حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

گرداب محبت | محبت قبل از خواستگارى‏

تعداد بازدیدها: 2,401 مشاهده

به طور معمول توسعه روابط دوستى و زياده خواهى جنس مخالف، براى همه كسانى كه اين تجربه را دارند اثبات شده است. هم چنان كه كمال ‏طلبى انسان در هر بعدى از ابعاد جسمانى و روانى نيز زبان زد همگان است. به طور مثال؛ اگر فردى در پى علم و دانشى باشد، هيچگاه دست از كنجكاوى و دانش جويى خود بر نخواهد داشت. چه بسا در واپسين لحظات زندگى بگويد دانستن بهتر از ندانستن است و در پى كشف مجهول خود خواهد بود. فرد ديگرى كه در پى كسب قدرت و سلطه بر ديگران باشد اگر بر تمام كره خاكى سلطه يابد، چه بسا حكومت بر ديگر كرات را نيز خواهان باشد و همين طور كسى كه خواهان ثروت و ثروت ‏اندوزى است، اگر گنج قارون و بيشتر از آن را داشته باشد باز هم در پى مال و ثروت بيشتر است.

مطلب فوق را با نقل حكايتى از قول حضرت آیت الله سبحانى پى مى‏ گيرم. ايشان فرمودند:

روزى در محضر استاد خود حضرت آیت الله العظمى بروجردى (ره) نشسته بوديم كه گفتند يكى از پزشكان تركيه خواستار ملاقات با مرجع جهان شيعه است. وى وارد اتاق شدند و عده‏ اى از علما و شاگردان آیت الله بروجردى از جمله مرحوم علامه طباطبايى (ره) در جلسه حضور داشتند. آن پزشك هدف از ملاقات خود را تقاضاى مقاله ‏اى علمى درباره علت و يا علل تحريم شراب از نظر فقه شيعه و ارائه آن در همايشى كه به همين منظور در تركيه برگزار مى ‏شود، مطرح كرد. قرار شد مقاله ‏اى در اين زمينه توسط علامه طباطبايى (ره) نوشته شود و براى آن همايش بين ‏المللى ارسال گردد. نماينده همايش دوست داشت سؤالى را مطرح كرده و مستقيماً حضرت آیت الله بروجردى پاسخ دهند.

سؤال اين بود كه: چرا اسلام نوشيدن شراب را حرام كرده است؟

آن مرجع بزرگ نكته زيبا، دقيق و مهمى را در پاسخ به وى عنوان كردند و اظهار داشتند:

«حقيقت انسان را عقل و قدرت انديشه و تفكر وى تشكيل‏ مى ‏دهد و اگر عقل انسان نبود با ديگر موجودات زنده چه تفاوتى داشت؟! پس در حفظ آن بايد كوشا بود و آن چه با اين بعد وجودى تعارض و تنافى دارد بايد به مقابله برخاست.

يكى از امورى كه در تضاد شديد با قوه عقل انسان است نوشيدن شراب است. بنابراين چون شراب عقل را از بين مى ‏برد و حقيقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع كرده است».

آن پزشك به دنبال اين پاسخ سؤال ديگرى مطرح كرد كه بله درست است كه نوشيدن زياد شراب باعث از بين رفتن قوه تعقل انسان است و حقيقت انسان زيرسؤال مى ‏رود ولى اگر كسى به مقدار كمى از اين نوع مايعات بنوشد نمى‏ توان گفت چنين تأثيرى را دارد. چرا اسلام آن مقدار اندك را نيز ممنوع كرده و نوشيدن آن را غيرمجاز مى ‏داند؟

در اين جا آیت الله بروجردى به نكته ظريف و بسيار دقيقى اشاره كردند و فرمودند: «چون انسان زياده خواه و كمال‏ طلب است و هرگز به مقدار كم قناعت نمى‏ كند و اگر مجاز شمرده شود براساس كمال خواهى‏ اش، روز به روز و به تدريج بر خواسته خود مى ‏افزايد و چه بسا به جايى برسد كه خودش هم فكرش را نمى ‏كرد، به همين جهت است كه از همان ابتدا حتى مقدار اندك را ممنوع كرده است و به عنوان يك قانون قطعى و دقيق براى تمام افراد چه با اراده و چه كم اراده به اجرا گذاشته مى ‏شود و آنجا كه ممكن است زياده طلبى باعث حريم ‏شكنى شود و به تدريج در وادى هولناك و خطرات جانى و روحى قرار گيرد، با جديت و قاطعيت آن را نهى مى‏ كند

اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همين موارد است، با يك سلام و احوالپرسى ساده و مختصر آغاز مى ‏شود و يا به انگيزه اهداف آموزشى و… شروع مى ‏شود ولى به تدريج نوع رابطه و گفتگو تغيير پيدا كرده و به ميزان و كميت آن نيز افزوده مى ‏شود و تا آنجا پيش مى‏ رود كه تمام انرژى عاطفى خود را مى‏ خواهد در همين گفتگوها و ارتباط ها هزينه كند و هرگز به همان حداقل كه در روزهاى اول داشته، اكتفا نمى ‏كند و بر همين اساس است كه از همان آغاز بايد از ايجاد ارتباط عاطفى و مبتنى بر احساسات اجتناب كرد. بنابراين ما براى اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشأ سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمى را به دنبال نداشته باشد) دليل موجه و قابل قبولى را نمى‏ شناسيم. در واقع اگر هم باعث سوء تفاهم نشود باعث سوء رفتار مى ‏شود و به تدريج در گردابی وارد مى ‏شوند كه چه بسا هيچ كدام خواستار آن نبودند. گردابى كه گاهى رهايى از آن مستلزم هزينه كردن تمام انرژى روانى، جسمانى فرد و قرار گرفتن در بن ‏بست شديد است».

لازم به ذكر است اين سخن يك ادعاى صرف و بدون پشتوانه و دليل نيست اين مركز مشاوره و ده‏ ها مركز مشاوره كه در سطح دانشگاه‏ هاست روزى نيست كه نامه از جوانان عزيزى كه در چنين دامى قرار گرفته ‏اند دريافت نكنيم. تأكيد مى‏ شود جالب آن است كه تقاضاى كمك و فريادرسى از افرادى است كه معمولا در ابتداى كار به خود مطمئن بوده ‏اند و تصميم جدى‏ شان آن بوده كه وارد ارتباط احساسى و غيرمعقول و از نظر اخلاقى غيرصحيح نشوند و صرفاً مى‏ خواستند در حد ارتباط عادى و يا به قول شما يك سلام و عليكم و يا اظهار محبت باطنى به طرف مقابل و نه بيشتر انجام گيرد.

چه خوب است عين جملاتى از چنين افرادى را برايتان بازگو كنيم: «دخترى 19 ساله‏ ام… تا قبل از ورود به دانشگاه با هيچ پسرى ارتباط نداشته‏ ام… خودم در اقوام و فاميل از ماجراهاى دوست‏ هاى خيابانى كاملا خبر داشتم و هميشه مواظب بودم… كم كم با بچه ‏ها خو گرفتم و سلام و احوالپرسى‏ با آنها برايم عادى شد آنها هم به ما سلام مى ‏كردند… مدتى بعد سلام كردن به پسرها هم شروع شد… تا اين كه روزى يكى از آنها گفت: ببخشيد مدتى است شما را زير نظر دارم و از اخلاق شما خيلى خوشم آمده اگر لطف كنيد مدتى با هم دوست باشيم… حالم خيلى خراب شد… حدود 3 ساعت فقط گريه مى‏ كردم و افسوس مى‏ خورم كه…».

دانشجوى پسرى هم براى ما چنين نوشته است: «يك روز كه براى درس خواندن به پارك رفته بودم و قدم زدن ‏هاى دختر و پسرهاى جوان دو به دو با هم توجه ‏ام را جلب كرد و حواسم حسابى پرت شد. ناگهان تصميم گرفتم… تصميم تازه ‏اى گرفته بودم تصميمى كه از آن هراس داشتم و بيش‏ تر از همه مى‏ ترسيدم كه به خطا و گناه افتاده باشم… چند هفته ‏اى بود كه حتى يك كلمه هم درس نخوانده بودم، بى‏ انگيزه و بى ‏حوصله شده بودم… تا اين كه تصميم خود را عملى كردم و اكنون چند ماهى است كه با يكى رابطه تلفنى دارم… شرايط بد گذشته ‏ام جاى خود را به شرايط بدتر امروز داده، زندگى آرامش قبلى را ندارد و نمى ‏دانم اين وضع تا كجا مى‏ خواهد ادامه يابد… او اكنون ظاهراً جاى خالى همه چيز و همه كس را برايم پر كرده اما چه فايده كه در زندگى بيرون و واقعى من هيچ جايى براى او نيست مى ‏ترسم كه به آلودگى و ناپاكى بيشتر كشيده شوم و كم كم به سوى لجن زار گناه كشيده و غرق شوم».

وابستگى

با شكل‏ گيرى روابط عاطفى بين دختر و پسر و افزايش تدريجى آن، زمينه وابستگى آنها به يكديگر و تشديد آن فراهم مى ‏شود. از آنجا كه نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جوانى به اوج خود مى ‏رسد و فضاى نسبتاً مناسبى براى ارضاء اين نياز (هرچند به طور غيرصحيح آن) در محيط آموزشى و دانشگاهى معمولا وجود دارد، به شكل خودكار دختر و پسر در اين كانال قرار مى‏ گيرند و هوشيارانه و در اكثر موارد به طور ناهوشيار و به عبارتى به طور غافلانه ‏اى گرفتار چنين گردابى مى‏ شوند. علاقه ابتدايى شدت يافته و على رغم تصميم اوليه دو طرف يا يكى از آنها، كم كم به وابستگى به يكديگر تبديل مى ‏شود. اين وابستگى در بسيارى موارد اگر نگوييم در تمام موارد، آفت بزرگى براى تمركز حواس، تحصيل و تفكر عميق در امور درسى مى ‏شود به گونه ‏اى كه گاهى مطالعه و حضور در كلاس درس را غيرممكن مى ‏سازد و هر كدام در تمام اوقات شبانه روز حتى در كلاس درس در فكر طرف مقابل است. اين سخن ادعاى بدون پشتوانه نيست و اگر به نوشته‏ هاى چنين افرادى مراجعه كنيم مثنوى هفتاد من كاغذ مى‏ شود.

از طرف ديگر اگر كسى بخواهد با فردى فقط براى مدتى دوست باشد و به او اظهار محبت كند امكان جدا شدن از يكديگر از نظر روانى بسيار سخت و مشكل‏آفرين است و معمولا در چنين مواقعى بسيارى از جوانان به افسردگى‏ هاى شديد و در مواردى احساس مى‏ كنند نه راه پيش دارند و نه راه بازگشت زيرا از طرفى مى‏ خواهند اين ارتباط دوستانه را كه به وابستگى منجر شده، ادامه دهند و از طرف ديگر باور دارند نمى ‏توانند همديگر را به عنوان شريك زندگى خود انتخاب كنند. اين امر گاهى به خاطر ويژگى‏ هاى شخصى‏ شان است و گاهى به خاطر عوامل خانوادگى، اقتصادى و… مثل عدم توافق خانواده ‏ها و نظير آن است و يا به هر دليل ديگر مطمئن مى‏ شوند براى زندگى مشترك با همديگر تناسبى ندارند. اينجاست كه دچار تنش مى‏ شوند و در يك بن بست سخت و شديد گرفتار مى‏ شوند.

احساس گناه

شكى نيست كه ما در جامعه دينى زندگى مى‏ كنيم و اكثريت مردم آموزه‏هاى دينى و اخلاقى احترام مى‏ گذارند. گرچه ممكن است هر فردى سال‏ هاى اول زندگى و نسبت به برخى از دستورالعمل‏ هاى اطلاع دقيقى نداشته باشد ولى به طور ناخود آگاه و به تدريج به بسيارى از هنجارهاى اخلاقى و اجتماعى جامعه دينى آگاهى پيدا مى ‏كند.

اظهار محبت و طرح رابطه دوستى با جنس مخالف از جمله رفتارهايى است كه جامعه دينى و ارزشى آن را نمى ‏پسندد و به آن خرده مى ‏گيرد و اگر اندك دقتى به متون دينى و فرمايشات رهبران دينى صورت گيرد روشن مى ‏شود كه ارتباط با جنس مخالف از چارچوب و قوانينى خاص برخوردار است و آن چنان آزاد و بدون محدوديت نيست بلكه نگاه اسلام به اين گونه ارتباطها منفى است و همه را و به خصوص جوانانى كه در اوج غريزه جنسى هستند را از ايجاد ارتباط عاطفى و احساسى با جنس مخالف بازداشته و نهى كرده است. حال اگر به هر دليلى در دوره جوانى فردى مرتكب چنين رفتارى شد مدت زمان زيادى نمى ‏گذرد كه جوان به خود مى ‏آيد و به گذشته خود مى ‏انديشد و رفتارهاى خود را با ملاك ها و معيارهاى اخلاقى و شرعى مقايسه كرده و آنها را محك مى ‏زند و يا با قرار گرفتن در موقعيت‏ ها و شرايط زمانى و مكانى معنوى و مراسم مذهبى دچار پشيمانى شده و اين احساس گناه منشأ بسيارى از ناگوارى ‏هاى روحى و روانى مى‏ شود.

نكته قابل توجه آن است كه آسيب‏ پذيرى جوانانى كه به ارزش‏ هاى دينى و اخلاقى احترام مى ‏گذارند و به آنها پایبند هستند بيشتر است و به خاطر آشنايى‏ بيشترى كه با دستورالعمل ‏هاى دينى و اخلاقى دارند بيشتر در معرض احساس گناه شديد و پيامدهاى منفى آن قرار مى ‏گيرند.

آن چه بيان شد برخى پيامدها و عوارضى است كه به دنبال اظهار محبت به جنس مخالف به منظور داشتن رابطه دوستانه و صميمانه شكل مى‏ گيرد اما اگر اظهار محبت به جنس مخالف به منظور آشنايى و فراهم كردن مقدمات ازدواج انجام گيرد به نظر مى ‏رسد يكى از پيش نيازهاى ضرورى ازدواج آشنايى دو طرف از ويژگى‏ هاى رفتارى، شخصيتى، اخلاقى و خانوادگى، اقتصادى، اجتماعى و… يكديگر است و هر دو طرف با دقت و حساسيت زياد و با استفاده از راه ‏هاى مختلف تحقيق و بررسى بايد به اطمينان دست يابند كه مى ‏توانند زندگى مشتركشان را با آرامش آغاز كنند و از نقاط ضعف و قوت همديگر اطلاع پيدا مى ‏كنند.

ولى نكته قابل توجه اين است كه چگونه و طبق چه مكانيزمى دو طرف به اين هدف دسترسى پيدا كنند و آيا مى ‏توان با ايجاد رابطه عاطفى و با اظهار محبت به فرد مورد نظر به گونه ‏اى كه سوء تفاهم هم نشود به اين هدف دست يافت و زمينه ارتباط دوستانه را فراهم نمود تا در اين ارتباط ها به روحيات و ويژگى ‏هاى اخلاقى و خانوادگى و… همديگر پى برد؟

ما براساس شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده معتقديم بيشتر ارتباط هايى كه با همين قصد و نيّت شكل مى‏ گيرد مبنايى و يا انگيزه ديگرى غير از آن چه به زبان جارى مى ‏كنند دارد (به خصوص اگر تقاضا كننده جنس مذكر باشد). در واقع تقاضاى آشنايى با يكديگر قبل از ازدواج، صرفاً پوشش به ظاهر مقبولى است كه فرد بدين‏ وسيله مى‏ خواهد دليل به ظاهر منطقى براى ارتباطهاى عاطفى و اظهار محبت ‏هاى غيرمجازشان قرار دهد و توجيهى براى آن باشد.

لازم به ذكر است برخى افراد با طراحى از قبل و از روى عمد و با چنين ترفندى و با مخفى كردن انگيزه‏هاى شيطانى خود، در پى صيد و به دام انداختن افراد ساده دل و خوش‏ بين هستند و به دروغ اين نوع انگيزه ‏ها را مطرح مى ‏كنند تا نيازهاى جنسى خود را تأمين كنند و در واقع اين گونه افراد طرف مقابل را قربانى غريزه جنسى و خودخواهى ‏هاى شهوانى‏ شان قرار مى ‏دهند.

شكى نيست عده‏ اى ديگر نيز هستند كه به طور ناهشيار گرفتار چنين دامى مى ‏شوند و هر چند هيچ كدام از دو طرف قصد سوء و يا سوء استفاده از سادگى و يا ناآگاهى طرف مقابل ندارد. ولى چون غريزه جنسى انسان به خصوص در دوران جوانى بسيار قوى و شديد است و از طرف ديگر حيله‏ هاى شيطانى نيز در اين مورد بسيار پيچيده، مرموز و متعدد است با طرح انگيزه‏ هاى به ظاهر معقول و موجه به طور ناهوشيار وارد چنين صحنه خطرناكى مى ‏شود و به گمان اين كه هدف مقدس و معقولى دارند و اين گونه ارتباط ها قبل از ازدواج مشكلى را ايجاد نمى ‏كند و يا حداقل تا اين اندازه مجاز و گاهى لازم و ضرورى است.

با ايجاد چنين ارتباطى به شكل ‏هاى مختلف مكاتبه‏ اى، تلفنى، حضورى و… علاقه اوليه بين دو طرف افزايش مى‏ يابد و امكان تحقيق و بررسى واقع‏ بينانه را به تدريج كاهش داده و بيشتر به دنبال نكات مثبت طرف مقابل است و از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت كرده و تحقيقى كه بايد واقع ‏بينانه و دور از هرگونه سوگيرى باشد دچار سوگيرى و يا تعصب خواهد شد و شما خوب مى ‏دانيد كه هر تحقيق واقع ‏بينانه ‏اى بايد از هرگونه تعصب و سوگيرى به دور باشد تا درجه واقع ‏نمايى آن بيشتر باشد. در حالى كه براى چنين امر مهم و حياتى بايد ابتدا به تحقيق و بررسى پرداخت و سپس در صورت داشتن قابليت ‏ها و صلاحيت‏ ها در فكر ايجاد علاقه بود. بنابراين بايد گفت آن عشق و علاقه‏ اى باعث كمال و رشد و آرامش خانوادگى مى ‏شود كه پس از پيمان زناشويى و تعهد به زندگى مشترك ايجاد شود كه بايد به گسترش و تعميق آن پرداخته شود نه عشق و علاقه قبل از ازدواج كه ناپايدار و سطحى است. بنابراين اميد است با دقت هرچه تمام ‏تر دوره بسيار حساس و سرنوشت‏ ساز دوره نوجوانى را از هر گونه كجروى و كج ‏انديشى حفظ كرد و سنگ بناى زندگى آينده را بر پايه‏ هاى قابل اطمينان و قابل قبول از سوى خدا قرار داد.[1]


[1]. پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، دفتر ۴۷ (خواستگاری)، ص99

حمیدرضا
مطالب مرتبط
  • فاطمه سبب خشنودی قلب پیامبر

    فاطمه سبب خشنودی قلب پیامبر

    موضوع بحث: فاطمه سبب خشنودی قلب پیامبر زمان: فاطمیه اول 1444 مکان سخنرانی: یزد ـ تفت ـ مسجد صاحب الزمان مدت سخنرانی: 19 دقیقه حجم فایل: 26 مگابایت نوشته های مرتبط: آثار توسل به حضرت زهرا شب تاسوعا | علل عدم استجابت دعا شب چهارم محرم | توبه واقعی شب دوّم محرم | ثواب گریه کردن بر مصائب امام حسین شب عاشورا | عواقب سهل انگاری در امر نماز شب اوّل محرم | مقام و منزلت مجالس اهل بیت شب پنجم محرم | ثواب زیارت امام حسین شب سوّم محرم | ثواب عزاداری برای امام حسین شب هشتم محرم | ریشه بلایا و مصائب در زندگی (قسمت دوم) شام شهادت امام رضا | فضیلت زیارت امام رضا

  • آثار توسل به حضرت زهرا

    آثار توسل به حضرت زهرا

    موضوع بحث: آثار توسل به حضرت فاطمه علیهاالسلام زمان: فاطمیه اول 1444 مکان سخنرانی: یزد ـ تفت ـ مسجد صاحب الزمان مدت سخنرانی: 27 دقیقه حجم فایل: 37 مگابایت نوشته های مرتبط: توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل درها به اذن حضرت زهرا باز می شوند تذکر حضرت زهرا به شیخ جعفر کاشف الغطاء پاداش ضربه تازیانه قنفذ به بی بی حضرت زهرا سلام الله علیها مقام حضرت زهرا به روایت امام جواد علیه السلام معصومه فاطمه است رابطه حضرت زهرا و امام زمان با شب قدر مقام و منزلت خادمة حضرت زهرا انتقام گیری اهل بیت از قاتلان حضرت زهرا ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

  • اثر لقمه حرام در کلام امام حسین علیه السلام

    اثر لقمه حرام در کلام امام حسین علیه السلام

    امام حسین علیه السلام در دومین سخنرانی خود در روز عاشورا خطاب به لشگریان یزید در حالی که او را مانند حلقه انگشتری محاصره کرده و با هلهله و سر و صدا اجازه سخنرانی به حضرتش را نمی دادند، فرمودند: قَدْ انْخَزَلَتْ عَطِیّاتُکمْ مِنَ الْحَرامِ و َمُلْئِتْ بِطُونُکمْ مِنَ الْحَرامِ فَطَبَعَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِکمْ؛[1] در اثر هدایا، جوائز و تحفه های نامشروع که به دست شما رسیده و غذاهای حرام و لقمه های ناپاک که شکم هایتان را از آن انباشته اید، خداوند این چنین بر دل های شما مهر زده و از فهمیدن حقیقت عاجز شده اید. [1]. بحارالأنوار، ج45، ص8 نوشته های مرتبط: الصحیح من سیرة الامام الحسین علیه السّلام اثر کلام امام هفتم علیه السّلام در «بشر حافی» آخرین وصیت امام حسین علیه السّلام توبه واقعی در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام عوامل عدم استجابت دعا در کلام امیرالمؤمنین

    … ادامه مطلب …

  • معيارهاى همسر شايسته‏

    معيارهاى همسر شايسته‏

    همسر گزينى و تشكيل خانواده، مهمترين رويداد زندگى در دوره جوانى است كه تا پايان عمر بر جريان حيات دنيوى و سعادت اخروى فرد تأثير مستقيم مى‏ گذارد. امام صادق (عليه السلام) در اين زمينه مى‏ فرمايد: «إنّما المرأةُ قِلادَةٌ فانظُرْ ما تَتَقَلَّدُ، ولَيسَ لامرأةٍ خَطَرٌ، لا لِصالِحَتِهِنَّ ولا لِطالِحَتِهِنَّ: وأمّا صالِحَتُهُنَّ فَلَيسَ خَطَرُها الذَّهَبَ والفِضَّةَ هِى خَيرٌ مِنَ الذَّهَبِ والفِضَّةِ، وأمّا طالِحَتُهُنَّ فَلَيسَ خَطَرُها التُّرابَ، التُّرابُ خَيرٌ مِنها؛ همانا زن طوق (گردنبند) است؛ پس بنگر كه چه طوقى به گردن مى‏ افكنى. براى زن ارزش و بهايى نمى ‏توان تعيين كرد، نه براى خوب آنها و نه براى بدشان. زن خوب، ارزشش طلا ونقره نيست، بلكه از طلا و نقره هم بهتر و ارزشمندتر است و زن بد، ارزشش خاك نيست، بلكه خاك از او ارزشمندتر است».[1] در اين ميان استحكام زندگى زناشويى به عوامل متعدّدى وابسته است كه

    … ادامه مطلب …

  • در جلسه خواستگارى در مورد چه مسائلی صحبت كنيم؟

    در جلسه خواستگارى در مورد چه مسائلی صحبت كنيم؟

    در ابتدا بايد گفت همسر مورد نظر را نمى‏ توان صرفاً با طرح چند سؤال، آن هم در يكى دو جلسه، شناسايى كرد چه اين كه اين جلسات بيشتر جنبه تشريفاتى دارد و طرفين به خاطر برخوردهاى اوليه ممكن است خيلى خوب نتوانند همديگر را ارزيابى كنند لذا علاوه بر اين جلسات گفتگو بايد راهكارهاى مطمئن ‏ترى را ضميمه كرد تا مجموعاً به يك نتيجه مطلوب رسيد و آگاهانه دست به انتخاب زد. به نظر مى ‏آيد يكى از بهترين راه‏ هاى شناخت همسر، شناخت خانواده او مى‏ باشد چه اين كه او محصول يك خانواده است و اگر خانواده مناسب باشد تا حدود زيادى مى‏ توان به محصولات آن نيز اطمينان داشت راه شناسايى خانواده استفاده كردن از افراد با تجربه، آگاه‏ و دلسوز و در عين حال رازدار و امكان‏ پذير است. بنابراين بعد از اين كه مجموعه‏

    … ادامه مطلب …

  • خسته ام از بس خواستگارى‏ رفتم

    خسته ام از بس خواستگارى‏ رفتم

    سؤال: بيش از 4 ساله قصد ازدواج دارم. مادرم مرا بيش از 60 جا برده ولى نشده نه اين كه اونا نخوان! دو دفعه خودم زدم به بى‏خيالى 2 تا را كه من خواستم خانواده موافق نبود. يكى هم پدرش نه گفت. خلاصه الان به قول جوانها قات زدم. شب ‏ها دير خوابم ميبره. فشار تنهايى زياد شده. فشار جسمى خصوصاً با وضعيت خراب جامعه زياد شده. زود رنج شدم. الان 5 ماه است كه به موقع سر كار نمى‏ روم. ارتباطم با دوستانم خيلى كم شده. نمى ‏دونم خواست و آزمايش الهى است؟ اشكال از منه؟ دعا نكردم!؟ ديگه از هر چى خواستگارى رفتنه، حالم به هم مى‏خوره! جواب: همانطور كه مى ‏دانيد ازدواج يكى از مهم ‏ترين حوادث و رويدادهاى زندگى است و نقش مهمى در سرنوشت و سعادت و خوشبختى انسان دارد، مضافاً بر اين كه اگر

    … ادامه مطلب …

  • یک نظر برای این مطلب
  • الناز
    آذر 12ام, 1401 در 0:50 ق.ظ

    مطالبتون عالیه

      [پاسخ]

    • نظر بدهيد
    • نام:
      ایمیل:
      وبسایت:





      استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
      Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
      Designer : Mohammad Rafiei