حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

شهیدی که در لحظه شهادت امام حسین (ع) را در آغوش گرفت

تعداد بازدیدها: 8,206 مشاهده

در سال ۱۳۴۱ هجری شمسی و در شهر مذهبی و شهید پرور بابل، فرزندی از خانواده ای کشاورز چشم به جهان گشود که نام او را “محمد زمان” نهادند.

“محمد زمان” از همان کودکی، دستانش به کار و زحمت آبدیده گشت. همراه با کار کشاورزی، تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را به سر برد و راهی دبیرستان شد و موفق به اخذ مدرک دیپلم گشت. در کنکور تجربی شرکت کرد و در رشته پزشکی قبول شد.

دل و عقلش، در زد و خورد بودند؛ یکی به رفتن به دانشگاه تشویقش می‌نمود و دیگری کوی عاشقان عارف، حوزه و نوکری امام زمان (عج) را دورنمایی زیبا، به او نشان می‌داد. منصبی که به آقایی عالم برتری داشت و محمد زمان، این جوان پاک مازنی در نجوای عاشقانه‌اش چنین می‌سرود:

همه شب در آستانت شده کار من گدایی      به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی

محمدزمان، در نهایت حوزه را برگزید و مدال نوکری آن امام همام را بر گردن آویخت، نزد حضرت آیت الله ایازی (رحمه الله علیه) رفت و به تحصیل در مکتب ناب جعفری مشغول گشت.

در سال ۱۳۴۱ هجری شمسی و در شهر مذهبی و شهید پرور بابل، فرزندی از خانواده ای کشاورز چشم به جهان گشود که نام او را “محمد زمان” نهادند.

“محمد زمان” از همان کودکی، دستانش به کار و زحمت آبدیده گشت. همراه با کار کشاورزی، تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را به سر برد و راهی دبیرستان شد و موفق به اخذ مدرک دیپلم گشت. در کنکور تجربی شرکت کرد و در رشته پزشکی قبول شد.

دل و عقلش، در زد و خورد بودند؛ یکی به رفتن به دانشگاه تشویقش می‌نمود و دیگری کوی عاشقان عارف، حوزه و نوکری امام زمان (عج) را دورنمایی زیبا، به او نشان می‌داد. منصبی که به آقایی عالم برتری داشت و محمد زمان، این جوان پاک مازنی در نجوای عاشقانه‌اش چنین می‌سرود:

همه شب در آستانت شده کار من گدایی      به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی

محمدزمان، در نهایت حوزه را برگزید و مدال نوکری آن امام همام را بر گردن آویخت، نزد حضرت آیت الله ایازی (رحمه الله علیه) رفت و به تحصیل در مکتب ناب جعفری مشغول گشت.

در و دیوار مدرسه رستم‌کلا، خلسه‌های جاودانه شب‌های حضور محمد زمان را از یاد نخواهد برد. شهید ولی‌پور در اندک مدتی نردبان ترقی را طی نمود و در علم و عمل به مدارج بالا رسید به گونه‌ای که آیت الله ایازی به آینده علمی وی بسیار امید داشت و آینده‌ای پر فروغ را سرانجام وی خواند. محمد در دوران تحصیل،همچون دیگر طلاب خطّه علویان از جبهه و دفاع از میهن غافل نبود. او پرورده مکتب ناب امام صادق (علیه السلام) بود و مردانگی را نزد شیرمرد عرصه عرفان و عمل، آیت الله ایازی آموخته بود. به جبهه رفت و زیباترین غزل‌های حضور را به نظاره نشست. محمد زمان به راستی عارف حقیقی و شیدای حضرت دوست بود. دست نوشته‌هایی چند از مناجات عارفانه وی به روشنی گواه این مدعاست:

«شهادت، زیباترین واژه دفترچه زندگانی زمین است. هر از چند گاهی، چند برگی از دفتر زمین، به نام بلند شهید، رنگ خون می‌گیرد و باز شرف و عزت زمینیان هابیل تبار در سرشک حسرت ملائک، راز پس پرده‌ای را می گشاید. قلم بر آن است تا این بار به روزهای خاکی، افلاکی دیگری نظاره افکند و در چینشی از جنس نور، فانوسی رهگشا برای ما کشتی شکستگان دریای غفلت بسازد

و سرانجام، زندگانی خاکی شهید ولی‌پور در ۲۳/۳/۶۷ در عملیات «کربلای ۱۰» به سرانجام خونین خود رسید و او با اصابت ترکشی به کمر در شلمچه، بال در بال ملائک گشود. 

خاطره ای ناب از دوست و داماد شهید:

دوست صمیمی و داماد شهید محمد زمان ولی پور تعریف می کند: فرمانده سپاه بابل به من خبر داد که برادر همسر شما شهید شدند و این در حالی بود که بیست روز از ازدواج ما می گذشت.

به بیمارستان شهید یحیی نژاد رفتم، رئیس بیمارستان مانع شد. گفت: شما تحمل نداری.

….وقتی تابوت را باز کردم، دیدم که شهید دست بر سینه دارد و با حالت تبسم، لبخند می زند.

تعجب کردم که دست بر سینه، چرا لبخند می زند؟

شب شهید بزرگوار را در خواب دیدم که گفت:

«می دانی چرا لبخند زدم؟ بخاطر آنکه حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) را دیدم و گفتم: السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)، او را در بغل گرفتم و لبخند زدم.»[۱]

قسمتی از وصتنامه روحانی و عارف شهید؛ محمدزمان ولی پور

«من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا» (احزاب/۲۳)

«برخی از مومنان مردانی هستند که به عهدی که با خدا بسته‌اند کاملا وفا کرده‌اند تا به راه خدا شهید شده اند و از ایشانند آنانکه به انتظار فیض شهادت مقاومت کرده هیچ عهد خود را تغییر نداده اند.»

 قبل از عرایضم لازم می دانم که این بی چاره مسکین را به شما معرفی کنم: حقیر- محمد زمان ولی پور افروزی (ملکوتی)، نام پدر بزرگوارم حاج علی، نام مبارک مادر عزیزم: زهرا، متولد: ۱۳۴۱ دارنده گناهان صغیره و کبیره و . . . در نقطه ای از نقاط خونین سرزمین سرخگون خوزستان، در شب سوم شعبان، شب میلاد سید جوانان، سرور آزاد مردان جهان تشیع، حضرت حسین بی علی-علیه السلام- رو به کعبه و کربلایش زانو بغل زدم تا در این لحظات آخر دارالفنا با شما مردان و زنان دین و دنیا، اتمام حجت کرده تا فردای قیام قیامت عذری آورده نشود.

…… خداوندا! تو خود دانی که در این دل شب، ‌در قلبم چه می گذرد و چه رازهایی از این قطره گندیده را در قلبم نهادی، تو خود گواهی که می خواهم بفهمم این موجود قطره‌ای هیچ نیست. آهای انسان! بیا درگوشه ای از زمین خداوند، پاسی از شب را تفکر کن که توی ضعیف ذلیل و بیچاره بی‌چیز چرا این جا آمدی؟ اگر ماموریتی داشتی انجام ده و گرنه جواب «چرا» را بده.

یا عبید الدنانیر و الدراهم، ای بندگان دینار و درهم! ای کسانی که به سکه و کاغذهای نقشه دار(اسکناس) و سنگ و گل و آجر و آهن پاره‌ها قانع شده و گره قلبی بسته‌اید! گره‌ای ناگسستنی جز با خداوند و دینش؛ بدانید که کاخ و خانه و اشیانه و ماشین و مال التجاره همه و همه را زلزله عظیم قیامت در قلب زمین فرو می برد حتی توی قطره _انسان) را؛ نمی‌دانم چی بگویم ولی حقیقتا برای ما انسان‌ها ننگ و عار است که با این همه عظمتش و روح اللهی اش به خاک و سنگ و آهن و… سرگرم شود و مثل بچه ها با آنها بازی کند. آیا حیف نیست؟ خجالت نمی‌کشیم؟ مگر چه شده است که این همه همهمه و تاخت و تاز و بگیر و ببند می‌کنیم و حرص و جوش؟ چه خبر شده که شب و نصف شب خواب و بیداری ماشین حساب و قلم در دست داریم و هی حساب می‌کنیم؟ راستی تو که با شریک مالی خود در اطاقی می نشینی و حساب می کنی آیا با نفس طاغی و خاطی خود که شریک جانی تو است این چنین محاسبه داری؟

ای جان برادر و خواهر: به دیگران ننگر که چه می کنند بخوان و برو در گوشه‌ای دور از هیاهوی دنیاداران، کمی تفکر کن که (انشاءالله) تعالی پیروز هستید، انشاءالله که به قول آن شاعر عارف: عمر عزیزم شد تلف اندر پی آب و علف کاری نکردم بهر جان استغفرالله العظیم.

 و اما عرض ادبی حضور مقدس روحم، روح الله الخمینی، روحی له الفداء: امام جان! با همه بزرگی ات در قلب کوچک ما جای داری؛ نه ما بلکه خداوند، شما را در قلبمان جای داد، حیف که یک نفس و یک ضربان قلب بیش ندارم، اماما!! ما جوانان و همه انسان‌های آزاده مسلمان، مدیون دیانت و سیاست و ریاضت و . . . توایم. اگر وجود مبارک شما نبود، این نفس ما را در دل چاه فرو می‌برد. . .. فجزاک الله تعالی جزاء کثیرا.

و اما شما مردم: از آحاد شما طالبم که اگر در این مدت مسائلی را از این حقیر دیدید به بزرگواری خود بخشیده و از همه شما راضی هستم، خداوند همه شما را از گزند جمیع مفاسد حفظ فرماید، انشاءالله.

خدمت انجمن‌های اسلامی و ستادهای مقاومت و تمام ارگان‌های لشکری و کشوری عرض کنم که: اخلاص عمل داشته و کار را برای یکدیگر نکنید و صمیمیت و اخوت و مشورت و وحدت رابیشتر کرده، تکبر و ریا و حسادت و حس انتقام جویی و… را به هر قیمتی که شده در خود بسوزانید تا سبک بال شوید.

خدمت برادران و خواهران بزرگوار خود عرض کنم که نتوانستم برادری دلسوز، همیار و همکار شما باشم لذا تقاضای عفو دارم، رجاء آن دارم که خون ما را به بازیچه نگرفته و به رخ دیگران نکشیده و خدای نخواسته توسط خونمان به امیال و آمال دنیای پست نرسید، ان شاء الله.

و اما با شما دو بزرگوار(پدر و مادرم) چه بگویم؟ روی زحمات و زجر و رنج شما پدرِ پشت خمیده و مادر دل شکسته نمی‌شود قیمت گذاشت، حقیر دستم خالی است لذا به عزت خونم از خداوند عزیز می‌خواهم که شما دو بزرگوار را پاداشی کبیر عنایت فرماید، انشاء الله… خوشا به حال والدینی که امانت را خیانت نکرده بلکه با دو دست ادب به صاحبش برگرداندند و شما هم این چنین کردید؛ اما اگر بخواهید برای شیخ محمد زمان عاصی بگریید، به یاد حضرت ابا عبدالله الحسین-علیه السلام- و علی اکبر و دیگر یارانش باشید. جزاکم الله خیرا کثیراً کثیرا.

وصایای حق الناس: اگر کسی بر گردنم حقی دارد هر چه قدر کم باشد یا این که باید راضی باشد یا از خانواده ام دریافت کند ولی هر چه که بر گردن دیگران دارم بخشیدم. دیگر اینکه در این ۱۸ سالی که در میان اجتماع بودم به هر کسی که جسارتی کردم یا سیلی زدم یا زیر چشمی نگاه کردم یا غیبت کردم و غیبت او را شنیدم یا تکبر و عجبی کردم یا پرخاشی کردم و بالاخره هر ذره‌ای که به هر کسی به طریقی جسارتی کردم اعلام کنید که شیخ محمد زمان از همه آنها، به هر طریقی عذر می‌خواهد و جداً عاجزانه دست و پایشان را می بوسد و العفو العفو می‌گوید.

و در آخر عرایضم: ای مولایم! ای باقی، ای خالق، ای سبوح، ای قدوس، ای شهید و شاهد، ای قهار، ای غفار، ای رب ودود، ای رب رؤف، ای عزیز دلم، ای سر تا سر وجودم! با تو چه طور حرف بزنم! هیچی نمی‌توانم بگویم ولی این قدر بگویم که ۲۵ سال مرا مهلت دادی و صبر کردی، ۲۵ سال زنده نگه داشتی و روزی ام دادی و از خطرات جن و انس محفوظم داشتی. مولای من! خیلی خیلی به من محبت کردی اما من نتوانستم برای تو بنده باشم، نتوانستم عبدی مخلص باشم، به من فرمودی برو ولی نرفتم، فرمودی نرو ولی رفتم. نمی‌دانم که در «یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون» (نور/۲۴) بر این بنده‌ات چه خواهد گذشت؟ در آخر ای پروردگارم! به حق زهرای مرضیه و خون حلقوم سید الشهدا، اول مرا پاک و سبک کن و سپس مرا به سوی خود بخوان و بفرما «ارجعی الی ربک». یا احکم الحاکمین: به عزتت، پرونده اعمال دنیای ما را به مهر مقدس شهادت مختومه بگردان.

ای عزیز دلم! به عزتت خون شهدا نور دیده امت اسلام، حضرت امام خمینی «دام الله عمره شریف» را تا ظهور حضرت صاحب «روحی له فداه» نگهدار باش.

 یا اجود الاجودین: به مسئولین کشوری و لشکری، احساس مسئولیت و به امت ما استقامت و ایمان، به خانواده‌های شهدا قلبی همانند زینب کبری-علیها السلام- به جوانان ما بیداری و عفت نفس، تزکیه، مکارم اخلاق، بی اعتنای به دنیا، عنایت و کرامت بفرما. یا غامض المذنبین: به عزت قطرات اشک منادیان شب زنده دار مخلص، دیوان سیئات ما را به دیوان حسنات مبدل بفرما!! [۱]

روح مان با یادش شاد، با ذکر صلوات

جهت ترویج شایسته فرهنگ جهاد و شهادت، درج لوگو بر روی تصاویر و اسناد برگرفته از این سایت، جایز نیست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ برگرفته از کتاب اسوه های تبلیغ؛ سیره های اخلاقی شهدای روحانی مازندران.

۲٫ به نقل از پایگاه رزمندگان شمال .

حمیدرضا
موضوعات: اجتماعی, مذهب
مطالب مرتبط
  • آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    آیا می دانی روز عاشورا با من چه کردند؟!

    مرحوم سیّد محمدابراهیم قزوینی (متوفی۱۳۶۰ ه.ق) در صحن مطهّر حضرت اباالفضل علیه السّلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شیخ محمدعلی خراسانی (متوفی ۱۳۸۳) که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت اباالفضل علیه السّلام را خوانده و از اصابت تیر به چشم مقدّس آن حضرت یاد کرده بود. مرحوم قزوینی، که سخت متأثّر شده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود: چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟! شب در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت اباالفضل علیه السّلام مشرّف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود: سیّد ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید، سپاه دشمن مرا تیر باران کردند، در

    … ادامه مطلب …

  • چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    چرا شیخ کاظم روضه مرا نمی خواند؟!

    مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرّم (متوفی ۱۳۹۱ ه.ق) در «مقتل الحسین علیه السّلام» نقل می کند: دانشمند بزرگ، شیخ کاظم سبتی، برای من نقل کرد که، یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده ی حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام از سوی او هستم، و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟! عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان، و آن اینکه، هرگاه سوارکاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند دست هایش را به زمین می گذارد، ولی اگر تیرها به سینه ی او فرو رفته باشند و دست هایش نیز بریده باشند، «بماذا یتلقی الأرض»؟! چگونه و با چه سختی یی، به زمین

    … ادامه مطلب …

  • توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل

    حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد تقی حشمت الواعظین طباطبائی قمی، داستانی را از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدّس سرّه) این چنین نقل کرده اند: یکی از علمای نجف اشرف، که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیه الله حجّت بن الحسن العسکری امام زمان ـ عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ـ عرضه داشتم و از ایشان خواستم که نزد خدا شفاعت کنند تا مشکلم حل شود. برای این منظور چندین دفعه به مسجد جمکران رفتم. ولی نتیجه ای ندیدم! روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید. آیا زشت نیست که

    … ادامه مطلب …

  • معامله خدا با یک قطره اشک

    معامله خدا با یک قطره اشک

    مرحوم حاج شیخ علی اکبر النهاوندی در کتاب «جنّه العالیه» می­ نویسد: بدان! بعضی از ارباب مقاتل برای توضیح و تشریح اخباری که در فضیلت گریه بر سید الشّهدا علیه السّلام وارد شده ـ که خداوند گناه گریه کننده را به یک قطره اشک می ­آمرزد ـ به قضیه ملاقات مرحوم [سید مهدی] بحر العلوم (أعلی الله مقامه الشریف) با حضرت حجّت علیه السّلام در راه سامرّه متوسل شده ­اند و مجمل کیفیّت آن علی ما هو المعروف این است: آن مرحوم وقتی به سامرّه می­ رفت، در بین راه به این مسأله فکر می­ کرد که گریه بر حسین علیه السّلام گناهان را می ­آمرزد، ناگاه دید عربی سوار بر مرکب مقابلش رسید، سلام کرد بر سیّد و فرمود: جناب سیّد شما را متفکّر می­ بینم، چه خیال می ­کنید؟ اگر مسأله علمی است، صحبت بدارید! شاید من هم

    … ادامه مطلب …

  • دل به دل راه دارد

    دل به دل راه دارد

    فردی از امام صادق علیه السّلام پرسید: شخصی به من گوید: تو را دوست دارم! از کجا بدانم (راست می­گوید و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: به قلبت رجوع کن؛ اگر او را دوست داری، بدان او نیز دوستت دارد. ………………………………………… متن حدیث: عَنْ صَالِحِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلًا یَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ: إِنِّی أَوَدُّکَ فَکَیْفَ أَعْلَمُ أَنَّهُ یَوَدُّنِی قَالَ: امْتَحِنْ قَلْبَکَ؛ فَإِنْ کُنْتَ تَوَدُّهُ فَإِنَّهُ یَوَدُّک‏![۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۱، ص ۱۸۲، باب استحباب إخبار الأخ فی الله بحبه له و أن القلب یهدی إلى القلب‏ نوشته های مرتبط: خدا را در قلب های شکسته پیدا کن خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود به مادرش تهمت (زنا) زدی؟! رسیدن به مقام قرب الهی فقط با محبّت حضرت زهرا خداوند دل های

    … ادامه مطلب …

  • خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    خدا را در قلب های شکسته پیدا کن

    پیامبر أکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: همانا خداوند قلب های شکسته را دوست دارد! راوی سؤال کرد: خدا کجاست؟ حضرت فرمودند: در قلب های شکسته… متن حدیث: إنّ اللّه یُحبُّ کلَّ قَلبٍ حَزِین وَ سُئِلَ أَیْنَ اللّه؟ فقال: عِندَ المُنکَسِرَهِ قُلُوبُهُم.[۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۷۰، ص ۱۵۷ نوشته های مرتبط: دل به دل راه دارد در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن نظر رهبر انقلاب راجع به عزاداری در دو دهه فاطمیه خدا دل های شکسته را دوست دارد نتیجه محبّت امیرالمؤمنین در روز قیامت در دنیا مثل آقای خامنه ای نمی توانیم پیدا کنیم بدن مطهر سیدالشهداء شفادهنده بال فطرس ملک دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود صدای سکوت

  • ۲۲ نظر برای این مطلب
  • reza
    اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ در ۴:۵۵ ق.ظ

    chakerim hag agha karet doroste shoma ham vase ma doa kon

      [پاسخ]

      ho590
      اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

      سلام حاج آقا
      مطلب بسیار زیبایی بود
      خوشحال میشیم به ما هم سر بزنید
      http://www.pcrooz.ir
      لینک شما در وب ما قرار گرفت و ارزشی دیگر به آن افزود.اگر مایل بودید ما را نیز لینک کنید
      در پناه حق

        [پاسخ]

        علیرضا
        اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ در ۳:۰۸ ب.ظ

        سلام علیکم
        قسمت خاطره از دوست شهید خوب بود و هم چنین عرایض وصیت نامشون

        «برخی از مومنان مردانی هستند که به عهدی که با خدا بسته‌اند کاملا وفا کرده‌اند تا به راه خدا شهید شده اند و از ایشانند آنانکه به انتظار فیض شهادت مقاومت کرده هیچ عهد خود را تغییر نداده اند.»

        حضرت علی علیه السلام فرمود :

        قسم به کسیکه جان فرزند ابیطالب در دست اوست، هزار ضربه شمشیر بر من آسانتر از مرگ در بستر است.

        یا علی مدد

          [پاسخ]

          عمارنامه
          اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ در ۳:۲۴ ب.ظ

          سلام و درود؛
          دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
          http://www.ammarname.ir/link/9429
          ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
          موفق و پیروز باشید .
          عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
          یا علی

            [پاسخ]

            مديرسايت
            اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ در ۱:۲۶ ب.ظ

            تارنمای شخصی مداح اهل بیت (ع)
            کربلایی حسین نیشابوری
            http://www.hossein-neyshabori.com
            لطفا بازدید و نظر دهید
            بسی گفتیم و گفتند از شهیدان
            شهیدان را شهیدان می شناسند
            شهدا شرمنده ایم

              [پاسخ]

              دهل چی
              اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ در ۶:۱۱ ب.ظ

              دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید

                [پاسخ]

                محمد امین
                اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ در ۸:۳۷ ب.ظ

                با عرض سلام خدمت شما وبلاگ نویس ارزشی اگر مایل به تبدل لینک هستید ما حاضریم تبادل لینک کنیم.
                لطفا اگه خواستین ما رو لینک کنین ، به شکل: ((——-«امام منجی»——-))
                لینک کنید.
                همچنین ما حاضر به تبادل لوگو هم هستیم.
                لوگوی ما:


                با تشکر

                  [پاسخ]

                  رسول
                  اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۰ در ۹:۰۱ ق.ظ

                  سلام
                  تا تا چند روز دیگه امسالم تموم می شه ؛ خوب یا بد ، تلخ یا شیرین ، سخت یا آسون ! ولی از اون گذشته ، سر سفره های هفت سینتون موقع تحویل سال ، در حال خوندن دعا برای ما هام دعا کنید .
                  عید شما مبارک . تفت چه خبر

                    [پاسخ]

                    محمدجواد
                    اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۳ ق.ظ

                    سلام.خسته نباشید
                    دستتون درد نکنه بابت این مطلب
                    اگه در مورد شهدا بیشتر بنویسید به نظرمن بهتر ممیشه.به ماههم سر بزنید

                      [پاسخ]

                      0662
                      اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۰ در ۵:۲۷ ب.ظ

                      وادی عشق بسی دورودراز است ولی/طی شود جاده ی صد ساله به اهی گاهی(امیدوارم همه این راهو لیاقت ادامه دادنشودشته باشیم)

                        [پاسخ]

                        محمد مهدی
                        اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۶ ق.ظ

                        سلام
                        وبلاگ خیلی خوبی دارید
                        لوگوی وبسایت شما در وبلاگ ما درج شد
                        لطفاً لوگوی وبلاگ ما را در وبلاگ خود درج کنید

                          [پاسخ]

                          هادي
                          اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۰ در ۷:۵۰ ب.ظ

                          سلام.
                          چی بگم.
                          دعا کنید
                          یاعلی

                            [پاسخ]

                            خادم الشهدا
                            اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۰ در ۶:۱۹ ب.ظ

                            با سلام
                            خدا قوت همسنگر
                            بروزیم با
                            وقتی نقاب از چهره دو فیلم مسئله دار افتاد!
                            یا علی مدد

                              [پاسخ]

                              محمد
                              فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۱ در ۸:۲۵ ب.ظ

                              ما را نیز چنین شهادتی نصیب!
                              که جزو محالات و آرزوهاست!

                                [پاسخ]

                                نصیری
                                فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۶ ب.ظ

                                این بزرگان پا بر نفس گذاشتند کاری که برای امثال من حقیر سخت است.
                                خدایا به حق خون این عزیزان که دوستشان داری کمک کن ما رو…خدایا ما رو جزء گروه شهدا و صدیقین قرار بده…آمین

                                  [پاسخ]

                                  نصیری
                                  فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

                                  انصافا محبت نگاهشو میبین؟!
                                  روح پاک و عاشق …
                                  محمد زمان میبینم غرق رضایت خداتی…خوش به حالت…نوش جونت محبت خدا… لطف کن برای ما هم از خدات خوبی بخواه…

                                    [پاسخ]

                                    r
                                    اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۲ در ۹:۵۵ ب.ظ

                                    سلام برادرشهیدم محمد زمان ولی پور شما کجا وما کجا پیش شماخیلی شرمنده ام نفس شما رنگ وبوی خدایی داره ومن غرق گناهم پس خودت کمکم کن مثل شما باشیم ومثل شما زندگی کنیم پس برام دعاکن

                                      [پاسخ]

                                      ع.ک.ع ۸۰۱
                                      مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۰ ق.ظ

                                      سلام
                                      بنده میخواهم اسم فرمانده لشکرها و تیپ های مستقل ۸سال جنگ رو جمع آوری کنم.هرکسی اطلاعات یا منابعی در این مورد داره لطفا زیر همین پیام اعلان کنه تا وقتی من دوباره به سایت سر زدم مطلب شمارو ببینم. یاحسین

                                        [پاسخ]

                                        علی سیرتی
                                        آبان ۱۸ام, ۱۳۹۳ در ۱:۴۲ ب.ظ

                                        السلام علیک یا امام حسین ع
                                        سعادتی بالاتر از این به چشم ندیدم خوش به سعادتش

                                          [پاسخ]

                                          امین رضا
                                          مرداد ۶ام, ۱۳۹۴ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

                                          سلام این مطلب منو از خواب غفلت بیدار کرد.خدا شما را حفظ کند

                                            [پاسخ]

                                            نصراله ولی پورافروزی برادرشهیدشیخ محمدزمان عزیز
                                            بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۵ در ۱۱:۲۹ ق.ظ

                                            باتبریک ایام الله دهه فجروباتشکرازجنابعالی یاد.خاطره امام عزیزوشهداراگرامی می داریم.درتبلیغ فرهنک وسیره شهداوعمل موفق ومویدباشید

                                              [پاسخ]

                                              حمیدرضا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۹:۵۹ ب.ظ:

                                              ممنون از لطف و محبت شما

                                                [پاسخ]

                                              • نظر بدهيد
                                              • نام:
                                                ایمیل:
                                                وبسایت:





                                                استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
                                                Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
                                                Designer : Mohammad Rafiei