بی بی ما سگتیم یک استخوانی بینداز
به مناسبت وفات کریمه ی اهل بیت؛ حضرت معصومه (علیها سلام) این کرامت را از حضرتش نقل می کنم:
حجة الاسلام و المسلمین نوری به نقل از یکی از طلاب بیان می کند که چند روزی بود زندگی بر من سخت شده بود و واقعاً در تنگنا بودم و از نظر مادی احتیاج عجیبی داشتم و هر چه تلاش می کردم، فایده نداشت و حقیقتاً زندگی بر ما سخت می گذشت. یک روز درب خانه ی ما زده شد، درب را باز کردم و دیدم فقیه مقدس مرحوم میرزا جواد تبریزی (قدس سرّه) است و یک کیسه ی سیاه به دست من دادند و ضمن لبخندی خداحافظی کرده و رفتند. من در این لحظه در فکر بودم و همین که به خود آمدم، دیدم مرحوم میرزا رفته اند. به داخل منزل رفتم و از اهل خانه سؤال کردم که آیا تو به خانه ی میرزا خبر داده بودی که محتاجیم؟ همسرم گفت: خیر! ولیکن دیشب به حرم بی بی، حضرت معصومه (علیها سلام) رفتم و گفتم: «خانم! ما سگتیم! یک استخوانی هم برای ما بینداز» این طلبه می گوید: فکر کردم که میرزا اشتباهاً به خانه ی ما آمده، از این رو تصمیم گرفتم که صبح به محضر ایشان بروم و حقیقت مسئله را جویا شوم. صبح بعد از درس فقه به سوی مرحوم میرزا رفتم. هنوز به میرزا نزدیک نشده بودم که ایشان دست خود را بالا آورد و با اشاره از من خواستند که نزدیک نشوم و فرمودند: «این متعلق به توست، تردید نکنید!» و مبلغی مرحوم میرزا به من دادند به همان مقداری بود که مورد احتیاج من بود و مشکل زندگی مرا حل کرد.[1]
[1]. زندگی نامه احیاگر فاطمیه؛ فقیه مقدس آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی، ص280









کاش بعصثی طلاب قدر حصثرت رو بدوند تا مث حوزه نجف نشه که…بیخیال
در کرامت بانو شکی نیست اما تیتر خیلی سنگین است.خیلی.
movafegham
السلام برادر ! بسیار استفاده می کنم از مباحثتون. مخصوصا مباحث نقد عرفان اصطلاحی. خدا مویدتان بدارد. ما هم سایتی داریم خوشحال می شویم به ما سری بزنید:
http://www.maaref-ahlebeyt.blogfa.com
متاسفانه عامه مردم ما راه محمد و آل محمد را رها کرده اند و به دنبال اینگونه مباحث رفته اند. خدا ابن عربی خبیث را لعنت کند که او و امثال او به دنبال دورکردن مردم از معارف حقیقی قرآن و عترت هستند.
یا علی، موید و منصور باشید، در پناه حق