حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

کارشناس دینی و مشاور خانواده

رازی که از شب زفاف پنهان ماند و نجف را از خشکسالی نجات داد

تعداد بازدیدها: 343 مشاهده

در روزگاری که نجف اشرف زیر سایه‌ی سنگین قحطی و خشکسالی نفس‌های آخر را می‌کشید، چشم امید مردم به دستان مجتهد بزرگ شهر، مرحوم شیخ جعفر کاشف‌الغطاء بود. زمین تشنه بود و آسمان بخیل؛ نمازها و دعاهای پی‌درپی مردم نیز انگار راه به جایی نمی‌برد.

شیخ جعفر با دلی شکسته و چشمانی بارانی به حرم مطهر امیرالمؤمنین علی (ع) پناه برد. دست به ضریح مطهر انداخت و عرض کرد: «یا مولا! مردم مضطر شده‌اند و این همه تضرع بی‌نتیجه مانده؛ شما واسطه‌ی فیض الهی شوید و عنایتی بفرمایید.»

شیخ در میان هق‌هق گریه‌ها و در گوشه‌ای از حرم، چشمانش سنگین شد و به خواب رفت. در عالم رؤیا، مولای متقیان علی (ع) را بالین خود دید. حضرت با لحنی ملایم فرمودند:

«ای شیخ جعفر! در مسیر کوفه به نجف، مردی قهوه‌چی به این نام کاسب است. نزد او برو و بخواه که در مراسم دعا حاضر شود؛ خداوند به حرمت او باران رحمتش را نازل خواهد کرد.»

شبی در قهوه‌خانه‌ی بین راه کوفه

شیخ از خواب برخاست. بی‌درنگ راهی جاده‌ی کوفه شد تا به دکان خشتی آن قهوه‌چی رسید. وارد شد و به بهانه‌ای، شب را مهمان آن مرد ساده شد تا از نزدیک نظاره‌گر احوال و عبادات خاص او باشد. شیخ پیش خود فکر می‌کرد حتماً با زاهدی شب‌زنده‌دار و دائم‌الذکر روبه‌رو خواهد شد.

اما شب به نیمه رسید و سحر شد؛ شیخ دید این مرد جز انجام واجبات و نمازهای معمولی، عبادت ویژه‌ یا چله‌نشینی خاصی ندارد! صبح‌هنگام، شیخ جعفر که دیگر نمی‌توانست اشتیاق خود را پنهان کند، رو به مرد قهوه‌چی کرد و گفت: «ای مرد! امیرالمؤمنین (ع) تو را کلید استجابت دعای یک شهر معرفی کرده است. به من بگو چه راز مکتومی میان تو و خداست که این‌گونه خریدارت شده‌اند؟»

راز شب زفاف و صفت ستاریت

مرد قهوه‌چی ابتدا طفره رفت، اما وقتی نامِ مولا را شنید، با بغض پرده از راز بزرگ زندگی‌اش برداشت:

«سال‌ها پیش شاگرد قهوه‌چی بودم. مادرم آرزوی دامادی‌ام را داشت. با خون‌دل پولی پس‌انداز کردم و دختری را برایم خواستگاری کرد. همه چیز مهیا شد، اما در شب زفاف، عروس را بسیار مضطرب و هراسان یافتم. وقتی علت را جویا شدم، حقیقت تلخی را اعتراف کرد و گفت خطایی در گذشته انجام داده و اکنون آبرویش در خطر است.

در آن لحظه، طوفانی در دلم به پا شد. اما به آسمان نگاه کردم و گفتم: خدایا! اکنون بهترین فرصت است تا برای رضای تو، پرده از آبروی این بنده بر ندارم. ای ستار العیوب، تو نیز روزی روی عیوب من پرده بکش.

به همسرم گفتم آرام باش؛ تا به حال کسی از این ماجرا باخبر نبوده، از این به بعد هم احدی نخواهد فهمید. فردا صبح در برابر خانواده‌ها چنان رفتار کردم که گویی غرق در رضایتم. سال‌هاست با او زندگی می‌کنم و تا به امروز، جز خدا هیچ‌کس از این راز مطلع نبود.»

وقتی آسمان نجف به گریه افتاد

اشک در چشمان شیخ جعفر حلقه زد. رو به مرد کرد و گفت: «حقا که معامله‌ی بزرگی با خدا کرده‌ای! حالا بیا و برای این مردمِ قحطی‌زده دعا کن.»

مرد قهوه‌چی با همان دست‌های زمخت و کارگری‌اش، رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا! مولا علی (ع) پیغام داده که من دعا کنم. من از پیشگاهت برای خودم و این مردم طلب بخشش دارم؛ باران رحمتت را از این خلق دریغ نکن.» هنوز دستان مرد قهوه‌چی رو به آسمان بود که بغض آسمان نجف شکست، ابرهای تیره پدیدار شدند و باران شدیدی شروع به باریدن کرد…[1]


[1]. کرامات العلویه، علی میر خلف زاده، ص44

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • محبوب‌ترین بنده خدا کیست؟ داستان شگفت‌انگیز دیدار حضرت موسی (ع) در ساحل دریا

    محبوب‌ترین بنده خدا کیست؟ داستان شگفت‌انگیز دیدار حضرت موسی (ع) در ساحل دریا

    «داستان شنیدنی و آموزنده دیدار حضرت موسی (ع) با محبوب‌ترین و عابدترین بنده خدا به نقل از استاد عالی. همراه با متن عربی حدیث، ترجمه و آدرس دقیق منابع معتبر.»

  • پاسخ امام رضا به آیت‌الله بهجت درباره پناه آوردن به اهل‌بیت

    پاسخ امام رضا به آیت‌الله بهجت درباره پناه آوردن به اهل‌بیت

    داستان شنیدنی گله‌مندی آیت‌الله فهری از آیت‌الله بهجت و روایت راز ۱۰ عنایت خاص امام رضا (ع) به نقل از حجت‌الاسلام عالی را در این مطلب بخوانید.

  • روش‌های سه گانه قرائت زیارت عاشورا و آثار زیارت سیدالشهدا در کلام معصومین

    روش‌های سه گانه قرائت زیارت عاشورا و آثار زیارت سیدالشهدا در کلام معصومین

    در این سخنرانی به بررسی آداب و ۳ روش صحیح قرائت زیارت عاشورا، فضائل و آثار مداومت بر آن، داستان‌های شگفت‌انگیز از عنایت امام حسین (ع) به زائران (داستان همسر اشرف آهنگر و شهید سید احمد پلارک) و روایات معصومین (ع) درباره جایگاه زائران کربلا پرداخته شده است.

  • سیلی خادم حرم به حضرت اباالفضل العباس

    سیلی خادم حرم به حضرت اباالفضل العباس

    جناب سلالة السادات آقای سید مصطفی مستجاب الدعوة، که قبلا نیز چند کرامت از ایشان نقل کردیم، به نقل از پدرشان، مرحوم سید تقی مستجاب الدعوة (کفشدار حرم حضرت عباس علیه‌السلام) آورده‌اند: عربی بادیه‌نشین بچه‌اش مریض می‌شود. با پای برهنه، دوان دوان، به کربلا آمده و خود را به حرم مطهر حضرت قمر بنی‌هاشم علیه‌السلام می‌رساند و در مقابل ضریح مطهر قرار می‌گیرد. یکی از خدام، عرب را با پای برهنه و خون‌آلود و کثیف کنار ضریح می‌بیند، لذا سیلی محکمی به عرب میزند و می‌گوید: تو رعایت ادب را نکرده‌ای! اینجا جای بسیار حساس و بااهمیتی است، نباید این طور بی‌مبالاتی کرد و خلاصه، به زائر عرب توهین بسیار می‌کند. عرب اشاره به ضریح کرده می‌گوید: یا اباالفضل علیه‌السلام، من خیال کردم اینجا خانه‌ی شما است، ولی حالا میبینم این شخص است که در آن، امر و نهی می‌کند.

    … ادامه مطلب …

  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    اين تشرّف از مهم‏ترين و روح‏ افزاترين رويدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد كه به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زيادى از شيفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آيت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى اين تشرّف را خود، مستقيما از زبان حاجى شنيده و در كتاب «آب حيات» آورده است. همچنين جناب قاضى زاهدى نيز آن را از زبان خود آن مرحوم شنيده و در كتاب خود نقل كرده است. ما اينك تلفيق دو روايت را جهت تتميم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوريم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گويد: سال اولى كه به «مكه مكرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم كه توفيق دهد تا در سال‏ هاى بعد نيز، تا بيست سفر به مكّه بيايم تا شايد اميرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • یک نظر برای این مطلب
  • نسرین
    شهریور 9ام, 1405 در 10:35 ب.ظ

    خدا بهمون لطف کنه بتونیم گناهان همو ببخشیم

    • نظر بدهيد
    • نام:
      ایمیل:
      وبسایت:





      استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
      Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
      Designer : Mohammad Rafiei