حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

زینب تجسم ویژگی‌های یک انسان کامل

تعداد بازدیدها: 74 مشاهده

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. ثم الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا اباالقاسم مصطفی محمد. (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم). و آله الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین ارواحنا فداه و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین الی قیام یوم الدین.

هدیه به پیشگاه خانم زینب کبری، شام وفاتشان هست، قلب نازنین آقا امام زمان ان‌شاءالله رفع گرفتاری‌ها، شفای مرضای اسلام، ثوابی از این مجلس و محفل ما به روح شهدا، امام شهدا، اموات، اموات این جمع مخصوصاً اموات بانی مجلس، الساعة ان‌شاءالله عاید و واصل گردد دوم صلوات را بلندتر ختم کنید. (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم).

شام شهادت بی‌بی خانم زینب کبری (س) هستش. امشب بحثی که من آماده کردم این است که چند ویژگی از ویژگی‌های شخصیت خانم حضرت زینب را خدمتتان عرض بکنم.
در القاب حضرت آمده ایشان «شریکة القرآن»، «ملیکة النساء» و «عقیلة العرب» یا «عقیله بنی‌هاشم». این از جمله القابی‌ست که در مورد بی‌بی خانم زینب ذکر شده. متأسفانه توی منبرها بیشتر خانم را به عنوان روضه و مصیبت و این مسائل مطرح کردند و کمتر به ابعاد شخصیتی ایشان پرداختند.

یک محقق عربی هست، مصری است، خانم هم هست، یک کتابی نوشته به نام دکتر عایشه بنت شاطی و اسم کتابش را گذاشته «زینب بطلة کربلا». این کتاب ترجمه شده به اسم «زینب قهرمان کربلا». من دیدم تو اینترنت داشتم می‌گشتم دیدم ترجمه‌اش هم این کتاب به تازگی شده زینب قهرمان کربلا.
یا سید نورالدین جزایری از نوادگان سید نعمت‌الله جزایری بزرگ هستش، ایشان کتابی نوشته به نام «خصائص الزینبیه»، ویژگی‌های حضرت زینب. که مثل آقا ضیاء عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی بر مقدمه این کتاب تقریظ نوشتند و این کتاب هم انتشارات مسجد مقدس جمکران چاپ کرده. هر کس علاقه‌مند هست از زندگی حضرت، این کتاب خصائص الزینبیه کتاب خیلی منبع معتبری است که در مورد حضرت زینب هر کس می‌خواهد که جمکران رفتید اونجا فروشگاهش، اونجا چاپ کرده، خصائص الزینبیه یا ویژگی‌های حضرت زینب.کتاب مفیدی است ان‌شاءالله جمکران رفتید اونجا فروشگاهش می‌توانین این کتاب را ان‌شاءالله تهیه بکنید.

دو تا خواهر بودند تو کربلا، یکی زینب کبری، یکی حضرت ام‌کلثوم. حضرت ام‌کلثوم کوچکتر از حضرت زینب بودند. از ایشان یک خطبه‌ای که تو کوفه خواندند و چند بیت شعری که رسیدند مدینه کنار قبر پیغمبر، که اشعارشون هم با این مضامین شروع می‌شه: «مدینة جدنا لا تقبلینا فبالحسرات و الاحزان جینا… خرجنا منک بالاهلین جمعا رجعنا لا رجالا و لا بنینا». می‌گه ای مدینه، شعر قشنگی‌ست حالا بیت‌های زیادی هم داره، ای مدینه جد ما، نپذیر ما را. چرا که با حسرت و حزن به سویت آمدیم. از تو که خارج می‌شدیم با مردانمون بودیم، با عباسمون بودیم، با حسینمون بودیم، «رجعنا لا رجالا و لا بنینا»، ولی وقتی که به سوی تو برگشتیم هیچ‌یک از مردان ما دیگه در کنار ما نبودند.

خانم ام‌کلثوم زیاد تاریخ بهشون نپرداخته، سن‌شون هم کمتر از خانم حضرت زینب بودند. یک مرقدی هم و یک قبری هم توی شام هستش، سوریه هستش منسوب به ایشان هستش، اما گزارش تاریخی بیشتر از این ما در مورد ایشان که خطبه‌ای که تو کوفه خواندند و چند بیت شعر نداریم.

اما حضرت زینب سلام الله علیها در وصف‌شون آمده حدوداً ۵۲ سال عمر کردند و یک سال هم بعد از قضیه کربلا از دنیا رفتند. اما از جمله ویژگی‌های خانم حضرت زینب، عبودیت خانم زینب بود. اینکه عبودیت چقدر اهمیت داره ما تو تشهد می‌خوانیم: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله». اول پیغمبر عبد شد، بعد رسول شد. تا کسی عبد نشه پیامبری بهش تعلق نمی‌گیره. اینکه در روایات داریم حضرت ابراهیم اول عبد شد، بعدش نبی شد، بعدش امام شد. اینکه آدم بتونه به عبودیت خدا برسه، به این درجه بندگی خدا برسه بسیار مهمه. و خدا هم وقتی می‌خواد پیغمبرش رو معرفی بکنه می‌گه «سبحان الذی اسری بعبده». اسامی دیگه و القاب دیگه و اسم پیامبر را نمی‌گه. می‌گه «سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی…». وقتی می‌خواد پیامبر خودش رو معرفی بکنه که این فضیلت رو پیدا کرد، در آسمان‌ها سیر کرد، از مسجد مدینه تا مسجدالحرام تا مسجدالاقصی سیر داده شد، می‌گه «بعبده». عبد من بود که من این کارش کردم.

از جمله ویژگی‌های خانم زینب کبری، عبد بودن و بنده بودنش بود. که در طول حادثه کربلا تاریخ نقل کرده که نماز شب ایشان ترک نشد. این جمله را حتما شنیدین که آقا سیدالشهدا وقتی به سمت میدان می‌رفت توصیه نکرد که این کار رو کن اون کار رو کن، فرمود که: «خواهرجان مرا در نماز شبت فراموش نکن». در نافله شبت فراموش نکن.

یک قضیه‌ای نقل کردند، یک شخصی بود توی نجف به نام «عبد فرّار». آخوند ملا حسینقلی همدانی از عرفا و بزرگان علمای ما هستش. این عبد فرار معروف به عبد فرار بود. فرّار به معنای کسی که بسیار فرار می‌کنه، گریزانه. ولی در لهجه و اون زبون و به معنی لاتیِ ایشان بوده که بهش می‌گفتند عبد فرار. یه آدم قمه‌کشی بوده.
ملا حسینقلی همدانی وقتی از حرم امیرالمومنین خارج می‌شد برخورد کرد به عبد فرار. حالا عبد فرار هم کسی بود که وقتی وارد بازار می‌شد همه کوچه باز می‌کردند، همه احترام می‌گذاشتند. از کنار عبد فرار با بی‌اعتنایی گذشت. عبد فرار بهش گفت که آخوند چرا به من سلام نکردی؟ آخوند ملا حسینقلی همدانی از عرفای بزرگ. گفت مگه تو کی هستی؟ گفت من عبد فرّار هستم، همه نجف منو می‌شناسن.
یه جمله بهش گفت. گفت: «فرار از خدا می‌کنی یا فرار از رسول خدا؟ از خدا فراری هستی یا از رسولش؟». همین جمله را گفت و گذشت.

فردا که ملا حسینقلی همدانی درس خارج داشت و این‌ها، بعد از درس به شاگرداش گفت که یکی از دوستان اهل‌بیت از دنیا رفته اگر شما میاین بریم تا تشییع جنازه‌اش. بعضی از شاگردا همراه آخوند ملا حسینقلی همدانی شدند و به سمت خانه‌ای حرکت کردند. همین‌طور که رفتند، اومدند در خونه همین عبد فرار! تشییع جنازه باشکوهی انجام دادند. از کفن و دفن که برگشتند خانهِ این فرد که لات نجف بود به نام عبد فرار بود، از همسرش پرسیدند که قضیه چیه؟ من دیروز اینو دیدم من تو بازار.
گفت دیشب بعد از مغرب به خانه برگشت، اما همین که به خانه برگشت رفت توی حیاط و این جمله را با خودش تکرار می‌کرد: «از خدا فراری هستی یا از رسول خدا؟». گفت انقدر تا صبح این جمله را گفت تا از دنیا رفت.
گاهی یک جمله به آدم این توفیق رو میده که برگرده درِ خونه خدا، عبد خدا بشه و توبه بکنه.

مرحوم جهانگیرخان قشقایی رو شنیدید؟ ایشون اصفهانی بود، کشاورز بود، دامدار بود. چهل سالش هم بود. یه روز به بازار اصفهان اومده بود و مرحوم جهانگیرخان قشقایی، اینو یادتون باشه، بازار اصفهان دامدار و کشاورز بود، میومد تو شهر یه سری وسایل می‌خرید و می‌رفت تو روستا دنبال کارش. تارزن هم بود، تار داشت و ساز می‌زد.
از جلوی مدرسه حوزه علمیه صدر اصفهان که رد می‌شد، یه عالمی اون رو دید. دید تار دستشه. گفت کجا اومدی؟ گفت از روستا هستم، تار می‌زنم، کشاورزی دارم، دامداری دارم، اومدم هم یه سری وسایل تهیه بکنم هم این تارم خراب شده اومدم درستش کنم.
اون عالم بهش یه جمله گفت. گفت: «ساز دلت هم درست کردی یا نه؟ با خدا جفت‌وجور کردی یا نه؟ میزون کردی یا نه؟».
از همون وقت تصمیم می‌گیره که وارد حوزه بشه، چهل سالش بوده. و به درجاتی می‌رسه که مثل آسید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم آقای بروجردی، آخوند کاشی و دیگر بزرگان جزو شاگردای اون میشن. عکسش هم هست اگه تو اینترنت سرچ بکنید که آسید ابوالحسن اصفهانی کنارش نشسته. چهل سالش بوده یک دفعه یک جمله یک عالم روش اثر می‌ذاره و طرب و ساززنی و این‌ها رو کنار می‌زنه وارد دروس حوزه علمیه میشه به درجه‌ای می‌رسه که مثل آسید ابوالحسن اصفهانی که مرجع تام شیعیان بوده، آخوند کاشی، آیت الله بروجردی جزو شاگردان اون میشن.

یه وقتی یه جمله‌ای، یه فردی… داستان بُشر حافی رو شنیدین؟ بشر حافی از زمون امام کاظم (ع) بود به دست امیرالمومنین و اصحابش مسلمون شده بود. تو بغداد هم ایشون دفن هستش، بشر حافی.
(صحبت میان حضار) من نمی‌دانم، شاید یک بشر دیگر باشد ولی بشر حافی توی دروازه عراق محله قدیم دروازه عراق اونجا دفنه و خودش هم تو عراق زندگی می‌کرد زمون امام کاظم بوده.
روایت می‌کنند که یه وقت امام کاظم علیه‌السلام از جلوی خونه بُشر داشت رد می‌شد، دید صدای آواز و ترانه و این‌ها داره از خونه بشر حافی بلنده. کنیزش از در اومد بیرون. امام کاظم یه جمله بهش گفت. گفت: «صاحب این خانه عبده یا آزاده؟». اون کنیز گفت معلومه! بنده نیست، عبد نیست، آزاده.
برگشت تو خونه. به حالا اون بشر که اربابش بود گفت یه نفرو دیدم، امام کاظم هم اون کنیز نمی‌شناخت، گفت با همچین شمایلی بود یه جمله گفت. گفت صاحب این خونه عبده یا آزاده؟ حالا امام کاظم منظورش بود که عبد خداست یا آزاده هر کاری می‌خواد دلش بکنه. اون کنیز برداشت کرد که حالا میگه عبد و بنده هست یا آزاده حُره، یا غلامه.
بشر در تاریخ اینجوری نقل کردند که بدون اینکه کفشش رو بپوشه تو بازار افتاد دنبال امام کاظم و پیش امام کاظم توبه کرد. (صحبت حضار).
در احوالات بشر حافی اومده که یه وقت یه اسمی از خدا روی مثلا ورقی نوشته شده بود، روی زمین افتاده بود ایشون تو تاریخ نقل کردند که ایشون اون اسمو برمیداره معطر می‌کنه، لای درز دیوار همون تو کوچه دیده بود مثلا برداشته بود میذاره. در خواب اینجوری تو تاریخ نقل شده که یه نفر تو خواب بهش میگه که چون این اسم خدا را برداشتی و معطر کردی، خدا نیز تو را در دنیا و آخرت نیک‌نام می‌کند. و همین خواب هم بعضی‌ها گفتند که سبب توبه بشر شده. این هم در احوالاتش آوردند.

اینکه اگر از مجروحانی که مثلا مونده بودند، از بچه‌هایی که حالا تو تاریخ نقل شده که مثلا دامن‌ها آتیش گرفت، لباس‌ها آتیش گرفت، پرستاریِ به این معنا هستش. و این مذموم نیستش که اگر خانم بی‌بی زینب نقل شده که مثلا از فرزندان آل‌الله پرستاری می‌کردند این که مذموم نیست اتفاقا جزو فضائل حضرتش هست که… (صحبت حضار) همین دیگه، ما همین اول جلسه گفتیم که حضرت زینب رو فقط میگن ام‌المصائب، فقط تو روضه‌ها معرفی می‌کنند مصیبت کشیده. اما ویژگی‌های برتر دیگه، عفاف حضرت، مدیریت بحران حضرت، خطبه‌ای که تو پیش ابن‌زیاد می‌خونه، چند جا خطبه ایشون خونده، این‌ها شجاعتشون این ویژگی‌هایی که حضرت زینب ان‌شاءالله اگه برسیم تو این جلسه و جلسه بعد خدمتتون عرض می‌کنیم که فقط در مورد مصیبت، ابعاد شخصیت دیگه حضرت زینب هم ما ببینیم.

از جمله اینکه عبودیت حضرتش هست که در تاریخ اومده که «تُصلی»، نماز می‌خوند در حالی که نشسته بود. یعنی نشسته نماز می‌خوند. و از حضرت پرسیدند که چرا خانم نشسته نماز می‌خونی؟ حضرت فرمودند این نان‌هایی که بین بچه‌ها و اسرا و آل‌الله تقسیم می‌کنند برای اینکه بیشتر به بچه‌ها برسه، مقدار کمی بود تو تاریخ اومده که غذا تقسیم می‌کردند برسه، من سهم خودم رو به بچه‌ها میدم لذاست که تاب و توانی برای من نمونده و به خاطر همین هست که من نمازم رو نشسته می‌خونم.

واقعاً قهرمان کربلا بود خانم بی‌بی زینب. اینکه در مورد عبودیتش داریم صحبت می‌کنیم که حتی ما گاهی ممکنه یه مشکلی تو زندگیمون بیفته نماز خوندن رو آدم کنار می‌ذاره، روزه گرفتن رو کنار می‌ذاره. یه خدمتکار تو مدرسه داشتیم سال پیش گفتم چرا نماز نمی‌خونی؟ میگه خدا اون حاجت‌هایی که من خواستم بهم نداده. یعنی دیدش در مورد خدا در همین حده که ما بریم فقط حاجت بگیریم و اون چیزی که ما به خدا بیان می‌کنیم مثل ربات می‌مونه خدا هر چی گفتیم بهمون بده همین الان! اگرم نداد ما قهر می‌کنیم و دیگه اون چیزایی که اون گفته رو کنار می‌ذاریم. بنده خدا فهمت در مورد دین و خدا در همین حده؟
بی‌بی زینب با اون همه مصائبی که تو حادثه کربلا کم‌وبیش پای منبرها شنیدین، شب عاشورا نماز شبش ترک نشد. نه نماز واجبش! نماز شبش ترک نشد، نوافلش تو روایت میگن نوافل ایشون ترک نشد. درجه‌ای هست که تو، جزو معصومین ما نیست که، شبیه به معصومه، اما امام معصوم به اون التماس دعا میگه. خواهرم مرا تو نماز شبت فراموش نکن.

خدا به ما توفیق بده گاهی جرقه‌هایی تو دلمون زده بشه که دل‌های مردمون گاهی بیدار بشه. علامه مجلسی، پدر و پسر بودند. محمدتقی مجلسی، محمدباقر مجلسی. این بحارالانوار برای پسره، پدرش هم اهل فضیلت بود کتاب‌های زیادی ایشون نوشته. محمدتقی پدره، محمدباقر پسره بحارالانوار مال محمدباقره. هر دوتای ایشون هم توی اصفهان کنار هم دفن هستند.
حالا تو داستان‌ها نقل کردند که یکی از متدینین اصفهان یه بار به ایشون مراجعه می‌کنه که من تو شهرمان دزدها و راهزنای زیادی داره. اینکه داریم صحبت می‌کنیم کلام یک عالم یا یک قضیه گاهی رو فرد چقدر تاثیر میذاره و باعث بندگیش میشه. این‌ها خیلی دزدی می‌کنند راهزنی می‌کنند توی اصفهان. علامه مجلسی بهش میگه که و اون ثروتمند اصفهان بوده متدین بوده، این‌ها رو می‌تونی شبی جمع بکنی توی منزلت؟ گفت آقا اینا شبای جمعه شب‌نشینی دارند. من این شب جمعه دعوتش می‌کنم شمام سرزده وارد مجلس شو.

شب جمعه دزدها و راهزنای اصفهان رو دعوت کردند، اومدند توی خونه این فردی که حالا درخواست کرده بود از علامه مجلسی. دزدها علامه مجلسی رو می‌شناختند، عالم بزرگ شهر بود. یه دفعه دیدن علامه مجلسی وارد مجلس شد، محمدتقی مجلسی پدر. سر سفره نشستند، این دزدهام چپ‌چپ نگاه می‌کردند امشب ما می‌خواستیم به لهو و لعب و لغو و اینا بگذرونیم این هم که محمدتقی مجلسی اومده تو جلسه.
سفره پهن کردند و غذا خوردند. علامه مجلسی پدر به رئیس دزدها گفت: «خیلی تو نمک‌به‌حرومی!». خیلی بهش برخورد. گفت برای چی به من نمک‌به‌حرومم؟ گفت خیلی تو نمک‌به‌حرومی. گفت اتفاقا من با اینکه لات هستیم دزد و راهزن تو اصفهان هستیم اما خصیصه‌های دیگری هم داریما. مثلا اگر نمک سفره کسی رو بخوریم به خونه اون دستبرد نمی‌زنیم. دوم اینکه ما امانت‌دار هم هستیم اگر کسی اهل و عیال یا ناموسش رو به ما امانت پیش ما بذاره ما خیانت در امانت نمی‌کنیم. نمک سفره این صاحبخونه هم که خوردیم دیگه ما دست به اموالش نمی‌زنیم.
علامه مجلسی یه نگاه بهش می‌کنه: «سالیان ساله که داری نمک خدا رو می‌خوری اما نمک‌دون می‌شکنی». سالیان ساله که داری نمک خدا رو می‌خوری و نمک…
اینجوری نقل کردند که بلند شد اون رئیس دزدها با این کسایی که اطرافش بودند از مجلس خارج شدند. خیلی این فردی که دعوت کرد ناراحت شد گفت که کار ما رو امشب خراب کردی اینا دیگه با ما بد میشن. من گفتم اینا رو درست بکنی نه اینکه حرف بهشون بزنی نمک‌به‌حرومی و اینا…
علامه مجلسی میگه اون چیزی که وظیفه ما بود ما انجام دادیم خدا رحمت کنه امام رو، امام همیشه می‌گفت که ما مامور به وظیفه هستیم مامور به نتیجه نیستیم. علامه مجلسی گفت من کار خودم رو کردم چیزی که دستم بود.
علامه مجلسی میگه من رفتم شب خوابیدم صبح که می‌خواستم برای نماز صبح از خونه خارج بشم یه دفعه یه شبحی رو دیدم بیرون. جلوتر اومد دیدم همین رئیس این دزدها هستش. اومد دست منو بوسید گفت این جمله‌ای که تو دیشب به من گفتی مثل آتشی بوده که به خرمن وجود من زدی. و اونجا تو این داستان نقل شده که با علامه مجلسی عهد می‌کنه که دیگه… و تو تاریخ اینجوری نقل کردند که جزو نیکان اصفهان میشن این دزدا. جزو نیکان اصفهان میشن.
یه وقت کلام یک عالمی اینجوری تاثیر میذاره رو آدم دیگه. یه جمله‌ای یه کسی می‌گفته که آدم کلی تغییر می‌کنه.

مثل حر بن یزید ریاحی در روز عاشورا با اینکه چقدر قبلش راه رو به روی امام حسین بست اما یک جمله سیدالشهدا اون رو از این رو به اون رو کرد. آقا سیدالشهدا بهش گفت که مادرت به عزات بشینه، ثکلتک امک. حر ادب کرد. گفت چه کنم که مادر تو فاطمه است.
جلسه قبل من منزل حاج‌آقا بودم گفتم این نکته رو، ادب کردن در خونه اهل‌بیت در خونه خدا خیلی چیزا به آدم میده. کسی که مؤدب باشه.
سید حمیری رو من قضیه‌اش رو گفتم، یکی از شیعیان امام صادق بود، یه عادت بدی داشت که این شراب می‌خورد. اشعار زیادی هم در وصف اهل‌بیت داره، دیوانش هم چاپ شده، چاپ بیروت چاپش کرده، اشعار زیادی داره. خیلی اصحاب امام صادق هم به امام صادق تیکه می‌نداختند که سید نبودا، سید تو عربی به معنای آقاست، تو از کسی حمایت می‌کنی که از یه طرف اعتقاد به رجعت داره، از یه طرف لعن اولی و دومی و سومی رو میگه، از یه طرف عرق می‌خوره! اعتقادات شیعه رو داره از یه طرف هم شراب می‌خوره.
حالا بین روات اهل حدیث و علما بحثه که ایشون آیا ثقه هست یا نه روایاتی که ایشون نقل می‌کنه ثقه هست یا نه. یه داستانی داره اینو بگم و من عرضم تمام. آوردند که ایشون داشت سید حمیری تو بیابون می‌رفت طبق معمولم این خمره و کوزه شرابش همراش بود. از دور می‌بینه که امام صادق داره میاد. خدایا چیکار بکنم؟ الان نکنه آبروم جلوی امام صادق بره. نزدیک حضرت شد حضرت بهش گفت که سید در کوزه چه داری؟ گفت چی بگم الان آبروم میره بگم شراب… گفت آقا من در کوزه شیر دارم. آقا گفت ما هم تشنه هستیم قدری بریز ما هم تشنگیمون رفع بشه.
سید میگه همونطور که کوزه رو کج کردم از توی کوزه شیر خارج شد کف دست امام صادق. امام صادق فرمود: «سید امام تو کیست؟». گفت امام من کسی‌ست که شراب رو تبدیل به شیر می‌کنه.
ادب کرد. نگفت آقا تو چیکار داری؟ جواب امام رو داد، رد نشد بره. امام صادق از توی کوچه‌ای می‌رفتند یکی از شیعیان عرق خورده بود تا اینکه حضرت نزدیکش شدند روشو گردوند به سمت دیوار که حضرت نبیندش خجالت کشید. حضرت مقداری که از اون دور شدند گفتند که: «حتی در این حالت روتونو از ما اهل‌بیت برنگردونید».

شب جمعه است شب زیارتی آقا سیدالشهدا ان‌شاءالله همچین شبی دست‌جمع حرم آقا سیدالشهدا اونجا عرض ادب بکنیم. از طرفی هم شام وفات بی‌بی خانم حضرت زینب هستش. در تاریخ نوشتند که ۸۴ زن و بچه با غل و زنجیر، غل و زنجیری که فقط بسته شده به دست نبوده بلکه این دست‌ها را به گردن آویزون کرده بودند. حرکت دادند از کربلا، روی مرکب‌هایی که هیچکدوم نه کجاوه داشت، مرکب‌های لخت، همینجوری این‌ها رو به سمت شام بردند.
و اونچه که در کاخ یزید اتفاق افتاد، مرحوم حائری یزدی، آشیخ عبدالکریم حائری یزدی موسس حوزه، اینو آقای مروارید نقل می‌کنه. آشیخ عبدالکریم حائری یزدی، میگه آقای مروارید می‌گفتند که در جلسه‌ای بودند مداح شروع کرد روضه حضرت زینب خوندن، این جمله را که گفت: «دخلت زینب علی ابن زیاد»، این جمله را که گفت دیگه مرحوم حائری یزدی گفت ادامه نده، ادامه نده… و نقل می‌کنند تا غروب همینطور ایشون داشته گریه می‌کرده. اون چیزی که در کاخ یزید گذشت قابل وصف و گفتن نیستش.

اما اینکه آل‌الله رو بعد از اون خطبه‌ای که خانم بی‌بی زینب در کاخ یزید خوند وارد خرابه‌های شام کردند. شب هنگامه، سه‌ساله ابی‌عبدالله از خواب بیدار شده، بهانه پدر رو می‌گیره، گریه می‌کنه. یزید ملعون صدا زد برید ببینید این صدای گریه از کجا هستش. خبر آوردند که دردانه ابی‌عبدالله بهانه پدر رو گرفته. ملعون صدا زد که سر پدرش رو ببرید بلکه آروم بگیره.
در تاریخ نوشتند که سر مطهر آقا سیدالشهدا رو روی طبقی گذاشتند و آمدند توی خرابه گذاشتند جلوی این دردانه ابی‌عبدالله. همچون که پرده طبق رو کنار گذاشت با سر خون‌آلود آقا سیدالشهدا، پدرش مواجه شد. چند تا جمله تو تاریخ اومده نقل شده متوسل بشیم به دست‌های کوچک این نازدانه ابی‌عبدالله هر کس هر گرفتاری هر نذر و هر حاجتی داره. چند تا جمله گفته دل‌ها رو آتش زده:

اَبَتا یا اَبَتا، اَبَتا اَبَتا اَبَتا
اَبَتا مَن ذَا الَّذی اَیتَمَنی عَلی صِغَرِ سِنّی
باباجان، باباجان… باباجان چه کسی ما را در ایام خردسالی یتیم کرده…
اَبَتا مَن ذَا الَّذی قَطَعَ وَریدَک
باباجان چه کسی رگ‌های گردن تو رو برید…
اَبَتا مَن ذَا الَّذی خَضَبَکَ بِدِمائک
باباجان چه کسی محاسن شریفت رو به خون خضاب کرده…

عمه بیا گمشده پیدا شده… یا حسین یا حسین
کنج خرابه شب یلدا شده… یا حسین یا حسین

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. (همه با هم): السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

السلام علیکم جمیعا و رحمة الله و برکاته. خدایا این قلیل توسلات از همه ما قبول بفرما. ذخیره قبر و قیامت همه ما قرار بده. خدایا تا ما را نیامرزیدی از این دنیا مبر. همچین شب جمعه‌ای همه ما را زائر کربلا بگردان. مرضا لباس عافیت بپوشان. خدایا هر کس با هر حاجتی در این مجلس بی‌ریا حاضر شده، الساعه حاجاتش را برآورده به خیر بگردان.
خدایا ثوابی از این مجلس و محفل به روح شهدا، روح مطهر شهدای مدافع حرم، روح پدران از دست رفته مرحوم حاج سیدعباس حاجی میرزا، مرحوم محمدحسین پوررشیدی، همه اسیران خاک، همسر سید بی‌بی عصمت حاجی میرزا، همه کسایی که نام بردیم بانی مجلس الساعه عائد و واصل بگردان. در ظهور منجی عالم مهدی فاطمه تعجیل بگردان. ما را جزو سربازان حریم حضرتش قرار بده.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. (اللهم صل علی محمد و آل محمد).

حمیدرضا
موضوعات: سخنرانی, وبلاگ
مطالب مرتبط
  • حکم نماز خواندن با وضوی چند ساعت قبل

    حکم نماز خواندن با وضوی چند ساعت قبل

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم. افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی. شخصی از من روز گذشته یه سؤال کرد، ما دیگه بهانه می‌افته که این بحث‌هایی که مبتلابه هستش خدمتتون عرض بکنیم. شخصی از من سؤال کرد که شب‌های احیا که ما میایم مثلاً برای مراسم احیا، ما وضو می‌گیریم از خونه خارج می‌شیم. آیا با این وضو می‌شه نماز صبح رو مثلاً ما بخونیم یا نه؟ یه مسئله‌ای هست بعضاً که این افراد این سؤال رو می‌کنن چون که گوشه و کنار یه سؤالی شبیه به این سؤال رو شنیدن. اول من یک سؤال دیگر رو مربوط به این قضیه حکمش رو بگم تا برسیم به جواب این سؤال. مراجع تقلید فرمودند که وقت نماز واجب مثل نماز صبح یا

    … ادامه مطلب …

  • ویژگی های شیعیان امیرالمؤمنین

    ویژگی های شیعیان امیرالمؤمنین

    موضوع بحث: صفات و مشخصات شیعیان علی مناسبت:شب 21 و 23 ماه مبارک رمضان مکان سخنرانی: مسجد امام صادق علیه السلام | قسمت اول | | قسمت دوم | نوشته های مرتبط: پرده پوشی امام صادق از گناه یکی از شیعیان شام شهادت امام رضا | فضیلت زیارت امام رضا شفاعت شیعیان توسط بی بی دو عالم در روز محشر انتخاب نام زیبا برای فرزندان تأملی حول آیه شریفه اطعام عاقبت کسی که نماز را سبک شمارد فاطمه سبب خشنودی قلب پیامبر مقام و منزلت امام در پیشگاه الهی مقام و جایگاه مادر در قرآن و روایات آثار توسل به حضرت زهرا

  • تأملی حول آیه شریفه اطعام

    تأملی حول آیه شریفه اطعام

    موضوع بحث: آیه شریفه اطعام مکان سخنرانی: مسجد صاحب الزمان مدت سخنرانی: 28 دقیقه نوشته های مرتبط: انتخاب نام زیبا برای فرزندان فاطمه سبب خشنودی قلب پیامبر مقام و جایگاه مادر در قرآن و روایات آثار توسل به حضرت زهرا عواقب نارضایتی و عاق والدین آثار و برکات خدمت به پدر و مادر شب تاسوعا | علل عدم استجابت دعا شب چهارم محرم | توبه واقعی شب دوّم محرم | ثواب گریه کردن بر مصائب امام حسین شب عاشورا | عواقب سهل انگاری در امر نماز

  • جایگاه حق الناس و رد مظالم در مفاهیم دینی

    جایگاه حق الناس و رد مظالم در مفاهیم دینی

    موضوع بحث: جایگاه حق الناس و رد مظالم در مفاهیم دینی مکان سخنرانی: مجلس خانگی مدت سخنرانی: 41 دقیقه متن سخنرانی اعوذبالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم ثمّ الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضیین ارواحنافداه و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الاولین والآخرین الی قیام یوم الدین قال الله تعالی فی کتابه الکریم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یفْقَهُواْ قَوْلِی. ما در مفاهیم فقهی و احکا م شرعی مفهومی به نام رد مظالم داریم. شاید این اصطلاح را شنیده‌اید رد مظالم یعنی مثلا در کودکی خدایی نکرده به اموال کسی ضربه‌ای زده یا در ایام همین بلوغ و رشد و بزرگسالی به ماشین کسی زده اون موقع جاهل بوده اموال کسی رو تضییع کرده

    … ادامه مطلب …

  • انتخاب نام زیبا برای فرزندان

    انتخاب نام زیبا برای فرزندان

    موضوع بحث: حقوق فرزندان در اسلام | قسمت اول انتخاب نام زیبا مکان سخنرانی: مسجد صاحب الزمان مدت سخنرانی: 35 دقیقه حجم فایل: 48 مگابایت نوشته های مرتبط: فاطمه سبب خشنودی قلب پیامبر مقام و جایگاه مادر در قرآن و روایات آثار توسل به حضرت زهرا عواقب نارضایتی و عاق والدین آثار و برکات خدمت به پدر و مادر شب سوّم محرم | ثواب عزاداری برای امام حسین آیا سیادت از مادر هم به فرزندان منتقل می شود؟ مجموعه تصاویر زیبا از مسجد مقدّس جمکران شب هشتم محرم | ریشه بلایا و مصائب در زندگی (قسمت دوم) پدران،مادران و فرزندان آخرالزمان

  • آثار و برکات خدمت به پدر و مادر

    آثار و برکات خدمت به پدر و مادر

    موضوع بحث: آثار و برکات خدمت به والدین مکان سخنرانی: مسجد صاحب الزمان مدت سخنرانی: 35 دقیقه حجم فایل: 48 مگابایت نوشته های مرتبط: آثار توسل به حضرت زهرا مقام و جایگاه مادر در قرآن و روایات فاطمه سبب خشنودی قلب پیامبر عواقب نارضایتی و عاق والدین شب تاسوعا | علل عدم استجابت دعا شب چهارم محرم | توبه واقعی شب دوّم محرم | ثواب گریه کردن بر مصائب امام حسین شب عاشورا | عواقب سهل انگاری در امر نماز شب اوّل محرم | مقام و منزلت مجالس اهل بیت شب پنجم محرم | ثواب زیارت امام حسین

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei