حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

احکام جامع ازدواج

تعداد بازدیدها: 20,114 مشاهده

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام جامع ازدواج» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم بینندگان وبگاهم کنم.

قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است:

۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی» تهیه شده استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه وقت زیادی صرف شده لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان سایبری حق کپی رایت را رعایت کنند.

۲ـ در این مجموعه به 274 پرسش مبتلابه در ارتباط با احکام ازدواج پاسخ داده شده است.

۳ـ در تنظیم این متن، نظر حضرت امام خمینی ـ قدس سرّه ـ به عنوان اوّلین فتوا آمده و فتاوای دیگر مراجع بزرگوار ـ که نامشان به ترتیب حروف الفبایی در ذیل می آید ـ پس از آن ذکر گردیده است.

حضرت آیت الله حاج شیخ محمد تقی بهجت  ـ حضرت آیت الله حاج شیخ میرزا جواد تبریزی ـ حضرت آیت الله حاج سید علی حسینی خامنه ای ـ حضرت آیت الله حاج سید على حسینى سیستانى ـ حضرت آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ حسین نوری همدانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ ناصر مکارم شیرازی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ حسین وحید خراسانی.

۴ـ در این متن تنها به ذکر اسامی مراجع بزرگوار به اختصار اکتفاء شده است، لذا از ساحت آن بزرگوارن پوزش می طلبیم و از درگاه خداوند متعال برای ایشان، دوام عزّت و سلامتی مسألت داریم.

5ـ این مجموعه را از کتاب «احکام ازدواج‏» تألیف محقق گرانقدر حجت الاسلام سیّد مجتبی حسینی ـ زید عزّه ـ مطابق با جلد بیست و یکم از مجموعه کتاب های پرسش ها و پاسخ های دانشجویی است اقتباس کردیم. همچنین از تلاش‏ هاى مخلصانه مجموعه همكاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجج ‏الاسلام سيدمحمدتقى علوى و صالح قنادى (زيدعزهما) كه در بازخوانى و آماده‏ سازى اين اثر تلاش كرده ‏اند، تشكر و قدردانى مى ‏شود و دوام توفيقات اين عزيزان را در جهت خدمت بيشتر به مكتب اهل ‏بيت عليهم السّلام و ارتقاى فرهنگ دينى جامعه ـ به ويژه دانشگاهيان ـ از خداوند متعال مسألت داريم.

سؤالات خود را می توانید از قسمت نظرات یا ارتباط با کارشناس مسائل شرعی مطرح فرمایید.

 

احکام جامع ازدواج

 

فهرست مختصری از آنچه پیش رو دارید:

بخش اول (ازدواج): احکام ازدواج ـ احکام خواستگاری ـ احکام خرید عروسی ـ شرایط عقد ـ اجازه پدر در ازدواج ـ مَهریه ـ احکام مراسم عروسی ـ تدلیس ـ ازدواج های حرام ـ ازدواج با غیرمسلمان ـ احکام ازدواج موقّت.

بخش دوم (طلاق): احکام مربوط به طلاق.

بخش سوم (دانستنی ها و اصطلاحات): آشنایی با اصطلاحات به کار برده شده.

 

بخش اول: ازدواج

 

اهميّت ازدواج

1: اهميت ازدواج در دين اسلام را بيان كنيد؟

بى ‏شك هيچ شالوده‏ اى، مقدس‏ تر از بناى رفيع ازدواج نيست[1] و هر ملّتى در دين و آيين خود به نوعى از آن بهره‏ مند است. دين اسلام بيش از همه بر آن تأكيد دارد و براى آن آثار و فوايد مهمّى ياد كرده است. در قرآن مجيد سه آيه در اهميت اصل ازدواج آمده و همگان را به آن تشويق و دعوت كرده است:

ـ وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ»[2]؛ «مردان و زنان بى‏ همسر خود را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح را، اگر فقير و تنگدست باشند. خداوند از فضل خود آنان را بى ‏نياز مى ‏سازد؛ خداوند گشايش دهنده و آگاه است.»

ـ وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[3]؛ «و از نشانه ‏هاى او اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد. در اين نشانه ‏هايى است براى گروهى كه تفكر مى ‏كنند.»

ـ وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلَّا تَعُولُوا»[4]؛ «و اگر مى ‏ترسيد كه [به هنگام ازدواج با دختران يتيم‏] عدالت را رعايت نكنيد [از ازدواج با آنان چشم پوشى كنيد و] با زنان پاك [ديگر] ازدواج كنيد دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى ‏ترسيد عدالت را [درباره همسران متعدّد] رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد و يا از زنانى كه مالك آنهاييد، استفاده كنيد اين كار از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند.»

علاوه بر آيات، روايات بسيارى نيز در اين زمينه وجود دارد؛ چنان كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است: «هركس ازدواج كند، به درستى كه از نصف دينش پاسدارى كرده است».[5]

از اين رو فقيهان ازدواج را از مستحبّات مؤكّد بر شمرده ‏اند و آن را براى كسى كه به سبب نگرفتن همسر به گناه بيفتد، واجب دانسته‏ اند.

فلسفه ازدواج

2: فلسفه ازدواج چيست؟

ازدواج چند فايده و فلسفه دارد كه به طور اختصار عبارت است از:

ـ بقاى نسل.

ـ آرامش و تعادل روحى و جسمى.

ـ سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه.

ـ تأمين نياز طبيعى و غريزى انسان.

ـ ارضاى حس محبّت كردن و مورد محبت قرار گرفتن و…[6]

البته ممكن است بعضى از اين فايده‏ ها براى برخى مهم ‏تر باشد؛ گاهى شخصى به جهت ارضاى غريزه جنسى خود، ازدواج مى‏ كند و آن را از نظر اهميّت در رتبه اوّل قرار مى‏ دهد و گاهى به دست آوردن شريك و ياورى دلسوز در زندگى براى او اهميت دارد و… بايد دانست كه بعضى از اين فوايد در ازدواج موقّت نيز تحقق مى ‏يابد.

تعدد همسر

3: چرا در اسلام تعدّد زوجات وجود دارد و چرا اين حق تنها براى مردان است؟

شكى نيست كه جواز چند همسرى با رعايت شرايط آن، يكى از احكام اسلام است و شيعه و سنّى بر آن اتفاق نظر دارند. پيش از اسلام نيز به طور معمول در ميان قبايل مختلف، وجود داشته است. و حتى برخى از بت پرستان به هنگام مسلمان شدن، بيش از ده زن و يا كمتر داشته اند. اسلام در مواجه با آن، در صدد اصلاح و تعديل برآمد. خداوند متعال مى ‏فرمايد: «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلَّا تَعُولُوا»[7]؛ «و اگر مى ‏ترسيد كه [به هنگام ازدواج با دختران يتيم‏] عدالت را رعايت نكنيد [از ازدواج با آنان چشم پوشى كنيد و] با زنان پاك [ديگر] ازدواج كنيد دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى ‏ترسيد عدالت را [درباره همسران متعدد] رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد و يا از زنانى كه مالك آنهاييد، استفاده كنيد. اين كار از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند.»

بنابراين اسلام نه تعدّد را آغاز نمود و نه واجب كرد بلكه ولى آن را با شرايط خاصى، مباح ساخت. اين امر حكمت ها و عللى دارد؛ كه با توجه به متون دينى و سيره معصومان عليهم السّلام و منطق عقل، مى‏ توان به مهمترين آنها اشاره نمود:

ـ فزونى تعداد زنان آماده ازدواج بر مردان.

ـ طولانى تر بودن عمر زندگى جنسى مردان در مقايسه با زنان.

ـ طولانى‏ تر بودن عمر توليد نسل در مردان در مقايسه با زنان.

ـ تمايل مردان به چند همسرى به ويژه در شرايطى مانند عقيم بودن زن اول.

ـ سرپرستى و در پناه قرار دادن زنان بيوه و تأمين نيازهاى عاطفى آنان.

بايد دانست چند همسرى در مورد مردان هيچ گونه مشكل حقوقى ايجاد نمى كند، در حالى كه اين امر درباره زنان مشكلات فراوانى را به وجود مى‏آورد.

مهمترين آنان مسأله مجهول بودن نسب فرزند است؛ كه معلوم نيست مربوط به كدام يك از همسران مى‏ باشد.[8]

وجوب ازدواج

4: آيا ازدواج در اسلام واجب است؛ يا اينكه شخص مى ‏تواند تا پايان عمر خود مجرد بماند؟

همه مراجع: اصل ازدواج در اسلام واجب نيست و از مستحباتى است كه به آن بسيار سفارش شده است؛ ولى اگر كسى به واسطه نداشتن همسر، به حرام بيفتد، ازدواج بر او واجب مى‏ گردد و حق ندارد تا پايان عمر مجرد بماند.[9]

5: منظور از به گناه افتادن در اثر ازدواج نكردن چيست؟ آيا گناهان مقاربتى مقصود است يا گناهان ديگرى نظير نگاه شهوت آلود را نيز شامل مى‏ شود؟

همه مراجع: مقصود أعمّ است و شامل هر گناهى مى ‏گردد.[10]

تأخير ازدواج

6: اگر جوانى از نظر شغلى و مالى، قادر به ازدواج نباشد؛ آيا باز ازدواج بر او واجب است؟

همه مراجع: اگر امكانات ازدواج براى او فراهم نباشد، معذور است؛ ولى بايد خود را از گناه حفظ كند.[11]

راه‏ هاى محرميّت

7: به طور كلى دختر و پسر، از چند راه مى ‏توانند با يكديگر محرم شوند؟

زن و مرد از سه راه به يكديگر محرم مى ‏شوند: نسب (خويشاوندى)، رضاع (شيرخوردن) و ازدواج.

راه سوم (ازدواج) در فقه بر دو قسم است: دائمى و موقّت. عقد دائم آن است كه مدت زناشويى در آن تعيين نشود و عقد موقّت آن است كه مدت زناشويى در آن تعيين شود. براى مثال زن را به مدّت يك ساعت، يك روز، يك ماه، يك سال و بيشتر عقد كنند. زنى كه به اين قسم عقد شود، متعه و صيغه گفته مى ‏شود.

تبصره: البته برخى از مراجع بزرگوار تقليد (آيات عظام وحيد، تبريزى و مكارم) معتقدند كه اگر مدت عقد موقّت از عمر طبيعى زن و شوهر يا يكى از آن دو بيشتر باشد، احتياط واجب آن است كه احكام عقد دائم را بر آن جارى سازند و آیت الله بهجت به صورت فتوا فرموده ‏اند. و آیت الله سيستانى مى‏ فرمايد اين عقد موقت باطل است و به عقد دائم تبديل نمى ‏شود.[12]

محارم

8: محارم انسان كه ازدواج با آنان جايز نيست، كدام ‏اند؟

زنان به مردان از سه راه محرم مى‏ شوند: نسب، رضاع و ازدواج. كسانى كه از راه نَسَب به انسان محرم ‏اند، عبارت‏اند از:

ـ پدر و مادر و هر چه بالا روند (مانند پدر بزرگ و مادر بزرگ).

ـ اولاد و هر چه پايين روند (مانند نوه و نتيجه).

ـ خواهر و برادر و هر چه پايين روند (مانند خواهرزاده و برادرزاده).

ـ عمو و عمّه و هر چه بالا روند (مانند عمو و عمّه پدر و مادر).

ـ دايى و خاله و هر چه بالا روند (مانند دايى و خاله پدر يا مادر).

كسانى كه از راه رضاع (شيردادن) به انسان محرم مى ‏شوند، همان‏ هايى ‏اند كه از راه نَسَب محرم هستند (مانند پدر و مادر و اولاد و خواهر و برادر و عمو و عمّه و دايى و خاله رضايى و نيز مانند مادرزن رضاعى و دختر زن رضاعى و زن پدر رضاعى و زن پسر رضاعى.)

كسانى كه از راه ازدواج به انسان محرم مى ‏شوند، عبارت‏اند از:

ـ مادر زن و هر چه بالا روند (مانند مادر مادرزن).

ـ دختر زن و هر چه پايين رود (مانند دختر دختر زن)

ـ زن پدر (نامادرى) و هر چه بالا رود (مانند زن اجداد).

ـ زن پسر، يعنى عروس و هر چه پايين رود (مانند زن نوه و نتيجه).[13]

صيغه خواهر و برادرى‏

9: آيا هيچ راه شرعى و قانونى ـ به جز ازدواج ـ وجود دارد كه دو جوان روابط مشروع با هم داشته باشند؟ آيا در اسلام چيزى به نام صيغه خواهر و برادرى وجود دارد؟

همه مراجع: خير! تنها راه ازدواج ـ به طور دائم يا موقّت ـ است و صيغه خواهر و برادرى با نامحرم، مشروع نيست.[14]

خواستگارى

نگاه خواستگارى

10: مرد تا چه اندازه مى ‏تواند به بدن زن، هنگام خواستگارى نگاه كند (البته با رعايت شرايط خاصّ خود)؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى و فاضل: مى‏ تواند به بدن دختر نگاه كند؛ هر چند احتياط مستحب است كه تنها به دست و صورت و پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سينه) اكتفا كند.[15]

آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى و مكارم: تنها مى ‏تواند به دست و صورت، پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سينه) دختر نگاه كند.[16]

آیت الله صافى: بنا بر احتياط واجب، تنها به صورت و دست‏ها تا مچ اكتفا كند.[17]

آیت الله نورى: مى‏ تواند به دست و صورت، پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سينه) دختر نگاه كند و اگر نتواند از خصوصيات ساير بدن، از روى لباس آگاهى يابد، نگاه به تمام بدن جايز است.[18]

11: در چه صورت مى‏ توان چهره، گردن و موهاى دخترى كه قصد ازدواج با او را داريم، نگاه كنيم؟

همه مراجع: نگاه به دختر مورد نظر، با شرايط ذيل جايز است:

ـ به قصد لذت و ريبه نباشد (هر چند بداند با نگاه لذت قهرى پيدا شود).

ـ براى آگاهى از وضع جسمانى دختر باشد (پس اگر از حال او آگاه است، نگاه به او جايز نيست).

ـ مانعى از ازدواج در ميان نباشد (مثلاً دختر شوهر نداشته باشد).

ـ احتمال بدهد دختر او را رد نمى ‏كند.[19]

12: مى ‏خواهم با دخترى ازدواج كنم، آيا مى‏ توانم به طور پنهانى به موها و گردن او نگاه كنم يا اينكه در اين نگاه رضايت و اجازه او شرط است؟

همه مراجع: اگر شرايط نگاه جايز را داشته باشد، رضايت دختر، در آن شرط نيست.[20]

تبصره: شرايط نگاه جايز در «نگاه براى خواستگارى» بيان شده است.

نگاه خيابانى

13: شخصى قصد ازدواج دارد. آيا مى ‏تواند بدون قصد لذت به چهره و موى خانم ها (مثلاً در خيابان) نگاه كند تا يكى را بپسندد و بعد از او خواستگارى كند؟

همه مراجع: اين نوع نگاه ‏ها جايز نيست.[21]

تبصره: نگاه به زن به منظور ازدواج با او، شرايطى دارد و پرسش ياد شده، از تمامى آنها برخوردار نيست.

نگاه به فيلم‏

14: آيا مرد مى‏ تواند براى آگاهى از خصوصيات جسمى و زيبايى دخترى كه مى‏ خواهد با او ازدواج كند، به عكس يا فيلم او نگاه كند؟ در صورتى كه دختر، فاميل و آشنا باشد چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت باشد، اشكال ندارد؛ هر چند آن دختر از فاميل و آشنايان باشد.[22]

گفتگوى خواستگارى

15: آيا صحبت كردن با كسى كه قصد داريم در آينده با او ازدواج كنيم، گناه است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد و باعث مفسده نشود، اشكال ندارد.[23]

16: آيا اظهار عشق و محبت بين دختر و پسر به منظور ازدواج، گناه است؟

همه مراجع: آرى! اين كار حرام است.[24]

اجازه خواستگارى

17: آيا دختر و پسر عاقل و بالغ، مى ‏توانند بدون اطلاع خانواده براى ازدواج با هم صحبت كنند و سپس خانواده را مطلع سازند؟

همه مراجع: خواستگارى و گفت‏وگوى پيش از عقد، اگر مفسده نداشته باشد و بدون قصد لذت و ترس افتادن در گناه باشد، اشكال ندارد.[25]

خواستگارى از پسر

18: آيا خواستگارى دختر از پسر از نظر شرعى و عرفى اشكال دارد؟

همه مراجع: خواستگارى دختر از پسر اشكال ندارد؛ مگر آنكه اين امر خلاف عرف و به گونه ‏اى باشد كه باعث بى ‏احترامى دختر شود.[26]

استخاره ازدواج

19: استخاره در چه موردى است؟

همه مراجع: استخاره در موردى است؛ كه شخص با فكر و انديشه و تحقيق و مشورت به نتيجه ‏اى دست پيدا نكرده و در تحيّر باقى مانده است.[27]

20: آيا عمل به استخاره واجب است؟

همه مراجع: خير! عمل به استخاره واجب نيست؛ ولى بهتر است به آن عمل شود.[28]

دوران نامزدى

21: آيا نگاه به بدن نامزد خود كه هنوز نامحرم است (ولى محرم شدن قطعى است)، جايز است؟

همه مراجع: خير! نامزد نامحرم با ساير زنان تفاوتى ندارد.[29]

22: تفريح و رفتن به گردش با نامزد خود ـ كه هنوز عقد نكرده است ـ چه حكمى دارد؟

همه مراجع: تا زمانى كه عقد شرعى خوانده نشده، جايز نيست.[30]

دوران عقد

23: آيا مى ‏توان با همسر در دوران نامزدى (عقد كرده) رابطه جنسى داشت؟

همه مراجع: آرى! با خواندن عقد هرگونه لذتى (هر چند رابطه جنسى) براى آنان حلال مى‏ گردد. ولى بهتر است آن مقدار از روابط كه عرفاً و طبق رسوم به بعد از عروسى موكول شده، رعايت شود.[31]

24: آيا در زمان عقد (پيش از عروسى)، اجازه پدر عروس در مورد همخوابى شرط است؟

همه مراجع: اگر دختر در خانه پدر باشد، رفت و آمد به آن خانه براى ارتباط زناشويى، بايد با اجازه پدر او باشد.[32]

اجازه دوران عقد

25: آيا در دوران عقد ـ كه دختر در خانه پدر و مادر زندگى مى ‏كند ـ براى بيرون رفتن از خانه اجازه شوهر لازم است؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مكارم و نورى: آرى! در اين فرض براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[33]

آيات عظام تبريزى و وحيد: خير! در اين فرض اجازه شوهر، لازم نيست.[34]

آیت الله سيستانى: اگر در شهرى كه زندگى مى ‏كنند، متعارف اين است كه دختر در اين مدت از شوهر اجازه نمى ‏گيرد؛ در اين صورت براى بيرون رفتن، اجازه او لازم نيست و در غير اين صورت، بايد اجازه بگيرد.[35]

آیت الله فاضل: در اين فرض بنا بر احتياط واجب، براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[36]

تبصره: اگر زن در ضمن عقد، شرط كرده باشد كه در اين مدت، بدون اجازه او بيرون رود و يا عقد بر اين توافق قبلى واقع شده باشد؛ در اين صورت به فتواى همه مراجع، اين شرط نافذ است و ديگر اجازه شوهر لازم نيست.

نفقه دوران عقد

26: در دوران عقد تا عروسى ـ كه دختر در خانه پدر به سر مى‏ برد ـ آيا تأمين نفقه او بر عهده شوهر است؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: در فرض ياد شده، اگر زن تمكين داشته باشد، نفقه او بر شوهر واجب است.[37]

آيات عظام تبريزى و وحيد: خير! در اين فرض بر عهده شوهر نيست.[38]

آیت الله سيستانى: اگر در شهرى كه زندگى مى ‏كنند، متعارف است كه نفقه دختر را خانواده‏ اش مى‏ دهد، بر عهده شوهر چيزى نيست. در غير اين صورت، پرداخت نفقه، وظيفه شوهر است.[39]

تبصره. اگر با مطالبه زن، مرد نفقه را در اين مدت نپردازد (طبق فتواى كسانى كه مى‏گويند نفقه او بر عهده شوهر است)، زن مى‏تواند در آينده، قيمت نفقه پرداخت نشده در اين دوران را، از شوهر مطالبه كند.

خريد عروسى

طلاى مردان

27: زينت مردان با طلاى زرد چه حكمى دارد؟

همه مراجع: پوشيدن طلا ـ مانند آويختن زنجير طلا به گردن و به دست كردن انگشتر و ساعت طلا ـ براى مرد حرام است.[40]

حلقه داماد

28: آيا خانواده عروس، مى ‏تواند براى داماد حلقه و انگشتر طلا تهيه كند؟

همه مراجع: خريد آن جايز نيست.[41]

29: استفاده از طلا براى مردان به مدت كوتاه مانند لحظه عقد چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز مكارم): پوشيدن طلا براى مرد حرام است و بين مدت كم و زياد تفاوتى نمى ‏كند.[42]

آیت الله مكارم: اگر به جهت امتحان و يا به قصد نگه دارى موقّت و كوتاه مدت باشد، مانعى ندارد.[43]

طلاى سفيد

30: طلاى سفيد براى مردان چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر از جنس طلا باشد، جايز نيست؛ هر چند به رنگ سفيد باشد.[44]

طلاى مشكوك

31: اگر شك داشته باشيم طلاى سفيدى كه در بازار فروخته مى‏ شود، از جنس طلاى متعارف (حرام) است يا خير، تكليف چيست؟

همه مراجع: اگر واقعاً شك پيدا شد، استفاده از آن اشكال ندارد.[45]

حكم پلاتين

32: آيا در دست كردن و استفاده از پلاتين براى مرد اشكال دارد؟

همه مراجع: استفاده از پلاتين اشكال ندارد.[46]

تبصره: پلاتين طلا نيست و فلز ديگرى است.

ظرف طلا و نقره

33: آيا استفاده از ظرف‏هاى طلا و نقره جايز است؟

آيات عظام امام، بهجت و خامنه‏ اى: نگه دارى و بكارگيرى آنها در زينت اطاق اشكال ندارد؛ ولى استفاده‏هاى ديگر مانند خوردن و آشاميدن از آنها حرام است.[47]

آيات عظام تبريزى و سيستانى: خوردن و آشاميدن از ظرف‏هاى طلا و نقره حرام است و بنابر احتياط واجب، هرگونه استفاده ديگر نيز جايز نيست؛ ولى نگه دارى و يا بكارگيرى آنها در زينت اطاق و مانند آن اشكال ندارد.[48]

آیت الله وحيد: خوردن و آشاميدن از ظرف‏هاى طلا و نقره حرام است و بنابر احتياط واجب، هرگونه استفاده ديگر، هر چند بكارگيرى آن در زينت اطاق نيز جايز نيست؛ ولى نگه دارى آنها اشكال ندارد.[49]

آیت الله فاضل: نگه دارى آنها اشكال ندارد؛ ولى استفاده‏هاى ديگر مانند خوردن و آشاميدن و حتى بكارگيرى آنها در زينت اطاق حرام است.[50]

آيات عظام صافى و مكارم: خوردن و آشاميدن از ظرف‏هاى طلا و نقره حرام است و بنابر احتياط واجب، هرگونه استفاده ديگر، حتى نگه دارى آنها نيز جايز نيست.[51]

آیت الله نورى: خوردن و آشاميدن از ظرف‏هاى طلا و نقره و هرگونه استفاده ديگر، حتى نگه دارى آنها نيز حرام است.[52]

34: آيا خريدن ظرف‏هاى طلا و نقره براى جهيزيه دختر جايز است؟

آيات عظام امام، بهجت، تبريزى، خامنه‏اى و سيستانى: اگر به منظور زينت كردن اطاق و يا نگه دارى آنها مى‏خرند، اشكال ندارد؛ ولى اگر براى خوردن و آشاميدن است، خريدن آنها به اين منظور جايز نيست.[53]

آیت الله وحيد: اگر به منظور نگه دارى آنها مى ‏خرند، اشكال ندارد؛ ولى اگر براى خوردن و آشاميدن و بنابر احتياط واجب، در زينت كردن اطاق است، خريدن آنها به اين منظور جايز نيست.[54]

آیت الله فاضل: اگر به منظور نگه دارى آنها مى‏ خرند، اشكال ندارد؛ ولى اگر براى خوردن و آشاميدن و يا زينت كردن اطاق است، خريدن آنها به اين منظور جايز نيست.[55]

آیت الله مكارم: خريدن آنها بنابر احتياط واجب، جايز نيست.[56]

آیت الله نورى: خريدن آنها حرام است.[57]

آیت الله صافى: اگر به منظور خوردن و آشاميدن و استفاده ‏هاى حرام مى‏ خرند، جايز نيست.[58]

لباس ابريشم

35: حكم پوشيدن لباس ابريشم براى زن و مرد چيست؟

همه مراجع: اگر ابريشم طبيعى و خالص باشد، پوشيدن آن براى مرد حرام است؛ ولى براى زن اشكال ندارد.[59]

36: آيا خريدن پارچه و لباس ابريشم خالص براى داماد، از سوى خانواده دختر جايز است؟

همه مراجع: اگر آن را به منظور پوشيدن براى داماد مى ‏خرند، جايز نيست.[60]

37: آيا پوشيدن لباسى كه آستر آن ابريشم است، براى مرد جايز است؟

همه مراجع (به جز بهجت): خير! جايز نيست.[61]

آیت الله بهجت: بنابر احتياط واجب، جايز نيست.[62]

كروات

38: حكم خريدن و پوشيدن كروات براى داماد چيست؟

آيات عظام امام، خامنه‏ اى، مكارم و نورى: اگر باعث ترويج فرهنگ غرب شود، جايز نيست.[63]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و فاضل: براى مسلمان بهتر است، از لباسى كه باعث تشبه به غيرمسلمانان شود، اجتناب كند.[64]

آيات عظام بهجت و صافى: بنابر احتياط، استفاده نكنند.[65]

آیت الله وحيد: آنچه كه باعث تشبه به غير مسلمانان شود، جايز نيست.[66]

تبصره: اگر در موردى بر پوشيدن كروات مفسده ‏اى مترتب شود، پوشيدن آن حرام مى ‏شود.

شرايط عقد ازدواج

شرايط عقد

39: شرايط عقد ازدواج را بيان كنيد؟

ازدواج داراى شرايطى است؛ از جمله:

ـ به صورت شفاهى صيغه خوانده شود، نه نوشتارى.

ـ قصد إنشاء عقد داشته باشند.

ـ بين ايجاب و قبول، موالات رعايت شود.

ـ صيغه را به صورت صحيح بخوانند.

ـ خواننده صيغه عاقل و بالغ باشد.

ـ زن و مرد به ازدواج راضى باشند.

وكيل عقد ازدواج

40: آيا خود مرد مى ‏تواند از طرف زن، وكيل شود و عقد را بخواند؟

همه مراجع: آرى! مى ‏تواند.[67]

41: در اجراى صيغه عقد، آيا زن هم می تواند از طرف دختر و پسر وكيل شود؟

همه مراجع: آرى! مى ‏تواند.[68]

42: اگر به كسى براى خواندن عقد ازدواج وكالت داديم و بعد پشيمان شديم؛ ولى وكيل صيغه عقد را جارى كرد، آيا عقد صحيح است؟

همه مراجع: اگر پيش از اجراى صيغه عقد، به او اطلاع داده باشيد، صحت عقد منوط به اجازه شما است. اما اگر صيغه عقد را خوانده و بعد به او اطلاع داده ‏ايد، عقد صحيح است.[69]

مجلس عقد

43: آيا زن و شوهر بايد در مجلسى كه صيغه عقد خوانده مى ‏شود، حضور داشته باشند؟

همه مراجع: خير، لازم نيست.[70]

شاهد ازدواج

44: آيا در عقد ازدواج، شاهد گرفتن لازم است؟

همه مراجع: خير، در عقد ازدواج ـ دائم يا موقت ـ حضور شاهد لازم نيست.[71]

عقد در ايام عادت

45: آيا خواندن عقد در حال حيض، صحيح است؟

همه مراجع: آرى! صحيح است.[72]

صيغه عقد دائم و موقّت

46: اگر مردى بخواهد دخترى را به عقد دائم خود درآورد، چگونه صيغه بخواند؟

همه مراجع: پس از تعيين مَهر، مرد به وكالت از طرف زن بگويد: «أنكَحتُ مُوكِّلَتى (بعد از آن نام زن ذكر شود) نَفْسى‏ عَلَى الْمَهرِ المَعلُوم» سپس از طرف خودش بگويد: «قَبِلْتُ النِّكاحَ لِنَفْسى»

صيغه عربى

47: آيا در عقد ازدواج ـ دائم يا موقّت ـ عربى خواندن شرط است؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى، تبريزى، مكارم، سيستانى و وحيد: بنابر احتياط واجب، بايد صيغه به عربى صحيح خوانده شود.[73]

آیت الله بهجت: خير شرط نيست! بلكه مى ‏توانند به هر زبانى كه خواستند بخوانند. اما احتياط مستحب (بهتر) آن است كه به عربى بخوانند.[74]

آيات عظام صافى، فاضل و نورى: بايد صيغه به عربى صحيح خوانده شود.[75]

48: كسى كه معناى لفظ عربى صيغه ازدواج را نمى ‏داند، مى‏ تواند آن را بخواند؟

همه مراجع (به جز بهجت): خير! جايز نيست؛ مگر آنكه معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و كلمات آن را صحيح ادا كند.[76]

آیت الله بهجت: بنابر احتياط واجب، نمى‏ تواند آن را به عربى بخواند؛ مگر آنكه بخواهد ترجمه آن را به زبان فارسى و يا زبان ديگرى جارى كند. در اين صورت احتياط مستحب آن است كه هر دو را بخواند (عربى و ترجمه آن).[77]

صيغه فارسى

49: آيا زن و مرد مى ‏توانند خودشان صيغه ازدواج را به فارسى بخوانند، يا اينكه بايد وكيل بگيرند تا عربى خوانده شود؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى، سيستانى، صافى، مكارم، نورى و وحيد: اگر نمى‏ توانند خودشان به صورت عربى صحيح بخوانند، مى ‏توانند به فارسى و يا هر زبان ديگرى صيغه را اجرا كنند؛ ولى بايد در همان زبان، لفظى را بگويند كه معناى «زَوَّجتُ» و «قَبِلتُ» را بفهماند و لازم نيست وكيل بگيرند.[78]

آیت الله بهجت: خواندن عقد نكاح به زبان فارسى ويا هر زبان ديگرى، جايز است؛ هر چند توانايى بر خواندن زبان عربى هم داشته باشند و وكيل گرفتن لازم نيست.[79]

آيات عظام تبريزى و فاضل: اگر نمى‏ توانند خودشان به صورت عربى صحيح بخوانند، چنانچه گرفتن وكيل برايشان ممكن باشد ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد وكيل بگيرند و اگر ممكن نيست، مى ‏توانند خودشان به زبان فارسى و يا هر زبان ديگرى صيغه را اجرا كنند؛ ولى بايد در همان زبان، لفظى را بگويند كه معناى « زَوَّجتُ» و « قَبِلتُ» را بفهماند.[80]

تبصره: صيغه عقد دائم به زبان فارسى اين است كه پس از تعيين مَهر، نخست دختر بگويد: «خود را همسر تو كردم به مَهر تعيين شده». سپس مرد بگويد: «اين ازدواج را قبول كردم».

غلط خواندن عقد

50: اگر در خواندن عقد نكاح يك حرف يا بيشتر اشتباه شود، آيا عقد باطل است؟

همه مراجع: اگر معناى آن عوض شود، عقد باطل است.[81]

51: اگر هنگام عقد نام پسر يا دختر به طور اشتباه خوانده شود، آيا عقد صحيح است؟

همه مراجع: اگر مقصود معلوم باشد، عقد صحيح است.[82]

عقد اينترنتى

52: چت كردن با اشخاص مختلف، به انگيزه پيدا كردن فرد مورد نظر براى ازدواج با او، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد و باعث مفسده نشود، اشكال ندارد.[83]

53: آيا مى‏توان با يك دختر ناشناس در اينترنت، از طريق چت و به صورت زنده ازدواج موقت كرد؟

همه مراجع: اگر ناشناس باشد، جايز نيست.[84]

54: آيا جايز است، عقد ازدواج را از طريق چت و به صورت آنلاين و زنده، اجرا كرد؟

همه مراجع: اگر شرايط صحّت عقد را رعايت كنند و صداى يكديگر را بشنوند و بين جملات آنان فاصله طولانى نيفتد، اشكال ندارد و عقد صحيح است.[85]

55: آيا در اينترنت و چت با ديگرى، مى‏ شود عقد موقت را با انجام تايپ اجرا كرد؟

همه مراجع: خير، با تايپ كردن، عقد صحيح نيست.[86]

عقد تلفنى

56: آيا مى ‏توان از طريق تلفن، صيغه عقد را جارى ساخت؟

همه مراجع: آرى، خواندن عقد با تلفن جايز است.[87]

ازدواج اجبارى

57: پدر و مادرم مرا به ازدواج با پسرى در آورده ‏اند؛ در حالى كه هيچ گونه رضايتى به آن ندارم، تكليف ازدواج ما چگونه است؟

همه مراجع: رضايت زن و مرد به ازدواج شرط است و بدون آن عقد صحيح نيست.[88]

58: اگر دختر عقد را با كراهت اجازه دهد؛ ولى در باطن به آن رضايت داشته باشد آيا عقد صحيح است؟

همه مراجع: آرى! عقد صحيح است.[89]

اذن پدر در ازدواج

اجازه پدر

59: آيا از نظر تكليفى، بدون تحصيل رضايت پدر دختر، مى‏ توان دختر را عقد كرد؟

آيات عظام امام، سيستانى و نورى: بايد با اجازه پدر يا جد پدرى دختر باشد.[90]

آيات عظام بهجت، تبريزى، صافى، فاضل، مكارم و وحيد: احتياط واجب آن است كه با اجازه پدر يا جد پدرى دختر باشد.[91]

60: ما دو نفر همكار مجرد هستيم، براى آنكه روابطمان از نظر شرعى دچار مشكل نشود و به گناه كشيده نشويم؛ مى‏ توانيم بدون اجازه پدر دختر، صيغه محرميت بخوانيم؟

همه مراجع: روابط كارى و تحصيلى باعث نمى ‏شود، اذن پدر يا جد پدرى دختر از اعتبار بيفتد.[92]

61: در صورتى كه ولىّ دختر باكره به اصل ازدواج دخترش با جوانى راضى است؛ ولى نسبت به خصوصيات ازدواج (مانند مقدار مَهر و تعيين زمان عقد و عروسى و…) مخالف است و خود پسر و دختر توافق دارند؛ آيا در اين صورت هم اجازه پدر لازم است؟

همه مراجع: اگر پدر با اصل ازدواج موافق است، ولى نسبت به خصوصيات آن مخالف مى‏ باشد؛ در اين صورت اجازه او لازم نيست و عقد صحيح است.[93]

62: اگر پدر دختر به ازدواج دائم با جوانى اجازه دهد؛ آيا آنان مى ‏توانند براى آشنايى از خصوصيات يكديگر، بدون اطلاع خانواده دختر عقد موقّت بخوانند؟

همه مراجع: در اين فرض نيز اعتبار اجازه پدر دختر، براى خواندن عقد موقت ساقط نمى ‏شود.[94]

اجازه پسر

63: آيا در ازدواج پسر، نياز به اجازه پدر است؟

همه مراجع: اگر به حد بلوغ و رشد رسيده است، نياز به اجازه و رضايت پدر نيست؛ ولى با وجود آن بهتر است، موافقت او را به دست آورد.[95]

رضايت قلبى پدر

64: اگر پدر دختر، نسبت به ازدواج دخترش اظهار رضايت كند؛ ولى از قرائت صيغه عقد بى ‏اطلاع باشد و در جلسه عقد حاضر نباشد، آيا عقد جارى شده بدون اطلاع او صحيح است؟

همه مراجع: اگر هنگام قرائت صيغه عقد به آن راضى باشد، عقد صحيح است و حضور او در مجلس عقد شرط نيست.[96]

65: اگر دختر گفت: پدر و مادرم رضايت قلبى به ازدواج دارند؛ آيا مى‏ توان به گفته او ـ بدون اذن پدر ـ با وى ازدواج كرد؟

همه مراجع: در اذن پدر، اظهار لازم است و رضايت قلبى كافى نيست.[97]

  1. چنانچه در ازدواج با دختر باكره، بدانيم پدرش به آن رضايت مى‏ دهد؛ آيا همين مقدار از رضايت باطنى كفايت مى‏ كند يا اينكه نياز به اجازه دارد؟

همه مراجع: خير! بايد رضايت ابراز و اظهار گردد.[98]

اجازه بعد از عقد

67: اگر دختر، بدون اذن پدر ازدواج كرد و بعد پدر آن عقد را تنفيذ نكرد، تكليف چيست؟ آيا عقد باطل است؟

آيات عظام امام، تبريزى، سيستانى و نورى: عقد باطل است و بدون اجراى طلاق، مى ‏توانند از يكديگر جدا شوند.[99]

آيات عظام بهجت و فاضل: خير! عقد صحيح است و اگر بخواهند از يكديگر جدا شوند، بايد صيغه طلاق را جارى كنند.[100]

آيات عظام خامنه ‏اى، صافى، مكارم و وحيد: اگر پدر عقد را تنفيذ نكند، احتياط [واجب‏] آن است كه نگاه محرمانه به يكديگر نكنند و مرد زن را طلاق دهد.[101]

68: آيا صيغه عقد، در صورتى كه بعداً رضايت پدر جلب شود، درست است و آن دختر محرم و همسر شرعى آن پسر محسوب مى‏ شود؟

همه مراجع: اگر شرايط عقد رعايت شود و پدر دختر بعد از آگاهى آن را اجازه دهد، عقد صحيح است.[102]

مخالفت پدر

69: در صورتى كه دختر و پسرى هم كفو باشند؛ ولى پدر دختر مخالف ازدواج آنها باشد، آيا باز هم رضايت او لازم است (بايد توجه داشت دختر بالغ و رشيده است و نياز به ازدواج دارد)؟

همه مراجع (به جز بهجت، خامنه ‏اى، صافى و تبريزى): اگر پسر ـ شرعاً و عرفاً ـ كفو و همتاى دختر باشد، اجازه پدر لازم نيست.[103]

آيات عظام بهجت و تبريزى: اگر پسر ـ شرعاً و عرفاً ـ كفو و همتاى دختر بوده و ازدواج به مصلحت او باشد، اجازه پدر لازم نيست.[104]

آيات عظام خامنه ‏اى و صافى: اگر پسر ـ شرعاً و عرفاً ـ كفو و همتاى دختر باشد و كفو ديگرى نيز پيدا نشود، اجازه پدر لازم نيست.[105]

دختر مستقل

70: آيا دخترى كه درآمدى دارد و مستقل است، مى ‏تواند بدون اجازه پدرش ازدواج كند؟

امام: بايد با اجازه پدر يا جدّ پدرى دختر باشد.[106]

آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى، صافى، فاضل، مكارم و وحيد: احتياط واجب آن است كه با اجازه پدر يا جدّ پدرى دختر باشد.[107]

71: دخترى كه بيش از سى سال دارد و هنوز باكره (دوشيزه) باقى مانده است؛ آيا براى ازدواج نياز به اجازه پدر است؟

همه مراجع: بالا بودن سن دختر، اعتبار اذن پدر يا جد پدرى را ساقط نمى‏ كند.[108]

دختر غير باكره

72: اگر دختر بكارتش را در دوران كودكى از دست داده باشد (البته نه از راه نامشروع؛ بلكه مثلاً با بازى و ورزش)، آيا در ازدواج با او، اجازه پدر شرط است؟

همه مراجع: اين دختر حكم دختر باكره را دارد.[109]

رابطه نامشروع‏

73: با يك دخترى (رشيده) رابطه نامشروع داشتم كه موجب بى‏ عفتى ايشان گرديده!! آيا بدون اذن پدر ايشان مى‏توانم با او ازدواج كنم؟

همه مراجع (به جز بهجت و سيستانى): آرى! در اينجا اجازه لازم نيست.[110]

آيات عظام بهجت و سيستانى: بايد با اجازه پدر يا جدّ پدرى باشد.[111]

74: كسى كه با دخترى زنا كرده و بكارتش را از بين برده مى ‏تواند با او ازدواج كند؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: آرى! مى‏ تواند با او ازدواج كند؛ ولى احتياط مستحب آن است كه اين ازدواج بعد از گذشت يك حيض باشد.[112]

آيات عظام تبريزى و وحيد: آرى! مى‏ تواند با او ازدواج كند؛ ولى احتياط واجب آن است كه اين ازدواج، بعد از گذشت يك حيض باشد.[113]

آیت الله سيستانى: اگر دختر توبه كند، مى‏ تواند با او ازدواج كند؛ ولى احتياط مستحب آن است كه اين ازدواج بعد از گذشت يك حيض باشد.[114]

ازدواج بعد طلاق

75: اگر دختر باكره ‏اى شوهر كند و بدون اينكه با او نزديكى شود، طلاق بگيرد؛ آيا ازدواج با او نياز به اجازه پدر دارد؟

آيات عظام امام و سيستانى و نورى: آرى! بايد با اجازه او باشد[115]

آيات عظام بهجت، تبريرى، خامنه‏ اى، صافى، فاضل، مكارم و وحيد: بنابر احتياط واجب، بايد با اجازه او باشد.[116]

عقد غيرباكره

76: اگر به اعتقاد اينكه، دختر باكره است با او ازدواج كند، آن‏گاه بعد از عقد متوجه شود كه بكارتش از بين رفته؛ آيا عقد صحيح است؟ آيا از مهر چيزى كسر مى ‏شود؟

همه مراجع: آرى! عقد صحيح است و بايد مقدار تفاوت مهريه دختر باكره و غير باكره همانند و هم شأن او را در نظر گرفت و به نسبت آن از مهريه او كم كرد.

به عنوان مثال اگر مهريه اين دختر صد سكه و مهريه دختر باكره هم شأن او هشتاد سكه و مهريه دختر غيرباكره هم شأن او شصت سكه طلا باشد؛ در اين صورت شوهر مى‏ تواند 75 سكه طلا به همسرش بدهد.[117]

فوت پدر

77: دختر باكره رشيده ‏اى كه پدرش فوت كرده، اجازه چه كسى براى عقد او لازم است؟

همه مراجع: در ازدواج با دختر باكره ـ به جز اجازه پدر و يا جدّ پدرى ـ اجازه فرد ديگرى لازم نيست.[118]

اجازه پدر مفقودالأثر

78: دخترى كه پدرش مفقودالأثر است، آيا مى‏ توان بدون اجازه از كس ديگرى با او ازدواج كرد؛ يا اينكه بايد صبر كرد تا وضعيت پدرش معلوم شود (البته دختر جد پدرى ندارد)؟

همه مراجع: اگر دختر به شوهر كردن نياز داشته باشد، اجازه لازم نيست.[119]

مَهريه

مقدار مَهريه

79: مقدار مَهريه چقدر بايد باشد؟ آيا قرار دادن مَهريه زياد بر خلاف شرع است؟

همه مراجع: در دين اسلام براى مَهريه، حد معينى بطور لزوم معين نشده است؛ بلكه بر اساس توافق و رضايت زن و شوهر انجام مى‏ گيرد. اما مستحب است مقدار آن از مَهر السنة (پانصد درهم) بيشتر نگردد و نيز كمترين مقدار آن طورى باشد كه در نظر عرف داراى ارزش باشد.[120]

حق تعيين مَهريه

80: تعيين مَهريه حق چه كسى است؟ آيا حق دختر است يا پدر و مادر؟

همه مراجع: از نظر شرعى تعيين مَهريه حق دختر است؛ ولى مشورت و رعايت احترام پدر و مادر و بستگان، كار بسيار پسنديده ‏اى است.[121]

عقد بدون مَهر

81: اگر در عقد ازدواج مَهريه ذكر نشود، آيا عقد باطل است؟

همه مراجع: اگر عقد موقّت باشد عقد باطل مى ‏شود؛ ولى عقد دائم بدون ذكر مَهر صحيح است.[122]

82: اگر مردى قصد پرداختن مَهريه همسرش را نداشته باشد، آيا اين عقد آنها باطل است؟

همه مراجع: عقد صحيح است و مرد بايد مَهريه را بپردازد.[123]

83: اگر مرد هنگام اجراى عقد ازدواج، مَهريه ‏اى را قرار دهد كه مى‏ داند قدرت پرداخت آن را ندارد؛ آيا اين عقد باطل است؟

همه مراجع: خير! عقد صحيح است و بايد مَهريه ‏اى را كه تعيين كرده، به زن بپردازد.[124]

84: مردى فاقد منزل و هرگونه ملكى است؛ ولى در هنگام تعيين مَهريه، به دروغ يك دانگ و نيم از منزل مسكونى را مَهر زن مى ‏كند و بر اساس آن عقد دائم مى ‏خوانند. تكليف عقد و مَهريه چگونه است؟

همه مراجع: در فرض ياد شده، عقد صحيح است؛ ولى مَهريه باطل است و اگر شوهر نزديكى كرده باشد، بايد مَهرالمثل به همسر خود بپردازد.[125]

مطالبه مَهريه

85: آيا زن بعد از اجراى عقد ازدواج، مى ‏تواند مَهريه خود را مطالبه كند؟

همه مراجع: در صورتى كه هنگام خواندن عقد براى پرداخت مَهر، مدتى معين نكرده باشند و مرد نيز قدرت و توانايى مالى داشته باشد، مى ‏تواند مهر خود را از او مطالبه كند.[126]

86: اگر زن مَهريه خود را از شوهر مطالبه كند، وظيفه او چيست؟

همه مراجع: اگر براى مَهريه مدت تعيين نشده، چنانچه بتواند بدهى او را بدهد، بايد در أسرع وقت آن را بپردازد و اگر به تأخير بيندازد، گناه ‏كار است.[127]

87: مردى كه قادر به پرداخت مَهريه همسرش نيست، آيا زن مى ‏تواند از او مطالبه كند؟

همه مراجع: اگر مرد غير از خانه ‏اى كه در آن نشسته و اثاثيه و چيزهاى ديگرى كه به آنها نياز دارد و يا در شأن او است چيز ديگرى نداشته باشد؛ زن حق ندارد طلب خود را از او بخواهد؛ بلكه بايد صبر كند تا بتواند او سر فرصت، بدهى خود را بدهد.

88: دخترى كه در دوران عقد تا عروسى در خانه پدر زندگى مى ‏كند؛ آيا مى ‏تواند مَهريه خود را طلب كند (با اينكه هنوز هيچ تمكينى نكرده است)؟

همه مراجع: در صورتى كه هنگام خواندن عقد، براى پرداخت مَهر مدتى معين نكرده باشند و مرد نيز قدرت و توانايى مالى داشته باشد؛ مى‏ تواند مَهر خود را از او مطالبه كند.[128]

پرداخت مَهريه

89: اگر زن مَهريه ‏اش را از شوهر طلب كند؛ ولى او قادر به پرداخت آن نباشد، تكليف چيست؟

همه مراجع: اگر شوهر به جز خانه و اثاثيه آن و چيزهاى ديگرى كه به آنها نياز دارد و يا در شأن او است، چيز ديگرى نداشته باشد، زن نمى ‏تواند طلب خود را از او بخواهد؛ بلكه بايد صبر كند تا او بتواند بدهى خود را بپردازد.[129]

90: اگر مردى در هنگام اجراى عقد ازدواج شرط كند كه در صورت توانايى مَهريه را بپردازد؛ آيا زن مى‏ تواند در حال نادارى تقاضاى مَهريه كند؟

همه مراجع: خير! در صورت عدم توانايى شوهر، زن حق مطالبه ندارد.[130]

91: اگر مرد بعد از ازدواج، قدرت پرداختن مَهريه را نداشته باشد؛ آيا زن مى‏ تواند از نزديكى او جلوگيرى كند؟

همه مراجع: اگر در عقد ازدواج براى پرداخت مَهريه مدت معين نشده باشد، مى ‏تواند از نزديكى شوهر جلوگيرى كند؛ ولى اگر پيش از گرفتن مَهريه به نزديكى راضى شود و شوهر با او نزديكى كند، ديگر نمى‏ تواند بدون عذر شرعى از نزديكى او جلوگيرى كند.[131]

92: اگر مادر يا پدر شوهر، مَهريه عروس را قبول كند؛ آيا پرداختن مَهريه بر عهده آنها است يا شوهر؟

همه مراجع: هر كس مَهريه دختر را قبول كند، بر عهده او است.[132]

تبصره: البته بهتر است، نخست آن را به داماد ببخشد.

مَهريه و تمكين

93: اگر زن از حقوق شرعى و واجب شوهر سرپيچى كند (براى مثال تمكين نكند يا بدون اجازه از منزل بيرون رود)، آيا مرد مى ‏تواند مَهريه او را ندهد؟

همه مراجع: خير! حق ندارد به اين بهانه مهريه او را ندهد.[133]

كاهش ارزش مَهريه

94: آيا پرداخت مَهريه، به همان مبلغى است كه قبلاً معين شده و يا بايد به نرخ روز محاسبه شود؟

آيات عظام امام، بهجت، تبريزى، سيستانى، فاضل و وحيد: بايد همان چيزى كه معين شده، بپردازد. اگر اسكناس مَهر قرار داده شد، همان مبلغ تعيين شده را بدهكار است و به روز محاسبه نمى‏ شود.[134]

آيات عظام بهجت و خامنه ‏اى: اگر زمان زيادى بر مَهريه گذشته، احتياط واجب آن است كه مصالحه كنند.[135]

آیت الله صافى: اگر فاصله زمانى به قدرى طولانى باشد كه اختلاف ارزش مَهريه زياد و غير متعارف باشد ـ به طورى كه در نظر عرف پرداختن آن به مبلغ سابق بدل آن محسوب نشود و در اين مدت نيز زن مطالبه مى ‏كرده است ـ بايد به نرخ روز محاسبه شود؛ ولى با وجود آن احتياط اين است كه دو طرف با مصالحه و تراضى رفع اختلاف كنند و در غير اين صورت بايد مرد همان مقدار مهر را كه عقد برآن خوانده شده، بپردازد.[136]

آیت الله مكارم: اگر فاصله زمانى به قدرى زياد باشد كه ارزش پول فوق‏العاده كاهش يابد ـ به طورى كه در نظر عرف اداى دين محسوب نشود مانند مَهريه ‏هاى مربوط به ده، بيست سال قبل ـ بايد معادل روز در نظر گرفته شود و يا لااقل مصالحه شود.[137]

آیت الله نورى: بايد به نرخ روز محاسبه شود.[138]

95: در عقدنامه، مَهريه خانمى به اين صورت ذكر شده است: «مقدار بيست مثقال طلا به قيمت ده هزار تومان» آيا مَهريه بيست مثقال طلا است، يا ده هزار تومان؟

همه مراجع: در فرض ياد شده، بيست مثقال طلا بر عهده شوهر است.[139]

بخشش مَهريه

96: اگر مَهريه زن عين خارجى (مانند خانه، ماشين و…) باشد و سپس آن را به شوهر ببخشد، آيا مى ‏تواند دوباره آن را پس بگيرد؟

همه مراجع (به جز تبريزى و صافى): اگر هنوز عين خارجى در اختيار شوهر است و آن را به ديگرى واگذار نكرده مى ‏تواند دوباره آن را پس بگيرد هر چند نگرفتن بهتر است.[140]

آيات عظام تبريزى و صافى: اگر آن را در اختيار شوهر قرار داده باشد، بنابر احتياط واجب نمى ‏تواند آن را پس بگيرد.[141]

97: اگر زن مَهريه خود را ـ كه در ذمه شوهر است ـ به او ببخشد بعد پشيمان شود، آيا مى ‏تواند آن را از شوهر طلب كند؟

همه مراجع: اگر مَهريه در ذمه شوهر بوده و ابرا كرده (بخشيده) است، نمى ‏تواند از او مطالبه كند.[142]

تغيير مَهريه

98: دخترى را يك بار با 500 هزار تومان و پس از چند ماه با مَهريه سى سكه بهار آزادى عقد دومى مى‏ خوانند بدون انحلال عقد اول اينك كدام يك بر عهده پسر است؟

همه مراجع: اگر عقد اول بر مَهريه پانصد هزار تومان خوانده شده، مَهريه همين مقدار است و عقد دوم هيچ اثرى ندارد و نوشتن سى سكه در قباله محضرى، هيچ حقى براى زن ايجاد نمى‏ كند، مگر آنكه در ضمن عقد لازم ديگرى شرط كنند كه سى سكه بر مَهريه اول اضافه گردد.[143]

مَهريه تشريفاتى

99: عده‏اى براساس برخى سنت‏ ها، در محضر مراجع و علماء، عقد ازدواج را با مَهريه معين (14 سكه) جارى مى‏ سازند و سپس در هنگام اجراى تشريفات و ثبت رسمى، مقدار مَهريه را تغيير مى ‏دهند؛ حكم شرعى آن چيست؟

همه مراجع: مَهريه همان است كه عقد بر آن واقع شده است و چنانچه بعد از عقد با يكديگر مصالحه كنند، اشكال ندارد.[144]

ارث مَهريه

100: مَهريه ميّت به چه كسانى مى ‏رسد؟

همه مراجع: مَهريه دين و بدهى است كه بر عهده شوهر مى ‏آيد و بايد آن را به زن بپردازد و چنانچه زن از دنيا برود، وارثان او مى‏ توانند از شوهرش مطالبه كنند.[145]

101: در صورتى كه شوهر از دنيا برود و مالى نداشته باشد، آيا زن مى ‏تواند مَهريه خود را از پدر يا مادر شوهرش مطالبه كند؟

همه مراجع: خير! زن حق ندارد مَهريه خود را از خانواده شوهر بگيرد؛ چون مَهريه دينى است كه بر ذمّه شوهر قرار گرفته است.[146]

تبصره: اگر كسى غير از شوهر، مَهريه را بر عهده گرفته باشد، او ضامن است و زن بايد از او مطالبه كند.

مَهريه زنا

102: اگر كسى با دخترى زنا كند، آيا مَهرى بر عهده او مى‏ آيد؟

همه مراجع: اگر با اكراه دختر، اين عمل انجام گرفته است، بايد مَهرالمثل بپردازد و اگر با رضايت او بوده، مَهرى تعلّق نمى ‏گيرد.[147]

تصرّف در مَهريه

103: آيا زن مى ‏تواند هرگونه تصرفى در مَهريه‏ اش انجام دهد؟

همه مراجع: مَهريه ملك زن است و اختيار تصرف با خود او است.[148]

مراسم عروسى

عروسى در ماه محرّم

104: آيا مراسم عقد و عروسى در ماه محرم و صفر جايز است؟

همه مراجع: برگزارى اين نوع مراسم، اگر توأم با معصيت و يا هتك حرمت حضرت سيدالشهداء عليه السّلام نباشد، اشكال ندارد. اما براى مؤمنان سزاوار است كه حرمت اين ايام را پاس بدارند و از انجام دادن كارهاى شادى آفرين، اجتناب كنند.[149]

آواز خوانى زن

105: آيا غنا و آواز خوانى زن در شب عروسى جايز است؟

همه مراجع (به جز سيستانى و مكارم): اگر محتواى آن باطل نباشد، اشكال ندارد.[150]

آيات عظام مكارم و سيستانى: بنابر احتياط واجب جايز نيست.[151]

تبصره: بايد توجه كرد كه در صورتى آوازخوانى زن در شب عروسى جايز است كه صداى او را مرد أجنبى نشنوند و به همراه آن موسيقى لهوى نيز بكار نرود.

106: در شب عروسى آواز زن را بر روى نوار يا سى دى ضبط مى‏ كنند، آيا بر زنان جايز است در روزهاى ديگر نيز آن را گوش كنند.

همه مراجع: خير! جواز استماع آوازخوانى زن مختصّ به شب عروسى است و گوش دادن به نوار ضبط شده آن در شب‏ هاى ديگر جايز نيست.[152]

107: آيا جايز است زن در شب عروسى (در مجلس زنان) غنا و آواز بخواند و عده ‏اى به رقص و زدن بر روى ميز و صندلى مشغول شوند، حكم چنين مجلسى از نظر شرع چيست؟ (البته از آلات موسيقى استفاده نمى ‏شود)

همه مراجع (به جز تبريزى و خامنه‏ اى): در فرض مذكور اشكال دارد.[153]

آیت الله تبريزى: اگر مرد يا پسر مميز در مجلس زنانه حضور نداشته باشند و از موسيقى لهوى نيز استفاده نكنند آواز زن در مجلس زنان و رقص زن براى زنان و زدن بر ميز و صندلى و مانند آن كه از آلات موسيقى محسوب نمى‏ شود، اشكال ندارد.[154]

آیت الله خامنه ‏اى: اگر كيفيت زدن به شيوه متداول در عروسى‏هاى سنّتى باشد و لهو محسوب نشود و نيز رقص زن براى زنان باعث تحريك شهوت و يا مفسده ديگر نگردد، اشكال ندارد.[155]

108: اگر زن در شب عروسى غنا بخواند آيا مردان (محرم و نامحرم) مى ‏توانند به آن گوش فرا دهند؟

همه مراجع (به جز صافى): اگر باعث تهييج شهوت مرد گردد، جايز نيست. (خواه محرم باشد يا نامحرم)[156]

آیت الله صافى: خير! استماع آن بر مرد حرام است. (خواه محرم باشد يا نامحرم)[157]

109: حكم گوش دادن به آواز زن چگونه است؟

آيات عظام صافى، فاضل، بهجت، امام، وحيد و مكارم: گوش دادن به آن جايز نيست.[158]

آيات عظام تبريزى، سيستانى، خامنه ‏اى و نورى: گوش دادن به آواز زن اگر غناء نباشد و باعث التذاذ جنسى و تهييج شهوت نشود و مفسده ‏اى بر آن مترتب نگردد، اشكال ندارد.[159]

تبصره: غناء عبارت است از ترجيع صدا به نحوى كه طرب‏ انگيز و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد.

مجالس موسيقى

110: استفاده از آهنگ‏هاى مبتذل (موسيقى حرام) در مجالس عروسى زنان چه حكمى دارد؟

همه مراجع: گوش دادن به موسيقى حرام ـ هر چند در مجالس عروسى زنان باشد ـ جايز نيست.[160]

تبصره: «موسيقى» و «غنا» دو مقوله هستند. آنچه كه در مجالس عروسى زنان جايز شمرده شده غنا و آوازخوانى زن است ولى موسيقى لهوى در هر حال و زمانى حرام است.

111: گوش دادن به موسيقى غير لهوى كه خواننده ‏اش زن است براى بانوان چه حكمى دارد؟

همه مراجع: به طور كلى گوش دادن به غنا و خوانندگى ديگران (خواه مرد باشد يا زن) حرام است هر چند آهنگى كه همراه آن نواخته مى‏شود از نوع غير لهوى آن باشد.[161]

112: در صورتى كه در مجلسى، مجبور باشيم موسيقى مطرب و لهوى را تحمّل كنيم، آيا باز هم مرتكب گناه شده ‏ايم؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثير مى ‏دهيد ـ با فراهم بودن ساير شرايط ـ بايد نهى از منكر كنيد. اگر نمى‏پذيرند ـ چنانچه حضور شما در آنجا باعث استماع موسيقى حرام و يا تأييد گناه گردد ـ مجلس را ترك كنيد؛ مگر آنكه باعث فتنه و فساد شود. در اين صورت ماندن در آن محل به مقدار ضرورت، اشكال ندارد. البته در صورت امكان بايد از گوش دادن به موسيقى حرام، اجتناب ورزيد و اگر صداى آن بدون دلخواه به گوش شما رسيد، اشكال ندارد.[162]

113: شركت در مجالسى كه موسيقى و ترانه مبتذل پخش مى‏ كنند ـ در حالى كه تذكّر دادن فايده ندارد ـ چگونه است؟

همه مراجع: شركت در مجالسى كه باعث استماع موسيقى حرام و يا تأييد گناه مى ‏گردد، جايز نيست؛ مگر آنكه بتواند نهى از منكر كند.[163]

دف و دايره

  1. حكم استفاده از دف و دايره زنگى در عروسى چيست؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى و فاضل: استفاده از آلات موسيقى براى نواختن موسيقى مطرب و لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى) جايز نيست و بين مجلس عروسى و غير آن تفاوتى نيست.[164]

آيات عظام بهجت و صافى: استفاده از آن جايز نيست و بين مجلس عروسى و غير آن تفاوتى نيست.[165]

آيات عظام تبريزى، مكارم، نورى، سيستانى، وحيد: استفاده از آلات موسيقى براى نواختن موسيقى لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى) جايز نيست و بين مجلس عروسى و غير آن تفاوتى نيست.[166]

115: آيا جايز است همراه غنا و آوازخوانى زن در مجالس عروسى دف و دايره بزنند؟

همه مراجع (به جز سيستانى و مكارم): آواز خوانى زن در شب عروسى اشكال ندارد ولى بايد از دف و دايره زدن اجتناب شود.[167]

آيات عظام سيستانى و مكارم: آواز خوانى زن در شب عروسى بنابر احتياط واجب جايز نيست و دف و دايره زدن حكم ساير آلات موسيقى را دارد.[168]

تبصره: بايد توجه كرد كه دف و دايره زدن در اين نوع مجالس غالباً به صورت لهوى مورد استفاده قرار مى‏ گيرد لذا مراجع بزرگوار تقليد آن را حرام مى‏ دانند.

كف زدن

116: حكم دست زدن در مراسم عروسى چيست؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، فاضل، صافى و مكارم: اگر به طور متعارف و غير لهوى باشد، اشكال ندارد.[169]

آيات عظام تبريزى و سيستانى: دست زدن فى نفسه (به تنهايى)، اشكال ندارد.[170]

آیت الله وحيد: احتياط واجب در ترك آن است.[171]

آیت الله نورى: اگر جلف و سبك نباشد، اشكال ندارد.[172]

آلات غير لهوى

117: كوبيدن بر روى ظروف پلاستيكى و حلبى در عروسى ‏ها و غير آن چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): اگر به طور لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش ‏گذرانى كوبيده نشود، اشكال ندارد.[173]

آيات عظام تبريزى و سيستانى: كوبيدن بر ظروف ياد شده حرام نيست.[174]

رقص زن و شوهر

118: آيا رقص زن براى شوهرش يا مرد براى همسرش جايز است؟

آيات عظام امام، وحيد، سيستانى، تبريزى و خامنه ‏اى: آرى! رقص زن براى شوهر و بر عكس آن جايز است.[175]

آیت الله بهجت: بنابر احتياط واجب رقص زن و شوهر براى يكديگر جايز نيست.[176]

آيات عظام فاضل، صافى، نورى، مكارم: تنها رقص زن براى شوهر جايز است.[177]

تبصره1: فرض مسئله جايى است كه زن و شوهر براى يكديگر در خلوت برقصند و كس ديگرى نباشد و نيز حرام ديگرى مرتكب نشوند (مانند گوش دادن به موسيقى حرام و مانند آن).

تبصره2:  كسانى كه فرموده‏ اند رقص مرد براى همسرش جايز است متذكّر شده‏ اند كه هر چند اين كار حرام نيست ولى براى مؤمن سزاوار است از آن اجتناب كند.

رقص داماد

119: رقصيدن داماد در مجلس زنان چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه ‏اى: اگر باعث تحريك شهوت يا ارتكاب حرام يا ترتب مفسده شود، جايز نيست و در غير اين صورت اشكال ندارد ولى‏ براى مؤمن سزاوار آن است كه از لهو اجتناب نمايد.[178]

آيات عظام بهجت، سيستانى، فاضل، وحيد، نورى: بنابر احتياط واجب جايز نيست.[179]

آيات عظام صافى، مكارم: حرام است.[180]

رقص زنان

120: رقص زن براى زن بدون وجود نامحرم در مجالس عروسى، ميهمانى ‏ها و پارتى ‏ها چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه‏ اى،: اگر باعث تحريك شهوت يا ارتكاب گناه و يا ترتب مفسده نشود، اشكال ندارد (ولى براى مؤمن سزاوار آن است كه از لهو اجتناب نمايد).[181]

آيات عظام بهجت، فاضل، نورى، وحيد، سيستانى: بنابر احتياط واجب جايز نيست.[182]

آيات عظام صافى، مكارم: رقص زن براى زن حرام است.[183]

121: حكم رقص زن براى مردان نامحرم چگونه است؟

همه مراجع: حرام است.[184]

122: رقص زن براى محرم چه صورتى است؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى: اگر باعث تحريك شهوت يا ارتكاب گناه و يا ترتب مفسده شود، حرام است و در غير اين صورت اشكال ندارد.[185]

آيات عظام بهجت، فاضل، سيستانى، نورى، وحيد: بنابر احتياط واجب زن نمى‏ تواند براى محارم خود برقصد.[186]

آيات عظام تبريزى، صافى، مكارم: رقص زن براى مردان حرام است، خواه محرم باشند يا نامحرم.[187]

رقص مردان

123: حكم رقص مرد براى مرد را بيان كنيد.

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه ‏اى: اگر باعث تحريك شهوت يا ارتكاب گناه و يا ترتب مفسده نشود اشكال ندارد. (ولى براى مؤمن سزاوار است كه از لهو اجتناب نمايد)[188]

آيات عظام بهجت، فاضل، نورى، وحيد، سيستانى: بنابر احتياط واجب رقص مرد در حضور مردان جايز نيست.[189]

آيات عظام صافى، مكارم: رقص مرد در حضور مردان حرام است.[190]

انواع رقص

124: آيا در حكم رقص فرقى بين رقص انفرادى و دسته جمعى هست؟

همه مراجع: خير! تفاوتى بين آنها نيست.[191]

125: رقص محلّى و سنّتى چه حكمى دارد؟

همه مراجع: تفاوتى ميان انواع رقص‏ ها در حكم نيست.[192]

نگاه به رقص

126: آيا نگاه به رقص در مجلس عروسى جايز است؟

همه مراجع: اگر باعث تحريك شهوت يا استماع موسيقى حرام يا تأييد گناه و يا مفسده گردد، جايز نيست.[193]

127: آيا نگاه كردن رقص از تلويزيون اشكال دارد؟

همه مراجع: نگاه به رقص از تلويزيون، اگر باعث تحريك شهوت يا استماع موسيقى حرام و يا مفسده گردد، جايز نيست.[194]

تبصره: نگاه به رقص از طريق تلويزيون حكم حضور در مجلس گناه را ندارد؛ مگر آن كه باعث گناه و مفسده شود.

شعبده بازى

128: حكم شعبده بازى و تردستى كه در مجالس عروسى و مانند آن رايج است، چيست؟

آيات عظام امام، فاضل و نورى: شعبده بازى و تردستى حرام است.[195]

آیت الله صافى: بنابر احتياط واجب، شعبده بازى و تردستى حرام است.[196]

آیت الله خامنه ‏اى: شعبده بازى حرام است؛ ولى بازى‏ هايى كه در آن سرعت حركت و تردستى وجود دارد (و به عنوان نمايش و سرگرمى انجام مى ‏گيرد) و شعبده محسوب نمى ‏شود، اشكال ندارد.[197]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و وحيد: شعبده بازى، اگر عنوان حرامى بر آن مترتب شود، مانند ضرر رساندن به مؤمن، حرام است.[198]

آیت الله مكارم: بازى‏ هايى كه به عنوان نمايش و سرگرمى و تفريح انجام مى ‏گيرد و هدفى جز تردستى و زرنگى شخص را به دنبال ندارد، جايز است؛ ولى اگر براى اغفال مردم باشد، نوعى از سحر محسوب مى ‏شود و حرام است.[199]

آیت الله بهجت: تمام اقسام شعبده بازى حرام است؛ مگر آنكه نفس كار جايز و از لهو خارج و داراى غرض عقلايى و مشروع باشد.[200]

تبصره: شعبده عبارت است از، واقعى جلوه دادن آنچه كه حقيقت ندارد بر اثر سرعت حركت و انجام كار غير عادى.

129: آيا در آمدى كه از راه شعبده بازى به دست مى‏آيد، حلال است؟

همه مراجع (به جز تبريزى): درآمدى كه از راه شعبده بازى به دست مى‏ آيد، حكم بازى آن را دارد.[201]

آیت الله تبريزى: خير! درآمدى كه از راه شعبده بازى به دست مى ‏آيد، اكل مال به باطل محسوب مى‏ شود (و حرام است).[202]

تماشاى شعبده

130: شركت در مجالس عروسى كه در ضمن آن عده ‏اى شعبده بازى مى ‏كنند، چيست؟ آيا مشاهده آن جايز است؟

آيات عظام امام، فاضل و نورى: شركت در اين گونه مجالس (كه داراى غرض عقلايى است) حرام نيست و اگر در وسط مجلس شعبده بازى انجام گيرد، اگر مشاهده آن باعث تأييد گناه كار شود، جايز نيست و بايد مجلس را ترك كند.[203]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و وحيد: اگر عنوان حرامى بر آن مترتب نشود، مانند ضرر رساندن به مؤمن، مشاهده آن اشكال ندارد.[204]

آيات عظام بهجت، خامنه ‏اى و مكارم: شركت در اين گونه مجالس حرام نيست و اگر در وسط مجلس شعبده بازى از نوع حرام آن انجام گيرد، اگر مشاهده آن باعث تأييد گناه كار شود، جايز نيست و بايد مجلس را ترك كند.[205]

آیت الله صافى: شركت در اين گونه مجالس حرام نيست و اگر در وسط مجلس شعبده بازى انجام گيرد، اگر مشاهده آن باعث تأييد گناه كار شود، جايز نيست و بايد مجلس را ترك كند.[206]

شاباش‏

131: امروزه در مجالس عقد و عروسى شاباش مى ‏دهند؛ آيا اين پول حرام است؟

همه مراجع: اگر در قبال رقص ندهند، اشكال ندارد.[207]

تبصره: اگر پول را در مقابل رقص بدهند، حكم آن تابع حكم رقص است. اگر رقص حرام باشد، اين پول نيز حرام است و در غير اين صورت جايز است.

پوشش در عروسى

132: آيا پوشاندن پشت و روى پا در مقابل نامحرم واجب است؟

همه مراجع (به جز تبريزى و مكارم): آری! بايد آن را از نامحرم بپوشاند.[208]

آیت الله تبريزى: پوشاندن زير چانه واجب است؛ ولى پوشاندن روى پا تا مچ بنابر احتياط واجب است.[209]

آیت الله مكارم: خير! واجب نيست؛ ولى بهتر آن است كه بپوشاند.[210]

تبصره: لازم نيست پشت و روى پا به وسيله جوراب پوشانده شود؛ بلكه اگر به وسيله چادر و مانند آن نيز پوشانده شود، كافى است.

133: آيا به سر كردن چادرهاى بدن ‏نما، در مقابل نامحرم اشكال دارد؟

همه مراجع: آرى! چون اين گونه چادرها، نمى ‏تواند بدن و مو را بپوشاند.[211]

134: پوشيدن لباس‏ هاى تنگ و تحريك كننده ـ كه برجستگى ‏هاى بدن زن در آن پيدا است ـ چه حكمى دارد؟

همه مراجع: پوشيدن اين نوع لباس‏ ها [در فرض مذكور] جايز نيست و بايد آنان را با چادر يا مانتوى مناسب و گشاد بپوشاند.[212]

135: پوشيدن جوراب نازك چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر ظاهر پا در آن پيدا باشد، پوشيدن آن جايز نيست.[213]

پوشش نزد محارم

136: آيا دختران مى ‏توانند با لباس آستين حلقه ‏اى، در برابر پدر و يا برادرشان ظاهر شوند؟

همه مراجع: اگر باعث مفسده نشود، اشكال ندارد.[214]

تبصره: پدر يا برادر در حكم خصوصيتى ندارند؛ بلكه به طور كلى زن مى ‏تواند در برابر تمامى محارم خود، با لباس آستين حلقه‏ اى ظاهر شود؛ مشروط بر آنكه مفسده ‏اى در بين نباشد.

كلاه‏ گيس

137: آيا استفاده از كلاه ‏گيس به جاى روسرى، در مجالس عروسى كفايت مى ‏كند؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى و فاضل: استفاده از آن اشكال ندارد؛ ولى بنابر احتياط واجب، بايد كلاه‏ گيس را از نامحرم پوشاند.[215]

آيات عظام سيستانى، صافى، مكارم و نورى: استفاده از آن اشكال ندارد؛ ولى كلاه ‏گيس خود يك نوع زينت است و بايد از نامحرم پوشانده شود.[216]

آيات عظام بهجت و وحيد: استفاده از آن اشكال ندارد؛ ولى در برابر نامحرم اگر باعث مفسده شود، جايز نيست.[217]

آیت الله تبريزى: استفاده از آن اشكال ندارد؛ ولى اگر زينت محسوب شود، پوشاندن آن از نامحرم واجب است.[218]

خوشبويى زن

138: آيا براى زن جايز است كه عطر بزند و از منزل بيرون رود؟

همه مراجع: خير! جايز نيست.[219]

139: استفاده از مواد نرم كننده كه لباس را كمى خوشبو و لطيف مى ‏كند، براى بانوان چه حكمى دارد؟ آيا بيرون مى ‏توانند برونند؟

همه مراجع: اگر باعث جلب مرد نامحرم بشود جايز نيست.[220]

آرايش زن

140: آيا زن بايد چهره آرايش كرده خود را از نامحرم بپوشاند؟

همه مراجع (به جز مكارم): آرى! بايد از نامحرم بپوشاند.[221]

آیت الله مكارم: بنابر احتياط واجب، بايد از نامحرم بپوشاند.[222]

141: اصلاح صورت و برداشتن موهاى صورت براى دختران و خانم ‏ها چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، سيستانى، مكارم و نورى: اصلاح صورت و برداشتن موهاى صورت بدون آرايش اشكال ندارد (ولى اين كار براى دختران زيبنده نيست).[223]

آيات عظام بهجت و صافى: اين كار فى نفسه براى آنان اشكال ندارد ولى بايد صورت را از نامحرم بپوشانند.[224]

آيات عظام تبريزى، خامنه ‏اى، فاضل و وحيد: اگر زينت محسوب شود پوشاندن آن از مرد نامحرم واجب است.[225]

زينت زن

142: آيا رنگ كردن ابرو زينت بوده و پوشاندن آن از نامحرم واجب است؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى، فاضل و وحيد: اگر زينت محسوب شود، پوشاندن آن از نامحرم واجب است.[226]

آيات عظام بهجت، تبريزى، صافى: پوشاندن آن از نامحرم واجب است.[227]

آيات عظام سيستانى، مكارم، نورى: جزء زينت ممنوع محسوب نمى ‏شود و پوشاندن آن از نامحرم واجب نيست.[228]

143: آيا سرمه چشم از زينت‏ هايى است كه بايد پوشيده شود؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى، فاضل و وحيد: اگر عرفاً زينت محسوب شود، پوشاندن آن واجب است.[229]

آيات عظام سيستانى، مكارم و نورى: پوشاندن آن واجب نيست.[230]

آيات عظام بهجت و صافى: زينت محسوب مى‏ شود و بايد پوشانده شود.[231]

آیت الله تبريزى: اگر نزد زنان كهنسال و يا نزديك به آنان متعارف است، پوشاندن آن واجب نيست و در غير اين صورت بايد پوشانده شود.[232]

144: گذاشتن لنز آرايشى براى بانوان چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز مكارم و نورى): اگر عرفاً زينت محسوب نشود، اشكال ندارد.[233]

آيات عظام مكارم و نورى: اشكال ندارد.[234]

زيورآلات‏

145: اگر زيورآلات زن (مانند گردن بند و النگو) در معرض ديد نامحرم باشد، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز سيستانى): بايد از ديد مرد نامحرم، پوشانده شود.[235]

آیت الله سيستانى: پوشاندن گردن ‏بند از ديد نامحرم واجب است؛ ولى پوشاندن النگو، دستبند، حلقه ازدواج و انگشتر واجب نيست.[236]

146: حكم پوشش انگشتر طلا و حلقه ازدواج بانوان، در صورتى كه در معرض ديد نامحرم باشد، چگونه است؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى و فاضل: بايد از نامحرم پوشانده شود.[237]

آيات عظام سيستانى، مكارم و نورى: پوشاندن آن لازم نيست.[238]

آیت الله تبريزى: پوشاندن انگشترى كه پيش زنان بزرگسال و يا كمى پايين‏ تر متعارف است، واجب نيست.[239]

آیت الله وحيد: بنابر احتياط واجب، بايد از نامحرم پوشانده شود.[240]

ازدواج مجدد

147: آيا مرد متأهل، مى ‏تواند بدون اجازه همسر خود، با زن ديگرى ازدواج موقّت يا دائم كند؟

همه مراجع: آرى! مى ‏تواند و اجازه همسر اول لازم نيست.[241]

148: آيا زن مى ‏تواند در ضمن عقد ازدواج، شرط كند كه شوهر او همسر دوم اختيار نكند؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، فاضل، مكارم و نورى: خير! اين شرط صحيح و نافذ نيست؛ ولى اگر شرط كند كه زن وكيل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد كند، خود را طلاق دهد، صحيح است.[242]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و صافى: آرى! اين شرط صحيح و نافذ است و اگر شوهر بعد از ازدواج به اين شرط عمل نكرد و ازدواج مجدد نمود، گناه كرده است.[243]

آیت الله وحيد: بنابر احتياط واجب، اين شرط صحيح و نافذ نيست؛ ولى اگرشرط كند كه زن وكيل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد كند، خود را طلاق دهد، صحيح است.[244]

149: آيا زن مى ‏تواند مَهريه خود را با شوهرش مصالحه كند كه با زن ديگرى ازدواج نكند؟

آيات عظام امام، خامنه‏ اى، فاضل و نورى: اگر شوهر اين مصالحه را بپذيرد، احتياط واجب آن است كه با زن ديگرى ازدواج نكند.[245]

آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى، صافى، مكارم و وحيد: اگر شوهر اين مصالحه را بپذيرد، واجب است با زن ديگرى ازدواج نكند.[246]

تَدليس‏

معناى تَدليس

150: تدليس چيست؟

 «تدليس» در لغت به معناى فريب دادن و نشان دادن چيزى برخلاف واقع است. در اصطلاح، عبارت است از توصيف زن يا مرد به طورى كه موجب اشتباه و فريب خوردن طرف ديگر در امر ازدواج شود؛ مانند نگفتن عيب ‏هاى او يا ذكر كردن صفاتى كه او ندارد و… به عنوان مثال بگويد: او دكتر يا مهندس و… است كه اگر اين اوصاف گفته نمى ‏شد و يا عيوب او بيان مى ‏گرديد، طرف مقابل راضى به ازدواج نمى‏شد.[247]

151: حكم تدليس را بيان كنيد؟

همه مراجع: اگر تدليس به پنهان كردن عيب هايى باشد كه موجب فسخ عقد مى‏ گردد، طرف مقابل مى ‏تواند عقد را فسخ كند. اما اگر به پنهان كردن عيوب ديگر (مانند نداشتن بكارت و نازايى) و يا ابراز صفات كمال مانند داشتن تخصص، دريافت حقوق بالا و… چنانچه در عقد شرط كرده باشد يا عقد بر اين‏ امور مبتنى شده باشد، مى ‏تواند عقد را فسخ كند.[248]

تبصره: عيوبى كه اگر در زن باشد مرد مى‏ تواند عقد را (بدون طلاق) فسخ كند، عبارت است از: ديوانگى، مرض خوره، مرض بَرَص، كورى، زمين‏گير بودن، افضاد (يكى شدن راه بول و حيض يا راه حيض و غايط) بودن گوشت، استخوان و يا غده‏اى در رحم.

عيوبى كه اگر در مرد باشد، زن مى ‏تواند عقد را (بدون طلاق) فَسخ كند، عبارت است از: ديوانگى، نداشتن آلت مردى، ناتوانى از نزديكى جنسى، كشيده شدن بيضه ‏هاى مرد.[249]

فسخ عقد

152: اگر بعد از عقد ازدواج معلوم شود كه مرد عيبى دارد كه زن مى‏ تواند عقد را فسخ كند، آيا در اين هنگام حق مطالبه مَهر را دارد؟

همه مراجع: اگر بعد از نزديكى عقد را فسخ كند، مى ‏تواند تمام مَهريه خود را از شوهر بگيرد. اما اگر پيش از نزديكى باشد، حق دريافت چيزى را ندارد؛ مگر اينكه شوهرش «عِنّين» باشد كه در اين صورت مى‏ تواند نصف مَهريه خود را از او بگيرد.[250]

تبصره: «عِنّين» به مردى گويند كه توان آميزش جنسى را ندارد.

153: اگر بعد ازدواج معلوم شود كه زن عيبى دارد كه شوهر مى ‏تواند عقد را فسخ كند، آيا زن هنگام فسخ عقد، حق مطالبه مَهر را دارد؟

همه مراجع: اگر پيش از نزديكى عقد را فسخ كند، حق دريافت چيزى را ندارد؛ ولى اگر بعد از نزديكى باشد، مى‏ تواند تمام مَهريه خود را از شوهر بگيرد.[251]

فريب در ازدواج

154: مردى در ازدواج با دخترى با فريب و دروغ، خود را دكتر يا مهندس و… معرفى كند؛ به اين اميد كه رضايت دختر را جلب نمايد!! پس از ازدواج، دختر از فريب مرد آگاهى پيدا مى ‏كند؛ آيا مى‏ تواند عقد را به هم بزند؟ تكليف مَهريه چه مى ‏شود؟

همه مراجع: اگر اين امر در هنگام عقد شرط نشده و يا عقد بر آن مبتنى نشده است، حق فسخ ندارد و اگر چنين بوده، مى ‏تواند عقد را به هم بزند. چنانچه پيش از نزديكى فسخ كند، دختر حق مَهر ندارد و اگر بعد از نزديكى به هم بزند، حق مَهر دارد.[252]

ارتداد همسر

155: اگر زن بفهمد كه شوهرش مرتد شده است، وظيفه ‏اش چيست؟

همه مراجع: اگر مى ‏داند كه شوهر مرتد شده، عقد باطل مى ‏شود و بايد از او جدا شود و عِدّه وفات نگه دارد.[253]

تبصره1: طبق فتواى آیت الله سيستانى اگر ارتداد مرد پيش از نزديكى باشد نگه داشتن عِدّه براى زن بنابر احتياط واجب است.

تبصره2: مرتد عبارت از مسلمانى است كه از اسلام برگردد و كافر شود.

156: با مردى ازدواج كردم كه ظاهراً مذهبى است؛ ولى بعد از يك سال متوجه تحولات اساسى در اعتقاد او شدم. او هيچ نوع از واجبات خود را انجام نمى ‏دهد و آن را مسخره مى‏ كند! به اسلام و انقلاب و روحانيت و حتى پيامبر اسلام صلّى الله عليه و آله اهانت مى‏ كند! تكليف من چيست؟

همه مراجع: تا ارتداد او احراز نشود، رابطه زوجيت باقى است و صِرف ترك واجبات يا ارتكاب محرمات شرعى، موجب ارتداد و خروج از دين نيست.[254]

157: اگر زن انسان از دين اسلام برگردد، تكليف چيست؟

همه مراجع (به جز تبريزى صافى و وحيد): اگر مى ‏داند كه زن مرتد شده ـ چنانچه ارتدادش بعد از نزديكى بوده ـ بايد از او جدا شود و عِدّه وفات نگه دارد. پس اگر در بين عِدّه، مسلمان شود، عقد به قوت خود باقى است و اگر تا پايان عِدّه مرتد بماند، عقد باطل است. اما اگر ارتداد پيش از نزديكى است، عقد باطل مى ‏شود.[255]

آيات عظام تبريزى، صافى و وحيد: اگر مى ‏داند كه زن مرتد شده ـ چنانچه ارتدادش بعد از نزديكى بوده ـ بايد از او جدا شود و عِدّه وفات نگه دارد. پس اگر در بين عِدّه مسلمان شود، بنا بر احتياط واجب چنانچه بخواهد با او بماند، دوباره عقد نمايد و اگر بخواهد جدا شود، طلاق دهد. اما اگر ارتداد پيش از نزديكى است، عقد باطل مى ‏شود.[256]

تبصره: مرتد عبارت از مسلمانى است كه از اسلام برگردد و كافر شود.

ازدواج حرام

ازدواج ‏هاى حرام

158: ازدواج ‏هاى حرام و ممنوع كدام است؟

ازدواج با افراد زير حرام است: محارم، زن شوهردار، خواهرزن، زن عِدّه دار، خواهر و مادر و دختر لواط دهنده، كافر غيركتابى (مانند كمونيست ‏ها و بهايى ‏ها)، ازدواج در حال احرام، ازدواج دائم با زن پنجم.

خواهر لواط دهنده

159: اگر كسى با پسرى لواط كند، چه كسانى بر لواط كننده حرام مى‏ شوند؟

همه مراجع (به جز تبريزى): تنها مادر، دختر و خواهر لواط دهنده، بر لواط كننده حرام مى ‏شود.[257]

آیت الله تبريزى: بنا بر احتياط واجب مادر، دختر و خواهر لواط دهنده، بر لواط كننده حرام مى ‏شود.[258]

160: شخصى با پسرى لواط كرده است؛ ولى شك دارد كه در زمان اين عمل بالغ بوده يا نه. آيا ازدواج با خواهر آن پسر جايز است؟

آيات عظام امام، بهجت و نورى: خير! ازدواج با او جايز نيست.[259]

آيات عظام تبريزى، فاضل، صافى و مكارم: آرى! ازدواج با او جايز است.[260]

آيات عظام سيستانى و وحيد: بنا بر احتياط واجب، ازدواج با او جايز نيست.[261]

تبصره: در موردى كه شك در بلوغ پيدا مى ‏شود، به فتواى همه مراجع بزرگوار، حكم بلوغ در آن جارى نمى ‏شود و از آنجا كه آيات عظام فاضل، تبريزى، مكارم و صافى در حرمت ازدواج با خواهر لواط دهنده، معتقدند كه لواط كننده بايد بالغ باشد، شك در بلوغ به فتواى آنان تأثير در حكم دارد و در نتيجه ازدواج با او را جايز مى ‏نمايد. اما به فتواى ديگران، بلوغ هيچ تأثيرى در حكم ندارد.

161: اگر لواط كننده و لواط دهنده، هر دو نابالغ باشند، آيا باز ازدواج با خواهر لواط دهنده حرام مى ‏شود؟

آيات عظام امام، بهجت و نورى: آرى! ازدواج با خواهر او حرام مى ‏شود.[262]

آيات عظام تبريزى، صافى، فاضل و مكارم: خير! ازدواج با خواهر او حرام نمى ‏شود.[263]

آيات عظام سيستانى و وحيد: بنا بر احتياط واجب، ازدواج با خواهر او حرام نمى‏ شود.[264]

162: اگر كسى شك كند كه نسبت به لواط دهنده نزديكى شده يا نه، آيا ازدواج با خواهر او حرام مى‏ شود؟

همه مراجع: خير! با فرض شك و يا گمان به نزديكى، ازدواج با او حرام نمى‏ شود.[265]

163: شخصى پس از بلوغ با پسر بچه ‏اى نابالغ، وطى (لواط) كرده؛ بعد خواهر او را گرفته است. پس از ازدواج متوجه مى ‏شود كه ازدواج با او حرام بوده؛ اكنون تكليف چيست؟

همه مراجع (به جز تبريزى): در فرض ياد شده، آن زن بر مرد حرام است و بايد از او جدا شود و نياز به طلاق هم ندارد.[266]

آيات عظام تبريزى: بنا بر احتياط واجب، زن بر مرد حرام است و بايد از او جدا شود و بنا بر احتياط طلاق هم بدهد.[267]

خواهر لواط كننده

164:  آيا لواط دهنده، مى‏ تواند با خواهر لواط كننده ازدواج كند؟

همه مراجع: آرى! ازدواج با خواهر او حرام نيست.[268]

ازدواج با شراب خوار

165: آيا ازدواج با شراب خوار جايز است؟

همه مراجع: ازدواج با او جايز است ولى كراهت شديد دارد.[269]

ازدواج با بى‏ نماز

166: آيا ازدواج با شخصى كه نماز نمى ‏خواند، جايز است؟

همه مراجع: ازدواج با او جايز است؛ ولى كراهت دارد.[270]

تبصره: ازدواج با فرد فاسق كراهت دارد و كسى كه نماز نمى ‏خواند، مصداق بارز فسق شمرده مى ‏شود.

ازدواج در عِدّه

167: آيا ازدواج با زنى كه عِدّه‏ اش تمام نشده، باطل است؟

همه مراجع: آرى! عقد باطل است و چنانچه زن و مرد و يا يكى از آن دو، بدانند كه عِدّه زن تمام نشده و عقد كردن زن در عِدّه حرام است، آن زن بر او حرام ابدى مى ‏شود.[271]

168: اگر مردى با زنى كه در عِدّه است، از روى جهل به مسئله، عقد دائم يا موقّت بخواند؛ آيا اين زن بر او حرام ابدى مى ‏شود؟

همه مراجع: اگر هر دو نمى ‏دانستند كه ازدواج با زن عِدّه دار حرام است؛ چنانچه مرد (در زمان عِدّه) با او نزديكى كرده باشد، آن زن بر او حرام ابدى مى ‏شود. اما اگر نزديكى نكرده باشد، تنها عقد باطل است و مى ‏توانند پس از پايان عِدّه، با يكديگر ازدواج كنند.[272]

169: ازدواج با زنى كه ادعا مى‏ كند عِدّه‏ اش تمام شده، چگونه است؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى و نورى: اگر زن مورد اتهام نباشد، سخنش پذيرفته مى ‏شود.[273]

آیت الله مكارم: اگر زن مورد اتهام نباشد و بلكه بنا بر احتياط واجب مورد وثوق باشد، سخنش پذيرفته مى ‏شود.[274]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و فاضل: بنا بر احتياط واجب اگر زن مورد اتهام ‏نباشد، سخنش پذيرفته مى ‏شود.[275]

آيات عظام خامنه ‏اى و وحيد: سخن او پذيرفته مى ‏شود.[276]

تبصره: در صورتى گفتار زن پذيرفته است كه از طلاق يا مرگ شوهرش، به قدرى گذشته باشد كه در آن مدّت، تمام شدن عِدّه ممكن باشد.

مَهريه و بطلان عقد

170: مردى با زنى كه در عدّه است ازدواج مى ‏كند؛ ولى از حكم مسئله آگاه نبوده است!! تكليف مَهريه چگونه است؟

همه مراجع: اگر زن از حرمت و بطلان ازدواج آگاهى ندارد و با مرد همبستر شده، مستحق مَهرالمثل است.[277]

تبصره: عقد در حال عدّه، باطل است و زن و مرد بايد از يكديگر جدا شوند و با توجه به اينكه زن از مسئله آگاهى نداشته و عمل او زنا محسوب نمى‏ شود، مَهرالمثل به او تعلق مى ‏گيرد.

ازدواج با اهل سنّت

171: ازدواج با دختر اهل تسنّن، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اشكال ندارد؛ ولى اگر بترسد كه بر اثر ازدواج با او به گمراهى بيفتد، جايز نيست.[278] تبصره 1: ازدواج با برخى از فرقه‏ ها؛ مانند ناصبى ‏ها و خوارج ـ كه خود را مسلمان مى ‏پندارند، ولى در حقيقت محكوم به كفر هستند ـ جايز نيست.

تبصره 2: عقد ازدواج شيعه و سنّى، در هر صورت صحيح است و مسئله انحراف و گمراهى ربطى به اصل عقد ندارد.

172: حكم ازدواج دختر شيعه با مردى از اهل تسنّن چيست؟

همه مراجع (به جز تبريزى و وحيد): اگر بترسد كه بر اثر ازدواج با او به گمراهى بيفتد، جايز نيست و در غير اين صورت، ازدواج با او كراهت دارد.[279]

آيات عظام تبريزى و وحيد: اگر بترسد كه بر اثر ازدواج با او به گمراهى بيفتد، جايز نيست و در غير اين صورت، بنا بر احتياط واجب، با او ازدواج نكند.[280]

تبصره: ازدواج با برخى از فرقه‏ ها، مانند غاليان، ناصبى ‏ها و خوارج ـ كه خود را مسلمان مى ‏پندارند، ولى در حقيقت محكوم به كفر هستند ـ جايز نيست.

173: آيا در ازدواج با دختر اهل تسنّن، اجازه پدر او لازم است؟

همه مراجع: اگر در مذهب آنان اجازه پدر در ازدواج شرط نباشد، اجازه لازم نيست.[281]

تبصره: اكثر فرق اهل تسنّن در ازدواج دختر باكره اذن پدر را لازم مى ‏دانند.[282]

ازدواج با غيرمسلمان

ازدواج با غيرمسلمان

174: آيا يك مرد مسلمان، مى ‏تواند با يك زن غيرمسلمان ازدواج دائم كند؟

آيات عظام امام و سيستانى: اگر آن زن كافر غير كتابى است، ازدواج دائم با او حرام است. بنابر احتياط واجب، ازدواج دائم با زن كتابى نيز جايز نيست.[283]

آيات عظام بهجت، خامنه ‏اى و فاضل: خير، مرد مسلمان نمى ‏تواند با زن كافر ازدواج دائم كند؛ خواه كافر غيركتابى باشد يا كتابى.[284]

آيات عظام تبريزى و وحيد: ازدواج دائم با زن كافر غير كتابى حرام است؛ ولى با زن كتابى جايز است؛ هر چند احتياط مستحب آن است كه با آنها هم ازدواج نكند.[285]

آيات عظام صافى و نورى: ازدواج دائم با زن كافر غير كتابى حرام است؛ ولى با زن كتابى ـ در صورتى كه ازدواج با زن مسلمان ممكن باشد ـ بنابر احتياط واجب جايز نيست.[286]

آیت الله مكارم: ازدواج دائم با زن كافر، بنابر احتياط واجب جايز نيست (خواه غير كتابى باشد يا كتابى).[287]

175: حكم ازدواج زن مسلمان، با مرد غير مسلمان چيست؟

همه مراجع: زن مسلمان نمى ‏تواند با مرد غير مسلمان، ازدواج كند؛ خواه آن مرد كافر كتابى باشد يا غيركتابى و خواه ازدواج دائم باشد يا موقت.[288]

صيغه غير مسلمان

176: آيا ازدواج موقّت با زنان اهل كتاب (يهود و نصارا) جايز است؟

همه مراجع: آرى! ازدواج موقّت با آنان جايز است.[289]

177: آيا نحوه ازدواج موقّت با زن مسلمان و غير مسلمان متفاوت است؟

همه مراجع: خير! تفاوتى ندارد و بايد در ازدواج موقّت با آنان، صيغه خوانده شود.[290]

178: آيا هم بستر شدن با زن غير مسلمان ـ خواه كتابى يا غيركتابى ـ بدون عقد شرعى و قانونى جايز است؟

همه مراجع: خير! جايز نيست.[291]

اجازه پدر مسيحى

179: آيا ازدواج موقّت با دختر مسيحى و يهودى، نياز به اجازه پدرش دارد؟

همه مراجع: اگر در مذهب آنان اجازه پدر در ازدواج دختر شرط نباشد، لازم نيست با اجازه او باشد.[292]

تبصره: در مذهب مسيحيّت و يهوديّت در مسئله ازدواج دختر باكره، اذن پدر او شرط نيست.

180: آيا براى ازدواج با دختر مسلمانى كه پدرش مسيحى است، اجازه پدرش شرط است؟

همه مراجع: خير! كافر (هر چند پدر باشد)، بر دختر مسلمان ولايت ندارد.[293]

ازدواج در سفر

181: آيا مرد متأهل مى‏ تواند در مسافرت، بدون اجازه همسر خود با زنان اهل كتاب ازدواج موقّت كند؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، صافى و مكارم: آرى! مى ‏تواند؛ ولى كراهت دارد.[294]

آیت الله سيستانى: خير! بدون اجازه همسر اول جايز نيست و با اجازه او هم بنابر احتياط واجب جايز نيست.[295]

آیت الله فاضل: اگر بخواهد براى مدت طولانى صيغه نمايد ـ به گونه‏ اى كه عرفاً داراى دو همسر گردد ـ جايز نيست. اگر براى مدت كوتاهى ازدواج كند، بنابر احتياط واجب جايز نيست؛ مگر در موارد ضرورت.[296]

آیت الله تبريزى: خير! بدون اجازه همسر اول جايز نيست؛ مگر آنكه شخص در غربت باشد و اجازه گرفتن از همسر اول ممكن نباشد و بخواهد او را براى مدت كوتاهى صيغه كند.[297]

ازدواج با بهايى

182: آيا ازدواج موقت با دختر بهايى جايز است؟

همه مراجع: خير! ازدواج دائم و موقّت با آنان جايز نيست.[298]

تبصره: فرقه بهائيت محكوم به كفر است و ازدواج كافر ـ خواه دائم و خواه موقت ـ صحيح نيست.

ازدواج موقّت

مشروعيّت ازدواج موقّت

183: آيا در قرآن مجيد آيه‏ اى در باره ازدواج موقّت آمده است؟

خداوند متعال در سوره نساء به حليّت مُتعه (عقد موقّت) اشاره فرمود: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً»[299]؛ «و زنانى را كه مُتعه (ازدواج موقّت) مى‏ كنيد. واجب است است مهرشان را بپردازيد.»

به گواهى بيشتر مفسران اهل تسنّن و همه مفسران شيعه، اين آيه مربوط به ازدواج موقّت است. روايات فراوانى از اهل بيت عليه السّلام در ذيل آيه وارد شده كه آن را به مُتعه تفسير و تبيين مى‏ كند واژه «متعه» ـ كه «استمتعتم» از آن گرفته شده ـ در لغت به معناى بهره ‏گيرى است، ولى در اصطلاح شرع، به معناى ازدواج موقّت است. گذشته از آيه، روايات فراونى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده كه ازدواج موقّت در آغاز عصر رسالت مشروع و حلال گرديده و اتفاق عموم دانشمندان شيعه و سنّى بر جواز آن بوده است و حتى مسلمانان در آغاز اسلام به آن عمل مى‏ كردند. منتها مخالفان مدعى ‏اند: اين حكم بعدها نسخ و تحريم شده است. البته بديهى است كه هيچ كس ـ جز پيامبر اسلام ـ حق نسخ احكام را ندارد و تنها او است كه مى‏ تواند به فرمان خدا پاره ‏اى از احكام را نسخ كند. جالب اينكه جمله معروف‏ خليفه دوم[300]، به طور صريح دلالت مى ‏كند كه اين حكم نسخ نشده و او خود اين امر را حرام كرده است؛ به هر حال اصل حكم مسلّم بوده و هيچ دليل قانع كننده ‏اى بر نسخ آن وجود ندارد.[301]

184: نظر مراجع تقليد درباره ازدواج موقت چيست؟

تمامى مراجع بزرگوار تقليد درباره ازدواج موقّت مى‏ گويند: ازدواج موقّت يكى از احكام مسلّم فقهى است كه اگر با شرايط و رعايت موازين شرعى انجام شود، حلال و جايز است.[302]

وجوب عقد موقّت

185: اگر كسى به واسطه نداشتن همسر و نبود شرايط ازدواج دائم، به گناه مى ‏افتد، آيا ازدواج موقّت براى او واجب مى ‏شود؟

همه مراجع: اگر امكان داشته باشد، ازدواج بر او واجب مى ‏شود؛ هر چند به طور موقت.[303]

عقد دائم و موقّت

186: تفاوت عقد موقّت و دائم در چيست؟

ازدواج دائم و موقّت، در بسيارى از احكام و مسائل مشترك‏ اند؛ براى مثال در هر دو بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و يا صيغه عقد را مى ‏توانند خود زن و مرد بخوانند و يا ديگرى را وكيل كنند كه از طرف آنان بخواند. اما در پاره ‏اى از مسائل با يكديگر تفاوت دارند كه برخى از آنها عبارت است از:

ـ ذكر نشدن مَهر در عقد دائم، عقد را باطل نمى ‏سازد (بر خلاف عقد موقّت)

ـ زن و شوهر در عقد دائم، از يكديگر ارث مى ‏برند (بر خلاف عقد موقّت)

ـ جايز نيست زن و شوهر در عقد دائم شرط كنند كه نزديكى انجام نگيرد (بر خلاف عقد موقّت)

ـ شوهر در عقد دائم بايد نفقه زن را بپردازد (برخلاف عقد موقّت)

ـ زن در عقد دائم بدون اجازه شوهر نمى ‏تواند بيرون برود؛ ولى در عقد موقّت مى‏ تواند، مگر آنكه باعث تضييع حق شوهر شود.

ـ ذكر مدت در عقد دائم لازم نيست؛ ولى در عقد موقّت بايد مدت ذكر شود.

ـ در عقد دائم زن حق واجب همخوابى دارد (در صورتى كه متعدد باشند)؛ ولى در عقد موقّت زن حق واجب همخوابى ندارد.

عقد موقّت و زنا

187: فرق عقد موقّت با زنا در چيست؟

بعضى از تفاوت ‏هاى عقد موقّت و زنا به شرح ذيل است:

ـ صيغه موقّت يك نوع ازدواج است؛ همان طور كه ازدواج دائم نوع ديگرى از ازدواج است و هر دو شرايط و احكام خاص خود را دارد كه از جمله آن ذكر صيغه عقد، مَهريه و مدت است. اما زنا بدون توجه به اين شرايط (مثل نخواندن صيغه عقد) كارى صورت مى ‏گيرد.

ـ در ازدواج موقّت نسبت به دختر باكره، اجازه پدر و يا جد پدرى او لازم است؛ در نتيجه اين كار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏كارى ‏ها صورت مى ‏پذيرد.

ـ در ازدواج موقّت، زن بايد بعد از تمام شدن مدت عقد، عده نگه دارد؛ ولى در زنا اين قانون وجود ندارد.

ـ در ازدواج موقّت، مرد مسئوليت ‏پذير است و توابع اين ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى ‏پذيرد؛ در حالى كه در عمل نامشروع اين امر وجود ندارد.

ـ در ازدواج موقّت «روابط» براساس «ضوابط» شكل مى ‏گيرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام ‏مند و قانونى، پاسخ داده مى ‏شود، در حالى كه در زنا ضابطه ‏اى وجود ندارد و غيرقانونى است.

صيغه عقد موقّت

188: اگر يك مرد و خانم بيوه ‏اى، بخواهند خودشان صيغه عقد موقّت بخوانند، كيفيت آن به چه شكل است؟

همه مراجع: پس از تعيين مَهر و مدت، نخست خانم بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسى‏ فِى الْمُدَّتِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلومْ»؛ «خود را در مدت معيّن و با مَهر مشخص همسر تو كردم» و پس از آن بدون فاصله (طولانى) مرد بگويد: «قَبِلْتُ التَّزْويجَ»؛ «اين ازدواج را قبول كردم».[304]

189: اگر مردى بخواهد خانم بيوه ‏اى را به عقد موقّت خود در آورد، چگونه صيغه بخواند؟

همه مراجع: پس از تعيين مَهر و زمان عقد، مرد به وكالت از طرف زن بگويد:

«زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتى‏ (بعد از این جمله نام زن ذكر شود) لِنَفْسى‏ فِى الْمُدَّتِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعلُومْ» سپس از طرف خودش بگويد: «قَبِلْتُ التَّزْويجَ لِنَفْسى».

بطلان عقد موقّت

190: زن و مردى صيغه موقّت جارى مى‏ كنند و بعد از آميزش متوجه مى‏ شوند كه عقدشان به جهتى باطل بوده است؛ آيا اين كار آنان در حكم زنا است و بچه به دنيا آمده نامشروع است؟

همه مراجع: با توجه به اينكه به مسأله آگاه نبوده ‏اند، عملشان زنا نبوده و بچه نيز حلال ‏زاده است و اگر بخواهند به زندگى موقّت ادامه دهند، بايد دوباره صيغه عقد را جارى سازند.[305]

ثبت محضرى

191: اگر زن و مردى بخواهند ازدواج موقّت كنند، آيا لازم است به محضر بروند تا در آنجا صيغه خوانده شود يا اينكه خود آنان مى ‏توانند شرايط همديگر را بپذيرند و صيغه را بخوانند؟

همه مراجع: اگر شرايط صحّت عقد را رعايت كنند، مى ‏توانند خودشان عقد را بخوانند و رفتن به محضر لازم نيست.[306]

مَهر و عقد موقّت

192: آيا زن مى ‏تواند پيش از خواندن عقد موقّت، مَهريه خويش را ببخشد و خطبه عقد را بدون ذكر مَهريه بخوانند؟

همه مراجع: خير! عقد موقّت بدون ذكر مَهر باطل است؛ ولى مى ‏تواند بعد از عقد آن را ببخشد.[307]

193: اگر زن در عقد موقّت تمكين نكند، آيا مى ‏تواند مَهريه خود را از شوهر مطالبه كند؟

همه مراجع: به هر مقدارى كه در اين مدت تعيين شده، تمكين نكند؛ به نسبت از مَهريه او كاسته خواهد شد.[308]

عقد معاطاتى‏

194: آيا در عقد دائم يا موقّت بايد صيغه خوانده شود و رضايت تنها كافى نيست؟

همه مراجع: خير! رضايتِ تنها كافى نيست و بايد صيغه خوانده شود.[309]

195: آيا عقد و نكاح معاطاتى نيز جايز است؟ به عنوان مثال پسر انگشترى را در دست دختر كند، به قصد اينكه همسر يكديگر شوند، بى ‏آنكه صيغه عقد بخوانند؟

همه مراجع: ازدواج معاطاتى، درست نيست و بايد صيغه بخوانند.[310]

اجازه پدر

196: آيا عقد موقّت نيز مانند عقد دائم، احتياج به اجازه پدر دارد؟

همه مراجع: آرى! تفاوتى بين آن دو نيست.[311]

تفاوت مرجع تقليد

197: اگر مرد، مقلّد مرجعى باشد كه معتقد است ازدواج موقّت دختر باكره بدون اجازه پدرش جايز است؛ ولى دختر مقلّد كسى است كه مى‏ گويد اجازه پدر لازم است؛ آيا مرد مى‏ تواند اين دختر را بدون اجازه پدرش عقد كند؟

همه مراجع: در اين فرض نيز بايد با اجازه پدر دختر باشد.[312]

مدت عقد موقّت

198: حداقّل و حداكثر مدت در عقد موقّت چه مقدار است؟

آيات عظام امام، صافى، فاضل، نورى: عقد موقّت اندازه معيّنى ندارد و مقدار آن با توافق دو طرف انجام مى ‏پذيرد.[313]

آیت الله سيستانى: عقد موقّت اندازه معينى ندارد و مقدار آن با توافق دو طرف انجام مى ‏پذيرد، ولى بايد مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر يا يكى از آنها بيشتر نباشد كه در اين صورت عقد باطل خواهد بود.[314]

آيات عظام تبريزى، مكارم و وحيد: عقد موقّت اندازه معيّنى ندارد و مقدار آن با توافق دو طرف انجام مى‏ پذيرد؛ ولى بنابر احتياط واجب بايد مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر يا يكى از آنها بيشتر نباشد و در غير اين صورت احتياط واجب آن است كه احكام عقد دائم را بر آن جارى سازند.[315]

آیت الله بهجت: عقد موقّت اندازه معينى ندارد و مقدار آن با توافق دو طرف انجام مى ‏پذيرد؛ ولى اگر مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر يا يكى از آنها بيشتر باشد، بايد احكام عقد دائم را بر آن جارى سازند.[316]

199: زن و مردى كه ازدواج موقّت كرده ‏اند، اگر بخواهند مدت آن را افزايش دهند؛ آيا صيغه مجدّد لازم است؟

همه مراجع: آرى! بايد دوباره عقد را جارى كنند؛ ولى لازم است مدت عقد اول تمام شود و يا مدت باقى مانده را به او ببخشد و پس از آن عقد جديد بخوانند.[317]

200: آيا جايز است پيش از تمام شدن مدت عقد موقّت، زن را به عقد دائم خود در آورد؟

همه مراجع: خير! جايز نيست؛ ولى مى‏ تواند مدت باقى مانده را به او ببخشد و سپس عقد دائم بخواند.[318]

201: آيا پيش از تمام شدن مدت عقد موقّت، جايز است صيغه ازدواج دائم خوانده شود؟

همه مراجع: خير! اين كار جايز نيست؛ بلكه بايد مرد نخست مدت باقى مانده از عقد موقّت را به زن ببخشد. سپس صيغه عقد دائم را جارى سازند.[319]

بخشش مدت عقد

202: اگر در عقد موقّت، شوهر مدّت را ببخشد، آيا مَهرى بر عهده او است؟

همه مراجع: اگر با او نزديكى كرده است، بايد تمام مَهر را بدهد و اگر نزديكى نكرده، نصف آن را بايد بپردازد.[320]

نفقه در عقد موقّت

203: آيا در ازدواج موقّت، نفقه زن بر مرد واجب است؟

همه مراجع: خير! نفقه او بر شوهر واجب نيست؛ مگر اينكه در ضمن عقد آن را شرط كرده باشند.[321]

ارث و عقد موقّت

204: آيا در ازدواج موقّت زن و شوهر از يكديگر ارث مى ‏برند؟

همه مراجع: خير! از يكديگر ارث نمى ‏برند.[322]

اجازه شوهر

205: آيا در ازدواج موقّت هم براى بيرون رفتن از منزل، اجازه شوهر لازم است؟

همه مراجع (به جز تبريزى): اگر به واسطه بيرون رفتن، حق شوهر از بين مى ‏رود، بايد اجازه بگيرد و در غير اين صورت، گرفتن اجازه لازم نيست (هر چند بهتر است اجازه بگيرد).[323]

آیت الله تبريزى: اگر به واسطه بيرون رفتن، حق شوهر از بين مى ‏رود، بايد اجازه بگيرد و چنانچه حق او از بين نمى ‏رود، بنابر احتياط [واجب‏] بدون اذن او بيرون نرود.[324]

فرزند عقد موقّت

206: فرزندى كه از ازدواج موقّت متولد مى ‏شود، مربوط به پدر است يا مادر؟

همه مراجع: به پدر تعلّق دارد.[325]

207: اگر دخترى بدون اجازه پدر ازدواج كند و صاحب فرزند شود، تكليف فرزند چيست؟

همه مراجع: اگر حكم شرعى را نمى ‏دانسته و يا مقلّد كسى بوده كه در ازدواج با دختر باكره اجازه را شرط نمى ‏داند، فرزند حكم حلال‏ زاده را دارد.[326]

زنان بدكاره

208: صيغه كردن زنان بدكاره، چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى و صافى: ازدواج موقّت با او كراهت شديد دارد و اگر با او ازدواج كرد، واجب است او را از كار زشتش باز دارد.[327]

آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل، مكارم، نورى و وحيد: بنا بر احتياط واجب پيش از توبه او، جايز نيست.[328]

209: آيا زن زناكار عدّه دارد؟

همه مراجع: خير! زن زناكار عدّه ندارد.[329]

عدّه زن صيغه‏ اى

210: عدّه زن صيغه ‏اى چقدر است؟

همه مراجع (به جز فاضل): عدّه ازدواج موقّت ـ بعد از تمام شدن مدت يا بخشش آن از طرف شوهر ـ چنانچه عادت ماهيانه مى ‏بيند، به مقدار دو حيض كامل است و اگر عادت نمى ‏بيند، 45 روز است.[330]

آیت الله فاضل: عدّه ازدواج موقّت ـ بعد از تمام شدن مدت يا بخشش آن از طرف شوهر ـ چنانچه عادت ماهيانه مى ‏بيند، بنابر احتياط واجب بايد به مقدار دو حيض كامل يا به مقدار دو پاكى (هر كدام كه بيشتر است) عدّه نگه دارد و اگر عادت نمى ‏بيند، 45 روز است.[331]

211: زنى كه مرتب براى افراد متعدد در عقد نكاح موقّت قرار مى ‏گيرد، نياز به عدّه دارد؟

همه مراجع: اگر يائسه نباشد و با او نزديكى شده باشد، عدّه دارد.[332]

212: شخصى خانمى را براى مدتى، به عقد موقّت خود در مى ‏آورد و با او نزديكى مى‏ كند. سپس بعد از تمام شدن مدت عقد، دوباره او را صيغه مى ‏كند و اين ‏بار با او نزديكى نمى ‏كند. آيا اين خانم بايد بعد از تمام شدن عقد دوم، عدّه نگه دارد؟

همه مراجع: آرى! براى ازدواج با شخصى ديگر، بايد عدّه نگه دارد.[333]

خواهر زن

213: آيا عقد موقّت با خواهر زن جايز است؟

همه مراجع: خير! تا وقتى كه آن زن در عقد او است، نمى ‏تواند با خواهرش ازدواج كند، خواه عقد دائم باشد يا موقّت.[334]

214: اگر مردى همسرش را طلاق بدهد، آيا مى ‏تواند با خواهرش ازدواج كند؟

همه مراجع: اگر طلاق رجعى است، تا هنگامى كه همسرش در عدّه به سر مى‏ برد، نمى ‏تواند با خواهرش ازدواج كند و اگر عدّه ‏اش تمام شد، اشكال ندارد ولى اگر طلاق باين است بعد از طلاق مى‏ تواند با خواهرش ازدواج كند.[335]

زن شوهردار

215: هرگاه با زنى به صورت دائم يا موقّت ازدواج كند، آنگاه معلوم شود كه شوهر دارد، تكليف چيست؟

همه مراجع: عقد باطل است و بايد از او جدا شود و نياز به طلاق هم ندارد.[336]

216: آيا زن شوهر كرده را مى ‏توان صيغه كرد؟

همه مراجع: خير! ازدواج با زن شوهر دار حرام است، خواه ازدواج دائم باشد يا موقت.[337]

عدّه وفات

217: عدّه زنى كه شوهرش از دنيا رفته، چقدر است؟

همه مراجع: بايد چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد؛ خواه ازدواج دائم باشد يا موقّت؛ شوهرش با او نزديكى كرده باشد يا نه. حتى زن يائسه نيز بايد عدّه وفات نگه دارد و اگر باردار است، بايد تا هنگام وضع حمل عدّه نگه دارد. اگر پيش از گذشتن چهار ماه و ده روز، فرزندش به دنيا آيد، بايد تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهر، عدّه را ادامه دهد.[338]

پُرس و جو از زن

218: آيا لازم است در ازدواج موقّت، پرس و جو و تحقيق شود كه زن شوهر دارد و يا در عدّه است؟

همه مراجع: خير! پرس و جو و تحقيق لازم نيست؛ مگر آنكه مورد اتهام باشد.[339]

زنا با زن شوهردار

219: اگر مردى با زن شوهردار زنا كند، آيا بعد از طلاق (زن و شوهر) مى ‏تواند با او ازدواج كند؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، صافى، مكارم و نورى: خير! آن زن بر اين مرد زناكار حرام أبدى مى‏ شود و اگر آن زن از شوهرش طلاق بگيرد و يا شوهرش از دنيا برود، اين مرد نمى ‏تواند با او ازدواج كند.[340]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و وحيد: بنابر احتياط واجب آن زن بر اين مرد زناكار حرام أبدى مى ‏شود و اگر آن زن از شوهرش طلاق بگيرد و يا شوهرش از دنيا برود، اين مرد نمى‏ تواند با او ازدواج كند.[341]

آیت الله فاضل: آن زن بر اين مرد زناكار حرام أبدى نمى ‏شود.[342]

220: زنى كه شوهر دارد، اگر به ديگرى زنا دهد؛ آيا شوهر بايد از او جدا شود؟

همه مراجع (به جز صافى، فاضل و مكارم): اگر از اين كار توبه نكند و باز به اين عمل ناشايست اقدام نمايد، بهتر است شوهر او را طلاق دهد؛ ولى بايد مَهرش را بپردازد.[343]

آيات عظام صافى، فاضل و مكارم: اگر از اين كار توبه نكند و باز به اين عمل ناشايست اقدام نمايد، بهتر است شوهر او را طلاق دهد؛ ولى بايد مَهرش را بپردازد و چنانچه به زنا مشهور شود، احتياط واجب آن است كه او را طلاق دهد.[344]

221: مردى با زنى زنا مى ‏كند، بعد معلوم مى‏ شود كه زن شوهر دارد؛ آيا زن بر زناكار حرام أبد مى ‏شود؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، صافى، مكارم و نورى: آرى! حرام أبدى مى ‏شود.[345]

آیت الله فاضل: خير! حرام أبدى نمى ‏شود.[346]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و وحيد: بنا بر احتياط واجب، حرام أبدى مى‏ شود.[347]

تبصره: «حرام أبدى»؛ يعنى اينكه اگر شوهر اين زن او را طلاق دهد و يا از دنيا برود، زناكار نمى ‏تواند با او ازدواج كند.

مالكيت جهيزيه

222: جهيزيه ‏اى كه پدر به دخترش داده؛ آيا مى ‏تواند پس بگيرد؟

همه مراجع: اگر به دخترش تمليك كرده و يا بخشيده است، نمى ‏تواند آن را پس بگيرد.[348]

شيربها

223: در بعضى از محيط ها، مرسوم است كه خانواده عروس پولى را به عناوين مختلف (مانند شيربها) از داماد مى ‏گيرند، حكم آن چيست؟

همه مراجع: اگر آن را به عنوان جعاله در مقابل عمل مباحى دريافت كنند ـ مانند اينكه پدر يا برادر دختر براى وساطت، پول مى ‏گيرند تا رضايت او را كسب كنند و يا اينكه خود داماد مبلغى را با رضايت كامل به آنان مى ‏بخشد ـ در اين صورت دريافت آن حلال است. اما اگر داماد آن را به عنوان بخشى از مَهريه به دختر می دهد و يا اين كه با ميل و رضايت نمى ‏دهد، بلكه براى اين است كه خانواده عروس مانع ازدواج آنان نشوند؛ در اين صورت دريافت آن حرام است.[349]

224: آيا شير بهايى كه داماد به خانواده عروس داده است، مى ‏تواند بعد از عقد باز پس گيرد؟

همه مراجع: اگر با رضايت تمام بخشيده و عين مال هم هنوز باقى است و يا اينكه اصلا با ميل و رضايت نداده، مى ‏تواند از آنان پس بگيرد؛ ولى اگر به عنوان جعاله داده است، نمى ‏تواند.[350]

بخش دوم: طلاق

 

كراهت طلاق

225: ديدگاه اسلام درباره طلاق چيست؟

ديدگاه اسلام درباره طلاق بر خلاف ازدواج است. به هر اندازه كه از خوبى و زيبايى ‏هاى ازدواج سخن گفته و زن و مرد را به آن ترغيب و تشويق كرده، به همان اندازه نيز از بدى و زشتى‏ هاى طلاق و عواقب شوم آن بيان بليغى آورده است، پيامبر اسلام صلّى الله عليه و آله فرمود: «هيچ چيز نزد خداوند محبوب‏ تر از خانه‏ اى نيست؛ كه به واسطه ازدواج آباد مى ‏شود و هيچ چيز مغبوض‏ تر از خانه ‏اى نيست؛ كه در اسلام به واسطه طلاق خراب مى ‏شود.»[351]

 و در حديث ديگرى فرمود: «ازدواج كنيد و طلاق ندهيد؛ چه اينكه طلاق، عرش خدا را به لرزه در مى‏ آورد.»[352]

امام صادق عليه السّلام فرمود: «چيزى از امور حلال در پيشگاه خدا مبغوض‏ تر از طلاق نيست.»[353]

بنابراين اسلام از طلاق و جدايى بسيار مذمّت و سرزنش كرده است؛ ولى با وجود آن بر خلاف برخى اديان، آن را حرام و ممنوع نساخته است؛ بلكه حلال مبغوض دانسته است و آن را به عنوان راه چاره در شرايط خاص و بن بست، ياد كرده است. خداوند مى‏فرمايد: «وَ انْ يَتَفَرَّقا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سِعَتِهِ»؛ «اگر (راهى براى اصلاح در ميان خود نيابند و) از هم جدا شوند، هر كدام از آنها را با فضل و كرم خود، بى ‏نياز مى ‏كند.»[354]

حق طلاق

226: چرا اسلام حق طلاق را در اختيار مرد قرار داده است؟

دليل اينكه حق طلاق به مرد داده شده، اين است كه زندگى جمعى نياز به مدير دارد. اسلام نيز كسى را كه كمتر در مقابل عواطف و احساسات، تحت تأثير قرار مى ‏گيرد و از نظر مديريّت جمعى قوى ‏تر است، به عنوان مسئول اداره زندگى مشترك معرفى و هزينه اداره اين زندگى را بر او واجب كرده است. تصميم‏گيرى در مورد انحلال آن را نيز در مرحله نخست به او سپرده است.

مسئله طلاق و جدايى به چند صورت قابل تصور است:

ـ حق طلاق منحصراً در دست مرد باشد.

ـ حق طلاق منحصراً در دست زن باشد.

ـ زن و مرد هر يك به طور استقلالى و در عرض يكديگر، اين حق را دارا باشند.

ـ اين حق به دست هر دو به صورت اشتراكى (با توافق طرفين) باشد.

ـ حق طلاقى وجود نداشته باشد.

ـ حق طلاق در ابتدا به دست مرد باشد؛ ولى براى زن نيز در موارد لزوم ساز و كارهاى مناسبى مشخص شده باشد.

فرض نخست براى زن بن‏ بست ‏آفرين است و در مواردى كه نياز جدى به طلاق دارد، از اين مسئله محروم مى ‏شود.

فرض دوم با توجه به احساسات شديد و هيجانى خانم ‏ها، علاوه بر اينكه آمار طلاق را در موارد غيرضرورى بالا مى‏ برد (زيرا از نظر آمار غالباً خانم ‏ها تقاضاى طلاق را دارند)، باعث كاهش ازدواج و سستى كانون خانواده مى ‏شود، چرا كه موجب سلب اعتماد مرد از زن شده و محبت زن را در دل مرد كاهش مى ‏دهد.

فرض سوم، آمار طلاق را بالا خواهد بُرد و اين مسئله در بعضى از كشورهاى غربى تجربه شده است.

فرض چهارم نيز معقول نيست و منافات با حكمت جعل قانون طلاق دارد؛ زيرا ممكن است يك نفر خواستار طلاق و ديگرى طالب عدم آن باشد و در اين صورت سدى در برابر آن ايجاد مى ‏شود. البته طلاق براساس توافق در اسلام پذيرفته شده است، اما آنچه مشكل آفرين است، انحصار تحقق طلاق براساس توافق است.

فرض پنجم صحيح نيست؛ چرا كه گاهى جدايى و گسستن اين رابطه، به صلاح طرفين است.

در نتيجه بهترين فرض صورت ششم است؛ زيرا از طرفى جلوى گسترش بى ‏رويه طلاق را مى ‏گيرد و از طرف ديگر مانع ضايع شدن حقوق خانم ‏ها مى‏ گردد. از جمله ساز و كارهاى پيش‏ بينى شده در اين روش، طلاق وكالتى، طلاق قضايى و طلاق توافقى است. بنابراين چنين نيست كه راه به كلى براى زن بسته باشد.[355]

طلاق باين و رجعى

227: طلاق باين و رجعى چيست؟

طلاق بر دو قسم است: طلاق بائن و طلاق رجعى.

طلاق بائن آن است كه مرد در آن حق رجوع به زن را ندارد و نمى ‏تواند او را بدون عقد مجدد به همسرى قبول كند. اين نوع طلاق پنج قسم است:

ـ طلاق زنى كه نه سالش تمام نشده است.

ـ طلاق زن يائسه.[356]

ـ طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد، با او نزديكى نكرده است.

ـ طلاق سوم زنى كه او را سه دفعه طلاق داده ‏اند.

ـ طلاق خُلع و مُبارات.

طلاق رجعى غير از موارد ياد شده است و تا وقتى زن بعد از طلاق در عدّه است، مرد مى ‏تواند (بدون عقد) به او رجوع كند.[357]

طلاق خلع و مبارات

228: طلاق خُلع و مُبارات چيست؟

زنى كه مايل نيست با شوهرش زندگى كند و از او بسيار بدش مى ‏آيد، مى‏ تواند مَهر خود، يا مال ديگرى را به او ببخشد كه طلاقش دهد. اين طلاق را «طلاق خُلع» مى‏ نامند و اگر زن و شوهر يكديگر را نخواهند و زن مَهر خود يا مال ديگرى را به مرد ببخشد كه او را طلاق دهد، آن را «طلاق مُبارات» مى‏ نامند.[358]

شرايط طلاق

229: شرايط صحت طلاق را بيان كنيد؟

شرايط صحت طلاق عبارت است از:

ـ نياز به صيغه خاص (لفظى) دارد.

ـ در صورت توانايى بايد به زبان عربى صحيح باشد.

ـ زن از خون حيض و نفاس پاك باشد (مگر در موارد خاص).

ـ در حضور حداقل دو نفر عادل انجام گيرد.[359]

صيغه طلاق

230: صيغه طلاق چگونه خوانده مى ‏شود؟

همه مراجع: اگر شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند، بايد بگويد: «زَوْجَتى (بعد از این کلمه نام همسرش را بگوید) طالِقٌ»، و اگر ديگرى را وكيل كند، بايد بگويد: «زَوْجَةُ مُوَكِّلى (بعد از این جمله نام زن را بگوید) طالِقٌ».[360]

تبصره: البته اگر زن معين است ذكر نام او در صيغه لازم نيست.

عدّه زن باردار

231: اگر شوهر، زن باردار را طلاق دهد، عدّه او چقدر است؟

همه مراجع: عدّه زن باردار، تا زمان به دنيا آمدن يا سقط شدن حمل او است.[361]

عدّه و پيشگيرى

232: امروزه با استفاده از دارو (خوراكى ـ تزريقى) يا به كار بردن وسايل پيشگيرى پزشكى، به طور قطع مى‏ توان از باردارى زن جلوگيرى كرد؛ با چنين فرضى آيا بر زنانى كه از امكانات فوق استفاده مى‏ كنند، لازم است عدّه نگه دارند؟

همه مراجع: آرى! بايد عدّه نگه دارند.[362]

تبصره: علّت واقعى عدّه بر ما مخفى است و آنچه گفته مى ‏شود ـ از قبيل انعقاد نطفه، حريم زوجيّت و… ـ از حكمت ‏هاى آن به شمار مى ‏آيد. از اين رو اگر مرد سالها نيز جدا از زن خود زندگى كند، يا در مسافرت باشد، باز بايد زن عدّه نگه دارد.

233: آيا زنانى كه رحمشان را با جراحى بيرون آورده ‏اند و بچه دار نمى ‏شوند، بايد عدّه نگه دارند؟

همه مراجع: آرى! بايد عدّه نگه دارند. معلوم شدن پدر طفل از حكمت‏ هاى عدّه است، نه علّت آن.[363]

طلاق بدون اطلاع

234: آيا مرد مى ‏تواند بدون آنكه همسرش بفهمد، او را طلاق دهد؟

همه مراجع: آرى! اطلاع دادن به زن لازم نيست؛ ولى طلاق بايد در زمانى‏ انجام گيرد كه همسرش از حيض پاك باشد. از اين رو اگر بدون اطلاع طلاق بدهد آنگاه متوجه شود همسرش در ايام عادت ماهانه بوده يا برخى از شرايط صحت طلاق را نداشته، اين طلاق باطل خواهد بود.[364]

235: اگر به زن خبر بدهند كه شوهرت يك سال است كه تو را طلاق داده است و اين امر نزد دادگاه ثابت شود، از چه زمانى بايد عدّه نگه بدارد؟

همه مراجع: در فرض ياد شده، بر زن لازم نيست عدّه نگه بدارد، چه اينكه ابتداى عدّه بعد از تمام شدن صيغه طلاق است؛ هر چند زن از آن آگاهى نداشته است.[365]

طلاق بدون عادت ماهانه

236: حكم طلاق خانمى كه بر اثر بستن لوله رحم و عمل جراحى عادت ماهانه ندارد، چيست؟

همه مراجع: بايد سه ماه بعد از آخرين نزديكى، صيغه طلاق را جارى كند.[366]

عدّه طلاق

237: عدّه طلاق چه مقدار است؟

همه مراجع: اگر عادت ماهيانه مى ‏بيند، بعد از آنكه در پاكى طلاقش داد، بايد به مقدارى صبر كند كه دو بار حيض ببيند و پاك شود. هنگامى كه‏ حيض سوم را ديد، عده او تمام است. اگر عادت نمى ‏بيند، ولى در سن زنانى است كه عادت مى‏ بينند، بايد بعد از طلاق سه ماه عده نگه دارد.[367]

تبصره 1: عدّه طلاق، در صورتى است كه فاصله بين دو حيض او كمتر از سه ماه باشد.

تبصره 2: آیت الله مكارم در مورد زنانى كه عادت مى ‏شوند، احتياط واجب كرده ‏اند.

طلاق ازدواج موقّت

238: آيا در ازدواج موقّت يك ماهه، كه زن مطمئن است كه حامله نشده؛ آيا در اين صورت نيز بايد عدّه نگه دارد؟

همه مراجع: فرقى بين ازدواج دائم و موقت و بين مدت طولانى و كوتاه نيست؛ در هر حال اگر نزديكى انجام گرفته و زن نيز به سن يائسگى نرسيده، بايد عدّه نگه دارد.[368]

سقوط عدّه

239: كدام دسته از زنان پس از طلاق عدّه ندارند؟

همه مراجع:

ـ زنى كه نه سالش تمام نشده.

ـ زن يائسه.[369]

ـ زنى كه شوهرش با او نزديكى نكرده است.[370]

طلاق دادگاهى‏

240: دخترى بعد از گذشت چند هفته از ازدواج، به جهت اختلاف فكرى و عقيدتى به هيچ وجه حاضر به زندگى با شوهر نيست و به منزل پدرش رفته است، شوهر نيز از روى عناد حاضر به طلاق نيست، آيا حاكم شرع مى‏ تواند براى نجات زندگى دختر، صيغه طلاق را اجرا كند؟

آيات عظام امام، بهجت، تبريزى و سيستانى: اگر به فرض هم احراز شود كه ادامه زندگى با شوهر ياد شده، با عُسر و حَرَج فراوان همراه است، باز براى حاكم شرع ولايت بر طلاق ايجاد نمى ‏كند، بلكه اختيار طلاق با شوهر است.[371]

آيات عظام خامنه ‏اى، صافى، فاضل، مكارم، نورى و وحيد: اگر احراز شود كه ادامه زندگى با شوهر ياد شده، با عُسر و حَرَج فراوان همراه است و او نيز از طلاق زن امتناع مى ‏ورزد (هر چند با اجبار او به طلاق)، حاكم شرع يا نماينده ‏اش مى‏ تواند طلاق بدهد؛ ولى صرف عدم تمايل به زندگى و ناسازگارى با شوهر از موارد عُسر و حَرَج نيست.[372]

امتناع از طلاق

241: چنانچه شوهر همسر خود را اذيت كند و نفقه ‏اش را ندهد و از دادن طلاق نيز امتناع ورزد، آيا دادگاه مى ‏تواند طلاق دهد؟

همه مراجع (به جز امام): اگر احراز شود كه شوهر نفقه زن را نمى ‏دهد، حاكم شرع يا نماينده ‏اش او را بين پرداخت نفقه يا طلاق مخير مى‏ كند. چنانچه از هر دو امتناع ورزد (و امكان پرداخت نفقه از مال او نباشد) مى ‏تواند به تقاضاى زن وى را طلاق دهد.[373]

امام: اختيار طلاق با شوهر است ولى زن مى ‏تواند با مراجعه به دادگاه او را وادار كند كه نفقه ‏اش را بدهد.[374]

طلاق و مَهريه

242: اگر زن مَهريه خود را از شوهر مطالبه كند و شوهر حق او را ندهد؛ آيا مى ‏تواند از دادگاه تقاضاى طلاق كند و دادگاه هم حكم طلاق را صادر كند، در حالى كه شوهر نفقه زن را مى ‏پردازد؟

همه مراجع: خير! پرداخته نشدن مَهر از طرف شوهر، باعث ثبوت حق طلاق براى زن نمى ‏شود.[375]

تنفّر زن و طلاق

243: شوهرى به تمام وظايف و حقوق زناشويى عمل مى‏ كند ولى زن از ادامه زندگى با او نفرت و كراهت دارد و مى ‏خواهد با بذل مَهريه تقاضاى طلاق كند؛ آيا با فرض امتناع مرد از طلاق، حاكم شرع مى ‏تواند طلاق بدهد؟

همه مراجع: خير! در فرض ياد شده، حاكم شرع نمى ‏تواند مرد را وادار به طلاق كند و اين طلاق صحيح نيست.[376]

طلاق اجبارى

244: اگر مردى از روى اجبار و اكراه حكم طلاق را امضا كند؛ آيا اين طلاق صحيح است؟

همه مراجع: طلاقى كه از روى اجبار و اكراه باشد صحيح نيست؛ ولى اگر با حكم حاكم شرع يا به وكالت از طرف شوهر انجام گرفته، صحيح مى ‏باشد[377]

طلاق و عادت ماهانه

245: آيا طلاق زن در ايام عادت ماهانه صحيح است؟

همه مراجع: خير! طلاق زن در ايام عادت صحيح نيست؛ مگر در در موارد ذيل:

ـ شوهرش بعد ازدواج با او نزديكى نكرده باشد.

ـ زن آبستن باشد.

ـ مرد به واسطه غايب بودن و مانند آن، نتواند بفهمد كه زن از خون حيض پاك است يا نه.[378]

تبصره: آیت الله سيستانى در بند سوم مى ‏گويد: بنابر احتياط واجب بايد مرد حداقل يك ماه صبر كند و بعد طلاق بدهد.

فريب زن و طلاق

246: اگر مردى زنى را فريب دهد كه از شوهر طلاق بگيرد و زن او شود؛ آيا اين طلاق و عقد دوم صحيح است؟

همه مراجع: هر چند اين زن و مرد گناه بزرگى كرده ‏اند؛ ولى طلاق و عقد صحيح است.[379]

طلاق بعد عقد

247: دختر و پسرى كه در دوران عقد، تماس بدنى داشته و هنوز عروسى نكرده ‏اند، اگر از يكديگر جدا شوند، آيا زن مى ‏تواند بلافاصله بعد از طلاق با مرد ديگرى ازدواج كند يا بايد عدّه نگه بدارد؟

همه مراجع: با توجه به اينكه شوهر با زن نزديكى نكرده، نگه داشتن عدّه لازم نيست و مى‏ تواند بلافاصله بعد از جدايى با مرد ديگرى ازدواج كند.[380]

عدّه طلاق

248: آيا زن مطلقه مى ‏تواند با خوردن قرص كارى كند كه زودتر از موعد هميشگى خون حيض ببيند؟ آيا با ديدن خون حيض سوم، عدّه تمام مى ‏شود؟

همه مراجع: آرى! اشكال ندارد و در صورت مشاهده خون حيض سوم، عده‏ اش تمام مى ‏شود.[381]

شرايط طلاق رجعى

249: وظيفه زنى كه طلاق رجعى داده شده، در برابر شوهر چيست؟ آيا اطاعت شوهر در اين مدت واجب است؟

همه مراجع: زنى كه طلاق رجعى داده شده، بايد در اين مدت (در زمان نگه‏داشتن عدّه) همانند دوران زوجيّت، به وظايف شرعى خود در برابر شوهر عمل كند.[382]

تبصره: به عنوان مثال در زمان عدّه اطاعت شوهر واجب است و بدون اجازه او از منزل بيرون نرود.

250: مردى كه همسرش را طلاق رجعى داده، آيا در اين مدت بايد نفقه ‏اش را بدهد؟

همه مراجع: اگر زن در اين مدت از حقوق شوهر (مانند بيرون رفتن از منزل بدون اجازه او) سرپيچى نكند، مرد بايد نفقه ‏اش را بدهد.[383]

تخلّف شرط و طلاق

251: اگر شوهر از شرطى كه در ضمن عقد نموده، تخلف كند، آيا زن مى ‏تواند به استناد تخلّف از شرط تقاضاى طلاق كند؟

همه مراجع: اگر مرد از شرط ضمن عقد تخلف نمايد، گناه كرده است؛ ولى زن حق طلاق ندارد، (مگر آنكه مرد در صورت تخلّف از شرط، حق وكالت طلاق را به زن داده باشد).[384]

طلاق و اعتياد

252: آيا زن مى ‏تواند هنگام عقد شرط كند كه اگر شوهرش معتاد شود يا خرجى او را ندهد و يا مواردى از اين قبيل پيش بيايد، اختيار طلاق با او باشد؟

همه مراجع: خير! چنين شرطى باطل است؛ ولى مى ‏تواند شرط كند كه اگر موارد ياد شده براى مرد اتفاق بيفتد، زن از طرف شوهر براى طلاق خود وكيل باشد.[385]

طلاق زن صيغه ‏اى

253: زنى كه براى مدتى صيغه شده، چنانچه زن يا مرد بخواهد زودتر از موعد از يكديگر جدا شوند، چگونه عمل كنند؛ آيا مرد مى‏ تواند او را طلاق بدهد؟

همه مراجع: ازدواج موقّت طلاق ندارد. هر زمان، مدت عقد تمام شود يا مرد مدت را ببخشد، زن از قيد همسرى او رها مى ‏شود.[386]

طلاق زن نازا

254: چنانچه زن نازا باشد و مرد او را طلاق بدهد آيا حق دريافت مَهر را دارد؟

همه مراجع: نازايى شرعاً عيب محسوب نمى‏ شود و زن حق دريافت تمام مَهريه را دارد.[387]

مَهريه و طلاق

255: اگر مرد زن را طلاق بدهد چه مقدار بايد به زن مَهريه بدهد؟

همه مراجع: اگر بعد از نزديكى طلاق بدهد، بايد تمام مَهريه را به او بپردازد و اگر پيش از آن باشد مَهريه نصف مى‏ شود.[388]

256: كسى كه از پشت با همسرش نزديكى كرده است؛ آيا بعد از طلاق بايد نصف مَهر را بدهد يا تمام آن را؟

همه مراجع: آرى بايد تمام مَهر را به زن بپردازد.[389]

جهيزيه و طلاق

257: جهيزيه ‏اى كه دختر با خود به خانه شوهر مى ‏آورد، از آن كيست؟ اگر دختر از شوهرش جدا شود، آيا مى ‏تواند آنها را با خود ببرد؟

همه مراجع: جهيزيه ملك دختر است و مى‏ تواند آن را با خود ببرد.[390]

خريد عروسى و طلاق

258: مرد مخارجى را هنگام خريد براى همسرش هزينه مى ‏كند؛ حال اگر عقد به هم بخورد، آيا مى ‏تواند آنها را مطالبه كند؟

همه مراجع: اگر عين آن اموال موجود باشد، مى ‏تواند مطالبه كند.[391]

طلاق پولى

259: اگر زن به خاطر اذيت و آزار و ظلم شوهر، مالى به او بدهد تا او را طلاق خُلع بدهد؛ آيا گرفتن اين مال حلال است؟

همه مراجع: اگر تنفّر زن از شوهر به خاطر اذيت و آزار شوهر باشد، گرفتن‏ اين پول در قبال طلاق جايز نيست و طلاق خُلع صحيح نيست.[392]

260: آيا در طلاق خُلع، شوهر مى ‏تواند علاوه بر مَهر، مال ديگرى تقاضا كند؟

همه مراجع: اختيار طلاق با شوهر است و مى ‏تواند در مقابل طلاق افزون بر مَهر، تقاضاى دريافت مال كند.[393]

طلاق و حجاب

261: اگر شوهر همسرش را مجبور كند كه بدون پوشش اسلامى در جلوى ميهمانان نامحرم حاضر شود، آيا زن مى‏ تواند از دادگاه تقاضاى طلاق كند؟

امام: اختيار طلاق با شوهر است و حاكم شرع نمى ‏تواند او را طلاق دهد ولى زن مى ‏تواند در اين موارد از دستور شوهر سرپيچى كند و اگر ماندن او در خانه شوهر با مشقّت فراوان همراه باشد، مى‏ تواند از منزل او بيرون برود و جاى ديگرى زندگى كند.[394]

آيات عظام خامنه‏ اى، فاضل، مكارم و نورى: اگر با اجبار بر اين كار، همسرش را در تنگناى شديد روحى قرار دهد و عُسر و حَرَج ثابت است، حاكم شرع مى ‏تواند او را طلاق دهد.[395]

آیت الله صافى: زن مى ‏تواند به حاكم شرع مراجعه كند تا او را به معاشرت و رفتار نيكو با زن يا طلاق وادار سازد و اگر شوهر از اين امر امتناع كند، حاكم شرع مى ‏تواند با در خواست زن، او را طلاق دهد.[396]

طلاق و پدر و مادر

262: اگر زن با خانواده شوهر ناسازگار باشد، آيا مرد به صرف احترام پدر و مادرش مى‏ تواند از همسرش جدا شود؟

همه مراجع: حفظ كانون خانواده بسيار امر مهمى است و صرف احترام پدر و مادر باعث نمى ‏شود كه مرد دست به طلاق ـ كه مبغوض نزد خداوند است ـ بزند.[397]

طلاق و فرزند

263: زنى كه علاقه شديد به فرزند دارد آيا به جهت اينكه شوهرش قدرت بارورى ندارد، مى ‏تواند از دادگاه تقاضاى طلاق كند؟

آيات عظام امام بهجت، صافى، وحيد، تبريزى و سيستانى: خير! اختيار طلاق با شوهر است و حاكم شرع نمى‏ تواند در اين مورد طلاق بدهد.[398]

آيات عظام خامنه ‏اى، فاضل، مكارم و نورى: خير! اختيار طلاق با شوهر است و حاكم شرع نمى‏ تواند در اين مورد طلاق بدهد؛ مگر آنكه خطر بيمارى روانى، زن را تهديد و در عُسر و حَرَج قرار دهد.[399]

بخش سوم: دانستنى ‏ها و اصطلاحات

 

رَبيبه‏

264: «رَبيبه» يعنى چه و آيا به انسان محرم است؟

يكى از محارم «رَبيبه» است. ربيبه به دختر زن انسان ـ كه از شوهر ديگر است ـ گفته مى ‏شود؛ خواه از شوهر قبل باشد و يا از شوهر بعد. (اگر زن انسان طلاق بگيرد و شوهر جديد اختيار كند و از او دختردار شود، آن دختر ربيبه شوهر قبل محسوب مى ‏شود). البته محرميّت ربيبه مشروط بر اين است كه انسان با مادر او نزديكى كرده باشد.[400]

نامادرى

265: پدرم زن ديگرى گرفته است، آيا مادر و خواهر او به من محرم هستند؟

خير! خود زن پدر محرم است؛ ولى مادر و خواهر زن پدر، به شما محرم نيستند.[401]

دختر باكره

266: معناى باكره چيست؟

باكره، از واژه «بكره»، گرفته شده است كه به معناى اول روز است و در اصطلاح به زنى گفته مى ‏شود كه بكارتش با نزديكى از بين نرفته باشد و مقابل كلمه «ثيب» است و با توجه به اين كه اين حالت در مرحله اول و پيش از ثيب بودن است، بكر و باكره گفته مى ‏شود.

دختر رشيده

267: منظور از دختر بالغ رشيده چيست؟ معمولاً در چه سنى به اين حد مى ‏رسد؟

همه مراجع: دختر رشيده، به دخترى مى‏ گويند كه منفعت و مصلحت زندگى خويش را به خوبى تشخيص دهد و در امر ازدواج تنها تحت تأثير غريزه جنسى و عاطفه خود قرار نگيرد. اين امر در اشخاص مختلف تفاوت پيدا مى ‏كند و امكان ندارد سن خاصى را براى آنان تعيين كرد.[402]

مَهر السُنّه

268: مقدار «مَهرالسُنّه» را بيان كنيد؟

همه مراجع: «مَهر السُنّه» مقدار مَهرى است كه نبى اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم براى همسران خود و حضرت زهرا عليها السّلام قرار داده است. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل 6/12 نخود نقره سكه ‏دار است كه در مجموع برابر 6300 نخود (يا 5/262 مثقال) مى‏ شود و قيمت آن در هر زمان، تابع نرخ همان زمان است.[403]

مَهر المُسمّى

269: مَهر المُسمّى چيست؟

 «مَهر المُسمّى» مَهريه ‏اى است كه مقدار آن هنگام عقد ازدواج معين شده و از آن نام برده شده است.

مَهر المِثل

270: مَهر المِثل چيست؟

 «مَهر المِثل» عبارت است از: مَهريه زنان هم رديف؛ از نظر حسب، نسب، سن، عقل و ثروت. مَهرالمِثل در مواردى تحقق مى ‏يابد؛ به عنوان مثال اگر در عقد ازدواج، براى زن مَهريه‏اى معلوم نشود و يا مَهريه ‏اى حرام قرار داده شود، پس از زفاف (نزديكى) ـ براى او مَهرالمثل تعيين مى ‏شود.

اهل كتاب

271: اهل كتاب چه كسانى هستند؟

هركس كه به يكى از اديان آسمانى اعتقاد داشته و خود را از پيروان پيامبران الهى بداند و پيغمبرى حضرت خاتم الأنبياء محمّد بن عبدالله صلّى الله عليه و آله را نپذيرد اهل كتاب مى ‏نامند مانند يهود و نصارى.[404]

يائسگى‏

272: زن يائسه به چه كسى گفته مى ‏شود؟

يائسه به زنى گفته مى ‏شود كه سنّش، به حدى رسيده كه ديگر عادت ماهيانه نمى ‏بيند و اگر خونى ببيند، خون حيض محسوب نمى ‏شود. زن به طور حتم پس از تمام شدن شصت سال (قمرى)، يائسه و كمتر از پنجاه سال (قمرى) غير يائسه است. بين پنجاه تا شصت سال ميان مراجع تقليد اختلاف نظر هست. نظر اكثر اين است؛ كه زن سيّده با تمام شدن شصت سال و زن غير سيّده با تمام شدن پنجاه سال قمرى، يائسه مى ‏گردد.[405]

سه طلاقه

273: «سه طلاقه» به چه معناست؟

اگر مردى زنى را دو بار طلاق دهد و به او رجوع كند يا دو بار او را طلاق دهد و بعد از هر طلاق عقدش كند، بعد از طلاق سوم، آن زن بر او حرام مى ‏شود و احتياج به مُحلِّل دارد.[406]

تبصره: مُحلِّل به مردى مى ‏گويند كه زن بعد از طلاق سوم با رعايت شرايط خاص با او ازدواج مى ‏كند تا شوهر اول بتواند با او ازدواج كند.

معناى عدّه

274: عدّه چيست و زن چند جور عدّه دارد؟

 «عدّه» عبارت است از مدتى كه به دستور شارع مقدس، زن حق ندارد در اين مدت شوهر كند و بايد صبر نمايد تا مدت به سر آيد. زن در موارد ذيل بايد عدّه نگه بدارد:

ـ بعد از طلاق و جدايى.

ـ بعد از به هم خوردن عقد (فسخ يا انفساخ عقد).

ـ بعد از تمام شدن مدت يا بخشيده شدن آن در عقد موقّت.

ـ بعد از نزديكى از روى اشتباه و ناآگاهى (وطى به شبهه).

ـ بعد از مرگ شوهر.[407]

تبصره: لزوم عدّه نگه‏ دارى براى بند يكم تا سوم در صورت نزديكى است.

والحمدلله ربّ العالمین


[1]. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عزّ و جلّ من التزويج»؛ «هيچ بنايى در اسلام محبوب‏ تر از ازدواج، نزد خداوند بنا نشده است!» (وسائل الشيعه، ج14، ص3)

[2]. نور، آيه 32

[3]. روم، آيه 21

[4]. نساء، آيه 3

[5]. مَنْ تَزَوَجَّ فَقَدْ احْرَزَ نِصْفَ دينِهِ. (وسائل الشيعه،ج14، ص5)

[6]. روم، آيه 21؛ تفسير الميزان، ج 15، المؤمنون، ذيل آيه 6

[7]. نساء، آيه 3

[8]. علل الشرايع، ج 2، ص 504؛ ر. ك: تفسير نمونه، ج 1، ص 291؛ تفسير الميزان، ج 4، ص 195؛ پرسش ‏ها و پاسخ‏ ها دفتر هفتم، ص 334 و سيد على، كمالى، قرآن و مقام زن، ص 246

[9]. العروة الوثقى، ج2، النكاح؛ توضيح المسائل مراجع، م2443؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 795؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2507

[10]. العروة الوثقى، ج 2، كتاب النكاح، م 4

[11]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام ازدواج، س 9؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 795؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 513؛ دفتر: همه مراجع

[12]. ر.ك: سيستانى، وحيد، تبريزى، منهاج الصالحين، فى عقد المتعه و مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1008

 

[13]. توضيح المسائل مراجع، م 2389- 2384 و 2472 و 2464 و ر. ك: رساله محرم و نامحرم، مجتهدى تهرانى، احمد، ص 10

[14]. دفتر: همه مراجع‏

[15]. امام، تحريرالوسيله، ج 2، النكاح، م 28؛ فاضل، تعليقات على‏العروة، ج 2، النكاح، م 26 و خامنه ‏اى، استفتاء، س 525

[16]. مكارم، تعليقات على العروة، النكاح، م 26؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح، م 28؛ تبريزى، استفتاءات، س 1580؛ النكاح، م 28؛ بهجت، توضيح‏المسائل، م 1944

[17]. صافى، هداية العباد، ج 2

[18]. نورى، تعليقات على العروة، النكاح، م 26

[19]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 525؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح، م 28؛ امام، فاضل، نورى، مكارم، تعليقات على العروة، النكاح، م 26؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1944؛ صافى، جامع‏ الاحكام، ج 2، س 1709 و دفتر تبريزى

[20]. امام، فاضل، مكارم، نورى، تعليقات على العروة، النكاح، م 26؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1944؛ دفتر: صافى، وحيد، تبريزى و خامنه ‏اى

[21]. مكارم، تعليقات على العروة، م 26، و استفتاءات، ج 1، س 816؛ فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، النكاح، م 26؛ صافى، هداية العباد، ج 2 النكاح، م 28؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2 النكاح م 28؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، النكاح، م 28؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 6، م 948؛ دفتر: وحيد و خامنه‏ اى

[22]. با استفاده از منابعى كه در عنوان «نگاه خواستگارى» آمده است‏

[23]. دفتر: همه مراجع

[24]. سيستانى، سايت؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1049 و 1075 و دفتر: همه مراجع

[25]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2376؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 765؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1719؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2372؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2385

[26]. دفتر: همه مراجع

[27]. دفتر: همه مراجع

[28]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام ازدواج، س 6؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1781؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1434؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 9، س 218 و 219 و دفتر: بهجت، وحيد، فاضل، نورى، سيستانى و صافى‏

[29]. توضيح المسائل، مراجع م، 2433؛ العروة الوثقى، ج 2، النكاح، م 26؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2442؛ نورى، توضيح المسائل، م 2429

[30]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1095 و دفتر: همه مراجع

[31]. العروة الوثقى، النكاح، م 19

[32]. تبريزى، استفتاءات، س 1656؛ دفتر: همه مراجع

[33]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1333؛ امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 22 و 4 و دفتر: بهجت، مكارم، بهجت، فاضل و نورى‏

[34]. تبريزى، صراط النجاة، ج 3، 735؛ دفتر: وحيد

[35]. دفتر: سيستانى‏

[36]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1677

[37]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1333؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام نفقه، س 14؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 662؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 2، س 1312؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1051 و ج 1، س 839 و دفتر: بهجت و خامنه ‏اى

[38]. تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1399 و وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1399

[39]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 415

[40]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 832؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 833؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 444؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 838

[41]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 970 و 97؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 532؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 447؛ امام، استفتاءات، ج 2، (كسب‏هاى حرام)، س 14 و 13؛ صافى، هداية العباد، ج 1، 1689؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، (المكاسب المحرمه)، م 8؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1441 و 1442

[42]. امام، استفتاءات، ج 3، (سؤالات متفرقه)، س 174؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 445؛ دفتر: سيستانى، بهجت، وحيد، نورى، فاضل، تبريزى و صافى

[43]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 164

[44]. تبريزى، استفتاءات، س 2194؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 517؛ امام، استفتاءات، ج 1، (لباس نمازگزار)، س 52؛ سيستانى، (sistani.org)؛ زينت، س 2؛ صافى، جامع‏ الاحكام، ج 2، س 1737؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 443؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 811؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 969؛ دفتر: بهجت، وحيد

[45]. العروةالوثقى، ج 1، (لباس المصلى)، م 21

[46]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 811؛ تبريزى، استفتاءات، س 2193؛ امام، استفتاءات، ج 1، (لباس نمازگزار)، س 50؛ سيستانى، sistani.org، زينت، س 33؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 969؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 443؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1739؛ دفتر: وحيد، بهجت، نورى‏

[47]. امام و بهجت، توضيح المسائل مراجع، م 226 و دفتر: خامنه‏ اى‏

[48]. تبريزى و سيستانى، منهاج الصالحين، ج 1، م 493

[49]. وحيد، توضيح المسائل، م 234

[50]. فاضل، توضيح المسائل مراجع، م 226

[51]. مكارم، توضيح المسائل مراجع، م 226 و صافى، هداية العباد، ج 1، م 623 و 624

[52]. نورى، توضيح المسائل مراجع، م 226

[53]. توضيح المسائل مراجع، م 226 و 228 و 2068 و دفتر: خامنه ‏اى

[54]. وحيد، توضيح المسائل، م 234 و 2096

[55]. فاضل، توضيح المسائل مراجع، م 226 و 228 و 2068

[56]. مكارم، توضيح المسائل مراجع، م 226 و 228 و 2068

[57]. نورى، توضيح المسائل مراجع، م 226 و 228 و 2068

[58]. صافى، توضيح المسائل مراجع، م 226 و 228 و 2068

[59]. توضيح المسائل مراجع، م 834 و 836؛ وحيد، توضيح المسائل، م 840 و 844 و دفتر: خامنه ‏اى

[60]. توضيح المسائل مراجع، م 834 و 2068؛ وحيد، توضيح المسائل، م 840 و 2096 و دفتر: خامنه‏ اى

[61]. توضيح المسائل مراجع، م 835؛ وحيد، توضيح المسائل، م 841 و دفتر: خامنه‏ اى

[62]. بهجت، توضيح المسائل مراجع، م 835

[63]. خامنه‏ اى، اجوبه، س 1379؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 469 و دفتر: امام و مكارم

[64]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 2238؛ تبريزى، استفتاءات، س 2225 و 2228 و 2229

[65]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1731 و دفتر: بهجت

[66]. دفتر: وحيد

[67]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2367؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2363 و وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2431، دفتر: خامنه ‏اى

[68]. توضيح المسائل مراجع، م 2367؛ نورى، توضيح المسائل، م 2363 و امام و فاضل و مكارم، التعليقات على العروه، باب العقد و احكامه، م 15 و دفتر: خامنه ‏اى

[69]. توضيح المسائل مراجع، م 2262؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2314 و دفتر: خامنه‏ اى

[70]. دفتر: همه مراجع

[71]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، 1229؛ بهجت، توضيح‏ المسائل، م 1887؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح، م 3؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1229؛ امام، نورى، مكارم و فاضل، التعليقة على العروة، النكاح، م 5، صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح، م 5؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 22

[72]. تبريزى، صراط النجاة، ج 2، س 1101 و دفتر: همه مراجع

[73]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2370؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2434 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 40

[74]. بهجت، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2370

[75]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2370؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2366

[76]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 36 و 37؛ توضيح‏ المسائل مراجع، م 2372؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2436؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2368

[77]. بهجت، توضيح‏ المسائل، م 1884

[78]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2370؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2434؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2366 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 40

[79]. بهجت، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2370

[80]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2370

[81]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2371؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2367 و وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2435

[82]. العروة الوثقى، ج 2، احكام العقد، م 18

[83]. با استفاده از منابع گفتگو براى خواستگارى‏

[84]. العروة الوثقى، ج 2، كتاب النكاح، احكام العقد، م 17 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 96 و 30

[85]. امام، نورى، و فاضل، تعليقات على العروة، باب العقد و احكامه، م 10 مكارم، استفتاءات، ج 2، س 898؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 844؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 30؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، م 1258؛ دفتر: وحيد، بهجت و سيستانى

[86]. نورى، امام و فاضل، التعليقات على العروه، باب العقد و احكامه، م 2؛ سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 2363؛ صافى، هداية العباد، ج 2، باب العقد و احكامه و دفتر: وحيد، تبريزى، بهجت، خامنه‏ اى و مكارم

[87]. امام، نورى و فاضل، تعليقات على العروه، باب العقد و احكامه، م 10 مكارم، استفتاءات، ج 2، س 898؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 844؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 30؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، م 1258؛ سيستانى، سايت، ازدواج، س 45 دفتر: وحيد و بهجت‏

[88]. توضيح المسائل مراجع، م 2370؛ نورى، توضيح المسائل، م 2366؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2379؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2 م 41 و خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات س 70

[89]. توضيح المسائل مراجع، م 2370؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2434؛ نورى، توضيح المسائل، م 2366؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 41 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 70

[90]. توضيح المسائل مراجع، م 2376 و دفتر: نورى

[91]. توضيح المسائل مراجع، م 2376؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1237؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2440 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 833

[92]. امام، استفتاءات، ج 3، اولياى عقد، س 10؛ خامنه‏اى، استفتاء، س 86؛ سيستانى، سايت، عقد موقت، ش 16؛ منهاج الصالحين، كتاب النكاح، اولياء العقد، م 67؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1311؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 761؛ تبريزى، استفتاءات، س 1479؛ فاضل و بهجت، توضيح‏المسائل مراجع، م 385 و دفتر: نورى

[93]. امام، استفتاءات، ج 3، اولياء العقد، س 19 و دفتر: همه مراجع‏

[94]. دفتر: همه مراجع

[95]. العروة الوثقى، ج 2، كتاب النكاح، اولياء العقد، م 1

[96]. توضيح المسائل مراجع، م 2376؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2440 و امام، استفتاءات، ج 3، اولياء عقد س 36؛ نورى، توضيح المسائل، م 2372

[97]. تبريزى، استفتاءات، س 1457 و صراط النجاة، ج 1، س 826؛ سيستانى، سايت، موقت، س 33؛ امام، استفتاءات، ج 3، اولياء العقد، س 19؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 87؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 917 و دفتر: بهجت، فاضل، وحيد، صافى و نورى

[98]. تبريزى، استفتائات، س 1457 و صراط النجاة ج 1 س 826؛ امام، استفتاءات، ج 3، اولياء عقد، س 19 سيستانى، سايت، موقت، س 33 و منهاج الصالحين، ج 2، م 1237؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 917 و دفتر: بهجت، فاضل، وحيد، صافى و نورى‏

[99]. تبريزى، استفتاءات، س 1547؛ امام، استفتاءات، ج 3، اولياء العقد، س 4؛ دفتر: سيستانى و نورى‏

[100]. بهجت، توضيح‏ المسائل، م 1891؛ فاضل، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 1؛ دفتر: فاضل‏

[101]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 89؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1272؛ دفتر: مكارم و وحيد

[102]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 92؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1272؛ تبريزى، استفتاءات، س 1547؛ امام، استفتاءات، ج 3، اولياء العقد، س 4 و نورى، توضيح المسائل، م 2372؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1891 و فاضل، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 1 و دفتر: سيستانى، مكارم و وحيد

[103]. نورى، توضيح‏ المسائل، م 2373؛ صافى، هداية العباد، ج 2، اولياء العقد، م 2؛ امام، فاضل و مكارم، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 1؛ سيستانى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2377؛ دفتر: وحيد

[104]. بهجت، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2377؛ تبريزى، استفتاءات، س 1456 و صراط النجاة، ج 2، س 1130

[105]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 54؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، اولياء العقد، م 2 و جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1260

[106]. توضيح المسائل مراجع، م 2376

[107]. توضيح المسائل مراجع، م 2376؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1237؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2440 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 835

[108]. دفتر: همه مراجع

[109]. امام، فاضل، نورى و مكارم، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 2؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1237؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، اولياء العقد، م 70؛ تبريزى، منهاج الصالحين، اولياء العقد، م 1237؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 84؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1891؛ دفتر: صافى

[110]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 84؛ مكارم، استفتاءات ج 2، س 916 و تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 2؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3 م 1237؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1440؛ تبريزى، استفتاءات، س 1466؛ امام، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 24؛ نورى، توضيح المسائل، م 2372 و دفتر: صافى

[111]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح، م 69 و 70؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1891

[112]. توضيح المسائل مراجع، م 2399؛ نورى، توضيح المسائل، م 2395 و خامنه ‏اى، استفتاء، س 744

[113]. تبريزى، توضيح المسائل مراجع، م 2399 و وحيد، توضيح المسائل، م 2463

[114]. سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 2399

[115]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح، م 70؛ امام، استفتاءات، ج 3، اولياء العقد، س 27 و دفتر: نورى

[116]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 798؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1438؛ مكارم، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 2، وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1237؛ تبريزى، منهاج الصالحين، اولياء العقد، م 1237؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1891؛ دفتر: صافى‏

[117] . وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1349؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1349؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 285؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، العيوب، م 16؛ صافى، هداية العباد، ج 2، العيوب، م 17؛ دفتر: بهجت، خامنه ‏اى، فاضل، مكارم و نورى

[118]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2376؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1237؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2440 و خامنه ‏اى، استفتاء، س 55

[119]. توضيح المسائل مراجع، م 2377، نورى، توضيح المسائل، م 2373؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2441 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 83

[120]. امام، تحرير الوسيله، ج 2، المهر، م 1؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، المهر، م 1350؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، 1350؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 287 و 286؛ صافى، هداية العباد، ج 2، المهر، م 1؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 989 و دفتر: فاضل، بهجت، خامنه ‏اى، نورى

[121]. امام، تحرير الوسيله، ج 2، فصل فى المهر، م 12؛ صافى، هداية العباد، ج 2، فصل فى المهر، م 12؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 296؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1360؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1360 و دفتر: بهجت، خامنه ‏اى، فاضل، نورى و مكارم‏

[122]. امام، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 4 والنكاح المنقطع، م 5؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 4، و النكاح المنقطع، م 5؛ تبريزى و وحيد، منهاج الصالحين، عقد المتعة والمهر، م 1354؛ دفتر: همه مراجع‏

[123]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2446؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2442؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2510؛ دفتر: خامنه‏ اى

[124]. دفتر: همه مراجع

[125]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 259؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 3؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 3؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 288 و دفتر: همه مراجع

[126]. توضيح المسائل مراجع، م 2420؛ نورى، توضيح المسائل، م 2416؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2484

[127]. توضيح المسائل مراجع، م 2275 و 2276

[128]. توضيح المسائل مراجع، م 2420؛ نورى، توضيح المسائل، م 2416؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2484 و دفتر: خامنه‏ اى

[129]. توضيح المسائل مراجع، م 2277؛ نورى، توضيح المسائل، م 2271؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2329 و دفتر: خامنه‏ اى

[130]. امام، تحريرالوسيله، ج 2، فصل فى المهر، م 11؛ صافى، هداية العباد، ج 2، فصل فى المهر، م 11؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 744؛ تبريزى، استفتاءات، س 1638؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 640 و دفتر: وحيد، بهجت، خامنه ‏اى، فاضل و سيستانى

[131]. توضيح المسائل مراجع، م 2420؛ نورى، توضيح المسائل، م 2416؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2484 و دفتر خامنه‏ اى‏

[132]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 231؛ تبريزى، استفتاءات، س 1642؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1480 و 1492؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 16 و 19؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 631؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1352؛ دفتر: سيستانى، صافى، بهجت، مكارم‏

[133]. توضيح المسائل مراجع، م 2413؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2477؛ نورى، توضيح المسائل، 2409 و دفتر: خامنه‏ اى

[134]. تبريزى، استفتاءات، س 1649؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1490؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 17؛ سيستانى، سايت، مهريه و دفتر: بهجت و وحيد

[135]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 227 و دفتر: بهجت

[136]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1296 و 1297

[137]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 657 و 659 و 729

[138]. نورى، استفتاءات، ج 1، س 636 و 637

[139]. نورى، استفتاءات، ج 1، س 635؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1484؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 7 و دفتر: همه مراجع‏

[140]. امام، تحرير الوسيله، ج 2، كتاب الهبه، م 8؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 975؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1213؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1321؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1724؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1064 و نورى، استفتاءات، ج 1، س 623

[141]. تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 975 و صافى، هداية العباد، ج 2، كتاب الهبه، م 8

[142]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 209؛ تبريزى، استفتاءات، س 1639؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، فصل فى المهر، م 16؛ صافى، هداية العباد، ج 2، فصل فى المهر، م 16؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 313 و 315 و دفتر: بهجت، فاضل، وحيد، فاضل، مكارم، نورى

[143]. تبريزى، استفتاءات، س 1643 و دفتر: همه مراجع

[144]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 234 و دفتر: همه مراجع

[145]. دفتر: همه مراجع

[146]. دفتر: همه مراجع

[147]. امام، تحريرالوسيله، ج 2، كتاب الديات، السابع عشر، الفرج، م 5؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، كتاب الديات، 359 و دفتر: همه مراجع

[148]. امام، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 15 و دفتر: همه مراجع

[149]. تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 521؛ دفتر: همه مراجع

[150]. امام، تحريرالوسيله، ج 1، المكاسب المحرمه، م 13؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1698؛ تبريزى، استفتاءات، س 1057 و التعليقة على منهاج الصالحين، المكاسب المحرمة، م 17؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 997؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س 1134؛ بهجت، وسيلةالنجاة، ج 1، م 1449؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17؛ دفتر: نورى

[151]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 523 و سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م‏

[152]. تبريزى، صراط النجاة، ج 6، س 1446؛ دفتر: همه مراجع

[153]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 535؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 1، س 1023؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 و 1737؛ دفتر: سيستانى، امام، نورى، وحيد، بهجت

[154]. تبريزى، صراط النجاة، ج 6، س 1456 و 1448 و 1444

[155]. خامنه ‏اى، اجوبه، س 1133 و 1134 و 1166

[156]. تبريزى، التعليقة على منهاج الصالحين، المكاسب المحرمه، م 17؛ دفتر: امام، بهجت، خامنه‏ اى، فاضل و نورى

[157]. صافى، هداية العباد، ج 1، م 1698

[158]. صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1671؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1724؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 709 و ج 1، س 526؛ دفتر: بهجت، امام و وحيد

[159]. تبريزى، استفتاءات، س 1058 و 1049 و 1075؛ سيستانى، سایت، غناء، ش 6؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1145؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 444 و ج 2، س 542 و 544 و 549

[160]. امام، تحريرالوسيله، ج 1، م 13؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س 1134؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 20 و وسليةالنجاة، ج 1، م 1449؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 997؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17؛ تبريزى، استفتاءات، 1057 و التليقه على منهاج الصالحين، المكاسب المحرمه، م 17؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 528؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1698 و جامع الاحكام، ج 2، س 1585؛ دفتر، نورى

[161]. امام، تحرير الوسيله، ج 1، المكاسب المحرمه، س 13؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 978؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س 1132؛ صافى، هداية العباد، ج 1 م 1697؛ نورى، توضيح المسائل، مسائل مستحدثه؛ بهجت، وسيلةالنجاة، ج 1، م 1449؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1151 و 1162؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 701؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17 و سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20

[162]. دفتر: همه مراجع

[163]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 719 و ج 1، س 537؛ صافى، جامع‏ الاحكام، ج 1، س 1011 و 1013 و ج 2 س 1466 و 1477 و 1475؛ تبريزى، استفتاءات، س 1045 و 1071 و 1074؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 948 و 946 و 950 و ج 2، س 947؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 11427 و 1429 و 1154 و دفتر: بهجت، وحيد

[164]. خامنه‏ اى، اجوبه، س 1134 و امام، استفتاءات، مكاسب محرمه، س 25 و دفتر: فاضل

[165]. صافى، جامع ‏الاحكام، ج 1، س 1006 و 1009 و دفتر: بهجت

[166]. تبريزى، استفتاءات، س 1054؛ سيستانى، سایت، موسيقى ش 2 و منهاج الصالحين، ج 2 م 20؛ نورى، استفتاءات، ج 2 س 571؛ مكارم، استفتاءات ج 1، س 525 و 528؛ دفتر: وحيد

[167]. صافى، جامع‏الاحكام، ج 1، س 1015 و هداية العباد، ج 1، م 1698؛ تبريزى، استفتاءات، س 1057؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1740 و 997؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س 1134؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17

[168]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 528 و 523

[169]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 538 و 539 و 712؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1581؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1181 و 1180؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، متفرقه، م 30؛ دفتر: امام

[170]. تبريزى، استفتاءات، س 1051؛ سيستانى، سایت، موسيقى ش 5

[171]. دفتر: وحيد

[172]. نورى، استفتاءات، ج 2، س 584

[173]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1735 و 1736؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س 1133؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 533؛ امام، استفتاءات، ج 2، مكاسب محرمه س 27 و ج 3، موسيقى، س 107؛ دفتر: صافى، بهجت، وحيد

[174]. تبريزى، صراط النجاة، ج 2، س 923 و 930 و ج 6، س 1456 و دفتر: سيستانى

[175]. امام، استفتاءات، ج 2، مكاسب محرمه، س 35؛ تبريزى، استفتاءات، س 1042 و 1067؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س 1171؛ سيستانى، سایت، رقص ش 7؛ دفتر: وحيد

[176]. دفتر: بهجت

[177]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 534 و 535؛ صافى، جامع‏الاحكام، ج 2، س 1580؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 و 1738؛ نورى، استفتاءات، ج 2 س 574

[178]. تبريزى، استفتاءات، س 1067 و 1042؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س 1168؛ دفتر: امام‏

[179]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736؛ نورى، استفتاءات، ج 2 س 575 و 573 و 574؛ دفتر: وحيد، سيستانى، بهجت

[180]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 535 و 537؛ صافى، جامع‏ الاحكام، ج 2، س 1580

[181]. تبريزى، استفتاءات، س 1042؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س 1168؛ دفتر: امام

[182]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736؛ سيستانى، سایت، رقص ش 3؛ نورى، استفتاءات، ج 2 س 574؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1

[183]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 537؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1580

[184]. تبريزى، استفتاءات، س 1067؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س 1168؛ دفتر: همه مراجع

[185]. خامنه ‏اى، اجوبه، س 1168؛ دفتر: امام

[186]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736؛ نورى، استفتاءات، ج 2 س 574؛ دفتر: وحيد، سيستان، بهجت

[187]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 534؛ صافى، جامع‏ الاحكام، ج 2، س 1580؛ تبريزى، استفتاءات، س 1067

[188]. تبريزى، استفتاءات، س 1042؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س 1168؛ دفتر: امام

[189]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736؛ سيستانى، سایت، رقص ش 9؛ نورى، استفتاءات، ج 2 س 574؛ بهجت، توضيح‏ المسايل، متفرقه، م 1

[190]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 537؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1580

[191]. خامنه‏ اى، اجوبه، س 1169 و دفتر: همه مراجع

[192]. تبريزى، استفتاءات، س 1062؛ خامنه‏ اى، استفتاءات، س 1166 و 1179 و دفتر: همه مراجع‏

[193]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 821؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س 1169؛ دفتر: همه مراجع‏

[194]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 821؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س 1169؛ دفتر: همه مراجع

[195]. امام، تحرير الوسيله، ج 1، مكاسب محرمه، م 16؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 565 و فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 962

[196]. صافى، هداية العباد، ج 1، م 1704

[197]. خامنه‏ اى، اجوبه، س 1229

[198]. تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 22 و استفتاءات، س 1030 و 1031؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 22؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 25

[199]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 562

[200]. بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1455

[201]. امام، تحرير الوسيله، ج 1، مكاسب محرمه، م 16؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1455؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 565 و فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 962؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 562؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1704؛ خامنه ‏اى، اجوبه، س 1229 و دفتر: استفتاء و دفتر: وحيد و سيستانى‏

[202]. تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 22 و استفتاءات، س 1030 و 1031

[203]. امام، تحرير الوسيله، ج 1، مكاسب محرمه، م 16؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 565 و فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 962

[204]. تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 22 و استفتاءات، س 1030 و 1031؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 22؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 25

[205]. بهجت، وسيلةالنجاة، ج 1، م 1455؛ خامنه‏ اى، اجوبه، س 1229؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 562

[206]. صافى، هداية العباد، ج 1، م 1704

[207]. دفتر: همه مراجع

[208]. سيستانى، سایت، (حجاب)، س 3؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 878؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1706؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1696؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 438؛ دفتر: نورى، وحيد، بهجت و امام

[209]. تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1275 و استفتاءات، س 1614

[210]. دفتر: مكارم

[211]. امام، نورى و سيستانى، التعليقات على‏ العروة، (الستر)، م 1؛ العروة الوثقى، ج 1، الستر، م 16؛ صافى، جامع‏ الاحكام، ج 2، س 1692؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1712؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 154؛ دفتر: وحيد، بهجت و تبريزى‏

[212]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 153 و 156؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1729؛ سيستانى، سایت، (حجاب)، س 5؛ امام، استفتاءات، ج 3، (احكام حجاب)، س 27؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 485؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1708؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1364 و 1367؛ تبريزى، استفتاءات، س 1590؛ دفتر: وحيد و بهجت

[213]. امام، استفتاءات، ج 1، (لباس نمازگزار)، س 34؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1248؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 154؛ سيستانى، سایت، (حجاب)، س 2؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1712؛ همه مراجع، العروة الوثقى، ج 1، (الستر)، الثانى و 16؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1692؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 682

[214]. العروة الوثقى، ج 1، (الستر)

[215]. فاضل و امام، تعليقات على‏ العروة، (الستر)، م 1 و دفتر: خامنه‏ اى

[216]. نورى، استفتاءات، ج 2، س 670؛ سيستانى، سایت، (زينت)، س 14؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 137؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1276 و دفتر: صافى

[217]. دفتر: وحيد و بهجت

[218]. دفتر: تبريزى

[219]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 797؛ تبريزى، استفتاءات، س 1616؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 1033؛ دفتر: وحيد، صافى، بهجت، امام، فاضل و خامنه ‏اى

[220]. همان

[221]. نورى، استفتاءات، ج 1، س 490؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 2، س 1328؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1682؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1220؛ تبريزى، استفتاءات، س 1590 و 1586؛ سيستانى، سایت، (زينت)، س 28؛ امام، استفتاءات، ج 3، (احكام حجاب)، س 32 و دفتر: بهجت‏

[222]. استفتاءات، ج 1، س 801

[223]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام حجاب، س 34؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 802؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 491 و سيستانى، سايت، (زينت)

[224]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1682 و 1683 و دفتر: بهجت

[225]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 562؛ فاضل، استفتاءات، ج 1، س 1708 و دفتر: وحيد و تبريزى‏

[226]. خامنه‏ اى، سايت، (نگاه)؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1707؛ دفتر: امام

[227]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1683؛ دفتر: بهجت و تبريزى

[228]. سيستانى، سایت، (زينت)، س 1 و 17 و 18؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 802؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 542 و 491

[229]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1707 و دفتر: امام، وحيد و خامنه‏ اى

[230]. نورى، استفتاءات، ج 1، س 542 و 500؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 802؛ سيستانى، سایت، (زينت)، س 18

[231]. دفتر: بهجت و صافى

[232]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 882 و 883

[233]. دفتر: همه مراجع

[234]. دفتر: مكارم و نورى

[235]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 882 و 883 و 884؛ امام، تعليقات على‏العروة، (الستر)، م 1 و استفتاءات، ج 3، (احكام حجاب)، س 36؛ فاضل، توضيح ‏المسائل، م 796 و جامع ‏المسائل، ج 1، 1707؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 801 و توضيح ‏المسائل، م 729؛ خامنه ‏اى، سايت، (نگاه)؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 669 و ج 1، س 542 دفتر: صافى، بهجت و وحيد

[236]. سيستانى، تعليقات على‏ العروة، (الستر)، م 1

[237]. امام، استفتاءات، ج 3، (احكام حجاب)، س 36؛ دفتر: بهجت، فاضل و صافى

[238]. نورى، استفتاءات، ج 2، س 669؛ سيستانى، تعليقات على‏ العروة، (الستر)، م 1؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 801

[239]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 882 و 883

[240]. دفتر: وحيد

[241]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 333؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1255؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 333؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1359؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1359؛ امام، تحرير الوسيلة، ج 2، الشروط المذكورة فى عقد النكاح، م 2 و استفتاءات، ج 3، احكام ازدواج، س 55؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 637؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 905 و 907 و دفتر: فاضل و بهجت

[242]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام ازدواج، س 55؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 907؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 7؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1533؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 637 و توضيح ‏المسائل، م 2534؛ دفتر: بهجت‏

[243]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 333؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1395؛ صافى، جامع‏ الاحكام، ج 2، 1255

[244]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1359

[245]. توضيح المسائل مراجع، م 2460؛ نورى، توضيح المسائل، م 2456 و دفتر: خامنه‏ اى

[246]. توضيح المسائل مراجع، م 2460؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2524؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 910 و دفتر: بهجت

[247]. تحريرالوسيله، ج 2، التدليس، م 13 و جامع المسائل، ج 1، س 1499

[248]. امام، تحريرالوسيله، ج 2، التدليس، م 13؛ صافى، هداية العباد، ج 2، التدليس، م 13؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 282 و 279؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1500؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 951 و 954؛ خامنه‏ اى، استفتاءات، س 442 و دفتر: بهجت، وحيد، نورى و تبريزى

[249]. توضيح المسائل مراجع، م 2380 و 2381

[250]. توضيح المسائل مراجع، م 2383؛ نورى، توضيح المسائل، م 2379؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2447 و دفتر: خامنه‏ اى‏

[251]. توضيح المسائل مراجع، م 2383؛ نورى، توضيح المسائل، م 2379؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2447 و دفتر: خامنه‏ اى

[252]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1502؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، العيوب، م 6- 13؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، العيوب، م 6- 13؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 282 و 285؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 442؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 948 و 954؛ دفتر: نورى، بهجت، تبريزى و وحيد

[253]. امام، تحرير الوسيله، ج 2 الكفر، م 5 و 6؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 138 و 135 صافى، هداية العباد، ج 2، الكفر، م 5 و 6؛ وحيد و تبريزى، منهاج الصالحين، م 1288 و 1289؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 213 و دفتر: فاضل، نورى، بهجت و مكارم

[254]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 138 و 135؛ توضيح المسائل مراجع، م 2448

[255]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 138 و 135؛ توضيح المسائل مراجع، م 2448

[256]. توضيح المسائل مراجع، م 2448؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2512

[257] . توضيح المسائل مراجع، م 2405؛ وحيد، توضيح المسائل، م 6924 و نورى، توضيح المسائل، م 2401 و دفتر: خامنه ‏اى‏

[258]. توضيح المسائل مراجع، م 2405

[259]. امام و بهجت، توضيح المسائل مراجع، م 2405 و نورى، توضيح المسائل، م 2401

[260]. تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1259؛ صافى، هداية العباد، ج 2 المصاهره، م 26؛ مكارم، استفتاءات، ج س 710 و فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1455

[261]. سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 2405؛ وحيد، توضيح المسائل، م 6924

[262]. امام و بهجت، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2405؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2401

[263]. مكارم، تبريزى و صافى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2405؛ فاضل، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2405 و جامع‏ المسائل، ج 1 س 1455 و 1456

[264]. سيستانى، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2405؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 6924

[265]. توضيح المسائل مراجع، م 2405؛ نورى، توضيح المسائل، م 2401 و وحيد، توضيح المسائل، م 2469 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 120

[266]. امام، نورى و مكارم، تعليقات على العروة، النكاح، فصل 4، م 21؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1456؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1370 و 1388؛ دفتر: سيستانى، بهجت، وحيد و خامنه ‏اى

[267]. منهاج الصالحين، ج 2، م 1259 و توضيح‏ المسائل، م 2414

[268]. امام، فاضل، نورى و مكارم، تعليقات على العروة، النكاح، فصل 4، م 21؛ سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 2405؛ صافى، هداية العباد، ج 2، المصاهره، م 26؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1259؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1259 و دفتر: بهجت و خامنه‏ اى

[269]. امام، نورى، مكارم و فاضل، العروة الوثقى، ج 2 م 7؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1298؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 298؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 2؛ صافى، هداية العباد، ج 2، م 4 و دفتر: بهجت و خامنه‏ اى

[270]. امام، نورى، مكارم و فاضل، العروةالوثقى، ج 2 م 7؛ وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 1298؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 298؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 2؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 20؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، م 4؛ دفتر: بهجت و خامنه‏ اى

[271]. توضيح المسائل مراجع، م 2400؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2464؛ نورى، توضيح المسائل، م 2366؛ امام، تحرير الوسيلة، ج 2، النكاح فى العده، م 1 و صافى، هداية العباد، ج 2 النكاح فى العده، م 1 و دفتر: خامنه‏ اى

[272]. توضيح‏المسائل مراجع، م 2401؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2465؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 2367؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النكاح فى العده، م 1؛ صافى، هداية العباد، ج 2 النكاح فى العده، م 1؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 122

[273]. توضيح المسائل مراجع، م 2521؛ نورى، توضيح المسائل، م 2516

[274]. توضيح المسائل مراجع، م 2521

[275] . همان

[276]. وحيد، توضيح المسائل، م 2585؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 1543

[277]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 290؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1355؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1355 و دفتر: همه مراجع

[278]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1298؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1298؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 668؛ صافى، هداية العباد، ج 2، القول فى الكفر، م 8؛ امام، تحرير الوسيلة، ج 2، القول فى الكفر، م 8؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 16 و 143؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 708؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 215 و دفتر فاضل و بهجت‏

[279]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 215؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 708؛ امام، تحرير الوسيلة، ج 2، القول فى الكفر، م 8؛ صافى، هداية العباد، ج 2، القول فى الكفر، م 8؛ نورى، استفتاءات، ج 1، 668؛ دفتر: فاضل و بهجت

[280]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1298؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1298

[281]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 100 و دفتر: همه مراجع

[282]. الفقه على المذاهب الاربعة، ج 4، ص 51

[283]. توضيح المسائل مراجع، م 2397

[284]. توضيح المسائل مراجع، م 2397 و خامنه ‏اى، استفتاء، س 145 و 141

[285]. تبريزى، توضيح المسائل مراجع، م 2397؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2461

[286]. صافى، توضيح المسائل مراجع، م 2397؛ نورى، توضيح المسائل، م 2393

[287]. توضيح المسائل مراجع، م 2397

[288]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2397؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2461؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2393

[289]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2397؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2461؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2393 و خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 145

[290]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 854؛ دفتر: همه مراجع

[291]. دفتر: همه مراجع

[292]. تبريزى، استفتاءات، س 1478؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، قاعده الزام، امام، تحريرالوسيله، ج 2، الكفر، م 2؛ صافى، هدايةالعباد، ح 2، الكفر، م 2؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 100 و دفتر: بهجت، نورى، فاضل، مكارم و سيستانى‏

[293]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 836؛ امام، فاضل، مكارم و نورى، تعليقات على العروة، اولياء العقد 16؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، اولياء العقد، م 13 و دفتر: وحيد، صافى و بهجت

[294]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 756 و دفتر: بهجت و صافى‏

[295]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 207

[296]. فاضل، جامع المسائل، س 1244

[297]. تبريزى، استفتاءات، س 1544 تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 837

[298]. نورى، تبريزى، فاضل، بهجت و سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 2397؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2461؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 156؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، النكاح المنقطع، م 3؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 3، مكارم، استفتاءات، ج 2، س 33

[299]. سوره نساء، آيه 24

[300]. مُتْعَتانِ كانَتْ عَلى‏ عِهْدِ رَسُولِ اللَّهِ وَ انَا مُحَرِّمُهُما وَ مُعاقِبٌ عَلَيْهِما، مُتْعَةُ النِّساءِ وَ مُتْعَةُ الْحَجِّ؛ دو مُتعه درزمان پيامبر اسلام صلّى الله عليه و آله بود كه من آنها را حرام كردم و بر آنها مجازات مى‏ كنم متعه زنان و حج تمتّع (كه نوع خاصى از حج است)

[301]. ر.ك: تفسير نمونه، ذيل آيه 24 از نساء

[302]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 178 و العروة الوثقى، ج 2، كتاب النكاح، م 2

[303]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 824 و العروة الوثقى، ج 2، كتاب النكاح، م 2 و 4 و دفتر: همه مراجع

[304]. توضيح المسائل مراجع، م 2369؛ نورى، توضيح المسائل، م 2365 و وحيد، توضيح المسائل، م 2433 و دفتر: خامنه‏اى‏ توضيح المسائل مراجع، م 2369؛ نورى، توضيح المسائل، م 2365 و وحيد، توضيح المسائل، م 2433 و دفتر: خامنه‏ اى‏

[305]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1012؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 634؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، عقد المتعة و م 1375 و 1376؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 233 و 92؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، عقد المتعة و م 1375 و 1376؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، النكاح المنقطع، م 5 و النسب، م 2؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 5 و النسب، م 2 و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت و فاضل‏

[306]. دفتر: همه مراجع

[307]. نورى، استفتاءات، ج 2، س 634؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، عقد المتعه؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، عقد المتعه؛ امام، تحرير الوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 5؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 5؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 233 و دفتر: بهجت، خامنه ‏اى، مكارم و فاضل‏

[308]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، 1305؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1305؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 237؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، النكاح المنقطع، م 6؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 6 و دفتر: فاضل، نورى، خامنه ‏اى، بهجت و مكارم

[309]. توضيح المسائل مراجع، م 2363؛ نورى، توضيح المسائل، م 2359 و وحيد، توضيح المسائل، م 2427 و خامنه ‏اى، استفتاء، س 11

[310]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1479؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1249؛ امام، نورى، فاضل و مكارم، التعليقات على العروة، باب العقد و احكامه، م 1؛ دفتر: سيستانى، بهجت، وحيد و خامنه‏ اى

[311]. امام، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 1 و استفتاءات، ج 3، اولياء العقد، س 3؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، اولياء العقد، م 69؛ مكارم و فاضل، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 1؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1891؛ صافى، هداية العباد، ج 2، اولياء العقد م 2، تبريزى، استفتاءات، س 1511 و منهاج الصالحين، ج 2، م 1237؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1237؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 627 و توضيح‏ المسائل، م 2372

[312]. امام، استفتاءات، ج 3، اولياء العقد، س 3؛ سيستانى، تعليقات على العروة، التقليد م 55 و توضيح‏ المسائل مراجع، م 2376؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1467 و منهاج الصالحين، ج 2، م 1237؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 694 و تعليقات على العروة، التقليد، م 55؛ فاضل، تعليقات على العروة، التقليد، م 55 و توضيح المسائل مراجع، م 2376؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1891 و وسيلةالنجاة، ج 1، م 35؛ صافى، هداية العباد، ج 1، التقليد، م 36 و توضيح‏ المسائل مراجع، م 2376؛ دفتر: وحيد؛ نورى، تعليقات على العروة التقليد، م 55

[313]. امام، صافى و نورى، توضيح المسائل مراجع، احكام نكاح؛ فاضل و جامع المسائل، ج 1، س 1544 و نورى، توضيح المسائل، احكام نكاح و دفتر: خامنه‏ اى

[314]. سيستانى، توضيح المسائل مراجع، احكام نكاح‏

[315]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1008؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، عقدالمتعه و تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، عقدالمتعه‏

[316]. دفتر: بهجت

[317]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، 1311؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 163؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1311؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 249؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، النكاح المنقطع، م 11؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 11؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 694؛ فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 1255 و دفتر: بهجت و مكارم

[318]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 40؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، 1311؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1311؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 249؛ امام، تحرير الوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 11؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 11؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 694؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 2، س 1255، دفتر: بهجت و مكارم

[319]. امام، تحرير الوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 11؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 11 تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1311؛ دفتر: همه مراجع

[320]. توضيح المسائل مراجع، م 2431؛ نورى، توضيح المسائل، م 2427؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2495 و دفتر: خامنه ‏اى

[321]. توضيح المسائل مراجع، م 2424؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 413؛ نورى، توضيح المسائل، م 2420؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2488؛ دفتر: خامنه‏ اى

[322]. توضيح المسائل مراجع، م 2425؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2489؛ دفتر: بهجت و خامنه ‏اى؛ نورى، توضيح المسائل، م 2421

[323]. توضيح المسائل‏مراجع، م 2427؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2491؛ نورى، توضيح المسائل، م 2423؛ دفتر: بهجت‏

[324]. تبريزى، توضيح المسائل مراجع، م 2427؛ دفتر: نورى‏

[325]. امام، تحرير الوسيله، ج 2، النكاح المنقطع، م 13؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 755؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 357؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1367؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 3، م 1367؛ صافى، هداية العباد، النكاح المنقطع م 13 و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، فاضل و نورى

[326]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 57؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، اسباب التحريم، م 3؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، اسباب التحريم، م 3؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1446 و دفتر: همه مراجع

[327]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 18؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 164؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 18

[328]. نورى و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، النكاح، فصل 4 م 17؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح، م 261؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1303؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 927 و تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1303

[329]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 982؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1471؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1471؛ امام، نورى، مكارم، فاضل و سيستانى، تعليقات على العروة، ج 2، الفصل الرابع، م 1؛ دفتر: بهجت و صافى

[330]. توضيح المسائل مراجع، م 2515؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2579 و دفتر: خامنه‏ اى

[331]. توضيح المسائل مراجع، م 2515

[332]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1438؛ امام، فاضل، نورى و سيستانى، تعليقات على العروة، ج 2، الفصل الرابع، م 1

[333]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، 1311؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 163؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1311؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 249؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، النكاح المنقطع، م 11؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 11؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 694؛ فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 1255 و دفتر: بهجت و مكارم‏

[334]. توضيح المسائل مراجع، م 2390؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2454 و نورى، توضيح المسائل، م 2386 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 708

[335]. العروه الوثقى، ج 2، المحرمات بالمصاهره، م 48

[336]. العروة الوثقى، ج 2 النكاح، فصل 11، السابعه و الثامنه

[337]. توضيح المسائل مراجع، م 2402؛ نورى، توضيح المسائل، م 2398 و وحيد، توضيح المسائل، م 2464 و دفتر: خامنه‏ اى

[338]. توضيح المسائل مراجع، م 2517 و وحيد، توضيح المسائل، م 2581

[339]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 853 و دفتر: همه مراجع

[340]. امام، نورى و مكارم، تعليقات على العروه، النكاح، فصل 4، م 19؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 196؛ صافى، هداية العباد، ج 2، المصاهره، م 24 و دفتر: بهجت

[341]. تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1263 سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 180؛ وحيد، منهاج‏الصالحين، ج 3، م 1263

[342]. دفتر: فاضل

[343]. توضيح المسائل مراجع، م 2403، وحيد، توضيح المسائل، م 2467؛ نورى، توضيح المسائل، م 2399 و دفتر: خامنه ‏اى‏

[344]. توضيح المسائل مراجع، م 2403

[345]. امام، نورى، مكارم، تعليقات على العروة، كتاب النكاح، الفصل الرابع، م 19؛ صافى، هداية العباد، ج 2، المصاهره، م 24 و دفتر: خامنه‏ اى و بهجت

[346]. فاضل، تعليقات على العروه، كتاب النكاح، الفصل الرابع، م 19

[347]. تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1263؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1263؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 180

[348]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1643؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، كتاب الهبه، م 8؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 974 و 975؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1321؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1724؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1064 و نورى، استفتاءات، ج 1، س 623؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 974 و 975 و صافى، هداية العباد، ج 2، كتاب الهبه، م 8

[349]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1497؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، فصل فى المهر، م 9؛ صافى، هداية العباد، ج 2، فصل فى المهر 9؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 300 و 301؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 626؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 854 و 855؛ تبريزى، استفتاءات، س 1628 و دفتر: بهجت، وحيد وخامنه‏ اى‏

[350]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1497؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، فصل فى المهر، م 9؛ صافى، هداية العباد، ج 2، فصل فى المهر 9؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 300 و 301 و دفتر: بهجت، نورى، مكارم، تبريزى، وحيد و خامنه ‏اى

[351]. ما مِنْ شَى‏ءٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَيْتٍ يُعْمَرُ بِالنِّكاحِ وَ ما مِنْ شَى‏ءٍ أَبْغَضُ إِلَى اللَّهِ مِنْ بَيْتٍ يُخْرَبُ فِى‏الإسلام بالفُرْقَةِ يَعْنِى الطلاق». (وسائل الشيعه، ج 20، باب كراهة طلاق الزوجة ص 7)

[352]. تَزَوَّجوُا وَ لا تَطْلُقوُا فَإِنَّ الطَّلاقَ يَهْتَزُّ مِنْهُ العَرْشُ». (وسائل الشيعه، ج 22، باب كراهة طلاق الزوجة، ص 8)

[353]. ما مِنْ شَى‏ءٍ مِمَّا أَحَلَّهُ اللَّهُ أَبْغَضُ مِنْ الطَّلاقِ»، (همان، ص 9)

[354]. سوره نساء، آیه 130

[355]. ر.ك: پرسش ها و پاسخ ‏ها دفتر هفتم، ص 327 و سيد على، كمالى، قرآن و مقام زن، ص 174ـ 171

[356]. يائسه به زنى گفته مى‏ شود كه سنش، به حدى رسيده كه ديگر عادت ماهيانه نمى ‏بيند و اگر خونى ببيند، خون حيض محسوب نمى ‏شود. زن به طور حتم پس از تمام شدن شصت سال (قمرى)، يائسه و كمتر از پنجاه سال (قمرى) غير يائسه است. بين پنجاه تا شصت سال ميان مراجع تقليد اختلاف نظر هست. نظر اكثر اين است؛ كه زن سيده با تمام شدن شصت سال و زن غير سيده با تمام شدن پنجاه سال قمرى، يائسه مى ‏گردد

[357]. توضيح المسائل مراجع، م 2522

[358]. توضيح المسائل مراجع، م 2531

[359]. توضيح المسائل مراجع، م 2499 و 2508

[360]. توضيح المسائل مراجع، م 2508؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2572

[361]. توضيح المسائل مراجع، م 2514 و وحيد، توضيح المسائل، م 2578

[362]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1618؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1120 و 1121؛ توضيح المسائل مراجع، م 2511؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1313؛ نورى، توضيح المسائل، م 2506؛ تبريزى، استفتاءات، س 1712؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2520؛ امام، استفتاءات، ج 3، عده طلاق، س 64 و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت و سيستانى‏

[363]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 910؛ تبريزى، استفتاءات، س 1712؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام طلاق، س 62؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1434؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1618؛ دفتر: بهجت، نورى، سيستانى، وحيد و خامنه‏ اى‏

[364]. امام، تحرير الوسيله، ج 2، شروط الطلاق، م 9؛ صافى، هداية العباد، ج 2، شروط الطلاق، م 9 و جامع الاحكام، ج 2، س 1417؛ سيستانى، منهاج الصالحين، م 509؛ توضيح المسائل مراجع، م 2544؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2608

[365]. توضيح المسائل مراجع، م 2516؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2584

[366]. توضيح المسائل مراجع، م 2507؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2571

[367]. توضيح المسائل مراجع، م 2511 و 2512 و وحيد، توضيح المسائل، م 2575 و 2576

[368]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1618؛ دفتر: همه مراجع

[369]. يائسه به زنى گفته مى‏ شود كه سنّش، به حدى رسيده كه ديگر عادت ماهيانه نمى ‏بيند و اگر خونى ببيند، خون حيض محسوب نمى ‏شود. زن به طور حتم پس از تمام شدن شصت سال (قمرى)، يائسه و كمتر از پنجاه سال (قمرى) غير يائسه است. بين پنجاه تا شصت سال ميان مراجع تقليد اختلاف نظر هست. نظر اكثر اين است؛ كه زن سيده با تمام شدن شصت سال و زن غير سيده با تمام شدن پنجاه سال قمرى، يائسه مى ‏گردد

[370]. توضيح المسائل مراجع، م 2510 و 2511 و وحيد، توضيح المسائل، م 2574 و 2575

[371]. تبريزى، استفتائات، س 1704 و صراط النجاه، ج 2، س 1215؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام طلاق، س 23 و 43؛ سيستانى، سايت، طلاق و دفتر: بهجت

[372]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1586؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1449 و 1450؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 932؛ خامنه‏ اى، استفتاء، س 888؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 695

[373]. تبريزى، استفتاءات، س 1672؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 933؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1406؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 356؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1594؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 937 و 939؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1344؛ دفتر: بهجت و نورى

[374]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام طلاق، س 12 و 23

[375]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 927 و دفتر: همه مراجع

[376]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 913؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1145 و 1147 و دفتر: همه مراجع

[377]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 886 و دفتر: همه

[378]. توضيح المسائل مراجع، م 2500؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2564

[379]. توضيح المسائل مراجع، م 2538؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2601

[380]. توضيح المسائل مراجع، م 2511؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2575

[381]. دفتر: همه مراجع

[382]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 517؛ تبريزى و وحيد، منهاج الصالحين، احكام العده، م 1474 و دفتر: همه مراجع

[383]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 517؛ تبريزى و وحيد، منهاج الصالحين، احكام العده، م 1474؛ دفتر: همه مراجع‏

[384]. تبريزى، استفتاءات، س 1484 و 1485 و 1516؛ دفتر: همه مراجع

[385]. توضيح المسائل مراجع، م 2539 و وحيد، توضيح المسائل، م 2603 و دفتر: خامنه‏ اى

[386]. توضيح المسائل مراجع، م 2509 و وحيد، توضيح المسائل، م 2573

[387]. امام، تحرير الوسيله، ج 2، فصل فى المهر، م 13؛ صافى، هداية العباد، ج 2، فصل فى المهر، م 13؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1350؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1350؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 317؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1519 و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، نورى، مكارم

[388]. امام، تحرير الوسيله، ج 2، المهر، م 14 و 15؛ صافى، هداية العباد، ج 2، م 14 و 15؛ وحيد و تبريزى، منهاج الصالحين، م 1350؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 308 و دفتر: فاضل، نورى، مكارم، بهجت و خامنه ‏اى

[389]. امام، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 17؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 17؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1350؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1350 و دفتر: خامنه ‏اى، مكارم، فاضل، نورى، بهجت و سيستانى

[390]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 34 و دفتر: همه مراجع

[391]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 850؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، كتاب الهبه، م 8؛ صافى، هداية العباد، ج 2، كتاب الهبه، م 8؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 975؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 975؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1321؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1213؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 496؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1724 و دفتر بهجت

[392]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 616؛ تبريزى و وحيد، منهاج الصالحين، كتاب الطلاق، م 1496؛ صافى، هدايه العباد، ج 2، كتاب الخلع، م 16؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، كتاب الخلع، م 14؛ دفتر: فاضل، خامنه ‏اى، نورى، مكارم و بهجت

[393]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام طلاق، س 5؛ صافى، هداية العباد، ج 2، كتاب الخلع، م 9؛ تبريزى و وحيد، منهاج الصالحين، كتاب الطلاق، م 1483؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 615 و 616 و 617؛ دفتر: بهجت، نورى، خامنه‏ اى، مكارم و فاضل

[394]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام طلاق، س 25

[395]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1146؛ دفتر: فاضل، نورى و خامنه‏ اى

[396]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1450

[397]. دفتر: همه مراجع‏

[398]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام طلاق، س 22؛ دفتر: بهجت، صافى، وحيد، تبريزى و سيستانى

[399]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1149؛ دفتر: فاضل، نورى و خامنه‏ اى

[400]. دفتر: همه مراجع

[401]. دفتر: همه مراجع

[402]. تبريزى، صراط النجاه، ج 5، س 505 و 506 و 502 و دفتر: همه مراجع

[403]. تبريزى، استفتاءات، س 1631؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 31؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 732؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 2، س 1284؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 287؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 628؛ صافى، هداية العباد، ج 2، فصل فى المهر، م 1 و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، وحيد

[404]. توضيح المسائل مراجع، م 106؛ وحيد، توضيح المسائل، م 107

[405]. ر. ك: توضيح المسائل مراجع، م 435

[406]. توضيح المسائل مراجع، 2527؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2591

[407]. توضيح المسائل مراجع، م 2510 و 2511 و 2517؛ تحرير الوسيله، ج 2، عدة وطى‏ء الشبهه، م 2؛ سيستانى، منهاج الصالحين، م 567 و تبريزى و وحيد، منهاج الصالحين، العده، م 1470

حمیدرضا
موضوعات: پرسش و پاسخ
مطالب مرتبط
  • احکام ویژه بانوان

    احکام ویژه بانوان

    بسم الله الرحمن الرحیم دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام ویژه بانوان» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم مخاطبان وبگاهم کنم. قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است: ۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی» تهیه شده است، استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه جهت درج در وبگاه، وقت زیادی صرف شده است لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان فضای مجازی حق کپی رایت را رعایت کنند. ۲ـ در این مجموعه به 253 پرسش مبتلابه در ارتباط با «احکام بانوان» پاسخ داده شده است. ۳ـ در تنظیم این

    … ادامه مطلب …

  • احکام روابط زن و شوهر

    احکام روابط زن و شوهر

    بسم الله الرحمن الرحیم دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام روابط زن و شوهر» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم مخاطبان وبگاهم کنم. قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است: ۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی» تهیه شده است، استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه جهت درج در وبگاه، وقت زیادی صرف شده است لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان فضای مجازی حق کپی رایت را رعایت کنند. ۲ـ در این مجموعه به 171 پرسش مبتلابه در ارتباط با «احکام روابط زن و شوهر» پاسخ داده شده

    … ادامه مطلب …

  • شرایط یک همسر خوب چیست؟

    شرایط یک همسر خوب چیست؟

    از یک نظر، وجود مادر را می توان به ظرفی تشبیه کرد که آدمی خوراک یا شربتی را در آن می گذارد، بدیهی است که هرچه ظرف پاکیزه تر باشد، مظروف هم گواراتر خواهد بود. امام علی علیه السّلام می فرماید: «همانا مادران به منزله ی ظروفند».[1] قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ: «إِيَّاكُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ». قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟ قَالَ: «الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ»[2]؛ پیامبراکرم (صلّی الله و علیه و آله): فرمود: «بپرهیزید از گیاه سبز و شادابی که در مزبله گاه می روید». پرسیدند: منظور از خضراء دمن چیست؟ فرمود: «منظور زن زیبایی است که در یک خانواده ی بد و پلید بار آمده باشد». به راستی که «کلامُ الملوکِ ملوکُ الکلامِ»[3]. گوینده ی (وَ ما یَنطِقُ عَنِ الهَوی[4]) در این فراز پر مغز و بلندمعنی می فرماید: کسی که

    … ادامه مطلب …

  • آیا سیادت از مادر هم به فرزندان منتقل می شود؟

    آیا سیادت از مادر هم به فرزندان منتقل می شود؟

    گاهی در زمینه ی تساوی حقوق زن و مرد، مطرح می شود که اگر بین زن و مرد تفاوتی نیست و پدر و مادر یکسان اند، چرا در مسئله سیادت و انتساب به پیامبر گرامی اسلام ـ علیه آلاف التحیة و الثناء ـ کسانی که از طریق مادر به پیامبر منتسب اند، سیّد محسوب نمی گردند و احکام فقهی از قبیل خمس و امثال آن بر اینها مترتب نیست؛ با اینکه ائمه اطهار علیهم السّلام از طرف حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ به پیامبر منسوب اند؟ آیا این نشانه ی ممتاز بودن قشر مردها در مقایسه با زنها نیست؟ در این باره باید گفت که این یک حکم فقهی خاص در باب خمس و زکات است؛ زیرا اگر فقط پدر سیّد باشد، دختر یا پسر او سیّد به شمار می آیند؛ یعنی می توانند از خمس استفاده کنند

    … ادامه مطلب …

  • احکام جامع تقلید و بلوغ

    احکام جامع تقلید و بلوغ

    بسم الله الرحمن الرحیم دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام جامع تقلید و بلوغ» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم بینندگان وبگاهم کنم. قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است: ۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی تهیه شده استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه وقت زیادی صرف شده لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان سایبری حق کپی رایت را رعایت کنند. ۲ـ در این مجموعه به 98 پرسش مبتلابه در ارتباط با احکام تقلید و بلوغ پاسخ داده شده است. ۳ـ در تنظیم این متن، نظر حضرت

    … ادامه مطلب …

  • معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن چیست؟

    معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن چیست؟

    سؤال: معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن چیست؟ آیا روزه ای به نام روزه ی پیشواز داریم؟ جواب: معنای به پیشواز ماه رمضان رفتن این است که در روزهای قبل از شروع شدن ماه مبارک رمضان، خود را برای این ماه مبارک و روزه گرفتن در این ماه مبارک آماده کنیم. و افراد با توجه به توانایی و انگیزه های مختلف یک روز یا چند روز قبل از شروع شدن ماه رمضان، روزه گرفتن را شروع می کنند. اما نکته ای که وجود دارد این است که به پیشواز ماه رمضان رفتن یک کار واجب و لازم نیست و صرفاً عملی هست که خوب و نیکو است. و در شرع مقدس روزه ای به نام روزه ی پیشواز وجود ندارد، به خاطر همین افرادی که به پیشواز ماه مبارک رمضان می روند و قبل از شروع شدن ماه مبارک، روزه

    … ادامه مطلب …

  • 3 نظر برای این مطلب
  • روغن شل
    آبان 10ام, 1397 در 4:41 ب.ظ

    بلا سلام بسیار آموزنده و عالی بود. خیلی استفاده کردم. ممنونم از مطالب آموزنده شما

      [پاسخ]

      فاطمه
      مرداد 2ام, 1400 در 8:38 ق.ظ

      سلام
      خدا قوت
      یه سوالی داشته داشتم
      میدونم شاید خنده دار باشه
      مادر همسرم سید هستن
      من با همسرم خیلی مشکل دارم و همیشه باهم بحث میکنیم
      و هر بار بهم میگن تو داری گناه میکنی هم بی احترامی به من هم جدم
      من بهش میگم تو سید نیستی که اینجوری میگی
      خب زشت نیست سو استفاده کردن از این قضیه؟
      مادر ایشون سادات هستن به فرزند که ربطی نداره
      بچه از طریق پدر سید به حساب میاد مگر اینطور نیست؟

        [پاسخ]

        حسن تهرانی پاسخ در تاريخ مرداد 2ام, 1400 9:17 ق.ظ:

        باسم تعالی
        سلام به فاطمه
        انسان هم از طریق پدر سید و فرزند پیغمبر ص محسوب میشه و هم از طریق مادر. همونطور که همه ی ائمه ی ما به غیر از امیرالمومنین ع از طریق مادر یعنی حضرت زهرا س فرزند پیغمبر هستند.
        بله اگه انسان از طریق پدر سید باشه از لحاظ شرعی یک سری احکام خاص داره، که برای کسی که از طریق مادر سید باشه این احکام نیست. مثل این حکم که فرد غیر سید زکات به فقیر سید نمیتونه بده. یا مثل اینکه نصف خمس برای فقیر سید هست. یا مثل اینکه طلبه ی سید عمامه مشکی میبنده. این احکام مختص کسی هست که از طریق پدر سید هست.
        در مسائل خانوادگی مهم انسانیت و اخلاق و رعایت حقوق هر دو طرف یعنی زن و شوهر هست. که با صحبت دو طرفه و رعایت انصاف و البته کمک گرفتن از مشاور مسائل باید حل شه. رعایت احترام ربطی به سید بودن و نبودن نداره. احترام برای انسان هست. همسرتون باید عزت و احترام شما رو حفظ کنن چون انسان هستین و شما هم باید عزت و احترام همسرتون رو حفظ کنید چون انسان هستن. دخالت دادن مسئله ی سیدی معمولا به سواستفاده ختم میشه. خود پیغمبر ص هم راضی نیست که فرزندش دچار خطا بشه و بگه چون من سیدم باید احترامم حفظ شه. به هر حال صرف بحث کردن با سید گناه نیست و بی احترامی به جدشون نیست. اما حتما شما باید سعی کنید تا این مشکلات حل شه. پیشنهاد میکنم حتما از مشاوره ی حاج آقا فلاح استفاده کنید. صفحه ی اول سایت روی مشاوره کلیک کنید.
        موفق باشید.

          [پاسخ]

        • نظر بدهيد
        • نام:
          ایمیل:
          وبسایت:
          مرجع تقلید:





          استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
          Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
          Designer : Mohammad Rafiei