حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

شبهات عاشورایی

تعداد بازدیدها: 2,617 مشاهده

از جمله شرايط وجوب امر به معروف و نهى از منكر، ايمن بودن از خطر و ضرر است، اين شرط برای امام حسین علیه السلام نه تنها موجود نبود بلكه با پيشينه و عملكرد يزيد و حكومت بنى‏اميه – با آن وضعيت استبدادى و كشتار بى‏رحمانه انسان‏هاى بى‏گناه – روشن بود كه چنين موقعيتى پيش نمى‏آيد و اقدام امام حسين(علیه السلام) يا هر كس ديگر، با مخاطرات جدى روبه رو است! پس چگونه آن حضرت با اين وضعيت اقدام به نهضت و امر به معروف و نهى از منكر نمود؟

ما شرايط احكام و خصوصيات و فروع آن را بايد از روش امامان (علیه السلام) فرا بگيريم و دليل بر جواز شرعى هر عمل اين است كه به وسيله امامان (علیه السلام) انجام گرفته باشد. به عبارت ديگر گفتار و رفتار آن بزرگواران از ادلّه احكام شرعى است.

پس فرضاً اگر دليلى كه دلالت بر مشروط بودن امر به معروف به احتمال تأثير و امن از ضرر دارد، به عموم يا اطلاق شامل اين مورد هم بشود اقدام امام حسين (علیه السلام) مخصِّص يا مقيِّد آن خواهد بود و مى‏فهميم كه اگر مصلحت مهم‏ترى در كار بود، اين دو شرط در وجوب دخالت ندارد و بايد امر به معروف و نهى از منكر نمود هر چند احتمال ضرر و خطر داده شود.

از اين رو بايد اهميت مصلحت امر به معروف و نهى از منكر را با ضرر و مفسده احتمالى آن، سنجيد اگر مصلحت آن اهمّ و شرعاً لازم الاستيفا باشد، (مثل بقاى دين)، تحمل ضرر لازم است و ترك امر به معروف جايز نيست.

به بيان ديگر: فرق است بين امر به معروف و نهى از منكرهاى عادى و معمولى- كه غرض بازدارى اشخاص از معصيت و مخالفت و وادار كردن آنها به اطاعت و انجام وظيفه است- و بين امر به معروف و نهى از منكرى كه جنبه عمومى و كلى دارد و احياى دين و بقاى احكام و شعائر، به آن وابسته باشد و ترك آن موجب خسارت‏ها و مصايب جبران‏ناپذيرى بر مسلمانان شود. درست مانند آنكه در عصر حكومت يزيد، مليّت جامعه اسلام در خطر تغيير و تبديل به مليّت كفر واقع شده بود و اوضاع و احوال نشان مى‏داد كه به زودى دين از اثر و رسميت افتاده و فاتحه اسلام خوانده مى‏شود.

در صورت اول امر به معروف و نهى از منكر مشروط به امن از ضرر است و در صورت دوم وجوب آن، مشروط به امن از ضرر نيست و بايد دين را يارى كرد و خطر را از اسلام دفع نمود اگر چه به فداكردن مال و جان باشد.

امام حسين (علیه السلام) كاملًا از خطرى كه متوجه دين شده بود، آگاه بود از اين رو در همان آغاز كار- كه مروان در مدينه به آن حضرت توصيه كرد كه با يزيد بيعت كند- فرمود:

«انّا للّه و انّا اليه راجعون و على الاسلام السلام اذ قد بليت الامّة براع مثل يزيد» «بايد با اسلام وداع كرد زيرا امت به راعى و شبانى مانند يزيد مبتلا شده است» يعنى، وقتى يزيد زمامدار مسلمين شود، معلوم است كه اسلام به چه سرنوشتى گرفتار مى‏شود آنجا كه يزيد است اسلام نيست و آنجا كه اسلام است، يزيد نيست.

در مقابل چنين خطر و منكرى، امام حسين (علیه السلام) بايد به پا خيزد و دفاع كند و سنگر اسلام را خالى نگذارد هر چند خودش و عزيزانش را بكشند خواهران و دخترانش را اسير كنند زيرا آن حضرت بقاى اسلام و بقاى احكام اسلام را از بقاى خودش مهم‏تر مى‏دانست پس جان خود را فداى اسلام كرد و با آنكه اطفال و خاندانش در سختى و گرفتارى شديد بودند از برنامه خود و انجام وظيفه منصرف نشد.

آرى قيام سيدالشهدا (علیه السلام) امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با ظلم، ستم، كفر و ارتجاع واقعى بود. اما تاريخ چنين امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با ظلم و كفر، به خود نديده است كه يك نفر مانند امام حسين (علیه السلام) همراه با خاندان خود در احاطه لشكرى ستمگر باشد، اما در عين حال عزت و كرامت نفس خود را حفظ كرده و به وظيفه خود وفادار مانده باشد.

اين اباعبدالله (علیه السلام) بود كه در راه امر به معروف و نهى از منكر، چنان قوت قلب و شجاعتى در روز عاشورا اظهار كرد كه از عهده آن همه امتحانات بزرگ برآمد و در بين شهيدان راه حق، رتبه اول را حائز شد.

در اينجا بسيار مناسب است به بيان لطيفى از استاد شهيد علامه مطهرى اشاره شود: «وجوب امر به معروف و نهى از منكر را تا زمانى كه ضررى بر آن مترتب نيست همه قبول دارند. اما وقتى كه پاى ضرر پيش مى‏آيد، بعضى مى‏گويند: مرز آن اصل تا همين‏جا هست يعنى، وجوب آن، تا جايى است كه خطرى در كار نباشد و ضررى به آبرو و جان و حتى به مال شخص آمر و ناهى، وارد نيايد. اينها ارزش اين اصل را پايين آورده‏اند اما بعضى مى‏گويند: ارزش امر به معروف و نهى از منكر بالاتر از اينها است اگر موضوع معروف و منكر مسأله ساده و كوچكى باشد، با احتمال ضرر، وجوب آن منتفى خواهد بود ولى اگر در مواردى، مثلًا قرآن به خطر بيفتد، عدالت به خطر بيفتد، وحدت اسلامى به خطر بيفتد، ديگر نمى‏توان گفت: امر به معروف و نهى از منكر نمى‏كنم زيرا اگر حرفى بزنم جانم در خطر است، آبرويم در خطر است و يا اجتماع نمى‏پسندد

از اين رو، اصل امر به معروف در مسائل بزرگ، مرز نمى‏شناسد و حتى با وجود ضرر و خطرهاى بزرگ، واجب خواهد بود. اين است كه مى‏گوييم: نهضت حسينى، ارزش امر به معروف و نهى از منكر را- در مقام اثبات- بالا برد زيرا او نه تنها جان و مال خود، كه جان عزيزانش را هم در اين راه فدا كرد و حتى به اسارت اهل بيتش هم براى اقامه اين اصل، راضى شد.

با اين كار امام (علیه السلام)، ديگر جاى شك نيست كه در مسائل مهم، امر به معروف و نهى از منكر با وجود هر گونه خطرى واجب خواهد بود و در راه آن هر ضررى را بايد به جان خريد.[1]


[1] . پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، ج13 (ویژه محرّم)، ص91.

حمیدرضا
موضوعات: مذهب
مطالب مرتبط
  • سیلی خادم حرم به حضرت اباالفضل العباس

    سیلی خادم حرم به حضرت اباالفضل العباس

    جناب سلالة السادات آقای سید مصطفی مستجاب الدعوة، که قبلا نیز چند کرامت از ایشان نقل کردیم، به نقل از پدرشان، مرحوم سید تقی مستجاب الدعوة (کفشدار حرم حضرت عباس علیه‌السلام) آورده‌اند: عربی بادیه‌نشین بچه‌اش مریض می‌شود. با پای برهنه، دوان دوان، به کربلا آمده و خود را به حرم مطهر حضرت قمر بنی‌هاشم علیه‌السلام می‌رساند و در مقابل ضریح مطهر قرار می‌گیرد. یکی از خدام، عرب را با پای برهنه و خون‌آلود و کثیف کنار ضریح می‌بیند، لذا سیلی محکمی به عرب میزند و می‌گوید: تو رعایت ادب را نکرده‌ای! اینجا جای بسیار حساس و بااهمیتی است، نباید این طور بی‌مبالاتی کرد و خلاصه، به زائر عرب توهین بسیار می‌کند. عرب اشاره به ضریح کرده می‌گوید: یا اباالفضل علیه‌السلام، من خیال کردم اینجا خانه‌ی شما است، ولی حالا میبینم این شخص است که در آن، امر و نهی می‌کند.

    … ادامه مطلب …

  • عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    عنایت امام زمان به روضه حضرت اباالفضل

    اين تشرّف از مهم‏ترين و روح‏ افزاترين رويدادهاى زندگانى مرحوم فشندى (ره) است. تشرّف حاضر، به‏ سبب بعضى از جنبه ‏هاى منحصر به فرد كه به برخى از آنها اشاره خواهد شد مورد توجه تعداد زيادى از شيفتگان امام عصر (علیه السلام) مى ‏باشد. آيت الله ناصرى دولت‏ آبادى ماجراى اين تشرّف را خود، مستقيما از زبان حاجى شنيده و در كتاب «آب حيات» آورده است. همچنين جناب قاضى زاهدى نيز آن را از زبان خود آن مرحوم شنيده و در كتاب خود نقل كرده است. ما اينك تلفيق دو روايت را جهت تتميم آن، براى خوانندگان محترم مى ‏آوريم. حاج محمد على فشندى تهرانى مى ‏گويد: سال اولى كه به «مكه مكرمه» مشرّف شدم، از خداى مهربان در آنجا خواستم كه توفيق دهد تا در سال‏ هاى بعد نيز، تا بيست سفر به مكّه بيايم تا شايد اميرالحاج و

    … ادامه مطلب …

  • ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

    آیت الله العظمی شبیری زنجانی (دام ظله) در جلد سوم کتاب «جرعه ای از دریا» می نویسد: مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایری فرزند آسید علی جزایری است که از علمای درجه اول تهران بود و این قضیه را ایشان نقل می ‌کرد که یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصص چشم و اولین چشم پزشک تهران بود و بعدا به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌ گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی ـ برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی ـ شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ….. ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد وغم

    … ادامه مطلب …

  • شب قدر شب گناه نیست!

    شب قدر شب گناه نیست!

    صاحب کتاب «ابوب الجنان» که کتاب بسیار پربار و نایابی است می نویسد: جوان بی تقوایی که به خیر و سعادت خود در زندگی اهمیتی نمی داد و ملاحظه چیزی را نمی کرد، بر اثر چشم چرانی به دختری دل بسته بود، ولی آن دختر تن به خواسته نامشروع او نمی داد. شبی از شب های قدر که وقت بیداری و مناجات و قرآن و گریه و درد دل با خداست و مردم همگی در مساجد و مجالس احیاء جمع شده بودند، این جوان که دیده بود والدین آن خانم زودتر از منزل خارج شده اند راه را بر این دختر که قصد داشته به تنهایی مسیر بین خانه و مسجد را طی کند بست. دختر که دید کاری از دستش ساخته نیست در پاسخ به خواسته آن جوان گفت: امشب شب احیاء و شب گرفتن برات است. آیا انصاف

    … ادامه مطلب …

  • سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    سفارش امام زمان در نیکی به پدر

    آقای سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیرالؤمنین علیه السّلام است نقل کرد از جانب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت. آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد، حتی خودش برای او آب در مستراح می برد و منتظر می شد تا خارج شود و به مکانش برساند. پیوسته ملازم خدمت او بود، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آنجا، از خدمت معذور بود؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به آنجا نرفت. از او پرسیدم: ـ چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت:

    … ادامه مطلب …

  • دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    دستور آیت الله بهجت برای پیدا شدن گمشده

    شاید این مطلب برای برخی از بینندگان تعجّب آور باشد که حتی برای پیدا کردن وسایل گمشده دستور و رهنمودی وجود داشته باشد اما بارها خودم یا خانواده ام وسایل و یا اشیاء گرانبهائی گم کرده ایم و با توسل به این دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) گمشده های خود را پیدا کرده ایم! بنده اطمینان دارم اگر کسی با عقیده به این دستور عمل کند یقیناً به مقصود خود خواهد رسید. آیت الله محمدی ری شهری در کتاب «زمزم عرفان»، دستور مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را اینگونه عنوان کرده اند: آیت الله بهجت در دیداری فرمودند: «أَصْبَحْتُ فی أَمانِ الله، أَمْسَیْتُ فی جِوارِ اللهِ»[1] هفت بار، برای پیدا کردن گمشده خوب است. یکی می گفت[2]: با کسی کار داشتم. نه اسمش را می دانستم و نه جایش را. از صبح تا

    … ادامه مطلب …

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei