حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

بی بی ما سگتیم یک استخوانی بینداز

تعداد بازدیدها: 3,215 مشاهده

حرم حضرت معصومه

به مناسبت وفات کریمه ی اهل بیت؛ حضرت معصومه (علیها سلام) این کرامت را از حضرتش نقل می کنم:

حجة الاسلام و المسلمین نوری به نقل از یکی از طلاب بیان می کند که چند روزی بود زندگی بر من سخت شده بود و واقعاً در تنگنا بودم و از نظر مادی احتیاج عجیبی داشتم و هر چه تلاش می کردم، فایده نداشت و حقیقتاً زندگی بر ما سخت می گذشت. یک روز درب خانه ی ما زده شد، درب را باز کردم و دیدم فقیه مقدس مرحوم میرزا جواد تبریزی (قدس سرّه) است و یک کیسه ی سیاه به دست من دادند و ضمن لبخندی خداحافظی کرده و رفتند. من در این لحظه در فکر بودم و همین که به خود آمدم، دیدم مرحوم میرزا رفته اند. به داخل منزل رفتم و از اهل خانه سؤال کردم که آیا تو به خانه ی میرزا خبر داده بودی که محتاجیم؟ همسرم گفت: خیر! ولیکن دیشب به حرم بی بی، حضرت معصومه (علیها سلام) رفتم و گفتم: «خانم! ما سگتیم! یک استخوانی هم برای ما بینداز» این طلبه می گوید: فکر کردم که میرزا اشتباهاً به خانه ی ما آمده، از این رو تصمیم گرفتم که صبح به محضر ایشان بروم و حقیقت مسئله را جویا شوم. صبح بعد از درس فقه به سوی مرحوم میرزا رفتم. هنوز به میرزا نزدیک نشده بودم که ایشان دست خود را بالا آورد و با اشاره از من خواستند که نزدیک نشوم و فرمودند: «این متعلق به توست، تردید نکنید!» و مبلغی مرحوم میرزا به من دادند به همان مقداری بود که مورد احتیاج من بود و مشکل زندگی مرا حل کرد.[1]


[1]. زندگی نامه احیاگر فاطمیه؛ فقیه مقدس آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی، ص280

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    اين تشرّف از مهم‏ترين و روح‏ افزاترين رويدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد كه به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زيادى از شيفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آيت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى اين تشرّف را خود، مستقيما از زبان حاجى شنيده و در كتاب «آب حيات» آورده است. همچنين جناب قاضى زاهدى نيز آن را از زبان خود آن مرحوم شنيده و در كتاب خود نقل كرده است. ما اينك تلفيق دو روايت را جهت تتميم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوريم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گويد: سال اولى كه به «مكه مكرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم كه توفيق دهد تا در سال‏ هاى بعد نيز، تا بيست سفر به مكّه بيايم تا شايد اميرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[1] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[2]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی1360 ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی 1383) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • 4 نظر برای این مطلب
  • سید
    بهمن 20ام, 1392 در 2:39 ب.ظ

    کاش بعصثی طلاب قدر حصثرت رو بدوند تا مث حوزه نجف نشه که…بیخیال

      [پاسخ]

      نقاش باشی
      اردیبهشت 4ام, 1393 در 11:06 ق.ظ

      در کرامت بانو شکی نیست اما تیتر خیلی سنگین است.خیلی.

        [پاسخ]

        sadat پاسخ در تاريخ شهریور 7ام, 1393 9:43 ب.ظ:

        movafegham

          [پاسخ]

          محمد ابراهیم شناسا
          شهریور 21ام, 1394 در 3:40 ب.ظ

          السلام برادر ! بسیار استفاده می کنم از مباحثتون. مخصوصا مباحث نقد عرفان اصطلاحی. خدا مویدتان بدارد. ما هم سایتی داریم خوشحال می شویم به ما سری بزنید:
          http://www.maaref-ahlebeyt.blogfa.com
          متاسفانه عامه مردم ما راه محمد و آل محمد را رها کرده اند و به دنبال اینگونه مباحث رفته اند. خدا ابن عربی خبیث را لعنت کند که او و امثال او به دنبال دورکردن مردم از معارف حقیقی قرآن و عترت هستند.
          یا علی، موید و منصور باشید، در پناه حق

            [پاسخ]

          • نظر بدهيد
          • نام:
            ایمیل:
            وبسایت:





            استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
            Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
            Designer : Mohammad Rafiei