نقدی بر عدالت صحابه
تصمیم گرفتم مقاله ای با عنوان «نقدی بر عدالت صحابه» را در این پست قرار بدم. البته اصل مطالب برای محقق گرانقدر جناب «حجة الاسلام علی اصغر رضوانی» است و بنده نیز مطالبی را به آن اضافه کرده ام.
قسمت هایی که به صورت (ح.ف) اضافه شده حاشیه بنده می باشد و بقیه مطالب برای استاد علی اصغر رضوانی می باشد.
بحث حول این مسئله بسیار پر ثمر می باشد و در پایان مقاله به ثمره آن اشاره شده است.
انشاالله مورد رضایت حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) قرار بگیرد.
برای مطالعه این مقاله بر روی «ادامه مطلب» کلیک کنید.
تصمیم گرفتم مقاله ای با عنوان «نقدی بر عدالت صحابه» را در این پست قرار بدم. البته اصل مطالب برای محقق گرانقدر جناب «حجة الاسلام علی اصغر رضوانی» است و بنده نیز مطالبی را به آن اضافه کرده ام.
قسمت هایی که به صورت (ح.ف) اضافه شده حاشیه بنده می باشد و بقیه مطالب برای استاد علی اصغر رضوانی می باشد.
بحث حول این مسئله بسیار پر ثمر می باشد و در پایان مقاله به ثمره آن اشاره شده است.
انشاالله مورد رضایت حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) قرار بگیرد.
———————————————————————–
بسم الله الرحمن الرحیم
عدالت صحابه
«عدالت صحابه» یکی از موضوعاتی است که در هنگام گفت و گو به فراوانی از سوی وهابیون (ح.ف:و اهل سنّت) طرح می شود؛ بدیهی است احترام صحابه پسندیده است اما از تأکید آنان این طور به دست می آید که می خواهند همه صحابه را در یک ردیف به شمار آورند!! و در پی اثبات عدالت همگی صحابه چهره های غیر قابل قبول را مورد قبول جلو بدهند و حق اعتراض را از حق جویان سلب کنند!! در حالی که احترام به همه صحابه غیر معقول است و از آنجا که برخی از آنان پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را رنجانده اند و حتی توطئه بر علیه آن حضرت داشته اند احترام به همه آنان غیر مشروع است.
جهت تحلیل و بررسی این موضوع توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنم:
معنای صحابه
شهید زین الدین عاملی، می فرماید: «صحابی کسی است که پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را ملاقات نموده، به او ایمان آورده و مسلمان، از دنیا رفته است»[1].
این رأی مدرسه اهل بیت (علیهم السلام) است.
اما در مقابل احمدبن حمبل می گوید: «افضل مردم، بعد از اهل بدر، کسانی هستند که در قرنی واقع شده اند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله) در آن قرن بوده است و هرکس با پیامبر(صلّی الله علیه و آله) مصاحب بوده یک سال یا یک ماه یا یک روز یا یک ساعت، یا یک لحظه او را دیده، از صحابه پیامبر(صلّی الله علیه و آله) است»[2].
بخاری می گوید: «هر مسلمانی با پیامبر(صلّی الله علیه و آله) مصاحبت داشته یا او را ملاقات نموده، از اصحاب پیامبر(صلّی الله علیه و آله) است»[3].
به دنبال این معنای بسیار گسترده برای صحابه، به نقل از ابن حجر عسقلانی، به حدیثی از پیامبر(صلّی الله علیه و آله) نیز استناد می کنند: «اصحابی کاالنجوم بأیّهم إقتدیتم إهتدیتم»[4] ؛ «اصحاب من مانند ستارگانند از هر کدام پیروی کردید هدایت یافته اید!!».
در حالی که بسیاری از علمای اهل سنت مانند احمد بن حنبل، ابن حزم، ابن عساکر و … این حدیث را ضعیف دانسته اند[5].
علاوه بر اینکه با آیات قرآن کریم و حتی روایات معتبر اهل سنت نیز سازگاری ندارد.
ناسازگاری عدالت همه صحابه با قرآن
در آیات بسیاری از قرآن مجید، درباره تخلف و مخالفت برخی از یاران پیامبر (صلّی الله علیه و آله) گفته شده است و در بسیاری از آیات درباره اعراض و اعتراض برخی اطرافیان پیامبر(صلّی الله علیه و آله) در جنگ ها و در سختی ها سخن به میان آمده ست که همگی حکایت از آن دارد که همه اطرافیان و اصحاب پیامبر(صلّی الله علیه و آله) مورد رضایت خدا و پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نبودند و حتی برخی تهدید به عذاب در آخرت شده اند.
اینک به چند نمونه اشاره می شود:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلا تُوَلُّوهُمُ الأدْبَارَ»[6] ؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید: هنگامی که با انبوه کافران به نبرد روبه رو شوید، به آنها پشت نکنید و فرار ننمایید».
در این آیه شریفه خداوند به گروهی از صحابه که از جنگ فرار می کردند و حضرت را تنها گذاشته اند و جایگاهشان جهنم است؛ اشاره می کند.
«)إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ»[7] ؛ «در روزی که دو گروه (در احد) با هم رویاروی شدند کسانی که از میان شما (به دشمن) پشت کردند در حقیقت جز این نبود که به سبب پاره ای از آنچه (از گناه) حاصل کرده بودند شیطان آنان را بلغزانید و قطعاً خدا از ایشان درگذشت زیرا خدا آمرزگار بردبار است».
(ح.ف: مورخين مى نويسند: انس شنيد عده اى از مسلمانان كه عمر و طلحه در ميان آنها بودند، وقتى شنيدند كه پيغمبر – صلّى اللّه عليه وآله – كشته شده است ، گفتند: اى كاش ! كسى از سوى ما نزد عبداللّه ابن ابى سلول (رئيس منافقين كه از اين جنگ روى برتافته بود) مى رفت و امان نامه اى از ابوسفيان – پيش از آنكه كشته شويم – براى ما مى گرفت !!
انس بن نضر گفت : اى مردم ! اگر راست باشد كه پيغمبر كشته شده است ، خداى محمّد كه كشته نشده ؟ به همان نيت كه محمّد جهاد مى كرد، جنگ كنيد. خدايا! من از گفته اينان از تو پوزش مى طلبم و از آنچه اينها كرده اند، بيزارى مى جويم ، سپس جنگيد تا به شهادت رسيد – رضوان اللّه عليه وبركاته – . اين داستان را نيز تمام مورخانى كه ماجراى جنگ احد را نوشته اند، آورده اند.)[8]
و حتی د ربرخی آیات مؤمنان اطراف پیامبر(صلّی الله علیه و آله) به دلیل دنیاطلبی از سوی خداوند مورد نکوهش قرار گرفته اند:
«)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلا قَلِيلٌ»[9] ؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید شما را چه شده است که چون گفته می شود در راه خدا بسیج شوید کندی به خرج می دهید آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده اید، متاع زندگی دنیا در برابر آخر جز اندکی نیست».
ناسازگاری عدالت همه صحابه با روایات
قال رسول الله(صلّی الله علیه و آله): «أنا فرطکم علی الحوض و ساُنازعُ رجالاً فأغلَبُ علیهم فلأقولَنَّ ربِّ أصحابی أصحابی فیُقالُ إنّکَ لا تدری ما احدثوا بعدک»[10] ؛ «پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) می فرماید: « من زودتر از شما بر حوض کوثر وارد می شوم؛ پس بر سر مسئله ای با عده ای به ممازعه می پردازم و پیروز می شوم. سپس بهخداوند متعال می گویم: پروردگارا همراهانِ من همراه من باشند. ندا می آید که ای پیامبر تو نمی دانی که بعد از تو چه کرده اند؟!»
قال رسول الله (صلّی الله علیه و آله)لأصحابه: « إنّکم ستحرصون علی الأمارة و ستصیر ندامة و حسرة یوم القیامة»[11] ؛ «پیامبر مکرّم اسلام(صلّی الله علیه و آله) خطاب به اصحاب خود می فرماید: شما حریص بر امارت و خلافت هستید و این باعث ندامت و حسرت شما در قیامت است».
ناسازگاری عدالت همه صحابه با حقایق تاریخی با مراجعه بع تاریخ صحابه نیز در می یابیم که عدالت همه صحابه خلاف واقعیت های تاریخی است.
1. ابن عبّاس می گوید: هنگامی که پیامبر (صلّی الله علیه و آله) درخواست قلم و دوات نمود تا وصیت خود را بنویسد برخی از صحابه به او جسارت کرده و نسبت هذیان دادند.[12]
(ح.ف: چنانچه جابربن عبداللّه مى گويد: «إنَّ النبي دعا عند موته بصحيفة ليكتب فيها كتابا لايضِّلون بعده ابداً قال: فخالف عليها عمر بن الخطاب حتى رفضها.»[13] «همانا پیامبر (صلّی الله عله و آله) هنگام رحلتشان درخواست کاغذی کردند برای نوشتن مطلبی که تا ابد مسلمانان بعد از آن گمراه نشوند جابر گوید در این هنگام عمر بن خطاب مخالفت کرد تا اینکه پیامبر (صلّی الله علیه و آله) از نوشتن صرف نظر کردند.»
در جای دیگر دارد در این هنگام گفته شد «إنّ الرجل لیحجر» ؛ این مرد هزیان می گوید!!
عجیب است به پیامبری که «و ما ینطق عن الهوی» نسبت هزیان داده می شود!
واقعاً باید گفت تمام صحابه عادل هستند!!
در جاى ديگر گفته است: «فكرهنا ذلك أشدَّ الكراهه».[14]؛ «يعنى از اين كه پيامبر ـ صلى الله عليه و سلّم ـ وصيت كند شديدا تنفر داشتيم.»)
2. جابر می گوید : ما با پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نماز می خواندیم که قافله ای با کالایش از شام وارد مدینه شد، همه نمازگزاران پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را رها کرده و به سراغ قافله رفتند مگر دوازده نفر، که در این موقع آیه ای در مذمّت آنان وارد شد: «وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»[15] ؛ «و چون داد و ستد یا سرگرمی ای بینند به سوی آن روی آور می شوند و تو را در حالی که ایستاده ای ترک می کنند بگو آنچه نزد خداست بهتر از سرگرمی و از داد و ستد بهتر است و خدا بهترین روزی دهندگان است»[16].
3. آیا می توان ولیدبن عقبه را که به نصّ قرآن فاسق نامیده شده و در عصر عثمان شراب نوشید و در حالت مستی امام جماعت شد، عدل بنامیم.[17]
4. آیا می توان مغیرةبن شعبة را که چند نفر بر زنای او شهادت دادند ـ در حالی که از بیعت کنندگان در یر درخت حدیبیه بوده است ـ عادل بنامیم.[18]
5. خالدبن ولید، مگر مالک بن نویرة را به خاطر اینکه زکات مالش را به او نداد، نکشت و همان شب با همسر او زنا نکرد[19] ؛ آیا او عادل است؟!
6. آیا ابوبکر و عمر همان کسانی نبودند که حضرت صدیقة طاهره (علیها سلام) از دنیا رفت در حالی که از آنان ناراحت بود؟!
در صحیح بخاری آمده است:
«فوجدت فاطمةُ علی أبی بکر فلم تکلِّمه حتی توفیّت فلمّا توفیّت دفنها زوجها علیًّ و لم یؤذن بها أبابکر»[20] ؛ «فاطمه (عالیها سلام) بر ابوبکر و غضب کرد و از او کناره گیری کرد تا از دنیا رفت و برای تشییع جنازه اش هم اجازه حضور به ابوبکر نداد».
در حالی که از مقامات خلیفه خواندن نماز بر میت بوده است و عدم اجازه حضرت زهرا (سلام الله علیها) اعلام مخالفت صریح و عدم رضایت ایشان تا آخر عمرشان می باشد.
آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله) نفرمود: «ان فاطمة بضعة منی یوذینی ما آذاها»[21].
7. صحیح مسلم نقل می کند:
پیامبر (صلّی الله علیه و اله) فرمودند: «إنّ فی أصحابی إثنا عشر مُنافقاً ثمانیّةً منهم لا یدخلون الجنّة حتّی یلج الجمل فی سمِّ الخیاط»[22] ؛ «همانا د راصحاب من دوازده منافق وجود دارد که هشت نفر از آنان امکان ورود به بهشت را ندارد مگر اینکه شتر (یا طناب کلفت) از سوراخ سوزن عبور کند». (یعنی محال است)
8. ح. ف : آیا ابوبكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، سعد بن أبي وقاص برای کشتن پیامبر (صلّی الله علیه و آله) توطئه نکرد؟
بيهقى در دلائل النبوة از عروه روايت كرده كه او گفت: هنگامى كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله با مسلمين از تبوك مراجعت مي كرد و در راه مدينه بسير خود ادامه ميداد ، گروهى از اصحاب او اجتماعى كردند ، و تصميم گرفتند كه آن جناب را در يكى از گردنههاى بين راه به طور مخفيانه از بين ببرند ، و در نظر داشتند كه با آن حضرت از راه عقبه حركت كنند .
پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله از اين تصميم خائنانه مطلع شد و فرمود : هر كس ميل دارد از راه بيابان برود ؛ زيرا كه آن راه وسيع است و جمعيت به آسانى از آن مي گذرد ، حضرت رسول (صلي الله عليه وآله وسلم ) هم از راه عقبه كه منطقه كوهستانى بود به راه خود ادامه داد ، اما آن چند نفر كه اراده قتل پيغمبر را داشتند براى اين كار مهيا شدند ، و صورت هاى خود را پوشانيدند و جلو راه را گرفتند. حضرت رسول امر فرمود ، حذيفة بن يمان و عمار بن ياسر در خدمتش باشند ، و به عمار فرمود : مهار شتر را بگيرد و حذيفه هم او را سوق دهد ، در اين هنگام كه راه ميرفتند ناگهان صداى دويدن آن جماعت را شنيدند ، كه از پشت سر حركت ميكنند و آنان حضرت رسول را در ميان گرفتند و در نظر داشتند قصد شوم خود را عملى كنند .
پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله از اين جهت به غضب آمد ، و به حذيفه امر كرد كه آن جماعت منافق را از آن جناب دور كند ، حذيفه به طرف آن ها حمله كرد و با عصائى كه در دست داشت ، بر صورت مركبهاى آنها زد و خود آنها را هم مضروب كرد ، و آنها را شناخت ، پس از اين جريان خداوند آنها را مرعوب نمود و آنها فهميدند كه حذيفه آنان را شناخته و مكرشان آشكار شده است ، و با شتاب و عجله خودشان را به مسلمين رسانيدند و در ميان آنها داخل شدند .
بعد از رفتن آنها حذيفه خدمت حضرت رسول رسيد ، و پيغمبر فرمود : حركت كنيد ، و با شتاب از عقبه خارج شدند ، و منتظر بودند تا مردم برسند ، پيغمبر اكرم فرمود : اى حذيفه شما اين افراد را شناختيد ؟ عرض كرد : مركب فلان و فلان (ابوبکر و عمر) را شناختم ، و چون شب تاريك بود ، و آنها هم صورتهاى خود را پوشيده بودند ، از تشخيص آنها عاجز شدم .
حضرت فرمود: فهميديد كه اينها چه قصدى داشتند و در نظر داشتند چه عملى انجام دهند؟ گفتند: مقصود آنان را ندانستيم، گفت: اين جماعت در نظر گرفته بودند از تاريكى شب استفاده كنند و مرا از كوه به زیر اندازند، عرض كردند:
يا رسول اللَّه! امر كنيد تا مردم گردن آنها را بزنند، فرمود: من دوست ندارم مردم بگويند كه محمد اصحاب خود را متهم ميكند و آنها را ميكشد، سپس رسول خدا آنها را معرفي كرد و فرمود: شما اين موضوع را نديده بگيريد و ابراز نكنيد.
برخي از علماي اهل سنت همانند ابن حزم اندلسي كه از استوانههاي علمي اهل سنت به شمار ميرود نام اين افراد را آوره است. وي در كتاب المحلي مينويسد:
ابوبكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، سعد بن أبي وقاص ؛ قصد كشتن پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم را داشتند و ميخواستند آن حضرت را از گردنهاي در تبوك به پايين پرتاب كنند .[23]
از مجموع این آیات، روایات و حقایق تاریخی به خوبی معلوم می شود که اعتقاد به عدالت و وثاقت جمیع صحابه به طور قطع و یقین، نادرست است.
ثمره بحث
شاید پرسیده شود چه اصراری وجود دارد که درباره این گونه موضوعات اختلافی این مقدار بحث می شود؟! این شخصیت ها مربوط به گذشته اند و اختلاف در این باره، برای امروز ما فایده ندارد!
در این باره باید گفت: اتفاقاً حل این موضوع برای امروز ما بسیار مهم است. زیرا اگر به دلایل قرآنی، روایی و حتی عقلی ثابت شود صحابه در یک رتبه نبودند، فضیلت و برتری برخی بر برخی ثابت خواهد شد و به آسانی می توان اولویت پیروی از با فضیلت ترین را اثبات نمود و از سوی دیگر اگر اثبات شود برخی صحابه عادل نبوده اند؛ موقعیت سیاسی و اجتماعی آنها زیر سؤال می رود و احادیث نقل شده از آنها، فاقد اعتبار خواهد شد و در نتیجه پیروی از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان مطمئن ترین راه تشخصی حق به اثبات خواهد رسید.
(ح.ف: همانطور که در بالا گفته شد با اثبات اینکه همه صحابه عادل نبودند مشروعیّت خلافت به ناحق خلفا (ابوبکر و عمر و عثمان) زیر سؤال برده می شود.)
نکته پایانی
کسانی که درباره عدالت صحابه به طور فراوان اصرار می ورزند و اعتراض در برابر خطاهای آنان ر ا نکوهش می کنند، متأسفانه به آسانی عصمت پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و اهل بت (علیهم السلام) را زیر سؤال می برند و به آسانی در برابر فرمان ه و فرمایشات صریح معصومان (علیهم السلام) ایستادگی می کنند و در برابر فرمان های پیامبر (صلّی الله علیه و آله) زبان به اعتراض می گشایند و مخالفت می کنند.[24]
[1] . الدرایه، ص120.
[2] . العدة فی اصول الفقه، فراء حنبلی، ج3، ص988.
[3] . فتح الباری، ج7، ص3.
[4] . لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، ج2، ص137.
[5] . ر.ک: سلسلة الاحادیث الضعیفة، ج1، ص78.
[6] . انفال، آیه15.
[7] . آل عمران، آیه155.
[8] . فرار عمر در روز أحد: شرح النهج الحديدي ج 14 / 276 وج 15 / 20 و 21 و 22 و 24 و 25، لباب الاداب ص 179 حياة محمد لهيكل ص 265، الارشاد للمفيد ص 48، البحار ج 20 / 24و 53، تفسير الرازي ج 9 / 67، سيرة المصطفى لهاشم معروف ص 411، الصحيح من سيرة النبي الاعظم ج 4 / 246 عن، الدر المنثور ج 2 / 80 و 88، دلائل الصدق ج 2 / 358، كنز العمال ج 2 / 242، حياة الصحابة ج 3 / 497، المغازى للواقدي ج 2 / 609، تفسير القمى ج 1 / 114، الكامل في التاريخ ج 2 / 108.
[9] .توبه، آیه38.
[10] . مسند احمد، ج2، ص35.
[11] . مسند احمد، ج3، ص199.
[12] . صحیح بخاری، حدیث2888.
[13] . مجمع الزوائد 4: 390 و 8: 609 ـ مسند ابى يعلى 3: 395 ـ مسند احمد 3: 349
[14] . همان.
[15] . جمعه، آیه11.
[16] . صحیح بخاری، حدیث1953؛ صحیح مسلم، ج6، ص150.
[17] . الاصابة، ج3، ص228؛ اسدالغابة، ج4، ص199.
[18] . همان، ج3، ص452.
[19] . تاریخ طبری، ج2، ص502 ؛ الاصابة، ج1، ص337 ؛ اسدالغابة، ص295.
[20] . صحیح بخاری، ج5، ص82 ؛ المغازی صحیح مسلم، ج5، ص153 ؛ کاب الجهاد و السیر.
[21] . صحیح مسلم، شرح امام نووی، ح 6258، باب فضائل فاطمه بنت نبی علیها السلام.
[22] . صحیح مسلم، ج8، ص142.
[23] . المحلی ابن حزم اندلسی ج 11 ص 224. – تفسیر ابن کثیر ج 2 ص 605 چاپ دار احیائ التراث العربی بیروت.- منتخب التواریخ محمد هاشم خراسانی ص 63.
[24] . پرسش و پاسخ های دانشجویی، ج31 (اهل سنّت واقعی) ؛ علی اصغر رضوانی، ص32. ( محقق گرامی جناب آقای علی اصغر رضوانی کتابی با نام ” نقدی بر نظریه عدالت و مرجعیت دینی صحابه” تألیف کرده اند. علاقه مندان می توانند به آن رجوع فرمایند.)








سلام. خسته نباشید
وب سایت خوبی دارید. یاعلی
التماس دعا
خداوند لحظه به لحظه ایمانتون رو نسبت به خودش و حضرت زهرای مرضیه (س) بیشتر بفرماید
انشاالله
خوشحال میشم کوثر رو از نظر ارزشمندتون بی بهره نگذارید.
یاعلی
جالبه من یه رفیق دارم دقیقا هم اسم شماست
اهل نماز روزه هست اما……
اماشو نمیگم
تو این دوره اخرالزمون اهل نماز روزه هست
خوبه فالب قشنگی دادین براتون طراحی کنن
خیلی دوست داری معروف شی آره….
شما دچاره خود تحویل گیری مزمن هستین سریعا به دکتر مراجعه کنید مطمئن هستم که به هیچ جا نمیرسین
سلام حاجی جون
چرا درباره مسائل تفت هیچ مطلبی نمی نویسی؟
چرا درباره نامر دیهایی که در تفت انجام شده چیزی نمی نویسی؟
مگر نشنیدی در حضور آقای مدیح به روحانیون تفتی گفتند فاسق!
به نظرم یک وبلاگ مختص تفت ایجاد کن و مطالبی رو در آنجا بنویسد.
التماس دعا
وبلاگ ” خروش ملت” منتظر بازديد شماست. ” بي بصيرتي خواص مختار را كشت، احمدي نژاد را دريابيد عقلاي قوم!! ” مطلب جديد اين وبلاگه. آينده از آن حزب اللهي ها است.
به اعتقاد من ريشه بي منطقي و خشونت در همين طرز فكر اهل سنت است. دكتر عصام العماد به خوبي به نقطه قوت شيعه يعني ولايت و نقطه ضعف اهل سنت يعني مفهوم اولي الامر و برداشت غلط از آن اشاره داشت
سلام.ببخشید میشه کد مداحی وبتون رو بدین من هم تو وبلاگم استفاده کنم.ممنون.یاعلی
دامادی وتشکیل زندگی دادن برشما مبارک باد
تبر یک تبریک تبریک درماه رمضان ماه ضیافت الهی التماس دعا
سلام دوست عزیز وبلاگ جالبی دارید. منتظر حضورتان هستم حتما سر بزنید و نظر بدهید
دم شما گرم عجب مطالبی بود
یا علی
سلام از ویبلاگ خوبت خوشم اومد استفاده کردم با اجازه این مطلب شمارا گرفتم( من دم در نشته بودم)شماهم سربزنید