حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح

حمیدرضا فلاح تفتی

احکام روابط زن و شوهر

تعداد بازدیدها: 3,580 مشاهده

بسم الله الرحمن الرحیم

دانستن احکام شرعی یکی از مسائل ضروری و از جمله واجبات زندگی ما مسلمانان می باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه مطالب احکام شرعی، مجموعه ی «احکام روابط زن و شوهر» که مطابق با فتوای ده تن از مراجع عظام تقلید می باشد را تقدیم مخاطبان وبگاهم کنم.

قبل از مطالعه این مجموعه، دانستن چند نکته ضروری است:

۱ـ برای درج این مطلب از نرم افزار «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی» که توسط «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی» تهیه شده است، استفاده کردیم اما برای ویرایش متن این مجموعه جهت درج در وبگاه، وقت زیادی صرف شده است لذا انتظار می رود بینندگان محترم و دوستان فضای مجازی حق کپی رایت را رعایت کنند.

۲ـ در این مجموعه به 171 پرسش مبتلابه در ارتباط با «احکام روابط زن و شوهر» پاسخ داده شده است.

۳ـ در تنظیم این متن، نظر حضرت امام خمینی ـ قدس سرّه ـ به عنوان اوّلین فتوا آمده و فتاوای دیگر مراجع بزرگوار ـ که نامشان به ترتیب حروف الفبایی در ذیل می آید ـ پس از آن ذکر گردیده است.

حضرت آیت الله حاج شیخ محمد تقی بهجت  ـ حضرت آیت الله حاج شیخ میرزا جواد تبریزی ـ حضرت آیت الله حاج سید علی حسینی خامنه ای ـ حضرت آیت الله حاج سید على حسینى سیستانى ـ حضرت آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ حسین نوری همدانی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ ناصر مکارم شیرازی ـ حضرت آیت الله حاج شیخ حسین وحید خراسانی.

۴ـ در این متن تنها به ذکر اسامی مراجع بزرگوار به اختصار اکتفاء شده است، لذا از ساحت آن بزرگواران پوزش می طلبیم و از درگاه خداوند متعال برای ایشان، دوام عزّت و سلامتی مسألت داریم.

۵ـ این مجموعه را از کتاب «احکام روابط زن و شوهر‏» تألیف محقق گرانقدر حجت الاسلام سیّد مجتبی حسینی ـ زید عزّه ـ که مطابق با جلد سی و سوم از مجموعه کتاب های پرسش ها و پاسخ های دانشجویی است، اقتباس کردیم. همچنین از تلاش‏ هاى مخلصانه مجموعه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجت ‏الاسلام و المسلمین صالح قنادى (زیدعزه) که در آماده‏ سازى این اثر تلاش کرده ‏اند، تشکر و قدردانى مى ‏شود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب اهل ‏بیت علیهم السّلام و ارتقاى فرهنگ دینى جامعه به ویژه دانشگاهیان از خداوند متعال مسألت داریم.

۶ـ سؤالات خود را می توانید از قسمت نظرات یا ارتباط با کارشناس مسائل شرعی مطرح فرمایید.

احکام روابط زن و شوهر

فهرست مختصری از آنچه پیش رو دارید:

فصل اول: همسرداری | فصل دوم: حقوق زن و شوهر | فصل سوم: حقوق زن | فصل چهارم: مسکن زن | فصل پنجم: مَهریه | فصل ششم: شیربها و جهیزیه | فصل هفتم: حقوق مرد | فصل هشتم: تمکین | فصل نهم: تصرفات زن | فصل دهم: آمیزش و زناشویی | فصل یازدهم: غسل و جنابت | فصل دوازدهم: کنترل جمعیت و سقط جنین | فصل سیزدهم: دانستنی ها و اصطلاحات

فصل اول: همسردارى‏

همسردارى

1: آيا در قرآن مجيد درباره زندگى مشترك زن و شوهر و همسردارى آيه ‏اى داريم؟

قرآن كريم دو چيز را ركن و اساس تحكيم بنيان خانواده مى ‏داند، كه بى‏ توجهى به آن، راه نفوذ شيطان را هموار مى ‏سازد؛ كه آن دو، آرامش و محبت بين زن و شوهر است.

خداوند سبحان مى ‏فرمايد: «وَ مِنْ ءَايَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكمُ مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُواْ إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فىِ ذَالِكَ لاََيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏»[1]؛ «و از نشانه ‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در اين نشانه‏ هايى است براى گروهى كه تفكّر مى ‏كنند».[2]

از اين رو، سفارش شده با دختر بسيار دوستار و مهربان، ازدواج كنيد.

رسول اكرم صلّى الله عليه و آله مى ‏فرمايد: «إنَّ خَيْرَ نِسائِكُمْ الْوَلُود و الْوَدُودُ الْعَفيفَةُ»[3]؛ «بهترين زنان شما، زنان فرزندآور، بسيار دوستدار و پاكدامن هستند».

زن و شوهر اگر بخواهند زندگى موفق و پايدارى داشته باشند، بايستى رمز و رازهايى كه باعث سعادت و ايجاد محبّت بوده، بدست آورده و آن را در زندگى به كار ببندند.

نبىّ اكرم صلّى الله عليه و آله مى‏ فرمايد: «جِهادُ الْمَرأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل»[4]؛ «جهاد زن، همسردارى نيكو است».

و نيز درباره مرد مى ‏فرمايد: «الكادُّ عَلى‏ عِيالِهِ كَالْمُجاهِدِ فى سَبيلِ اللَّهِ»[5]؛ «كسى كه براى آوردن روزى خانواده و فرزندان كار و تلاش كند، همانند مجاهد در راه خداست».

بنابراين زن و شوهر همانند دو مجاهدند؛ كه يكى بيشتر در خانه و ديگرى بيشتر در بيرون از خانه، هم پاى يكديگر كوشش كرده و بنيان ثبات خانواده و روابط دوستانه و صميمانه را شكل مى ‏دهند و نزد خداوند از جايگاهى شايسته برخودار مى‏ گردند.

آشنايى به امور همسردارى، خانه ‏دارى و اصول تربيتى براى هر دخترى كه زندگى مشترك را شروع مى‏ كند؛ لازم و بايسته است تا در پرتو آن بتواند امنيّت و آرامش را در محيط خانه فراهم نمايد. امروزه لازم است دوره‏ هاى آموزشى براى زوج ‏هاى جوان حتى قبل از ازدواج برگزار گردد و يا حداقل از طريق مطالعه و دقت در تجربه ديگران بتوانند استحكام بنياد خانه و خانواده را تضمين كنند.

حسن خلق كه در آيات قرآنى از آن سخن به ميان آمده و حتى پيامبر با عنوان «إِنَّكَ لَعَلىَ‏ خُلُقٍ عَظِيم‏»[6]؛ [و تو (ای پیامبر) اخلاق عظيم و برجسته‏ اى دارى!] مورد تمجيد و ستايش خداوند قرار گرفته، به معناى نرم ‏خويى، نيك گفتار بودن و گشاده ‏رويى با ديگران است.

بنابراين با توجه به كاربردها و مصاديقى كه قرآن براى حسن خلق بيان داشته مى ‏توان گفت كه «حسن التَبَعُّل»؛ «و نيكوهمسردارى از سوى خانم ها» به معناى رفتارها و هنجارهاى نيك و حتى فراتر از آن است. هم ‏چنان كه خوش‏ رويى و تلاش و فداكارى مرد در رديف جهاد دانسته شده و چنين مردى را مجاهد در راه خدا برشمرده است.

وظايف مرد

2: وظايف اخلاقى مرد در برابر همسرش چيست؟

نخست بايد دانست:

آفرينش و ساختار وجودى و زيستى جنس زن براى كارهاى عاطفى و سبك و لطيف آفريده شده و كارهايى كه به توانايى بالاى جسمى نيازمند است، متناسب وجود مرد مى‏ باشد. از اين رو، وظايفى كه اسلام براى هر يك از زن و مرد مقرّر كرده، بر اساس هماهنگى و تناسب با ساختار وجودى آنهاست. در اينجا به برخى از وظايف مردان كه در ايجاد روابط دوستانه و صميمانه بسيار مؤثر و سازنده است، اشاره مى ‏شود:

تأمين رفاه خانواده

شكى نيست؛ كه بر اساس آيات و روايات اسلامى، نظام مطلوب خانواده براساس مشورت و در نهايت با سرپرستى و مديريت اجرايى مرد سامان‏ دهى مى ‏شود.

خداوند مى‏فرمايد: «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ»[7]؛ «مردان، سرپرست زنانند». مرد از آن جهت كه به طور معمول از جنبه اداره زندگى و نيروى جسمى قوى ‏تر است، سرپرست خانواده مى ‏باشد. او در اين زمينه دو وظيفه دارد؛ يكى وظيفه شرعى و قانونى به عنوان تأمين نفقه زن و فرزند و فراهم ‏سازى شرايط ضرورى زندگى و ديگرى از نظر اخلاقى و انسانى وظيفه تأمين رفاه و راحتى خانواده را دارد كه چيزى فراتر از تأمين نفقه و هزينه زندگى است.

از اين رو تكاليفى را بر دوش او مى ‏گذارد. اگر مرد در هزينه كردن حاصل دسترنج خود سخاوت و گشاده رويى به خرج داد، مِهر و شادابى و صفا را در خانواده چند برابر كرده و باعث افزايش محبّت و تحكيم بنيان خانواده مى ‏شود.

اين نوع تعامل و رفتار همان نيكى و احسان است؛ كه در روايات به آن تأكيد شده است.

از رسول اكرم صلّى الله عليه و آله نقل شده: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمَ لِاهْلِهِ و أنا خَيْرُكُمْ لِاهلى»[8]؛«بهترين شما كسى است كه بهترين براى خانواده‏ اش باشد و من براى خانواده ام بهترين هستم».

و نيز آن حضرت مى ‏فرمايد: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ ثُمَّ فَتَّرَ عَلى‏ عِيالِهِ»؛[9] «از ما نيست كسى كه وسعت زندگى بر او داده شود و او بر خانواده‏ اش سخت بگيرد».

و در حديث ديگرى مى‏ فرمايد: «مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرى‏ تُحْفَةٌ فَحَمَلَها الى‏ عِيالِهِ كانَ كَحامِلِ صَدَقَةٍ الى‏ قَوْمِ مَحاوِيجِ»[10]؛ «هركس به بازار رود و هديه ‏اى براى خانواده ‏اش بخرد و ببرد، [پاداش او] مانند كسى است كه براى نيازمندان صدقه مى ‏برد».

امام رضا عليه السّلام مى‏ فرمايد: «يَنْبَغى‏ لِلرَّجُلِ انْ يُوَسِّعَ عَلى‏ عِيالِهِ لِئَلَّا يَتَمَنّوا مَوْتَه»[11]؛ «سزاوار است انسان بر خانواده‏ اش فراخى و توسعه دهد تا مرگ او را آرزو نكنند».

مرد نبايد تصور كند؛ كه بخل ورزيدن و جمع ‏آورى اموال و سخت‏ گيرى‏ بر زن و فرزند، زهد و ارزش محسوب شده و با اين كار از پاداش الهى بهره‏ مند مى ‏شود؛ بلكه بر اساس رواياتى كه گذشت اين نوع تصوّر، تصوّرى باطل و ضد ارزش است و مرد مى ‏بايست در زمينه توسعه مالى و رفاهى خانواده بسيار مثبت و با سخاوت و گشاده ‏رويى با آنان برخورد كند.

تأمين آسايش خانواده

مرد كه در بيرون خانه مشغول كار و تلاش است، سزاوار است زمان رفت و آمد خود را تنظيم نموده و بر طبق برنامه عمل نموده و بدون علّت، تأخير در بازگشت به منزل نداشته باشد كه باعث نگرانى و اضطراب خانواده نشود.

مرد بايد خود را ملزم بداند كه بعد از فراغ از كار براى استراحت به كانون گرم خانواده بازگردد و نسبت به آنان بى ‏توجهى نشان ندهد.

از امام صادق عليه السّلام نقل شده است: «هَلكَ بذى المروةَ انْ يبيت الرّجل عن مَنْزِله بالمصر الذى فيه أهلُه»[12]؛ «بر مرد سزوار نيست در شهرى كه خانواده ‏اش آنجا زندگى مى‏ كند، جاى ديگرى به استراحت بپردازد». رسول اكرم صلّى الله عليه و آله مى‏ فرمايد: «جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيالِهِ احَبُّ الَى اللَّهِ تَعالى‏ مِن‏ اعْتِكافٍ فِى مَسْجِدى‏ هذا»[13]؛ «نشستن مرد در كنار خانواده ‏اش نزد خداى بزرگ، دوست داشتنى‏ تر از اعتكاف [و نشستن‏] در اين مسجد من است.». اين به جهت تأمين نيروى عاطفى زن است. خانواده هر كس، چشم اميدشان به او است؛ پدر در عين اين كه پدر و مدير بوده، همسر است، بايد دوست و دلسوز براى خانواده باشد و اگر ثروتى دارد، از آنها است و اگر زحمتى مى ‏كشد، براى راحتى آنان است. پس بايد در خانواده به گونه ‏اى عمل كند كه همسر و فرزندان، در رفاه و آرامش باشند.

هر گونه خشونت و سخت‏ گيرى و يا بى‏ توجهى به خواست خانواده، ممكن است زندگى را تلخ و محبت را از دل خانواده بيرون ببرد. سخت‏ گيرى ‏هاى‏ بى ‏مورد و بهانه ‏گيرى‏ هاى نابجا و در تنگنا قرار دادن خانواده شايسته نيست.

سخت ‏گيرى در هزينه زندگى و در فشار اقتصادى قرار دادن خانواده به صلاح نيست يا سخت‏ گيرى در رفت و آمد ممكن است پيامدهاى ناگوارى در پى داشته باشد.

پدر خانواده بايد در عين نظارت و جديت در تربيت، از سخت‏ گيرى ‏هاى بى ‏مورد دورى جويد. زمانى كه اعضاى خانواده همه در كنار هم هستند به قدرى لذت بخش است كه بعضى خانواده‏ ها به طور منظم زمانى را براى بحث و گفت ‏و گو در مورد مشكلات يا حتى صحبت در مورد اتفاقات خوشايندى كه برایشان رخ داده است، اختصاص مى ‏دهند.

سپرى كردن اوقاتى از روز يا هفته براى دور هم جمع شدن اعضاى خانواده به كودكان حس همبستگى مى ‏دهد، تا جايى كه حتى وقتى بزرگ شوند به خانواده خود احساس تعلّق و وابستگى دارند. بعضى خانواده‏ ها به طور مرتب و به صورت دسته جمعى در مراسم مذهبى شركت مى ‏كنند (مثلاً همه با هم به مسجد مى ‏روند) و بعضى ‏ها آخر هفته به پارك مى‏ روند. يك شام ساده و لذّت بخش كه همه آن را دوست دارند، انجام چند بازى با حضور همه اعضاى خانواده، به سينما رفتن و همين جشن‏ هاى كوچك كودكان را به صرف وقت بيشتر در كنار ديگر اعضاى خانواده علاقه مند مى ‏كند.

احترام به زن

زن از نظر اسلام أمانت خدا در دست شوهر و از نظر دخالت در امور زندگى شريك مرد و از نظر تربيت فرزندان مادر خانواده است. هر مردى وقتى ازدواج مى ‏كند، بايد همسرش را احترام كند و هرگز او را اذيت و آزار نرساند و ايشان را تحقير و به استهزاء نگيرد. خداوند متعال مى ‏فرمايد «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»[14]؛ «و با آنان [زنانبطور شايسته رفتار كنيد!».

حضرت صادق عليه السلام از پدرش نقل كرده كه فرمود: «مَنْ اتَّخَذَ امْرَأةً فَلْيَكْرِمْها»[15]؛ «هر كس زن گرفت، بايد او را گرامى دارد و به او احترام كند».

حضرت على عليه السلام مى ‏فرمايد: «انَّهُنَّ امَانَةُ اللَّهِ عِنْدَكُمْ فَلا تُضارّوهنُنَّ وَلا تَعْضِلُهُنَّ»[16]؛ «زنان امانت خدا بر شما هستند. به ايشان زيان نرسانيد و برايشان سخت نگيريد

همانگونه كه ساير امانت‏ هاى الهى ارزشمند و قابل اكرام و احترام است، زن نيز بايد آنگونه كه شايسته است مورد احترام شوهر قرار گيرد؛ چه اينكه در قيامت خداوند متعال از امانت ‏هاى خود سؤال مى ‏كند كه با آنها چگونه رفتار كرديد. آيا حق امانتدارى را به جا آورديد؟!

به همين جهت است كه وقتى حضرت، همسر خود حضرت فاطمه عليها السلام را به خاك مى ‏سپارند، مى‏ فرمايد:«قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَة»[17]؛ «امانت خدا از دست من گرفته شد

4ـ  اظهار محبت به زن

گفته شد كه ثبات بنيان خانواده بر پايه مهر و محبت است. هم زن بايد به مرد اظهار مودت و دوستى نمايد و هم مرد به زن ولى نياز زن به عشق و علاقه بيشتر است و مرد بايد محبت قلبى خود را بيرون بريزد. مرد بايد بداند كه زن از نظر ساختار زيستى با او تفاوت دارد. مرد بنده شهوت است و زن در بند محبت مرد است. مرد زنى را دوست دارد كه او را پسنديده و انتخاب كرده باشد و زن مردى را دوست دارد كه ارزش او را درك كرده باشد و محبت خود را از قبل اعلام كرده باشد. هر كسى مى‏ تواند با دو زبان سخن بگويد؛ زبان عاطفه و احساس، و زبان عقل و منطق. زبان عاطفى به خاطر ارتباط مستقيمى كه با قلب و جان شنونده دارد، تأثير بسيارى در ايجاد محبت مى ‏گذارد.

ابراز عشق صريح و صادقانه (جملات عاشقانه) لحظه‏ هاى زندگى را شيرين و لبريز از لذت و هيجان مى‏ كند.

به قول «مترلينگ»: «زندگى وقتى لذت‏ بخش است كه در آن، لذات كوچك و عشق ‏هاى كوچك وجود داشته باشد و همين چيزهاى كوچك است كه ما را به زندگى پایبند مى ‏كند».[18]

واژه ‏هاى عاشقانه و دلنشين، به طور شگفت ‏انگيزى مى ‏تواند آفريننده ‏ى لذت ‏هاى كوچك باشد. ابراز محبت با صراحت و در عين صداقت و راستى در حالى كه آميخته با هيجانات روحى است، محبت را تا مرز عشق مى ‏رساند كه شيرينى و لذت آن را بايد در عمق دلها جستجو كرد ولى پنهان كردن عشق، محبت را خفه مى‏ كند و مى ‏ميراند. هيچ‏گاه نبايد غرور مرد مانع از ابراز عشق و علاقه به همسرش شود، يا در طول زمان مشكلات زندگى و گاه مشاجرات و درگيرى ‏ها، باعث ترك ابراز عشق و علاقه شود؛ بلكه بايد همواره و در همه حالات زندگى طورى رفتار كند كه فضاى عاطفى از بين نرود و جايى براى گفتن جملات عاشقانه و البته صادقانه بماند.

نبى‏اكرم صلّى الله عليه و آله مى ‏فرمايد: «قَوْلُ الرَّجلِ لِلْمَرْأَةِ انى احِبُّكَ لايَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها ابَداً»[19]؛ «اين سخن مرد كه به همسرش مى‏ گويد: واقعاً تو را دوست دارم، هرگز از قلبش خارج نخواهد شد.».

و نيز مى ‏فرمايد: «كُلَّما ازْدادَ الْعَبْدُ ايمانً ازْدادَ حُبًّ لِلنِّساءِ»[20]؛ «هر چه ايمان انسان كامل تر باشد به همسرش بيشتر اظهار محبت مى ‏نمايد.». امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: «من اخلاق الانبياء حب النساء»[21]؛ «محبت و دوستى زنان يكى از اخلاق پيامبران است».

وظايف زن

3: وظايف اخلاقى زن در برابر شوهر چيست؟

اظهار محبت به شوهر

شكى نيست؛ محبت و دوستى، گوهر گرانبهايى است؛ كه خداوند در نهاد زن و مرد قرار داده است. تنها مى ‏بايست دو همسر اين امر فطرى را ابراز نمايند تا رابطه دوستانه و صميمانه آنان بيش از پيش برقرار گردد. مرد در عرصه اجتماع با افراد گوناگون و سلايق مختلف مواجه مى‏ شود و بسا اوقات مورد اهانت قرار مى ‏گيرد. زن مى ‏تواند با خوشرويى و اظهار محبت به شوهر، از غم و اندوهش بكاهد و با چهره ‏اى دل ‏انگيز او را مسرور نمايد.

حضرت رضا عليه السلام مى ‏فرمايد: «اعْلَمْ انَّ النِّساءَ شَتى‏ فَمِنْهُنَّ الْغَنيمَةُ وَ الْغَرامَةُ وَ هِىَ الْمُتَحَبِّبَةُ لِزَوْجِها وَالْعاشِقَةُ لَهُ»[22]؛ «بدان كه زنان گوناگونند؛ بعضى زن ها دستاوردى گرانبها و تاوان (رنج ‏هاى آدمى) هستند و اين زن كسى است به شوهرش محبت مى‏ كند و عاشق اوست». امام على عليه السلام در باره رفتار حضرت زهرا عليها السلام چنين مى‏ گويد: «وَ لَقَدْ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا فَتَنْكَشِفُ عَنِّي الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَان‏»؛[23] «هرگاه به رخسارش نظاره مى‏ كردم تمام غصّه‏ هايم برطرف مى‏ شد و دردهايم را فراموش مى‏ كردم». بايد دانست كه همه چيز در زيبايى زن خلاصه نمى‏ شود. زن هر چقدر هم زيبا باشد ولى اگر رفتارش با شوهر نامناسب و خشن باشد، نمى ‏تواند دل او را به دست آورد، در حالى كه يك نگاه لبريز از عشق و يك رفتار محبت‏ آميز از سوى زن مى ‏تواند قلب مرد را تسخير نمايد؛ اگر چه از نظر زيبايى، در رتبه ‏هاى كمتر باشد. مرد هنگامى كه با كوله ‏بارى از سختى‏ ها به منزل مى ‏آيد، دادن يك ليوان آب يا شربت به او از سوى همسرش، مى‏ تواند بسيار آرامش ‏بخش و لذت‏ بخش باشد.

امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: «ما مِنْ امْرَأَةٍ تَسْقى‏ زَوْجَها شَرْبَةً مِنْ ماءٍ الَّا كانَ خَيْراً لَها مِنْ عِبادَةِ سَنَة صِيامِ نَهارِها وَ قِيامِ لَيْلِها»[24]؛ «هيچ زنى نيست كه آب به همسرش بنوشاند، در حالى كه اين كار از عبادت يك سال كه روزهايش روزه باشد و شب‏ هايش به عبادت بايستد بهتر است».

احترام به شوهر

مردى خدمت رسول خدا صلّى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: همسرى دارم كه هرگاه وارد خانه مى‏ شوم به استقبالم مى ‏آيد، و چون از خانه بيرون مى ‏روم بدرقه ‏ام مى ‏كند و زمانى كه مرا اندوهگين مى ‏بيند مى ‏گويد: اگر براى رزق و روزى (و مخارج زندگى) غصه مى‏ خورى، بدان كه خداوند آن را به عهده گرفته است و اگر براى آخرت خود غصه مى‏ خورى، خدا اندوهت را زياد كند [و بيشتر به فكر آخرت باشى‏]. رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمودند: «إنَّ للَّهِ عُمَّالاً وَ هذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَها نِصْفُ اجرِ الشَهيد»[25]؛ «براى خدا كارگزارانى [در روى زمين‏] است و اين زن يكى از كارگزاران خداست كه پاداش او برابر با نيمى از پاداش شهيد است.».

احترام واقعى زن به شوهر به او نيرو و توانايى مى ‏دهد و براى تلاش و كوشش آماده ‏اش مى ‏گرداند. سلام ابتدايى به او، جلوى پايش ايستادن، با ادب حرف زدن، گوش دادن به سخنان او و قطع نكردن كلامش و… از جمله اين امور است.

زن سعى كند هنگام ورود مرد، خودش در را باز كند و با لب خندان و چهره باز و گشوده به استقبالش برود و هنگام رفتن از منزل او را بدرقه نمايد. همين عمل كوچك تأثير شايسته اى در روح و جان شوهر به جاى خواهد گذاشت.

امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: «سَعيدَةٌ سَعيدَةٌ امْرَأَةٌ تُكْرِمُ زَوْجَها وَلا تُؤْذيهِ وَ تُطيعُهُ فِى جَميعِ احْوالِهِ»[26]؛ «خوشا به سعادت آن زنى كه شوهرش را بزرگ شمارد و به او آزار نرساند و هميشه مطيع همسرش باشد.». روحيه مردان به گونه ‏اى است كه در برابر محبت، نرم و دلبسته مى ‏شود و هرچه در توان دارد و به دست مى ‏آورد را به پاى محبوب خود مى ‏ريزد و كانون گرم خانواده با محبت هر چه بيشتر شكل مى‏ گيرد. اين‏جاست كه به اسرار سفارش بسيار درباره احترام زنان به مردان در روايات اسلامى مى ‏توان پى برد.

رضايت شوهر

شكى نيست كه اطاعت زن از شوهر، تنها در دو مورد واجب است: خروج از منزل و آمادگى جنسى.

ولى از نگاه اخلاقى و تربيتى، كسب رضايت شوهر در ساير امور، به شرط آنكه مخالف منطق عقل و موازين اسلامى نباشد، نقش مهم و سازنده ‏اى در زندگى موفق و پايدار دارد. زن براى به دست آوردن رضايت و خشنودى خدا لازم نيست نمازهاى بسيار و يا طولانى بخواند و يا روزه ‏هاى مستحبى بگيرد؛ بلكه پاداش ‏هاى فراوان را مى‏ تواند با فراهم سازى رضايت شوهر به دست آورد.

از اين رو در اسلام از اينكه زنى نمازش را طولانى كند و بدون اجازه روزه ‏هاى مستحبى بگيرد، نهى شده است.

چنانچه بين زن و مرد اختلاف سليقه پيش آمد، گذشت زن و جلب نظر شوهر رابطه عاطفى و صميمانه را زياد مى ‏گرداند و در ادامه مرد جبران خواهد كرد.

رسول اكرم صلّى الله عليه و آله مى ‏فرمايد: «لَوْ امَرْتُ احَداً انْ يَسْجُدَ لِاحَدٍ لَامَرْتُ الْمَرأةَ انْ تَسْجُدَ لِزَوْجِها»[27]؛ «اگر (مى ‏خواستم) دستور دهم كسى در برابر ديگرى سجده كند، هر آينه دستور مى ‏دادم زن شوهرش را سجده كند».

و نيز از حضرت آمده: «طُوبى لِامْرَأةٍ رَضِىَ عَنْها زَوْجُها»[28]؛ «خوشا به حال زنى كه شوهرش از او راضى باشد.».

نظافت و آرايش

نظافت، نظم، آراستن خانه و آرايش و آماده كردن خود براى شوهر يكى از مسؤوليت ‏هاى اخلاقى زن در برابر اوست. رعايت اين امر نيز، باعث ايجاد روابط عاشقانه و صميمانه و جلب خاطر و رضايت شوهر مى ‏گردد. چه بسا زن با اين كار نقش مهّمى در حفظ عفت شوهر خود و سلامت جامعه ايفا مى ‏كند. از طرفى با آماده كردن خود براى همسرش، با پوشيدن لباسهاى مناسب و نظافت و آرايش اندام، توجه او را جلب نموده؛ و خواسته‏ هاى او را از طريق مشروع تأمين مى‏ كند و باعث محبّت و علاقه بيشتر شوهر شده و موجب مى ‏شود كه شوهرش از نامحرمان و بيگانگان چشم بپوشد و تنها به او عشق بورزد. لذا رعايت اين اصل به عنوان يك مسؤوليت تأكيد شده است.

نبى اكرم صلّى الله عليه و آله مى‏فرمايد: «وَ عَلَيْها انْ تَتَطيَّبَ بِأَطْيَبِ طيبِها وَ تَلْبِسَ احْسَنَ ثِيابِها وَ تَزَيَنَ بِاحْسَنِ زِينَتِها وَ تَعْرِضَ نَفْسَها عَلَيْهِ غُدُوةً و عَشيّةً»[29]؛ «بر زن لازم است؛ كه خود را با خوشبوترين عطرها خوشبو نمايد و به بهترين وجه آرايش كند و بهترين لباسهاى خود را بپوشد و بامدادان و شامگاهان خود را براى شوهر آماده كند». در روايت ديگر از حضرت آمده: «لا يَحِلُّ انْ تَنامَ حَتَّى تَعْرِضَ عَلَى زَوْجِها وَ تَخْلَعَ ثِيابَها»[30]؛ «بر زن روا نيست؛ كه به خواب برود جز اينكه خود را براى همسرش آماده نموده باشد».

لازم به تذكر است كه خوشبويى و آراستگى اختصاص به زن ندارد، بلكه وظيفه ‏اى مشترك است. رعايت اين اصل از دو طرف، نقش مهم در حفظ عفت زن و شوهر دارد، چنانكه در روايت آمده: «و لقَد تَركَ النِّساء العِفَّةَ بِتَرْكِ ازواجِهنَّ التَّهيِّه»[31]؛ «رعايت نكردن اين وظيفه از طرف شوهر باعث ضربه زدن به عفت همسرش مى ‏شود».

و نيز در روايتى از امام باقر عليه السلام آمده: «النِساءُ يُحْبِبْنَ انْ يَرينَ الرَّجُلَ فِى مِثْلِ ما يُحبُّ الرَّجُل انْ يَرى‏ فِيهِ النِّساء مِنَ الزِينَةِ»[32]؛ «همان ‏گونه كه مردان دوست دارند زينت و آرايش را در زنانشان ببينند، زنان نيز دوست دارند زينت و آرايش را در مردانشان ببيند».

از سوى ديگر، زن نبايد با آشكار كردن زينت‏ ها و آرايش كردن براى غير شوهر خود، خويش را در معرض تماشاى ديگران قرار داده و با پوشيدن لباس‏ هاى نامناسب و محرك كه موجب جلب توجه ديگران است از منزل خارج شود. اينگونه حركات موجب بى ‏مهرى شوهر رواج فساد در جامعه مى ‏گردد.

خداوند متعال مى‏ فرمايد: «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها»[33]؛ «زنان زينت ‏هاى خود را جز آن مقدار كه آشكار است (قُرص صورت و دستها تا مچ) براى ديگران آشكار نكنند». و خطاب به زنان پيامبر كه شامل همگان است مى ‏فرمايد:

«وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى»[34]؛‏ «زنان همانند زمان جاهليت قبل از اسلام در بين مردم آشكار نشوند

در حديث آمده: «ايُّما إِمْرَأةِ تَطَيَّبَ لِغَيْرِ زَوْجِها لَمْ يُقْبَلِ اللَّهُ مِنها صَلاةً حَتَّى تَغْتَسِلَ مِنْ طيبِها»[35]؛ «زنى كه براى غير همسرش آرايش كند، عبادت و نماز او مورد قبول و پذيرش خداى سبحان نيست؛ تا اينكه خود را از آن آلودگى ‏شستشو دهد». و نيز از نبى اكرم صلّى الله عليه و آله نقل شده: «اىُّ امْرَأَةِ تَطَيِّبَ وَ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِها لاهِىَ تُلْعَنْ حَتّى تَرْجَعَ الى بَيْتِهَا»[36]؛ «هر زنى كه خود را خوشبو كند و از منزل خارج شود، تا زمانى كه به خانه برگردد، مشمول لعن و نفرين خواهد بود».

خانه دارى و تهيه غذا

زن با طبخ غذاهاى مناسب و خوشمزه، حسن همسردارى خود را اعلام نموده و بذر الفت و محبت را در دل مرد مى‏ كارد. در حقيقت يك زن كدبانو با زيركى و ذوق خود در تهيه بهترين غذاها با هزينه كم مى‏ تواند دل همسر و فرزندان را جلب كند و خود را جزء مجاهدين در راه خدا قلمداد نمايد.

امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايند: «خَيْرُ نِساءِكُمْ الطَّيِبَةُ الرّيحُ الطَّيِبةُ الطَّبيخُ الَّتى‏ اذا انْفَقَتْ بِمَعرُوفٍ وَ انْ امْسَكَتْ امْسَكَتْ بِمَعروُفٍ فَتِلْكَ عامِلٌ مِنْ عُمّالِ اللَّهِ وَ عامِلُ اللَّهِ لا يَخيبُ وَلا يَنْدِمُ»[37]؛ «بهترين زنان شما زنى است كه داراى بويى خوش و دست پختى خوب باشد. هنگامى كه خرج مى‏ كند، بجا خرج كند، و هنگامى كه خرج نمى ‏كند بجا از خرج كردن خوددارى ورزد. چنين زنى كارگزارى از كارگزاران خداست و كارگزار خدا نه نااميد مى ‏شود و نه پشيمان».

البته در انتخاب نوع غذا نبايد سخت ‏گيرى كرد و حتى از نظر اخلاقى و تربيتى، بهتر است جانب زن را گرفته و نظر او ترجيح داده شود و به شوهر سفارش مى ‏شود همان غذايى را بخورد كه همسرش بدان ميل دارد. اين امر مى‏ تواند دلگرمى و اميد زن را به ادامه زندگى و ايجاد رابطه عاطفى افزايش دهد.

امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: «الامُؤمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوِةِ اهْلِهِ وَالْمُنافِقُ يَأْكُلُ اهْلُهُ بِشَهْوَتَهِ»[38]؛ «مؤمن كسى است كه مطابق ميل همسرش غذا مى ‏خورد و منافق كسى است كه خانواده ‏اش به ميل او غذا مى ‏خورد».

شكى نيست كه انجام كارهاى خانه جزء وظايف شرعى زن به شمار نمى ‏آيد.

مرد حق ندارد همسرش را به شيردادن، آشپزى و تهيه غذا و مرتب كردن خانه وادار كند، لذا زن اين حق را دارد كه در برابر آن اجرت دريافت كند. ولى از نگاه اخلاقى، خداوند دوست دارد كه زن با كمال ميل و اختيار اين بار را به دوش بگيرد و با جلب رضايت شوهر، محيط أمن و آرام همراه با صلح و دوستى فراهم ساخته و از پاداش الهى بهره ‏مند گردد.

سپاسگزارى

بديهى است كه يكى از وظايف شرعى و قانونى مرد در برابر همسرش تأمين مسكن، خوراك و پوشاك است. و اگر از اين امر تخلف كند زن مى ‏تواند نزد حاكم شرع شكايت نمايد ولى سزاوار است زن بداند شوهرش حاصل دسترنج خود را براى او و فرزندانش به خانه مى‏ آورد و دوست دارد از او سپاسگزارى شود چرا كه او يك بشر عادى است و از قدردانى خوشش مى‏ آيد. هر گاه مرد اسباب و لوازم زندگى را تهيه نمود، شايسته است زن در برابر آن اظهار شادمانى كند.

امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: «خَيْرُ نِساءِكُمْ الَّتِى انْ اعْطيتِ شَكَرَتْ وَ انْ مُنِعَتْ رَضِيَتْ»[39]؛ «بهترين زنان شما آن زنى است كه چون به او چيزى داده شود، سپاسگزارى كند و اگر به او چيزى داده نشود راضى باشد.» و در روايت ديگرى مى ‏فرمايد: «ايُّما امْرَأَةٍ قالَتْ لِزَوْجِها: ما رَأَيْتُ قَطُّ مِنْ وَجْهِكَ خَيْراً فَقَدْ حَبِطَ عَمُلُها»[40]؛ «هر زنى به شوهرش بگويد من از تو هرگز خيرى نديدم، [ثواب‏] كارش از بين مى‏ رود

قناعت

«تقدير المعيشه» و يا برنامه‏ ريزى اقتصادى يكى از عوامل ثبات و پايدارى بنيان خانواده است. قناعت و كم خرج بودن از ويژگى‏ هاى مثبت يك زن مى ‏باشد و در مقابل، تقاضاى زياد و توقع بالا موجب آزار و رنجش همسر و در صورت عدم توانايى، گاهى انحرافاتى را موجب مى ‏شود.

اگر زنان، مديريت امور خانه را بر محور قناعت و پرهيز از خرج‏ هاى غيرلازم و تشريفاتى و تجملاتى تنظيم كنند و از شوهران خود، توقعات بى ‏جا و خارج از توان مالى نداشته باشند، از بروز تنش‏ هاى بسيارى جلوگيرى خواهند كرد.

سست شدن پايه ‏هاى نهاد خانواده، گاهى در اثر همين مسايل مادى و اقتصادى است و آغاز آن هم چه بسا از امور جزئى و بى ‏اهميت است و سر از بحران در مى ‏آورد. از متون دينى بدست مى‏ آيد كه زن نبايد شوهر را به سختى و زحمت بياندازد.

نبى اكرم صلّى الله عليه و آله فرمود: «اعْلَمُ النِّساءِ بَرَكَةً اقَلِّهِنَّ مَؤُونَةً»[41]؛ «از همه زنان پر بركت تر آن است كه خرجش كمتر باشد». در روايت ديگرى از حضرت آمده: «لا يَحِلُّ لِلْمَرْأدِ انْ تَتَكَلَّفَ زَوْجَها فَوْقَ طاقِتِهِ»[42]؛ «براى زن جايز نيست كه شوهرش را به بيش از توانايى‏ اش مجبور كند.» در زندگى حضرت زهرا عليها السلام مى ‏خوانيم كه هيچ گاه در خانه از شوهر خود تقاضايى نكردند و همواره در سختى ‏ها و ناملايمات، صبر و بردبارى پيشه كردند و هرگز گله و شكايتى نكردند، حتى گاهى غذايى براى خوردن در خانه على عليه السلام يافت نمى ‏شد اما در اين شرايط هم از همسر خود چيزى مطالبه نمود تا مبادا باعث شرمندگى همسرش شود.

لباس، زينت، اثاث خانه، مسكن وسيع و امثال آن خواسته ‏هايى است كه معمولاً هر زنى به خود اجازه مى ‏دهد كه از همسر خويش درخواست نمايد.

اما زهرا عليها السلام هرگز همسرش را براى تهيه اين نوع خواسته‏ ها به زحمت نينداخت.

حتى وقتى حضرت زهرا عليها السلام در بستر بيمارى بود و على عليه السلام با دلى پر از عشق‏ و محبت، از او خواست كه اگر خواسته ‏اى دارد ابراز كند، زهرا عليها السلام از بيان تقاضاى خود امتناع مى‏كرد.[43]

آمادگى جنسى

بديهى است، مهرورزى و رابطه جنسى ميان زن و شوهر يكى از عوامل نشاط و استحكام بنيان خانواده است. همچنين تحليل در آمارها نشان مى ‏دهد كه بيش‏ ترين عامل افزايش طلاق در ميان خانواده‏ ها رعايت نكردن قناعت و مهارت ابراز محبت است. زن در خلوت خود با همسرش بايد با ظرافت ‏هاى خاص، آمادگى جنسى خود را نشان دهد. از اين رو در اسلام پيش قدمى زن در مسايل جنسى را امرى مستحب برشمرده شده است. به طورى كه براى زن، علاوه بر آثار دنيوى، پاداش اخروى نيز در بردارد و علاوه بر يك رفتار و هنجار نيك، به عنوان يك عمل دينى و حكم شرعى مورد تأكيد قرار گرفته است.

پيامبر صلّى الله عليه و آله در بيان ضرورت اعلام آمادگى جنسى زن مى‏ فرمايد: «وَ عَلَيْها انْ تَتَطيَّبَ بِأَطْيَبِ طيبِها وَ تَلْبِسَ احْسَنَ ثِيابِها وَ تَزَيَنَ بِاحْسَنِ زِينَتِها وَ تَعْرِضَ نَفْسَها عَلَيْهِ غُدُوةً و عَشيّةً و …» [44]؛ «بر زن لازم است كه از خوشبوترين عطرها استفاده كند و زيباترين لباس ‏ها را بپوشد و خود را به نيكوترين وجه بيارايد و بامدادان و شامگاهان خود را بر شوهر عرضه كند و اعلام آمادگى نمايد.» از حقوق مردان بر همسرانشان است كه زن خود را همواره در حوزه مسائل جنسى آماده نشان دهد مگر در مواردى كه دين از آن بازداشته است. البته در همان مواردى كه آميزش ممنوع است مى ‏توانند نسبت به يكديگر به روش ‏هاى مختلف ابراز محبت كنند و از يكديگر لذت ببرند. به گونه‏ اى كه مرد احساس كمبود نكند. در بسيارى از روايات بر اين نكته تأكيد شده كه زن بايست همواره در حالت آماده باش دائم جنسى باشد.

در روايت است، زنى از پيامبر صلّى الله عليه و آله درباره حقوق شوهر پرسيد: آن حضرت فرمود: «وَلا تَمْنَعُهُ نَفْسُها وَ انْ كانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ»[45]؛ «بر زن است كه خود را از شوهرش باز ندارد و بگذارد تا وى از او كام بگيرد حتى اگر بر روى كوهان شتر باشد». اينگونه آمادگى زن، شوهر را از هرگونه ارضاى غريزه جنسى در بيرون از خانه و خانواده دور نگه مى ‏دارد و كانون گرم خانواده بيش از پيش تداوم پيدا مى ‏كند.

تأكيد آيات و روايات بر خودنمايى و آراستگى زنان براى شوهران از اين روست كه مردان با مشاهده و ديدن، عواطف و احساسات جنسى ‏شان برانگيخته شود. از اين رو زن موظف است خود را در حالت آماده باش قرار دهد تا شوهر وى به زنى ديگر گرايش نيابد. اگر اين تمايلات جنسى در خانه و به شكل صحيح و محبت آميز تأمين نشود به اشكال مختلف در جامعه خود را نشان مى ‏دهد و فساد و تباهى اجتماعى را به دنبال خواهد داشت.

اجازه از شوهر

4: چرا زن براى بيرون رفتن از خانه بايد از شوهرش اجازه بگيرد؟

شكى نيست كه اين دستور، حكمت ‏هايى دارد كه بر ما مخفى است ولى با اندك تأمّل و توجه به امور ذيل، شايد بتوان به برخى از آن دست پيدا كرد.

يك. مديريت مرد

نظام خانواده در اسلام، نظامى شورايى با سرپرستى و مديريت اجرايى مرد است. اين مسئله تكاليفى را بر دوش هر يك از اعضاى خانواده مى ‏گذارد و حقوقى را براى آنها مقرر مى ‏كند؛ از جمله اينكه مرد، بايد در جهت تأمين‏ نيازهاى خانواده تلاش كند. از طرف ديگر مسئوليتى بر دوش ديگر اعضا در برابر مرد ايجاد مى‏ كند كه از جمله آنها، كنترل‏ پذيرى رفت و آمدها و هماهنگى آن با مرد است. به عبارت ديگر هر اجتماعى ـ كوچك باشد يا بزرگ ـ نياز به مديريت دارد. كانون خانواده، نماد يك اجتماع انسانى است كه سعادت و انحطاط آن، نقش زيادى در رشد و نابودى جامعه ايفا مى ‏كند.

در اين اجتماع كوچك ولى مهمّ، مديريت و سرپرستى آن با مرد است. البته مرد وظيفه دارد با محبت و اعضاى خانواده را در اداره خانه مشاركت دهد.

حقوق يكايك آنها را رعايت كند و بر دل ‏ها حكومت كند و از اجبار و زورگويى و بداخلاقى تا نمونه‏ اى براى «حُسن معاشرت» باشد.

ديگر اعضاى خانواده نيز بايد هماهنگى لازم را با مرد داشته باشند و او را در جهت مديريت بهينه خانواده يارى رسانده و حقوق وى را پاس دارند.

دو. تأمين نياز جنسى

رعايت حقوق مرد، اقتضاى هماهنگى زن در خروج از منزل را دارد.

«عقد ازدواج، تعهدهايى را در پى دارد كه زن و مرد ملزم به رعايت آنها هستند… . بر زن واجب است كه به نيازهاى جنسى مرد پاسخ مثبت دهد و مانع مادى و معنوى در برابر او ايجاد نكند. همين نياز، بيرون رفتن بدون اجازه زن را از منزل ناروا مى‏ نماياند».[46] از اين رو امور و كارهايى نظير سفر، روزه مستحبى، اعتكاف و… كه منافى حق نياز جنسى شوهر باشد؛ بدون كسب رضايت او جايز نيست.

از طرفى، به طور معمول، آسيب‏ پذيرى زن در بيرون از خانه، بيش از مرد است. زن ممكن است مورد تعرض و مزاحمت قرار گيرد، از اين رو مرد براى اطمينان خاطر خويش و مصونيت زن، بايد در مورد آمد و شد همسرش به خانه و خارج از آن، نظارت داشته باشد. البته چنين نيست كه همواره خروج زن از خانه، نيازمند اجازه شوهر باشد؛ بلكه در مواردى خروج زن از خانه جايز است، از جمله:

1: براى كسب علوم واجب و يا انجام دادن تكاليفى كه مستلزم خروج از خانه است.

2: احقاق حق؛ مانند دادخواهى و شكايت در دادگاه يا اداى شهادت و امثال آن.

3: براساس برخى از فتاوا در صورتى كه زن قبل از ازدواج، استخدام در كارى بوده است، بعد از ازدواج نيز مى ‏تواند سر كار خود برود و ازدواج مانع آن نيست.

4: چنانچه به صورت شرط ضمن عقد ـ به هنگام عقد ازدواج ـ جواز خروج از خانه را شرط كرده باشد.

5: در صورتى كه مرد، نفقه زن را تأمين نكند و او براى تأمين آن، ناچار به خروج از منزل باشد و به طور كلى براى هر امر لازمى كه متوقف بر خروج از خانه باشد.

زدن زن ‏ها

5: فلسفه اينكه در قرآن در مورد نافرمانى زن از شوهر به مرد اجازه ‏داده است كه زن را بزند چيست؟

شكى نيست كه زن امانت الهى نزد شوهر و قابل احترام و تكريم است.

تحقير، استهزاء، توهين و تنبيه و كتك زدن زن جايز نيست و اگر قرآن مجيد در يك مورد تنبيه زن را جايز شمرده است، در شرايط خاص و پس از طى مراحل پيشين مى ‏باشد.

خداوند متعال مى ‏فرمايد: «… وَ اللَّاتِى تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِى الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ، فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا، إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيرا»[47]؛ «و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نماييد! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجوييد! (بدانيد) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترين قدرتهاست.)».

در اين رابطه نكاتى چند شايان توجه است:

اولاً. دستورات صادره در اين آيه در مورد نشوز است و نشوز آن است كه زن در مقابل تكاليف اختصاصى‏ اش؛ يعنى، تمكين و عفاف، بدون هيچ عذر موجهى سرپيچى نمايد. جالب اين است كه اگر زنى از انجام كارهاى خانه ‏دارى و بچه‏ دارى و… خوددارى كند، هيچ حقى براى مرد نسبت به اجبار و يا تنبيه زن وجود ندارد بلكه تنها در «نشوز» زن تنبيه مطرح شده است.

ثانیاً. «نشوز» زن مخالف حقوق مرد است و براى مقابله با آن، بهترين راه اين است كه قبل از مراجعه به ديگران، مشكل را در داخل خانه حل نمود؛ ولى اگر چنين چيزى ميسر نبود، نوبت به خارج از منزل و دخالت دادن ديگران مى ‏رسد كه در آيه بعد سالم ‏ترين راه آن عنوان شده است.

ثالثاً. حل مسأله نشوز در داخل خانه نيز به روش‏ هاى مختلفى انجام ‏پذير است و جالب اين است كه خداوند از ملايم ‏ترين راه ‏ها شروع نموده و در صورت تأثيرگذارى آن، مراتب بالاتر را اجازه نداده است. ازاين رو در مرتبه اول سفارش به پند و اندرز نموده است. چنين روشى حكيمانه ‏ترين شيوه در حل مشكلات زوجين است؛ ليكن اگر زنى در برابر اندرزها و نصايح شوهر، سر تسليم فرود نياورد و همچنان بر تخلف خود اصرار ورزيد، خداوند راه دومى را پيشنهاد نموده است كه خوددارى از همبستر شدن با زن مى ‏باشد. اگر مشكل حل شد، شوهر حق در پيش گرفتن راه سوم را ندارد؛ اما اگر زن در هم‏چنان سرسختى نشان داد و حاضر به تأمين حقوق شوهر نگرديد؛ در اين رابطه چند راه قابل تصور است:

الف) مرد حقوق خود را ناديده انگارد و در مقابل نشوز زن به كلى ساكت شود، هر چند ساليان دراز اين برنامه ادامه يابد. چنين چيزى براساس هيچ منطقى قابل الزام نيست و اختصاص به مرد هم ندارد؛ يعنى، در هيچ يك از نظام ‏هاى حقوقى جهان، نمى‏ توان به صاحب حقى الزام كرد كه در برابر حقوق خود ساكت شود و دم نزند. بلى از نظر اخلاقى، آن هم در موارد خاصى مى ‏توان چنين توصيه‏ اى نمود؛ ولى نبايد بين مسأله حقوقى و اخلاقى خلط كرد.

از طرف ديگر نشوز زن تنها به ضرر شوهر نيست؛ بلكه غالباً تمام خانواده و چه بسا شخص زن نيز در اين رابطه آسيب بيند. ازاين ‏رو بر مرد لازم است كه به عنوان مدير كانون خانواده، كنترل هدايت ‏گرانه و سازنده بر رفتار زن داشته باشد.

ب) راه ديگر آن است كه مرد از هر طريق ممكن استيفاى حقوق نمايد. چنين چيزى را هرگز شارع اجازه نمى ‏دهد و براى استيفاى حق، روش ‏هاى معينى وضع نموده است؛ زيرا محدود نساختن شيوه‏ هاى احقاق حق و اصلاح مشكل، موجب روا داشتن ستم‏ هاى زيادى به زن مى ‏شود و مفاسد و مظالم ديگرى به بار مى ‏آورد.

ج) راه سوم آن است كه مرد با مراجعه به ديگران ـ اعم از مراجع قضايى يا افراد ذى ‏نفوذ ديگرـ حقوق خود را استيفا كند، چنين چيزى اگر چه ممكن است‏ حق مرد و ديگر اعضاى خانواده را تأمين كند، ولى با امكان حل مشكل در داخل خانه، بهتر است مسأله به بيرون كشيده نشود؛ زيرا ابراز خارجى مسائل داخل خانه، آسيب ‏هاى فراوانى براى حيثيت خانواده به بار مى‏آورد. از اين رو خداوند حكيم حل خارجى را به عنوان آخرين راه ممكن پيشنهاد مى ‏كند.

د) راه چهارم آن است كه مرد قاطعانه ‏تر برخورد كند. در اين راستا قرآن مجيد به عنوان آخرين راه ممكن جهت حل مشكل در داخل منزل، مسأله «ضرب» را مطرح نموده است. البته «زدن» نيز حدودى دارد كه هرگز با آنچه در اذهان عمومى يا تبليغات مسموم مطرح مى ‏شود، سازگارى ندارد.

در رابطه با حد و چگونگى زدن، علامه مجلسى (ره) روايتى از فقه ‏الرضا عليه السلام نقل نموده است كه: «وَالضَّربُ بِالسِّواكِ وَ شِبْهِهِ ضَرْباً رَقيقاً»[48]؛ «زدن بايد با وسايلى مانند مسواك و امثال آن باشد، آن هم با مدارا و ملايمت».

روايت ياد شده به خوبى نشان مى‏دهد كه «ضرب» بايد در پايين‏ ترين حد ممكن باشد و نبايد آسيبى بر بدن وارد كند. وسيله ‏اى كه در اين روايت اشاره شده چوبى بسيار نازك و سبك و كم ضربه است و شيوه زدن نيز بايد ملايم و خفيف باشد به طورى كه حتى رنگ پوست تغييرى نكند.

نكته ديگرى كه از آيه شريفه به دست مى‏ آيد، اين است كه دستور فوق جنبه موقت و گذرا دارد و نبايد به آن مداومت بخشيد؛ زيرا به دنبال اين عمل دو واكنش احتمال مى‏ رود: يكى آن كه زن به حقوق مرد وفادار شود.

در اين صورت قرآن مى ‏فرمايد: «فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا»[49]؛ «اگر به اطاعت درآمدند بر آنها ستم روا مداريد»؛ يعنى، اگر زن در برابر حقوقى كه بر آن پيمان بسته است، تسليم شد ديگر مقابله زدن او، ظلم و تجاوز است.

واكنش احتمالى ديگر آن است كه هم چنان سرسختى نشان دهد و كانون خانواده را گرفتار تزلزل و بى‏ ثباتى نمايد.

در اين رابطه در آيه بعد فرموده است: «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً خَبِيراً»[50]؛ «و اگر از جدايى ميان آن دو [: زن و شوهر] بيم داريد پس داورى از خانواده آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن‏] تعيين كنيد (تا به كار آنان رسيدگى كنند) اگر اين دو داور، تصميم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها كمك مى‏ كند؛ زيرا خداوند، دانا و آگاه است (و از نيات همه، باخبر است)».

نكته جالب توجه اين است كه قرآن مجيد در آخرين مرحله، گشودن گره را به دست نزديكان و بستگان قرار مى ‏دهد. حكمت اين حكم آن است كه نخست مشكل درون خانه حل شود و در مرحله بعد در ميان خانواده و فاميل حل شود و تا جايى كه ممكن است در پاى قانون و مراجع قانونى به ميان نيايد؛ بلكه ابتدا كار به نزديكان و خويشان سپرده مى ‏شود، تا با برخوردهاى عاطفى و بررسى‏ هاى عقلانى، در حد امكان مشكل را با صفا و صميميت حل كنند و خداوند نيز وعده داده است كه در توفيق اصلاح با آنان، همراهى و همكارى كند و اين از لطايف احكام و دستورات نورانى قرآن است، تا مسأله با سلامت هر چه بيشتر مسير خود را طى كند و براى اين كه حقى از هيچ يك از طرفين زايل نشود و تبعيضى رخ ندهد، فرموده است كه از هر جانب داورى برگزيده شود و با رعايت حقوق و مصالح طرفين، مشكل را برطرف نمايند. خلاصه راه حل در اين «زدن» مشروط به شرايط زير ديده است:

الف) اين حكم اختصاص به مورد سرپيچى زن از تكليف خود و حقوق مسلم مرد دارد؛ حقوقى كه زن با پيمان ازدواج، وفادارى خود را نسبت به آن متعهد شده است.

ب) در راستاى حل مشكل در داخل خانه و خوددارى از ابراز آن در خارج است.

ج) تنبيه، آخرين مرحله و راهكار براى حل اختلاف در خانه است و بدون گذر از مراحل پيشين روا نيست.

د) حد آن نازل‏ ترين مرتبه ضرب است و نبايد موجب كمترين آسيبى بر بدن زن شود.

ه) موقتى است؛ يعنى، بايد به زودى از آن دست كشيد.

از نكات ياد شده حكمت وضع اين حكم روشن مى ‏شود و درمى ‏يابيم كه اين مقدار ضرب با كيفيت اشاره شده هيچ تأثيرى در آسيب رساندن به استعدادهاى زنان ندارد؛ بلكه آنچه موجب اخلال در توانايى ‏هاى جسمى و فكرى زن مى ‏شود، خروج از حدود ياد شده از نظر استمرار زمانى و به كارگيرى شيوه‏ هاى خشن و ظالمانه در اين رابطه است.[51] در پايان شايان ذكر است كه ديدگاه كلى شارع نسبت به زدن همسر، نگرشى منفى است و نصوص زيادى در نهى از اين عمل وارد شده است.

اين روايات همه در زمانى بيان شده كه خشونت عليه زنان از توهين و فحاشى گرفته تا ضرب و جرح و حتى قتل رواج داشت و اسلام آنها را تحريم و مستوجب مجازات فقهى و قضايى در دنيا و عذاب آخرت دانست. برخى از اين روايات عبارتند از:

الف: پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود: «انّى‏ اتَعَجَّبُ مِمَّنْ يَضْرِبُه امْرَأَتَهُ وَ هُوَ بِالضَّرْبِ اولى‏ مِنْها لا تَضْرِبُوا نِساءَكُمْ بالاخَشَبِ فَانَّ فيه القَصاصِ»[52]؛ «من در شگفتم از كسى كه زن خود را مى ‏زند، در حالى كه خودش براى كتك خوردن، سزاوارتر است. زنانتان را مزنيد كه قصاص دارد».

ب: از امام صادق عليه السلام از پدرش روايت شده كه گفت: «مَنْ اتَّخَذَ امْرَأةً فَلْيَكْرِمْها فَانَّما امْرَأةُ احَرِكُمْ لُعْبَةٌ فَمَنْ اتَّخَذَها فَلا يُضَيِّعْها»[53]؛ «وقتى با زنى ازدواج مى ‏كنيد، احترامش كنيد. زن مايه آرامش شما است. زنان را آزار ندهيد و حقوق آنان را ضايع نكنيد».

ج: از نبى اكرم صلّى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: «اخْبَرنى‏ اخى‏ جِبْرِئيلَ وَ لَمْ يَزَلْ يُوصينى‏ بِالنِّساءِ حَتَّى ظَنَنْتُ انْ لا يَحِلَّ لِزَوْجِها انْ يَقُولَ لَها افٍّ»[54]؛ «جبرئيل به من خبر داد و آنقدر سفارش زنان را مى‏ كرد كه گمان كردم براى شوهر جايز نيست يك اُف به همسرش بگويد».

د: رسول خدا مى‏ فرمايد: «أ يَضْرِب احَدُكُمْ الْمَرأَةَ ثُمَّ يَظِلُّ مُعانَقَها»[55]؛ «آيا زن را كتك مى ‏زنيد سپس مى ‏خواهيد با او هم آغوش باشيد!!».

چهل نكته همسردارى

1: با همدلى، هم ‏فكرى، همكارى و مشورت با يكديگر ميان خود، روابط سالم و صميمى پديد آوريد.

2: هر يك از زوجين، ديگرى را نزديك ‏ترين و محرم ‏ترين فرد نسبت به خود بداند و او را نيمه تن، حامى و پشتيبان خود تلقى كند.

3: با يادگيرى مهارت‏ هاى ارتباطى نظير گوش كردن به حرف ‏هاى يكديگر، احترام به نظرها و عقايد همديگر روابط خود را بهبود بخشيد.

4: بكوشيد، مسئوليت رسيدن به تفاهم را پذيرا شود.

5: هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاى سرزنش يكديگر يا تفسير نادرست، به شناسايى مسئله و يافتن راه حل آن بپردازيد و در صورت لزوم، كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنيد.

6: براى رسيدن به امنيت روانى وعاطفى در روابط زناشويى، داشتن صداقت، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهيد.

7: در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندى ويرانگر و پيش رونده تبديل نشود.

8: به هر طريق ممكن، رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأييد قرار دهيد؛ به گونه ‏اى كه همسرتان بفهمد براى او ارزش قائل هستيد.

9: تشويق و تأييد و بيان نكات مثبت، به طور آشكار يا در جمع باشد؛ اما انتقاد و تذكّر نكات منفى، به طور محرمانه و در تنهايى صورت گيرد.

10: براى خصوصيات و نيازمندى ‏هاى يكديگر، ارزش قائل شويد و در روابط كلامى، عاطفى، اقدام‏ ها و تصميم‏ گيرى ‏ها، به افكار و خواسته ‏هاى همسرتان توجه كنيد.

11: اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، ساده ‏ترين راه اين است كه از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسيد و با روش مسالمت ‏آميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن كنيد.

12: درشتى همسرتان را با خشونت پاسخ ندهيد. خشونت را با سكوت پاسخ گوييد و در موقعيتى مناسب، درباره مسئله مورد نظر، بحث و گفت ‏و گو كنيد.

13: بكوشيد در سراسر زندگى به جاى هرگونه پيش‏ داورى يا مشاهده اشكالات و ضعف ‏ها، نقاط مثبت و قوت را ببينيد. به عبارت ديگر، به جاى توجه به نيمه خالى ليوان، به نيمه پر آن توجه كنيد.

14: در برنامه‏ ريزى براى فعاليت ‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، ديد و بازديدهاى خانوادگى و نظاير آن، با يكديگر مشورت كنيد و از يك جانبه ‏نگرى بپرهيزيد.

15: در هر فرصت ممكن، با همسر و اعضاى خانواده‏ تان، ارتباط كلامى و عاطفى برقرار كنيد. زنان از صحبت كردن با همسرشان بيشتر لذت مى‏ برند؛ بنابراين مردان بايد فعّالانه به سخنان آنان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند.

16: اگر هر يك از زوجين در شرايط خاصى، نمى ‏تواند به سخنان همسرش گوش كند، بايد صادقانه و صميمانه اين موضوع را به وى انتقال دهد و تقاضا كند صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصتى ديگر واگذارد.

17: گاهى در فضايى محرمانه، محبت‏ آميز و صميمانه به ارزيابى رفتار و روابط يكديگر بپردازيد و از يكديگر بپرسيد، چه بايد كرد تا روابط تان بهتر و با نشاط تر شود.

18: هميشه، در رويارويى با مسائل و مشكلات خانوادگى، خود را در وضعيت طرف مقابل قرار دهيد و با قبول مسئوليت خود و شناخت انتظارات متقابل، به حل و فصل اختلافات روى آوريد.

19: در روز يا در هفته، زمان مشخصى را براى گفت و گو درباره مسائل و مشكلات و به اصطلاح درد دل كردن با همسرتان، اختصاص دهيد.

20: از داشتن نگرش‏ هاى آرمان گرايانه و شاعرانه، انتظارات غير واقع بينانه در ازدواج و روابط زناشويى اجتناب كنيد.

21: بايد از هرگونه سوء ظن و حدس نادرست به دور باشيد. اگر موضوع و مسئله‏ اى ذهن يكى از زوجين را به خود مشغول كرده است، بايد آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستى و نادرستى ‏اش را با همسرش، مورد بررسى قرار دهد.

22: هر يك بايد زمينه ‏هاى بروز سوء تفاهم ‏ها و سوء ظن ‏ها را از بين ببرد و از رفتارهايى كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مى‏ شود، خوددارى كند.

23: هر يك بايد بكوشد با روان‏ شناسى همسرش آشنا شود، تا بداند او به چه امورى بها مى ‏دهد و نظام ارزشى ‏اش چگونه است. براى مثال معمولاً زن به وابسته بودن، كسب امنيت عاطفى و مورد حمايت واقع شدن اهميت مى ‏دهد و مرد مى ‏خواهد مستقل و خود مختار باشد و آزادى عمل را داراى ارزش مى ‏داند.

24: زن و شوهر از مسخره كردن يكديگر و گفتن سخنان طعنه ‏آميز و دو پهلو جداً پرهيز كنند.

25: از رفتارهايى نظير متلك، تحقير، سرزنش و به رخ كشيدن يكديگر ـ كه موجب افزايش مقاومت‏ هاى روانى در طرف مقابل است ـ بايد بپرهيزند.

26: در سراسر زندگى بكوشيد به نعمت ‏هايى كه در اختيار داريد، بينديشيد، و به امورى كه در اختيار نداريد حسرت نخوريد.

27: از خطاهاى يكديگر به سرعت بگذريد و خطاهاى همديگر را تحمل كنيد.

28: با يادآورى برخى ايام ـ مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظاير آن ـ و دادن هديه ‏هايى هر چند كوچك (مثل يك شاخه گل)، به طور نمادين عشق و علاقه خود را به همسرتان ابراز داريد.

29: خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكيزه و جالب توجّه نگه داريد و از پريشانى و وضع نامرتب بپرهيزيد.

30: در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه با ديگران دقت كنيد و اين امور را با توافق يكديگر انجام دهيد.

31: از هر گونه رفتارى كه به مردسالارى يا زن سالارى مى‏ انجامد، بپرهيزيد.

32: خطاى يكديگر را در حضور ديگران، فرزاندن، آشنايان، والدين و… بازگو نكنيد.

33: هرگز همسرتان را با زن يا مرد ديگرى مقايسه نكنيد.

34: از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشويق كنيد و انگيزه تكرار آن رفتار را بيشتر سازيد.

35: از تصميم ‏هاى نادرست و غيرمنطقى و كلى ‏گويى ‏هاى منفى و شكل‏ گيرى افكار نادرست، درباره همسرتان بپرهيزيد.

36: به قول ‏هايى كه به همسرتان داده ‏ايد، عمل كنيد تا به سلب اعتماد و احساس فريب خوردگى نينجامد.

37: از نسبت دادن القاب و زدن برچسب ‏هاى ناگوار و نامطلوب ـ مانند بدقول، شلخته، كله ‏شق، يك دنده، لجباز و خودخواه ـ به يكديگر بپرهيزيد.

38: در مواردى كه غمگينى و افسردگى و يا عصبانيت زن يا شوهر، شدت مى‏ يابد و احتمال اختلال در كار سيستم عصبى يا غدد درون ‏ريز ـ به ويژه غده تيروئيد ـ وجود دارد، در نخستين فرصت به پزشك متخصص مراجعه كنيد تا از عادى بودن ترشح غدد مطمئن شويد.

39: براى داشتن يك زندگى با نشاط و موفق خوب بينديشيد، وقت بگذاريد، احساس مسئوليت كنيد، موانع ارتباط سالم را از ميان برداريد و به عوامل ايجادكننده روابط سالم توجه نماييد.

40: با مطالعه كتاب‏هاى مربوط به انتخاب همسر، آيين همسردارى و چگونگى ايجاد ارتباط با ديگران و نيز شركت در جلسه‏هاى آموزش خانواده، دانش و مهارت خود را در اين زمينه افزايش دهيد.[56]

فصل دوم: حقوق زن و شوهر

حقوق زناشويى

6: اهميت رعايت حقوق زناشويى را بيان فرماييد؟

پايه و اساس خانواده، احترام و محبت زن و شوهر نسبت به هم و رعايت حقوق يكديگر است. دين اسلام، در اين زمينه، بسيار سفارش و تأكيد كرده و در قرآن فلسفه و هدف از زندگى زناشويى، سكونت و آرامش خاطر، معرفى شده است:

«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها»؛[57] «و از نشانه ‏هاى او اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد

روشن است كه اين امر در پرتو محبت و مهربانى و رعايت حقوق خانوادگى پديد مى‏ آيد. از اين رو در ادامه مى ‏فرمايد: «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»[58]؛ «و در ميانتان محبت و رحمت قرار داد

امام باقر عليه السلام به مردان مى ‏فرمايد: «مَنْ اتَّخَذَ امْرَأةً فَلْيَكْرِمْها»[59]؛ «هر كس زن گرفت، بايد او را گرامى بدارد و به او احترام كند

و امام كاظم عليه السلام خطاب به زنان مى‏ فرمايد: «جهاد المرأة حسن التبعّل»[60]؛ «جهاد زن شوهردارى نيكو است».

حقوق اخلاقى و قانونى

7: مقدارى درباره واژه «حقوق» در زندگى زناشويى زن و مرد توضيح دهيد؟

در زندگى زناشويى، دو واژه «وظيفه» و «حق» كاربرد فراوانى دارد.

 «وظيفه» به معناى كار و خدمتى است كه شخص آن را در برابر حق ديگرى انجام داده و آن را برخود لازم مى ‏داند. «حق» معانى مختلفى دارد؛ ولى وقتى در برابر «وظيفه» قرار گيرد، به معناى يك نوع بهره و نصيب است. اين دو با يكديگر آميختگى دارد؛ هر جا وظيفه هست، در مقابلش حق نيز قرار دارد؛ چنان كه هر جا براى كسى حقى قرار داده شده؛ در برابر آن وظيفه ‏اى نيز بر عهده او وجود دارد. زن و شوهر نسبت به همديگر وظايفى دارند و بر همين اساس داراى حقوقى هستند. اگر هر دو به وظايف خويش عمل كنند و به حقوق خود دست يازند؛ زندگى توأم با شادكامى و عدالت خواهند داشت. اين حقوق بر دو نوع است:

الف) حقوق واجب و قانونى

ب) حقوق مستحب و اخلاقى

«حقوق قانونى»، حقوقى است كه اگر هر يك از طرفين رعايت نكنند، طرف ديگر مى ‏تواند به دادگاه مراجعه و از او باز خواست كند. اين نوع حقوق، اساس زندگى زناشويى است.

«حقوق اخلاقى»، حقوقى است كه هر يك از زن و شوهر، به حكم اخلاق و فرهنگ اسلامى، ملزم به رعايت آنها هستند و اگر سرپيچى كنند، طرف مقابل نمى ‏تواند بر اساس قانون او را ملزم كند؛ ولى خوشى و شيرينى زندگى از بين مى‏ رود. البته زن و شوهر مى‏ توانند در عقد ازدواج، با قرار دادن شرايطى، حقى را كه بر عهده ديگرى است، ساقط و يا حقّ ديگرى را ايجاد كنند.

حقوق شرعى زن

8: حقوق واجب و شرعى زن نسبت به مرد چيست؟

حقوق واجب زن نسبت به مرد عبارت است از:

تهيه غذا، تهيه پوشاك، تهيه وسايل مورد نياز خانه، تهيه مسكن، حق آميزش و هم ‏خوابى.

گفتنى است كه تأمين اين حقوق، بايد در حد متعارف و مناسب با شأن زن باشد.

حقوق شرعى مرد

9: حقوق واجب و شرعى مرد نسبت به زن چيست؟

حقوق واجب مرد نسبت به زن عبارت است از:

الف) زن بايد با اجازه شوهر از منزل بيرون برود؛ مگر در واجبات و ضروريات زندگى.

ب) زن بايد براى هر لذتى كه او مى‏ خواهد، خود را تسليم نمايد و از نزديكى او جلوگيرى نكند، مگر با عذر شرعى (مانند ايام قاعدگى و يا دوران باردارى در صورتى كه نزديكى براى سلامتى او و يا بچه ضرر و خطرر داشته باشد).

ج) رفع چيزهايى كه باعت تنفّر مرد مى ‏گردد.

د) زن بايد هر زمان كه شوهر بخواهد، براى او نظافت و آرايش كند.

فصل سوم: حقوق زن

نفقه

10: نفقه چيست و نفقه زن شامل چه چيزهايى مى ‏شود؟

«نفقه» عبارت است از هزينه زندگى زن و نزديكان (مانند فرزندان، نوه ‏ها، پدر و مادر و اجداد)

نفقه زن ـ كه تأمين آن بر عهده شوهر است ـ عبارت است از: تهيه غذا، پوشاك، وسايل زندگى، هزينه معالجه و درمان و مسكن (در حد متعارف و مناسب با شأن زن).[61]

نفقه زيورآلات

11: آيا تهيه زيورآلات زن جزء نفقه واجب زن محسوب مى ‏شود؟

همه مراجع: خير! تهيه زيورآلات، جزء نفقه واجب زن محسوب نمى‏ شود.[62]

12: آيا زن مى ‏تواند زيورآلاتى را كه شوهر برايش خريده، بدون اجازه او بفروشد؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، صافى و فاضل: اگر شوهر آن را به زن تمليك كرده و يا بخشيده است، مى‏ تواند بدون اجازه او بفروشد؛ ولى اگر به عنوان تأمين نفقه باشد، حق ندارد.[63]

آيات عظام تبريزى و سيستانى: اگر شوهر آن را به زن تمليك كرده و يا بخشيده و يا به عنوان نفقه برايش تهيه كرده است، مى ‏تواند بدون اجازه او بفروشد.[64]

آیت الله وحيد: اگر شوهر آن را به زن تمليك كرده و يا بخشيده است، مى ‏تواند بدون اجازه او بفروشد. اما اگر به عنوان تأمين نفقه باشد، بنابر احتياط واجب، حق ندارد.[65]

خريد لوازم آرايش

13: آيا تهيه لوازم آرايش، جزء نفقه واجب زن محسوب مى ‏شود؟

همه مراجع: آرى! تهيه لوازم آرايش در حد متعارف، جزء نفقه واجب زن محسوب مى ‏شود.[66]

هزينه تحصيل

14: آيا مخارج تحصيل زن بر عهده شوهر و جزء نفقه واجب است؟

همه مراجع: مخارج تحصيل، جزء نفقه واجب نيست.[67]

آموزش علمى و هنرى

15: اگر زن به آموزش‏ هاى مختلف علمى و هنرى نياز داشته باشد، آيا تأمين آن بر عهده شوهر است؟

همه مراجع: خير! امور ياد شده جزء وظايف واجب و شرعى شوهر نيست؛ بلكه زن بايد از درآمد خودش خرج كند.[68]

تبصره: سزاوار است به منظور احترام و افزايش محبت، مرد شرايط آموزش و رشد همسرش را فراهم كند.

هزينه درمان

16: آيا هزينه درمان و معالجه جزء نفقه واجب محسوب مى ‏شود؟

همه مراجع: آرى! هزينه درمان و معالجه به مقدار متعارف جزء نفقه واجب محسوب مى‏ شود.[69]

وجوهات شرعيه زن

17: آيا بدهى ‏هاى شرعى زن ـ از قبيل كفّاره، خمس، رد مظالم و… ـ بر عهده شوهر است؟

همه مراجع: خير! پرداخت اين نوع بدهى ‏ها، بر شوهر واجب نيست و اگر زن مال دارد، بايد خودش بدهد. در غير اين صورت، تكليفى ندارد.[70]

مخارج غيرضرورى

18: آيا علاوه بر نفقه و نيازهاى ضرورى زن، نيازهاى ديگر او نيز ـ از قبيل خريد كتاب ـ بر شوهر واجب است؟

همه مراجع: خير! تأمين نيازهاى ياد شده، براى شوهر واجب نيست.[71]

نفقه ازدواج موقّت

19: آيا در ازدواج موقّت، نفقه زن بر مرد واجب است؟

همه مراجع: خير! نفقه او بر شوهر واجب نيست؛ مگر اينكه در ضمن عقد آن را شرط كرده باشند.[72]

نفقه نامزد

20: در دوران عقد تا عروسى ـ كه دختر در خانه پدر به سر مى ‏برد ـ آيا تأمين نفقه او بر عهده شوهر است؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: در فرض ياد شده، اگر زن تمكين داشته باشد، نفقه او بر شوهر واجب است.[73]

آيات عظام تبريزى و وحيد: خير! در اين فرض بر عهده شوهر نيست.[74]

آیت الله سيستانى: اگر در شهرى كه زندگى مى‏ كنند، متعارف است كه نفقه دختر را خانواده ‏اش مى ‏دهد، بر عهده شوهر چيزى نيست. در غير اين صورت، پرداخت نفقه، وظيفه شوهر است.[75]

تبصره: اگر با مطالبه زن، مرد نفقه را در اين مدت نپردازد (طبق فتواى كسانى كه مى‏ گويند نفقه او بر عهده شوهر است)، زن مى ‏تواند در آينده، قيمت نفقه پرداخت نشده در اين دوران را، از شوهر مطالبه كند.

نفقه زن متمكن

21: اگر زن درآمد كافى داشته باشد، آيا شوهر مى‏ تواند از پرداخت نفقه به‏ همسرش امتناع ورزد؟

همه مراجع: خير! هر چند زن درآمد كافى نيز داشته باشد، باز نفقه او بر شوهر واجب است.[76]

نفقه نقدى

22: آيا زن مى ‏تواند براى تأمين نفقه ‏اش، از شوهر پول نقد درخواست ‏كند؟

همه مراجع: خير! آنچه بر شوهر واجب است، تأمين نفقه (خوراك، پوشاك و مسكن) است، نه دادن پول؛ مگر اينكه مرد خودش بخواهد.[77]

تحصيل نفقه

23: آيا مرد مى ‏تواند خريد، هزينه و نيازهاى زن را، بر عهده خود او بگذارد و او را بر اين كار مجبور سازد؟

همه مراجع: خير! مرد حق ندارد پول نفقه را به زن بدهد و خريد نيازهايش را بر عهده خود او بگذارد؛ مگر آنكه زن آن را بپذيرد.[78]

24: اگر شوهر نتواند نفقه زن را بپردازد و يا به خوبى تأمين كند، تكليف چيست؟

همه مراجع (به جز امام، سيستانى، مكارم و نورى): اگر بتواند كار و يا شغل مناسبى براى خود انتخاب كند [و براى او سخت و مشقّت ‏آور نباشد]؛ بايد از اين راه نفقه همسرش را تهيه كند و اگر ممكن نشد، گناهى بر او نيست. البته نسبت به هر مقدارى كه نفقه زن را نپرداخته، بدهكار است.[79] آيات عظام امام، سيستانى و نورى: اگر بتواند كار و يا شغل مناسبى براى خود انتخاب كند [و براى او سخت و مشقّت‏ آور نباشد]، بنابر احتياط واجب بايد از اين راه نفقه همسرش را تهيه كند و اگر ممكن نشد، گناهى بر او نيست. البته نسبت به هر مقدارى كه نفقه زن را نپرداخته، بدهكار است.[80]

آیت الله مكارم: اگر بتواند با كار و يا انتخاب شغل مناسب و يا از هر راه مشروع ديگرى، درآمد كسب كند؛ بايد از اين راه نفقه همسرش را تهيه نمايد و اگر ممكن نشد، گناهى بر او نيست. اما نسبت به هر مقدارى كه نفقه زن را نپرداخته، بنابر احتياط واجب، بدهكار است.[81]

تبصره: در انتخاب كار و شغل، برخى مراجع (امام، سيستانى و نورى) در اين مسئله احتياط واجب كرده‏ اند.

استيفاى نفقه

25: چنانچه مردى نفقه همسرش را ندهد و يا از آن كم بگذارد، زن چگونه مى ‏تواند نفقه خود را از شوهر استيفا نمايد؟

آيات عظام امام، بهجت و فاضل: نخست بايد به حاكم شرع مراجعه كند و با عدم دسترسى به او، با چند نفر از افراد عادل در ميان بگذارد تا از اين طريق، او را بر پرداخت نفقه ملزم كنند و اگر اين راه‏ ها ممكن نبود، مى‏ تواند مخارج زندگى خود را بدون اجازه، از مال شوهرش بردارد.[82]

آيات عظام تبريزى، سيستانى، صافى، مكارم و نورى: اگر ممكن است، مى ‏تواند مخارج زندگى خود را بدون اجازه از مال شوهر بردارد.[83]

آیت الله وحيد: مى ‏تواند از طريق متصدى امور حسبيه، شوهر را بر پرداخت نفقه ملزم كند و اگر ممكن نشد، مى ‏تواند خرجى خود را بدون اجازه، از مال شوهر بردارد و احتياط واجب آن است كه اين كار با اجازه حاكم شرع باشد.[84]

تبصره: به فتواى آیت الله سيستانى و آیت الله مكارم شيرازى، در فرض ياد شده، تصرف در اموال شوهر، بايد با اجازه حاكم شرع باشد.

نفقه و تمكين

26: زنى كه در خانه شوهر است ولى به جهت گرفتن مهريه پيش از عروسى تمكين نمى ‏كند، آيا شوهر حق دارد نفقه او را ندهد؟

همه مراجع: در فرض ياد شده، شوهر حق ندارد از پرداخت نفقه زن سرپيچى كند.[85]

نفقه و خانه ‏دارى

27: اگر زن به كارهاى منزل ـ از قبيل آشپزى و نظافت ـ رسيدگى نكند، آيا شوهر مى ‏تواند از پرداخت نفقه او امتناع ورزد؟

همه مراجع: خير! نمى ‏تواند نفقه ندهد؛ زيرا انجام دادن كارهاى خانه وظيفه زن نيست.[86]

نفقه ناشزه‏

28: اگر زن نسبت به شوهرش بد رفتارى كند و به او دشنام دهد، آيا شوهر مى ‏تواند نفقه او را ندهد؟

همه مراجع (به جز تبريزى): اگر خشونت و بد رفتارى زن، باعث نفرت شوهر گردد، مى ‏تواند نفقه او را ندهد.[87]

آیت الله تبريزى: اگر خشونت و بد رفتارى زن، باعث نفرت شوهر گردد، بنابر احتياط واجب مى‏ تواند نفقه او را ندهد.[88]

سقوط نفقه

29: در چه صورت دادن نفقه زن، از عهده شوهر ساقط مى ‏شود؟

همه مراجع (به جز تبريزى): در صورتى كه زن از اداى حقوق شرعى خود نسبت به شوهر سرپيچى كند.[89]

آیت الله تبريزى: اگر زن از اداى حقوق شرعى خود نسبت به شوهر سرپيچى كند، بنابر احتياط واجب پرداختن نفقه از عهده شوهر ساقط مى ‏شود.[90]

فصل چهارم: مسكن زن

خانه ملكى

30: آيا زن حق دارد سكونت و زندگى در خانه ملكى را از شوهر مطالبه كند و از سكونت در خانه اجاره‏ اى امتناع ورزد؟

همه مراجع: خير! چنين حقى ندارد؛ زيرا آنچه بر شوهر واجب است تهيه مسكن مناسب با شأن و موقعيت اجتماعى زن است؛ هر چند خانه اجاره ‏اى باشد.[91]

خانه پدرشوهر

31: آيا زن حق دارد از زندگى كردن در خانه ‏اى كه پدر و مادر شوهر در آن هستند، امتناع ورزد و منزل جداگانه ‏اى درخواست كند؟

همه مراجع: بر شوهر واجب است مسكن مناسب شأن زن و متعارف محل، تهيه كند و منزل جداگانه لازم نيست؛ مگر آنكه داشتن منزل جداگانه، از شئون آن زن باشد.[92]

مهريه دروغين

32: مردى فاقد منزل و هرگونه ملكى است؛ ولى در هنگام تعيين مهريه ‏به دروغ يك دانگ و نيم از منزل مسكونى را مهر زن مى ‏كند و براساس آن عقد دائم مى ‏خوانند. تكليف عقد و مهريه چگونه است؟

همه مراجع: در فرض ياد شده، عقد صحيح است؛ ولى مهريه باطل است و اگر شوهر نزديكى كرده باشد، بايد مهرالمثل به همسرش بپردازد.[93]

سكونت در شهر خاص

33: آيا شوهر مى ‏تواند همسرش را ـ كه دچار ناراحتى ‏هاى عصبى است ـ مكلّف به سكونت در شهر كند؟

همه مراجع: اگر سكونت در شهر براى زن، داراى ضرر يا مشقّت باشد، شوهر نمى ‏تواند او را به ماندن در آنجا مجبور سازد؛ مگر آنكه با تهيه وسايل رفاهى ضرر و حرج را از زن بردارد.[94]

34: آيا زن بعد از عقد ازدواج، مى ‏تواند از سكونت در شهرى خاص امتناع ورزد؟

همه مراجع: خير! چنين حقى ندارد؛ مگر آنكه در ضمن عقد شرط كرده باشد [و يا عقد بر اين توافق واقع شده باشد].[95]

ازدواج مجدد

35: آيا مرد متأهل، مى ‏تواند بدون اجازه همسرش، با زن ديگرى ازدواج موقّت يا دائم كند؟

همه مراجع: آرى! مى ‏تواند و اجازه همسر اول لازم نيست.[96]

36: آيا زن مى ‏تواند در ضمن عقد ازدواج، شرط كند كه شوهر او همسر دوم اختيار نكند؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، فاضل، مكارم و نورى: خير! اين شرط صحيح و نافذ نيست؛ ولى اگر شرط كند كه زن وكيل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد كند، خود را طلاق دهد، صحيح است.[97]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و صافى: آرى! اين شرط صحيح و نافذ است و اگر شوهر بعد از ازدواج به اين شرط عمل نكرد و ازدواج مجدد نمود، گناه كرده است.[98]

آیت الله وحيد: بنابر احتياط واجب، اين شرط صحيح و نافذ نيست؛ ولى اگر شرط كند كه زن وكيل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد كند، خود را طلاق دهد، صحيح است.[99]

37: آيا زن مى ‏تواند مهريه خود را با شوهرش مصالحه كند كه با زن ‏ديگرى ازدواج نكند؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى، فاضل و نورى: اگر شوهر اين مصالحه را بپذيرد، احتياط واجب آن است كه با زن ديگرى ازدواج نكند.[100]

آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى، صافى، مكارم و وحيد: اگر شوهر اين مصالحه را بپذيرد، واجب است با زن ديگرى ازدواج نكند.[101]

ازدواج در سفر

38: آيا مرد متأهل مى ‏تواند در مسافرت، بدون اجازه همسرش با زنان‏ اهل كتاب ازدواج موقّت كند؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏ اى، صافى و مكارم: آرى! مى ‏تواند؛ ولى كراهت دارد.[102]

آیت الله تبريزى: خير! بدون اجازه همسر اول جايز نيست؛ مگر آنكه شخص در غربت باشد و اجازه گرفتن از همسر اول ممكن نباشد و بخواهد او را براى مدت كوتاهى صيغه كند.[103]

آیت الله سيستانى: خير! بدون اجازه همسر اول جايز نيست و با اجازه او هم بنابر احتياط واجب جايز نيست.[104]

آیت الله فاضل: اگر بخواهد براى مدت طولانى صيغه نمايد ـ به گونه ‏اى كه عرفاً داراى دو همسر گردد ـ جايز نيست. اگر براى مدت كوتاهى ازدواج كند، بنابر احتياط واجب جايز نيست؛ مگر در موارد ضرورت.[105]

فصل پنجم: مَهريه

مقدار مهريه

39: مقدار مهريه چقدر بايد باشد؟ آيا قرار دادن مهريه زياد بر خلاف شرع است؟

همه مراجع: در دين اسلام براى مهريه، ميزان خاصى به طور لزوم معين نشده است؛ بلكه بر اساس توافق و رضايت زن و شوهر انجام مى‏ گيرد. اما مستحب است كه مقدار آن از مهرالسنه (پانصد درهم) بيشتر نگردد و نيز بايد كمترين ميزان آن، به مقدارى باشد كه در نظر عرف داراى ارزش باشد.[106]

مهر السنّه

40: مقدار مهرالسنه را بيان كنيد؟

همه مراجع: «مهرالسنه»، مقدار مهرى است كه نبى اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم براى همسران خود و حضرت زهرا عليها السلام قرار دادند. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل 6/ 12 نخود نقره سكه ‏دار است كه در مجموع برابر 6300 نخود (يا 5/ 262 مثقال) مى‏ شود. قيمت آن در هر عصر، تابع نرخ همان زمان است.[107]

حق مهريه

41: تعيين مهريه حق چه كسى است؟ آيا حق دختر است يا پدر و مادر؟

همه مراجع: از نظر شرعى، تعيين مهريه حق دختر است؛ ولى مشاوره و رعايت احترام پدر و مادر و بستگان، كار بسيار پسنديده ‏اى است.[108]

ارث مهريه

42: مهريه مرده به چه كسانى مى‏ رسد؟

همه مراجع: مهريه، دين و بدهى است كه بر عهده شوهر مى ‏آيد و بايد آن را به زن بپردازد و چنانچه زن از دنيا برود، وارثان او مى ‏توانند از شوهرش مطالبه كنند.[109]

43: در صورتى كه شوهر از دنيا برود و مالى نداشته باشد، آيا زن مى‏ تواند مهريه خود را از پدر يا مادر شوهرش مطالبه كند؟

همه مراجع: خير! زن حق ندارد مهريه خود را از خانواده شوهرش بگيرد؛ چون مهريه دينى است كه بر ذمه شوهر قرار گرفته است.[110]

تبصره: اگر كسى غير از شوهر، مهريه را بر عهده گرفته باشد، او ضامن است و زن بايد از وى مطالبه كند.

مهريه به نرخ روز

44: آيا پرداخت مهريه به همان مبلغى است كه قبلاً معين شده و يا بايد به نرخ روز محاسبه شود؟

آيات عظام امام، تبريزى، بهجت، سيستانى، فاضل و وحيد: بايد همان چيزى كه معين شده، بپردازد. اگر اسكناس مهر قرار داده شد، همان مبلغ را بدهكار است و به روز محاسبه نمى‏ شود.[111]

آیت الله صافى: اگر فاصله زمانى به قدرى طولانى باشد كه اختلاف ارزش مهريه، زياد و غيرمتعارف باشد ـ به طورى كه در نظر عرف پرداختن آن، به مبلغ سابق بدل آن محسوب نشود و در اين مدت نيز زن مطالبه مى ‏كرده ـ بايد به نرخ روز محاسبه شود. با وجود آن، احتياط اين است كه دو طرف با مصالحه و تراضى رفع اختلاف كنند و در غير اين صورت، بايد مرد همان مقدار مهر را كه عقد برآن خوانده شده، بپردازد.[112]

آیت الله خامنه ‏اى: اگر زمان زيادى بر مهريه گذشته باشد، احتياط آن است كه مصالحه كنند و چنانچه قانون معتبرى در ميان است، بايد مراعات شود.[113]

آیت الله مكارم: اگر فاصله زمانى به قدرى زياد باشد كه ارزش پول، فوق‏ العاده كاهش يابد ـ به طورى كه در نظر عرف اداى دين محسوب نشود، مانند مهريه ‏هاى مربوط به ده، بيست سال قبل ـ بايد معادل روز در نظر گرفته شود و يا لااقل مصالحه گردد.[114]

آیت الله نورى: بايد به نرخ روز محاسبه شود.[115]

45: در عقد نامه، مهريه خانمى ذكر شده (مقدار بيست مثقال طلا، به قيمت ده هزار تومان) آيا مهريه بيست مثقال طلا است ياده هزار تومان؟

همه مراجع: در فرض ياد شده، بيست مثقال طلا بر عهده شوهر است.[116]

تغيير مهريه

46: دخترى را يك بار با 500 هزار تومان و پس از چند ماه با مهريه سى ‏سكه بهار آزادى عقد مى ‏خوانند؛ كدام مهريه بر عهده پسر است؟

همه مراجع: اگر عقد اول بر پانصد هزار تومان مهر خوانده شده، مهريه همين مقدار است و عقد دوم هيچ اثرى ندارد و نوشتن سى سكه در قباله محضرى، هيچ حقى براى زن ايجاد نمى ‏كند؛ مگر آنكه در ضمن عقد لازم ديگرى، شرط كنند كه سى سكه بر مهريه اول اضافه گردد.[117]

بخشش مهريه

47: آيا زن مى ‏تواند پيش از خواندن عقد موقّت، مهريه خويش را ببخشد و خطبه عقد را بدون ذكر مهريه بخوانند؟

همه مراجع: خير! عقد موقّت بدون ذكر مهر باطل است؛ ولى مى ‏تواند بعد از عقد آن را ببخشد.[118]

48: اگر مهريه زن عين خارجى (مانند خانه، ماشين و…) باشد و سپس آن ‏را به شوهر ببخشد، آيا مى‏ تواند دوباره آن را پس بگيرد؟

همه مراجع (به جز تبريزى و صافى): اگر هنوز عين خارجى در اختيار شوهر است و آن را به ديگرى واگذار نكرده، مى‏ تواند دوباره آن را پس بگيرد؛ هر چند نگرفتن بهتر است.[119]

آيات عظام تبريزى و صافى: اگر آن را در اختيار شوهر قرار داده باشد، بنابر احتياط واجب، نمى ‏تواند آن را پس بگيرد.[120]

49: اگر زن مهريه خود را ـ كه در ذمه شوهر است ـ به او ببخشد، بعد پشيمان شود؛ آيا مى ‏تواند آن را از شوهر طلب كند؟

همه مراجع: اگر مهريه در ذمه شوهر بوده و ابراء كرده (بخشيده) است، نمى ‏تواند از او مطالبه كند.[121]

مطالبه مهريه

50: آيا زن به مجرد اجراى عقد ازدواج، مى ‏تواند مهريه را مطالبه كند؟

همه مراجع: در صورتى كه هنگام خواندن عقد براى پرداخت مهر، مدتى معين‏ نكرده باشند و مرد نيز قدرت و توانايى مالى داشته باشد؛ مى ‏تواند مهر خود را از او مطالبه كند.[122]

51: اگر زن مهريه خود را از شوهر مطالبه كند، وظيفه او چيست؟

همه مراجع: اگر براى مهريه مدت تعيين نشده، چنانچه بتواند بدهى او را بدهد، بايد در اسرع وقت آن را بپردازد و اگر تأخير بيندازد گناهكار است.

52: اگر زن بعد از نزديكى، مهرش را از شوهر بطلبد؛ ولى او قادر به پرداخت آن نباشد، تكليف چيست؟

همه مراجع: اگر شوهر به جز خانه و اثاثيه آن و چيزهاى ديگرى كه به آنها نياز دارد و يا در شأن او است، چيز ديگرى نداشته باشد؛ زن نمى ‏تواند مهر خود را از او مطالبه كند؛ بلكه بايد صبر كند تا او بتواند بدهى خود را بپردازد.[123]

مهريه مشروط

53: اگر مردى، هنگام اجراى عقد ازدواج، شرط كند كه در صورت توانايى، مهريه را بپردازد، آيا زن مى ‏تواند در حال نادارى تقاضاى مهريه كند؟

همه مراجع: خير! در صورت عدم توانايى شوهر، زن حق مطالبه ندارد.[124]

مهريه نامزد

54: دخترى كه در دوران عقد تا عروسى، در خانه پدر زندگى مى‏ كند، آيا مى ‏تواند مهريه خود را بخواهد؟

همه مراجع: در صورتى كه هنگام خواندن عقد، براى پرداخت مهريه مدتى معين نكرده باشند و مرد نيز توانايى مالى داشته باشد؛ مى ‏تواند مهريه خود را از او مطالبه كند.[125]

مهريه و تمكين

55: اگر مرد بعد از ازدواج، قدرت پرداختن مهريه را نداشته باشد، آيا زن مى ‏تواند از نزديكى او ممانعت كند؟

همه مراجع: اگر در عقد ازدواج براى پرداخت مهريه، مدت معيّن نشده باشد، زن مى‏ تواند از نزديكى شوهر جلوگيرى كند؛ ولى اگر پيش از گرفتن مهريه، به نزديكى راضى شود و شوهر با او نزديكى كند، ديگر نمى‏ تواند بدون عذر شرعى از نزديكى او ممانعت نمايد.[126]

مهريه زن بيوه

56: اگر به اعتقاد اينكه، دختر باكره است با او ازدواج كند؛ آنگاه بعد ازعقد متوجه شود كه بكارتش از بين رفته؛ آيا عقد صحيح است؟

همه مراجع: آرى! عقد صحيح است و بايد مقدار تفاوت مهريه دختر باكره و غير باكره را ـ كه همانند و هم شأن او هستند ـ در نظر گرفت و به نسبت آن از مهريه او كم كرد. به عنوان مثال اگر مهريه اين دختر صد سكه و مهريه دختر باكره هم شأن او، هشتاد سكه و مهريه دختر غيرباكره هم شأن او شصت سكه طلا باشد؛ در اين صورت شوهر مى ‏تواند، 75 سكه طلا به همسرش بدهد.[127]

مهريه زن نازا

57: اگر زن نازا باشد و مرد او را طلاق بدهد، آيا حق دريافت مهريه رادارد؟

همه مراجع: نازايى عيب محسوب نمى‏ شود و زن حق دريافت تمام مهريه را دارد.[128]

مهريه عقد منفسخ

58: اگر بعد از ازدواج، معلوم شود كه زن عيبى دارد كه شوهر مى ‏تواند عقد را فسخ كند؛ آيا زن هنگام فسخ عقد حق مطالبه مهر را دارد؟

همه مراجع: اگر مرد پيش از نزديكى عقد را فسخ كند، زن حق دريافت چيزى را ندارد؛ ولى اگر بعد از نزديكى باشد، زن مى‏ تواند تمام مهر خود را از شوهر بگيرد.[129]

59: اگر بعد از عقد ازدواج، معلوم شود كه مرد عيبى دارد كه زن مى ‏تواند عقد را فسخ كند؛ آيا در اين هنگام حق مطالبه مهريه را دارد؟

همه مراجع: اگر بعد از نزديكى عقد را فسخ كند، مى‏ تواند تمام مهر خود را از شوهر بگيرد. اما اگر پيش از نزديكى باشد، حق دريافت چيزى را ندارد؛ مگر اينكه شوهرش عنين باشد كه در اين صورت، مى‏ تواند نصف مهر خود را از او بگيرد.[130]

تبصره: «عِنّين» به مردى گويند که [به علت عدم نعوظ آلت تناسلی اش] توان آميزش جنسى را ندارد.

مهريه در عقد موقت

60: اگر زن در عقد موقّت تمكين نكند، آيا مى ‏تواند مهريه خود را ازشوهر مطالبه كند؟

همه مراجع: به هر مقدارى كه در اين مدت تعيين شده، تمكين نكند؛ به نسبت از مهريه او، كاسته خواهد شد.[131]

61: اگر در عقد موقّت، شوهر مدت را ببخشد، آيا مهرى بر عهده او است؟

همه مراجع: اگر با او نزديكى كرده باشد، بايد تمام مهر را بدهد و اگر نزديكى نكرده، نصف آن را بايد بپردازد.[132]

سقوط مهريه

62: اگر زن از حقوق شرعى و واجب شوهر سرپيچى كند، آيا مرد مى ‏تواند مهريه او را ندهد؟

همه مراجع: خير! حق ندارد به اين بهانه مهريه او را ندهد.[133]

كفالت مهريه

63: اگر مادر يا پدر شوهر مهريه عروس را قبول كنند، آيا پرداختن آن ‏بر عهده او است يا شوهر؟

همه مراجع: هر كس مهريه دختر را قبول كند، بر عهده او است.[134]

تبصره: البته بهتر است، نخست آن را به داماد ببخشد.

فصل ششم: شيربها و جهيزيه

شير بها

64: در برخى محيط ها، مرسوم است كه خانواده عروس، پولى را به عناوين مختلف (مانند شيربها) از داماد مى‏ گيرند، حكم آن چيست؟

همه مراجع: اگر آن را به عنوان جُعاله در مقابل عمل مباحى دريافت كنند (مانند اينكه پدر يا برادر دختر براى وساطت، پول مى ‏گيرند تا رضايت او را كسب كنند و يا اينكه خود داماد، مبلغى را با رضايت كامل به آنان مى ‏بخشد) در اين صورت دريافت آن حلال است. اما اگر داماد آن را با ميل و رضايت نمى ‏دهد؛ بلكه براى اين است كه خانواده عروس مانع ازدواج آنان نشوند، در اين صورت دريافت آن حرام است.[135]

65: آيا شير بهايى كه داماد به خانواده عروس داده است، مى ‏تواند بعد از عقد از آنان باز پس گيرد؟

همه مراجع: اگر با رضايت تمام بخشيده و عين مال هم هنوز باقى است و يا اينكه اصلاً با ميل و رضايت نداده، مى ‏تواند از آنان پس بگيرد. اما اگر به عنوان جعاله داده نمى ‏تواند.[136]

تبصره: التزام به پرداخت عوضی معلوم (مثلاً مبلغی معین) در ازای انجام دادن کاری را جُعاله می ‌گویند.

جهيزيه

66: جهيزيه ‏اى كه دختر با خود به خانه شوهر مى ‏آورد، از آن كيست؟ اگر او از شوهرش جدا شود، آيا مى ‏تواند آنها را با خود ببرد؟

همه مراجع: جهيزيه، ملك دختر است و مى ‏تواند آن را با خود ببرد.[137]

67: جهيزيه ‏اى كه پدر به دخترش داده، آيا مى ‏تواند باز پس بگيرد؟

همه مراجع: اگر به دخترش تمليك كرده و يا بخشيده است، نمى‏ تواند آن را باز پس بگيرد.[138]

هزينه عروسى

68: مرد هنگام خريد، مخارجى را براى همسرش هزينه مى‏ كند؛ حال اگرعقد به هم بخورد، مى ‏تواند آن را مطالبه كند؟

همه مراجع: اگر عين آن اموال موجود باشد، مى ‏تواند مطالبه كند.[139]

فصل هفتم: حقوق مرد

خروج زن با اجازه‏

69: آيا زن مى ‏تواند بدون اجازه شوهر، از منزل خارج شود؟

همه مراجع (به جز تبريزى و مكارم): خير! بيرون رفتن از منزل، بدون اجازه شوهر جايز نيست؛ مگر اينكه براى واجب شرعى باشد و يا ضرورتى ايجاب كند.[140]

آيات عظام تبريزى و مكارم: بنابر احتياط واجب بيرون رفتن از منزل، بدون اجازه شوهر جايز نيست؛ مگر اينكه براى واجب شرعى باشد يا ضرورتى ايجاب كند.[141]

تبصره: هر چند در كلام برخى از مراجع تقليد، استثناى بالا بيان نشده است؛ ولى بى ‏شك آن را قبول دارند.

70: در جايى كه بيرون رفتن زن با حق شوهر منافات نداشته باشد (مانند اينكه شوهر سر كار استآيا باز اجازه او لازم است؟

همه مراجع (به جز تبريزى و مكارم): آرى! اجازه شوهر در اين فرض نيز لازم است.[142]

آيات عظام تبريزى و مكارم: بنابر احتياط واجب، در اين فرض نيز اجازه شوهر لازم است.[143]

اجبار زن

71: اگر شوهر از روى لجاجت و انتقام ‏گيرى از زن، اجازه بيرون رفتن به او ندهد، آيا اطاعت از او واجب است؟

همه مراجع: هر چند انتقام ‏گيرى و اذيت كردن از سوى مرد، بر خلاف اخلاق اسلامى است؛ ولى اگر به هر جهت اجازه ندهد، زن بايد اطاعت كند.[144]

شرط اجازه خروج

72: آيا زن مى‏ تواند در عقد شرط كند كه شوهر بر او ولايت نداشته باشد و بدون اجازه او از خانه بيرون رود؟

همه مراجع: خير! اين شرط نافذ نيست.[145]

73: آيا زن در ضمن عقد مى ‏تواند شرط كند كه شوهر پس از عقد، اجازه خروج از منزل را به عهده او بگذارد؟

آيات عظام امام و بهجت: خير! نمى ‏تواند چنين شرطى كند و اين شرط باطل است.[146]

آيات عظام تبريزى و سيستانى: نمى ‏تواند چنين شرطى كند؛ ولى مى ‏تواند شرط كند كه شوهر بعد از ازدواج، اجازه بيرون رفتن از منزل را به او بدهد.[147]

اجازه غيابى

74: اگر كسى به شوهرش دسترسى ندارد، براى مسافرت و بيرون رفتن ازمنزل چه بايد بكند؟

همه مراجع: تنها براى كارهاى واجب و ضرورى زندگى، مى ‏تواند بيرون برود؛ مگر اينكه اطمينان داشته باشد شوهرش با رفتن او مخالف نيست.[148]

اجازه خروج و مهريه

75: چنانچه مرد مهريه زن را به هر علتى نپردازد، آيا براى خروج از منزل ‏نياز به اذن شوهر است؟

همه مراجع (به جز تبريزى و مكارم): آرى! بايد از شوهر اجازه بگيرد.[149]

آيات عظام تبريزى و مكارم: بنابر احتياط واجب، بايد از شوهر اجازه بگيرد.[150]

رضايت شوهر

76: آيا همين اندازه كه زن بداند شوهرش براى بيرون رفتن از منزل ‏راضى است، كفايت مى‏ كند، يا اينكه بايد از او اجازه بگيرد؟

همه مراجع: اگر مى ‏داند كه شوهر راضى است، كفايت مى‏ كند و اجازه گرفتن لازم نيست.[151]

محدوده اجازه

77: اگر خانمى از شوهرش اجازه گرفت كه به محلى برود، آيا مى ‏تواند از آنجا به محل ديگرى (مانند خانه پدر و مادر و…) نيز برود؟

همه مراجع: به همان اندازه كه اجازه داده، بايد عمل كند و نسبت به محل ديگر، بايد رضايت شوهر احراز گردد.[152]

اجازه ادامه تحصيل

78: هنگام ازدواج (در ضمن عقد) با شوهرم شرط كردم كه اجازه ادامه ‏تحصيل در دانشگاه را به من بدهد؛ آيا اكنون مى ‏تواند از شرط خود دست بردارد؟

همه مراجع: خير! شما مى‏ توانيد بدون اجازه شوهرتان، به تحصيل ادامه دهيد.[153]

79: دختر و پسرى با يكديگر ازدواج كرده ‏اند زن مى‏ خواهد براى ادامه تحصيل به دانشگاه برود؛ شوهرش اجازه نمى ‏دهد، وظيفه زن چيست؟

همه مراجع (به جز مكارم و تبريزى): بدون اجازه شوهر جايز نيست.[154]

آیت الله تبريزى: بنابر احتياط واجب، بدون اجازه شوهر جايز نيست.[155]

آیت الله مكارم: اگر موجب تضييع حق شوهر نشود، اشكال ندارد (هر چند بهتر است رضايت او را جلب كند).[156]

80: مردى با دخترى دانشجو ازدواج مى ‏كند؛ آيا پس از آن، شوهر مى ‏تواند او را از ادامه تحصيل باز دارد؟

همه مراجع (به جز نورى): اگر در ضمن عقد، شرط نشده كه زن به تحصيل خود ادامه دهد و يا عقد بر طبق اين شرط و توافق واقع نشده است، زن نمى‏ تواند بدون اذن شوهر، از منزل خارج شود. در غير اين صورت، مى ‏تواند به تحصيل خود ادامه دهد.[157]

آیت الله نورى: اگر تحصيل دختر باعث تضييع حق شوهر نباشد، مى ‏تواند بدون اذن او به تحصيل خود ادامه دهد.[158]

اجازه شغل

81: در جايى كه شوهر نتواند مخارج زن و بچه را تأمين كند، آيا زن مى ‏تواند بدون اجازه او شغلى را انتخاب كرده و از منزل ‏بيرون رود؟

همه مراجع: در فرض ياد شده، براى بيرون رفتن از منزل ـ به مقدارى كه تأمين معاش و نيازهاى زندگى بر آن توقف دارد ـ اجازه شوهر لازم نيست.[159]

82: اگر بعد از ازدواج، زن شغلى را انتخاب كند و شوهر هم رضايت‏ دهد؛ آيا بعد از مدتى مى ‏تواند مانع ادامه شغل او شود؟

همه مراجع: اگر زن با اجازه شوهر، قراردادى با اداره يا مؤسّسه ‏اى بسته است؛ تا هنگامى كه قرارداد پايان نيافته، شوهر حق ممانعت ندارد.[160]

اجازه ادامه كارمندى

83: مردى با زن كارمند ازدواج مى ‏كند، آيا پس از ازدواج مى‏ تواند او را از ادامه كار باز دارد؟

همه مراجع (به جز سيستانى، فاضل و نورى): اگر در ضمن عقد شرط نشده كه زن به كار خود مشغول باشد و يا عقد بر طبق اين شرط و توافق واقع نشده است؛ زن نمى‏ تواند بدون اذن شوهر از منزل خارج شود. در غير اين صورت مى‏ تواند به كار خود ادامه دهد.[161]

آيات عظام سيستانى و فاضل: اگر شوهر پيش از ازدواج مى ‏دانسته كه همسرش كارمند دولت و يا مؤسسه‏ اى است و با اين حال اقدام به ازدواج كرده، حق ممانعت از ادامه كار او را ندارد.[162]

آیت الله نورى: اگر كار او باعث تضييع حق شوهر نباشد، مى ‏تواند به كار خود ادامه دهد و اجازه او لازم نيست.[163]

مسافرت زن

84: چنانچه زنى بدون اجازه شوهرش، با پدر و مادرش مسافرت كند؛ تكليف نماز او چه مى ‏شود؟

همه مراجع (به جز مكارم): اگر سفر او واجب نباشد، نمازش تمام است و اگر مانند سفر حج واجب باشد، اجازه شوهر لازم نيست و بايد نماز را شكسته بخواند.[164]

آیت الله مكارم: اگر سفر او واجب نباشد، بنابر احتياط واجب نمازش تمام است و اگر مانند سفر حج واجب باشد، اجازه شوهر لازم نيست و بايد نماز را شكسته بخواند.[165]

اجازه دوران عقد

85: آيا در دوران عقد ـ كه دختر در خانه پدر و مادر زندگى مى ‏كند ـ براى بيرون رفتن از خانه اجازه شوهر لازم است؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مكارم و نورى: آرى! در اين فرض براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[166]

آيات عظام تبريزى و وحيد: خير! در اين فرض اجازه شوهر، لازم نيست.[167]

آیت الله فاضل: در اين فرض بنا بر احتياط واجب، براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[168]

آیت الله سيستانى: اگر در شهرى كه زندگى مى ‏كنند، متعارف اين است كه دختر در اين مدت از شوهر اجازه نمى ‏گيرد؛ در اين صورت براى بيرون رفتن، اجازه او لازم نيست و در غير اين صورت، بايد اجازه بگيرد.[169]

تبصره: اگر زن در ضمن عقد، شرط كرده باشد كه در اين مدت، بدون اجازه او بيرون رود و يا عقد بر اين توافق قبلى واقع شده باشد؛ در اين صورت به فتواى همه مراجع، اين شرط نافذ است و ديگر اجازه شوهر لازم نيست.

اجازه صله‏ رحم

86: اگر شوهرى، همسرش را از صله رحم ـ به ويژه ديدار والدين ـ منع كند، تكليف زن چيست؟

همه مراجع: خير! نمى ‏تواند بدون اجازه شوهر به ديدار آنان برود و صله رحم منحصر به رفت و آمد نيست؛ بلكه با احوال پرسى و پيغام فرستادن از طريق تلفن، نامه و مانند آن نيز محقّق مى‏ شود.[170]

87: اگر مرد به همسرش بگويد حق رفت و آمد با مادر و خواهر ورا ندارى؛ آيا زن مى ‏تواند آنان را به منزلش دعوت كند؟

همه مراجع: اگر خانه ملك شوهر باشد، زن حق ندارد بدون اجازه او، آنان را به منزل دعوت كند؛ ولى اگر خانه و اثاثيه آن ملك زن باشد، اجازه او لازم نيست.[171]

88: آيا شوهر حق دارد زن را مجبور كند به منزل خويشاوندان خاصى ‏برود؟ آيا اطاعت زن در اين امور واجب است؟

همه مراجع: خير! اطاعت از شوهر در اين گونه امور واجب نيست؛ ولى بهتر است زن رضايت شوهر را به دست آورد.[172]

تبصره: اطاعت از شوهر در امورى كه به تمكين و استمتاع بر نمى‏ گردد، واجب نيست.

روزه مستحبى زن

89: آيا براى گرفتن روزه ‏هاى مستحبى، اجازه شوهر لازم است؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مكارم): اگر با حق زناشويى شوهر منافات داشته باشد، بنابر احتياط واجب بايد اجازه بگيرد. امّا اگر شوهر او را از روزه گرفتن باز دارد، بايد اطاعت كند؛ هر چند با حق زناشويى او منافات نداشته باشد.[173]

آيات عظام بهجت و مكارم: بنابر احتياط واجب، بايد از شوهر اجازه بگيرد؛ هر چند با حق زناشويى او منافات نداشته باشد.[174]

آیت الله صافى: اگر با حق شوهر منافات داشته باشد، بايد از شوهر اجازه بگيرد و اگر منافات نداشته باشد، بنابر احتياط واجب بايد اجازه بگيرد. اگر شوهر، او را از روزه گرفتن باز دارد، بايد اطاعت كند؛ هر چند با حق زناشويى او هم منافات نداشته باشد.[175]

اجازه جلسات مذهبى

90: شوهر من احكام شرعى را نمى ‏داند؛ آيا مى ‏توانم بدون اجازه او به‏ جلسات مذهبى رفته و اين مسائل را ياد بگيرم؟

همه مراجع: اگر فراگيرى مسائل شرعى، از واجبات است و زن براى يادگيرى آن، راهى جز رفتن به اين جلسات ندارد؛ به مقدار واجب مى‏ تواند بيرون برود و اجازه شوهر لازم نيست.[176]

اجازه راهپيمايى

91: آيا حضور در مراسم مذهبى (مثل نماز جمعه و راهپيمايى) نياز به ‏اجازه شوهر دارد؟

همه مراجع (به جز تبريزى و مكارم): آرى! بايد با اجازه شوهر باشد.[177]

آيات عظام تبريزى و مكارم: بنابر احتياط واجب، بايد با اجازه شوهر باشد.[178]

اجازه اعتكاف

92: آيا زن براى رفتن به اعتكاف، نياز به اجازه شوهر دارد؟ اگر بدون ‏اجازه برود، آيا اعتكافش صحيح است؟

امام: زن بايد با اجازه شوهرش، به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد ـ چنانچه باعث تضييع حق [زناشويى‏] او شود ـ بنابر احتياط واجب، اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است.[179]

آيات عظام فاضل و وحيد: زن بايد با اجازه شوهرش، به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد ـ چنانچه باعث تضييع حق [زناشويى‏] او شود ـ اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است.[180]

آيات عظام بهجت و تبريزى: زن بايد با اجازه شوهرش، به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد ـ چنانچه باعث تضييع حق [زناشويى‏] او شود ـ اعتكافش باطل است. اما اگر با حق او منافات نداشته باشد، بنابر احتياط واجب باطل است.[181]

آيات عظام سيستانى و صافى: زن بايد با اجازه شوهرش از منزل بيرون رود و اگر اجازه ندهد، اعتكافش باطل است (هر چند باعث تضييع حق زناشويى او نشود).[182]

آیت الله مكارم: بنابر احتياط واجب، زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف رود و اگر اجازه ندهد ـ چنانچه باعث تضييع حق [زناشويى‏] او شود ـ بنابر احتياط واجب اعتكافش باطل است.[183]

آیت الله نورى: زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد ـ چنانچه باعث تضييع حق [زناشويى‏] او شود ـ اعتكافش باطل است. اما اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است؛ مگر آنكه روزه او در اعتكاف‏ مستحبى باشد.[184]

اهداى خون

93: آيا اهداى خون نياز به اجازه شوهر دارد؟

همه مراجع: در اهداى خون اجازه شوهر لازم نيست؛ ولى براى بيرون رفتن از منزل اجازه او شرط است.[185]

اجازه عكس گرفتن

94: آيا جايز است زن در جشن ‏هاى عروسى، بدون اجازه شوهرش عكس بيندازد؟

همه مراجع: اگر عكس گيرنده زن و يا محرم باشد و ظاهر كننده او را نشناسد و باعث مفسده نيز نباشد، عكس انداختن اشكال ندارد و اجازه شوهر در اينجا لازم نيست.[186]

اجازه در ازدواج موقت

95: آيا در ازدواج موقت هم براى بيرون رفتن از منزل، اجازه شوهرلازم است؟

همه مراجع (به جز تبريزى): اگر به واسطه بيرون رفتن، حق شوهر از بين مى ‏رود، بايد اجازه بگيرد. در غير اين صورت، گرفتن اجازه لازم نيست (هرچند بهتر است اجازه بگيرد).[187]

آیت الله تبريزى: اگر به واسطه بيرون رفتن، حق شوهر از بين مى ‏رود، بايد اجازه بگيرد و چنانچه حق او از بين نمى‏رود، بنابر احتياط [واجب‏] بدون اذن او بيرون نرود.[188]

فصل هشتم: تمكين

تمكين زن

96: تمكين زن نسبت به شوهر چه مقدار بايد باشد؟

همه مراجع: اگر عذر شرعى (مانند حيض، ضرر براى سلامتى بدن و…) نداشته باشد و شوهر بخواهد، بايد تمكين كند.[189]

[تبصره: زن جهت استمتاع، باید خود را در اختیار شوهر قرار دهد و استمتاع شوهر از خود را ـ جز در موارد وجود مانع عقلى یا شرعى ـ محدود به زمان یا مكان و یا كیفیت خاصّى نكند.][190]

97: اگر مرد گناهى انجام دهد، آيا زن مى ‏تواند به عنوان نهى از منكر نسبت به او تمكين نكند؟

همه مراجع: هر چند نهى از منكر با رعايت مراتب و شرايطش واجب است؛ ولى زن حق ندارد از راه عدم تمكين، نهى از منكر كند.[191]

98: اگر مرد به هر علتى اجازه ادامه تحصيل و مانند آن را به زن ندهد، آيا زن هم مى ‏تواند نسبت به او تمكين نكند؟

همه مراجع: در فرض ياد شده، زن چنين حقى ندارد و بايد تمكين كند.[192]

اطاعت در پوشش

99: آيا زن در انتخاب پوشش، بايد مطيع همسرش باشد؟

همه مراجع: خير! اطاعت زن از شوهر، تنها در حقوق زناشويى و بيرون رفتن از منزل است و در امور ديگر، اطاعت از او واجب نيست.[193]

100: اگر شوهر پوشيدن لباس و يا آرايش خاصى را از همسرش درخواست كند، آيا اطاعت او بر زن واجب است؟

همه مراجع: اگر اين درخواست در راستاى استمتاعات باشد و يا ترك آن باعث نفرت شوهر گردد، بر زن واجب است اطاعت كند. در غير اين صورت، واجب نيست.[194]

نشوز زن

101: زن با چند مرتبه اطاعت نكردن در وظايف واجب خود، نسبت به شوهر ناشزه مى‏ شود؟

همه مراجع: اگر بدون عذر از وظايف واجب خود سرپيچى كند، در همان مرتبه اول نشوز محقق مى ‏شود؛ ولى اگر توبه نموده و از شوهر اطاعت كند، نشوز برداشته مى ‏شود.[195]

اطاعت در آرايش

102: اگر شوهرى از همسرش بخواهد كه براى بيرون از منزل آرايش كند، آيا اطاعت او لازم است؟

همه مراجع: خير! اطاعت او در اينجا لازم نيست.[196]

103: اگر شوهر از زن خود بخواهد كه برايش آرايش كند؛ آيا اطاعت او در اين زمينه هم واجب است؟

همه مراجع: اگر شوهر درخواست كند، اطاعت او در اين زمينه واجب است.[197]

فصل نهم: تصرفات زن

نذر مالى زن

104: آيا زن مى ‏تواند بدون اذن شوهر از مال خودش نذر كند؟

آيات عظام امام و خامنه ‏اى: خير! نذر زن در اموال خودش نيز بدون اذن شوهر صحيح نيست.[198] آیت الله بهجت: نذر زن بدون اذن شوهر، بنابر احتياط واجب صحيح نيست (حتى در اموال خودش).[199]

آيات عظام تبريزى و مكارم: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال‏] صحيح نيست و اگر مزاحم نباشد، احتياط مستحب آن است كه با اجازه او باشد (حتى در اموال خودش).[200]

آيات عظام سيستانى، صافى و وحيد: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال‏] صحيح نيست و بنابر احتياط واجب در اموال خودش نيز ـ غير از حج، زكات، صله رحم و احسان به پدر و مادر ـ با اذن شوهر نذر كند.[201]

آیت الله فاضل: اگر نذر زن، مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال‏] صحيح نيست و اگر مزاحم نباشد، احتياط واجب آن است كه با اذن او باشد؛ به خصوص در نذر اموال (هر چند متعلّق به اموال خودش باشد).[202]

آیت الله نورى: آرى! نذر زن از مال خودش بدون اذن شوهر صحيح است.[203]

نذر زن

105: اگر زن بدون اذن شوهر نذر كند و بعد از او اجازه بگيرد، آيا اين نذرصحيح است؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مكارم و نورى: خير! اجازه بعد از نذر فايده ندارد.[204]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و وحيد: آرى! اجازه بعد از نذر هم كافى است.[205]

106: حكم نذر زن، بدون اجازه شوهر چيست؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى و نورى: نذر زن بدون اجازه شوهر، باطل است.[206]

آیت الله بهجت: نذر زن بنابر احتياط واجب، بدون اجازه شوهر باطل است.[207]

آيات عظام تبريزى و مكارم: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او باطل است و اگر مزاحم نباشد، احتياط مستحب آن است كه با اجازه او باشد.[208]

آیت الله فاضل: نذر زن اگر با حق زناشويى شوهر منافات داشته باشد، بدون اجازه او باطل است و اگر منافات نداشته باشد، احتياط واجب آن است كه با اجازه او باشد (به ويژه در نذر مال).[209]

آيات عظام سيستانى، صافى و وحيد: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال‏] صحيح نيست و بنابر احتياط واجب در اموال خودش نيز ـ غير از حج، زكات، صله رحم و احسان به پدر و مادر ـ با اذن شوهر نذر كند.[210]

تصرف در مال شوهر

107: آيا زن مى ‏تواند در اموال شوهر، بدون اجازه او تصرف كند؟

همه مراجع: خير! بايد اجازه بگيرد.[211]

تصرفات مالى زن

108: آيا شوهر مى‏ تواند همسر را از تصرف در اموال خودش، نهى كند؟

همه مراجع: خير! زن مى‏ تواند هر گونه تصرفى در اموال خود انجام دهد و اجازه شوهر لازم نيست (هر چند بهتر است اجازه بگيرد).[212]

تبصره: در مورد نذر زن از اموال خودش، به مسئله نذر زن مراجعه شود.

بخشش زن

109: آيا بخشش زن از مال خودش، بايد با اجازه شوهر باشد؟

همه مراجع: خير! اذن شوهر در اينجا لازم نيست.[213]

برپايى مراسم جشن

110: آيا زن مى ‏تواند از پولى كه شوهرش به او مى ‏دهد، بدون اجازه او مراسم روضه ‏خوانى و مولودى و مانند آن برپا كند؟

همه مراجع: خير! بايد بايد اجازه شوهر باشد؛ مگر آنكه شوهر پول را به همسرش تمليك كرده و منزل و اثاثيه آن (فرش و مانند آن) نيز ملك زن باشد؛ در اين فرض اجازه شوهر لازم نيست.[214]

كارهاى خانه

111: آيا اطاعت از شوهر در انجام دادن كارهاى خانه (از قبيل آشپزى و تميز كردن خانه و…) واجب است؟

همه مراجع: خير! از نظر شرعى انجام دادن كارهاى خانه، بر زن واجب نيست.[215]

تبصره: اگر شوهر در عقد ازدواج با همسرش شرط كند كه كارهاى منزل بر عهده او باشد؛ زن بايد به اين شرط عمل و از شوهر اطاعت كند.

112: آيا زن مى ‏تواند بعد از گذشت چند سال از ازدواج، اجرت كار درمنزل را از شوهر مطالبه كند؟

همه مراجع: اگر زن، كار در منزل را به قصد گرفتن اجرت انجام داده و به امر و درخواست شوهر بوده است؛ حق مطالبه اجرت را بر طبق ارزش آن در زمان كار دارد.[216]

فصل دهم: آميزش و زناشويى

آداب آميزش

113: آداب و مستحبات آميزش را بيان كنيد؟

پاره ‏اى از آداب و مستحبات آميزش عبارتند از: 1. تعجيل نكنند؛ 2. با وضو باشند؛ 3. قبل از آميزش ملاعبه كنند؛ 4. در مكان پوشيده و پنهان باشند؛ 5. در زمانى باشد كه زن ميل به آميزش دارد؛ 6. از خداوند فرزندى پاك و مبارك و سالم درخواست كنند؛ 7. تسميه «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» و استعاذه «اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم» بگويند.[217]

بهترين زمان آميزش

114: مناسب ‏ترين وقت و ساعت براى نزديكى، چه زمانى است؟

مناسب‏ ترين زمان‏ هاى آميزش عبارت است از: عصر روز جمعه، ظهر روز پنج شنبه، در شب اول ماه رمضان، شب‏ هاى دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه و جمعه.[218]

مكروهات آميزش

115: مكروهات آميزش چيست؟

در اوقات مواردى آميزش مكروه است؛ از جمله: 1. اول ظهر، 2. مقابل قبله، 3. پشت به قبله، 4. در زير آسمان، 5. در حال ايستاده، 6. در هنگام غروب آفتاب، 7. در شب عيد فطر و قربان، 8. بعد از غذا و با شكم پر، 9. در شبى كه ماه گرفته باشد، 10. در روزى كه خورشيد گرفته باشد، 11. در حالى كه بچه ناظر آنها باشد، 12. در حال احتلام پيش از غسل يا وضو [البته اگر بدون فاصله چند بار آميزش انجام گيرد مكروه نيست] ، 13. بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشيد، 14. در حالى كه هر دو کاملاً عريان باشند. [219]

محرمات آميزش

116: محرمات آميزش چيست؟

موارد و زمان ‏هايى كه نزديكى در آنها حرام است، عبارت است از: 1. در حال احرام، 2. زمان نفاس، 3. در حال اعتكاف، 4. دوران قاعدگى، 5. در حال روزه واجب، 6. زمانى كه زن كمتر از نُه سال داشته باشد، 7. جايى كه طواف و نماز نساء در حج را به جا نياورده باشد.[220]

تكرار آميزش

117: آيا انسان مى ‏تواند در يك شب، چند بار با همسرش مجامعت كند؟

همه مراجع: آرى! جايز است؛ مگر آنكه افراط در اين امر، براى سلامتى زن ضرر داشته باشد.[221]

118: مرد تا چه مدت مى‏ تواند عمل زناشويى را نسبت به همسرش را ترك كند؟

همه مراجع (به جز مكارم): حد آن چهار ماه است و بيشتر از آن، نمى ‏تواند نزديكى با همسرش را ترك كند.[222]

آیت الله مكارم: حد آن چهار ماه است و بيشتر از آن نمى ‏تواند نزديكى با همسرش را ترك كند؛ بلكه اگر زن جوان باشد و در اين مدت بيم آن مى ‏رود كه به گناه بيفتد؛ احتياط واجب آن است كه طورى رفتار كند كه او به گناه نيفتد.[223]

119: در چه صورت، مرد بايد حداقل هر چهار شب يك شب در بستر زن دائمى بخوابد؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، صافى، مكارم و نورى: اگر مرد بيش از يك زن دارد، واجب است حداقل هر چهار شب، يك شب در بستر يكى از آنان بخوابد و اگر يك زن دارد، رعايت آن لازم نيست؛ ولى حق ندارد او را طورى رها كند كه نه مثل زن شوهردار باشد و نه مثل زن بى ‏شوهر.[224]

آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل و وحيد: اگر مرد بيش از يك زن دارد، واجب است حداقل هر چهار شب، يك شب در بستر يكى از آنان بخوابد و اگر يك زن دارد، بنا بر احتياط [واجب‏] رعايت آن لازم است.[225]

نزديكى از پشت

120: حكم نزديكى با همسر از پشت چگونه است؟

همه مراجع (به جز تبريزى، سيستانى و وحيد): كراهت شديد دارد.[226]

آیت الله سيستانى: اگر زن راضى باشد، كراهت شديد دارد و اگر راضى نباشد، بنا بر احتياط واجب جايز نيست.[227]

آيات عظام تبريزى و وحيد: بنا بر احتياط واجب جايز نيست.[228]

121: اگر مرد بخواهد با همسرش از پشت نزديكى كند، آيا زن مى ‏تواند تمكين نكند؟

همه مراجع: آرى! زن مى‏ تواند به اين نوع از استمتاع، تمكين نكند.[229]

نزديكى در ايام عادت

122: آيا زن و شوهر، مى‏ توانند در زمان حيض به جز نزديكى، ساير استمتاعات را از يكديگر داشته باشند؟

همه مراجع: آرى! جايز است؛ ولى كاميابى از ناف تا زانوى او كراهت دارد، مگر آنكه از روى لباس باشد.[230]

123: حكم مردى كه با همسرش در زمان حيض نزديكى كند، چيست؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى و فاضل: نزديكى، در اين حال بر هر دو حرام است و بنابر احتياط واجب بايد شوهر كفاره بدهد.[231]

آیت الله بهجت: نزديكى در اين حال بر هر دو حرام است و بايد شوهر كفاره بدهد.[232]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و نورى: نزديكى در اين حال بر هر دو حرام است و بايد شوهر استغفار كند و بنابر احتياط مستحب كفاره هم بدهد.[233]

آيات عظام صافى، مكارم و وحيد: نزديكى در اين حال بر هر دو حرام است و بهتر (احتياط مستحب) است، شوهر كفاره بدهد.[234]

تبصره: مقدار كفّاره ياد شده بدين قرار است: اگر نزديكى در ثلث اول روزهاى حيض باشد، «يك مثقال» (18 نخود) طلا و در ثلث دوم «نيم مثقال» (9 نخود) طلا و در ثلث سوم، «يك چهارم مثقال» (5/ 4 نخود) طلا است.

124: حكم نزديكى از پشت در زمانى كه زن حائض است، چيست؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى، صافى، مكارم و نورى: كراهت شديد دارد.[235]

آيات عظام بهجت، تبريزى و وحيد: بنابر احتياط واجب، جايز نيست.[236]

آيات عظام سيستانى و فاضل: اگر زن راضى باشد، كراهت شديد دارد و اگر راضى نباشد، بنابر احتياط واجب جايز نيست.[237]

آميزش و سلامتى زن

125: در جايى كه روابط زناشويى (و افراط در آن) براى سلامتى زن ضرر داشته باشد، آيا زن مى ‏تواند تمكين نكند؟

همه مراجع: اگر براى سلامتى زن ضرر داشته باشد، مى ‏تواند تمكين نكند.[238]

تبصره: هرگاه زن براى عدم تمكين و نزديكى، عذر شرعى (مانند حيض، خطر سلامتى بدن و…) داشته باشد، مى‏ تواند از نزديكى ممانعت كند.

ملاعبه هنگام روزه

126: آيا ملاعبه با همسر ـ به جز نزديكى ـ در حال روزه جايز است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد بيرون آمدن منى با همسرش ملاعبه كند ـ چنانچه اطمينان دارد منى از او خارج نمى ‏شود ـ اشكال ندارد و روزه هر دو صحيح است؛ هر چند اتفاقاً از او منى بيرون آيد.[239]

آميزش در حال روزه

127: اگر زن و شوهر در ماه رمضان روزه ‏دار باشند، نزديكى آنها چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر از روى عمد و اختيار باشد، حرام است و روزه آنان باطل مى‏ شود و بايد هر كدام يك كفّاره بدهند.[240]

نزديكى در دوران آبستنى

128: آيا در دوران آبستنى و باردارى، نزديكى با زن جايز است؟

همه مراجع: آرى! مگر آنكه براى زن يا بچه، ضرر و خطر داشته باشد.[241]

استمناء و آزمايشگاه

129: براى تشخيص اينكه مرد قادر بر بچه ‏دار شدن هست آيا مى‏ تواند استمنا كند تا آزمايش‏ هاى پزشكى بر روى منى او، انجام شود؟

همه مراجع: خير! اين كار جايز نيست؛ مگر آنكه ضرورتى ايجاب كند.[242]

تبصره: چنانچه در موردى، بنا به ضرورت مرد استمنا كند؛ در صورتى كه همسر دارد، واجب است اين عمل به وسيله او انجام گيرد (نه با اعضا و جوارح خود).

استمناء بانوان

130: آيا استمنا براى بانوان هم هست؟

همه مراجع: آرى! استمنا براى بانوان نيز حرام است؛ مگر آنكه به وسيله اعضاى بدن شوهر باشد.[243]

استمناى شوهر

131: آيا در صورتى كه همسر انسان در دسترس نباشد، شخص مى‏ تواند ازطريق ديگر (استمنا) به ارضاى خود بپردازد؟

همه مراجع: خير! اين كار حرام است.[244]

استمناء با همسر

132: شخصى به قصد اينكه از همسرش منى خارج شود، او را با دست تحريك مى ‏كند، آيا اين كار از نظر شرعى جايز است؟

همه مراجع: آرى! استمنا به وسيله بدن همسر جايز است.[245]

اشباع همسر

133: آيا مرد مى ‏تواند همسرش را با شى‏ء خارجى و وسايل مصنوعى ازلحاظ جنسى اشباع كند؟

همه مراجع: خير! استفاده از اين روش جايز نيست؛ ولى مى ‏تواند با هر نقطه از بدن خود او را ارضا كند.[246]

فصل یازدهم: غسل و جنابت

غسل ‏هاى واجب زن

134: تعداد غسل ‏هاى واجب زن چند تا است؟

همه مراجع: غسل‏ هاى واجب بر زنان عبارت است از: غسل حيض، نفاس، استحاضه و نيز همه غسل‏ هايى كه بر مردان واجب است.[247]

تبصره: غسل ‏هاى واجب بر مردان عبارت است از: غسل جنابت، غسل مسّ ميت و غسلى كه با نذر و مانند آن واجب شده است.

محرمات جنابت

135: چه كارهايى بر جنب حرام است؟

1. گذاشتن چيزى در مسجد؛ 2. خواندن آيه ‏هاى سجده واجب؛ [اين آيه‏ ها در چهار سوره قرآن آمده است: سجده (آيه 15)، فصلت (آيه 37)، نجم (آيه 62)، علق (آيه 19) همچنین برخى مراجع تقليد، افزون بر آيه‏ هاى سجده واجب، خواندن سوره‏ هاى ياد شده را حرام مى ‏دانند]؛ 3. رفتن به مسجدالحرام و مسجد النبى[هر چند از يك در وارد شود و از در ديگر بيرون رود]؛ 4. رساندن جايى از بدن به خط قرآن و اسم خداوند؛ 5. توقف در ساير مساجد و حرم امامان (بنابر احتياط واجب) [ولى اگر از يك در برود و از در ديگر خارج شود مانعى ندارد].

مكروهات جنابت

136: كارهايى كه براى شخص جنب مكروه است، كدامند؟

چند چيز بر شخص جنب مكروه است: 1. خوردن و آشاميدن[ولى اگر وضو بگيرد و يا براساس فتواى عده ‏اى دست و صورت را بشويد كراهت برطرف مى ‏شود]؛ 2. خوابيدن بدون وضو [ولى اگر وضو بگيرد يا به واسطه نداشتن آب بدل از غسل تيمم كند، مكروه نيست]؛ 3. همراه داشتن قرآن؛ 4. ماليدن روغن به بدن؛ 5. آميزش بعد از احتلام؛ 6. خضاب با حنا و مانند آن؛ 7. تماس بدن با جلد يا حاشيه قرآن؛ 8. خواندن بيشتر از هفت آيه از سوره ‏هايى كه سجده واجب ندارد.

شرايط جنابت

137: در چه صورت شخص جنب مى‏ شود؟

همه مراجع: انسان به دو چيز جنب مى ‏شود: 1. آميزش، 2. بيرون آمدن منى؛ چه در خواب باشد يا بيدارى، كم باشد يا زياد، با شهوت باشد يا بى ‏شهوت، با اختيار باشد يا بى ‏اختيار.[248]

تبصره: هرگاه به اندازه ختنه‏ گاه يا بيشتر، دخول صورت بگیرد؛ گرچه منى بيرون نيايد، هر دو جنب مى ‏شوند و بايد غسل به جا آورند.[249]

جنابت مرد

138: راه تشخيص منى و احتلام در مرد چيست؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مكارم): خروج منى در مرد داراى سه نشانه است: 1. همراه با شهوت باشد؛2. با جستن بيرون آيد ؛3. بدن سست شود.

اگر هيچ يك از علامت‏هاى سه گانه و يا يكى از آنها را نداشت، حكم به منى نمى‏ شود؛ مگر آنكه از راه ديگرى يقين كند كه منى است.[250]

آیت الله بهجت: خروج منى در مرد داراى دو نشانه است: همراه با شهوت باشد؛ 2. با جستن بيرون آيد.

اگر هيچ يك از دو نشانه را نداشت، حكم به منى نمى ‏شود؛ مگر آنكه از راه ديگرى يقين كند كه منى است.[251]

آیت الله صافى: اگر با شهوت و جستن بيرون آيد و يا با جستن بيرون آمده و بدن سست شود، آن رطوبت حكم منى را دارد و اگر هيچ يك از اين دو نشانه را نداشت، حكم به منى نمى ‏شود؛ مگر آنكه از راه ديگرى اطمينان يابد كه منى است.[252]

آیت الله مكارم: خروج منى در مرد داراى دو نشانه است: 1. همراه با شهوت باشد؛ 2. با جستن بيرون آيد.

اگر هيچ يك از دو نشانه يا يكى از آنها را نداشت، حكم به منى نمى ‏شود؛ مگر آنكه از راه ديگرى يقين كند كه منى است.[253]

جنابت زن

139: راه تشخيص منى و احتلام در زن چيست؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبريزى و نورى): خروج ترشّحات زن، اگر در اوج شهوت (اوج لذت جنسى [یا ارگاسم]) باشد، حكم به جنابت آن مى ‏شود و لازم نيست با جستن بيرون آيد و بدن سست شود و اگر بدون شهوت باشد، حكم به منى نمى ‏شود؛ مگر آنكه از راه ديگرى يقين كند منى است.[254]

آیت الله بهجت: خروج ترشّحات زن، اگر همراه با شهوت (اوج لذت جنسى) باشد و با جستن بيرون آيد، حكم به منى مى‏ شود و اگر هيچ يك از دو علامت و يا يكى از آنها را نداشت، حكم به منى نمى ‏شود؛ مگر آنكه از راه ديگرى يقين كند منى است.[255]
آيات عظام تبريزى و نورى: خروج ترشحات زن اگر همراه با شهوت خاصى (اوج لذت جنسى) باشد و بدن پس از آن سست شود، حكم به منى مى ‏شود و اگر هيچ يك از دو نشانه يا يكى از آنها را نداشت، حكم به منى نمى‏ شود؛ مگر آنكه از راه ديگرى يقين كند، منى است.[256]

انواع ترشحات

140: مذى، وذى و ودى را توضيح دهيد؟

همه مراجع: «مَذى» به آبى گويند كه گاهى بعد از ملاعبه و شوخى كردن با همسر بيرون مى‏ آيد.

«وَذى» آبى است كه گاهى بعد از منى بيرون مى ‏آيد.

«وَدى» به آبى گويند كه گاه بعد از بول بيرون مى ‏آيد و كمى سفيد و چسبنده است.

تمامى اين آبها در صورتى كه مجرا، آلوده به بول و منى نباشد، پاك است.[257]

روش استبراء

141: استبراء از بول و استبراء از منى چگونه انجام مى ‏شود؟

همه مراجع (به جز مكارم): استبراء عمل مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مى ‏دهند تا اطمينان پيدا كنند بول در مجرا نمانده است و آن داراى اقسامى است. بهترين آنها اين است كه بعد از قطع شدن بول، سه مرتبه با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت كشيده و بعد انگشت شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زير آن گذاشته و سه مرتبه تا ختنه ‏گاه بكشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند و استبراء از منى آن است كه بعد از خروج منى، بول كنند تا ذرات باقيمانده خارج شود.[258]

آیت الله مكارم: استبراء عمل مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مى‏ دهند، به اين ترتيب كه چند مرتبه از بيخ آلت تا بالا، دست كشيده و قسمت بالا را چند مرتبه فشار دهند تا باقيمانده بول خارج شود، اما استبراء از منى آن است كه بعد از خروج منى، بول كنند تا ذرات باقيمانده خارج شود.[259]

تبصره1: فايده استبراء از بول، اين است كه اگر آب مشكوكى بعد از آن خارج شود، پاك است و وضو را هم باطل نمى‏ كند؛ اما اگر استبراء نكرده باشد، بايد وضو را اعاده كند و محل را بشويد.

فايده استبرا از منى، اين است كه اگر رطوبت مشكوكى از او خارج شود و نداند منى است يا يكى از آب‏ هاى پاك، غسل ندارد و اگر استبراء نكند و احتمال دهد ذرات منى در مجرا باقى بوده و همراه بول يا رطوبت ديگرى خارج شده، بايد دوباره غسل كند.

تبصره2: براى زن ‏ها استبراء از بول نيست و اگر رطوبتى ببينند و شك كنند پاك است يا نه، پاك مى‏ باشد و وضو و غسل او را هم باطل نمى ‏كند.

142: اگر در هنگام استبراء از بول يا بعد از آن، مايع سفيد و غليظى ‏خارج شود، آيا اين منى است يا چيز ديگر؟

همه مراجع: رطوبت ياد شده پاك است؛ مگر آنكه يقين كند كه منى يا بول است.[260]

143: آيا ترشّحات و رطوبت‏ هايى كه از بانوان خارج مى ‏شود، پاك است؟

همه مراجع: ترشّحات مزبور پاك است و غسل ندارد؛ مگر آنكه يقين كنند بول يا منى است.[261]

144: اگر در هنگام بازى، زن به حالت ارگاسم و تحريك كامل رسيد، آيا غسل بر او واجب است؟

همه مراجع: اگر در اوج لذت جنسى، از زن مايعى خارج شود، حكم منى را دارد و غسل بر او واجب مى‏ شود.[262]

145: آيا بعد از ملاعبه بين زن و شوهر، هر دو بايد غسل انجام دهند؟

همه مراجع: در صورتى كه نزديكى انجام نگيرد و منى از آن دو خارج نشود [حالت ارگاسم]، غسل واجب نمى ‏شود.[263]

146: در هنگام نزديكى زن و مرد، چه موقع غسل واجب مى ‏شود؟

همه مراجع: هرگاه به اندازه ختنه گاه يا بيشتر داخل شود (گرچه منى بيرون نيايد)، هر دو جنب مى ‏شوند و بايد غسل به جا آورند.[264]

147: اگر مردى با زنش از پشت نزديكى كند، بر زن نيز غسل جنابت واجب مى‏ شود؟

همه مراجع (به جز مكارم): اگر به اندازه ختنه ‏گاه يا بيشتر داخل شود (گرچه منى بيرون نيايد)، هر دو جنب مى‏ شوند و بايد غسل به جا آورند.[265]

آیت الله مكارم: اگر به اندازه ختنه ‏گاه يا بيشتر داخل شود، (گرچه منى بيرون بيايد) بنابر احتياط واجب، بايد بين غسل و وضو جمع كنند.[266]

148: كسى كه نمى‏ تواند غسل كند، ولى تيمم برايش ممكن است؛ آيا مى ‏تواند با همسرش نزديكى كند و با تيمم نماز بخواند؟

همه مراجع (به جز فاضل): آرى! مى‏ تواند با همسرش نزديكى كند؛ خواه بعد از داخل شدن وقت نماز باشد، يا پيش از آن.[267]

آیت الله فاضل: پيش از داخل شدن وقت نماز، مانعى ندارد و بعد از آن ـ اگر بدون جهت با عيال خود نزديكى كند ـ اشكال دارد؛ ولى اگر نزديكى براى لذت بردن يا امر عقلايى ديگر باشد اشكال ندارد.[268]

149: آيا براى چند مرتبه آميزش، يك غسل كافى است؟

همه مراجع: آرى! يك غسل كافى است.[269]

150: آيا شخص محتلم، قبل از غسل مى‏ تواند با همسرش نزديكى كند؟

همه مراجع: آرى! مى ‏تواند؛ ولى كراهت دارد.[270]

151: آيا مرد در هر نوبت كه با همسرش نزديكى مى‏ كند؛ بايد فورى غسل كند؟

همه مراجع: خير! غسل تنها براى نماز و عباداتى لازم است كه در آن طهارت شرط است.[271]

152: براى جلوگيرى از حاملگى از كاندوم استفاده مى‏ كنيم، آيا غسل واجب مى‏ شود؟

همه مراجع: آرى! غسل واجب مى ‏شود.[272]

فصل دوازدهم: كنترل جمعيت و سقط جنين

پيشگيرى با دارو

153: آيا زن مى ‏تواند با استفاده از دارو يا آمپول، از باردار شدن‏ جلوگيرى كند؟ اگر شوهر اجازه ندهد، چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه ‏اى، نورى و مكارم: اگر زيان مهمى نداشته باشد و شوهر راضى باشد، اشكال ندارد.[273]

آيات عظام تبريزى، وحيد، فاضل و سيستانى: اگر زيان مهمى نداشته باشد، اشكال ندارد؛ هر چند شوهر راضى نباشد.[274]

آیت الله صافى: اگر زيان مهمى نداشته باشد و بنا بر احتياط واجب شوهر راضى باشد، اشكال ندارد.[275]

جلوگيرى بدون رضايت

154: آيا شوهر مى ‏تواند هنگام آميزش بدون رضايت همسرش به طور طبيعى عزل كند؟

همه‏مراجع (به جز تبريزى): آرى! اشكال‏ندارد؛ ولى بدون ‏رضايت زن كراهت دارد.[276]

آیت الله تبريزى: بنا بر احتياط واجب، بايد با رضايت زن عزل كند.[277]

تبصره: عَزل مرد به اين است كه هنگام آميزش آب خود را بيرون از رحم زن بريزد.

155: آيا زن مى ‏تواند هنگام آميزش به طور طبيعى عزل كند؟

همه مراجع: اگر شوهر راضى باشد، اشكال ندارد و در غير اين صورت عزل زن حرام است.[278]

تبصره: عزل زن به اين است كه هنگام آميزش خود را كنار بكشد؛ به طورى كه آب شوهر در رحم او ريخته نشود.

پيشگيرى با عمل جراحى

156: آيا به جهت كنترل جمعيت، زن و مرد مى ‏توانند با استفاده از عمل جراحى كارى كنند كه ديگر نتوانند فرزندى بياورند؟

همه مراجع (به جز تبريزى، خامنه ‏اى و سيستانى): خير! اين كار جايز نيست.[279]

آیت الله تبريزى: اگر اين كار باعث زيان جدى (مانند قطع عضو) شود و يا نگاه و لمس حرام را به دنبال داشته باشد، حرام است و در غير اين صورت، بنا بر احتياط واجب جايز نيست.[280]

آیت الله سيستانى: اگر اين كار باعث زيان جدى (مانند قطع) عضو نشود و نگاه و لمس حرام را به دنبال نداشته باشد، اشكال ندارد.[281]

آیت الله خامنه ‏اى: اگر اين كار به انگيزه [و] غرض عقلايى انجام گيرد و باعث زيان جدى (مانند قطع عضو) نشود و نگاه و لمس حرام را نيز به دنبال نداشته باشد، اشكال ندارد.[282]

عقيم دائمى و موقت

157: جايى كه باردارى ضرر و خطر جانى زن را به همراه داشته باشد، آيا جايز است با استفاده از دستگاه او را عقيم كرد؟

همه مراجع (به جز خامنه ‏اى و سيستانى): اگر راهى، جز نازايى دائمى نباشد، اشكال ندارد.[283]

آيات عظام خامنه ‏اى و سيستانى: در فرض ياد شده، اشكال ندارد.[284]

158: آيا جايز است به جهت كنترل جمعيت، با استفاده از دستگاه به طور موقت از باردارى جلوگيرى كرد؟

همه مراجع: اگر زيان مهمى نرساند و باعث نگاه و لمس حرام نشود، اشكال ندارد.[285]

159: در مواردى كه حاصل حاملگى، به وجود آمدن جنين داراى نقص ‏يا بيمارى ژنتيكى است، آيا مى ‏توان زن يا مرد را عقيم كرد؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، نورى و وحيد: خير! عقيم كردن جايز نيست.[286]

آیت الله تبريزى: اگر اين كار باعث زيان جدى (مانند قطع عضو) شود و يا نگاه و لمس حرام را به دنبال داشته باشد، حرام است و در غير اين صورت، بنا بر احتياط واجب جايز نيست.[287]

آيات عظام سيستانى و مكارم: در فرض ياد شده، عقيم كردن اشكال ندارد.[288]

آیت الله خامنه ‏اى: اگر اين كار به انگيزه [و] غرض عقلايى انجام گيرد و زيان جدى (مانند قطع عضو) نيز در بر نداشته باشد و باعث نگاه يا لمس حرام نشود، اشكال ندارد.[289]

سقط جنين

160: آيا سقط جنين در ماه‏ هاى اول حاملگى، اشكال شرعى دارد؟

همه مراجع: آرى! سقط جنين پس از انعقاد نطفه در هر ماهى كه باشد، جايز نيست.[290]

161: اگر سقط جنين با رضايت كامل پدر و مادر توسط پزشك انجام گيرد، ديه آن به عهده كيست؟

همه مراجع: ديه سقط جنين بر عهده قاتل مباشر است و چون اين عمل به وسيله پزشك انجام شده، بر پدر و مادر تكليفى نيست؛ بلكه او ضامن است و اين ديه به پدر و مادر پرداخت مى ‏شود. البته مى‏ توانند از حق خود بگذرند و از او چيزى دريافت نكنند. در هر حال بايد از كار خود توبه كنند.[291]

جنين نامشروع‏

162: سقط جنين نامشروع، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: جايز نيست.[292]

جنين غيرمسلمان

163: مسلمانى با يك دختر مسيحى ازدواج موقت كرده و زن از او باردار شده است، آيا سقط بچه جايز است؟

همه مراجع: سقط او جايز نيست.[293]

جنين ناقص

164: سقط كردن جنينى كه ناقص الخلقه به دنيا مى ‏آيد، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز فاضل و مكارم): ناقص بودن بچه مجوز شرعى براى سقط جنين محسوب نمى ‏شود.[294]

آیت الله مكارم: اگر در مراحل ابتدايى جنين باشد و به صورت انسان كامل در نيامده (هنوز روح در آن دميده نشده باشد) و تولد ناقص آن باعث مشقت و حرج شديد براى پدر و مادرش گردد اشكال ندارد و بنابر احتياط ديه را هم بايد بدهند.[295]

آیت الله فاضل: سقط آن جايز نيست مگر در موارد ضرورت.[296]

جنين مرده

165: اگر با آزمايش‏ هاى تخصصى يقين پيدا شود؛ كه جنين بعد از تولد و يا در ماه‏ هاى آخر از دنيا مى ‏رود؛ آيا سقط آن جايز است؟

همه مراجع: خير! جايز نيست.[297]

حمل مادر در خطر

166: سقط جنين براى مادرى كه در معرض مرگ است و شايد با اين كار بهبود يابد، چه حكمى دارد؟

آيات عظام بهجت، سيستانى، خامنه ‏اى، فاضل، مكارم و نورى: اگر طبق تشخيص دكتر متخصص و مورد اطمينان، بقاى حمل براى مادرش خطر جانى داشته باشد چنانچه روح در او دميده نشده سقط آن اشكال ندارد.[298]

آيات عظام تبريزى و نورى: اگر مادر از هر راهى (هر چند از گفته پزشك) اطمينان يا خوف داشته باشد كه اين بچه موجب مرگ او مى‏ شود چنانچه روح در او دميده نشده ميتواند با خوردن دارو و مانند سقط نمايد ولى بر غير مادر سقط جايز نيست.[299]

ديه سقط جنين

167: ديه سقط جنين چه مقدار است؟

همه مراجع: ديه براى نطفه، 20 مثقال شرعى طلاى سكه دار؛ براى علقه (خون بسته شده) 40 مثقال و براى مضغه (پاره گوشت) 60 مثقال است. اگر استخوان داشته و بدون گوشت باشد، 80 مثقال و اگر گوشت آن را پوشانده و خلقت كامل شده باشد، 100 مثقال است. اگر روح در آن دميده شده؛ چنانچه پسر باشد، 1000 مثقال اگر دختر باشد، 500 مثقال شرعى طلاى سكه‏ دار ديه دارد. گفتنى است روح در حدود چهار ماهگى، در جنين دميده مى ‏شود.[300]

168: ديه جنينى كه به وسيله پزشك سقط مى ‏شود، بر عهده كيست؟ وظيفه پدر و مادرى كه اقدام به چنين كارى كرده‏ اند، چيست؟

همه مراجع: ديه سقط جنين بر عهده قاتل مباشر است و چون اين عمل به وسيله پزشك انجام شده، بر پدر و مادر تكليفى نيست؛ بلكه او ضامن است و اين ديه به پدر و مادر پرداخت مى ‏شود. البته مى ‏توانند از حق خود بگذرند و از او چيزى دريافت نكنند. در هر حال بايد از كار خود توبه كنند.[301]

فصل سیزدهم: دانستنى ‏ها و اصطلاحات

ناشزه

169: ناشز و ناشزه به كسى چه گفته مى ‏شود؟ در صورت تحقّق نشوز، وظيفه طرف مقابل در اين زمينه چيست؟

 «ناشز» و «ناشزه» به مرد يا زنى گفته مى ‏شود كه حقوق واجب و وظايف شرعى را نسبت به همسرش رعايت نكند.

هرگاه نشوز و نافرمانى، از سوى زن باشد، مرد مى ‏تواند زمينه آن را از بين ببرد. به اين ترتيب كه نخست او را نصيحت كند و اگر تأثير نگذاشت، مى‏ تواند از همخوابى با او بپرهيزد؛ يعنى، در بستر خواب به او پشت كند و يا نزد او نخوابد. اگر اين روش نيز در او اثر نداشت، چنانچه اميد دارد با تنبيه او را از نافرمانى باز دارد. البته اين كار به قصد اصلاح (نه از روى خشم و انتقام) و به اندازه ‏اى باشد كه باعث توجه و تنبه او گردد.

هرگاه نشوز و نافرمانى از سوى مرد باشد، زن نخست او را نصيحت مى ‏كند و اگر تأثير نگذاشت، مى‏ تواند شكايت خود را نزد حاكم ببرد تا او را به انجام وظايفش وادار كند. البته حق ندارد با او قهر كند و يا او را كتك بزند.[302]

استمناء

170: استمنا چيست؟

همه مراجع: استمنا آن است كه انسان با خود يا ديگرى كارى كند كه از او منى بيرون آيد. اين كار حرام است و عقوبت اخروى دارد.[303]

مَهرالمثل

171: مهر المثل چيست؟

مَهرى كه در هنگام عقد ازدواج براى زن معلوم نشده و پس از زفاف (نزديكى)، مهريه زنان هم شأن او ـ از نظر حسب، نسب، سن، عقل و ثروت ـ تعيين مى ‏شود.


[1].  روم ، آيه 21

[2]. در سوره أعراف آيه 189 نيز تعبير سكونت و آرامش آمده است.

[3].  وسائل‏ الشيعه، ج14، ص 41

[4]. مستدرك ‏الوسائل، ج 8، ص 9

[5]. وسائل‏ الشيعه، ج 12، ص 34

[6]. قلم، آيه 4

[7]. نساء، آيه 34

[8]. وسائل ‏الشيعه، ج 14، ص 221

[9]. مستدرك ‏الوسائل، ج 15، ص 256

[10]. وسائل ‏الشيعة، ج 15، ص 227

[11]. من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 68

[12]. وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 122

[13]. ميزان الحكمة، ج 4، ص 287

[14]. نساء، آيه 19

[15]. بحارالانوار، جلد 103، ص 224

[16]. مستدرك ‏الوسائل، ج 4، ص 251

[17]. الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏1، ص 459

[18]. راز تفاهم در زندگى زناشويى، ص 99

[19]. وسائل ‏الشيعة، ج 20، ص 23

[20]. بحارالانوار، ج 103، ص 228

[21]. بحارالانوار، ج 100، ص 236

[22]. مستدرك ‏الوسائل، ج 14، ص 161

[23]. بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏43، ص 134

[24]. وسائل ‏الشيعه، ج 14، ص 123

[25]. وسائل ‏الشيعه، ج 14، ص 17

[26]. بحارالانوار، ج 103، ص 252

[27]. كافى، ج 5، ح 508

[28]. وسائل ‏الشيعه، ج 14، ص 155

[29]. وسائل ‏الشيعه، ج 14، ص 211

[30]. وسائل ‏الشيعه، ج 14، ص 21

[31]. وسائل‏ الشيعه، ج 14، ص 381

[32]. مكارم ‏الاخلاق، ص 80

[33]. نور، آيه 13

[34]. احزاب، آيه 33

[35]. وسائل‏ الشيعه، ج 14، ص 311

[36]. وسائل‏ الشيعه، ج 14، ص 411

[37]. كافى، ج 5، ص 326

[38]. كافى، ج 4، ص 12

[39]. بحارالانوار، ج 103، ص 235

[40]. وسائل ‏الشيعه، ج 20، ص 162

[41]. نهج‏ الفصاحه، حدیث 358

[42]. مستدرك‏ الوسائل، ج 14، ص 242

[43]. ر. ك: بحارالانوار، ج 43، ص 113، به نقل از: جلوه ‏هاى رفتارى حضرت زهرا (س)، ص 63

[44]. وسائل ‏الشيعه، ج 14، ص 211

[45]. الكافى، ج 5، ص 507

[46]. تفسير من وحى القرآن، علامه سيدمحمدحسين فضل‏ الله

[47]. نساء، آيه 34

[48]. بحارالانوار، ج 104، ص 58

[49]. نساء، آيه 34

[50]. نساء، آيه 35

[51]. براى آگاهى بيشتر ر. ك: الف. واژه‏نامه روان ‏پزشكى و روان‏شناسى، ص 132، هارولد كاپلان و بنيامين سادوك ب. واژه‏نامه روان‏ پزشكى ‏انجمن روان‏ پزشكان آمريكا، ترجمه: مهرداد فيروز و خشايار بيگى ج. تفسير نمونه، ج 3، ص 373

[52]. بحارالانوار، ج 100، ص 249

[53]. بحارالانوار، ج 103، ص 224

[54]. مستدرك ‏الوسائل، ج 14، ص 252

[55]. كافى، ج 5، ص 509

[56]. نشريه پرسمان، شماره 9، سال 1382

[57]. روم، آيه 21

[58]. همان

[59]. بحارالانوار، ج 103، ص 224

[60]. فروع كافى، ج 5

[61]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النفقات، م 8؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النفقات، م 8؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، النفقات؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، النفقات؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 2، س 1310؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 420؛ مكارم، توضيح ‏المسائل، م 2062؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2408؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1897؛ خامنه ‏اى، استفتاءات، س 383

[62]. دفتر: همه مراجع

[63]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النفقات، م 15؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 353؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النفعات، م 15؛ فاضل، تفصيل الشريعة، النكاح، النفقات، م 15 و دفتر: بهجت

[64]. سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 425؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1408

[65]. منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1408

[66]. دفتر: همه مراجع

[67]. دفتر: همه مراجع

[68]. دفتر: همه مراجع

[69]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، نفقات، م 9؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، نفقات، م 9؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1686؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 847؛ وحيد و تبريزى، منهاج‏الصالحين، م 1398؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 421 و دفتر: بهجت، خامنه‏ اى و نورى

[70]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 2، س 1313؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 428 و دفتر: همه مراجع

[71]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام نفقه، س 15؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1693، و ج 2، س 1310 و 1311؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 846؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، النفقات؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، النفقات؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النفقات، م 8؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1897؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2408؛ دفتر: خامنه ‏اى؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 420

[72]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2424؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 413؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2420؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2488؛ دفتر: خامنه ‏اى

[73]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1333؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام نفقه، س 14؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 662؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 2، س 1312؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1051 و ج 1، س 839 و دفتر: بهجت و خامنه ‏اى

[74]. تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1399 و وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1399

[75]. سيستانى، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 415

[76]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النفقات، 19؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، م 19؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 1418؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1418؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 2، س 1310؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 433 و دفتر: خامنه‏ اى، نورى، مكارم و بهجت

[77]. تبريزى، استفتاءات، س 1657؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النفقات، م 12 و 13 و 14 و 15؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، النفقات؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النفقات، م 12 و 13 و 14 و 15؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 843؛ سيستانى، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 424 و 425 و دفتر: نورى، فاضل، خامنه ‏اى و بهجت

[78]. سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 424 و 425؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النفقات، م 12 و 13 و 14 و 15؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النفقات، م 12 و 13 و 14 و 15؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، النفقات؛ وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، النفقات؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1897؛ مكارم، توضيح ‏المسائل، م 2062؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 2، س 1310؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2408؛ دفتر: خامنه‏ اى

[79]. تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1402 و 1411؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، 14024 و 1411؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النفقات، م 10؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1684؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 844؛ دفتر: بهجت و خامنه‏ اى و ر. ك: توضيح ‏المسائل مراجع، م 2278

[80]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النفقات، م 10

[81]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 844 و توضيح‏ المسائل مراجع، م 2277

[82]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2416

[83]. همان، م 2416؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2412

[84]. وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2480

[85]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام نفقه، س 28؛ تبريزى، استفتاءات، س 1656؛ صافى، جامع‏ الاحكام، ج 2، س 1331 و 1332 و دفتر: همه مراجع

[86]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2412 و 2414؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2476 و 2478؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2408 و 2410 و دفتر: خامنه ‏اى

[87]. وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، النفقات؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، القول فى النشوز؛ سيستانى، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 350؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، القول فى النشوز، م 1؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1666

[88]. تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، النفقات

[89]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2413؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2477؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2409؛ دفتر: خامنه‏ اى

[90]. تبريزى، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2413

[91]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النفقات، م 8؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النفقات، م 8؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 3، النفقات، م 1408؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، النفقات، م 1408؛ سيستانى، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 425؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1687؛ خامنه ‏اى، استفتاءات، س 300 و دفتر: نورى، بهجت و مكارم

[92]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 30؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1687 و دفتر: همه مراجع

[93]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 259؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 3؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 3؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 288 و دفتر: همه مراجع

[94]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام نفقه، س 21؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 544 و دفتر: همه مراجع

[95]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2451؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2447؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2515 و دفتر: خامنه‏ اى

[96]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 333؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1255؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 333؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1359؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1359؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، الشروط المذكورة فى عقد النكاح، م 2 و استفتاءات، ج 3، احكام ازدواج، س 55؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 637؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 905 و 907 و دفتر: فاضل و بهجت

[97]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام ازدواج، س 55؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 907؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 7؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1533؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 637 و توضيح‏ المسائل، م 2534؛ دفتر: بهجت

[98]. سيستانى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 333؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1395؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، 1255

[99]. وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1359

[100] توضيح‏ المسائل مراجع، م 2460؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2456 و دفتر: خامنه‏ اى

[101] توضيح ‏المسائل مراجع، م 2460؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2524؛ مكارم، استفتاآت، ج 2، س 910 و دفتر: بهجت

[102] مكارم، استفتاءات، ج 1، س 756 و دفتر: بهجت و صافى

[103]. تبريزى، استفتاءات، س 1544 تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 837

[104].  سيستانى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 207

[105].  فاضل، جامع ‏المسائل، س 1244

[106]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، المهر، م 1؛ وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، المهر، م 1350؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، 1350؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 287 و 286؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 1؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 989 و دفتر: فاضل، بهجت، خامنه ‏اى، نورى

[107] تبريزى، استفتاءات، س 1631؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 31؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 732؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 2، س 1284؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 287؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 628؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، فصل فى المهر، م 1 و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، وحيد

[108]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، فصل فى المهر، م 12؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، فصل فى المهر، م 12؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 296؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1360؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 1360 و دفتر: بهجت، خامنه ‏اى، فاضل، نورى و مكارم

[109]. دفتر: همه مراجع

[110]. دفتر: همه مراجع

[111]. تبريزى، استفتاءات، س 1649؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1490؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 17؛ سيستانى، سايت، مهريه و دفتر: بهجت و وحيد

[112]. صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1296 و 1297

[113]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 227

[114]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 657 و 659 و 729

[115]. نورى، استفتاءات، ج 1، س 636 و 637

[116]. نورى، استفتاءات، ج 1، س 635؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1484؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 7 و دفتر: همه مراجع

[117]. تبريزى، استفتاءات، س 1643 و دفتر: همه مراجع

[118].نورى، استفتاءات، ج 2، س 634؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، عقد المتعه؛ وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، عقدالمتعه؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 5؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 5؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 233 و دفتر: بهجت، خامنه‏ اى، مكارم و فاضل

[119]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، كتاب الهبه، م 8؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 975؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1213؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1321؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1724؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1064 و نورى، استفتاءات، ج 1، س 623

[120]. تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 975 و صافى، هدايةالعباد، ج 2، كتاب الهبه، م 8

[121]. تبريزى، استفتاءات، س 1639؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، فصل فى المهر، م 16؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، فصل فى المهر، م 16؛ سيستانى، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 313 و 315 و دفتر: بهجت، فاضل، وحيد، فاضل، مكارم، خامنه ‏اى و نورى

[122]. توضيح ‏المسائل، مراجع، م 2420؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2416؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2484

[123]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2277؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2271؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2329 و دفتر: خامنه‏ اى

[124]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، فصل فى المهر، م 11؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، فصل فى المهر، م 11؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 744؛ تبريزى، استفتاءات، س 1638؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 640 و دفتر: وحيد، بهجت، خامنه‏ اى، فاضل و سيستانى

[125]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، المهر، م 11؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 11؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1362؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 1362 و دفتر: فاضل، مكارم، بهجت، سيستانى، نورى و خامنه‏ اى

[126]. توضيح‏المسائل مراجع، م 2420؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2416؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2484؛ دفتر: خامنه‏ اى

[127]. وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 1349؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1349؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 285؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، العيوب، م 16؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، العيوب، م 17؛ دفتر: بهجت، خامنه‏ اى، فاضل، مكارم و نورى

[128]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، فصل فى المهر، م 13؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، فصل فى المهر، م 13؛ وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 1350؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1350؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 317؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1519؛ دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، نورى و مكارم

[129]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2383؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2379؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2447؛ دفتر: خامنه‏ اى

[130]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2383؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2379؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2447 و دفتر: خامنه‏ اى

[131]. وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، 1305؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 1305؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 237؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 6؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 6 و دفتر: فاضل، نورى، خامنه ‏اى، بهجت و مكارم

[132]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2431؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2427؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2495 و دفتر: خامنه‏ اى

[133]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2413؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2477؛ نورى، توضيح‏ المسائل، 2409 و دفتر: خامنه‏ اى

[134]. خامنه‏ اى، استفتاء، س 231؛ تبريزى، استفتاءات، س 1642؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1480 و 1492؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 16 و 19؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 631؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1352؛ دفتر: سيستانى، صافى، بهجت و مكارم

[135]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1497؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، فصل فى المهر، م 9؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، فصل فى المهر 9؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 300 و 301؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 626؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 854 و 855؛ تبريزى، استفتاءات، س 1628 و دفتر: بهجت، وحيد و خامنه ‏اى

[136]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1497؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، فصل فى المهر، م 9؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، فصل فى المهر 9؛ سيستانى، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 300 و 301 و دفتر: بهجت، نورى، مكارم، تبريزى، وحيد و خامنه‏ اى

[137]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 34 و دفتر: همه مراجع

[138]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1643؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، كتاب الهبه، م 8؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 974 و 975؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1321؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1724؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1064 و نورى، استفتاءات، ج 1، س 623؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 974 و 975؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، كتاب الهبه، م 8

[139].مكارم، استفتاءات، ج 1، س 850؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، كتاب الهبه، م 8؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، كتاب الهبه، م 8؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 975؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 975؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1321؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1213؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 496؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1724 و دفتر: بهجت

[140]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1625 و 1628 و 1634؛ صافى، توضيح ‏المسائل، م 2421؛ امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 16؛ بهجت، توضيح‏ المسائل، متفرقه، م 18؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2476؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2408؛ سيستانى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 337 و 338

[141]. تبريزى، استفتاءات، س 1454 و توضيح‏ المسائل، م 2421؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 963

[142]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2412؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 337 و 338. وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1407 و نورى، استفتاءات، ج 2، س 675

[143]. تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 1407 و مكارم، استفتاءات، ج 2، س 964

[144]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1626؛ امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 10 و دفتر: همه ‏مراجع

[145]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، فى الشروط، م 2 و دفتر: بهجت  

[146]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، فى الشروط المذكوره فى عقد النكاح، م 2 و دفتر: بهجت

[147]. تبريزى، استفتاءات، س 1467

[148]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1333؛ دفتر: همه مراجع

[149]. فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 1665؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 635؛ دفتر: همه مراجع

[150]. دفتر: تبريزى و مكارم

[151]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1635؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، متفرقه، م 18؛ مكارم، توضيح ‏المسائل، م 2062؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 687 و دفتر: همه مراجع

[152]. امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 19؛ تبريزى، استفتاءات، س 1453؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1634؛ دفتر: همه مراجع

[153]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج 2، س 1318؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 966؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1334؛ تبريزى، استفتاءات، س 1467؛ دفتر: نورى، وحيد، بهجت و سيستانى

[154]. امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 19؛ فاضل، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2412 و جامع‏ المسائل، ج 2، س 1318؛ صافى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2412 و جامع الاحكام، ج 2، س 1334؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2421 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 368

[155]. تبريزى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2412 و استفتاءات، س 1454

[156]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 964 و 966

[157]. امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 14، 19 و 25؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1253 و 1334؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 966 و 901 و 902؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، متفرقه، م 18؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1627 و 1625؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 650 و 653؛ دفتر: وحيد و سيستانى

[158]. نورى، استفتاءات، ج 2، س 675

[159]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2416؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1625؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 642 وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2480؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2412 و دفتر: خامنه‏ اى

[160]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 335؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 968؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1631 و دفتر: همه مراجع

[161]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 343؛ امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 19 و 25 و احكام ازدواج، س 54؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 650 و 653؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 966، 901، 902؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1253 و 1334؛ بهجت، توضيح‏ المسائل، متفرقه، م 18 و دفتر: وحيد

[162]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1629 و سيستانى، سايت، حق همسر

[163]. دفتر: نورى

[164]. توضيح ‏المسائل مراجع، نماز مسافر، شرط پنجم؛ نورى، توضيح ‏المسائل، نماز مسافر، شرط پنجم؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، نماز مسافر، شرط پنجم و م 2476 و 2477

[165]. توضيح ‏المسائل مراجع، نماز مسافر، شرط پنجم

[166]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1333؛ امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 22 و 4 و دفتر: بهجت، مكارم، بهجت، فاضل و نورى

[167]. تبريزى، صراط النجاة، ج 3، 735؛ دفتر: وحيد

[168]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1677

[169]. دفتر: سيستانى

[170]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1632؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، فصل فى القسم و النشوز و استفتاءات، ج 3، سؤالات متفرقه، س 90؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، فصل فى القسم و النشوز؛ تبريزى، استفتاءات، س 2189 و 1520 و صراط النجاة، ج 5، س 652؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، الفصل الثامن، م 338 و سايت، صله رحم، س 1 و 2 و دفتر: بهجت، وحيد، مكارم، نورى و خامنه‏ اى

[171]. تبريزى، استفتاءات، س 1520؛ دفتر: همه مراجع

[172]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 339؛ امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 8؛ تبريزى، استفتاءات، س 1557؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 969؛ وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 1407؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1407؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 339 و 340؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النشوز؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1673؛ دفتر: نورى و بهجت

[173]. امام، سيستانى و نورى، تعليقات على العروة، اقسام الصوم، السابع؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 1، م 1067؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1067 و دفتر: خامنه ‏اى

[174]. مكارم، تعليقات على العروة، اقسام الصوم، السابع؛ بهجت، وسيلةالنجاة، ج 1، م 1186

[175]. صافى، هدايةالعباد، ج 1، م 1399

[176]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1634؛ امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 16 و 24؛ بهجت، توضيح‏ المسائل، متفرقه، م 18؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 338؛ تبريزى، استفتاءات، س 1454؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 963 و 972 و دفتر: خامنه‏ اى، وحيد، صافى و نورى

[177]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1634؛ امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 26 و 29؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، متفرقه، م 18؛ دفتر: سيستانى، وحيد، صافى و نورى

[178]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 976 و 963 و تبريزى، استفتاءات، س 1454

[179]. امام، تحريرالوسيلة، ج 1، مشروط الاعتكاف، السادس و استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 16

[180]. وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1069، الخامس و توضيح ‏المسائل، م 2476 و فاضل، تعليقات على العروه ج 2، شرائط الاعتكاف، السابع

[181]. بهجت، توضيح ‏المسائل، متفرقه، م 18 و وسيلةالنجاه، ج 1، م 1193؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 1، م 1069

[182]. صافى، هدايةالعباد، ج 1، شروط الاعتكاف، م 1402، السادس و توضيح ‏المسائل، م 2421، و سيستانى، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع

[183] مكارم، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع و استفتاءات، ج 2، س 963

[184]. نورى، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع و توضيح‏ المسائل، م 2408

[185]. دفتر: همه مراجع

[186]. خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1188؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1732 و 1730؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 798 و 838؛ امام، استفتاءات، ج 3، (احكام حجاب)، س 15؛ دفتر: نورى، بهجت، سيستانى، تبريزى، وحيد و صافى

[187]. توضيح المسائل مراجع، م 2427؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2491؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2423؛ دفتر: بهجت

[188]. تبريزى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2427؛ دفتر: نورى

[189]. امام، استفتاءات، ج 3، احكام نفقه، س 25؛ توضيح‏ المسائل مراجع، م 2412؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2476؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2408 و دفتر: خامنه‏ اى

[190]. جواهر الكلام، ج ۳۱، ص ۳۰۳

[191]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1674 پ؛ دفتر: همه مراجع

[192]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1664؛ دفتر: همه مراجع

[193]. امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 8؛ تبريزى، استفتاءات، س 1557؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 969؛ وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 1407؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1407؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 339 و 340؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النشوز؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1673 و دفتر: خامنه ‏اى، نورى و بهجت

[194]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1673؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1365 و فصل فى‏النفقات؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1365 و فصل فى النفقات؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النشوز؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النشوز؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 350 و دفتر: خامنه ‏اى، بهجت، نورى و مكارم

[195]. دفتر: همه مراجع

[196]. دفتر: همه مراجع

[197]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، القول فى النشوز؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، القول فى النشوز؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 350؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1669؛ دفتر: وحيد، مكارم، بهجت، تبريزى و نورى

[198]. امام، استفتاءات، ج 2، نذر، س 10 و خامنه‏اى، استفتاء، س 1093

[199]. بهجت، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2644

[200]. مكارم، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2644؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1551

[201]. صافى و سيستانى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2644؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2708

[202]. فاضل، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2644

[203]. نورى، استفتاءات، ج 1، س 759

[204]. امام، استفتاءات، ج 2، نذر، س 9؛ فاضل، بهجت و صافى، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2644. نورى، توضيح‏ المسائل، م 2642

[205]. تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 1551؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 1551؛ سيستانى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2644

[206]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2644 و نورى، توضيح‏ المسائل، م 2642 و خامنه‏ اى، استفتاء، س 1093

[207]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2644

[208]. مكارم، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2644؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 1551

[209]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 2644

[210]. صافى و سيستانى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2644؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2708

[211]. دفتر: همه مراجع

[212]. تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 518؛ دفتر: همه مراجع

[213]. امام، استفتاءات، ج 2، نذر، س 11؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1214؛ دفتر: همه مراجع

[214]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 2182؛ تبريزى، استفتاءات، س 1520؛ دفتر: همه مراجع

[215]. توضيح المسائل مراجع، م 2414؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2478؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2410؛ دفتر: بهجت

[216]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 330؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1490 و دفتر: همه مراجع

[217]. همان، م 9 و 18 و 20

[218]. العروة الوثقى، النكاح، م 11

[219]. العروة الوثقى، النكاح، م 11

[220]. العروة الوثقى، ج 1، احكام الحائض، السابع و احكام النفاس، م 10، ج 2، المفطرات، الثالث، و اقسام الصوم، السابع و احكام الاعتكاف و احكام النكاح، فصل 2، م 1؛ توضيح‏ المسائل مراجع، م 450 و 513 و 1584؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 452 و 515 و 1581؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 456 و 520 و 1592؛ العروة الوثقى، احكام الاعتكاف

[221]. العروة الوثقى، فى ما يكره على الجنب، السابع

[222]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2417؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2482؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 2414؛ دفتر: خامنه‏ اى

[223]. مكارم، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2417

[224]. خامنه‏ اى، استفتاءات، س 340؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، القسم، م 1؛ توضيح ‏المسائل مراجع، م 2417 و دفتر: بهجت

[225]. وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2481؛ سيستانى، تبريزى، فاضل، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2417

[226]. امام، نورى و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، النكاح، الفصل الاول، م 1؛ صافى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 450؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 419؛ مكارم، تعليقات على العروة، احكام الحيض، السابع و دفتر: بهجت

[227]. سيستانى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 450

[228]. تبريزى، استفتاءات، س 1463 و منهاج‏ الصالحين، ج 1، م 228 و وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 228

[229]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1670؛ سيستانى، توضيح ‏المسائل، م 450؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 425؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 228؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 1، م 228؛ نورى، امام، مكارم، تعليقات على العروة، ج 2، الفصل الاول، م 1

[230]. العروة الوثقى، احكام الحيض، السابع

[231]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 450 و 452 و دفتر: خامنه‏ اى

[232]. بهجت، توضيح ‏المسائل مراجع، م 450 و 452

[233]. سيستانى و تبريزى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 450 و 452؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 452 و 454

[234]. مكارم و صافى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 450 و 452؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 456 و 458

[235]. نورى، توضيح ‏المسائل، م 452؛ امام و صافى، توضيح ‏المسائل مراجع، م 450؛ مكارم، تعليقات على العروة، احكام الحيض، السابع و خامنه‏ اى، استفتاء، س 425

[236]. وحيد، منهاج ‏الصالحين، ج 2، م 228؛ بهجت، وسيلة النجاه، ج 1، م 268؛ تبريزى، منهاج ‏الصالحين، ج 1، م 228

[237]. فاضل، تعليقات على‏العروة، احكام الحيض، السابع؛ سيستانى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 450

[238]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1658؛ توضيح‏ المسائل مراجع، م 2412؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 2476؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2408؛ دفتر: خامنه ‏اى

[239]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 1595؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 1603 و دفتر: امام، خامنه ‏اى و بهجت

[240]. همان، المفطرات، الثالث و فصل 3، احكام المفطرات و فصل 6

[241]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1658 و دفتر: همه مراجع

[242]. خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 790؛ امام، استفتاءات، ج 1، غسل جنابت، س 96 و دفتر: همه مراجع

[243]. العروة الوثقى، ج 1، غسل الجنابه

[244]. تبريزى، صراط النجاة، ج 5 س 658؛ دفتر: همه مراجع

[245]. العروة الوثقى، 19؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 986؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1246؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 656؛ سيستانى، سايت، استمنا؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 788

[246]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1656؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1327؛ دفتر: همه مراجع

[247]. العروة الوثقى، ج 1، فصل فى الاغسال

[248]. توضيح المسائل مراجع، م 345؛ وحيد، توضيح المسائل، م 351؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 346 و خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، احكام غسل جنابت

[249]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 349؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 355؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 350؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 170

[250]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 346؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 352؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 347؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 180

[251]. بهجت، توضيح ‏المسائل مراجع، م 346 و مكارم، تعليقات على العروة، غسل الجنابة

[252]. توضيح ‏المسائل، م 352

[253]. بهجت، توضيح ‏المسائل مراجع، م 346 و مكارم، تعليقات على العروة، غسل الجنابة

[254]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 346؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 352؛ سيستانى، تعليقات على العروة، ج 1، غسل الجنابة، الاول؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 171؛ صافى، هدايةالعباد، ج 1، م 175

[255]. بهجت، توضيح‏ المسائل مراجع، م 346

[256]. تبريزى، استفتاءات، س 248

[257]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 73 و 348؛ العروة الوثقى، ج 1، مستحبات غسل الجنابه، م 2 و 3؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 349 و 73؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 74 و 354 و دفتر: خامنه‏ اى

[258]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 72 و 348؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 73 و 354؛ دفتر: خامنه‏ اى

[259]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 73

[260]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 73 و 348 و العروة الوثقى، ج 1، مستحبات غسل الجنابه، م 3 و 24؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 74 و 354؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 73 و 349

[261]. العروة الوثقى، ج 1، مستحبات غسل الجنابه، م 6

[262]. امام، استفتاءات، ج 1، س 104؛ اجوبه الاستفتاءات، س 171، دفتر: استفتاءات بهجت، سيستانى؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 78؛ جامع الاحكام، ج 1، س 123؛ تبريزى، استفتاءات، س 248؛ توضيح ‏المسائل مراجع، م 345؛ نورى، توضيح‏ المسائل، م 346

[263]. توضيح المسائل مراجع، م 345؛ وحيد، توضيح المسائل، م 351؛ نورى، توضيح المسائل، م 346؛ دفتر: خامنه‏ اى

[264]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 349؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 355؛ نورى، توضيح المسائل، م 350؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 170

[265]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 349؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 350؛ دفتر: خامنه‏ اى

[266]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 349

[267]. توضيح‏ المسائل مراجع، م 353؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 1 غسل الجنابه، م 3 نورى، توضيح ‏المسائل، م 354؛ وحيد، توضيح‏ المسائل، م 359 و خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، 190

[268]. فاضل، تعليقات على العروة، غسل الجنابه، م 8

[269]. العروة الوثقى، ج 1، فصل فى الاغسال

[270]. همان، فصل فى ما يكره على الجنب، السابع

[271]. العروة الوثقى، ج 1، فيما يكره على الجنب، السابع

[272]. العروة الوثقى، ج 1، غسل الجنابه م 10

[273]. خامنه ‏اى، استفتاءات، س 1353؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1765؛ بهجت، توضيح‏ المسائل، متفرقه، م 11؛ امام، استفتاءات، ج 3، جلوگيرى از باردارى، س 5 و 7؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 958 و 960

[274]. سيستانى، توضيح ‏المسائل، احكام كنترل جمعيت، م 70؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1751؛ تبريزى، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 1378؛ وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 2، م 1378

[275]. صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1405

[276]. امام، فاضل، نورى و مكارم: تعليقات على العروة، ج 2، كتاب النكاح، الفصل الاول، م6؛ بهجت، احكام پزشكى، ص 41؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م10؛ صافى، هدايةالعباد، ج2، كتاب النكاح، م 10؛ خامنه ‏اى، استفتاءات، س 764 و 398 و دفتر: وحيد

[277]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، م 796

[278]. امام، فاضل، نورى و مكارم: تعليقات على العروه، ج 2، كتاب النكاح، الفصل الاول، م 6؛ بهجت، توضيح‏ المسائل، متفرقه، م 11؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج 3، م 10؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، كتاب النكاح، م 10؛ خامنه‏ اى، استفتاءات، س 1353؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، م 796 و دفتر: وحيد

[279]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1515؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 174؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1406 و 1401؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، متفرقه، م 11؛ امام، استفتاءات، ج 3، جلوگيرى از باردارى، س 6؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 961؛ دفتر: وحيد

[280]. تبريزى، استفتاءات، س 2090 و صراط النجاة، ج 9، س 914 و 915

[281]. سيستانى، توضيح ‏المسائل، كنترل جمعيت، م 72

[282]. خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1255 و 1256

[283]. امام، استفتاءات، ج 3، جلوگيرى ‏از باردارى، س 21؛ بهجت، احكام‏ پزشكى، ص 38 تا 41؛ تبريزى، استفتاءات، س 2091؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1777 و 1776 و ج 1، س 1519؛ دفتر: نورى، وحيد، فاضل و صافى

[284]. سيستانى، توضيح ‏المسائل، احكام كنترل جمعيت، م 72 و خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1256

[285]. بهجت، توضيح ‏المسائل، متفرقه، 11 و احكام پزشكى، ص 41؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1516 و 1525؛ امام، استفتاءات، ج 3، جلوگيرى از باردارى، س 9؛ خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1256؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1402؛ سيستانى، توضيح‏ المسائل، احكام كنترل جمعيت، م 71؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 9، س 912 و 915 و دفتر: فاضل، وحيد و نورى

[286]. امام، استفتاءات، ج 3، جلوگيرى از باردارى، س 22؛ بهجت، احكام پزشكى، ص 40؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 961؛ فاضل، جامع‏ المسائل، ج 2، س 1320 و دفتر: صافى و وحيد

[287]. تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 995 و ج 9، س 914 و 915

[288]. سيستانى، توضيح‏ المسائل، احكام كنترل جمعيت، م 72؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1519

[289]. خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1254 و 1256

[290]. بهجت، استفتاءات پزشكى، سقط جنين، ص 43؛ خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1263؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1498؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1752؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1408؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 876؛ تبريزى، استفتاءات، س 2099؛ امام، استفتاءات، ج 3، سقط جنين، س 12؛ دفتر وحيد

[291]. دفتر: همه مراجع

[292]. خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1266؛ بهجت، استفتاءات پزشكى، سقط جنين، ص 42؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1498؛ سيستانى، سايت، سقط و دفتر: همه مراجع

[293]. صافى، توضيح‏ المسائل مراجع، م 2453؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1770؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1498 و دفتر: همه مراجع

[294]. خامنه‏ اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1261؛ سيستانى، سايت، سقط جنين؛ بهجت، استفتاءات پزشكى، سقط جنين، ص 43؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1410؛ دفتر: تبريزى، وحيد و نورى

[295]. مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1487

[296]. فاضل، جامع‏ المسائل، ج 1، س 1771

[297]. فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1756؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 878؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1500؛ بهجت، استفتاءات پزشكى، سقط جنين، ص 44؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1410 و دفتر: امام، سيستانى، وحيد، تبريزى و خامنه ‏اى

[298]. خامنه ‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 1261؛ سيستانى، توضيح‏ المسائل، احكام كنترل جمعيت، م 73؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1754؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1488؛ بهجت، استفتاءات پزشكى، سقط جنين، ص 43؛ دفتر: نورى

[299]. نورى، استفتاءات، ج 2، س 881؛ تبريزى، استفتاءات، س 2097 و 2098 و 2099

[300]. وحيد، منهاج‏ الصالحين، ج 3، م 379؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1946؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، ديةالجنين و دفتر: همه مراجع

[301]. دفتر: همه مراجع

[302]. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النشوز، م 1 و 2؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النشوز، م 1 و 2؛ سيستانى، منهاج‏ الصالحين، 354

[303]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 1572؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 1580 و دفتر: خامنه ‏اى

حمیدرضا
مطالب مرتبط
  • فاطمه سبب خشنودی قلب پیامبر

    فاطمه سبب خشنودی قلب پیامبر

    موضوع بحث: فاطمه سبب خشنودی قلب پیامبر زمان: فاطمیه اول 1444 مکان سخنرانی: یزد ـ تفت ـ مسجد صاحب الزمان مدت سخنرانی: 19 دقیقه حجم فایل: 26 مگابایت نوشته های مرتبط: آثار توسل به حضرت زهرا شب تاسوعا | علل عدم استجابت دعا شب چهارم محرم | توبه واقعی شب دوّم محرم | ثواب گریه کردن بر مصائب امام حسین شب عاشورا | عواقب سهل انگاری در امر نماز شب اوّل محرم | مقام و منزلت مجالس اهل بیت شب پنجم محرم | ثواب زیارت امام حسین شب سوّم محرم | ثواب عزاداری برای امام حسین شب هشتم محرم | ریشه بلایا و مصائب در زندگی (قسمت دوم) شام شهادت امام رضا | فضیلت زیارت امام رضا

  • آثار توسل به حضرت زهرا

    آثار توسل به حضرت زهرا

    موضوع بحث: آثار توسل به حضرت فاطمه علیهاالسلام زمان: فاطمیه اول 1444 مکان سخنرانی: یزد ـ تفت ـ مسجد صاحب الزمان مدت سخنرانی: 27 دقیقه حجم فایل: 37 مگابایت نوشته های مرتبط: توصیه امام زمان جهت توسل به حضرت اباالفضل درها به اذن حضرت زهرا باز می شوند تذکر حضرت زهرا به شیخ جعفر کاشف الغطاء پاداش ضربه تازیانه قنفذ به بی بی حضرت زهرا سلام الله علیها مقام حضرت زهرا به روایت امام جواد علیه السلام معصومه فاطمه است رابطه حضرت زهرا و امام زمان با شب قدر مقام و منزلت خادمة حضرت زهرا انتقام گیری اهل بیت از قاتلان حضرت زهرا ماجرای توسل به حضرت اباالفضل و شفای چشم یکی از علما

  • اثر لقمه حرام در کلام امام حسین علیه السلام

    اثر لقمه حرام در کلام امام حسین علیه السلام

    امام حسین علیه السلام در دومین سخنرانی خود در روز عاشورا خطاب به لشگریان یزید در حالی که او را مانند حلقه انگشتری محاصره کرده و با هلهله و سر و صدا اجازه سخنرانی به حضرتش را نمی دادند، فرمودند: قَدْ انْخَزَلَتْ عَطِیّاتُکمْ مِنَ الْحَرامِ و َمُلْئِتْ بِطُونُکمْ مِنَ الْحَرامِ فَطَبَعَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِکمْ؛[1] در اثر هدایا، جوائز و تحفه های نامشروع که به دست شما رسیده و غذاهای حرام و لقمه های ناپاک که شکم هایتان را از آن انباشته اید، خداوند این چنین بر دل های شما مهر زده و از فهمیدن حقیقت عاجز شده اید. [1]. بحارالأنوار، ج45، ص8 نوشته های مرتبط: الصحیح من سیرة الامام الحسین علیه السّلام اثر کلام امام هفتم علیه السّلام در «بشر حافی» آخرین وصیت امام حسین علیه السّلام توبه واقعی در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام عوامل عدم استجابت دعا در کلام امیرالمؤمنین

    … ادامه مطلب …

  • معيارهاى همسر شايسته‏

    معيارهاى همسر شايسته‏

    همسر گزينى و تشكيل خانواده، مهمترين رويداد زندگى در دوره جوانى است كه تا پايان عمر بر جريان حيات دنيوى و سعادت اخروى فرد تأثير مستقيم مى‏ گذارد. امام صادق (عليه السلام) در اين زمينه مى‏ فرمايد: «إنّما المرأةُ قِلادَةٌ فانظُرْ ما تَتَقَلَّدُ، ولَيسَ لامرأةٍ خَطَرٌ، لا لِصالِحَتِهِنَّ ولا لِطالِحَتِهِنَّ: وأمّا صالِحَتُهُنَّ فَلَيسَ خَطَرُها الذَّهَبَ والفِضَّةَ هِى خَيرٌ مِنَ الذَّهَبِ والفِضَّةِ، وأمّا طالِحَتُهُنَّ فَلَيسَ خَطَرُها التُّرابَ، التُّرابُ خَيرٌ مِنها؛ همانا زن طوق (گردنبند) است؛ پس بنگر كه چه طوقى به گردن مى‏ افكنى. براى زن ارزش و بهايى نمى ‏توان تعيين كرد، نه براى خوب آنها و نه براى بدشان. زن خوب، ارزشش طلا ونقره نيست، بلكه از طلا و نقره هم بهتر و ارزشمندتر است و زن بد، ارزشش خاك نيست، بلكه خاك از او ارزشمندتر است».[1] در اين ميان استحكام زندگى زناشويى به عوامل متعدّدى وابسته است كه

    … ادامه مطلب …

  • گرداب محبت | محبت قبل از خواستگارى‏

    گرداب محبت | محبت قبل از خواستگارى‏

    به طور معمول توسعه روابط دوستى و زياده خواهى جنس مخالف، براى همه كسانى كه اين تجربه را دارند اثبات شده است. هم چنان كه كمال ‏طلبى انسان در هر بعدى از ابعاد جسمانى و روانى نيز زبان زد همگان است. به طور مثال؛ اگر فردى در پى علم و دانشى باشد، هيچگاه دست از كنجكاوى و دانش جويى خود بر نخواهد داشت. چه بسا در واپسين لحظات زندگى بگويد دانستن بهتر از ندانستن است و در پى كشف مجهول خود خواهد بود. فرد ديگرى كه در پى كسب قدرت و سلطه بر ديگران باشد اگر بر تمام كره خاكى سلطه يابد، چه بسا حكومت بر ديگر كرات را نيز خواهان باشد و همين طور كسى كه خواهان ثروت و ثروت ‏اندوزى است، اگر گنج قارون و بيشتر از آن را داشته باشد باز هم در پى مال و ثروت

    … ادامه مطلب …

  • در جلسه خواستگارى در مورد چه مسائلی صحبت كنيم؟

    در جلسه خواستگارى در مورد چه مسائلی صحبت كنيم؟

    در ابتدا بايد گفت همسر مورد نظر را نمى‏ توان صرفاً با طرح چند سؤال، آن هم در يكى دو جلسه، شناسايى كرد چه اين كه اين جلسات بيشتر جنبه تشريفاتى دارد و طرفين به خاطر برخوردهاى اوليه ممكن است خيلى خوب نتوانند همديگر را ارزيابى كنند لذا علاوه بر اين جلسات گفتگو بايد راهكارهاى مطمئن ‏ترى را ضميمه كرد تا مجموعاً به يك نتيجه مطلوب رسيد و آگاهانه دست به انتخاب زد. به نظر مى ‏آيد يكى از بهترين راه‏ هاى شناخت همسر، شناخت خانواده او مى‏ باشد چه اين كه او محصول يك خانواده است و اگر خانواده مناسب باشد تا حدود زيادى مى‏ توان به محصولات آن نيز اطمينان داشت راه شناسايى خانواده استفاده كردن از افراد با تجربه، آگاه‏ و دلسوز و در عين حال رازدار و امكان‏ پذير است. بنابراين بعد از اين كه مجموعه‏

    … ادامه مطلب …

  • نظر بدهيد
  • نام:
    ایمیل:
    وبسایت:
    مرجع تقلید:





    استفاده از مطالب وبگاه ما با ذکر منبع بلامانع می باشد
    Copyright © 2014 - 2015 Hr-Fallah.ir
    Designer : Mohammad Rafiei