حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

شهیدی که در لحظه شهادت امام حسین (ع) را در آغوش گرفت

تعداد بازدیدها: 7,223 مشاهده

در سال ۱۳۴۱ هجری شمسی و در شهر مذهبی و شهید پرور بابل، فرزندی از خانواده ای کشاورز چشم به جهان گشود که نام او را “محمد زمان” نهادند.

“محمد زمان” از همان کودکی، دستانش به کار و زحمت آبدیده گشت. همراه با کار کشاورزی، تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را به سر برد و راهی دبیرستان شد و موفق به اخذ مدرک دیپلم گشت. در کنکور تجربی شرکت کرد و در رشته پزشکی قبول شد.

دل و عقلش، در زد و خورد بودند؛ یکی به رفتن به دانشگاه تشویقش می‌نمود و دیگری کوی عاشقان عارف، حوزه و نوکری امام زمان (عج) را دورنمایی زیبا، به او نشان می‌داد. منصبی که به آقایی عالم برتری داشت و محمد زمان، این جوان پاک مازنی در نجوای عاشقانه‌اش چنین می‌سرود:

همه شب در آستانت شده کار من گدایی      به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی

محمدزمان، در نهایت حوزه را برگزید و مدال نوکری آن امام همام را بر گردن آویخت، نزد حضرت آیت الله ایازی (رحمه الله علیه) رفت و به تحصیل در مکتب ناب جعفری مشغول گشت.

در سال ۱۳۴۱ هجری شمسی و در شهر مذهبی و شهید پرور بابل، فرزندی از خانواده ای کشاورز چشم به جهان گشود که نام او را “محمد زمان” نهادند.

“محمد زمان” از همان کودکی، دستانش به کار و زحمت آبدیده گشت. همراه با کار کشاورزی، تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را به سر برد و راهی دبیرستان شد و موفق به اخذ مدرک دیپلم گشت. در کنکور تجربی شرکت کرد و در رشته پزشکی قبول شد.

دل و عقلش، در زد و خورد بودند؛ یکی به رفتن به دانشگاه تشویقش می‌نمود و دیگری کوی عاشقان عارف، حوزه و نوکری امام زمان (عج) را دورنمایی زیبا، به او نشان می‌داد. منصبی که به آقایی عالم برتری داشت و محمد زمان، این جوان پاک مازنی در نجوای عاشقانه‌اش چنین می‌سرود:

همه شب در آستانت شده کار من گدایی      به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی

محمدزمان، در نهایت حوزه را برگزید و مدال نوکری آن امام همام را بر گردن آویخت، نزد حضرت آیت الله ایازی (رحمه الله علیه) رفت و به تحصیل در مکتب ناب جعفری مشغول گشت.

در و دیوار مدرسه رستم‌کلا، خلسه‌های جاودانه شب‌های حضور محمد زمان را از یاد نخواهد برد. شهید ولی‌پور در اندک مدتی نردبان ترقی را طی نمود و در علم و عمل به مدارج بالا رسید به گونه‌ای که آیت الله ایازی به آینده علمی وی بسیار امید داشت و آینده‌ای پر فروغ را سرانجام وی خواند. محمد در دوران تحصیل،همچون دیگر طلاب خطّه علویان از جبهه و دفاع از میهن غافل نبود. او پرورده مکتب ناب امام صادق (علیه السلام) بود و مردانگی را نزد شیرمرد عرصه عرفان و عمل، آیت الله ایازی آموخته بود. به جبهه رفت و زیباترین غزل‌های حضور را به نظاره نشست. محمد زمان به راستی عارف حقیقی و شیدای حضرت دوست بود. دست نوشته‌هایی چند از مناجات عارفانه وی به روشنی گواه این مدعاست:

«شهادت، زیباترین واژه دفترچه زندگانی زمین است. هر از چند گاهی، چند برگی از دفتر زمین، به نام بلند شهید، رنگ خون می‌گیرد و باز شرف و عزت زمینیان هابیل تبار در سرشک حسرت ملائک، راز پس پرده‌ای را می گشاید. قلم بر آن است تا این بار به روزهای خاکی، افلاکی دیگری نظاره افکند و در چینشی از جنس نور، فانوسی رهگشا برای ما کشتی شکستگان دریای غفلت بسازد

و سرانجام، زندگانی خاکی شهید ولی‌پور در ۲۳/۳/۶۷ در عملیات «کربلای ۱۰» به سرانجام خونین خود رسید و او با اصابت ترکشی به کمر در شلمچه، بال در بال ملائک گشود. 

خاطره ای ناب از دوست و داماد شهید:

دوست صمیمی و داماد شهید محمد زمان ولی پور تعریف می کند: فرمانده سپاه بابل به من خبر داد که برادر همسر شما شهید شدند و این در حالی بود که بیست روز از ازدواج ما می گذشت.

به بیمارستان شهید یحیی نژاد رفتم، رئیس بیمارستان مانع شد. گفت: شما تحمل نداری.

….وقتی تابوت را باز کردم، دیدم که شهید دست بر سینه دارد و با حالت تبسم، لبخند می زند.

تعجب کردم که دست بر سینه، چرا لبخند می زند؟

شب شهید بزرگوار را در خواب دیدم که گفت:

«می دانی چرا لبخند زدم؟ بخاطر آنکه حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) را دیدم و گفتم: السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)، او را در بغل گرفتم و لبخند زدم.»[۱]

قسمتی از وصتنامه روحانی و عارف شهید؛ محمدزمان ولی پور

«من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا» (احزاب/۲۳)

«برخی از مومنان مردانی هستند که به عهدی که با خدا بسته‌اند کاملا وفا کرده‌اند تا به راه خدا شهید شده اند و از ایشانند آنانکه به انتظار فیض شهادت مقاومت کرده هیچ عهد خود را تغییر نداده اند.»

 قبل از عرایضم لازم می دانم که این بی چاره مسکین را به شما معرفی کنم: حقیر- محمد زمان ولی پور افروزی (ملکوتی)، نام پدر بزرگوارم حاج علی، نام مبارک مادر عزیزم: زهرا، متولد: ۱۳۴۱ دارنده گناهان صغیره و کبیره و . . . در نقطه ای از نقاط خونین سرزمین سرخگون خوزستان، در شب سوم شعبان، شب میلاد سید جوانان، سرور آزاد مردان جهان تشیع، حضرت حسین بی علی-علیه السلام- رو به کعبه و کربلایش زانو بغل زدم تا در این لحظات آخر دارالفنا با شما مردان و زنان دین و دنیا، اتمام حجت کرده تا فردای قیام قیامت عذری آورده نشود.

…… خداوندا! تو خود دانی که در این دل شب، ‌در قلبم چه می گذرد و چه رازهایی از این قطره گندیده را در قلبم نهادی، تو خود گواهی که می خواهم بفهمم این موجود قطره‌ای هیچ نیست. آهای انسان! بیا درگوشه ای از زمین خداوند، پاسی از شب را تفکر کن که توی ضعیف ذلیل و بیچاره بی‌چیز چرا این جا آمدی؟ اگر ماموریتی داشتی انجام ده و گرنه جواب «چرا» را بده.

یا عبید الدنانیر و الدراهم، ای بندگان دینار و درهم! ای کسانی که به سکه و کاغذهای نقشه دار(اسکناس) و سنگ و گل و آجر و آهن پاره‌ها قانع شده و گره قلبی بسته‌اید! گره‌ای ناگسستنی جز با خداوند و دینش؛ بدانید که کاخ و خانه و اشیانه و ماشین و مال التجاره همه و همه را زلزله عظیم قیامت در قلب زمین فرو می برد حتی توی قطره _انسان) را؛ نمی‌دانم چی بگویم ولی حقیقتا برای ما انسان‌ها ننگ و عار است که با این همه عظمتش و روح اللهی اش به خاک و سنگ و آهن و… سرگرم شود و مثل بچه ها با آنها بازی کند. آیا حیف نیست؟ خجالت نمی‌کشیم؟ مگر چه شده است که این همه همهمه و تاخت و تاز و بگیر و ببند می‌کنیم و حرص و جوش؟ چه خبر شده که شب و نصف شب خواب و بیداری ماشین حساب و قلم در دست داریم و هی حساب می‌کنیم؟ راستی تو که با شریک مالی خود در اطاقی می نشینی و حساب می کنی آیا با نفس طاغی و خاطی خود که شریک جانی تو است این چنین محاسبه داری؟

ای جان برادر و خواهر: به دیگران ننگر که چه می کنند بخوان و برو در گوشه‌ای دور از هیاهوی دنیاداران، کمی تفکر کن که (انشاءالله) تعالی پیروز هستید، انشاءالله که به قول آن شاعر عارف: عمر عزیزم شد تلف اندر پی آب و علف کاری نکردم بهر جان استغفرالله العظیم.

 و اما عرض ادبی حضور مقدس روحم، روح الله الخمینی، روحی له الفداء: امام جان! با همه بزرگی ات در قلب کوچک ما جای داری؛ نه ما بلکه خداوند، شما را در قلبمان جای داد، حیف که یک نفس و یک ضربان قلب بیش ندارم، اماما!! ما جوانان و همه انسان‌های آزاده مسلمان، مدیون دیانت و سیاست و ریاضت و . . . توایم. اگر وجود مبارک شما نبود، این نفس ما را در دل چاه فرو می‌برد. . .. فجزاک الله تعالی جزاء کثیرا.

و اما شما مردم: از آحاد شما طالبم که اگر در این مدت مسائلی را از این حقیر دیدید به بزرگواری خود بخشیده و از همه شما راضی هستم، خداوند همه شما را از گزند جمیع مفاسد حفظ فرماید، انشاءالله.

خدمت انجمن‌های اسلامی و ستادهای مقاومت و تمام ارگان‌های لشکری و کشوری عرض کنم که: اخلاص عمل داشته و کار را برای یکدیگر نکنید و صمیمیت و اخوت و مشورت و وحدت رابیشتر کرده، تکبر و ریا و حسادت و حس انتقام جویی و… را به هر قیمتی که شده در خود بسوزانید تا سبک بال شوید.

خدمت برادران و خواهران بزرگوار خود عرض کنم که نتوانستم برادری دلسوز، همیار و همکار شما باشم لذا تقاضای عفو دارم، رجاء آن دارم که خون ما را به بازیچه نگرفته و به رخ دیگران نکشیده و خدای نخواسته توسط خونمان به امیال و آمال دنیای پست نرسید، ان شاء الله.

و اما با شما دو بزرگوار(پدر و مادرم) چه بگویم؟ روی زحمات و زجر و رنج شما پدرِ پشت خمیده و مادر دل شکسته نمی‌شود قیمت گذاشت، حقیر دستم خالی است لذا به عزت خونم از خداوند عزیز می‌خواهم که شما دو بزرگوار را پاداشی کبیر عنایت فرماید، انشاء الله… خوشا به حال والدینی که امانت را خیانت نکرده بلکه با دو دست ادب به صاحبش برگرداندند و شما هم این چنین کردید؛ اما اگر بخواهید برای شیخ محمد زمان عاصی بگریید، به یاد حضرت ابا عبدالله الحسین-علیه السلام- و علی اکبر و دیگر یارانش باشید. جزاکم الله خیرا کثیراً کثیرا.

وصایای حق الناس: اگر کسی بر گردنم حقی دارد هر چه قدر کم باشد یا این که باید راضی باشد یا از خانواده ام دریافت کند ولی هر چه که بر گردن دیگران دارم بخشیدم. دیگر اینکه در این ۱۸ سالی که در میان اجتماع بودم به هر کسی که جسارتی کردم یا سیلی زدم یا زیر چشمی نگاه کردم یا غیبت کردم و غیبت او را شنیدم یا تکبر و عجبی کردم یا پرخاشی کردم و بالاخره هر ذره‌ای که به هر کسی به طریقی جسارتی کردم اعلام کنید که شیخ محمد زمان از همه آنها، به هر طریقی عذر می‌خواهد و جداً عاجزانه دست و پایشان را می بوسد و العفو العفو می‌گوید.

و در آخر عرایضم: ای مولایم! ای باقی، ای خالق، ای سبوح، ای قدوس، ای شهید و شاهد، ای قهار، ای غفار، ای رب ودود، ای رب رؤف، ای عزیز دلم، ای سر تا سر وجودم! با تو چه طور حرف بزنم! هیچی نمی‌توانم بگویم ولی این قدر بگویم که ۲۵ سال مرا مهلت دادی و صبر کردی، ۲۵ سال زنده نگه داشتی و روزی ام دادی و از خطرات جن و انس محفوظم داشتی. مولای من! خیلی خیلی به من محبت کردی اما من نتوانستم برای تو بنده باشم، نتوانستم عبدی مخلص باشم، به من فرمودی برو ولی نرفتم، فرمودی نرو ولی رفتم. نمی‌دانم که در «یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون» (نور/۲۴) بر این بنده‌ات چه خواهد گذشت؟ در آخر ای پروردگارم! به حق زهرای مرضیه و خون حلقوم سید الشهدا، اول مرا پاک و سبک کن و سپس مرا به سوی خود بخوان و بفرما «ارجعی الی ربک». یا احکم الحاکمین: به عزتت، پرونده اعمال دنیای ما را به مهر مقدس شهادت مختومه بگردان.

ای عزیز دلم! به عزتت خون شهدا نور دیده امت اسلام، حضرت امام خمینی «دام الله عمره شریف» را تا ظهور حضرت صاحب «روحی له فداه» نگهدار باش.

 یا اجود الاجودین: به مسئولین کشوری و لشکری، احساس مسئولیت و به امت ما استقامت و ایمان، به خانواده‌های شهدا قلبی همانند زینب کبری-علیها السلام- به جوانان ما بیداری و عفت نفس، تزکیه، مکارم اخلاق، بی اعتنای به دنیا، عنایت و کرامت بفرما. یا غامض المذنبین: به عزت قطرات اشک منادیان شب زنده دار مخلص، دیوان سیئات ما را به دیوان حسنات مبدل بفرما!! [۱]

روح مان با یادش شاد، با ذکر صلوات

جهت ترویج شایسته فرهنگ جهاد و شهادت، درج لوگو بر روی تصاویر و اسناد برگرفته از این سایت، جایز نیست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ برگرفته از کتاب اسوه های تبلیغ؛ سیره های اخلاقی شهدای روحانی مازندران.

۲٫ به نقل از پایگاه رزمندگان شمال .

حمیدرضا
موضوعات: اجتماعی, مذهب
مطالب مرتبط
  • مردی از تبار کربلای ۵

    مردی از تبار کربلای ۵

    به مناسبت سالروز شهادت شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی سه سال پس از پیروزی انقلاب در هجدهم آذرماه به دنیا آمد. همان سالی که موشک های عراقی شهرهای ایران را به آتش بسته بود و همان سالی که گروهک منافقین و فرقان، چهره های درخشانی همچون آیت‌ الله بهشتی و محمدعلی رجایی و باهنر را از مردم ما گرفته بودند؛ سال ۱۳۶۰ نامش را محمودرضا گذاشتند. در دامان گرم پدر و مادری مذهبی و مهربان بزرگ شد. از ده سالگی رو به ورزش کاراته آورده بود و علاقه و پشتکارش او را به مدال آوری نیز رسانده بود. به فوتبال علاقه مند بود و پیگیری مسابقات بسکتبال از سرگرمی های او به شمار می آمد. تبریز، ولادتگاه محمودرضا، محل تحصیلات او تا دبیرستان بود. در همان دوران تحصیل با حضور در جمع بسیجیان با فرهنگ مقاومت و ایثار و شهادت

    … ادامه مطلب …

  • عاقبت فکر کردن به گناهان

    عاقبت فکر کردن به گناهان

    امیر مؤمنان علی علیه السّلام می فرمایند: هر کس در اندیشه گناه باشد و پیرامون آن بسیار فکر کند سرانجام همان افکار بد و اندیشه‏ های پلید، او را بارتکاب گناه می خواند و آلوده‏ اش میسازد. متن روایت: مَن کَثُرَ فِکرُهُ فِی المَعاصِی دَعَتهُ إلَیها.[۱] [۱] . غرر الحکم، حدیث ۸۵۶۱ نوشته های مرتبط: عاقبت کسی که نماز را سبک شمارد عاقبت منکرین فضیلت گریه بر سیدالشهداء دعای امام زمان برای بخشش گناهان شیعیان چت کردن با جنس مخالف چه حکمی دارد؟ عاقبت منکر امامت حضرت علی در روز غدیر و حجه الوداع احکام ضروری مربوط به غسل کردن مقام حضرت زهرا به روایت امام جواد علیه السلام شب دوّم محرم | ثواب گریه کردن بر مصائب امام حسین هر چه خواهی گناه کن! گفت تو را می بخشم

  • خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه

    خداست زائر حسین علیه السلام در شب جمعه

    ابن قولویه در کتاب شریف «کامل الزیارات» حدیثی محیرالعقول از صَفوان جَمّال نقل کرده است که وی گفت وقتی حضرت ابوعبدالله (امام صادق) علیه السّلام به حیره تشریف آوردند به من فرمودند: آیا مایل به زیارت قبر حسین علیه السّلام هستی؟ عرض کردم: فدایت شوم آیا قبر آن حضرت را زیارت می کنی؟ حضرت فرمودند: چگونه آن را زیارت نکنم و حال آنکه خداوند متعال[۱] در هر شب جمعه با فرشتگان و انبیاء و اوصیاء به زمین هبوط کرده و او را زیارت می کنند. البته حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم أفضل أنبیاء و ما أفضل أوصیاء هستیم! سپس صفوان عرض کرد: فدایت شوم بنابراین، هر شب جمعه قبر آن حضرت را زیارت کرده تا بدین وسیله زیارت پروردگار را نیز کرده باشیم؟ حضرت فرمودند: بلی! ای صفوان ملازم این باش! برایت زیارت قبر حسین علیه

    … ادامه مطلب …

  • فطرت هایی از جنس حسین

    فطرت هایی از جنس حسین

    حدیث مشهوری است از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله که فرموده است: همانا در نهان مردم باایمان معرفت و شناختی نسبت به امام حسین (علیه السّلام) نهفته است. متن حدیث: إِنَّ لِلْحُسَیْنِ فِی بَوَاطِنِ الْمُؤْمِنِینَ مَعْرِفَهٌ مَکْتُومَه.[۱] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [۱] . الخرائج، ج۲، ص۸۴۲ ضمن حدیث ۶۰، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۲۷۱ ضمن حدیث ۳۹، معالی السبطین، ص۴۱ به نقل از القطره، ج۱، فضائل امام حسین علیه السلام نوشته های مرتبط: شرح حدیث نبوی «حسین منی و أنا من حسین» زیارت امام رضا افضل از زیارت امام حسین است بدن مطهر سیدالشهداء شفادهنده بال فطرس ملک بشارت امام حسین به مرحوم آیت الله بهجت آخرین وصیت امام حسین علیه السّلام اسراری از بوی سیب حرم امام حسین تک بیتی هایی تقدیم به خانم فاطمه معصومه علیهاالسلام ارزش وقت در سیره علامه میرحامد حسین هندی زیارت قبر امام حسین امری واجب یا مستحب

    … ادامه مطلب …

  • بشارت امام حسین به مرحوم آیت الله بهجت

    بشارت امام حسین به مرحوم آیت الله بهجت

    یکی از طلاب حوزه علمیه قم تعریف می کرد که نزدیک ماه محرم امسال در عالم رؤیا خدمت مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله تعالی علیه) رسیدم و ایشان به من فرمودند: «من از آقا امام حسین (علیه السّلام) سؤال کردم که آیا تمام عمرم را در راه شما گذرانده ام؟ و آقا سیّدالشهداء در جواب به سؤال من فرمودند: بله! تمام عمرت را در راه ما خرج کردی!» نوشته های مرتبط: توصیه آیت الله بهجت به یکی از طلاب در عالم رؤیا یوم الله در کلام مرحوم آیت الله انصاری شیرازی+فیلم امام حسین مرا از عذاب قبر نجات داد آخرین وصیت امام حسین علیه السّلام زیارت امام حسین سبب نجات از آتش جهنم اسراری از بوی سیب حرم امام حسین زیارت امام رضا افضل از زیارت امام حسین است زیارت قبر امام حسین امری واجب یا مستحب شرح

    … ادامه مطلب …

  • معصومه فاطمه است

    معصومه فاطمه است

    حضرت آیت الله سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی (رحمه الله علیه) درباره علّت اقامت خود در قم چنین توضیح می دهد: من متولّد شده نجف أشرف و بزرگ شده آنجا بودم. علت آمدنم به قم این بود که پدرم مرحوم آیت الله سیّد محمود مرعشی برای آنکه از محل قبر شریف حضرت زهرا (علیهاالسّلام) باخبر شود، چهل شب در حرم حضرت علی (علیه السّلام) بیتوته، شب زنده داری، عبادت و مناجات نمود. یک شب آن حضرت در یک حالت مکاشفه به پدرم فرمود: سید محمود! چه می خواهی؟ پدرم عرض کرد: محل قبر حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسّلام) کجاست تا در کنار قبرش بروم و او را زیارت کنم؟ حضرت فرمود: من که نمی توانم قبر حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) را برخلاف وصیّت او معلوم کنم! پدرم عرض کرد: پس من هنگام زیارت او چه کنم؟ حضرت فرمود: خداوند مقام شکوهمند حضرت

    … ادامه مطلب …

  • ۲۲ نظر برای این مطلب
  • reza
    اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ در ۴:۵۵ ق.ظ

    chakerim hag agha karet doroste shoma ham vase ma doa kon

    [پاسخ]

    ho590
    اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    سلام حاج آقا
    مطلب بسیار زیبایی بود
    خوشحال میشیم به ما هم سر بزنید
    http://www.pcrooz.ir
    لینک شما در وب ما قرار گرفت و ارزشی دیگر به آن افزود.اگر مایل بودید ما را نیز لینک کنید
    در پناه حق

    [پاسخ]

    علیرضا
    اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ در ۳:۰۸ ب.ظ

    سلام علیکم
    قسمت خاطره از دوست شهید خوب بود و هم چنین عرایض وصیت نامشون

    «برخی از مومنان مردانی هستند که به عهدی که با خدا بسته‌اند کاملا وفا کرده‌اند تا به راه خدا شهید شده اند و از ایشانند آنانکه به انتظار فیض شهادت مقاومت کرده هیچ عهد خود را تغییر نداده اند.»

    حضرت علی علیه السلام فرمود :

    قسم به کسیکه جان فرزند ابیطالب در دست اوست، هزار ضربه شمشیر بر من آسانتر از مرگ در بستر است.

    یا علی مدد

    [پاسخ]

    عمارنامه
    اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ در ۳:۲۴ ب.ظ

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/9429
    ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir
    یا علی

    [پاسخ]

    مديرسايت
    اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ در ۱:۲۶ ب.ظ

    تارنمای شخصی مداح اهل بیت (ع)
    کربلایی حسین نیشابوری
    http://www.hossein-neyshabori.com
    لطفا بازدید و نظر دهید
    بسی گفتیم و گفتند از شهیدان
    شهیدان را شهیدان می شناسند
    شهدا شرمنده ایم

    [پاسخ]

    دهل چی
    اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ در ۶:۱۱ ب.ظ

    دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید

    [پاسخ]

    محمد امین
    اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ در ۸:۳۷ ب.ظ

    با عرض سلام خدمت شما وبلاگ نویس ارزشی اگر مایل به تبدل لینک هستید ما حاضریم تبادل لینک کنیم.
    لطفا اگه خواستین ما رو لینک کنین ، به شکل: ((——-«امام منجی»——-))
    لینک کنید.
    همچنین ما حاضر به تبادل لوگو هم هستیم.
    لوگوی ما:


    با تشکر

    [پاسخ]

    رسول
    اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۰ در ۹:۰۱ ق.ظ

    سلام
    تا تا چند روز دیگه امسالم تموم می شه ؛ خوب یا بد ، تلخ یا شیرین ، سخت یا آسون ! ولی از اون گذشته ، سر سفره های هفت سینتون موقع تحویل سال ، در حال خوندن دعا برای ما هام دعا کنید .
    عید شما مبارک . تفت چه خبر

    [پاسخ]

    محمدجواد
    اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۳ ق.ظ

    سلام.خسته نباشید
    دستتون درد نکنه بابت این مطلب
    اگه در مورد شهدا بیشتر بنویسید به نظرمن بهتر ممیشه.به ماههم سر بزنید

    [پاسخ]

    0662
    اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۰ در ۵:۲۷ ب.ظ

    وادی عشق بسی دورودراز است ولی/طی شود جاده ی صد ساله به اهی گاهی(امیدوارم همه این راهو لیاقت ادامه دادنشودشته باشیم)

    [پاسخ]

    محمد مهدی
    اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۶ ق.ظ

    سلام
    وبلاگ خیلی خوبی دارید
    لوگوی وبسایت شما در وبلاگ ما درج شد
    لطفاً لوگوی وبلاگ ما را در وبلاگ خود درج کنید

    [پاسخ]

    هادي
    اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۰ در ۷:۵۰ ب.ظ

    سلام.
    چی بگم.
    دعا کنید
    یاعلی

    [پاسخ]

    خادم الشهدا
    اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۰ در ۶:۱۹ ب.ظ

    با سلام
    خدا قوت همسنگر
    بروزیم با
    وقتی نقاب از چهره دو فیلم مسئله دار افتاد!
    یا علی مدد

    [پاسخ]

    محمد
    فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۱ در ۸:۲۵ ب.ظ

    ما را نیز چنین شهادتی نصیب!
    که جزو محالات و آرزوهاست!

    [پاسخ]

    نصیری
    فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۶ ب.ظ

    این بزرگان پا بر نفس گذاشتند کاری که برای امثال من حقیر سخت است.
    خدایا به حق خون این عزیزان که دوستشان داری کمک کن ما رو…خدایا ما رو جزء گروه شهدا و صدیقین قرار بده…آمین

    [پاسخ]

    نصیری
    فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    انصافا محبت نگاهشو میبین؟!
    روح پاک و عاشق …
    محمد زمان میبینم غرق رضایت خداتی…خوش به حالت…نوش جونت محبت خدا… لطف کن برای ما هم از خدات خوبی بخواه…

    [پاسخ]

    r
    اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۲ در ۹:۵۵ ب.ظ

    سلام برادرشهیدم محمد زمان ولی پور شما کجا وما کجا پیش شماخیلی شرمنده ام نفس شما رنگ وبوی خدایی داره ومن غرق گناهم پس خودت کمکم کن مثل شما باشیم ومثل شما زندگی کنیم پس برام دعاکن

    [پاسخ]

    ع.ک.ع ۸۰۱
    مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۰ ق.ظ

    سلام
    بنده میخواهم اسم فرمانده لشکرها و تیپ های مستقل ۸سال جنگ رو جمع آوری کنم.هرکسی اطلاعات یا منابعی در این مورد داره لطفا زیر همین پیام اعلان کنه تا وقتی من دوباره به سایت سر زدم مطلب شمارو ببینم. یاحسین

    [پاسخ]

    علی سیرتی
    آبان ۱۸ام, ۱۳۹۳ در ۱:۴۲ ب.ظ

    السلام علیک یا امام حسین ع
    سعادتی بالاتر از این به چشم ندیدم خوش به سعادتش

    [پاسخ]

    امین رضا
    مرداد ۶ام, ۱۳۹۴ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    سلام این مطلب منو از خواب غفلت بیدار کرد.خدا شما را حفظ کند

    [پاسخ]

    نصراله ولی پورافروزی برادرشهیدشیخ محمدزمان عزیز
    بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۵ در ۱۱:۲۹ ق.ظ

    باتبریک ایام الله دهه فجروباتشکرازجنابعالی یاد.خاطره امام عزیزوشهداراگرامی می داریم.درتبلیغ فرهنک وسیره شهداوعمل موفق ومویدباشید

    [پاسخ]

    حمیدرضا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۹:۵۹ ب.ظ:

    ممنون از لطف و محبت شما

    [پاسخ]

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei