تذکر سیدالشهداء به علامه میرجهانی (ره)
از آنجایی که ماه محرّم در پیش است و مبلغان و طلاب حوزه های علمیه راهی مساجد، مدارس و دانشگاه ها می شوند بر آن شدم تذکری را در قالب نقل داستان عجیبی از علامه میرجهانی (رحمة الله علیه) به این عزیزان بدهم.
اما شرح داستان به نقل خود آن مرحوم:
در آخرین سفر علامه میرجهانی به مشهد مقدس در جمعی بین دوستان به نقل خاطره ای پرداختند که بدین شرح است:
«در سال های اقامت در جوار ملکوتی سلطان سریر ارتضی حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیه التحیة و الثتاء ـ شبی در منزل یکی از محترمین تجّار در دهه عاشورا منبر می رفتم و موضوع سخنانم مواقف هولناک قیامت بود. در حال شرح و تفسیر آیات عذاب بودم که ناگاه جانب درب ورودی مجلس، وجود مبارک حضرت اباعبدالله (علیه السّلام) را مشاهده کردم که با عتاب فرمودند: «مردم را نترسان و آنان را به لطف و محبّت ما امیدوار کن»، ناگاه به خود آمدم و بحث را قطع نمودم و از عنایات و کرامات آن امام همام سخن به میان آوردم و در آن شب شوری عجیب در محفل به پا شد. [1]
شرح مختصری از خدمات حسینی علامه میرجهانی(ره):
یکی از امور مورد توجه خاص ایشان سفر به کربلا و زیارت حضرت ابا عبدالله الحسین ـ سلام الله علیه ـ و یاران با وفای ایشان بود.
دو یادگار مهم علامه میرجهانی که اشعه ای از آتش عشق به آن امام کریم است دو کتاب ارزشمند «البکاء للحسین» و « مقامات اکبریه ـ شرح احوالات حضرت علی اکبر ـ سلام الله علیهم می باشد.
کتاب «البکاء للحسین (علیه السّلام)» از کتب نادر با موضوع اجر، پاداش و اثرات گریه بر وحود نازنین حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام) است که به بررسی تفصیلی سنّت بکاء و تباکی بر مصائب سالار شهیدان پرداخته و در انتهای کتاب نیز فصلی را به وظایف خطیر برگزار کنندگان مجالس سوگواری آن حضرت اختصاص داده اند. که البته به ظاهر فصل آخر کتاب (باب نوزدهم در بیان وظائف عزاداری)، قبلا در سال 1378 هجری قمری به صورت کتاب مستقل و مشروح تحت عنوان «سعادت ابدی» به چاپ رسیده است.
طبق وصیّت آن بزرگوار هنگام دفن، دو کتاب البکاء للحسین و جنّةُ العاصمه ـ که در احوالات حضرت زهرا (سلام الله علیهما) نگاشته شده ـ روی سینه ایشان قرار داده شد که به عبارت جناب علامه : «باشد که موجب شفاعت من شوند.».
[1]. مقدمه کتاب البکاء للحسین «علیه السلام»، به نقل از نوه آن مرحوم.









با سلام
با افتخار لینک شدید
ما هم با نام هیئت الرضا ع اد کنید
یا علی
عالی بود ولی
“دانی که چراچوب شود قسمتش آتش؟بی حرمتیش برلب و دندان حسین است-دانی که چراآب فرات است گل آلود؟شرمندگیش ازلب عطشان حسین است-دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش؟زیراکه خداهم عزادار حسین است-دانی که چرا چشم خدا داده بشررا؟چون ذات خداعاشق چشمان حسین است.”
به به خدا خیرتان بدهد عجب مطالب بالایی
با عرض معذرت ولی چنین مطلبی قابل قبول نیست.
پس چرا خود خداوند در کتابش و روایات بسیار متعددی، مطالب هولناکی درباره قیامت مطرح کرده اند؟!
بله. اینکه فقط مطالب ترسناک را بگوییم صحیح نیست و امیدواری نیز باید داد.
ایات خدا مخصوص همه ی بندگان است و شفاعت امامان ع مخصوص مومنان .
مگر شما نشنیده اید که هر که قطره اشکی بر امام حسین ع بریزد بهشت بر او واجب است ؟!