای سید مرتضی کشمیری (قدّس سره ) مهمان می آید و لازم بود که داخل حجره شود، ولی درِ حجره قفل بود و کلید نیز همراه نداشت. ایشان می گوید: «معروف است که اگر کسی نام مادر حضرت موسی علیه السلام را ببرد، قفل بسته باز می شود. مادر من که از مادر حضرت موسی کمتر نیست». سپس ایشان «یا فاطمه» می گوید و در باز می شود.[۱]

من (آیت الله سید موسی شبیری زنجانی) هم ماجرای سید مرتضی کشمیری را برای چند نفر نقل کردم و مشابه آن برای آنها و خود من نیز اتفاق افتاد:

۱: من یک بار پشت در قرار گرفتم. خانواده ام منزل نبود. آن موقع قرار بود مهمان بیاید و اسباب شرمندگی می شد. من «یا فاطمه» گفتم در باز شد! مشابه آن یک بار هم برای خانواده ی ما پیش آمد.[۲]

۲: قرار بود برای ماه مهمان بیاید. همسرم بیرون منزل و کلید خانه پیش من بود. قرار بود که من زودتر از ایشان بیایم. اما فراموش کردم و ایشان پشت در مانده بود. چون به زودی مهمان می رسید، به یاد جریان سید مرتضی کشمیری (قدّس سره) می افتد و «یا فاطمه» می گوید و در را فشار می دهد. گویی کسی پشت در باشد و در را باز کند، در باز می شود!

۳: برادر بزرگم حاج آقا ابراهیم (قدّس سرّه) می گفت: کلید درِ خانه شکسته بود و در باز نمی شد. یک ربع ساعت هرچه تلاش کردم، در باز نشد. به یاد ماجرای سید مرتضی کشمیری (قدّس سرّه) افتادم و گفتم: «یا فاطمه» و در را هل دادم. در باز شد!

۴: مرحوم حاج سید مهدی روحانی (رحمه الله) به منزل آقای احمدی میانجی (رحمه الله) رفته بود. کلید کمدی که در آن وسایل پذیرایی قرار داشت، گم شده بود. آقای روحانی گفت: «یا فاطمه بنت محمّد» و در را فشار داد، در باز شد[۳]![۴]

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱]. نوشته شده توسط حضرت آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی در تاریخ شانزدهم ماه رمضان ۱۴۲۸ = ۱۳۸۶/۷/۶ش

[۲]. نوشته شده توسط حضرت آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی در تاریخ بیست و پنجم ماه رمضان ۱۴۲۹

[۳]. نوشته شده توسط حضرت آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی در تاریخ شب شانزدهم ماه رمضان ۱۴۲۸

[۴]. به نقل از کتاب جرعه ای از دریا،، نوشته آیت الله سید موسی شبیری زنجانی، ج۲، ص۵۱۶

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    این تشرّف از مهم‏ترین و روح‏ افزاترین رویدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد که به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زیادى از شیفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آیت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى این تشرّف را خود، مستقیما از زبان حاجى شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضى زاهدى نیز آن را از زبان خود آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. ما اینک تلفیق دو روایت را جهت تتمیم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوریم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گوید: سال اولى که به «مکه مکرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سال‏ هاى بعد نیز، تا بیست سفر به مکّه بیایم تا شاید امیرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[۱] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[۲]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • ۴ نظر برای این مطلب
  • سیدمحمد مهدی میرکاظمی
    اسفند 7ام, 1393 در 8:16 ب.ظ

    یا فاطمه

      [پاسخ]

      آرش
      اسفند 7ام, 1393 در 11:02 ب.ظ

      یا فاطمه زهرا.دربهای بسته را خودت به روی ما باز کن

        [پاسخ]

        محمد
        اردیبهشت 17ام, 1395 در 0:24 ق.ظ

        در خونه که مهم نیست ایشالله درهای معرفت روی ما باز بشه

          [پاسخ]

          نبی
          آبان 22ام, 1396 در 3:41 ب.ظ

          یا فاطمه زهرا سلام الله علیها

            [پاسخ]

          • نظر بدهيد
          • نام:
            ایمیل:
            وبسایت:





            استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
            Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
            Designer : Mohammad Rafiei